(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 23 آبان 1387 - 14 ذي القعده 1429 -13 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19230
 

12 ساعت در اسلامبول گزارش سفر خبرنگار اعزامي كيهان به اجلاس مجمع جهاني اقتصاد
پيامدهاي اشغالگري در عراق



12 ساعت در اسلامبول گزارش سفر خبرنگار اعزامي كيهان به اجلاس مجمع جهاني اقتصاد

غلامرضا تاجيك
براي رفتن به شهر تاريخي اسلامبول ساعت 5 صبح روز جمعه دهم آبان ماه 1387 در فرودگاه امام خميني(ره) به ديگر دوستان خبرنگار (صدا و سيما و خبرگزاري فارس) و كاركنان وزارت خارجه پيوستم.
در فرودگاه بود كه من و ديگر دوستان خبرنگار متوجه شديم كه براي حضور در اجلاس مجمع جهاني اقتصاد در اسلامبول دعوت شده ايم. پس از آشنايي اوليه و صحبت هاي سياسي و غيرسياسي ساعت 7.15 صبح به همراه دكتر منوچهر متكي وزير امورخارجه با هواپيماي «تركيش اير» به سمت شهر اروپايي - آسيايي اسلامبول حركت كرديم.
پرواز سه ساعت طول كشيد. به همراه هيئت وارد هتل مجلل سوئيس دربخش اروپايي اسلامبول شديم كه اجلاس منطقه اي مجمع جهاني اقتصاد هم دراين محل در حال برگزاري بود.
شهر زيباي اسلامبول را در فاصله فرودگاه تا محل اجلاس ديدم بيشتر اجلاس هاي مهم منطقه اي و بين المللي دراين شهر تركيه برگزار مي شود. به نوشته كتاب ها اين شهر 12 ميليون و به گفته كارشناسان محلي 17 ميليون نفر جمعيت دارد. تنگه بسفر اين شهر توريستي را به دو بخش اروپايي و آسيايي تقسيم كرده كه خيلي از ساكنان از راه همين تنگه امرار معاش مي كنند. موزه اياصوفيا كه در زمان امپراتوري عثماني از كليسا به مسجد تبديل شد اكنون موزه است و سالانه هزاران گردشگر از اين محل و ديگر محل هاي تاريخي نظير مسجدسلطان احمد و بازار ديدن مي كنند.
اتحاديه اروپا اين شهر را به عنوان مركز فرهنگي اروپا درسال2010 شناخته است. اتوبوس، تراموا، تاكسي و قايق از جمله وسايل نقليه اي است كه ساكنان اين شهر را در طول روز جا به جا مي كنند. عده اي از كاركنان براي رفتن به سركار خود از قايق استفاده مي كنند و در پايان ساعت كاري خود با قايق به منزل برمي گردند. در تنگه بسفر كه از شهر اسلامبول مي گذرد و به درياي اژه مي ريزد، همه مي توانند سوار بر قايق يا در كنار ساحل ماهي بگيرند. كشتي هاي تفريحي در اين تنگه مستقر شده اند كه گردشگران خارجي براي تفريح از آن استفاده مي كنند.
شهر اسلامبول كاملا در محاصره تبليغات خارجي كالاهاي شركتهاي بزرگ چندمليتي كه از حاضران در اجلاس مجمع جهاني اقتصاد هستند، قرار گرفته است. آخرين مدل خودروهاي خارجي با بنزين ليتري 3000 تومان در خيابان هاي شهر در حال تردد هستند و به رغم گراني سوخت گاهي بايد ساعت ها در ترافيك شهر بمانيد تا راه بازشود. با وجود اين، پمپ بنزين هاي شهر بسيار خلوت هستند رانندگان خودروها مي توانند از گاز، گازوئيل و بنزين در يك جايگاه استفاده كنند. اخيرا كارخانه بنز آلمان ون هايي را ساخته كه با گازوئيل كار مي كند و در تركيه طرفداران زيادي دارد. سوار بر يكي از اين ون هاي گازوئيلي از فرودگاه وارد محل برگزاري اجلاس شديم. همه چيز سرجاي خودش هست و هركس در چهارچوب از قبل تعيين شده سرگرم انجام دادن وظيفه خودش است. همه چيز مشخص است و برنامه هاي اجلاس به موقع انجام مي شود. يك سالن بزرگ ويژه خبرنگاران بود كه روي ميزها اينترنت پرسرعت نصب شده بود و وسايل پذيرايي مختصر هم در كنار سالن فراهم شده بود. خبرنگاران از هر كشوري بودند و خبرهاي مربوط به اجلاس را به رسانه هاي خود مخابره مي كردند. اين نوع سالن ها شور و حال خاصي دارد، فقط با اطلاعات و خبر سر و كار داريد. رفت و آمد خبرنگاران و ديگر ميهمانان اجلاس خستگي راه را از تن مي زدايد. به همراه دوستان خبرنگار به سمت دريافت كارت ورود به اجلاس مراجعه مي كنيم كه با پاسخ منفي آنها مواجه مي شويم. مسئولان قسمت مي گويند كه اسامي شما براي صدور كارت وارد كامپيوتر نشده است. تقريبا چندساعت منتظر مانديم و چند برنامه داخل اجلاس را به دليل نداشتن كارت از دست داديم تا اينكه كارت ورود به جلسه صادر شد. يكي از مسئولان حاضر مي گفت كه از تيرماه گذشته اعلام شده بود كه اجلاس مجمع جهاني اقتصاد در اوايل آبان ماه در اسلامبول برگزار مي شود. به هرحال با وجود وقت كم سعي كردم در حد بضاعت اطلاعاتي را درباره اجلاس و حاشيه آن گردآوري كنم. حال اين سؤال مطرح است كه چرا اين اجلاس درتركيه برگزار مي شود؟ تركيه نگران چيست؟ تركيه نگران آن است كه رشد اقتصادي اش كه از هفت سال پيش با روي كار آمدن حزب اسلامگراي عدالت وتوسعه (حزب حاكم) شروع شده تحت تأثير بحران مالي كنوني در آمريكا قرار نگيرد و به دنبال آن است كه با هم فكري و همكاري با ديگران از ميزان آسيب پذيري خود بكاهد. به همين دليل ميزبان اجلاس مجمع جهاني اقتصاد تحت عنوان «مجمع جهاني اقتصاد درباره اروپا و آسياي مركزي» شده است.
تركيه با 814هزار و 578 كيلومترمربع مساحت 72ميليون نفر جمعيت دارد. از سه طرف به درياي سياه (شمال تركيه)، مرمره و اژه (شمال غرب و غرب) و مديترانه (جنوب) راه دارد. ازطريق دو تنگه بسفر(كه از وسط شهر اسلامبول مي گذرد) و داردانل به درياهاي آزاد مرتبط است. تركيه همانند پلي ميان دو منطقه بالكان و خاورميانه عمل مي كند و كالاهاي اروپا از اين طريق به خاورميانه منتقل مي شود.
مصب دو رودخانه دجله و فرات در خاك تركيه قرار دارد. دجله وارد سرزمين عراق و فرات وارد سرزمين سوريه مي شود. در خاك عراق اين دو رود به يكديگر مي پيوندند و 84 كيلومتر مرز آبي ايران و عراق (اروندرود) را تشكيل مي دهند.
تركيه با كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي روابط حسنه دارد و جزو اولين كشورها بود كه اسرائيل را به رسميت شناخت. تركيه در چهاردهم آوريل 1987 تقاضاي عضويت در اتحاديه اروپا را كرد كه اين اتحاديه در پنجم فوريه 1990 به دليل كافي نبودن سطح پيشرفت اقتصادي، افزايش نرخ تورم و بيكاري، فقدان ثبات سياسي و مسئله حقوق بشر پيشنهاد عضويت تركيه را نپذيرفت. تلاش تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا همچنان ادامه دارد.
تركيه كنوني را مصطفي كمال آتاتورك در سال 1923 پايه گذاري كرد. 98درصد مردم تركيه مسلمانند و با قرارگرفتن ميان دو قاره آسيا و اروپا از تنوع قومي و فرهنگي زيادي برخودار است.
حزب حاكم عدالت و توسعه درآمد ملي تركيه را از رقم 245 ميليارد دلار در سال 2007 به 300ميليارد دلار رسانده و با داشتن 100ميليارد دلار صادرات كالاهاي غيرنفتي از نظر اقتصادي در جايگاه مناسبي قرار گرفته است. تركيه بخش عمده اي از نفت و گاز موردنياز خود را از كشورهاي همسايه و ازآن جمله ايران تأمين مي كند. ايران دومين كشور تأمين كننده نفت و گاز تركيه است.
تركيه با ميزباني اجلاس منطقه اي مجمع جهاني اقتصاد به دنبال آن است كه با بررسي همه جانبه محيط هاي اقتصادي منطقه و جهان موقعيت كنوني خود را ازدست ندهد. مجمع جهاني اقتصاد براي نخستين بار در سال 1971 در داووس سوئيس پايه گذاري شد و هرساله اجلاس آن در اين منطقه با حضور سياستمداران، بازرگانان و مديران شركت هاي بزرگ چندمليتي تشكيل مي شود. شركت كنندگان اولويت هاي اقتصاد جهان را مشخص مي كنند.
دركنار اجلاس سالانه، اجلاس هاي منطقه اي نيز درباره موضوع هاي مختلف برگزار مي شود. اجلاس كنوني د راسلامبول درحقيقت دومين اجلاس منطقه اي است كه درباره همگرايي اروپا و آسياي مركزي برگزار مي شود. نخستين اجلاس منطقه اي در تركيه در سال 2006 برگزار شد. اجلاس اسلامبول جمع بندي اجلاس سه روزه خود را دراختيار اجلاس ساليانه داووس قرار خواهد داد.
قرار است اجلاس مشابهي نيز در اواسط آبان ماه در دوبي به منظور بررسي بحران كنوني مالي در جهان تشكيل شود.
در مراسم گشايش اجلاس اسلامبول پروفسور توماس شوآب رئيس مجمع جهاني اقتصاد اعلام كرد كه بايد از بحران كنوني در جهان يك فرصت بسازيم.
وي گفت، اين بحران پايان دنيا نيست. بحران ها همزمان فرصت هم هستند و ما بايد از اين فرصت استفاده كنيم. از اين طريق ما قادر خواهيم بود كه يك اقتصاد جهاني ايجاد كنيم كه شرايط بيشتري از توسعه پايدار را داشته باشد.
وي كه خود يك اقتصاددان 70ساله اهل سوئيس است در اظهاراتش يادآور شد به جاي نگراني بايد به آينده اقتصاد جهان خوشبين بود. او برگزاري اجلاس اسلامبول را به موقع خواند.
«ژان لومير» بانكدار فرانسوي هم گفت، بحران ها فرصت ساز هستند و ما بايد از اين فرصت ها استفاده كنيم. وي خاطرنشان كرد كه تركيه، قفقاز، اوكراين، روسيه، خاورميانه و آسياي مركزي در آينده نقش كليدي خواهند داشت.
همچنين رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در اين مراسم پيش بيني كرد كه احتمالاً از دل بحران اقتصادي كنوني يك نظم نوين جهاني ظهور خواهد كرد و به جاي اينكه اختصاصي باشد نظمي جامع خواهد بود كه همه كشورها را دربرخواهد گرفت و موجب گفت و گو ميان كشورها براي حل مشكلات منطقه اي و جهاني خواهد شد.
وي گفت، جهان ديگر به جنگ سرد و يا جنگ داغ جديد نياز ندارد ولي به جاي آن به صلح سازنده نياز دارد.
با اينكه اجلاس صرفاً اقتصادي بود ولي اردوغان نتوانست به مسايل سياسي اشاره نكند و اضافه كرد، زمان آن فرا رسيده كه كشورهاي غربي به برخوردهاي دوگانه خود در قبال تروريسم پايان دهند.
وي يادآور شد كه مناقشه طولاني اسرائيل و فلسطين همچنان ادامه دارد و همين مسئله منطقه را بي ثبات كرده است بنابراين، راه حل آن به كمك اروپا و آمريكا نياز دارد. زمان آن فرا رسيده است كه براي پيدا كردن يك راه جديد براي توسعه، شرق و غرب نگاه خود را به يكديگر تغيير دهند.
يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان در اين اجلاس بيشتر به مسايل سياسي پرداخت و گفت، پاكستان به تلاش خود براي مقابله با تروريسم ادامه خواهد داد.
وي گفت، پاكستان 150 هزار سرباز در طول مرز 2400 كيلومتري خود با افغانستان مستقر و 1000 پست نظامي راه اندازي كرده ولي اين امكانات براي مقابله با تروريسم كافي نيست. وي بدون اشاره به حملات موشكي پي در پي آمريكا به خاك پاكستان خاطرنشان كرد كه اسلام آباد مداخلات نظامي خارجي را نمي پذيرد و از جهانيان انتظار داريم كه به حاكميت ما احترام بگذارند.
در روز اول اجلاس «ايگور چودنيف» نخست وزير قرقيزستان هم گفت كه ما نگران تاثير بحران مالي جهاني هستيم و تنها راه مقابله با بحران به دست آوردن سرمايه گذاري خارجي براي توسعه منابع داخلي است.
وي افزود،«شما ديگر نمي توانيد از يك كشور كوچك يا بزرگ صحبت كنيد. اين بحران كنوني در جهان همه ما را تحت تاثير قرار خواهد داد.»
نكته حائز اهميت در اولين روز اجلاس اين بود كه وزير مشاور در امور اقتصادي تركيه به شدت از سياست هاي صندوق بين المللي پول انتقاد كرد وگفت كه آنكارا نيازي به توصيه هاي اين صندوق ندارد.
«مهمت سيمسك» وزير مشاور در امور اقتصادي (وزير دولت) طي سخناني در اين اجلاس گفت كه بخش دولتي تركيه به منابع صندوق بين المللي پول نيازي ندارد. پيشتر نيز اردوغان نخست وزير تركيه ضمن ابراز ناخشنودي از سياست هاي صندوق بين المللي پول در قبال تركيه گفته بود كه آنكارا حاضر نيست همه بندهاي پيشنهادي صندوق را براي اقتصاد تركيه بپذيرد.
اجراي سياست هاي صندوق بين المللي پول در سال هاي گذشته خيلي از كشورها از جمله آرژانتين و برزيل را به ورشكستگي كشانده و بدهي سنگين خارجي را بر دوش مردم اين كشورها تحميل كرده است.
يكي ديگر از حاضران در اجلاس دكتر محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني ايران بود كه در ميزگرد «محورهاي كسب و كار در خاورميانه و آسياي مركزي» گفت: دليل زيادي براي همكاري بيشتر در منطقه وجود دارد. با تركيدن حباب مالي در ايالات متحده، سرمايه گذاران به دنبال مكان هاي ديگري براي سرمايه گذاري هستند. سرمايه جهاني خواهان مكان هاي بيشتري براي سرمايه گذاري است. ايران براي جذاب كردن اقتصاد خود براي سرمايه گذاران خارجي سرگرم اصلاح مقررات خويش است. علاوه بر اين، ترديد روزافزون درباره جهاني شدن در نتيجه بحران جاري به معني توجه بيشتر به همكاري منطقه اي است. در منطقه ما پروژه هاي عظيمي وجود دارد كه مي توان روي آنها سرمايه گذاري كرد.
در روز دوم اجلاس (روز جمعه دهم آبان ماه) وزير خارجه با شركت در يك مصاحبه با مديران رسانه ها ديدگاه هاي جمهوري اسلامي را در قبال رويدادهاي جهاني بيان داشت.
وي درباره انتخابات آمريكا گفت كه علامت مهمي كه مردم آمريكا خواهان آن هستند تغيير رويكرد است. صرفنظر از اينكه چه كسي در نهايت راي بياورد، آنچه ضرورت دارد تغيير بنيادين رويكردهاي غلط دولتمردان آمريكاست.
وي درباره مناسبات ايران و تركيه گفت، ظرفيت هاي گسترش مناسبات در عرصه هاي اقتصادي، انرژي، تجاري، امنيتي و مواصلات، بسيار متنوع و فراوان است و ما اميدواريم در پرتو منافع مشترك بتوانيم گام هاي بلندتري براي تحقق اهداف متعالي برداريم.
وزير خارجه در طول اقامت كوتاه خود در اسلامبول در حاشيه اجلاس، ديدارهايي با برخي از شخصيت هاي سياسي و اقتصادي داشت. متكي در ديدار با يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان ابراز اميدواري كرد كه اقتصاد دو كشور از عوارض ناشي از رويكردهاي غلط آمريكا در ارتباط با اقتصاد منطقه مصون بماند. نخست وزير پاكستان هم در اين ديدار خواهان آن شد كه مناسبات دو كشور هرچه بيشتر گسترش يابد.
علي باباجان وزير خارجه تركيه ديگر مقامي بود كه در حاشيه اجلاس با متكي وزير خارجه ايران ديدار كرد. متكي در اين ديدار خواستار هوشياري كشورهاي منطقه در قبال توطئه هاي رژيم صهيونيستي در تحولات قفقاز، لبنان و فلسطين شد. هر دو وزير خارجه ابراز اميدواري كردند كميسيون مشترك اقتصادي دو كشور بزودي برگزار شود و با بررسي ظرفيت هاي جديد همكاري ها، سازوكارهاي اجرايي آن را طراحي كنند.
وزير خارجه همچنين در ديدار با دبيركل اتحاديه درياي سياه در اسلامبول از پيشنهاد او براي حضور ايران در اين اتحاديه استقبال كرد.
متكي در ديدار با «چري سانتافلوس» دبيركل اتحاديه عرب در حاشيه اجلاس مجمع جهاني اقتصاد در اسلامبول گفت، اين حضور مي تواند با توجه به تجربيات مجموعه درياي خزر و درياي سياه به شكوفايي اقتصاد، امنيت و ثبات منطقه كمك شاياني كند.
وزير تجارت خارجه تركيه، رئيس بانك بحرين و دبيركل مجمع جهاني اقتصاد از ديگر شخصيت هايي بودند كه متكي با آنها در حاشيه اجلاس ديدار كرد.
برنامه بعدي وزير خارجه حضور در ميزگرد مربوط به مهار «هرج و مرج در منطقه قفقاز» بود كه در اين جلسه به تشريح مواضع جمهوري اسلامي در قبال بحران اين منطقه پرداخت.
در اين ميزگرد غير از متكي، اكاترين كشلاويشلي وزير خارجه گرجستان، آپاكان معاون وزير خارجه تركيه، رابرت سيمونز نماينده ويژه سازمان ناتو و كارل كوچ وزير خارجه بلژيك حضور داشتند.
در اين اجلاس تعداد زيادي از خبرنگاران رسانه هاي خارجي براي پوشش اين رويداد حاضر بودند مذاكرات اجلاس همزمان به زبان هاي انگليسي، فارسي و روسي ترجمه مي شد و حاضران در جلسه با استفاده از دستگاه هايي كه روي صندلي گذاشته بودند، مي توانستند به زبان موردنظر خود مشروح مذاكرات را دنبال كنند.
در اين جلسه وزير خارجه گرجستان مدعي بود كه روسيه با حمله به گرجستان قصد آن داشت كه دولت تفليس را سرنگون كند. چراكه مسكو نگران گرجستان مستقل بود.
اما نماينده ويژه ناتو معتقد بود كه روسيه بيش از حد تناسب جنگ را بزرگ كرد و درواقع آمادگي گرجستان براي عضويت در ناتو بود كه مسكو بحران قفقاز را به وجود آورد.
اما وزير خارجه ايران يادآور شد كه قفقاز و آسياي مركزي اشتراك هاي زيادي دارند كه يكي از آنها انرژي و ديگري همگرايي است و در صورت بروز بحران بايد از تمام ظرفيت ها براي حل آن استفاده كرد.
به گفته متكي سرفصل هايي كه بحران قفقاز را تحت تأثير قرار داد يكي استفاده از زور و ديگري تماميت ارضي يا نقطه مقابل آن جدايي طلبي بود. وي افزود، آنچه كه مي تواند زمينه چنين بحران هايي را به وجود آورد، برخودهاي دوگانه است؛ نمي شود جايي از استقلال طلبي يك كشور و در جاي ديگر از تماميت ارضي يك كشور ديگر حمايت كنيم.
به گفته وزير خارجه، برخوردها در قبال بحران ها بايد يكسان باشد؛ نمي توان در جايي استفاده از زور را محكوم كرد و در جاي ديگر آن را مباح دانست.
متكي خاطرنشان كرد، استفاده از زور در نظام نوين جهاني موردتأييد نيست و ما فكر مي كنيم كه برخي اطلاعات غلط و برخي محاسبات اشتباه موجب بروز بحران قفقاز شد.
مجري اين جلسه «آرمن سركيسيان» مدير «خانه بين المللي اوراسيا» مستقر در لندن بود كه با جانبداري خاصي و در حمايت از دولت گرجستان جلسه را اداره مي كرد.
وزير خارجه پس از يك استراحت كوتاه در ميزگرد «دسترسي به جنوب: ساخت راه جديد ابريشم» شركت كرد كه در آن حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان، بولنت بولگورلو مديرعامل يك شركت تركيه، خالد عبدالله جناحي مدير يك بانك بحريني حضور داشتند.
متكي در اين جلسه ساخت راه جديد ابريشم را باتوجه به موقعيت استراتژيك منطقه يك ضرورت خواند. وي با تشريح قدرت بالقوه راه ابريشم جديد و با اشاره به گذشته تاريخي آن گفت، ابريشم يعني قدرت و يعني همگرايي، راه جديد جامع تر خواهد بود و كشورهاي جديدي را دربرمي گيرد.
به اعتقاد متكي، يك تهديد مشترك براي همه، انرژي است، هم براي توليدكنندگان و هم براي مصرف كنندگان آن، انرژي را مي توان به عنوان ارز جديد اين جاده درنظر گرفت.
وي با اشاره به موانع برسر راه اين جاده جديد خاطرنشان كرد كه معضلات و بحران ها نظير تروريسم و مواد مخدر را مي بايد از مسير اين جاده جديد حذف كرد، مهمترين ويژگي آسيا همگرايي است؛ مردمي خون گرم و همگرا در كهن ترين تمدني كه به بشريت ارائه داده اند، فقط اين دخالت هاي فرامنطقه اي است كه جزو موانع به شمار مي روند، چه كسي به شركت توتال فشار مي آرود كه در احداث يك خط لوله مشاركت نكند؟ مشكل شرايط جديد جهان چيست؟ چرا بحران آمريكا به همه جهان سرايت كرده است؟
متكي با طرح اين پرسش ها نتيجه گرفت كه براي راه حل مشكلات بايد مشاركت جهاني را بپذيريم. اين جاده براي پياده كردن توان بالقوه اش به امنيت منطقه، امنيت انرژي و صلح و ثبات نياز دارد. موانع خاص خود منطقه نيست بلكه اين موانع از بيرون تحميل مي شوند كه عادلانه نيست. اين موانع بايد حذف شوند تاملت هاي اين منطقه بتوانند منافع خود را تأمين و يك راه حل مشترك براي معضلات مشترك پيدا كنند.
حامد كرزاي هم در اين جلسه گفت كه اين جاده جديد ابريشم هم در بعد فيزيكي و هم بعد مجازي در پيشرفت است. در بخش فيزيكي كرزاي به نمونه هايي از صدور كالا بين افغانستان و بقيه جهان اشاره كرد. در بعد مجازي جاده ابريشم، كرزاي معتقد است كه ازطريق تبادل ايده ها و فرهنگ بويژه ميان جوانان تحقق مي يابد و بعد مجازي اين جاده از طريق رسانه هاي الكترونيك در حال وقوع است.
در اين حال اما خالد عبدالله جناحي به چند مانع بر سر راه اين همگرايي منطقه اي اشاره كرد كه يكي از آنها وجود بي اعتمادي در ميان كشورهاي اين منطقه است. به گفته وي براي اعتمادسازي بايد گفت و گوهاي مستقيم براي حل نگراني هاي مشترك آغاز شود؛ ازطريق اين گفت وگوهاست كه مردم اين كشورها از يكديگر مي آموزند و به راه حل مشترك دست مي يابند.
يكي ديگر از موانع، فقدان اراده سياسي براي حل معضلات منطقه اي است. او اعتقاد دارد كه يك انقلاب فكري بايد در كشورهاي منطقه ايجاد شود و آنها بپذيرند كه تغيير اتفاق خواهد افتاد.

 



پيامدهاي اشغالگري در عراق

حمله آمريكا و متحدانش به عراق علاوه بر اينكه باعث كشته شدن بيش از يك ميليون عراقي طي پنج سال گذشته شده، آوارگي چند ميليون شهروند اين كشور را نيز به دنبال داشته است.
آوارگي و جابه جايي 4ميليون عراقي كه معادل يك هفتم جمعيت اين كشور است بزرگترين تغيير مكان جمعيت در خاورميانه بعد از سال 1948 ميلادي- كه جمعيت زيادي از فلسطيني ها از خانه وكاشانه خود آواره شدند. بوده است.
همانطور كه تغيير مكان فلسطينيان اثرات سياسي و امنيتي بر منطقه و حتي بر مناسبات جهاني در 60 سال اخير داشته است، جابجايي عراقي ها، نيز تاثير بلند مدت بر جامعه بين المللي خواهد گذاشت.
پس از سال 2003 و حمله آمريكا به عراق، تعداد عراقي هايي كه در اثر خشونت هاي فزاينده و مستمر مجبور به نقل مكان شده اند، چه در داخل عراق و چه درخارج از اين كشور، افزايش چشمگيري داشته است.
براساس تخمين ها دو ميليون عراقي دركشورهاي همسايه بسر مي برند كه حداقل بين 1.2تا 1.5ميليون نفر از آنها هم اكنون درسوريه زندگي مي كنند. اهميت مسئله آوارگان عراقي به حدي است كه كميته اي اجرايي براي بررسي وضعيت آوارگان عراق در نشست كشورهاي همسايه ، اين كشور تشكيل شده است.
اشغال و ناامني دلايل اصلي آوارگي درعراق
طي 25 سال گذشته، دو موج مهاجرت آوارگان عراقي به سوريه را شاهد بوده ايم. اولين موج مهاجرت به دهه 1970 و 1980 ميلادي برمي گردد كه طي آن سني هاي عراقي كه مخالف رژيم صدام حسين بودند به علاوه شيعيان عراقي تحت تعقيب رژيم بعثي، وارد اين كشور شدند.
موج دوم مهاجرت از سال 2003 ميلادي و متعاقب حمله آمريكا به عراق صورت گرفت. با تداوم خشونت ها و درگيري درعراق هنوز هم مهاجرت ادامه دارد. پيش از اين حمله آمريكا به عراق، دولت هاي منطقه خاطر نشان كرده بودند كه حمله آمريكا به عراق خطر مهاجرت انبوه عراقي ها به كشورهاي همسايه را در برخواهد داشت. و خيم تر شدن اوضاع امنيتي و سياسي در سال هاي پس از حمله آمريكا، زمينه وسيع تري براي مهاجرت گسترده از عراق را بوجود آورد، به طوري كه بسياري از عراقي ها با ترك وطن خود به دنبال امنيت بودند.
طي سال هاي گذشته تاكنون نقل مكان و جابجايي عراقي ها چه در داخل اين كشور و چه در خارج از مرزهاي اين كشور در نتيجه دو عامل اساسي بوده است. عامل اول، درگيري و جنگ بين نيروهاي چند مليتي و حكومتي عراق با شورشيان و دوم، درگيري هاي قومي مي باشد.
براساس گزارش كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد در خصوص جابجايي عراقي ها ناشي از درگيري هاي نيروهاي چند مليتي و شورشيان، توجهي نمي شود اما درگيري ها بيشتر در نواحي سني نشين «الانبار» و نينوا صورت مي گيرد. همچنين دراثر درگيري هاي صورت گرفته بين نيروهاي آمريكايي و جيش المهدي در تابستان 2004 در نجف اشرف، شاهد نقل مكان شماري از شيعيان بوديم كه بسياري از آنها مجددا به خانه و كاشانه خود بازگشتند.
دومين عامل مهم براي نقل مكان عراقي ها و آوارگي ها آنها، جنگ هاي قومي و مذهبي بوده است و ريشه بسياري از خشونت هاي مذهبي فعلي، ميراث به رژيم بعث صدام مي باشد. چرا كه رژيم صدام، سبب تفرقه بيشتر ميان سني ها و شيعيان شد. نمونه اي از اين ميراث به سركوب شيعيان در دهه 1980 و 1990 ميلادي درآن كشور برمي گردد.
براي بسياري از سني هاي تندرو، خرابكاري و شورش معناي ديگري دارد. بسياري از سني هاي تندرو درصدد از بين بردن اشغالگري آمريكا و فرايند سياسي موجود درعراق بودند، زيرا ساختار سياسي موجود از نظر آنها تحت كنترل شيعيان قرار دارد و ايجاد فضاي بي قانوني و هرج و مرج درعراق مي تواند حكومت تحت كنترل شيعيان را زير سؤال ببرد.
در همين سال فشار گروه هاي افراطي اعم از شيعه و سني در جنوب عراق بر مسيحيان و سبايي ها (savaam) منجر به مهاجرت آنها به سوريه شد.
4-بمب گذاري در حرمين عسگريين در فوريه 2006 سبب افزايش درگيري هاي مذهبي و مهاجرت صدها هزار نفر از عراقي ها به ساير نقاط از جمله سوريه شد.
5-درگيري هاي صورت گرفته بين نيروهاي كرد عراق از يك طرف و يزيدي ها و عسيري ها در اطراف موصل سبب هجوم بسياري از يزيدي ها به سوريه شد.
به لحاظ جايگاه اقتصادي و مذهبي پناهندگان عراقي در سوريه، همان گونه كه اشاره شد گروه هاي قومي- مذهبي مختلف با پايگاه هاي مختلف اجتماعي- اقتصادي در اين كشور به سر مي برند.
قبل از حمله آمريكا به عراق در سال 2003، اكثر پناهندگان به سوريه را شيعيان تشكيل مي دادند. آنها در اين كشور مشغول بكار شده و در رفت و آمد به كشور خود بودند. پس از حمله آمريكا به عراق، پناهندگان اوليه عراقي، اعضاي رژيم گذشته عراق بودند كه عمدتاً از طبقات ثروتمند بودند. پناهندگان بعدي را ثروتمندان، مسيحيان و سبايي ها تشكيل مي دادند. در سال 2006 موجي از آوارگان شيعي كه به لحاظ اقتصادي فقير بودند، وارد سوريه شدند.
تاثير ورود آوارگان عراقي
بر سوريه
سوريه به لحاظ اقتصادي كشور ثروتمندي محسوب نمي شود، لذا ورود ناگهاني و فوري شمار زيادي از آوارگان عراقي به اين كشور، تاثير قابل ملاحظه اي بر ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي اين كشور داشته است.
به ويژه اينكه در برهه اي ورود آوارگان عراقي به اين كشور همزمان با ورود پناهندگان و آوارگان لبناني، متعاقب جنگ 33 روزه اسرائيل و حزب الله لبنان در تابستان 2006، به اين كشور شده است.
حضور اين آوارگان در سوريه سبب شده تا قيمت بسياري از كالاها، اجاره بهاي مسكن و جرايم افزايش پيدا كند. به طوري كه قيمت انواع كالاها از جمله حمل و نقل و اجاره مسكن به طور چشمگيري افزايش يافته است.
حضور نيروي كار عراقي در سوريه و به كار گرفتن آنها از سوي كارفرمايان سوري به صورت غيرقانوني سبب شده است تا نيروي كار سوري، بيكار بماند به ويژه اينكه نيروي كار عراقي، با دستمزدهاي پايين حاضر به انجام كار هستند كه سبب شده دستمزد نيروي كار پايين بيايد و تعادل در بازار نيروي كار به زيان نيروي كار سوري، به هم بخورد.
از طرف ديگر، ورود آوارگان عراقي به سوريه به افزايش نقدينگي كمك كرده است. تجارت و داد و ستد كالا بين دو كشور و از مرزهاي دو كشور كه عمدتاً توسط عراقي ها صورت مي گيرد سبب گشوده شدن بازار جديدي براي كالاهاي سوريه شده است. اگرچه آمار و اطلاعات دقيقي راجع به تاثير اقتصادي حضور آوارگان عراقي در سوريه وجود ندارد اما آنچه مسلم است تاثير حضور آوارگان بر اقتصاد سوريه حداقل در كوتاه مدت، تماماً منفي نبوده است.
اما اين فرضيه برخلاف اظهارات مقامات رسمي دولت سوري مي باشد.
دولت سوريه اظهار مي دارد كه جريان ورود آوارگان به سوريه، به شدت تقاضا براي كالا و خدمات يارانه دولتي را افزايش داده و سهم هزينه هاي دولت در اين بخش ها را از بودجه افزايش داده است.
براساس گزارش ارائه شده توسط وزارت امور خارجه سوريه در كنفرانس مربوط به آوارگان عراقي در سال 2006 خاطرنشان شده است؛ حضور آوارگان عراقي در سوريه سبب افزايش مصرف داخلي كالاهاي يارانه اي در سال 2006 شده است. تقاضا براي كالاهاي اساسي به طور چشمگيري بالا رفته است براي نمونه تقاضا براي نان، 35 درصد افزايش يافته است كه هزينه اي معادل 34 ميليون دلار براي دولت داشته است.
همچنين دولت سوريه نسبت به افزايش هزينه هايي كه دولت در بخش خدمات عمومي ناشي از حضور و ورود آوارگان عراقي متحمل مي شود، شكايت دارد. مثلا در بخش آموزش و پرورش، وزارت مربوطه پيش بيني كرده است: استفاده هر فرد عراقي از خدمات آموزش و پرورش سوريه هزينه اي معادل 600 دلار سرانه براي سوريه دارد. يعني براي تعداد تقريبي 30 هزار كودك عراقي كه در مدارس سوريه ثبت نام كرده اند هزينه اي معادل 18 ميليون دلار به صورت سرانه متوجه دولت مي شود.
بحران آوارگان عراقي مي تواند به طور قابل توجهي ثبات داخلي در سوريه را به چالش بكشد. در حالي كه دولت سوريه سعي مي كند كه خود را با بحران آوارگان تطبيق دهد، تداوم ورود آوارگان و فشارها و محدوديت ها بر خدمات عمومي و اجتماعي و بخش هاي يارانه اي اقتصادي دولت را بيشتر خواهد كرد و سبب نارضايتي عمومي مردم سوريه، گسست اجتماعي و ناآرامي خواهد شد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14