|
دوشنبه 27 آبان 1387 - 18 ذي
القعده 1429 -17 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19233
نت هاي غربي براي موسيقي آسيب شناسي آشفته بازار موسيقي در ايران ( بخش پاياني)
|
 |
 |
نت هاي غربي براي موسيقي آسيب شناسي آشفته بازار موسيقي در ايران ( بخش پاياني)
پيچ راديو را باز مي كنيد تا براي فرار از فشارهاي عصبي ترافيك سنگين تهران به برنامه هاي رسانه اي گوش كنيد كه رسانه ملي در جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود، اما به يكباره احساس مي كنيد كه موج راديو بر روي فركانس يكي از شبكه هاي لس آنجلسي رفته، چون ترانه اي كه در حال پخش است هيچ نشاني از اين آب و خاك ندارد. ريتم تند غربي، صدايي ناهنجار و اشعاري بي ربط، اما به يكباره مجري ساعت و موقعيت فرستنده راديويي كه جام جم تهران باشد را اعلام مي كند و شما با تعجب فراوان باورتان نمي شود كه آنچه شنيديد از راديو ايران پخش شده است. با اين حال چند سؤال اساسي به ذهن شما خطور مي كند كه به راستي چه اتفاقي در حوزه موسيقي رسانه ملي رخ داده كه چنين موسيقي هايي مجوز پخش مي گيرند و اين بي سروساماني در برنامه هاي موسيقي صدا و سيما چه معنايي دارد. رسانه اي كه بايد در عين حال دانشگاهي براي مردم باشد امروز در نقش تريبون مستقيم موسيقي هاي نازل و بي هويت ظاهر شده و شبانه روز در حال پخش چنين آثاري است، گويا مديران حوزه موسيقي اين رسانه عريض و طويل فراموش كرده اند كه بايد منادي موسيقي فاخر ايران زمين باشند و در اعتلاء فرهنگ شنيداري مردم نقش داشته باشد... الگويي نداريم بسياري از اساتيد موسيقي در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان از وضعيت موسيقي در صدا و سيما اظهار گله مندي دارند و معتقدند كه حوزه موسيقي اين رسانه نيازمند خانه تكاني ريشه اي و اساسي است. سيدعبدالحسين مختاباد از خوانندگان موسيقي سنتي در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «با توجه به اينكه 30 سال از انقلاب مي گذرد اما هنوز برنامه هاي موسيقي در صدا و سيما بر روي برنامه موسيقي گلهاي قبل از انقلاب متمركز است، يعني هر وقت كه راديو فرهنگ را گوش مي كنيد بدون استثناء برنامه گلها پخش مي كند، اين در حالي است كه برنامه گلها حاصل حداقل 2، 3 سال برنامه موسيقي سنتي رژيم گذشته بود اما صدا و سيما هنوز نتوانسته در اين مدت 30 سال الگويي براي موسيقي ارائه كند و اين موضوع واقعاً جاي تأسف و تأمل دارد.» مختاباد مي گويد: «در برنامه نيستان راديو از 10 تلفن پخش شده هشت تاي آن درخواست برنامه گلها و صداي ايرج و گلپا و... را دارند، يعني از راننده كاميون و بقال و نانوا گرفته تا دانش آموز و دانشجو و كاردار و بي كار همه يكصدا مي گويند برنامه گلها! حال سؤال من از مسئولان رسانه ملي اين است كه چرا تاكنون نتوانسته اند الگويي مناسب براي موسيقي ارائه دهند؟ مگر صداي برخي از خوانندگان برنامه گلها در همين صدا و سيما ممنوع نبود، پس چگونه الان شبانه روز صداي آنها را پخش مي كنيد، اگر رويه گذشته واقعاً اشتباه بوده بايد نه تنها صداي آن خوانندگان را پخش كنيد بلكه از آنها معذرت خواهي هم بكنيد!» مختاباد ضمن بيان اينكه مديران حوزه موسيقي صدا و سيما قدرت الگوسازي در زمينه موسيقي فاخر را ندارند مي گويد: «به عقيده من راديو و تلويزيون در حال حاضر عملاً در راستاي تخريب موسيقي قدم برمي دارند، حتي اخيراً بدون هيچ دليلي هنرستان موسيقي را هم تعطيل كرده است.» اين هنرمند موسيقي سنتي به توليد موسيقي هاي زيرزميني اشاره مي كند و مي گويد: «الان موسيقي هايي در داخل كشورمان و به صورت زيرزميني توليد مي شود كه لس آنجلسي ها هم حاضر نيستند اين آهنگ ها را بخوانند.» وي به دلايل وجود آشفته بازار در توليد و پخش موسيقي از صدا و سيما اشاره مي كند و مي گويد: «الان تلويزيويون ما نمي تواند در پخش موسيقي از پس چند شبكه فارسي زبان خارجي برآيد، چون موسيقي را به درستي نشناخته و توان ارائه الگويي مناسب در اين عرصه را ندارد.» ابتذال در موسيقي صدا و سيما يكي از مهمترين مباحثي كه در حوزه موسيقي مطرح مي باشد بحث ترانه سرايي است، به شكلي كه مي توان گفت بسياري از موسيقي ها توسط شعر و ترانه جهت خاصي مي گيرند و به معنا و مفهوم عيني مي رسند. افشين سرفراز، شاعر و ترانه سراي معاصر با انتقاد به سياست هاي حاكم بر حوزه موسيقي صدا و سيما مي گويد: «الان ترانه سراياني با مبتذل ترين خوانندگان لس آنجلسي همكاري مي كنند، از سوي ديگر همان افراد كارهايشان از صدا و سيما مجوز پخش مي گيرد و حتي برخي از آنها به عنوان كارشناس ادبيات كهن به تدريس مي پردازند و در برنامه صبحگاهي شبكه دوم سيما خود را در شمار پنج ترانه سراي برتر تاريخ معرفي مي كنند!» سرفراز مي گويد: «امروزه كارهايي مجوز پخش مي گيرند كه اسباب شرمساري است.» اين شاعر و ترانه سرا در تحليل وضعيت كنوني موسيقي در ايران مي گويد: «بسياري از خوانندگان موسيقي پاپ در صدد تقليد از صداي خوانندگان لس آنجلسي هستند، تهيه كننده ها هم رفته اند به سوي ارزان تمام كردن آلبوم ها، نشريات زرد هم آشكارا براي برخي از اهل هنر رپرتاژ آگهي چاپ مي كنند.» از سرفراز مي خواهم تا درباره رپرتاژ آگهي در برخي نشريات زرد بيشتر توضيح دهد، مي گويد: «مثلاً چندي پيش عكس خانمي به نام ف-ر را در صفحه اول مجله اي چاپ كرده و مصاحبه اي با او به راه انداختند و وي را به عنوان ترانه سرا معرفي كردند، اين در حالي است كه اين خانم حتي يك ترانه اش به اجرا نرسيده است!» سرفراز معتقد است افرادي كه اهل زد و بند نباشند كلاهشان پس معركه است، وي به ترويج موسيقي هاي زيرزميني اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه عده اي به عنوان مشخص، توصيه مي كردند كه آقا به موسيقي هاي زيرزميني مجوز بدهيد تا تابوي آن بشكند، همين مسئله سبب آلوده تر شدن فضاي موسيقي شده» وي با اشاره به اينكه در ميدان امام خميني(ره) تهران 4 عدد نوار موسيقي را به قيمت هزارتومان حراج كرده اند! مي گويد: «اين ها نشان مي دهد كه سياستگذاران ما راه خطا پيموده اند وگرنه موسيقي پاپ كه توسط ما به گونه اي سالم و پيام دار شروع شده بود امروز به روزگار رقت انگيزي دچار آمده است.» جوايز مسئله دار خارجي به هنرمندان ايراني «در سال هاي پيش كه جواني پرشور بودم در مقالاتم به بخشي از جوايزي كه در جشنواره هاي هنري خارجي به دلايل غيرهنري و صرفا سياسي به برخي افراد و فيلم ها و آثار هنري تعلق مي گرفت مي پرداختم، اما از جريان روشنفكري ده ها انگ و برچسب نصيب من شد و امروز خوشحالم كه برخي از همان افراد با اخذ دستمزدهاي بالا دارند حرف هاي گذشته مرا در قالب سريال و فيلم مي سازند.» اين سخنان افشين سرفراز است كه خود در عرصه شعر و ترانه و موسيقي دستي دارد. وي در ادامه مي گويد: «روزي مرحوم عليرضا-ش مطلبي آورده بود كه برايش چاپ كنم، هراسان بود و مي گفت: من مردني ام اما اگر مي خواهي در حوزه سينما، ادبيات و هنر دوام بياوري بايد در برابر حتي كارهاي بد برخي از افراد ستايشنامه بنويسي وگرنه به دست كساني كه آنها را دوست مي پنداري حذف مي شوي، من اين راه را طي كرده و مي دانم كه يا بايد سكوت كني و يا از حقايق بگذري، اما گذشت زمان نشان داد كه او درست مي گفته چرا كه سازنده «دونده» كه دهها جايزه معتبر گرفته بود وقتي تابعيت آمريكا را گرفت، ديگر از مدار توجه خارج شد و تا امروز حتي يك جايزه هم دريافت نكرده، يا سازنده «عروسي خوبان» هم الان در مدار توجه نيست.» وي در پاسخ به اين سؤال كه معيار انتخاب داوران در جشنواره هاي خارجي براي انتخاب هنرمند برتر چيست، مي گويد: «الان مسئله اول براي جشنواره هاي خارجي اين است كه اين هنرمند از كدام كشور مي آيد، نه اين كه چه فيلم يا اثري عرضه كرده است، يعني موضوع اصلي مصادره به مطلوب است و بس! وگرنه من باور نمي كنم خارجي دلش براي هنر ايران زمين سوخته باشد.» موسيقي رسانه ملي در بوته نقد بهروز وحيدي آذر، رهبر اركستر مجلسي جوانان و معلم ويلون كلاسيك مخاطب سؤالم قرار مي گيرد و در تحليل اوضاع موسيقي در ايران مي گويد: «واقعا تاسف مي خورم وقتي مي بينم كه برخي اساتيد آواز كنار كشيده اند، از آن طرف هم رسانه ملي كه مخاطب 70 ميليوني دارد به پخش آثار نازل روي آورده است.» وي مي گويد: «متاسفانه بايد اذعان داشت كه صدا و سيما افراد درجه 2 و 3 و ضعيف هنري كه گذشته آلوده اي داشتند را دعوت به كار كرده و آنها را در عالي ترين سطح مديريت موسيقي در اين رسانه نشانده و اين افراد هم كه اغلب گذشته آلوده اي داشته اند به جز اين كه راه را براي رشد و اعتلاي موسيقي ببندند كار ديگري نكرده اند. » از او مي پرسم كه چگونه معتقديد برخي از فعالان موسيقي در صدا و سيما گذشته آلوده اي داشته اند مي گويد: «اين چيزي است كه همه آنها را مي شناسند، مثلا براي مراسمي شخصي، به دنبال يك مطرب مي گشتند تا اين كه فردي را پيدا كردند و مبلغي به او دادند و در آن مراسم كه بدرقه فرزند يك خانواده اي براي رفتن به خارج بود برنامه موسيقي اجرا كرد، اما بعدها با كمال تعجب ديديم كه همان مطرب به عنوان رهبر اركستر صدا و سيما معرفي شد! و يا افرادي كه براي خواننده هاي كوچه بازاري آ هنگ مي ساختند الان در جايگاه رئيس و معاون قرار گرفته اند.» وحيدي آذر كه خود بازنشسته صدا و سيما و از فعالان بخش موسيقي اين رسانه بوده به بودجه حوزه موسيقي اشاره مي كند و مي گويد: «تا آنجا كه بنده اطلاع دارم ميلياردها تومان فقط در بخش موسيقي صدا و سيما هزينه مي شود، خب آقايان بايد به افكار عمومي پاسخ بدهند كه چرا براي اين سروصداهاي الكي كه نامش را موسيقي نهاده ايد اين همه هزينه مي كنيد و چرا براي توليد آثار فاخر و دعوت از بزرگان اين هنر تلاش نمي كنيد!» وي در ادامه مي گويد: «يكي از مديران سابق بخش موسيقي صدا و سيما به بنده مي گفت كه از صددرصد توليدات موسيقي شايد هشتاد و پنج درصد آن حتي براي يك بار هم از راديو يا تلويزيون پخش نشود اما پول آن پرداخت شده! يعني در واقع پول بيت المال را داخل سطل آشغال ريخته اند! ضمنا آن پانزده درصدي هم كه پخش شده مي بينيد كه جذابيتي ندارد.» وحيدي آذر كه گلايه هاي فراواني از مديران موسيقي صدا و سيما دارد مي گويد: «اين كه باندي در رسانه ملي در حوزه موسيقي تشكيل شود و اهرم هاي مالي بيايند و همه چيز را قبضه كنند مسلم است كه در چنين اوضاع و احوالي نه هنري رشد مي كند و نه هنرمندي رغبت مي كند با اين رسانه ملي همكاري كند.» عدم امنيت مالي براي آثار فاخر سيدجلال الدين محمديان، خواننده آهنگ هايي همچون بازهواي وطنم آرزوست، مردان خدا و... ضمن اشاره به مشكلات مالي هنرمندان مي گويد: «اوضاع موسيقي سردرگم و آشفته است و همه به شكلي غيرمتعارف به طرف موسيقي پاپ مي روند و موسيقي ايراني اصلا در بورس نيست.» وي دلايل همكاري نكردن با صدا و سيما را چنين بيان مي كند: «به عقيده من عدم تخصص در حوزه موسيقي صدا و سيما و سطحي نگري مسئولان رسانه ملي سبب شده كه خيلي ها با راديو تلويزيون همكاري نكنند، مثلا در اين رسانه يك روز فلان آقا دستور مي دهد كه يك اثر موسيقايي پخش نشود و روز ديگر دستور پخش آثار ديگري را مي دهند آن هم بدون هيچگونه دليلي، از طرفي هم نگاه مسئولان اين رسانه به موسيقي يك نگاه تخصصي و كارشناسي شده نيست. از آن طرف هم هيچگونه امنيت مالي براي هنرمندان وجود ندارد.» محمديان معتقد است كه انجام مصاحبه هاي اين چنيني براي اهالي موسيقي هيچ فايده اي ندارد بلكه سبب مي شود تا عده اي دشمن هنرمندان شوند و پس از چاپ گفت وگو به ما زنگ بزنند كه آقا چرا اين حر فها را زده ايد! اين خواننده موسيقي سنتي در ادامه مي گويد: «يكي ديگر از معضلات جامعه موسيقي ما اين است كه هنرمندان چون در تنگناي مالي هستند به سفره خانه هاي سنتي مي روند و در مراسم عروسي و جشن تولدها مي خوانند كه اين حركت از شأن هنري يك هنرمند به دور است، با اين حال لازم است تا مسئولان به گونه اي چتر حمايتي خود را بر سر اهالي موسيقي باز كنند و از آنها حمايت نمايند.»
|
|

|