(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 2 آذر 1387 - 23 ذي القعده 1429 -22 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19237
 

معرفي رشته هاي دانشگاهي
افتتاح پايگاه جديد براندازي نرم
ردپاي شوراهاي صنفي در پروژه هاي جديد پاييز داغ
دانشگاه ها با پرداختن به ظواهر اسلامي نمي شوند
آيا دانشگاه ها ، اسلامي خواهند شد؟
مولفه هاي رسيدن به دانشگاه اسلامي
گزارشي در خصوص وضعيت دانشجويان خارجي در كشور افول جذب دانشجوي خارجي در دولت اصلاحات



معرفي رشته هاي دانشگاهي

دل نمك¤
اگر نگاهي به اطراف مان بيندازيم، انبوهي از وسايل برقي را خواهيم ديد كه بر اثر قطع شدن مكرر برق در ساعات مختلف شبانه روز، تركيده اند، پس براي استقلال و همگامي با رشد جهاني نيازمند متخصصاني هستيم كه با اندوختن توشه علم در اين امر خطير- تركاندن وسايل برقي- اقدام كنند.
به جرات مي توان گفت كه در رشته مهندسي فاز و نول (برق) ادبيات نقش بسزايي را ايفا مي كند چرا كه ساختن، بكار بردن و بيان جملاتي چون (لامپ اضافه خاموش، ساعات كم مصرف و پرمصرف، برچسب انرژي... يخچال رو از برق بكش مي سوزه) از عهده يك مهندس برق (فاز و نول) بر مي آيد كه در ضمن بر ادبيات آن نيز مسلط باشد. البته رياضيات نيز كاربرد بسياري زيادي دارد، آن هم در شمارش تعداد لامپ هاي سوخته!
بنابراين داشتن پايه قوي در اين دروس و همچنين علاقه به «لامپ هاي سوخته» يكي از اصول پيشرفته و موفقيت در اين رشته محسوب مي شود- داوطلبيني كه از دوران نوجواني با توپ يا سنگ، لامپ تير چراغ برق را مي شكستند از اولويت ويژه اي برخوردارند و داوطلباني كه در روشن كردن هر نوع لامپ، استعداد دارند در اين رشته جايي ندارند.
رشته مهندسي فاز و نول (برق) در دو گرايش مهندسي «قطع برق» و مهندسي «اتصال فاز و نول» در مراكز عالي به دانشجويان ارائه مي شود. علاقمندان به اين رشته مي توانند به دلخواه خود و برحسب توانايي و استعدادهاشان كه در بالا ذكر شد در يكي از دو گرايش قطع برق و اتصال فاز و نول به تحصيل بپردازند، لازم به ذكر است كه گرايش مهندسي «اتصال فاز و نول»، هنوز راه اندازي نشده است.
¤مهندسي برق (فاز و نول)

 



افتتاح پايگاه جديد براندازي نرم

گردانندگان مدعي موسوم به «ملي مذهبي» يك نشريه توقيف شده، ساختمان متعلق به اين نشريه را به فعاليت هاي مشكوك و تفرقه افكنانه در حوزه مسائل دانشجويي اختصاص داده اند.
اين نشريه كه در سوابق خود فعاليت تفرقه افكنانه قومي، اهانت به حضرت امام، اقدامات ضدامنيتي در قالب حمايت از كمپين يك ميليون امضاء و... دارد، در پي نااميدي از انتشار مجدد خود، به محفلي براي آموزش و پاتوقي براي نيروهاي اپوزيسيون دانشجويي تبديل شده است.
اين نشريه در طي يك ماه گذشته ميزبان دو نشست بحث برانگيز بوده است، روز 27 مهر 87 ميزبان نشست اعضاي طيف فراكسيون مدرن علامه به همراه اعضائي از جبهه ملي، نهضت آزادي و همچنين دانشجويان و اساتيد اخراجي بوده است. در يكي از اين جلسات كه با عنوان «نشست سراسري دانشجويان محروم از تحصيل» برگزار گرديده است، روش هاي ناآرام كردن اوضاع دانشگاه ها را بررسي كردند.
در نشست مذكور طي اقدامي وقيحانه در حمايت از فرقه ضاله بهائيت دانشجويان به مقابله جدي با مصوبه شوراي عالي انقلاب و همچنين فشار جدي به نظام جهت استيفاي حقوق بهائيان دعوت شده اند.
نشست دوم، اجلاس مجمع عمومي گروهك غيرقانوني تحكيم بود كه ميزباني نشريه نامه در آن حاكي از هويدا شدن عقبه استراتژيك پياده نظام هاي انقلاب مخملين در كشور مي باشد. در اين نشست نقشه اتحاد سه گانه اصلاح طلبان حكومتي (مشاركت) و اصلاح طلبان اپوزيسيون (ملي- مذهبي) با انجمن هاي اسلامي وابسته تحكيم وحدت طيف علامه در آستانه انتخابات رياست جمهوري آينده ريخته مي شود.
سازمان ادوار تحكيم و نشريه نامه در ترويج كمپين غيرقانوني يك ميليون امضا و ناآرامي هاي صورت گرفته در ناآرامي هاي 22 خرداد ميدان هفتم تير پروژه مشتركي را به اجرا گذاشتند. همچنين نشريه نامه حمايت از قوم گرايي افراطي را نيز در سال هاي گذشته در كارنامه عملكرد خويش ثبت نموده است.

 



ردپاي شوراهاي صنفي در پروژه هاي جديد پاييز داغ

در حوادث و اعتراضات اخير كه با هدف ناآرام كردن فضاي دانشگاهها صورت مي گيرد، ردپاي شورا هاي صنفي به چشم مي خورد.
به دنبال حادثه مشكوك زخمي شدن عده اي از دانشجويان دانشگاه زاهدان هدايت و مديريت عوامل پشت صحنه اعتراض، تحصن و ايجاد ناآرامي به شوراهاي صنفي دانشگاه زاهدان سپرده شده است.
شوراي صنفي مذكور، در راستاي سياسي كردن مطالبات صنفي دانشجويان به انتشار بيانيه اي مبادرت كرد كه در آن خواهان يك سري عزل و نصب ها در مديريت شده است.
همچنين تحركات جديد دانشگاه علوم پزشكي شيراز حاكي از آن است كه شوراي صنفي دانشگاه مذكور به بهانه هايي چون اداره نامطلوب خوابگاهها و محدويت ورود و خروج به دانشگاه به پروژه ي امنيتي نشان دادن فضاي دانشگاه پيوسته است.
گفتني است امنيتي نشان دادن فضاي دانشگاه به عنوان مشق دانشجويي عده اي از دنباله هاي چپ و راست اپوزيسيون در شوراي صنفي با حمايت سايت هاي وابسته اي چون «خبرنامه اميركبير» و سايت گروهك ماركسيستي آمريكائي در آزادي برابري و سايت هاي ديگر مواجه شده است.
بهانه هايي چون گيت هاي ورودي دانشگاه، طرح بومي گزيني، مشكلات خوابگاهها، كيفيت غذاي سلف سرويس و نصب دوربين مداربسته و ساير مسائل به ظاهر صنفي دانشجوئي، هر يك به عنوان پروژه اي جدا در حال پي گيري است.

 



دانشگاه ها با پرداختن به ظواهر اسلامي نمي شوند

آيت الله جواد آملي در جمع مسئولان دانشگاه پيام نور اظهار داشت: آنچه مراجع و متدينين اصرار دارند اسلامي شدن دانشگاه هاست و پرداختن به ظواهر اسلامي نمادي از اسلامي شدن نيست.
به گزارش برنا، آيت الله جوادي آملي در جمع مسئولان دانشگاه پيام نور اظهار داشت: تمامي دانشگاه ها بايستي نوراني فكر كرده و به آن عمل كنند.
وي تصريح كرد: براي آن كه فضاي دانشگاهي نوراني داشته باشيم بايد به تدوين كتب درسي و محتواي دروس اسلامي توجه ويژه اي داشته باشيم.
وي با تاكيد بر لزوم اسلامي شدن كتاب هاي دانشگاه ها اضافه كرد : با برنامه ريزي دقيق و روشن مي توان از علم مادي به علم معنوي دست يافت.
استاد برجسته حوزه علميه قم در ادامه افزود: آنچه مراجع و متدينين اصرار دارند اسلامي شدن دانشگاه هاست و پرداختن به ظواهر اسلام نمادي از اسلامي شدن نيست.
آيت الله جوادي آملي با عنوان اين كه آنچه اسلام را مي پروراند دانش اسلامي است، اضافه كرد: علم طبيعي سكولار پرور است و اول آخر ندارد و نبايد توقع داشت كه دانشجويان متدين شوند. براي اسلامي شدن بايد علم خلقت شناسي را در دانشگاه ها رواج دهيم. اساس علوم اسلامي به اين است كه اگر علم طبيعي نداريم، بايد در جهت خلقت شناسي گام برداريم.

 



آيا دانشگاه ها ، اسلامي خواهند شد؟

اكنون سالياني است كه هشدارهاي دغدغه مندان نسبت به فضاي دانشگاه ها با پاسخ شفافي روبرو نبوده است.
دميدن نسيم اصولگرايي اما افق هاي روشني را در برابر ديدگان همه دلسوزان انقلاب گشود .در همان آغازين روزهاي تشكيل دولت نهم بود كه آيت الله مصباح يزدي با اشاره به نقش پراهميت دانشگاه ها از خبر مهمي روايت كرد: «امروز نوك پيكان تهاجم فرهنگي و تنها اميد دشمن متوجه دانشگاه هاست، چنان كه راه اصلاح هم از دانشگاه شروع مي شود.»
در پي اين اعلام هشدار، محمد مهدي زاهدي كه اكنون يكسال بود كه از تصدي وزارت علوم توسط وي مي گذشت در نشست مشترك شوراي مركزي و كميته هاي سه گانه سياسي، اقتصادي و فرهنگي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، با اشاره به طرح تحول در نحوه پذيرش دانشجو انگشت اشاره خويش را به سوي نكته اي اساسي تر برد: «بنده 2 يا 3 بار خدمت آيات عظام رسيدم و رهنمودهاي لازم را در اين خصوص دريافت كردم. جلساتي با شوراي عالي حوزه علميه قم، جامعه مدرسين قم و صاحب نظران اين مقوله مهم داشتيم كه درنهايت مقرر شد شوراي متشكل از نمايندگان حوزه علميه قم و چند نفر از سيستم آموزش عالي كشور، اين امر مهم را پيگيري نمايند.»
زاهدي در اين جلسه مسئله اسلامي شدن دانشگاه ها را دستور دايمي وزارت علوم ذكر كرد و گفت: «اميدواريم ظرف يكي، دو سال آينده تغييرات محسوس را حداقل در متون درسي مخصوصا در حوزه علوم انساني شاهد باشيم.»
چندي بعد نيز خبر تشكيل كار گروهي براي تدوين دروس حوزه علوم انساني با مشاركت انديشمندان حوزوي بر تلكس خبرگزاري ها قرار گرفت.
در نقطه كنوني از مختصات زماني عمر دولت نهم شايسته است پرسشي دوباره در چگونگي و كميت پيشرفت پروژه اسلامي كردن دانشگاه ها علي الخصوص در حوزه تدوين متون درسي مطابق با انگاره هاي اسلامي و انقلابي مطرح گردد. اين دغدغه تا بدان حد پر اهميت است كه آيت الله جوادي آملي انديشمند برجسته حوزه علميه قم در هفته هاي اخير باز هم بدان پرداخته است.
استاد جوادي آملي با اشاره به اسلامي كردن دانشگاه ها گفت: علمي كه در دانشگاه ها تدريس مي شود لاشه مرده اي است كه قابل اسلامي شدن نيست.
وي ادامه داد: وقتي دانشگاه اسلامي مي شود كه دانش آن اسلامي شود و درحال حاضر دانش سكولار است.
اين استاد حوزه تصريح كرد: آنچه درحال حاضر در دانشگاه ها از آن سخني گفته نمي شود، خدا و پيغمبر(ص) و اينكه چه كسي اين هستي و جهان را به وجود آورده است.
جوادي آملي افزود: وقتي مي توان سطح فرهنگ را بالا برد كه دين در تمام سطح زندگي ما رخنه پيدا كند.
با تفاصيل فوق، گزيده ترين معيار براي سنجش ميزان موفقيت در اسلامي كردن دانشگاه ها با مروري بر ايده آل هاي يك دانشگاه اسلامي و متغيرهاي موثر در زيرساخت هاي آن محقق خواهد شد.
دانشگاههاي مختلف جهان، علاوه بر اشتراكاتي كه به اعتبار دانشگاه بودن با يكديگر دارند، به اعتبار تعلق به جوامعي با بينش هاي مختلف، واجد خصوصياتي هستند كه آنها را با يكديگر متفاوت و متمايز مي سازد. جامعه ايراني كه در انقلاب اسلامي خود با رويكردهاي الهي، جهان بيني و نظام ارزشي اسلامي را مبناي شوؤن مختلف زندگي افراد قرار داده، خواهان آن است كه دانشگاههايي متناسب با مباني و ارزش هاي اسلامي داشته باشد تا هم بتواند در آن دانشگاهها از مباني و معيارهاي خود، شناخت دقيق تر حاصل كند و هم با تربيت متفكران و مديران بر وفق آن مباني و معيارها، به ترويج و تعميم آنها در كل جامعه مبادرت نمايد.
اصول عمومي دانشگاهها عبارتنداز:
1- اهتمام به علم
2-وجود آزادي براي تحقق و نقد آراء و نظريات
3- داشتن پيوند با واقعيت هاي جامعه
4- مشاركت در صحنه زندگي اجتماعي و ايفاي نقش در آن
و اصول اختصاصي دانشگاه اسلامي عبارتنداز:
1- حاكميت بينش توحيدي بر تمام شؤن دانشگاه و انديشه دانشگاهيان
2- اهميت يافتن معنويت و اخلاق و تزكيه
3-احساس تعهد و مسئوليت نسبت به رشد و تعالي جامعه
سياستهاي راهبردي اسلامي شدن مراكز آموزشي:
در اسناد شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در اين راستا، مصوباتي وجود دارد كه به آنها اشاره مي كنيم:
1- استاد
1.1- جذب و گزينش استادان شايسته از نظر ايمان و علم و تقوا و پاي بندي به مباني نظام
1.2- برنامه ريزي به منظور توأم ساختن فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي اعضاي هيئت علمي با نقش تربيتي و اخلاق آنان در مراكز آموزشي
1.3- ارتقاي سطح معرفت ديني، سياسي و اجتماعي استادان
1.4- قانونمندكردن فعاليتهاي سياسي و فرهنگي استادان به منظور فراهم آوردن محيطي سالم و آزاد و مطمئن براي بحث و گفتگو و ارتقاي انديشه ديني
2- دانشجو
2.1- ارتقاي سطح بينش اسلامي
2.2- تقويت روحيه كمال جويي، نقادي، حقيقت جويي و احساس مسئوليت اجتماعي
2.3- قانونمندكردن فعاليتهاي فرهنگي و سياسي دانشجويان
3- نظام برنامه ريزي فرهنگي
4-متون و برنامه ريزي درسي
5- نظام برنامه ريزي آموزشي
6- مديريت
حال با تكيه بر اين شاخص ها، بايد انديشيد كه در طول چند دهه اخير، به چه ميزان توانسته ايم دانشگاه را به دانشگاه اسلامي تبديل كنيم! آيا با اين معيارها فاصله نگرفته ايم؟! آن چنان كه امروزه حتي عده اي با تحقق مدل دانشگاه اسلامي مخالفت ميكنند و با وجود پسوند اسلامي تشكل شان، به هوچي گري و نشر اكاذيب دراين زمينه مي پردازند! حتي فراتر از اين؛ در نشريات وابسته به انجمن هاي اسلامي دانشگاهها، صريحا و با وقاحت تمام، انقلاب فرهنگي يك فاجعه و واقعه اي تأسف بار و غيرقابل دفاع خوانده مي شود و واقعيت هاي آن، تحريف مي گردد!
بدون دانشگاه اسلامي، جامعه اسلامي تحقق نمي يابد. اگر واقعا خود را دانشجوي انقلابي مسلمان مي دانيم، بايد دانشگاه را پالايش كرده و آن را در چارچوب اصول اسلامي تعريف كنيم.

 



مولفه هاي رسيدن به دانشگاه اسلامي

محمدامين آبادي
آن چيزي كه با شنيدن نام دانشگاه اسلامي به اذهان متبادر مي شود اين است كه دانشگاه اسلامي چه تعريفي دارد و به عبارت ديگر آن چيزي كه درمقابل دانشگاه اسلامي قراردارد چيست تا با دانستن و به تصور در آوردن آن خلافش يعني دانشگاه اسلامي را تصور كرده و تصديقش كنيم زيرا يك اصل منطقي مي گويد تعريف الاشيا باضدادها. براي شرح آن چيزي كه ميخواهم بر روي آن تاكيد كنم بهتر است مثالي بزنم:
انديشمندان اسلامي تعاريفي از حكومت اسلامي ارائه كرده اند درنظر اكثريت دانشمندان و متفكرين اسلامي از جمله حضرت آيت الله مصباح يزدي حكومت اسلامي حكومتي نيست كه تنها اكثريت مردم آن سرزمين مسلمان باشند بلكه براي اين كه يك كشور داراي حكومت اسلامي باشد سه مولفه نياز است:
1- اكثريت مردم آن سرزمين مسلمان باشند 2-حاكم و آن كسي كه ميخواهد حكومت كند طبق معيارهاي الهي انتخاب شود 3- دراين حكومت قوانين و مقررات برطبق موازين شرعي وضع شود و اجرا گردد.
مولفه هايي شبيه مولفه هاي فوق در زمينه دانشگاه اسلامي نيز مطرح است؛ دانشگاه اسلامي دانشگاهي نيست كه تنها دريك كشور با اكثريت دانشجويان مسلمان مستقر است و يا اساتيدش مسلمان هستند بلكه آن علم و دانشي كه دراين دانشگاه تدريس مي شود نيز بايد داراي مولفه اي باشد كه بتوان آن را شايسته دانشگاه اسلامي خطاب كرد.
حال سوال اين جاست كه آيا علم به ذاته اسلامي است و يا در معيت يك امر مقدس ديگر داراي بار ارزشي مثبت مي شود.
با اندك نگاهي به تاريخ اسلام در مي يابيم كه قرون اوليه اسلامي مملو از پيشرفت هايي بود كه امت نوپاي اسلامي در قياس با جهان غرب به آن دست يافته بود و سوالي كه اينك اذهان را به خود مشغول كرده است اين است كه پيشرفت قرون اوليه اسلامي به چه علت بوده و امروز به چه علت عقب افتاده ايم؟
در قرون اوليه اسلام تصوري كه مسلمانان از علم داشتند اينگونه نبود كه علوم را به صورتي مرتجعانه به دو حوزه اسلامي و غير اسلامي تقسيم كنند و تحصيل علوم اسلامي را توصيه و از تحصيل علوم غير اسلامي اجتناب كنند شيميدان هاي بزرگي چون جابرابن حيان (از شاگردان امام جعفر صادق) دراين محيط پرورش يافتند.
ولي غزالي با تقسيم علوم به دو حوزه ديني و غير ديني و توصيه مردم و جوانان به تحصيل علومي كه او آن ها را اسلامي مي ناميد مانعي بزرگ بر سر راه پيشرفت جوامع اسلامي ايجاد كرد.«1»
رهبر فرزانه انقلاب مي فرمايند:
«علم كه ديگر مادي و معنوي ندارد علم علم است، علم معرفت است؛ علم عزيز و شريف است؛ گوهر است. علم آن چيزي است كه انسان بايد دنبال آن باشد...» (2)
برمي گرديم به سوال اوليه اين نوشته كه دانشگاه اسلامي چه تفاوتي با دانشگاه غيراسلامي دارد. در جواب به اين سوال مقوله جهان بيني مطرح مي شود و آن تعريفي كه اسلام از جهان مطلوب و آرماني ارائه مي دهد.
«او (غرب) الان محتاج شما است چرا كه اگر نفت شما نباشد اين كارخانه ها نمي چرخد... اما درعين حال شما محتاج آن هائيد آن ها براي شما تكليف تعيين مي كنند حتي براي نفتتان!! اين خاصيت علم است علم وسيله اقتدار است بايد علم را به دست آورد چاره اي نداريم.» (3)
چنان چه مي بينيم علم درنظر رهبر عزيز عامل اقتدار است چنان چه غربي ها توسط علم اقتدار كسب كرده اند و بر ديگران مسلط شده اند:
«(ما بايد) علم را براي ساختن دنيايي كه اسلام براي ما تصوير كرده به كار گيريم دنيايي را كه اسلام براي مسلمين پيش بيني كرده بدون علم نمي شود به دست آورد. آيه «ليظهره علي الدين كله ولو كرده المشركون» كه چند جا در قرآن تكرار شده يعني غلبه فرهنگي بر همه دنيا و به دست گرفتن زمام هدايت همه مردم عالم وهدايت آن ها به سوي نور و معنويت و تكامل الهي. رسيدن به اين هدف بزرگ جز با كسب علم امكان پذير نيست.«4»
چنان چه مي بينيم درمنظر رهبر معظم انقلاب علم ذاتا مقدس يا نامقدس نيست بلكه آن جهان بيني اسلامي كه دين مقدس اسلام براي مومنان تصوير نموده است و آن مدينه فاضله اي كه بايد مومنان در جهت تحقق آن حركت كنند جز به وسيله علم محقق نمي شود و چنان مي دانيم رسيدن به جامعه فاضله ذاتا امري است مقدس و به عرض اين هدف مقدس است كه علم درجهت رسيدن به آن هدف داراي بار ارزشي مثبت و مقدس مي شود.
راههاي ميانبر را پيدا كنيم و از بدعت و نوآوري در وادي علم ، بيمناك نباشيم. اين حركت بايد در دانشگاهها و مراكز علمي و تحقيقاتي ما به صورت انگيزه اي عام، امري مقدس و يك عبادت تلقي شود.همه رشته هاي علوم بايد به اين صورت در آيند...(5)
از منظر رهبر معظم انقلاب فرهنگ تابع اقتدار است و اقتدار تابع علم، تا كشوري عالم نباشد مقتدر نيست و كشوري كه توسط علم به اقتدار رسيده است فرهنگش بر ساير ملل تسلط دارد و در نتيجه آن فرهنگ تعريف شده در اسلام نيازمند اقتدار است كه جهان اسلام بايد در سايه علم به آن دست يابد.
اينگونه نيست كه فرهنگ بالاي غرب به آن ها اقتدار بخشيده باشد بلكه اين علم است كه به آن ها اقتدار بخشيده است وفرهنگ آن ها را مسلط نموده است. تسلط فرهنگ غرب به معناي برتري فرهنگي غرب نيست.
«اين مغالطه بزرگي است كه كسي بگويد علم غربيها خوب است، پس فرهنگ و سيستم زندگي و اخلاقشان هم خوب است؛ نه، اينها با هم ملازمه اي ندارند. علمشان خوب است؛ اما اين علم، پروريده و ساخته اين فرهنگ نيست؛ حتي اين فرهنگ به اين علم ضرر هم مي زند» (6)
مولفه ديگري كه علم را داراي جنبه ارزشي مي كند مديريت علم است:
«اگر مديريت علم به دست انسان هاي دنياطلب و قدرت طلب و زراندوز و سلطه طلب بود همين مي شود كه امروز شما در دنيا مشاهده مي كنيد... اگر مديريت علم در دست انسان هاي صالح باشد اين مسائل پيش نمي آيد و علم در خدمت بشريت قرار خواهد گرفت.»
¤ فعال دانشگاهي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
1- غزالي در كتاب احياء علوم الدين مي نويسد:
«شايد بگوييم علوم غير از اين علوم ظواهر و بواطن قرآن زيادند (مانند طب، نجوم، هيئت عالم، هيئت بدن حيوان، سحر و...)؛ ولي ما فقط به علوم ديني اشاره كرديم كه اصل آنها براي رفتن به سوي خدا لازم است اما اصلاح معاش و معاد انسان بر اين علوم پيش گفته توقف ندارد.
اگر گويي كه وراي اين علوم، علوم ديگر است چون علم طب و نجوم و علم هيات عالم و علم هيات حيوان و تشريح اعضاي وي و علم سحر و طلسمات و مانند آن. بدان كه ما بدانچه اشارت كرديم علوم ديني خواستيم كه بدان راه خداي رفته شود و اين علم هاي ديگر كه تو ياد كردي صلاح سعادت معاد ندارد و معاش نيز ني، از بهر اين ياد نكرديم... اما علم خداي علمي است كه نهايت ندارد و علم ما مفرق علم حق است از دو جهت: يكي آن كه علوم حق نهايت ندارد و علم ما متناهي است و دوم آن كه علم حق تعالي را به قوت و به امكان نيست كه خروج آن به وجود انتظار كشيده شود... و اين همه علوم كه برشمرديم يا ناگفته ماند اصول وي از قرآن بيرون مي آيد كه همه از بحر قرآن محيط مغترف است.»
2- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با روءساي دانشگاه ها 1376.12.6
3- همان
4- بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان اتحاديه انجمن هاي اسلامي اروپا 1381.5.19
5- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي، 1382.2.22
6- بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع هيئت علمي و كارشناسان جهاد دانشگاهي

 



گزارشي در خصوص وضعيت دانشجويان خارجي در كشور افول جذب دانشجوي خارجي در دولت اصلاحات

محمد مهدي تهراني - علي دروديان
در شماره نخست اين گزارش به اهميت دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) و انتظارات مقام معظم رهبري از اين دانشگاه اشاره شد، در بخش دوم اين گزارش به وضعيت كنوني دانشجويان خارجي پرداخته مي شود.
طي سال هايي كه دولت اصلاحات زمام امور را در دست گرفته بود، كم كم توجه به بين المللي بودن دانشگاه و رسالت صدور انقلاب كمرنگ شد. به گونه اي كه تا قبل از آغاز دولت نهم حتي دانشجويان خارجي براي آموزش زبان فارسي هم كمتر به اين دانشگاه مي آمدند و دانشگاه هاي مختلفي در سطح كشور اقدام به پذيرش دانشجويان از كشورهاي مختلف مي كردند.
دكتر رسولي سرپرست مركز آموزش زبان فارسي دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) در اين خصوص مي گويد: «الآن در سطح كشور حدود 3500 نفر دانشجو داريم. البته بورسيه ها. چون از دانشجوياني كه آزاد شركت مي كنند، آمار مشخصي نداريم. هر دانشگاه براي خودش اطلاعيه مي زند و تعدادي دانشجوي آزاد خارجي مي گيرد. معمولا اينجا هميشه 150 تا 200 دانشجوي خارجي داشته است. حدود سال هاي 82 تا 84 اين تعداد يك دفعه افت كرد. چون مراكز موازي ايجاد شد.»
او همچنين با اشاره به تلاش هايي كه بعد از روي كار آمدن دولت نهم و رياست دكتر غفوري فرد در دانشگاه انجام شده است، مي گويد:«از سال 86 حدود 70 درصد افزايش داشته ايم و اين تعداد شده است 250 نفر. اين تعداد ماكزيممي است كه وزارت علوم سالانه مي تواند بورس بدهد.»
در واقع در حال حاضر تلاش شده است كه دانشجوياني كه بورسيه مي گيرند لااقل براي آموزش زبان فارسي به صورت متمركز به دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) انتقال داده شوند. اما وضعيت دانشجوياني كه بعد از آموزش زبان فارسي مي خواهند وارد رشته مورد نظر خود شوند، متفاوت است. به گونه اي كه اغلب آنها در دانشگاهي غير از دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) ادامه تحصيل مي دهند. در حالي كه 2437 نفر تا خرداد ماه امسال از مجموعه آموزش زبان فارسي دانشگاه فارغ التحصيل شده اند، دانشگاه تا حالا در كل تنها 250 نفر دانشجوي خارجي وارد رشته داشته است. يعني تنها چيزي حدود يك دهم دانشجويان خارجي تحصيلاتشان را در دانشگاه قزوين ادامه داده اند. طبعا اين پراكندگي، اهداف اصلي تاسيس دانشگاه را با چالش مواجه خواهد كرد. چرا كه با پخش شدن دانشجويان در دانشگاه هاي مختلف نمي توان براي آن ها كار فرهنگي مناسبي انجام داد و برنامه ريزي خاصي كرد.
پخشند. شايد اكثرشان دانشگاه تهرانند. كه اين به نظر من حداقل اين است كه نمي شود برايشان كار خاصي كرد، يك دانشگاه ده نفر دانشجوي خارجي دارد يك دانشگاه 50 نفر، ديگري 20 نفر. نه متولي درست و حسابي در چارت دانشگاه ها تعريف شده، نه كار فرهنگي مي شود براي آنها انجام داد. نه برنامه ريزي درسي درست و حسابي. نمي شود استاد ويژه برايشان گذاشت.»
او همچنين اضافه مي كند در وضعيت كنوني، دانشگاه ها ناچارند كلاس هاي دانشجويان خارجي را با ساير دانشجويان ادغام كنند و وقتي اين كار انجام مي شود، خيلي چيزها تحت الشعاع قرار مي گيرد. تمام كاستي ها به آنها سرايت مي كند.
علت ها
الف) شايد يكي از دلايلي كه موجب شد دانشگاه بين المللي كه تقريبا همزمان با دانشگاه مالزي تاسيس شده است، به چشم انداز مورد نظر نرسد، شرايط حاكم بر كشور در آغاز به كار اين دانشگاه بود. البته در مذاكرات مجلس شوراي اسلامي هم كه برخي نمايندگان در جايگاه مخالف لايحه سخن گفته بودند، همين مسئله را مورد اشاره قرار مي دادند. آنها بر اين باور بودند كه شرايط كنوني كشور از جهت امكانات و سرمايه، اساتيد و مبلغان علمي و حوزوي و نيز عدم ثبات كافي، براي تاسيس و آغاز به كار اين دانشگاه مساعد نيست. در طرف ديگر هم موافقان لايحه بر اين نكته تاكيد مي كردند كه ايده آل هاي دانشگاه قرار نيست در همان سال اول محقق شود. بايد نقطه هدف و آرماني را شناخت و كم كم به سوي آن گام برداشت. طبعا اين حركت زمان هم خواهد برد. ولي اين به معناي پاك كردن صورت مسئله نيست. در كل مي توان شرايط خاص كشور را به عنوان يكي از عوامل فاصله موجود تا آرمان ها در نظر گرفت.
ب) دليل ديگر عدم اعتقاد و باور برخي مسئولين و مديران در بدنه نظام و يا در داخل دانشگاه بود. بهزاد زارع از مسئولين سابق بسيج دانشجويي دانشگاه امام خميني(ره) در اين خصوص مي گويد: «تحولات سياسي اي كه در داخل كشور رخ داد و تا حدودي حاكميت تجديدنظر طلبان و عناصري از اين دست، اصلا ماموريت خود دانشگاه را زير سؤال برد. در سال هاي 76 تا سال هاي اخير اصلا موضوع فراموش شده است و در واقع ما در اين دانشگاه شايد حتي ماموريت و هدف مشخص دانشگاه را معكوس عمل مي كرديم؛ يعني به جاي يادگيري، براي انقلاب دلزدگي و دلمردگي در عرصه جهاني ايجاد مي كرديم.»
دكتر رسولي نيز از برخي مسئولين چنين گلايه مي كند: «بعضي ها قواره دانشگاه را بزرگ ديدند. خودشان نتوانستند بزرگ شوند. سعي در واقع نوعي هم ترازي در پشتيباني رخ داد و اين مسئله فرآيند موجود را با كندي دوچندان مواجه كرد. بهزاد زارع در اين خصوص مي گويد: «در اين دو، سه سال اخير كارهايي انجام شده. اما اگر بخواهيد از اول ببينيد حتي در حد يك دانشگاه استاني هم به اين دانشگاه توجه نشده است.»
د) دليل ديگر عدم پشتوانه جدي علمي دانشگاه بوده است. طبعاً در خصوص ارتقاي وضع علمي دانشگاه مي بايست توجهي ويژه مي شد و اساتيدي كه از سطح دانش و آگاهي بيشتري برخوردار بودند و در عين حال به انديشه هاي امام راحل التزام داشتند، بر مسند استادي دانشگاه حضرت امام تكيه مي زدند. در حالي كه روند جذب اساتيد هم مسيري كاملا عادي و مشابه دانشگاه هاي ديگر را طي كرده است. عدم رشد علمي مناسب طي اين سال ها منجر به ناشناخته ماندن اين دانشگاه در سطح جهان شده است. به گونه اي كه مدرك اين دانشگاه حتي در كشورهايي نظير لبنان از اعتبار مناسبي برخوردار نيست و اين در واقع جفاي به حضرت امام(ره) است. همين عدم اعتبار بين المللي منجر به رغبت دانشجويان خارجي به تحصيل در ساير دانشگاه ها شده است.
دكتر رسولي با اشاره به دلايل پراكندگي دانشجويان خارجي در سطح كشور طي اين سال ها مي گويد: «وقتي كه در خيلي از كشورها مدرك اين دانشگاه را ترجمه نمي كنند و قبول نمي كنند، دانشجو انگيزه ندارد در اين دانشگاه درس بخواند.»
ه) عدم ثبات مناسب وضعيت دانشجويان خارجي و امكان جابه جايي آنها از دانشگاه بين المللي دليل ديگري بوده است كه مزيد بر مشكلات شده است. طي اين سال ها برخي تلاش كردند به جاي حل مشكل، صورت مسئله را پاك كنند، عنوان دانشگاه را به عنوان دهخدا تغيير دهند و به دنبال آن دانشجويان خارجي را به مركز ديگري منتقل كنند. دكتر رسولي در اين خصوص بر اين باور است كه: «بحثي كه مي خواهند نام بين المللي را از دانشگاه بردارند، در مديران دانشگاه اضطراب ايجاد كرده. اينها را در برزخ گذاشته... اين نشانه بي ثباتي است. همين برزخ خيلي بد شده. باعث سوء برنامه ريزي شده است.»
و) در ظر نگرفتن تمهيدات مناسب براي اقامت دانشجويان و داوطلبان خارجي نيز ميل و رقبت به حضور در استان قزوين را در آنها كاهش داده است. مسئول مجموعه آموزش زبان فارسي در اين خصوص نيز سخناني براي گفتن دارد: «من تمايز بين دو استان را مي گويم. اگر خواستيد انعكاس بدهيد، اينها را مد نظر داشته باشيد. اگر كسي تهران باشد مثلا براي تمديد اقامتش- حتي با پاسپورت زيارتي كه مي آيند در مؤسسه دهخدا فارسي ياد بگيرند- راحت تا 6 ماه اقامت او تمديد مي شود. اما در استان ها اين اجازه نيست. تمديد نمي توانند بكنند. يك دانشجويي بود از انگليس مي خواست فارسي ياد بگيرد. چون ويزايش ويزاي سياحتي بود، يك هفته ديگر بايد ايران را ترك كند. فارسي او داشت تمام مي شد. همه ما دلخور شديم. امتيازهاي اين چنيني را بايد براي دانشجويان خارجي در استان لحاظ كنند.» در واقع اگر بناست به ضرورتي به نام دانشگاه بين المللي اهتمام داشته باشيم ناچاريم همه جوانب آن را ببينيم و مورد بررسي قرار بدهيم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14