(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 30 آبان 1387 - 21 ذي القعده 1429 -20 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19236
 

نگاهي ديگر به دستگاه سينمايي آمريكا مستندات تاريخي و علمي قرباني هاليوود
فراز و نشيب نگاهي به فيلم «محيا» به كارگرداني اكبر خواجويي
سينما و تپش لحظه هاي انقلاب
هيئت انتخاب مستند و كوتاه جشنواره فيلم پليس
ششمين گردهمايي تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
دومين جشنواره تئاتر محلات تهران
خودزني توسط نشريه كودك و نوجوان
30 فيلم براي 30 سال انقلاب



نگاهي ديگر به دستگاه سينمايي آمريكا مستندات تاريخي و علمي قرباني هاليوود

هاليوود، همواره تمايل دارد كه مستندات تاريخي و علمي را به پاي درام قرباني كند تا به اين وسيله مخاطبان فيلم هاي خود را مجبور كند، بدون تحليل و بررسي دقيق، آنچه را روي پرده مي بينند، به عنوان واقعيت محض بپذيرند.
فيلم سينمايي «اتفاق» ساخته «ام نايت شيامالان» كه روي پرده سينماهاي آمريكا و كانادا رفت، فيلمي بود كه به احتمال زياد قرار بود، حقايق مسلم فيزيكي و شيميايي را به نفع داستان كنار بگذارد و حتي در مورادي آنها را تحريف كند، تا مخاطبانش ماجرايي هيجان انگيزتر را روي پرده ببينند.
آنچه مسلم است، در سينماي هاليوود سال هاست كه فيلم سازان و فيلمنامه نويسان، علم و تاريخ را فداي درام و داستان مي كنند و اين روند همچنان بدون توجه به اعتراض دانشمندان پيش مي رود.
يكي از مهم ترين نمونه هاي انحراف تاريخي در محصولات پرزرق وبرق هاليوودي فيلم «300» بود كه سال گذشته روي پرده سينماهاي جهان رفت و چنان تصويري واژگون از ايران و ايرانيان ارائه كرد كه اعتراض بسياري از وجدان هاي پاك را در جهان برانگيخت.
داستان فيلم «300» مربوط به نبرد و مقاومت سيصدنفر سرباز اسپارت در مقابل ارتش يك ميليون نفري خشايارشا، پادشاه هخامنشي در جريان نبرد «ترموپيل» است.
فيلم 300 را «زاك اسنايدر» كارگرداني كرده است و وي بيشتر بخاطر فيلم هاي كوتاه خود شهرت دارد و فيلم 300، دومين فيلم بلند تجاري او بشمار مي رود.
داستان فيلم براساس رمان تصويري «فرانك ميلر» داستان نويس آمريكايي ساخته شده است. وي پيشتر آثار تصويري ديگري نظير «سين سيتي»، «روبوكاپ» و «بت من» را منتشر كرده است كه غالب اين داستان ها به صورت فيلم درآمده اند.
انتقاد ايرانيان به فيلم 300 به اين دليل است كه روايت تاريخي ارائه شده در آن با واقعيت تاريخي انطباق ندارد و اين رمان بيش از آن كه يك داستان تاريخي باشد، رماني تخيلي است.
فيلم 300 از بعضي از جهات بسيار نژادپرستانه به نظر مي رسد و در اين فيلم اسپارت ها نماد سفيدپوستان اروپايي هستند كه به آزادي و دموكراسي و حقوق شهروندي و وطن پرستي و جنگ آوري معتقدند.
آنها زن ها را محترم مي شمارند و به خانواده احترام مي گذارند و تصوير ارائه شده از يك خانواده اسپارت در فيلم 300 با تصوير معيار يك خانواده آمريكايي در قرن بيست و يكم برابري مي كند.
براساس آنچه در اين فيلم نشان داده شده، در سوي ديگر ميدان كارزار، پارس ها يا ايراني ها هستند. آنها از قوميت ها و نژادهاي مختلف تشكيل شده اند. افراد پليد و بد در ميان آنها يا سياه پوست هستند يا چهره خاوردوري دارند. سربازان پارسي و شاه پارس به طلا و جواهرات علاقه مند هستند و تمام صورت و بدن خود را با حلقه ها و زيورآلات تزئين كرده اند.
در ميان سپاه ايران، افراد معلول و همجنس باز به وفور ديده مي شود و انگار اين سپاه محلي است براي جمع شدن اقليت هاي اجتماعي بويژه آنهايي كه در جامعه آمريكا سال هاست مورد تبعيض قرار گرفته اند. فيلم از اين اقليت ها چهره اي پليد نشان مي دهد.
با اين وجود، بيننده آگاه در هيچ كجاي فيلم تصور نمي كند كه با يك جريان تاريخي روبه روست و اين فيلم حتي به گفته كارگردانش يك روايت تاريخي نيست، بلكه يك فيلم سمبليك و تجاري است كه در آن عده اي قوي و خوب به مصاف گروهي پليد و بي بنيان مي روند و در پايان نيز گروه اول با افتخار جان خود را فداي هدف خود مي كنند.
نكته اي كه اين فيلم را جنجالي تر مي كند، اين است كه بودجه اين فيلم تماماً از طرف دولت آمريكا تامين شده است. اين در حالي است كه غالباً فيلم هاي هاليوود با سرمايه هاي خصوصي ساخته مي شوند و نه دولتي.
اگرچه اين نوع رفتار كمتر با اعتراض مواجه مي شود، اما برخي كارشناسان معتقدند، در برابر انحرافات علمي و تاريخي سكوت جايز نيست.
در مقاله «بلاك باسترهاي هاليوودي» كه در يكي از ژورنال هاي آلماني منتشر شد، فيلم هاي هاليوودي چنين معرفي شده اند:«گاهي صحنه چنان پر از اشتباه است كه همه متوجه آن مي شوند، اما گاهي پي بردن به ماجرا براي مخاطباني كه سواد علمي بالا ندارند و براي تفكر انتقادي تربيت نشده اند، بسيار دشوار است.»
همچنين در اين مقاله «كاستاس جي افتيميو» رئيس پيشين گروه فيزيك دانشگاه فلوريدا، نيز ديدن چنين تصاوير عجيب و باور نكردني در سينماي هاليوود را چنين توصيف كرده است: «قرار گرفتن در معرض اين تصاوير، به ناداني منتهي مي شود.»
با اين حال، هاليوود مداوم در حال تقويت و حتي خلف گرايش هاي نادرست علمي است كه مي تواند نتايج منفي بر جوامع بشري داشته باشد.
بطوري كه «افتيميو» معتقد است: ضروري است كه تمام شهروندان، روش هاي درست تفكر انتقادي را ياد بگيرند و بر كميت و كيفيت پايه سواد علمي خود بيفزايند.
در اين مقاله، دو استاد دانشگاه معتقدند كه شواهدي مبني بر وجود ارتباط ميان فيلم هاي بدآموز بي سوادي علمي در دنياي واقعي وجود ندارد، اما تحليل هايي سرگرم كننده درباره اشتباهات علمي فيلم ها در آن به چشم مي خورد.
براي نمونه، در يكي از صحنه هاي فيلم سينمايي «مركز زمين» به كارگرداني «جان آيل» محصول سال 82، يكي از قهرمانان داستان در حالي كه لباس محافظ به تن دارد در مواد مذاب آتشفشاني فرو مي رود.
اين در حالي است كه افتيميو و استادان دانشگاه فلوريدا معتقدند: انسان هرگز بطور كامل در سنگ گداخته فرو نمي رود، زيرا بخش زيادي از بدن انسان را آب تشكيل مي دهد و به همين دليل جرم آن تقريباً معادل جرم حجمي آب است.
اين افراد اعتقاد دارند، از آنجايي كه مواد مذاب عمدتاً از سنگ تشكيل شده اند و جرم حجمي سنگ تقريباً سه برابر آب است، پس به هيچ وجه نمي توان تصور كرد كه انسان در مواد مذاب غرق شود و از سويي غرق شدن در مركز زمين با سرعتي كمتر از سطح زمين اتفاق مي افتد.
همچنين «افتيميو و همكارانش» در سال 1985 در يكي از مقالات علمي خود صحنه هايي از فيلم سينمايي «روز استقلال» محصول سال 1975 به كارگرداني «رولند امريش» را بشدت زير سوال بردند.
در اين فيلم، سفينه هاي فضايي و موجودات فضايي در شهرهاي بزرگ و مهم به زمين برخورد مي كنند، و زميني ها نابودي اين سفينه ها را به علامت پيروزي جشن مي گيرند.
اين در حالي است كه شايد نمي دانند قدرت انرژي آزاد شده از برخورد اين سفينه ها، برابر با ده ها هزار تن بمب اتمي است.
در حالي كه شايد اين بحث ها برخي از سينماروهاي آمريكايي را از پريدن روي بال هواپيماي در حال پرواز، مانند شخصيت «جان مك ملين» كه در فيلم «آزاد زندگي كن يا سخت بمير» انجام مي دهد، باز دارد.
با توجه به اينكه بسياري از فيلم هاي هاليوودي، در مستندات تاريخي و علمي، حقايق را فداي درام و خيال پردازي مي كنند و از واقعيات دور مي شوند،. نظام آموزشي در آمريكا در تلاش است براي فهماندن برخي مفاهيم كاربردي به دانشجويان و دانش آموزان خود، راه هاي تازه اي به غير از نمايش فيلم هاي مربوط به مستندات تاريخي و علمي، بيابد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

 



فراز و نشيب نگاهي به فيلم «محيا» به كارگرداني اكبر خواجويي

احمد عراقي
اگر به كارنامه خواجويي نگاهي كوتاه داشته باشيم با دو رويكرد متفاوت روبرو مي شويم. از وي تا به حال سه فيلم بلند به نمايش درآمد كه دوتاي آن توفيق چنداني كسب نكردند و او ناچار رو به تلويزيون آورد و آثار كوچك و بزرگ زيادي را خلق كرد. آشناترين آن كه روزگاري نقل محافل بود «پدرسالار» است. اصولا اگر يك كارگردان جديد هم فعاليت خود را تغيير دهد معلوم است كه به يك نگاه تازه اي رسيده است و قصد دارد يك دريچه جديدي به روي مخاطب بگشايد و اين مي تواند براي سينما و تلويزيون يك موفقيت باشد. مخصوصا بر سينما، چون با ايده خلاقانه و فكر نو است كه مي توان سينماي به خواب رفته را بيدار كرد و جاني تازه بدان بخشيد. با اين مقدمه اگر به بررسي فيلم «محيا» بپردازيم از جهات گوناگون قابل تجزيه و تحليل است چه به لحاظ موضوعي، چه روايي، چه به لحاظ فضاي كار و نگاه كلي كارگردان و مقصود او، چه از نظر انتخاب بازيگر و ديگر رويكردهاي موجود.
قصه فيلم روايت آشناي ملودرام هاي ايراني است كه به كرات مورد انتقاد قرار گرفته و از اين جهت رويكرد كهنه اي است و ارتباطي با حال حاضر ندارد و ريشه در يكصد سال اخير كه نه ريشه در اختراع پول توسط فينيقي ها دارد. داستان فيلم از اين قرار است كه جاويد (شهاب حسيني) پزشك جوان و از يك خانواده مرفه و پول دار دلباخته يك دختر از خانواده فقير و سنتي مي شود و براي وصال با او از هيچ تلاشي دريغ نمي كند؛ حتي از شستن مرده. دختر فقير هم كه دانشجوي رشته پزشكي است! به خاطر مسائل خانوادگي و حفظ پيوند موجود به اجبار به شغل خانواده يعني غسالي روي مي آورد. محيا (الهام حميدي) در مواجه با پيشنهاد ازدواج جاويد بيشتر براي رهايي از دست او و از سر تفنن. شست و شوي هفت مرده را شرط ازدواج تعيين مي كند. حال جاويد براي رسيدن به هدف و عشق خود از اين هفت خوان كه نه هفت مرده بايد عبور كند و در اين راه به يك ملودرام هاي معروف يك پسر و مرشد كه نقش آن را انوشيروان ارجمند به عهده دارد سعي مي كند با پند و اندرز و توصيه هاي گوناگويي نگاهي متفاوت از مرگ و زندگي و عشق به دنيا و فلسفه زندگي به جاويد بدهد و در اين راه خود نيز به ديار حق مي شتابد. در انتخاب بازيگر و شغلش يك تعارض باورناپذير وجود دارد مثلا انتخاب الهام حميدي به عنوان ايفاكننده نقش محيا در اين اثر با آن شغل و تحصيلات و از همه مهمتر با آن سيما و چهره و آن آرايش كمي عجيب به نظر مي رسد و پذيرفتن حرفه غسالي توسط او به دليل حفظ پيوند خانوادگي دقيقا روشن نيست و اصولا لزومي ندارد. البته به نظر مي رسد كارگردان با انتخاب حميدي اهداف متعددي داشته و سعي كرده با يك تير چند نشان بزند: همسر شيشه را به تصرف درآورده هم تماشاگر را به فكر واداشته و هم منتقد را سركار گذاشته. اين اثر به لحاظ ساختار روايي داراي نوسان هاي زيادي است مثلا وقتي دختر پيشنهاد خود مبني بر شستن مرده به جاويد را مي دهد و او اين را پي بريزد يكبار تيم روايي دارد و پس از حضور مرشد (ميرطاهر) به يك ريتم كند و غيرجذاب مبدل مي شود و آن قدر كش دار مي گردد كه حوصله تماشاگر سرمي رود. يعني معلوم نيست كه ديالوگ ها و صحنه هايي كه مي شد بسيار كوتاه تر به روي پرده فرستاد چرا اين قدر طولاني مي شود و كارگردان از اين موضوع يعني طولاني شدن برخي سكانس ها غافل شده. اگر ما گريزي دوباره به انتخاب بازيگر و شخصيت پردازي بزنيم مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه مقصودي كه در بالا ذكر شد چندان هم بيراهه نرفته زيرا انتخاب بازيگران نام آشنا و عاشق پيشه سال هاي اخير يعني شهاب حسيني كه تقريبا در نقش عاشق كليشه شده بيشتر براي گيشه بوده. شخصيت پردازي او نيز جاي بحث دارد چگونه جاويد هم پزشك هم پولدار و هم تمام صفات ممكنه را مي تواند داشته باشد. چرا تاجر و فعال اقتصادي نبود. و حتما بايد از جامعه روشنفكري و علمي باشد؟! اما راجع به خصوصيت او يعني ترس از جسد كه با شغل او در تعارض است مي توان حرف هاي بسياري گفت: زيرا شرط اول قدم در علم پزشكي آن است كه فرد نترس باشد و بتواند در شرايط خاص جان بيماران را نجات دهد.يعني تصوير واقعي از پزشك ارائه نشده در صورتي كه حرفه او و عملكردش مثل روز روشن است و بر كسي پوشيده نيست كه پزشك چگونه زندگي مي كند و از همه مهمتر اينكه يك دانشجوي پزشكي بخشي از آموخته هاي خود را به صورت تئوري فرا مي گيرد و بيشتر آموخته هاي او به صورت عملي است و اين يعني اينكه او در جلسات تشريح و كالبدشناسي و آناتومي و الباقي جلسات با جسد و اعضا و اندام هاي واقعي سر و كار دارد نه عكس و اسلايد. پس ترس جاويد از صبر يك تعارض ساختي در فيلم به وجود آورده. اما نكته مهم اين است كه خواجويي در اين اثر نه ادعاي روشنگري دارد و نه ادعاي معناگرايي. بلكه او يك ملودرام عاشقانه ساخته با ملزومات خاص اين ژانر البته با او بود برخي كاستي ها از اين جهت كارگردان را مي توان تحسين كه دو اثر او را يك فيلم نسبتا موفق پنداشت زيرا مثل برخي فيلمسازان نيست كه سعي دارد هم فيلم تجاري بسازند هم حرف روشنفكري بزنند و هم فيلمي معناگرا و اخلاق گرا ارائه دهند هم پيام اجتماعي سياسي بدهند و هم آموزش رفتار ترافيكي به تماشاگر بدهند. محيا فيلم پرفراز و نشيبي است.

 



سينما و تپش لحظه هاي انقلاب

محمدحسن رباني
براستي در عرصه نبرد حق و باطل، ظالم و مظلوم، مستضعف و مستكبر، مهاجم و مدافع، هنرمندان چه رسالتي دارند؛ به ويژه آنان كه بهره مند از توانمندي در عرصه هنر برتر- هنر سينما- هستند. هنري كه تصويرگر ناب لحظه ها و بازآفرين صادق حادثه ها مي تواند باشد. آيا مي توان بدين صحنه هاي ناب بي اعتنا بود و از هنر براي هنر سخن گفت و سكوت نمود و يا بدتر از آن به نفي زيركانه و حتي تخريب آن پرداخت؟ سينماي ما، سيماي جمهوري اسلامي و در نگاهي فراتر، ادبيات داستاني، نمايشي و... در اين عرصه چه نمره اي مي گيرند و چند دستاورد درخشان و تاثيرگذار را مي توانند ارائه دهند؟ آيا مديران هنري و هنرمندان ما همگام با تپش لحظه هاي انقلاب، حماسه ها، ايثارها، جانفشاني ها و حضور و تلاش اين امت انقلابي مسلمان حركت كرده و همراه هستند؟ منكر تلاش هاي آنان در ساخت بعضي فيلم ها و مجموعه هاي خبري و نمايشي ارزشمند و خلق آثار ادبي و هنري با ارزش نيستيم اما آيا آنچنان كه شايسته است حماسه هزاران رزمنده و صبر و استقامت مادران، فرزندان و ديگر تلاشگران مجاهدان راه حق را هنرمندان ما منعكس كرده و به نسل جوان و پوياي ما و بلكه به هزاران هزار مشتاق آرمان هاي انقلاب معرفي كرده و اين امر به گفتماني غالب تبديل شده است؟ و سرانجام آيا به تعبير رهبر معظم انقلاب در عرصه پيشرفت هاي علمي و رسيدن به افق هاي بالاي فناوري، خودكفايي و خودباوري، آيينه هاي شفاف و صادقي هستند؟
«اين كشور مي خواهد پيش برود، اين كشور مي خواهد حركت كند. اين چيزهايي كه حالا شما در زمينه هاي فناوري هسته اي و پيشرفت هاي علمي مي شنويد اين فقط بخشي از آن بسيار چيزهايي است كه در كشور اتفاق افتاده. بحمدالله جوان و استعداد هم كه زياد داريم. ما احتياج داريم به اميد، به شوق، به كار، به اعتماد به نفس، به كم كردن تكيه بر بيگانگان، به رفتارشان، به بخشنامه هاي فكري و فرهنگيشان، ما به اين احتياج داريم به جوشيدن از درون، اين جوان اگر بخواهد اين طور تربيت شود به حضور شما در صحنه احتياج دارد... الان كليد دست شماست. من شأن سينما را در اين مي دانم. مي گويم امروز كليد پيشرفت اين كشور، به ميزان زيادي دست شماست. شما مي توانيد اين نسل را يك نسل پيش رونده، اميدوار، پرشوق، معتقد به خود و معتقد به ارزش هاي اسلامي و ملي خود بار بياوريد و همين طوري مي توانيد اين نسل را شرمنده، پشيمان، زير سؤال برنده افتخارات گذشته و زير سؤال برنده افتخارات انقلاب و دفاع مقدس بار بياوريد.» 1 سينما البته هنر برتر است اما كدام هنر و كدام هنرمند برتر است؟ آيا به صرف توانمندي هاي هنرمند در خلق صحنه هاي هنري، مي توان او را در جايگاه برتر نشاند و يا او بايستي با نگاهي مصلحانه به انتقاد از نارسايي ها بپردازد؟ زيبايي هاي بي نظير ايثار و فداكاري و تلاش و مجاهدت ها را به تصوير كشد و دشمني دشمنان و جنايت و زشتي آنان را به زيبايي به تصوير درآورد و خدمتگزار راستين براي مردم خود باشد؟
«من بار ديگر دو سه سال پيش در يك جلسه مجموعه اي از دوستان هنرمند، سينماگر و نقاش و مجسمه ساز و... گفتم، شما به عنوان كسي كه به دنبال زيبايي مي گرديد چطور مي توانيد زيبايي هاي دفاع هشت ساله يك ملت دست خالي را از ميهن خودش، از كشور خودش و از نظام خودش، در آن ميدان دشوار را ناديده بگيريد؟ الان چند سالي است كه كتاب هايي درباره سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مي نويسند و بنده هم مشتري اين كتاب هايم و مي خوانم (مثلا) اين اوستا عبدالحسين برنسي، يك جوان مشهدي بنا، كه قبل از انقلاب يك بنا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته اند و من توصيه مي كنم و واقعا دوست دارم شماها بخوانيد. من مي ترسم اين كتاب ها اصلا دست شماها نرسد. اسم اين كتاب «خاك هاي نرم كوشك» است. قشنگ هم نوشته شده... اين زيبايي هايي كه آدم در زندگي چنين آدمي يا شهيد همت و شهيد خرازي مي تواند پيدا كند و يا اين هايي كه حالا هستند نظيرش را شما كجا مي توانيد پيدا كنيد؟ خيلي حرف داريد براي گفتن، شما سينماگران، جنگ و پشت صحنه جنگ را چقدر تصوير كرده ايد؟ چه شد كه اين جنگ شروع شد؟ كدام فيلم سياسي بين المللي پليسي مي تواند شيرين تر از اين دربيايد كه شما تصوير كنيد... آن ماموران عالي رتبه سياسي امنيتي كه از كشورهاي مختلف از جمله آمريكا به بغداد آمده اند و با او و مردان او (صدام) ملاقات كردند چه كساني بودند؟ شما به اينها نپرداختيد. اصلا شخصيت صدام كيست؟ اينها براي قصه نويسي جا دارد.» 2
اكنون با گذشت بيش از دو سال از بيانات رهبر معظم انقلاب مي توان پرسيد آيا كاروان هنرمندان ما همگام با تپش لحظه هاي انقلاب هستند و در عرصه مبارزه با فقر، فساد، تبعيض، افشاي پلشتي ها، تحقق عدالت اجتماعي، انعكاس حماسه ها، اميدآفريني و نشان دادن چهره بي نقاب مستكبران حضوري فعال و پويا دارند؟
پي نوشت ها:
1و2- بيانات رهبرمعظم انقلاب اسلامي در ديدار با جمعي از كارگردانان سينما و تلويزيون؛ 85.3.23

 



هيئت انتخاب مستند و كوتاه جشنواره فيلم پليس

اعضاي هيئت انتخاب بخش هاي مستند و فيلم كوتاه و خيلي كوتاه سومين جشنواره فيلم پليس معرفي شدند. حميد سهيلي (مستندساز)، محمدرضا عرب (كارگردان)، علي لقماني (فيلمبردار و مستندساز)، دكتر جعفر كوشا (حقوقدان و مدرس دانشگاه در موضوع جرم شناسي) و ابراهيم طالعي (كارشناس مسائل اقتصادي) اعضاي هيئت انتخاب بخش مستند اين دوره از جشنواره هستند.
همچنين بيژن ميرباقري، مجيد برزگر، شهرام مكري، حميد بهمني، از سينماگران صاحب نام درعرصه توليد فيلم كوتاه و داستاني به اتفاق كرامت پورشهسواري كارشناس انتظامي از اعضاي هيئت انتخاب بخش فيلم هاي كوتاه و خيلي كوتاه اين دوره از جشنواره فيلم پليس هستند.
سومين جشنواره فيلم پليس با موضوع محوري آسيب هاي اجتماعي و با بررسي نقش موثر سينما در پيشگيري از آن و همچنين ارائه الگوهاي صحيح رفتار اجتماعي درسطوح مختلف جامعه به منظور ارتقاي احساس امنيت اجتماعي از 19تا 22 آذرماه سال جاري درتهران برگزار خواهدشد.

 



ششمين گردهمايي تئاتر انقلاب و دفاع مقدس

ششمين گردهمايي سراسري هنرمندان تئاتر انقلاب و دفاع مقدس برگزار مي شود.
اين گردهمايي، توسط انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس با هدف تجميع هنرمندان اين عرصه در كنار يكديگر به منظور تبادل اطلاعات و تجربيات عرصه دفاع مقدس است.
حسين مسافرآستانه رئيس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس با بيان اين مطلب درباره ششمين گردهمايي سراسري هنرمندان تئاتر انقلاب و دفاع مقدس گفت: برگزاري اين گردهمايي ها يك برنامه بلندمدت است و طي آن سالي يك بار هنرمندان را گردهم مي آوريم، در صورتي كه پس از بررسي هاي نقاط ضعف و قوت به نتيجه مطلوب برسيم و نياز به اين گردهمايي ها را احساس كنيم، هر 6 ماه يك بار گردهمايي ها را برگزار خواهيم كرد.
وي با بيان اين كه در دوره تجربيات متفاوتي حاصل شده است، افزود: تاكنون پس از برگزاري هردوره نقاط ضعف و قوت را مورد مطالعه قرار داده ايم. هنرمندان فعال اين عرصه هم به بررسي فعاليت يك ساله اين انجمن مي پردازند و با ارائه نكات تازه و نقطه نظرات جديد، به بازشناسي دستاوردها مي پردازند كه درآثارشان نيز شاهد بروز اين رويدادها هستيم.

 



دومين جشنواره تئاتر محلات تهران

فرهنگسراي اقوام، با همكاري مديريت هنرهاي نمايشي سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران دومين جشنواره تئاتر محله ويژه كانون هاي نمايشي مناطق 22گانه را برگزار مي كند.
اين جشنواره با هدف خلق آفرينش هاي هنري و بسترسازي فرهنگي و ايجاد رقابت سالم درسطح محلات شهر تهران برگزار مي شود.
اين جشنواره در بخش تئاتر صحنه ويژه جوانان و بزرگسالان در قالب تئاتر خياباني و ميداني، نمايش هاي آئيني و سنتي با موضوعات: حقوق و تكاليف شهروندي، فرهنگ صرفه جويي و استفاده بهينه از انرژي، قوانين راهنمايي و رانندگي از بيست و يكم آبان تا يازدهم آذرماه سال جاري در محل فرهنگسراي اقوام برگزار مي گردد.

 



خودزني توسط نشريه كودك و نوجوان

محمد اباذري
يك نشريه كودك و نوجوان كه با هزينه بيت المال و به نام ترويج فرهنگ ديني منتشر مي شود، در تازه ترين شماره خود ويژه نامه اي را براي يك به اصطلاح هنرمند دين ستيز منتشر كرد.
ماهنامه «سلام بچه ها» كه صاحب امتياز آن دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم است 6 صفحه از شماره آبان ماه خود را به معرفي زندگي و آثار «بهرام بيضايي» پرداخته و يك صفحه كامل از اين پرونده را به عكس چهره بيضايي اختصاص داده است!
احتمالاً آنچه باعث شده تا اين نشريه اقدام به معرفي يك هنرمند سكولار و بي اعتقاد به دين كند، نگارش فيلمنامه «روز واقعه» است كه به عاشورا مي پردازد. اما بهرام بيضايي در آثار خود و همچنين گفتارهايش بي اعتقادي اش به دين و نظام اسلامي را آشكارا بيان كرده است . از جمله اين كه در گفت وگويي با مجله دنياي سخن در سال 1369 درباره فرهنگ ايثار و شهادت اين گونه اظهارنظر نموده است: «من از فرهنگ مرگ دوستي و مرگ پرستي بيزارم. من يك زندگي را كه در ناداني شروع مي شود و در ناداني به سرمي برد نمي پذيرم و با هركس اين فرهنگ را تبليغ كند، مخالفم.»
بيضايي همچنين پيش از پيروزي انقلاب اسلامي از جمله فيلمسازان و تئاتري هاي نزديك به دفتر فرح پهلوي بود. به عنوان نمونه فيلم «سفر» او در سال 1351 از سوي فستيوال فرح برگزيده شد و خود او در برگزاري مراسم پايان فستيوال فيلم كودكان كه در حضور شهبانوي ايران برگزار شد شركت كرد.
با اين تفاسير، از منتشركنندگان اين نشريه منتسب به سازمان تبليغات اسلامي حوزه علميه قم جاي پرسش است كه چرا چنين فردي را به عنوان يك هنرمند الگو به كودكان و نوجوانان كشورمان معرفي كرده اند؟ آيا بزرگ سازي چنين هنرمنداني آن هم از سوي نشريه اي كه با هدف فرهنگسازي اسلامي براي نوجوانان منتشر مي شود، نوعي خودزني و نقض غرض محسوب نمي شود؟ آيا در شرايطي كه نوجوانان كشورمان تحت تهاجم فرهنگي، هنري ورسانه اي غربي هستند، چنين حركات منفعلانه اي به روند ناتوي فرهنگي كمك نمي كند؟

 



30 فيلم براي 30 سال انقلاب

30 فيلم سينمايي در سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي توسط مركز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد توليد و نمايش داده مي شود.
بيش از نيمي از اين آثار، تا آغاز جشنواره فيلم فجر آماده نمايش عمومي خواهد شد.
عنوان فيلم هاي سينمايي و كارگرداناني كه در سال جاري، مورد حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد قرار گرفته است و همچنين تهيه كننده ،موضوع و وضعيت توليد آن ها به شرح زير است:
1- آن سوي رودخانه (عباس احمدي، منوچهر محمدي- دفاع مقدس- آماده نمايش)
2- برف (آيدا بگيچ- ايران، بوسني، آلمان، فرانسه- جنگ بوسني- آماده نمايش)
3- صندلي خالي (سامان استركي، عليرضا شجاع نوري- اجتماعي- آماده نمايش)
4- حيران(شاليزه عارف پور، رخشان بني اعتماد- اجتماعي- آماده نمايش)
5- دوزخ، برزخ، بهشت (بيژن ميرباقري، سعيد شاهسواري- معناگرا- ساخت موسيقي)
6- پوسته (سيد مصطفي آل احمد- تجربي، اجتماعي- صداگذاري)
7- نظام از راست (محمد رضا ورزي، حبيب الله كاسه ساز- كمدي- صداگذاري)
8- طاووس بي پر (جواد مزدآبادي-معناگرا- صداگذاري)
9- بي خوابي (محمد جعفر باقري نيا. حبيب الله صحرانورد- ميراث فرهنگي- فيلمبرداري)
10- رستم و سهراب (كيانوش دالوند، داريوش دالوند- انيميشن اسطوره اي- فيلمبرداري)
11- قلب سيمرغ (وحيد نصيريان، انيميشن حماسي- فيلمبرداري)
12- پستچي سه بار در نمي زند( حسن فتحي، جواد نوروزبيگي- اجتماعي- انقلاب اسلامي- فيلمبرداري)
13- گزارش شنبه (علي محمد قاسمي- انقلاب اسلامي- فيلمبرداري)
14- برخورد خيلي نزديك (اسماعيل ميهن دوست، محمد خزاعي- اجتماعي- فيلمبرداري)
15- سوسوله و بلبله (نادره تركماني، جواد نوروزبيگي- كودك و نوجوان- فيلمبرداري)
16- اخراجي ها 2 (مسعود ده نمكي، حبيب الله كاسه ساز- دفاع مقدس- فيلمبرداري)
17- سمفوني ايراني (وحيد موساييان، موسيقي نواحي ايران- فيلمبرداري)
18- بيرون آوردن مردگان (جواد افشار. ضحي فيلم- وشخت- فيلمبرداري)
19- آناهيتا (عزيزالله حميدنژاد- فناوري، علمي- پيش توليد)
20- مرا ببخش مادر (مهدي نادري- اشغال عراق- پيش توليد)
21- بركه سنجاقك ها (محمد رضا عرب، مقصود جباري- اجتماعي- پيش توليد)
22- اين روزهاي ابري (ابراهيم مختاري- اجتماعي- پيش توليد)
23- نزديك تر از آشنا (محمدرضا سركانيان- ايران. فرانسه و ... معناگرا- پيش توليد)
24- روي پل (محمد علي صفورا، جليل شعباني- تجربي- پيش توليد)
25- آسمان هشتم (حسن نجفي، غلامرضا موسوي- ديني. امام رضا(ع)- پيش توليد )
26- انقلاب در 7 اپيزود (كارگروهي، پژمان لشكري پور، انقلاب اسلامي، پيش توليد)
27- خوني كه گداخت(حامد حسيني- جنگ 33 روزه لبنان- پيش توليد)
28- كاروان (فيما امامي- ديني. عاشورايي- پيش توليد)
29- مصائب چارلي (عليرضا سعادت نيا، كامبوزيا پرتوي- اشغال عراق- پيش توليد)
30- نويسنده (نادر طريقت، حبيب اسماعيلي- اجتماعي- پيش توليد)

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14