(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 23 آبان 1387 - 14 ذي القعده 1429 -13 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19230
 

روايت نصيريان از تئاتر رضوي تئاتر ديني گام هاي بلندي برداشته
هنرمندان تأكيد كردند غربت معارف رضوي در عرصه هنر هفتم
عكس بر عكس!
نگاهي به سريال «آيينه هاي نشكن» ساخته جواد اردكاني موضوع بزرگ در قاب كوچك
نزديك به زندگي واقعي نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مسافرخانه سعادت»
در حصار فردگرايي چرا تئاتر ما عدالت خواه نيست؟



روايت نصيريان از تئاتر رضوي تئاتر ديني گام هاي بلندي برداشته

علي نصيريان عضو هيئت داوري نهايي ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي در واكنش به گزارش روزنامه اي در خصوص «غربت مضامين ديني در جشنواره رضوي» عنوان كرد: آثار نمايشي جشنواره رضوي سرشار از معنويت، زيبايي و باورهاي ديني است. وي كه در نشست هيئت داوران با گروه هاي نمايشي جشنواره صحبت مي كرد خطاب به گروه هاي نمايشي با بيان اين مطلب افزود: ترديد نداشته باشيد آينده مال شماست. زمانه متعلق به شماست و حركت هاي خوبي را شما جوانان در اين رويداد فرهنگي رقم زده ايد. علي رغم پاره اي كاستي ها، در ميان شما استعدادهاي فراواني وجود دارد.
عضو داوري جشنواره تئاتر رضوي خاطر نشان ساخت: آثار بسيار خوبي را ديديم، تحول عميقي را در مقايسه با دوره گذشته شاهديم، مخصوصاً در عرصه بازيگر، عاطفه و روح كارها، متن هاي زيبايي ديديم البته ايرادهايي هم است كه قابل بحث و گفت وگو است.
نصيريان با بيان اينكه خوشبختانه درعرصه تئاتر ديني قدم هاي بلندي برداشته شد، يادآور شد: نسبت به دوره پنجم، تحولات خوبي ديده مي شود و مطمئن باشيد با پشتكار، تداوم و جست و جو توفيقاتتان افزون تر هم خواهد شد و به قله ها و اوج ها نزديك مي شويد.
وي با مردود خواندن تلقي «غربت مضامين ديني در جشنواره رضوي» تصريح كرد: اين يك تلقي غلط و ناصوابي است. شما در نمايش ها شاهد رشد و حركت هستيد. تئاتر ديني تئاتري نيست كه يكسره به فيزيك و نشانه هاي مادي دين بپردازد. بلكه تئاتر ديني جرياني است كه به انسانيت، اخلاق، زيبايي و معنويت منتهي شود و در بسياري از آثار جشنواره شاهد بوديم.
وي خطاب به گروه هاي نمايشي گفت: نبايد نشانه هاي فيزيكي دين را نشان دهيم، وقتي چيزي به سمت و سوي انسانيت مي رود ديني است. وقتي مسائل انساني، ايماني و باورهاي عاطفي و تعلقات روحي مردم مطرح مي شود يعني اثر ديني است.

 



هنرمندان تأكيد كردند غربت معارف رضوي در عرصه هنر هفتم

امسال هم با برگزاري جشنواره فرهنگي هنري امام رضا(ع) هنرمندان كشورمان عشق و ارادت خود به حضرت علي بن موسي رضا(ع) را متجلي نمودند. هنرمندان سينما و تلويزيون نيز همراه اين كاروان بودند اما اين جمع نسبت به هنرمندان ساير رشته ها كمتر به ساحت مقدس امام رضا(ع) پرداخته اند. به جز فيلم «شب» به كارگرداني رسول صدرعاملي، سريال «غريبه» جواد اردكاني، مستند خادمان حرم امام رضا(ع) به كارگرداني مجيد مجيدي و چند فيلم تلويزيوني ديگر، طي 30سال اخير كار چنداني در اين زمينه نشده است. هنرمندان سينما و تلويزيون همزمان با ولادت با سعادت آن حضرت ضمن بيان ارادت خود به آستان امام، از ضرورت ها، مشكلات و بايدها و نبايدهاي كار سينمايي و تلويزيوني درباره امام رضا(ع) پرداختند.
آرزوي ساخت فيلم درباره
امام رضا(ع)
جمال شورجه گفت: با وجود اين كه بسيار علاقمند هستم درباره امام رضا(ع) و براي ايشان فيلم بسازم، تاكنون توفيق پيدا نكرده ام.
اين كارگردان سينما و تلويزيون افزود: ذهن همه ما ايرانيان از كودكي با رحمت، رأفت و مهرباني حضرت رضا(ع) پيوند خورده است. به اين خاطر احساس مي كنم كه ساخت آثار هنري مرتبط با حضرت به مذاق مخاطب نيز سازگارتر باشد و مخاطب عام، از اين دست آثار همان طور كه در گذشته استقبال كرده باز هم استقبال خواهد كرد.
وي اضافه كرد: بارگاه رضوي ملجأ، مقصد و مقصود همه شيعيان است. اين مكان مقدس درياي بي كراني از موضوعات را در خود جاي داده كه هر كدام مي تواند دستمايه ساخت فيلم هاي متعدد و گوناگوني باشد.
وي بارگاه رضوي را بزرگترين نشانه عشق و ارادت شيعيان نسبت به اهل بيت(ع) خواند و افزود: آستان قدس رضوي به خاطر بهره مندي از اين ويژگي مي تواند در ترويج مفاهيم ديني، سيره و سنت حضرت امام رضا(ع) از طريق هنر خصوصا هنر هفتم نقش مهم و اساسي ايفا كند.
سينما، ناتوان در برابر شكوه معنوي امام
پوران درخشنده گفت: سينماي ايران در برابر شكوه، عظمت و معنويت شخصيت امام رضا(ع) و معارف پيرامون ايشان احساس ناتواني مي كند.
اين كارگردان سينما افزود: سينماي ما تا رسيدن به نقطه اي كه امام رضا(ع) در آن جايگاهي مطلوب و شايسته پيدا كند، فاصله بسياري دارد.
وي خاطرنشان كرد: امام رضا(ع) داراي ابعادي فطري، انساني و خدايي است كه نه تنها براي مسلمانان بلكه براي همه انسان ها زيبا و جذاب بوده، اما در سينماي ما به اين وجه پرداخته نشده است.
درخشنده تصريح كرد: فيلم سازي پيرامون امام رضا(ع) به شناخت و آگاهي نيازمند است تا فيلمساز به بيراهه نرود.
به گزارش مهر، درخشنده با بيان اينكه سخن گفتن با زبان فطرت انسان ها خصوصيت بارز همه ائمه ماست، تاكيد كرد: بنابراين فيلم هايي كه با اين ويژگي ساخته مي شوند، مي توانند همه مخاطبان را جذب كنند.
سينما نيازمند امام رضا(ع) است
يك كارگردان سينما و تلويزيون گفت: با وجود توليد آثار ارزشمند و قابل تقدير سينمايي، هنوز سينماي ما به شايستگي به ساحت امام رضا(ع) اداي دين نكرده است.
جواد اردكاني با بيان اينكه هنرمندان كشورمان در حد توان خود آثار ارزشمندي را به اين آستان مقدس تقديم كرده اند، افزود: اين آثار براي ابراز ارادت و بيان فضايل آن حضرت كافي نيست.
اين فيلمساز كه سريال غريبه با محوريت امام رضا(ع) را در كارنامه فيلمسازي خود دارد، وجود پربركت امام رضا(ع) را براي خطه خراسان و سرزمين ايران يك موهبت و عامل هويت بخشي ديني توصيف كرد و گفت: وجود مضجع شريف امام رضا(ع) در كشورمان داراي ابعاد وسيعي است، اما بعد معنوي اين حضور برجسته تر از ساير ابعاد بوده و اين امريست كه بايد مورد توجه فيلمسازان قرار گيرد.
اردكاني با بيان اينكه فيلمنامه نويساني كه در عرصه توليد فيلم هاي رضوي فعاليت مي كنند بايد به اشراق و شناخت كامل نسبت به امام رضا(ع) دست يابند، تصريح كرد: دستيابي به معرفت كافي نسبت به آن حضرت در گرو انجام پژوهش هاي عميق در زمينه معارف و سيره رضوي است.
كارگردان سريال «آينه هاي نشكن» با تاكيد بر اينكه فيلم هاي ديني به ويژه در حوزه رضوي بايد از تكنيك خوبي برخوردار باشند، خاطرنشان كرد: دو عنصر اعتقاد قلبي و تسلط بر ابزار و تكنيك، عناصر لازم براي توليد آثار هنري درباره امام رضا(ع) هستند.
دين سينما به امام (ع)
رسول صدر عاملي كارگردان فيلم «شب» با مضمون رضوي با اشاره به اين موضوع گفت: من هميشه به لحاظ خاطرات قبلي ام احساس بدهي به شهر مشهد و امام رضا(ع) داشتم و دنبال يك حس روايت واقعي و دروني بودم و مي خواستم صاف و ساده بر مبناي يك خواست قلبي جلو بروم.
وي يادآور شد، سينماي روشنفكري يا حول يك سري مضامين محدود كه معمولا مضامين ملتهبي هستند مي گردد، در حالي كه اين روزها مردم جهان دنبال اين هستند كه ذهنيت هاي روحي و رواني مردمان مختلف را بشنوند و باور كنند.
اين هنرمند كشور ابراز اميدواري كرد كه فيلم «شب» آغازي باشد بر اين كه به ما نشان دهد براي ساخت فيلم مذهبي لازم نيست به نمادهاي واضح پناه برد، بلكه در بافت قصه هم مي توان به مفاهيم مذهبي پرداخت.
بي توجهي سينما
به امام رضا (ع)
تهيه كننده فيلم «مريم مقدس» گفت: حضور امام رضا (ع) در سينماي كشور ما كم رنگ بوده است.
محسن علي اكبري افزود: به دليل غفلت هنرمندان و عدم جهت دهي آنها توسط مديريت سينمايي كشور، آثار ساخته شده پيرامون امام رضا(ع) بسيار اندك بوده است.
وي افزود: معارف رضوي قابليت هاي فراواني براي پرداخت در سينما دارند، اما اين حوزه با بي توجهي فيلمسازان و متوليان هنري كشور رو به رو شده است.
وابستگي سينما به دين
جواد شمقدري نيز با بيان اينكه جايگاه امام رضا (ع) و معارف رضوي در سينماي ايران داراي جايگاه مناسب و شايسته اي نيست، افزود: در سينماي ما نشاني از ارتباط معنوي و عميق مردم با امام رضا(ع)وجود ندارد و به دليل همين عدم ارتباط سينما با معارف است كه جايگاه اين عرصه هنري در نزد مردم تنزل يافته و تنها 10 درصد مردم ايران مخاطبان سينما هستند.
كارگردان «توفان شن» سينما را تاثيرگذارترين زبان براي بيان مفاهيم ديني و به ويژه معارف رضوي ارزيابي كرد و گفت: سينما شيوه بيان بسيار مناسبي براي ارائه معارف و حقايق ديني در قالب هنر دارد و مي تواند معارف رضوي را به بهترين وجه ممكن منتقل نمايد.
وي با بيان اينكه سينماي ديني كشورمان قابليت جهاني شدن را داراست افزود: فرهنگ و پيشينه قوي و غني فرهنگي و اعتقادي مردم ايران با وجود معارف ناب و انديشه هاي متعالي و نگاه زلال انساني، ويژگي منحصر به فردي را براي مردم كشور ما رقم زده و ظرفيت بالايي را براي خلق آثار ماندگار با مخاطبان جهاني فراهم كرده است.
شمقدري وجود روحيه
مبارزه طلبي و حقيقت جويي وآمادگي براي فداكاري كه در دوره 30 ساله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به اوج رسيده را فرصتي استثنايي براي سينماي ايران ارزيابي كرد وگفت: فيلمسازان ما بايد از اين سرچشمه غني سيراب شده و با دغدغه و ظرافت هاي هنري در راه بيان اين حقايق تلاش كنند.
كارگردان «آفتاب و زمين» تصريح كرد: تصاوير و صحنه هاي جذاب و زيبا و معماري و فضاهاي حرم رضوي و زيبايي هاي معنوي و حالات مومنين در ابراز ارادت به ساحت مقدس امام رضا(ع) مي تواند با زبان هنر و تصوير ارائه شود.
وي با بيان اينكه اقدام به خلق تصاوير و قاب هاي چشم نواز از اماكن مقدسه نظير حرم امام رضا (ع) در سينما كمتر به چشم مي خورد، بر فراهم شدن زمينه هاي لازم براي انجام فعاليت هاي درخشان تر در اين عرصه تاكيد كرد.

 



عكس بر عكس!

محمد اباذري
يك منتقد سينمايي كه البته هميشه اهداف سياسي خود را در لفافه نقدها و مقالاتش بازگو مي كند، در تازه ترين نقد خود، منتقداني را كه با نظراتش موافق نيستند به باد اهانت و ناسزا گرفت.
احمد ميراحسان، در مطلبي كه 15 آبان در روزنامه كارگزاران درباره فيلم «شيرين» كيارستمي نوشت، انواع توهين ها را به منتقدان سينماي كيارستمي رواداشت.
او در اين «نگاه» درمورد منتقدان كيارستمي، تعابيري چون «خشونت گرايان چپ و راست»، «افراد دگم»، «جنگ طلبي عليه كيارستمي»، «برخورد كينه توزانه مغشوش و شديداً فقرزده»، «يورش هاي كودكانه»، «كساني كه به تفتيش عقايد به جاي نقد عادت كرده اند»، «خودكامگي عقب مانده حاكم بر كل جامعه»، «مدعيان فلسفه و نقد فيلم» و... به كار برده است!
عمدتاً نويسندگان، انديشمندان و هنرمندان با نوشته ها و آثارشان درونيات خود را افشا مي كنند و گاه برخي نوشته ها همچون عكس، برعكس هستند؛ چپ را راست وراست را چپ مي نمايانند. مثل نقدي كه طالب «ادب» و «انصاف» است، اما خود از آن ها عاري است. البته مي توان مطالعه نوشته آقاي ميراحسان را به منتقدان جوان توصيه كرد؛ همچنان كه شاعر توصيه كرده «ادب از كه آموختي....».

 



نگاهي به سريال «آيينه هاي نشكن» ساخته جواد اردكاني موضوع بزرگ در قاب كوچك

محمدعلي ايرانمنش
سريال «آيينه هاي نشكن» كه از شبكه دو سيما در حال پخش است، نخستين كار نمايشي با موضوع محوري انرژي هسته اي در كشورمان است.
اين سريال را جواد اردكاني نوشته و كارگرداني كرده است. تهيه كنندگان كار هم كساني همچون آخوندي و جلالي هستند كه پيش از اين آثار مطرح و حساسي را به منصه نمايش رسانده اند، از جمله فيلم سينمايي «روز سوم» يا كار پلاتويي مانند «صندلي داغ» و تعداد زيادي فيلم دفاع مقدس ديگر كه در كارنامه خود دارند.
جواد اردكاني هم حالا جزو سريال سازان با تعداد است كه اثر پرمخاطب او «غريبه» در اذهان باقي مانده است.
«آيينه هاي نشكن» در ژانر ملودرام- جاسوسي قابل شناسايي است. در واقع اين ماجراهاي خانوادگي هستند كه بستر هدايت و چالش سوژه اي مانند مسايل هسته اي كشورند. سريال «غريبه» هم از چنين رويكردي برخوردار بود. اين نوع كار در صورت دقت و چينش درست همه چيز، هميشه هم جواب داده است. البته در كشور ما- حالا چه سينما و چه تلويزيون- متأسفانه به اين ژانر و قالب كمتر توجه شده و مي شود. در حالي كه در تمام كشورهاي داراي سينما، گونه جاسوسي و آثار پيرامون مسايل تشكيلاتي و نفوذ در نفوذ و غيره جزو اولويت هاي توليدي آنهاست. اين گرايش فقط هم به سينماي غالب جهان ختم نمي شود- بلكه كشورهاي در رتبه هاي پايين توليد هم به ساخت فيلم و سريال هاي حادثه اي- جاسوسي، خصوصا با داستان هاي خانوادگي و عاطفي توجه ويژه اي دارند. اگر چنانچه فيلم و سريال هاي با سوژه هاي پليسي- اطلاعاتي را هم در زمره اين قبيل آثار قرار دهيم- خواهيم ديد كه مثلا كشوري مانند آلمان يا فرانسه و يا اروپاي شرقي- با سينماي ضعيف- چه انبوهي از آثار از اين دست را روانه بازار مصرف داخلي و خارجي مي كنند. اين اتفاق هم همين جوري بدون دليل رواج ندارد، بلكه از آنجا كه معمولا فيلم هاي جاسوسي- خانوادگي پتانسيل جذب همه طيف هاي اجتماعي و گروه هاي سني را دارد، لذا در خط توليد قرار مي گيرند.
همچنانكه همه علاقه مندان به سينما اطلاع دارند، چند دهه است كه سينماي غرب با كاراكتري مانند جيمز باند، مأمور 007 فيلم هاي متعددي را ساخته و به اكران درآورده است، به طوري كه علي رغم استفاده اين فيلم ها از عوامل و كليشه هاي ثابت و دائمي با قصه هاي به شدت خيالي و عمليات اغراق آميز، باز هم هر يك از فيلم هاي از اين سري با استقبال گسترده اي روبرو مي شود. تازه اين همه ماجرا نيست، بلكه غرب و خصوصا انگليس و سيستم مخفي اينتلجنت سرويس از رهگذر همين فيلم ها و شخصيت جيمز باند، اعم ارزش هاي هويتي خود و هوش سياسي- تشكيلاتي و قدرت ميليتاريستي خود را به جهانيان حقنه كرده و مي كنند. اما كشور ما با داشتن سابقه سينمايي برابر با جهان، هنوز نتوانسته در اين زمينه يك مأمور با ويژگي هاي ايراني و ثابت خلق كند و...
با اين مقدمه بپردازيم به آيينه هاي نشكن، سريالي كه درباره مسايل پيچيده جاسوسي و امنيتي كشور است و در بطن آن مسايل خانوادگي و كشمكش هاي مختلف اجتماعي و به روز جامعه روايت مي شود. قصه اصلي كار نيز درباره يك جوان فيلمساز به نام «مسعود» است كه از سوي برادرش محمود، دعوت به ساختن فيلمي راجع به مسايل هسته اي مي شود. او كه به شدت بدهكار و به نوعي ورشكسته است، مي پذيرد. اما غافل از جاسوسان بيگانه اي است كه بدنبال نفوذ در تشكيلات فعال انرژي هسته اي هستند، در همين رابطه سيمين همسر مسعود، طعمه جاسوسان براي ورود به مجموعه هسته اي كشور مي شود كه اين خط سير، حوادث و ماجراهاي بي شماري را بدنبال دارد.
جواد اردكاني براي جذابيت آفريني تضمين شده اولويت كار را بر قصه گويي پراوج و فرود قرار داده است و در اين راستا دو جبهه خير و شر خلق كرده است. به عبارتي موتور محركه پيشرفت قصه، درگيري دو نيروي متخاصم است. معمولا هم در چنين سبك و سياقي از نمايش، هر چه نيروي شر زيرك، هوشمند، مسلح به ابزاري پيچيده و مدرن و بالاخره بي رحم تر باشد، نيروي خير نيز مي بايستي علاوه بر داشتن چنين ويژگي هايي- رافت و احساسات انساني اش نيز به نمايش گذارد تا در نهايت با يك قدم فاصله، هوشمندتر از حريف بر مصائب پيش آمده غالب شود و... آيينه هاي نشكن ضمن اينكه از همه ي اين مولفه ها برخوردار است، داستانك هاي فرعي خلاقانه اي هم دارد. خصوصا ماجراهاي خانواده سيمين، مريضي برادرش، تلاش سيمين براي خروج از كشور و فراهم كردن امكانات براي برادرش، آن هم با خصلت هاي بلند پروازانه و جاه طلبانه اي كه دارد همه بستر سقوط او را تا حد يك آلت دست بيگانه تدارك مي بيند.
اردكاني خوب توانسته همه عناصر و اجزاي يك نمايش را با انگيزه هاي لازم براي هر اتفاق و رويدادي طراحي و چينش كند. مثلا بي رحمي جاسوسان را تا دني ترين اعمال وقتي است كه تصميم مي گيرند سيمين را پس از آموزش فيلمسازي به عنوان دستيار مسعود بگمارند، از كشتن يك آدم بي گناه و بي اطلاع از همه جا، همچون دستيار مسعود هم ابايي ندارند و با يك تصادف ساختگي سر او را زير آب مي كنند. همچنين كشمكش هاي زن و شوهري و خانوادگي تا جزئي ترين روابط مانند قهر و آشتي هاي دختر و پسري و دخالت هاي بزرگترها و غيره نيز از جمله ي رويكرد پررنگ سريال در بعد جذابيت آفريني است. البته اردكاني به همين ها قانع نبوده است بلكه با كشاندن قصه به لوكيشن هاي بيرون از ايران، در كنار باورپذيري كوشش مزدوران، جنبه هايي از زيبايي شناسي تصويري نيز ايجاد كرده است. با اين حال آيينه هاي نشكن در حد و حدود بضاعت و امكانات فيلمسازي كشورمان كاري در خور تامل است. خصوصا كه مي دانيم قصه هاي پيرامون موضوعات جاسوسي نيازمند اسباب و لوازم ظريف و مهم تكنيكي و نظامي است كه شايد در اين سريال به اندازه ي لازم به كار گرفته نشده است، اما همين كه اردكاني توانسته با وام گرفتن برخي كليشه هاي اين جور كارها خلاقانه تعليق آفريني كند و مخاطب خود را در جريان موضوعي حساس مانند انرژي هسته اي قرار دهد، كار كمي نيست. همچنان كه چنين كاري كافي نيست. بايد در اين زمينه ها، تيم هاي كارشناسي و پژوهشي مرتبط با مقوله موردنظر، چنان دستمايه اي را آماده كنند كه فيلمساز با دست پر به قصه سرايي بپردازد. وجود ماتريال هاي كار شده در سينما براي يك اثر در اين رابطه نمي تواند، تامين كننده باشد. به ويژه وقتي رويكردي به بومي سازي محتوا داريم، حتما مي بايستي از عوامل قابل لمس براي مخاطب داخلي بيش از اين ها استفاده كنيم. به عبارتي فيلمساز بايد تا مرز مسايل امنيتي پيش برود و آنجايي كه به واقع لطمه اي به امنيت ملي وارد مي آيد، دور بزند. مثلا فيلمي مانند بچه هاي جاسوس را به ياد بياوريد، كه علاوه بر آن همه امكانات فني و تكنولوژي جديد جاسوسي، از نظر موضوعيت تا كهنه مسايل برملا مي شود، حتي پاي رئيس جمهور و اطرافيانش به عنوان قهرمانان ملي به ميان آورده مي شود. اين طوري يك واقعه تخيلي و ماجراهاي رويايي در باور مخاطب مي نشيند و رئيس جمهور آرماني مثلا امريكا و كشورهاي اروپايي، جاي مترسك هايي مانند بوش و همپيمانانش را مي گيرد، در حالي كه عظمت توفيق هاي هسته اي ايران بدون خيال پردازي به خودي خود و في نفسه غرورآور و جذاب است، اما معلوم نيست چرا اردكاني در اين سريال ناخن خشكي كرده است و به جاي وارد كردن اين عظمت به درام، مرتب به تمهيدات ديگري سرزده است؟ خلاصه اينكه گام گذاشتن ايران به ميدان كسب اين حق ملي، مي تواند دستمايه درام هاي ماندگاري شود كه آيينه هاي نشكن يك گام كوچك اما با همت اردكاني و گروهش بوده است، اميد كه اين راه تداوم داشته باشد.

 



نزديك به زندگي واقعي نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مسافرخانه سعادت»

احمد عراقي
مسافرخانه سعادت عنوان مجموعه اي است كه اين روزها از شبكه اول درحال پخش است. اثري كه به فراخور شرايط قصد بيان موضوعات اجتماعي و فرهنگي را دارد. در واقع از يك نگاه اين مجموعه ادامه مجموعه «پاتوق» است كه پيش از اين از شبكه اول پخش مي شد. اثر داستاني و تئاتري و بيشتر تله تئاتري، كه در گروه خانواده تهيه شده. سريال و مجموعه هايي كه در ژانر داعيه خانوادگي بودن را دارند، از تعريف و مولفه هاي شناخته شده اي برخوردارند و بدون اين شاخص ها نمي توان آنها را در زمره ژانر خاموش قرار دارد. به همين جهت به سوژه و ساختارهاي روايي اي دست مي زنند كه براي همه آشكار و آشنا به نظر مي آيند. به عنوان نمونه در چنين توليداتي زنان به گونه محوري ترين مورد پردازش قرار مي گيرند كه در آن زن جنبه مستقل تري دارد. و هرگز آلت دست مردان بدل نمي شود. در چنين آثاري با درنظرگرفتن فضاي فرهنگي، با اين كه زن هرگز نمي تواند قدرتش را براي تاثير بر مرد به طور كامل اعمال كند، اما اين امكان و مجال هميشه براي او وجود دارد. چنين توليداتي از جهت شيوه هاي روايي نيز معمولاً از فرمول هاي واحدي پيروي مي كنند. گره افكني، ايجاد بحران يا نقاط اوج قابل پيش بيني، دراين ساختار به فراواني به چشم مي آيند. مشابهت موضوع، مضمون و پرداخت نمايشي، اگرچه در همه ژانرها قابل مشاهده است، اما اين وضعيت در ژانر خانوادگي نمود پرفروغ تري دارد. در چنين وضعيتي واضح است كه سريال و مجموعه هاي خانوادگي بايد به عناصر محتوايي و دراماتيك توجه داشته باشند كه مي توانند به آنها جذابيت عميق و گيراتري دهند. با نگرش تطبيقي بين پاتوق و مسافرخانه سعادت، همرنگي هاي بسياري را بين اين دو خواهيم ديد. در مسافرخانه سعادت نظير پاتوق مكاني عمومي براي بيان موضوع و مضامين آنها مورد توجه است. از نظر موضوعي، سوژه هايي از آن كه بر آيند واقعيت هاي جامعه باشند، سليقه و برداشت ذهني و شخصي نويسندگان متن هستند نه برگرفته از تحقيق و پژوهش هايي كه توسط صاحب نظران انجام مي گيرند. طرح اين ديدگاه، از آن رو اهميت دارد كه چنين توليداتي با درنظرگرفتن مجال و وسعتي كه دارند، مي توانند به مشكلات و مضامين بپردازند كه بيشتر مورد نياز جامعه و خانواده ها هستند. به عنوان نمونه بر مبناي آمارهايي كه ارايه شده است، ميزان طلاق گاه به اندازه تعداد ازدواج ها و حتي در مواردي جلوتر از آن بوده است يا عامل بسياري از طلاق ها، بيكاري و اعتياد به شمار مي رود. همچنين كمتر روزي است كه در صفحه حوادث و جرايد و ديگر رسانه ها واقعه اي درباره خيانت همسران، همسركشي يا كودك آزاري منعكس نشود. افزون براين، بالارفتن ميانگين سني ازدواج، گسترش جمعيت سالمندان در آينده اي نه چندان دور و واقعيت هاي ديگري از اين قبيل، طراحان ساخت چنين مجموعه هايي را ناگزير مي كند درسامان دادن و گزينش موضوع به چنين اولويت هايي توجه داشته باشند. مجموعه «مسافرخانه سعادت» از جهت موضوع و محتوا، به بيان نكات مطلوب و راهگشايي مي پردازد، بايد اذعان داشت سوژه و مضمون ارائه شده از منظر دراماتيكي، برداشت جذاب، پركشش و خلاقه اي ندارد. مي توان نمونه هاي بي شماري از اين رويكرد را به عنوان مصداق اين مطلب عنوان داشت و از منظري مي تواند يكي از نقاط ضعف عمده اين مجموعه به شمار آيد. در واقع ريشه اين ضعف را مي توان در ورود و خروج هر قسمت درباره موضوع، به گونه اي سريع و كلي دانست. اين خصوصيت موجب شده است مخاطب احساس كند به جاي مواجه شدن با اثر نمايشي، با مجموعه اي روبه روست كه به علت مستقيم گويي و ديگر مولفه هايي كه برشمرديم، تناسبي با اين ساختار روايي ندارد. وقوع چنين چالشي به سبب عدم همراهي و همگامي ظرفيت زماني هر بخش از يك سو و قابليت هاي دراماتيكي آن از طرف ديگر است. به سخني ديگر، كوتاه بودن مدت هر قسمت، مجال خلاقه و هنرمندانه اي را براي خودنمايي دراماتيكي موضوع ايجاد نمي كند.
مجموعه و سريال هاي خانوادگي به موازات هواخواهان انبوهي كه در ميان مخاطبين دارند، با مخالفاني كه در حيطه نخبگان و صاحب نظران يا مخاطبان خاص و متوسط قرار مي گيرند، مواجهند. آنها براين پندار هستند كه واقعيت و مشكلات پيچيده جامعه و خانواده امروزي، به كليشه و فيلم نامه هاي شعاري و سطحي تنزل يافته است. با وجود اين آثاري مانند «مسافرخانه سعادت» اين بخت را دارند كه با پشتوانه زمان، به پرداخت سوژه هايي اقدام كنند كه به زندگي واقعي نزديكتر هستند و با پرداختن جزيي تر به آنها جلوه كاربردي و راهگشاتري را از خود به نمايش بگذارند. در واقع اين رويكرد مي تواند فصل نويني در ساخت مجموعه هاي اين چنيني باشد، چه بسا غير از اين اگر رخ دهد اين گونه آثار هر روز به سطح نازل تري از معرفت و بينش برسد.

 



در حصار فردگرايي چرا تئاتر ما عدالت خواه نيست؟

علي اكبر باقري ارومي
وقتي صحبت از عدالت مي كنيم يعني ورود به يك مبحث سياسي كه مربوط به اقتصاد هم مي شود، و وقتي اين بحث را مي خواهيم در بررسي آثار نمايشي دنبال كنيم سخت تر هم خواهد شد چراكه اين يعني دنبال كردن عكس العمل هاي يك روشن فكر و هنرمند، نسبت به بي عدالتي هاي موجود در جامعه كه در اينجا بحث فراتر از اقتصاد، يعني در ابعاد اجتماعي هم مطرح مي شود. در بين نويسندگان آثار نمايشي چهره هاي شاخصي وجود دارند كه به اين بحث پرداخته اند امثال ماكسيم گوركي، برناردشاو، هنريك ايبسن، در دو قرن گذشته و برتولت برشت، ماكس فريش و دورنمات در قرن بيستم شاخص ترين هنرمندان اين جريان فكري هستند كه در آثارشان يا به صراحت و يا در لفافه از عدالت سخن گفته اند. به اين جمع بايد يك نمايش نامه نويس عدالت طلب ديگر را اضافه كرد كه آن نيست جز آلبركامو نويسنده الجزايري تبار فرانسه كه او نيز به نوبه خود آثار بديعي راجع به فقدان عدالت در روابط بين انسان ها و روابط بين ملت ها نگاشت.
در بررسي مضمون عدالت در آثار نمايشي در ايران خودمان اين رأي و نظر وجود دارد كه به علت جو روشن فكري غالب در اكثر آثار نمايشي، متأسفانه تعريف صريح و روشني از عدالت طلبي ديده نمي شود و چون عدالت طلبي فاقد اين تعريف است نمايش نامه نويسان ما از پرداختن به آن ابا مي كنند. در بحث هاي جامعه شناسي از نگاه اقتصادي و سياسي و حتي فرهنگي، مبحث عدالت بر محوريت فرهنگ است كه شكل مي گيرد يعني هر اتفاق سياسي و اقتصادي اگر با فرهنگ توأم نباشد بديهي است كه داراي هيچ تأثير عميقي در جريان هاي مختلف جامعه نمي باشد. پس پرداختن به مبحث عدالت اولويت خويش را از منظر فرهنگي به طور اولي بايد به دست آورد و بعد خيزش هاي اقتصادي و سياسي را نسبت به جاري كردن مفاهيم بلند عدالت طلبانه آغاز كنيم. منظر فرهنگي به معناي اين است كه فرهنگ سازي لازم را براي اين امر صورت دهيم و بتوانيم از فرهنگ جامعه در جهت تعميق آن مفاهيم استفاده بهينه را به عمل آوريم. بنابراين پيوند گسست ناپذيري بين فرهنگ، سياست و اقتصاد وجود دارد. كه اگر بخواهيم به تحقق شعار عدالت طلبي در سطح جامعه نزديك شويم بايد به اين پيوند توجه كافي مبذول داشته و گسست بين آنها را هيچ گاه برنتابيم.
مسلم است كه يكي از موثرترين مقولات فرهنگي ما كه در حال حاضر در سطح جامعه نمود علني داشته و توجهات اقشار را به خود جلب مي كند مقوله تئاتر است. تئاتر هنري است جامع، گروهي و درعين حال گويا، زنده و مستقيم كه مي تواند نقش رسانه اي هنري را در ترويج ديالوگ و گفتگوي عدالت خواهانه به طور مؤثر ايفا كند. از جمله مسائلي كه تئاتر ما بدان نپرداخته است مسأله عدالت و نياز جامعه ما به گسترش آن است. اگر اين مقطع زماني كه حدود پنجاه سال از آن مي گذرد را مورد توجه قرار دهيم، مي بينيم حتي برداشت هنرمندان تئاتر ما از عدالت بيشتر فردمحورانه بوده است تا جامعه شناسانه و عدالت كاملاً شخصي و فردي تفسير شده است تا اجتماعي و مردمي! اين را به خصوص ما در آثار ساعدي و بيضايي مشاهده مي كنيم. اين دو نويسنده برداشت شخصي و ظلم به خود را مصداق بي عدالتي دانسته و در آثارشان ظلم به خود را برابر ظلم به جامعه دانسته اند و حتي جامعه را مصداق بي عدالتي در حق خويشتن و خويش قلمداد مي نمايند. مثلاً ساعدي در «چوب بدستهاي ورزيل» براين نكته تأكيد دارد و ساده لوحي افراد جامعه را مصداق ظلم و بي عدالتي مي داند و مردم را محتاج حمايت نمي داند. بيضايي نيز در اغلب آثارش فهم و شعور مردم جامعه را زير سؤال برده و حتي در اين آثار اخيرش كه به روي صحنه برده است اجتماع را مروج بي عدالتي مي داند و مردم ما را مردمي تك رو، تك گو و تك شنو قلمداد مي كند و مي داند و از ديد او چنين مردمي در حق خود كه چنين بي عدالتي روا دارند معلوم است كه هر نوع بي عدالتي در حق شان شود رواست و جايز!
پس بنابراين مي بينيم و مشاهده مي كنيم اين تفسيرهاي شخصي از عدالت از طرفي بر عدم وجود آن تاكيد مي كند و ثانيا حركت در راه آن را پوچ و بي معني قلمداد مي نمايد. چنانچه ساعدي در نمايش ديگرش «پرواربندان» نيز همين روند را ادامه مي دهد و بيضايي هم در «صندوق مار» و يا «فتح نامه كلات» همين تفكر فردگرايانه و خودخواهانه را ادامه مي دهد. در بعد از انقلاب اسلامي هم، عدالت طلبي نمي تواند در آثار نمايشي جايي در خور پيدا كنند و آثار نمايشي ما به طور عمد خود را درگير مسائل ذهني فردي مي نمايند تا مردمي و عيني، و بيشتر درگيري ها ايدئولوژيك و سياسي است تا عدالت طلبانه و مردم گرا! از نويسندگان معاصر كه نزديك به يكسال است وفات كرده است، اكبر رادي است. رادي نويسنده اي اجتماعي بود. از او بيشتر انتظار مي رفت تا به عدالت طلبي دامن بزند ولي چه شد كه اين گونه نشد؟! آثار رادي بيش از آثار هر نويسنده ديگري در بعد از انقلاب اجرا شد. ولي انگاري او در همان دهه چهل و با همان دغدغه ها مي زيست؟ چرا؟ واقعا چرا يك نفر اهل قلم در اين مملكت هرگز در آثار خود پا را از فرديت آن سوتر نگذاشت؟ چرا مردم و انقلاب و آرمان و عدالت را باور نكرد؟! اين يك سؤال اساسي از نويسندگان و اثرآفرينان نيم قرن اخير است كه سي سال آن را در دوران بعد از انقلاب اسلامي گذرانده ايم، كه چرا باورهاي آنان به باورهاي مردم و انقلاب و اسلام نزديك نشد؟! به نظر من اين گونه مي آيد كه در باور آنان نياز به عدالت اجتماعي بارور نشده بود و بيگانگي با مفاهيم اين چنيني بود كه آنان را از دفاع از اين مسئله بازمي داشت. مشكل عدالت طلبي در آثار روشنفكراني كه جامعه از آنان توقع همراهي دراين مورد داشت. مشكل مفهومي و ساختاري بود. آنان سقف و حد عدالت را خويش مي ديدند و نسبت به غير آن تعهدي نداشتند. اي كاش روشنفكران ما به آن حد از خودآگاهي مي رسيدند كه مفاهيم عميق عدالت طلبي را در ذهن خود پرورده و به جنبه هاي بالاتر آن در ايثار و از خودگذشتگي و فداكردن خود مي رسيدند. عدالتي كه شهيدان ما به آن رسيدند و خود را فداي جامعه اي ساختند كه آن را دوست داشتند و در آن زندگي مي كردند و اميد به امنيت و عدالت و بهروزي و مهرورزي در آن داشته و نيل به عدالت را در فداساختن خويش ديده و نيمه ناپيموده راه را به ما سپردند به اميد ساعي بيشتر از ما، ولي آيا چنين شد؟! عدالت مفهومي بلند است كه در عمق انديشه تئاتر ما هنوز كاشته نشده و ما نه داشته اي مناسب از آن داشته ايم و نه رشد مناسبي از آنرا خواهيم ديد. جالب اين است كه حتي در آثار مذهبي ما نيز جاي اين مفهوم به شدت خالي است و عينيتي درخور نيافته است. چراكه متاسفانه نمايش هاي مذهبي ما نيز بيشتر بر محور مظلوميت اولياء دين استوار شده است تا شدت عدالت طلبي آنان! در اين گونه نمايش ها ما منطق و عقل را بر احساسات غالب نمي بينيم بلكه با صرف احساسات گرايي بيشتر به شرح واقعه شهادت ائمه مي پردازيم تا سبب آن واقعه كه تاكيد بر ظلم ستيزي و عدالت خواهي ائمه باشد آنرا برجسته تر مي نماييم تا اينكه در رفتار و كردار ائمه عدالت جويي آنان را جست وجو نماييم و آنرا شفاف و برجسته نماييم. اينجا يك مسئله ميان روشنفكران اين عرصه و روشن نكردن مذهبي مشترك مي نمايد و آن عدم اشراف معرفتي نسبت به مسئله اطلاعات مي باشد. نقص تاثير عدالت در پيشرفت جامعه روبه سوي تعالي سبب پيدايي اين گرايش شده است كه ما درعرصه هاي نمايشي خويش كمتر به آن پرداخته و آثار خيلي كمرنگي با اين شاخصه را شاهد باشيم. اي كاش انديشمندان ما در حوزه تفكر و انديشگي درهنرهاي نمايشي مي توانستند ژانر عدالت خواهانه را در آن نضج داده و اين روال را معمول نمايند. درحال حاضر اين تغيير رويكرد درهنرهاي نمايشي از اوجب واجبات است كه متاسفانه از آنجا كه نظام نمايشي كشور ما فاقد نظم و نظام و ساختار مناسب كنش و واكنش نسبت به وقايع و رويدادهاي جامعه نيست. مسلماً نمي تواند اين تغييرات ساختاري را در هنري كه فاقد آن است توقع داشت. بنابراين بار ديگر تاكيد مي شود كه بايد دو توقع داشت: يك آنكه هنرمندان متعهد ما بتوانند نسبت به آن (عدالت خواهي) واكنش منطقي و بينايي نشان دهند و ديگر آنكه مسئولين و مديران بتوانند تغييرات ساختاري را دراين هر هرچه زودتر و ساماندهي شده تر صورت دهند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14