(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 26 آبان 1387 - 17 ذي القعده 1429 -16 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19232
 

ناتوي فرهنگي ابعاد و پيامدها
جنگ رواني غرب و فناوري هسته اي ايران
سفرهاي استاني امتياز اول دولت نهم از نگاه رهبري



ناتوي فرهنگي ابعاد و پيامدها

امروزه جهان غرب و خاصه آمريكا، قدرت جديدي با عنوان «قدرت نرم» را پيشاني دو قدرت پيشين (قدرت سخت و قدرت اقتصادي) خود قرار داده است كه بكارگيري اين قدرت با كمترين هزينه، اهداف استراتژيك و مهمي را تعقيب مي نمايد. در سال هاي اخير، قدرت نرم و مفاهيم هم نشين و مرتبط آن مانند آسيب نرم، تهديد نرم، انقلاب نرم (رنگي)، جنگ نرم و براندازي نرم در گفتمان امنيت ملي كشورهاي مذكور جايگاه خاصي يافته و سرمايه گذاري كلاني بر روي آن انجام شده است. به عنوان نمونه وقوع انقلاب هاي نرم (رنگي) در كشورهايي از قبيل گرجستان، اوكراين و قرقيزستان نشان از كاربرد قدرت نرم در راستاي براندازي نرم و سقوط حكومت هاي اين كشورها داشته است. اگرچه اين طرح به اين چند كشور محدود نمي شود و به گفته جورج سوروس،(1) كشورهاي زيادي در منطقه اروپاي شرقي، آفريقا و خاورميانه از جمله ايران به عنوان كشورهاي مخالف، هدف براندازي نرم آمريكا قرار دارند.
آمريكا (و متحدانش)، پس از ناكامي در رويكرد سخت براي مقابله با انقلاب اسلامي (كودتاي نوژه، جنگ تحميلي، جنگ هاي قومي كردستان، خوزستان، تركمن صحرا، بلوچستان و...) با رويكرد نرم وارد كارزار گرديد و موفق شد در غفلت فرهنگي- اجتماعي و با وجود تأكيدها و اصرار مقام معظم رهبري، اركان حمايتي نظام را در هدف قرار دهد و در يك دهه فعاليت، پايگاه معتنابهي در حوزه رسانه اي، دانشگاهي، دانشجويي، روشنفكري و عرصه هاي توليد و توزيع انديشه (قدرت نرم) براي خويش فراهم سازد و اپوزيسيون سنتي را به عنوان نماد جعلي مبارزه با جمهوري اسلامي ايران حفظ نمايد. تا اين آدرس نادرست ما را از توجه به تمركز بر عرصه هاي براندازي نرم غافل سازد. به همين دليل است كه مقام معظم رهبري در يك راهبرد بلندمدت از مفاهيم تهاجم فرهنگي (1370) تا ناتوي فرهنگي (1385)، به عنوان دغدغه هاي اصلي كشور ياد مي كنند و اين نگراني ها در هياهوي ساختگي غرب عليه ايران، به فراموشي سپرده مي شود.
بنابراين ضروري است تا با عنايت به موفقيت و جايگاه حساس و استراتژيك جمهوري اسلامي ايران، به نحو جدي و شايسته با اين جبهه جنگي برخورد نمود و سازوكار لازم اعم از حوزه هاي نظري و كاربردي را فراهم ساخت.
قدرت سخت و براندازي سخت
بيشتر افراد با قدرت سخت و كاركردهاي آن آشنايي دارند. قدرت سخت يعني توانايي ايجاد زور و اجبار كه از اقتدار نظامي يك كشور ناشي مي گردد. كاربرد قدرت سخت كه در اينجا آن را جنگ سخت مي ناميم با استراتژي تهديد، اجبار، فشار و به كارگيري ادوات و ابزار نظامي، دولت هاي متخاصم را سركوب، منهدم و يا به تسليم وامي دارند كه امروزه از آن به عنوان براندازي سخت ياد مي گردد.
شاخص ها و ويژگي هاي براندازي سخت
به دليل وضوح موضوع از تطويل كلام پرهيز كرده و برخي از ويژگي ها و شاخص هاي براندازي سخت (نظامي) ارائه مي گردد.(2)
1- در براندازي سخت مراكز قدرت و حياتي حكومت هدف قرار گيرد، سپس اركان حمايتي نظام را تضعيف و از يكديگر مي گسلند.
2- كشور مورد حمله، با تمام ظرفيت و امكان به مقابله برمي خيزد و مقاومت آغاز مي شود.
3- وارد شدن توپخانه ماهيت جنگ هاي سخت را تغيير داد.
4- در جنگ سخت، برنامه ريزي و هدايت در يك سازمان سلسله مراتبي و عمودي ا نجام مي شود.
5- فشار وارده بر حكومت و اركان حمايتي آن، موجب انسجام و همبستگي دروني جامعه و حاكميت شده و قدرت مقابله و مقاومت را افزايش مي دهد.
6- مقاومت و مقابله حكومت، منجر به استمرار و طولاني شدن جنگ مي شود.
7- هزينه هاي مالي، انساني و معنوي بسياري بر طرفين وارد مي شود.
8- چرخه خشونت و كشتار متقابل استمرار مي يابد.
9- شانس پيروزي قطعي غيرممكن يا بسيار ضعيف است.
10 تسليم شدن حريف و سقوط حكومت، دليل خاتمه جنگ نخواهد بود.
11- جنگ بين طرفداران دو سوي جبهه نبرد است.
12- مردم بي طرف كمتر وارد صحنه نبرد مي شوند.
13- قوانين كيفري و جزايي حكومت، قابليت اعمال مجازات عليه مجرمان جنگ سخت را دارد.
14- به صورت دفعي عمل مي كند.
15- تصور مي گردد در كوتاه ترين زمان پيروزي حاصل مي شود.
16- صحنه نبرد محدود است.
17- نظريه كاربرد جنگ سخت كه تخصصي است، براي همه قابل درك و استفاده نيست.
18- تمركز عملياتي جنگ سخت بر نابودي مراكز حياتي و قدرت حريف قرار دارد.
19- تكنيك ها و روش هاي جنگ سخت مشخص و محدود است.
20- انحراف و خطاي زيادي بين محاسبه و نتيجه وجود دارد.
21- جنگ سخت معمولا طولاني بوده و نتيجه آن معمولا بدون پيروز ميدان است.
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- جورج سوروس (مجاري الاصل) ميلياردر آمريكايي و صاحب بنياد و فروشگاه هاي زنجيره اي سوروس در جهان اموال خود را وقف تغيير و براندازي حكومت هاي مخالف آمريكا نموده است. از جمله روش هاي ايشان شامل پرداخت هزينه و تأمين بودجه مورد نياز اپوزيسيون و گروه ها و اعطاي بورس تحصيلي، تأسيس NGO و نشريات و رسانه هاي واقعي و مجازي مي باشد.
2- آخرين جنگ هاي سخت جاري در دنيا را مي توان با جنگ افغانستان، عراق، سومالي و... مورد نقد و ارزيابي قرار داد.

 



جنگ رواني غرب و فناوري هسته اي ايران

محسن محمدي الموتي
چكيده
سياست خارجي مقوله اي بسيار مهم و حياتي در سرنوشت كشورهاست و تصميمات مربوط به فعاليت هاي هسته اي يكي از عرصه هاي مهمي است كه در سياست خارجي كشورها انعكاس مي يابد. از سوي ديگر پرونده هسته اي ج.ا.ا در شرايط كنوني به يكي از مسائل مهم و مبتلا به دستگاه سياست خارجي و تاثيرگذار بر امنيت ملي كشورمان تبديل شده و جنگ رواني شديدي را از سوي غرب عليه فناوري صلح آميز هسته اي ايران موجب شده است.
مقاله حاضر درصدد پاسخگويي به اين سوال اساسي است كه:
چرا غرب به ويژه ايالات متحده آمريكا با به كارگيري همه اهرمها و امكانات رسانه اي و غير رسانه اي خود اقدام به راه اندازي و تشديد جنگ رواني كم سابقه اي عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا نموده اند؟
علي رغم آنكه مي توان متغيرهاي گوناگوني را در پاسخ به سوال فوق مورد نظر قرارداد لكن متغير اصلي اين مقاله را «توان ظرفيت سازي ناشي از فناوري هسته اي» تشكيل مي دهد. از اين رو مدعاي مقاله كه با بهره گيري از چارچوب تئوريك بحث از زاويه سياست خارجي و تجزيه و تحليل داده ها به اثبات مي رسد اينگونه خواهد بود:«علت اصلي جنگ رواني غرب عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا. را مي بايست در توان ظرفيت سازي ناشي از فناوري هسته اي در كشور دانست كه امكان دست يابي ج.ا.ا، را به اهداف خاص خود در صحنه سياست خارجي افزايش داده و به نوعي توازن در اين عرصه دست مي يابد.»
كليد واژه: جنگ رواني، عمليات رواني سياست خارجي، مساله هسته اي فناوري هسته اي
مقدمه
سياست خارجي مقوله اي بسيار مهم و حياتي در سرنوشت كشورهاست و شايسته توجه علمي و مطالعات روشمند براي فهم موضوع مي باشد. برجسته ترين كاركرد سياست خارجي هر كشور تامين منافع ملي و توليد امنيت براي آن واحد سياسي در جهاني ناامن، پرتلاطم و سيال است. آنچه در كنش و واكنش هاي اين حوزه وسيع رخ مي دهد، اثرات عميق، فراگير، همه جانبه و تاريخي دارد. سياست خارجي موفق مي تواند موجب اعتلاي يك جامعه و كشور و بالعكس سياست خارجي ناموفق مي تواند موجب افول و حتي نابودي آن گردد.
نكته قابل توجه اين است كه مسائل و تصميمات مربوط به فعاليت هاي هسته اي يكي از عرصه هاي مهمي است كه در سياست خارجي كشورها انعكاس مي يابد كه از جمله مي توان به مباحث مربوط به رژيم هاي بين المللي براي كنترل انرژي هسته اي، آژانس بين المللي انرژي اتمي، پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي، پروتكل الحاقي 2+93، پيمان منع جامع آزمايش هاي هسته اي و ... اشاره نمود.
از سوي ديگر پرونده هسته اي ج.ا.ا طي ساليان اخير به يكي از مسائل مبتلا به دستگاه سياست خارجي و تاثيرگذار بر امنيت ملي كشورمان تبديل شده و محور تحرك و رايزني دستگاه ديپلماسي و شوراي عالي امنيت ملي با سائر طرفهاي درگير در موضوع قرار گرفته است. دستيابي ايران به فناوري هسته اي يكي از دستاوردهاي بزرگ نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود. عظمت اين دستاورد از اين جهت است كه جمهوري اسلامي علاوه بر پيچيده بودن اين فناوري توانست با توجه به تحريم هاي اقتصادي، فني، تكنولوژيكي و ساير محدوديت هاي ايجاد شده و همچنين عدم باورمندي برخي از افراد و جريانات از توانايي هاي كشور به آن دست پيدا كند. اين مساله موجب شد كه غربي ها به ويژه ايالات متحده آمريكا جنگ رواني وسيع و پيچيده اي را عليه برنامه هسته اي ج.ا.ا به راه اندازند كه اين روند از زمان شروع به كار دولت نهم به طور فزاينده اي گسترش يافته است تا مسئولين كشور را به دست كشيدن از فناوري هسته اي متقاعد كنند. در اين راستا اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه چرا غرب با به كارگيري همه اهرم ها و امكانات رسانه اي و غيررسانه اي خود اقدام به راه اندازي و تشديد جنگ رواني كم سابقه اي عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا نموده اند؟ مقاله حاضر مي كوشد از زاويه سياست خارجي به مساله نگريسته و با ارايه چارچوبي تئوريك و تجزيه و تحليل داده هاي پژوهش به آن پاسخ گويد.
فرضيه مقاله
علت اصلي جنگ رواني غرب عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا را مي بايست در توان ظرفيت سازي ناشي از فناوري هسته اي در كشور دانست كه امكان دستيابي ج.ا.ا را به اهداف خاص خود در صحنه سياست خارجي افزايش داده و به نوعي توازن در اين عرصه مي انجامد.
مفاهيم اساسي
1-سياست خارجي
مجموعه خط مشي ها، تدابير، روش ها و انتخاب مواضعي كه يك دولت در برخورد با امور و مسائل خارجي و در چارچوب امورات كلي حاكم بر نظام سياسي اعمال مي كند.(2)
2-جنگ رواني
مجموعه اقدامات تبليغاتي و رسانه اي در كنار ساير ابزارهاي سياسي، ديپلماتيك، اقتصادي و... است كه دولت A به منظور تاثيرگذاري و يا تغيير رفتار و سياست هاي دولت B و مردم آن در جهت خواست مورد نظر و مطلوب خود انجام مي دهد.
فناوري هسته اي
فناوري هسته اي به توانايي تبديل اورانيوم طبيعي به اورانيوم غني شده از طريق شكافت اتم ها و توانمندي همجوشي اتم ها اطلاق مي شود.
چرخه سوخت هسته اي
فرآيند پيچيده اي است كه با استخراج سنگ اورانيوم از معدن آغاز و پس از طي مراحل چندگانه با استفاده از تكنولوژي پيشرفته سوخت هسته اي توليد و در نيروگاه هاي اتمي مورد استفاده قرار مي گيرد. در چرخه سوخت هسته اي علوم گوناگوني مانند فيزيك، شيمي، رياضيات و انواع رشته هاي مهندسي به كار گرفته مي شود.
الف- كليات
1-مصاديق جنگ رواني غرب عليه فناوري هسته اي ج.ا.ا
مساله تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي از جمله مسائل و ادعاهايي است كه همواره از سوي دشمنان انقلاب و در كنار مواردي همچون نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم و... عليه ج.ا.ا تكرار شده است. لكن سال هاي 2003 و 2005 ميلادي به نوعي نقطه عطف در شدت گيري جنگ رواني در بحث هسته اي عليه ايران به حساب مي آيد. به گونه اي كه در تاريخ هاي مذكور، حجم فشار وارده از سوي غرب بر ايران در اين محور طاقت فرسا بوده است. تا قبل از اين سال ها (2003 ميلادي)، ايالات متحده آمريكا همواره ايران را به تلاش جهت دستيابي سلاح هاي هسته اي متهم مي نمود و به منظور انزواي ايران اطلاعات مغرضانه و غيرواقعي را سالانه منتشر مي كرد. در يكي از گزارش هاي سيا درباره وضعيت هسته اي ايران چنين آمده بود:
«ايران به شدت برنامه سلاح هاي كشتار جمعي و وسايل پرتاب آنها و نيز سلاح هاي متعارف پيشرفته را دنبال مي كند و بدين منظور در جستجوي وارد كردن مواد اوليه، تجهيزات و دانش فني ايجاد سيستم هاي تسليحاتي كامل است. در حال حاضر اين كشور براي تحقق هدف مزبور تلاش هاي خود را بر روسيه، چين، كره شمالي و اروپا متمركز كرده است.»
جدول زير كه در آن گزارش هاي سازمان سيا با تكيه بر نيات ايران تنظيم شده نشان مي دهد كه آمريكا تلاش دارد تا با انتشار گزارش هاي اغراق آميز در خصوص مسائل هسته اي ايران، اثبات نمايد كه جمهوري اسلامي تلاش هاي مخفيانه اي جهت دستيابي به تسليحات هسته اي دارد.
وضعيت سياسي كه در سال 2003 ميلادي براي فعاليت هاي هسته اي ايران ايجاد گرديد باعث شد فعاليت هاي هسته اي ايران تسريع شده و در مسير يك كشور داراي سيكل سوخت هسته اي قرار گيرد. به عبارت ديگر سرعت فعاليت هاي ايران از سال 2003 ميلادي به بعد برنامه هسته اي اين كشور را به نقطه برگشت ناپذير نزديك مي ساخت. در اين سال ها پروژه ucf اصفهان به بهره برداري رسيد و ج.ا.ا موفق شد حدود 34 تن كيك زرد و در همين حدود تترافلورايد اورانيوم(4 uf )و سه و نيم تن هگزا فلورايد اورانيوم( 6 uf )توليد كند. محققان هسته اي كشور در همين سال موفق به غني سازي ( 6 uf ) تا غناي 3.5 درصد شدند وهمچنين براي اولين بار موفق به توليد آب سنگين در اراك و راه اندازي سه فاز مهم از اين كارخانه گرديدند.
اين مسئله نقطه آغاز فعاليت هاي رسانه اي و تبليغاتي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران در دور جديدي قرار گرفت. شوراي احكام آژانس بين المللي انرژي اتمي با تلاش كشورهاي ژاپن، استراليا و كانادا اقدام به صدور قطعنامه اي عليه فعاليت هاي هسته اي ايران، نمود و با تعيين ضرب الاجل از ايران خواست كليه فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم را متوقف نموده و امكان بازرسي بدون قيد و شرط محدوديت را براي بازرسان آژانس فراهم آورد. روزنامه گاردين با ارايه گزارش در خصوص تصميم اتخاذ شده در نشست شوراي حكام نوشت: «اين قطعنامه كه مورد قبول ايران قرار نگرفت مي تواند نهايتاً به اعمال تحريم هاي سازمان ملل منجر شود» اين روزنامه انگليسي به سخنان جرج بوش به مناسبت دومين سالگرد يازده سپتامبر اشاره و افزود: «بوش با وجود آنكه هنوز در عراق درگير است، اعلام كرد آماده است عليه هر كشوري كه اطمينان دارد تهديد محسوب مي شود وارد عمل شود.»
همزمان شبكه تلويزيوني CNN به نقل از جي آدامز سخنگوي وزارت خارجه آمريكا مدعي شواهد و مداركي دال بر نقض و عدم رعايت ضمانت هاي آژانس از سوي ايران گرديد و گفت: «ما به همكاري با ديگر اعضاي اين سازمان براي كسب اطمينان از تغيير خط مشي ايران ادامه مي دهيم.» همچنين آدام ارلي معاون سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اظهار داشت: «اگر ايران از پاسخ دادن به سؤالات آژانس خودداري كند اين امر نشان دهنده تلاش اين كشور براي پنهان سازي برنامه هسته اي مخفيانه اش است.» كنت بريل نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز ادعا كرد: «تهديد ايران مبني بر قطع و پايان دادن به همكاري اش با آژانس تنها نشان مي دهد كه آنها چيزي براي پنهان كردن دارند كه نمي خواهند آشكار شود.»
در همين راستا، مقامات رژيم صهيونيستي ادعا كردند در صورتي كه سازمان بين المللي انرژي اتمي و آمريكا نتوانند فعاليت هسته اي ايران را متوقف سازند، خود اقدام به هدف گيري نيروگاه هاي هسته اي ايران خواهند كرد. روزنامه الوطن چاپ عربستان به نقل از مقامات ناشناس رژيم صهيونيستي گذشت: «در حال حاضر مقامات رژيم صهيونيستي منتظر نتايج عملكردهاي آمريكا در مورد حل توان هسته اي ايران هستند». قابل ذكر است كه عكس العمل قاطع جمهوري اسلامي به اينگونه اظهارات مقام صهيونيستي و آمريكايي موجب گرديد هر نوع برخورد نظامي با ايران يا عليه تأسيسات هسته اي اين كشور به حاشيه رانده شود مؤسسه مطالعات بين المللي CNS طي مقاله اي درباره تهديدات عليه ايران نوشت: «برخلاف عراق، ايران نه تنها از توان لازم برخوردار است بلكه احتمال بسيار زياد به حمله پيشدستانه تاسيسات هسته اي خود واكنش نشان خواهد داد». نويسندگان اين مقاله در خصوص پيامدهاي حمله به تأسيسات ايران هشدار مي دهند: «حمله تلافي جويانه موشكي ايران به اسرائيل يا پايگاه هاي آمريكا مي تواند بسيار ويرانگر باشد.»
به هر ترتيب آمريكايي ها با هدف ايجاد جنگ رواني و به تبع آن ايجاد اجماع بين المللي عليه ايران توانستند با همكاري اروپايي ها و جنجال رسانه اي زمينه طرح فعاليت هاي هسته اي ايران را به عنوان يك پرونده اضطراري (urgent) در شوراي حكام آژانس بين الملل انرژي اتمي مفتوح بدارند. راهبرد جمهوري اسلامي ايران را در مواجهه با رويكرد غرب در خصوص پرونده هسته اي ايران در ابتدا، اعتمادسازي تشكيل مي داد. فرض بنيادين اين راهبرد را اين نكته تشكيل مي داد كه ريشه بحران به وجود آمده درباره فعاليت هاي هسته اي ايران اسلامي، نوعي بي اعتمادي مزمن، فزاينده و البته غيرضروري و عمدتاً ناشي از سوء تفاهم بين طرفين است. از اين رو ايران گام هاي اعتمادساز بسياري را برداشت و نخست با سه كشور اروپايي توافقنامه سعدآباد را امضا نمود و پذيرفت به طور داوطلبانه فعاليت هاي غني سازي را تعليق نمايد و پروتكل الحاقي را امضاء كند. و در ازاي آن قرار شد پرونده هسته اي ايران در چارچوب آژانس حل و فصل شود و از حالت اضطراري خارج شود. همزمان رئيس جمهوري آمريكا ضمن استقبال از تصميم ايران براي تعليق برنامه غني سازي اورانيوم گفت: «اين گام نهايي براي رفع نگراني هاي آمريكا نيست و ايران بايد براي نشان دادن تعهد خود به برچيدن برنامه اتمي اش كه وي آن را برنامه سلاح هاي اتمي خواند، از اين پيشتر رود».
شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در قطعنامه نوامبر 2003، بار ديگر پرونده هسته اي ايران را به حالت اضطراري باقي گذاشت و همچنان اين كشور را متهم به قصور و پنهانكاري و نقض مقررات نمود. اين در حالي بود كه ج.ا.ا جهت اعتماد و نشان دادن حسن نيت خود، اطلاعات مربوط به برنامه هسته اي را در اختيار آژانس قرار داده و در نامه اي موافقت رسمي خود با امضاي پروتكل الحاقي و پذيرش ساير خواسته هاي آژانس را اعلام كرده بود. قطعنامه مارس 2004، با تكرار نگراني هاي گذشته بر اجراي قطعنامه هاي قبلي تأكيد داشت اما مهمترين بند آن درخواست گسترش دامنه اجراي تعليق به كليه فعاليت هاي شمابه در ايران بود. اين درحالي بود كه براساس توافقنامه بروكسل اروپا متعهد شده بود تا پرونده ايران را از دستور كار شوراي حكام خارج و به طور كامل آن را ببندد.
در ژوئن 2004 جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن همكاري كامل خود گزارش هزار صفحه اي از فعاليت هسته اي را به آژانس ارايه داد لكن قطعنامه صادر شده در آن نشان داد كه تمايل سياسي وجود دارد تا پرونده هسته اي ايران را از مسير طبيعي منحرف سازد آنچه كه در نتيجه اتخاد راهبرد اعتمادسازي خود را نمايان ساخت بار ديگر چهره واقعي غرب را نمايان ساخت و مشخص شد كه همراهي هاي ايران در انجام اقدامات اعتمادساز، طمع غرب را براي مطالبه همكاري ها و دريافت امتيازات بيشتري افزايش داده و آنها را نسبت به ميزان اصرار ايران به حقوقش دچار سوء تفاهم ساخته است در واقع غربي ها نه تنها به اقدامات ايران به چشم اقدامات اعتمادساز نگاه نكرده بلكه آنها را به مثابه امتيازهايي تفسير مي كردند كه ايران تحت فشار واگذار نموده است و به همين دليل جنجال رسانه اي و فشارهاي چند وجهي غرب عليه برنامه هسته اي ايران همچنان ادامه مي يافت. اين فشارها از سال 2005 ميلادي (تابستان 84) به شكل كم سابقه اي رو به فزوني نهاد كه علت عمده به رويكرد برخاسته از تشكيل دولت نهم و ابتكارات، و تاكتيك هاي اعضاي تيم جديد مذاكره كننده و تحول در ديدگاه هاي آنان باز مي گشت. ضرورت اين تحول را مي توان در نتيجه تجربه ناشي از نحوه عملكرد بيش از دو سال گذشته غرب با ايران جستجو نمود.
از اين زمان به بعد و به دنبال شروع به كار تأسيسات اصفهان، واكنش تندي از سوي محافل غربي عليه ايران صادر شد و حجم زيادي از اظهارنظرها و تهديدات عليه ج.ا.ا منتشر گرديد.
رئيس جمهور آمريكا در مصاحبه اي با يك كانال تلويزيوني اسرائيل گفت: «تمام گزينه ها براي آمريكا باز است.» در همين حال وي در تفريحگاه تابستاني خود در ايالت تگزاس در جمع خبرنگاران با ادعاي پايبند نبودن ايران به برخي مقررات بين المللي گفت: «بايد با دقت فراوان مراقب ايران باشيم من نمي خواهم ايرانيان سلاح اتمي داشته باشند.»
از سوي ديگر اتحاديه اروپا اقدام ايران در راه اندازي مجدد تأسيسات فراوري اورانيوم را محكوم كرد و از ايران خواست ضمن تجديد نظر در اين تصميم به ميز مذاكرات بازگردد. دولت انگليس نيز نسبت به اقدام ايران اظهار نگراني كرد و آن را زيانبار ناميد. ايان پيرسون از مقام هاي ارشد وزارت خارجه بريتانيا طي بيانيه اي گفت: «ما از تصميم ايران داير بر رد پيشنهادهاي سه كشور اروپايي متأسفيم و عميقاً نگران گزارش هايي هستيم كه از تصميم ايران براي راه اندازي مجدد تأسيسات فراوري اورانيوم در اصفهان خبر دهد.»
فرانسه نيز گفت: «اقدام ايران باعث افزايش شك و ترديدها نسبت به اهداف برنامه اتمي ايران مي شود.» فليپ دوست بلازي در گفت وگو با يك كانال راديويي در فرانسه گفت: «امروز ايران دو تصميم يكجانبه و نگران كننده اتخاذ كرده است.»
سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز در گفت وگو با راديو كاديناسير گفت: «امروز جهان به ويژه منطقه حساس خاورميانه به چند دليل سلاحهاي هسته اي را نمي خواهد.» وي در ادامه تأكيد كرد: «چگونه مي توانيم بين دو مسئله اي كه در مورد آنها با ايران به مشكل برخورديم يعني در اختيار داشتن قدرت توليد نيروي هسته اي در عين حال عدم امكان ساخت سلاح هاي هسته اي در آينده برخورد كنيم.» از سوي د يگر صدراعظم آلمان در مصاحبه با شبكه اول تلويزيون اين كشور از احتمال ارجاع پرونده اتمي به شوراي امنيت خبر داد.
در راستاي جنگ رواني غرب عليه فعاليت هاي هسته اي ايران شبكه فاكس نيوز با برنامه اي از پيش تعيين شده روزانه تيزرهاي تبليغاتي خود را بامحوريت «حمله به ايران» طراحي و اختصاص داده بود. اين شبكه كه از سوي عناصر نومحافظه كار هدايت مي شود برنامه خود را به گونه اي طراحي نموده بود تا اذهان مخاطبان خود را براي حمله احتمالي آمريكا عليه ايران آماده كند.
در ادامه سناريوي جنگ رواني غربي ها، بيانيه شوراي امنيت و قطعنامه هاي متوالي آن شورا، عليه جمهوري اسلامي ايران به تصويب رسيد و مطبوعات و رسانه هاي آمريكايي و اروپايي به ايجاد گسترش جو رواني شديد عليه ايران دامن زدند تا جايي كه رزمايش آمريكا و متحدينش در آب هاي خليج فارس در ماه هاي پاياني سال 85، در رسانه هاي غربي با تبليغات فراوان به عنوان رزمايش جهت آمادگي براي يك جنگ احتمالي در منطقه خليج فارس معرفي گرديد. به هر ترتيب، فعاليت هاي هسته اي ج.ا.ا همواره جو رسانه اي و تبليغاتي غرب را به دنبال داشته كه در مقاطع خاصي از زمان كه بدان اشاره گرديد اين فضاسازي شكل گسترده تر و پيچيده تري به خود گرفته است.
2- چارچوب تئوريك
اگر سياست خارجي را به منزله يك پيوستار تصور كنيم در يك سوي آن با مقوله اي به نام اهداف سياست خارجي و در سوي ديگر پيوستار با مقوله ابزارهاي سياست خارجي مواجه هستيم به عبارت ديگر از آنجا كه سياست خارجي، اهداف تعيين شده براي يك كشور، همراه با ابزارهاي اتخاذ شده براي نيل به آن اهداف را دربرمي گيرد، حيطه و قلمرو آن مشخص مي شود. ضمن اينكه بايد توجه داشت كه دولت ها براساس اهدافي كه دارند تصميم مي گيرند كه از چه ابزاري استفاده نمايند. لذا در فاصله ميان اهداف و ابزارها مي بايست به فرايند تصميم گيري نيز توجه نمود. در اين ميان شرايطي محيطي اعم از محيط داخلي، منطقه اي و جهاني بر رفتار و سياست خارجي دولت ها تأثير به سزايي خواهد گذارد.
به هر ترتيب درك روند همه جانبه اقداماتي كه در حوزه سياست خارجي صورت مي پذيرد در گرو دقت در شناخت و رابطه دو مقوله اهداف و ابزارهاي سياست خارجي است. از اين رو در مقاله حاضر كوشش مي شود به مؤلفه هاي اهداف و ابزارهاي سياست خارجي اشاره شده و سپس مسئله هسته اي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با ابتناء به مؤلفه هاي مذكور مورد بررسي قرار گيرد.
1- اهداف در سياست خارجي
اساساً هر دولتي داده هاي سياست خارجي خود را در جهتي تنظيم مي كند كه در نهايت خواسته ها و نيازهاي امنيتي، استراتژيك، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و يا نظاميش، در كوتاه مدت يا بلندمدت تأمين گردد. اهداف سياست خارجي بر اساس نقشي كه يك دولت براي خود تصور مي نمايد شكل مي گيرد. هر كشور بايد بر اساس اهدافي كه دارد به تشخيص منافع خود پرداخته و سپس با به كارگيري ابزارهايي به دنبال نيل به اهداف برآيد.
از آنجا كه اهداف هميشه به يك شكل باقي نمي مانند سلسله مراتبي براي اهداف متنوع ملي در نظر گرفته مي شود كه واحدهاي سياسي در عرصه نظام بين الملل اولويت هاي متفاوتي را براي خويش قائل مي شوند. در يك تقسيم بندي كلي مي توان اهداف سياست خارجي را به دو دسته اهداف عام و خاص تقسيم بندي نمود.
منظور از اهداف عام سياست خارجي اهدافي هستند كه در همه كشورها و فارغ از نوع نظام هاي سياسي و خارج از چارچوب هاي زماني در كانون عمليات سياست خارجي بوده و هيچ كشوري نمي تواند آن اهداف را دنبال نكنند. مهمترين هدف عام سياست خارجي تأمين امنيت ملي است. علاوه بر آن رشد و توسعه اقتصادي كشور، گسترش، توسعه و كسب احترام نسبت به فرهنگ جامعه در عرصه جهاني و... در زمره اهداف عامي هستند كه ميان همه كشورها مشترك هستند. اگر چه در همه اين اهداف به خصوص در سطح عملياتي تعابير و تفاسير و قرائت هاي مختلفي صورت مي پذيرد.
اهداف خاص سياست خارجي محدود به زمان، منطقه، مكان و موضوع خاص مي شوند. بدين صورت كه هر چند اهداف عام بايد راهنماي عمل سياست خارجي باشند ولي كشورها اهداف خاصي را نيز در سياست خارجي دنبال مي كنند كه در محدوده هاي ويژه اي طراحي و اجرا مي شود. واضح است كه در تعيين اهداف خاص نوع نظام سياسي، فرهنگ جامعه، شرايط زماني و مكاني، ماهيت نخبگان حاكم و... موثر است لذا دگرگوني و تحول در آنها مي تواند گسترده باشد. از اين رو مي توان گفت كه سياست خارجي در برگيرنده اهداف عام و خاصي است كه هر قدر ميان آنها رابطه مستقيم تري برقرار گردد. اغتشاش و سردرگمي كمتر فكري و عملي به وجود آمده و در نتيجه سياست خارجي موفق تر خواهد بود.
ادامه دارد

 



سفرهاي استاني امتياز اول دولت نهم از نگاه رهبري

حامد طالبي
از همان شروع به كار دولت نهم، سفرهاي استاني رئيس جمهور و هيأت دولت نيز آغاز شد و قطعاً ناظران منصف و مردمي كه مستقيماً واقعيت ها را ديده اند، اين سفرها را به جهت اثرات خاص آن در حوزه هاي مختلف براي مردم و نظام، از ابتكارات و شاه بيت نوآوري هاي اين دولت مي دانند. اما هنوز تعداد اين سفرها به اندازه انگشتان يك دست هم نرسيده بود كه برخي ها زبان به تخريب سفرهاي استاني دولت گشودند؛ در حالي كه مردم در استان هاي خراسان جنوبي، ايلام، سيستان و بلوچستان و بسياري از شهرهاي محروم، به استقبال محمود احمدي نژاد مي آمدند، مخالفين در رسانه هاي خود سفرهاي دولت را سفرهايي پرهزينه و صرفاً تبليغاتي عنوان كردند و تصور مي كردند كه روند ادامه اين سفرها متوقف شود. زمان زيادي نگذشت كه پوچي اين ادعا به اثبات رسيد و اخبار متعددي از مشي ساده زيستانه و روال كم هزينه اين سفرها در برخي رسانه ها منتشر شد تا نشان داده شود كه سفرهاي استاني دولت نه تنها پرهزينه نيست، بلكه با حداكثر صرفه جويي در وقت و هزينه انجام مي شود. اين مسئله باعث نشد كه از همت مخالفان دولت براي زير سؤال بردن سفرهاي استاني كاسته شود! چرا كه وعده رئيس جمهور براي سركشي به همه جاي كشور، خيلي زود عملي شده و مخالفان، اين حركت پرشتاب و فراگير را در افزايش محبوبيت دولتمردان نهم و به طور طبيعي، برجسته شدن ميزان فاصله دولتمردان گذشته با دولت كنوني در خدمت رساني به همه مردم ايران مؤثر مي ديدند. در عين حال آنها تأكيد مي كردند كه نگاه رئيس جمهور بايد كلان نگر باشد و به جاي آنكه وقت خود را در سفرها بگذراند، بايد در تهران بنشيند و بر اساس گزارش ها امور را تدبير كند؛ در همين اثنا، مصوبات متعدد جلسات استاني هيأت دولت براي پيشرفت جهشي استان ها، به بحث روز مردم و حتي رسانه ها تبديل شده بود و پيش بيني مي شد كه بلافاصله اين مصوبات مورد هجمه قرار گيرد.
مخالفين سفرهاي استاني هيأت دولت، در مصاحبه ها و مقالات خود سعي در القاي اين موضوع داشتند كه مصوبات دولت، كارشناسي نيست و ممكن نيست كه دولت بتواند در طول چند ساعت، ده ها مصوبه داشته باشد، غافل از آن كه كار كارشناسي مصوبات و مشورت درباره آنها با مقامات و نمايندگان محلي، پيش از انجام هر سفر انجام مي شود و پشتوانه كارشناسي دارد و حتي بسياري از نمايندگاني كه براي خوشامد احزاب خود، در مجلس داد غيركارشناسي بودن اين سفرها را سر مي دادند، پيش و پس از انجام سفر دولت به شهر يا استان خودشان به واقعيت ماجرا يعني كارشناسي بودن تصميمات پي بردند. بعدها در نيمه دوم سال 86 (ديدار دانشجويان دانشگاههاي استان يزد 13 دي ماه 86) مقام معظم رهبري نيز به اين شبهات پاسخ دادند:
«اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضي از خصوصيات نمونه است. اين كه به همه شهرها مي روند، اين خيلي براي من مهم است؛ خيلي براي من جالب است. رئيس جمهور، وزير و مديران ارشد اجرايي كشور به شهرهاي مختلف مي روند. اين رفتن به شهرها خيلي تأثير دارد. بعضي مي گويند آقا ما گزارش ها را كه مي خوانيم، نه، گزارش خواندن فرق مي كند با رفتن. شايد بيش از اغلب مديرها براي من گزارش مي آيد. وقتي انسان مي رود به يك شهري، مي رود به يك استاني، مي نشيند با يك مردمي، مي نشيند با يك مجموعه جواني، مي بيند گزارش ها با آنچه كه واقعيت است، تفاوت هايي دارد. انسان آنچه كه مي بيند و مي شنود، از گزارش خيلي با ارزش تر است. اين كار را امروز دولت دارد مي كند. به همه جاي كشور سفر مي كند. يك گوشه اي از اين را مي گيرند، تبديلش مي كنند به نقطه ضعف و ايراد گرفتن. چرا در اين سفر صد تا مصوبه داشتيد؛ در حالي كه پنجاه تايش بيشتر قابل عمل نيست، خيلي خوب، حالا پنجاه تايش عمل بشود؛ اين بهتر از هيچي نيست اينها ايجاد يأس است. ايرادتراشي هاي بي خود. ..» مسئولان دولتي خصوصاً متصديان امور سفرهاي استاني در معاونت اجرايي رياست جمهوري، بيشتر وارد صحنه شدند و مراحل كارشناسي مختلف به ثمر نشستن تصويب يك مصوبه در سفر استاني را تشريح كردند. اما اين نيز پايان كار نبود و يكي از سران فراكسيون دوم خردادي هاي مجلس در نطق خود تأكيد كرد كه اگر حتي اين مصوبات كارشناسي شده هم باشد، اما چون با اسناد توسعه استان ها منطبق نيست، پس بيهوده است. بعدها معاون پيگيري معاونت اجرايي رئيس جمهور در مصاحبه اي بر اين نكته تأكيد كرد كه يكي از معيارهاي اصلي آماده شدن يك پيش مصوبه براي تصويب در جلسه استاني دولت، اسناد توسعه استان ها است و قطعاً تمام مصوبات با اين اسناد منطبق است. جالب تر اين كه بدانيم همين نماينده، در جلسه دولت در استان حوزه انتخابيه خود، از زحمات دولت در سفر استاني و مصوبات آن در اين استان قدرداني كرده و از پشتوانه كارشناسي مصوبات استاني دولت ابراز رضايت فراوان كرده بود!
مخالفين همچنان به شكل هاي گوناگون از قبيل انتشار برخي عكس ها، تمسخر، ابهام در تعداد مردم استقبال كننده و حتي وارونگي و بزرگنمايي برخي سخنان رئيس جمهور و دولتمردان، تلاش كردند تا سفرهاي استاني را ناكام و بيهوده جلوه دهند تا اينكه مقام معظم رهبري با اشراف خاص خود به مسائل و حتي جزئيات امور، در اوج فضاي تبليغاتي عليه سفرهاي استاني دولت كه هر روز اوج مي گرفت، در جمع مردم سمنان تأكيد كردند: «خوشبختانه سركشي دولت و رئيس جمهور و وزراي محترم به مناطق مختلف كشور، آن آرزوي ديرينه ما را به نحو احسن برآورده كرده است.» شدت حملات به دولت به علت استقبال روزافزون مردم از رئيس جمهور خود، به قدري افزايش يافت كه مقام معظم رهبري با حمايت از سفرهاي استاني دولت در چند سخنراني اكتفا نكرده و در سفر خود به استان يزد، بر اهميت و اثرگذاري چشمگير سفرهاي استاني دولت و رئيس جمهور تأكيد كردند. ايشان 12 دي ماه سال 86 در اجتماع پرشور مردم يزد در بخشي از سخنانشان، سفر رئيس جمهور به استان ها را حركتي بسيار خوب و مبارك دانستند و فرمودند: «بنده قدرداني مي كنم از اين حركت مجموعه دولت كه به شهرها مي روند، به راه هاي دور مي روند، مشي مردمي اتخاذ مي كنند؛ اين ها باارزش است. با همه شهر ها از دور و نزديك ملاقات مي كنند. بعضي از شهرها هستند كه مردم آنها يك مديركل را هم هرگز نمي توانسته اند ببينند، حالا رئيس جمهور را، وزير را، نزديك خودشان مي بينند، با آنها حرف مي زنند؛ اين ها باارزش است. ما بايد قدردان اين چيز ها باشيم.»
سه روز بعد نيز رهبر معظم انقلاب در ديدار عمومي مردم ابركوه بخشي از سخنان خود را به سفرهاي استاني دولت اختصاص داده و تأكيد كردند: «مي بينيد مسئولين كشور، هيأت دولت، رئيس جمهور به سرتاسر كشور مسافرت مي كنند. اين معنايش اين است كه نگاه و عواطف و همت مسئولين بايد ميان همه شهرهاي كشور تقسيم شود. اينجور نباشد كه يك شهري، يك منطقه اي كه دوردست است، از شعاع همت و تصميم مسئولين دور بماند؛ نه، دور و نزديك ندارد. امروز در اين كشور شهرهايي و مناطق دوردست و كوچكي موفق مي شوند كه مسئولان كشور را، يعني رئيس جمهور را، دولت را، وزرا را از نزديك ببينند، به آنها نامه بدهند يا حرف بزنند و از زبان آنها و حنجره آنها مستقيماً سخن بشنوند كه در روزگارهاي گذشته در طول تاريخ، اميد اين را نداشتند كه حتي يك مدير درجه سه به آنها سركشي كند.« با اين بيانات صريح و همچنين شفاف سازي دولت درباره جزئيات و روند سفرهاي استاني، ديگر باب مخالفت هاي جنجالي با سفرهاي استاني رئيس جمهور بسته به نظر مي رسيد، اما طمع قدرت كساني كه ابزارهاي رسانه اي در اختيار دارند، بيش از آن است كه بخواهند به امر »ولي امر« دست از لجاجت بردارند. در عين حال مقام معظم رهبري همواره سفرهاي استاني را به عنوان شاه بيت اقدامات دولت نهم مدنظر داشته و در هر موقعيتي از آن به عنوان يكي از بزرگترين كارهاي دولت نهم نام بردند. آخرين سخنان مقام معظم رهبري درباره سفرهاي استاني در سخنراني معروف ايشان در جمع اعضاي هيأت دولت2 شهريور 87 بود كه از سفرهاي استاني به عنوان اولين امتياز مثبت دولت نهم نام بردند و فرمودند: «با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس مي كند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعني كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلي چيز باارزشي است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاي كوچك، همه نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاي از كشور را از منظر خبرگي و كارشناسي دور قرار ندادن، اينها چيزهاي باارزشي است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعهاي اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدرداني كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداي متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.»
اما زير سؤال بردن كاري كه رهبر انقلاب آن را «آرزوي ديرينه» خود و «امتياز اول» دولت نهم ناميدند، همچنين ادامه دارد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14