(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 26 آبان 1387 - 17 ذي القعده 1429 -16 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19232
 

پروتستان ها ، فاسدتر ازكاتوليك ها
آغاز زندگي مسلماني پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 93

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




پروتستان ها ، فاسدتر ازكاتوليك ها

او يك زن رومي را با عباراتي كه حاكي از چشماني خريدار است، سرزنش مي نمايد:
نيم تنه ات به عمد چاك دار است. ... با نواري از كتان تنگ بسته شده، دنده گاهت در زندان كمربندي سفت است. ... شالت گاه فرو
مي افتد تا شانه هاي سيمينت را عريان سازد؛ و آنگاه با شتاب آنچه را كه عمداً نمايان ساخته است مي پوشاند.»88
«برخي از كشيشان «اقرارنيوش»، از زن تائب و معترف، تقاضاهاي نامشروع مي كردند. هزاران تن از آنها هم خوابه هاي متعدد داشتند؛ در اروپا تقريباً همگي كشيشان از اين فيض بهره مند بودند. در رم، كشيشان هم خوابه هاي متعدد نگاه مي داشتند؛ بنا بر بعضي اخبار، در اين شهر صدهزار نفري، شش هزار روسپي زندگي مي كردند. اجازه بدهيد بار ديگر از يك تاريخ نويس كاتوليك نقل قول كنيم:
وقتي كه بالاترين طبقه ي اسقف ها و كشيش ها در چنان وضعي باشند، جاي شگفتي نيست كه همه گونه بي نظمي و شرارت و گنهكاري در ميان راهبان و كشيشان آزاد تداول عام يابد. نمك زمين طعم خود را از دست داده بود. ... اما اگر كسي تصور كند كه فساد و انحطاط رهبران كليسا در رم بيش از جاهاي ديگر بود، به خطا رفته است؛ زيرا مدارك و شواهد مستند نشان مي دهند كه در تمام شهرهاي شبه جزيره ي ايتاليا فساد و هرزگي گريبان گير كشيشان بوده است. ... از اين روي، تعجب آور نيست كه نويسندگان معاصر، با تحسر و تأسف، از انحطاط رهبران مسيحيت ياد
مي كنند و مي گويند كه پاپ در همه جا نفوذ و اعتبار خود را از دست داده است و در بسياري از نقاط كسي براي كشيشان كمترين ارزشي قائل نيست.
... «آردوئن» اسقف «آنژه»، گزارش داد (1428 م) كه اسقف نشين او هم خوابگي را گناه نمي شمارند و كوششي براي كتمان آن به عمل نمي آورند. در پومراني، در حوالي سال 1500 م، مردم چنين وصلت هايي را بدون اشكال مي دانستند و براي حفظ دختران و زنان خويش آن ها را تشويق مي كردند؛ در جشن هاي عمومي، مطابق معمول، بهترين جا به كشيشان و دوست دخترهايشان داده مي شد. در «شلسويگ»، اسقفي را كه خواسته بود جلوي اين اعمال را بگيرد، از مقرش بيرون راندند (1499 م).»89
9- رياكاري «نهادينه شده»
«اين نظام نوعي رياكاري نهادينه شده بود. پاپ هاي رنسانس اعتقاد راسخ به تجرد كليساي خود داشتند، اما هيچ مورخي پي نخواهد برد كه اين پدران مقدس چه تعداد فرزند نامشروع را پدري كردند و زندگي فوق العاده تجملاتي، شهوتراني هاي افسارگسيخته و فسادهاي بي حدوحصر داشتند. ذكر سه نمونه كافي به نظر مي رسد:
1- «دلارور» فاسد (سيكستوس چهارم) از فرقه ي فرانسيسكن، حامي عقيده آبستني معصومانه مريم، زندگي همه برادرها، خواهرزاده ها و نورچشمي هاي خود را به هزينه ي كليسا تأمين كرد و شش نفر از بستگان خود را به مقام كاردينالي ارتقا داده از جمله عموزاده ي خود پيترو ريارو، يكي از تن پرورترين افراد سازمان اداري كليسا كه در اوان 20 سالگي در اثر فساد زياد در گذشت.
2- «اينوسنت هشتم»، كه با فتواي خويش انگيزه ي نيرومندي براي ساحره ها ايجاد كرد، وي فرزندان نامشروعي داشت كه علناً شناخته شده بودند و مراسم ازدواج آنها را باشكوه و عظمت در واتيكان برگزار كرد.
3- «الكساندر ششم»، حيله گر و اهل «بورجيا»، نمونه ي «ماكياول» كه با خريدمقامات كليسايي به مقام رسيد و از يكي از همخوابه هاي خود 4 فرزند داشت. (و نيز فرزندان ديگري از زنان ديگري داشت، آنگاه كه هنوز يك كاردينال بود).»90
«شورايي از كشيشان روم، در سال 386 م، تجرد كامل كشيشان را توصيه كرد؛ و يك سال بعد، «پاپ سيريكيوس» فرمان داد تا هر كشيشي كه ازدواج كند يا زندگي با زن خود را ادامه دهد خلع لباس شود. قديس «هيرونوموس»، قديس «آمبروسيوس»، و قديس «آوگوستينوس» با قدرت سه گانه خود از اين فرمان حمايت كردند؛ و پس از يك نسل مقاومت مقطع، فرمان مزبور با موفقيت گذرايي در امپراطوري روم غربي به موقع اجرا گذارده شد.»91
«سراسقف، «بالداساره كوسا»، هنگامي كه به نيابت پاپ در «بولونيا» حكومت مي كرد، هر عملي را مشروع دانسته و بر هر كاري، حتي فحشا و قمار و رباخواري، ماليات بسته بود. بنا بر روايت منشي وي، اين رهبر روحاني مسيحيت دويست دختر باكره، زن شوهردار و راهبه را لكه دار كرده بود».92
روند فساد اخلاقي دستگاه مسيحي از گذشته تاكنون ادامه دار بوده و مخصوص به كاتوليك ها هم نيست و پروتستان ها نيز گاه گوي سبقت را از اينان ربوده اند.
10- كودك آزاري و همجنس بازي در رداي مقدّس!!
مفاسد اخلاقي در دستگاه پاپي و كليسا ها همچنان ادامه دارد و در عصر مدرنيته، مدرن تر نيز شده است. به چند نمونه معاصر توجه كنيد:
«يك دادگاه ايالت تگزاس در شهر مارشال كليساي «لوتران اوانجليك» را به پرداخت 37 ميليون دلار به 9 نوجوان قرباني سوء استفاده جنسي يكي از كشيشان اين كليسا محكوم كرد. كشيش سابق اين كليسا به نام «جرالد پاتريك تاماس» در سال 2001 م، به اتهام انحراف اخلاقي دستگير شد و پس از محاكمه به 397 سال زندان محكوم شد. به گفته وكلاي شاكيان، مدارك موجود نشان ميدهد كه مقامات كليساي مزبور (كه داراي 5 ميليون پيرو در آمريكاست) عليرغم بروز اتهاماتي در مورد رفتار و انحراف اخلاقي تاماس، وي را به كشيشي كليساي لوتران در شهر مارشال منصوب كردند. در شكايت شاكيان چندين مقام سابق كليساي لوتران متهم شده بودند كه شواهد مربوط به رفتار غيراخلاقي تاماس را ناديده گرفته و اقدامي در جلوگيري از اعمال وي صورت ندادند. افشاي رفتارهاي غيراخلاقي كشيش اين كليسا موجب شد كه بسياري عملكرد كليساي لوتران را به كليساي كاتوليك تشبيه نمايند. لازم به ذكر است كه كليساي كاتوليك طي چند سال اخير به دليل مخفي نگاه داشتن انحرافات اخلاقي كشيشان خود و نتيجتاً ادامه اعمال خلاف اخلاق اين كشيشان بارها به دادگاه كشانده شده و هر بار مجبور به پرداخت ميليونها دلار غرامت به قربانيان شده است.»93
آمار وحشتناك همجنس گرايي و يا سوء استفاده ي جنسي از كودكان توسط كشيش هاي كاتوليك و پروتستان در سراسر جهان، رو به گسترش است كه اعترافات بسياري از آنان را مي توان در رسانه ها، هر از چندگاهي آمارگيري كرد.
11- كليسايي براي بچه هاي آمريكايي! ]may 26.2005[
«لامونيكا» كشيش يكي از معتبرترين كليساها، واقعاً واعظي خوب و چهرهاي افتخارآفرين بود؛ اما از دو سال پيش، پس از مشكلات اخلاقي پسر كشيش و قائم مقام كليسا، جمعيت كليسا از هزار نفر به ده تا پانزده نفر رسيد و كليسا بسته شد.
هم اكنون بسياري از اعضاي اين كليسا از جمله خود «لوئزي لامونيكا» و معاون وي، پشت ميله هاي زندان هستند. اتهام آنان جرايم غيرانساني از جمله تجاوز جنسي به حدود 24 بچه و مثله كردن گربه ها به خاطر بعضي مراسم مذهبي است.
نخستين جرقه اين قضيه توسط خانم «نيكول برتارد» 36 ساله زده شد. او به رئيس پليس «اوهايو» خبر داد كه براي نجات پسرش از تجاوزات جنسي، مجبور شده است به تمام نقاط شهر فرار كند.
اين گزارش مي افزايد هفته گذشته 9 نفر بازداشت و چندين رايانه براي يافتن عكس هاي پورنوگرافي كودكان و هزاران نوار ويديو و ديسكت وسي دي هاي كامپيوتري براي يافتن سرنخ هايي بازرسي شده اند. اين در حالي است كه پليس نيز در درون كليسا، آثاري از خون گربه و لباس هاي مردم به دست آورده است. به گفته پليس، قربانيان اين تجاوزات جنسي بين يك تا شانزده سال سن دارند كه بيشتر آنها تحت نظارت قرار داشته و جستجو براي يافتن ديگران ادامه دارد. پليس، تنها نام كوچك آنان را در اختيار دارد.
«دانيل اچ ادوارد» رئيس پليس منطقه مي گويد: حدود 25 دختربچه و پسربچه مشمول اين پرونده هستند كه در ماشين يا خانه يا كليسا تحت تجاوز قرار گرفته اند. به گفته وي اين تجاوزات از سال 1999م، آغاز و با شروع تحقيقات تقريباً از سال 2003 م متوقف شده است.
بنابراين، رخ دادن اين رويداد در منطقه ياد شده كه به مذهبي بودن معروف بوده، تعجب همه مناطق اطراف را برانگيخته است.
بر پايه اعترافات لامونيكا، وي دست كم با دو پسربچه از سن چهار سالگي تا هنگامي كه دوازده يا سيزده ساله شدند، رابطه جنسي داشته است. به گفته پليس، رفتار وي مانند اعتراف كردن به يك موضوع نبوده و بيشتر نشان دهنده اين است كه وي قصد كمك كردن داشته است.
لامونيكا عده اي از اعضاي كليسا را نام برده كه يكي از آنان «كريستوفر لايات» 24 ساله است. شواهدي از پورنوگرافي كودكان در كامپيوتر وي يافت شده است. دو عضو 36 و 46 ساله ديگر نيز به اتهام تجاوز به اطفال هفته گذشته بازداشت شدند.
همچنين روز سه شنبه، «رابين لامونيكا» 45 ساله، همسر سابق كشيش اين كليسا، به خاطر رابطه با «پل فونتت» 21 ساله از اعضاي اين كليسا بازداشت شدند.»94
12- بحران همجنس بازي كشيش ها ادامه دارد
«رئيس بسيار متنفذ و مشهور يكي از كليساهاي پرطرفدار آمريكا و مشاور مورد اعتماد دولت «جرج بوش» به دليل رسوايي اخلاقي همجنس بازي مجبور به استعفا شد.
به نوشته روزنامه «نيويورك تايمز»، «تدهارگارد» كه بنيانگذار و رئيس هيأت مديره كليساي «اونجليست هاي» آمريكا با بيش از 30 ميليون پيرو در سراسر اين كشور مي باشد. از سوي هيأت بازرسي اين كليسا به دليل «رفتار جنسي غيراخلاقي» بالاجبار از سمت خود كناره گرفت.
رسوايي و فساد اخلاقي «هاگارد» كه نويسنده مشهوري نيز هست سبب شده موجي از بي اعتمادي را به نظام كليسايي اين كشور به وجود آورد زيرا بخش مهمي از آثار و خطابه هاي وي در نكوهش و حرام بودن رفتارهاي جنسي غير اخلاقي بويژه همجنس بازي بوده است.
دامنه اين رسوايي به گونه اي در آمريكا بحران اجتماعي برپا كرد كه كاخ سفيد مجبور شد رابطه نزديك با هاگارد را تكذيب كند. هفته گذشته يك مرد جوان در مصاحبه با يكي از برنامه هاي پرطرفدار راديويي اعلام كرد كه براي سه سال وادار شده با هاگارد رابطه جنسي برقرار كند و حتي بارها نيز براي او مواد روانگردان تهيه كرده است.
هرچند هاگارد ارتباط غيراخلاقي با اين مرد جوان را رد كرده و گفته، صرفاً براي صحبت كردن با وي، تماس تلفني دوستانه داشته و مواد مخدر را نيز براي خود نمي خواسته است.
اما رهبران اين كليساي پرنفوذ براي محدود كردن تأثير منفي رسوايي هاگارد، وي را وادار به استعفا كردند.»95
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
88. «تاريخ تمدن ويل دورانت، عصر ايمان»، كتاب اول، ص 67.
89. «تاريخ تمدن ويل دورانت، اصلاح ديني»، صص 26-25.
90. «تاريخ كليساي كاتوليك»، هانس كونگ، حسن قنبري، ص 180.
91. «تاريخ تمدن ويل دوانت، عصر ايمان»، كتاب اول، ص 59.
92. «تاريخ تمدن ويل دورانت، اصلاح ديني»، ص 11.
93. روزنامه شرق، ارديبهشت ماه 85، به نقل از خبرگزاري ايرنا.
1 http:..wwwmadarzancom.avchives.001180Phpبه نقل از خبرگزاري بازتاب
95. تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي، 15.8.85.

 



آغاز زندگي مسلماني پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 93

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
پيشتر خوانديم كه فرهاد و همسرش خطاب به خانواده گفتند كه در مدتي كه از نظرها پنهان بوده اند، به دنبال حقيقت گشته و آن را در اسلام يافته اند. آنها كمي در مورد عقايد انحرافي بهائيان با خانواده سخن گفتند. نتيجه اين شد كه شجاع الدين خطاب به فرهاد و مهتاب گفت كه شما را به زور مسلمان كرده اند و شستشوي مغزي شده ايد. مهتاب هم جواب دندان شكني به او داد. ادامه ماجرا:
جمع حاضر خود به اين موضوع پي بردند كه با دو نفر آدم به ظاهر مسلمان روبه رو نشده اند، بلكه با اطلاعات و معلومات كافي روبه رو هستند.
به همين علت پدر و مادرم با گفتن اينكه حالا هر كسي به دين خودش، موضوع را ظاهراً خاتمه دادند. قبل از اينكه مجلس تمام شود روبه آنها كردم و گفتم:
«خب حالا با اين كارهايي كه در مورد زندگي و مال و اموال ما انجام داده ايد ما كجا و با چه پولي زندگي خود را شروع كنيم؟»
اين بار شعاع اله و شجاع الدين به اتفاق گفتند:
«ما كه نمي توانيم ضرر تو را به گردن بگيريم. »
گفتم: «آخر شماها باعث آن شده ايد؟»
گفتند:
«ما زرنگي كرديم و جلوي ضرر خودمان را گرفتيم، تو هم زرنگي بكن كه بعد از اين ضرر نكني و اگر هم از عهده آن برنمي آيي برو مشكلت را با كساني كه تو را مثلاً مسلمان كرده اند در ميان بگذار، صددرصد آنها به خاطر خوش خدمتي شما هم كه شده پول و خانه و خودرو به شما مي دهند. »
رودرروي آنها ايستاده و گفتم:
«اگر من بخواهم قانوناً حقم را از شما كه به من ضرر زده ايد بگيرم برايم كاري ندارد، اما نمي خواهم همانند شما به خاطر مسائل مادي برادري را زير پا بگذارم درثاني اسلام نيازي به مسلمان شدن امثال ما ندارد كه به خاطر آن طلب كمك داشته باشيم. اين را اشتباه فهميده ايد كه افراد مسلمان بخواهند همانند تشكيلات بهايي براي جذب يك نفر و بيشتر شدن آمار بهايي ها پول هاي حرام زيادي را براي خريدن افراد هزينه كنند مثل صمد شوهر خاله ام كه او را خريديد و صدها نفر ديگر. اين روش فرقه هاي به وجود آمده از سوي انسان ها است كه هزينه مي كنند براي خريدن افراد و نه تبليغ و جذب واقعي قلوب مردم. حالا هم ما فقط توكلمان به خداست و خود خدا كمكمان خواهد كرد. »
آنها ديگر درنگ نكردند و بدون هيچ حرفي از منزل خارج شدند. پس از رفتن آنها من و مهتاب هم براي پيدا كردن خانه از منزل خارج شديم، بالأخره بعد از چند روز موفق شديم كه منزلي را در خيابان مهديه اجاره نماييم. با جمع كردن پول هاي ناچيزي كه مانده بود، توانستيم وسايل زندگي خود را از منزل عمه ام برداشته و به آنجا انتقال دهيم و جالب اينكه بابت ريختن لوازم زندگي ما در منزل عمه ام مبلغي نيز برادرانم از ما به عنوان كرايه گرفتند، حتي تعداد زيادي از وسايل ما گم شده بود و هر بار كه از پدر و مادر و اهل خانواده در مورد آنها سؤالي مي كرديم كه اين لوازم نيست شايد شما خبري داشته باشيد؟! با عصبانيت مي گفتند:
«فكر مي كنيد ما آنها را دزديده ايم؟! عوض اينكه تشكر بكنيد ما را دزد هم مي كنيد؟»
جالب تر از همه اينجاست كه بعد از گذشتن چند ماهي همين لوازم را در كمدهاي مادرم ديديم! طي چند روزي كه ما به ناچار منزل پدر و مادرم بوديم آنها فقط تلاششان اين بود كه نماز خواندن، وضو گرفتن، كتاب خواندن و. . . ما را بچه هاي كوچك خانواده مثل روژين، هومن و پيام كه برادرزاده هاي من بودند و ساير افراد بهايي كه به آنجا رفت وآمد مي كردند نبينند كه مبادا تأثيري بر روي آنها گذاشته و يا مثلاً آبرويشان خدشه دار شود. در موقع نماز خواندن ما به هر نحوي كه شده ما را مسخره و يا با حركات و رفتارهاي دلقك وار سعي در خنداندن ما داشتند. در اين ميان من كه بسان تشنه اي به چشمه آبي گوارا رسيده بودم آنچنان غرق در رازونياز مي شدم كه رفتارهاي كودكانه آنها را ناديده مي گرفتم.
حتي در قالب شوخي سعي مي كردند، حجاب همسرم را بزور از سرش جلوي نامحرم بردارند كه با مقاومت جانانأ وي روبه رو شدند. آنها مي كوشيدند تا دوباره ما را در جرگأ گوسفندان ميرزا حسينعلي درآوردند به همين خاطر با ما گرم گرفته بودند تا به هر نحو ممكن ما را دوباره بهايي كنند.
تازه در خانأ جديد زندگي مان را شروع كرده بوديم كه به ياد نذرم افتادم به همين خاطر با 05 هزار تومان پول پس اندازمان، هر دو عاشقانه عازم مشهد رضوي شديم، جايي كه دلم در هوايش پرپر مي زد.
وارد شهر كه شديم همسرم را به نزديكترين مهمانپذير اطراف حرم رساندم و خودم مطابق عهدي كه داشتم به پنج كيلومتري حرم رفتم تا با پاي پياده تا حرم بروم و نذرم را ادا كنم. برف شديدي مي باريد و من به دليل جراحت پاهايم هنوز با دم پايي راه مي رفتم. عابران از كنارم مي گذشتند و با تعجب به پاهاي من نگاه مي كردند، آنها نمي دانستند كه نذر من مربوط به زماني است كه من حتي اميد نداشتم بتوانم يك قدم روي پاهايم بايستم چه برسد به آنكه بتوانم پياده راه بروم. در بين راه با ديدن گنبد طلايي امام هشتم(ع)، بغض در گلويم شكست و گريه ام آغاز شد. عابران از كنارم مي گذشتند و هر يك چيزي مي گفتند؛ شايد فكر مي كردند من عزيزي را از دست داده ام كه اينگونه اشك مي ريزم. آنگاه به مهمانپذير محل اقامت همسرم رفتم. جايي كه صاحب آن با صورتي نوراني به همراه همسرم چشم به راه من بود. از آنجا با همسرم راهي حرم شديم. آنقدر غريب بوديم كه نمي دانستيم بايد از كدام در وارد شد. پرسان پرسان وارد حرم شديم آنگاه هر دو در قسمت هاي زنانه و مردانه به پابوس امام شتافتيم، در آن زمستان سرد و برفي باز هم تمام حرم و صحن هاي مربوطه پر از جمعيت بود. آدم هايي كه از اطراف و اكناف كشور و حتي از كشورهاي ديگر با ميل و ارادأ خود به ديدار يار شتافته بودند، بدون آنكه كسي آنها را به عملي مجبور سازد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14