(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 20 آبان 1387 - 11 ذي القعده 1429 -10 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19227
 

نگاهي به چند و چون آثار چند داستان نويس معاصر آيين دروغ گويي يا تجربه گرايي (قسمت دوم)
يادبود مرحوم صفارزاده در امام زاده صالح(ع)
صفاي آيينه جان
در وادي هنر و ادبيات



نگاهي به چند و چون آثار چند داستان نويس معاصر آيين دروغ گويي يا تجربه گرايي (قسمت دوم)

فيروز زنوزي جلالي
و اما، با اوصافي كه گذشت بايد گفت نويسنده اي كه آداب دروغگويي را نمي داند دو راه بيشتر ندارد: اولا يا بايد اين آداب را به نيكويي تمام بياموزد يا كه قلم و دفتر را براي هميشه به كناري نهد و كار و بار ديگري پيشه كند!
يكي ديگر از سوءتفاهمات رايج در ادبيات داستاني معاصر اينكه، بسياري از اهل قلم و نيز بعضي صاحب نظران داشتن تجربه را براي نويسنده كليت كار مي دانند و بر آن بسيار تاكيد مي كنند، و در اين تاكيد گاه تا بدان حد راه افراط مي پيمايند كه به گمان آنان اين امر تنها كليد و مفتاح كار است و اگر كسي مثلا در عرصه جنگ تجربياتي داشت لابد با اين اوصاف ديگر حجت بر او تمام است و مي تواند آستين همت بالا زده با انعكاس تجربياتش كاري كارستان خلق كند.
ولي آيا واقعا چنين گفته اي درست است؟
با شواهد و نشانه هايي كه در پي خواهد آمد بايد اذعان كرد كه اين گفته تصوري است بسيار خام و ناپخته كه عملا هيچ پشتوانه كاربردي ندارد و اصرار بر آن فقط باعث مي شود عده اي بدين گمان خوش خيالانه به سياه مشق نويسي روي آورند و به زودي سردرگم دريافت كاري درخور دچار سرگيجه دفتر و قلم شوند بدين گمان كه دير نخواهد آفتاب قلم از روزن تجربيات بر سينه سياه دفترشان بتابد و آن كار كارستان را خلق كنند! اميدواري اي چنين خام هم باعث فريب اين دست از افراد مي شود و هم توهم نويسندگي را برايشان ايجاد مي كند كه آسيب اين دومي در جامعه ادبي بسيار بيشتر از خود فريبي است چرا كه اينان بزودي زود قوز بالا قوز جامعه ادبي مي شوند كه با ايجاد رابطه هاي مالوف گاه سمت هاي دهان پركن ادبي فرهنگي را هم احراز مي كنند و از آنجا كه بنيه درخور ادبي هم ندارند چيزي مي شوند گاوشتر پلنگ كه هم داعيه نويسندگي دارند، و هم ادعاي نقد و نقادي!
بزودي صاحب نظر هم مي شوند ولي چون بي مايه اند ميدان دار پاره اي از نويسندگان كم مايه ادبي مي شوند و ناگاه مي بيني حلقه هايي مثلا ادبي با بضاعت فقير ادبي هم تشكيل داده اند! و نا گفته پيداست كه بازده چنين جمع ضعيف البنيه ادبي چيست و آسيب اش در جامعه ادبي چگونه است. اما مسئله بدينجا ختم نمي شود و گاه دامنه مصيبت تا آنجا بالا مي گيرد كه ناگاه مي بيني اينان غالبا در مقابل جريان آگاه ادبي مواضع منفعلانه و غيركارشناسانه اي مي گيرند و آنقدر بر طبل ادعاهاي كاذب مي كوبند كه بزودي باعث دلسردي و كمون اهل قلمي مي شوند كه دل به دفتر و قلم داده اند و هرگز اهل مماشات و حضور در حلقه رندانه شان نبوده و نيستند.
نكته تلخ و طنزآميز چنين دچار توهم نويسندگي شدگاني اينكه اين حضرات كه همواره پيشتاز اظهار لحيه هاي ادبي در اينجا و آنجا نيز هستند و مصاحبه هاشان صفحه پركن صفحات بي بو و خاصيت بسيار نشريات كثيرالانتشار است طبعا هيچ حرف قائم بخود و قابل تاملي درباره ادبيات داستاني معاصر هم نداشته و ندارند و اگر اندكي در گفته هاشان دقت شود معلوم مي شود كه با ناشيگري تمام فقط خوانده هاشان را از گفته ها و اظهار نظرات اهل فن در اين و آن مصاحبه- آنهم به صورت كال و ناقص -تكرار مي كنند و يا اگر گاه كوشيده اند نظري از خود ارايه دهند چنان نظرات سخيف و بي پايه اي را عنوان كرده اند كه از خواندن و شنيدنشان حتي مرغ پخته هم در ديگ خنده اش گرفته است!
و اما جز تبعاتي چنين اشك انگيز از سوءتفاهمي تا اين حد گسترده در جامعه ادبي اگر بخواهيم به كارنامه ادبي شان دقت كنيم -براي فهم بهتر اين اشتباه رايج و دامنه دار- عملا شاهد بسيار آثار بي خون و كم رمق شان خواهيم بود. خواهيم ديد كه آثار منتشرشده اينان در سالهاي اخير توسط كساني نوشته شده اند كه سخت دچار همين سوءتفاهم صرفا تجربي نويسي شده اند، كه همانا كارهايي هستند بسيار نازل، سطحي و كاملا شعاري و غم انگيز تر اينكه آثاري چنين سست و بي مايه گاه توسط ناشراني رابطه اي كه غم و غصه چاپ هيچ اثر دم دستي را ندارند- چرا كه فقط از كيسه خليفه مي بخشند- به چاپ هاي آنچناني هم مي رسد و در نتيجه امر توهم غم انگيز نويسندگي را بيش از پيش به آنان القا مي كنند كه اين يكي ديگر واقعا نورعلي نور است.
اين نشانه ها را آورديم تا معلوم شود كه تبعات يك سوءتفاهم ادبي و يك تعريف غلط گذشته از ارتكاب سياه مشق نويسي در عرصه دفتر و قلم در روزگار ما از سوي ديگر تا كجاها مي تواند دامنه دار و گسترده باشد و تا چه حد مي تواند بر بدنه ظريف و آسيب پذير جامعه ادبي ظاهرا خاموش آسيب برساند.
و نتيجه اينكه، با كمي دقت در اين دست آثار بي بنيه نه تنها صدق ادعاي ما معلوم مي شود، بلكه مي توان به ضرس قاطع گفت كه: «صرف داشتن تجربه، به تنهايي هيچگاه معيار داستان نويسي نبوده و نيست. چرا كه انتقال تجربيات در درجه اول مستلزم دانستن آداب نويسندگي و همان لوازم دروغگويي است كه پيش از اين و در حد اختصار بدان اشاره شد.»
و نيز آگاه بودن به نحوه استفاده از ابزار انتقال مفاهيم و رام كردن كلمات گريز پا و سركش و چينش مطلوبشان در يك متن داستاني و هزار و يك ظرايف ريز و درشت ديگر تا كه ابعاد جهان داستان شكل شايسته و بايسته خود را پيدا كند كه رسيدن به مرز مطلوب چنين شكلي خود عمري را طلب مي كند. اين است يكي از بسيار رازهاي موفقيت نويسنده در عرصه دفتر و قلم وگرنه صرف داشتن تجربه هيچگاه ضامن سلامت كار نويسنده نبوده و نيست و چه بسيار تجربيات گرانقدري كه به علت ناتواني نويسنده در اين عرصه سربسته و دربسته يكسره بي هيچ انعكاسي، به قعر گور رفته اند و به همين دليل نسل هاي بعد مجبور به تكرار همان تجربيات گرانقدر شده اند.
چه بسا شاهد بوده ايم كه فرد سالخورده، سرد و گرم چشيده و پرتجربه اي كه بسيار يادهاي پر بار از روزگاران ديرين و كهن بسر دارد و باصطلاح عوام موهايش را در آسياب بيهوده سفيد نكرده است، گرچه قلب و ذهني پر از خاطرات ناب دارد و از دست اتفاق بسيار به شيوايي هم سخن مي گويد اما همين كه همو نوك سياه قلم را بر سينه سفيد دفتر نهاده به لكنت زبان افتاده و بالكل لال قلم شده است!
به مناسبت هاي مختلف و از افراد مدعي نويسندگي بسيار خوانده ايم نوشته هاي كال و دم دستي را كه حتي نتوانسته اند براي يك لحظه هم كه شده بر جان و روح مخاطب اثر بگذارند. و درست از اين روست كه بايد گفت معيار نويسندگي هرگز داشتن صرف تجربه نيست و تجربه فقط يكي از لوازم نويسندگي است. تجربه ماده خامي است كه تا در خمير مايه تخيل و هزار و يك ظرايف ديگر ورز نخورد و پخته نگردد، دردي از بسيار دردهاي اهل قلم را دوا نمي كند.
رومن رولان، جايي در رمان «ژان كريستف» مي گويد: «او از آن دست آدمهاي بدبختي بود كه نمي توانست همان گونه كه سخن مي گويد، بنويسد!»
و مشكل و بداقبالي همين جاست، اينكه بدانيم صرف داشتن تجربه كافي نيست. و مهم نحوه انتقال بهينه تجربيات است. اينكه چطور بتوانيم با بهره گيري از پتانسيل و روح كلمات تجربيات خود را به پيش نما بياوريم و ملموسشان كنيم كه اگر نتوانيم همه تلاشمان حتم از بيخ و بن عقيم خواهد ماند.

 



يادبود مرحوم صفارزاده در امام زاده صالح(ع)

مراسم بزرگداشت طاهره صفارزاده روز چهارشنبه (15 آبان ماه) از سوي انجمن قلم ايران در آرامگاه اين شاعر و مترجم فقيد قرآن در امام زاده صالح برگزار شد.
به گزارش ايسنا ، علي معلم دامغاني در اين مراسم گفت: در اين آخرالزمان، وظيفه ما بيش تر است كه از جنس كساني مانند صفارزاده را ستايش كنيم. خداوند اين توفيق را به ما بدهد كه مانند او مردانه باشيم.
اين شاعر با بيان اين كه پيشينيان افسانه اي داشتند كه هر كودكي كه به دنيا مي آيد، يا ارسطويي است يا افلاطوني؛ اما بايد گفت، هر انساني كه در روزگار ما به دنيا مي آيد، يا از اكثريتي است كه مشق و سرمشق او، هلن، شخصيت افسانه اي يونان، است و يا آناهيتا، چهره ديگري كه در مشرق زمين جلوه گر است.
هلن به زيبايي معروف بود، كه بعدها اتفاقاتي مي افتد كه ساليان دراز به جنگ مي گذرد كه باعث نابودي تمدن تروا مي شود.
وي همچنين عنوان كرد: اين طرف، زن ديگري است؛ آناهيتا، كه در لغت به معني ضدتاريكي است، كه زهرا (س) تنها زني است كه جاي آن مي تواند بنشيند؛ اما آن اسطوره است و اين اسوه و ما با آمدن پيامبر (ص)، اسطوره ها را پس پشت انداختيم و اسوه ها را جايگزين كرديم.
اين شاعر يادآور شد: آناهيتا زني است كه نگهبان همه چشمه ها، بره ها، بچه ها و همه موجوداتي است كه پا به زمين مي گذارند. طاهره صفارزاده شخصيتي است مشرق زميني آناهيتا، ضدتاريكي و سياهي. او نخستين كسي بود كه انجمن ادبي اسلامي را اداره مي كرد.
سپس عباس براتي پور درباره صفارزاده سخن گفت و عنوان كرد: سال 81، او را در حوزه هنري ديدم، كه تازه قرآن را به انگليسي ترجمه كرده بود. از قرآن او در مقايسه با قرآن هاي ديگر كه به انگليسي ترجمه شده، استقبال بيش تري شده است و تا زماني كه اين قرآن را مردم استفاده مي كنند، ثواب به سوي او جاري مي شود.
اين شاعر همچنين با اشاره به شعرهاي صفارزاده گفت: شعرهاي او سراسر برخوردار از روايات و آيات قرآن است. شعري كه درباره اميرالمؤمنين (ع) سروده، داراي تصاوير و ايجاز بسيار عالي است.
در اين مراسم، افرادي چون: علي اكبر ولايتي، سيدمحمود دعايي، محمدرضا سرشار، محسن مؤمني، اميرحسين فردي، محمدعلي گوديني، محمود شاهرخي، منيژه آرمين و احمد شاكري حضور داشتند.

 



صفاي آيينه جان

بود پيوسته نيت در رياض روضه رضوان را
كه بوسد آستان روضه شاه خراسان را

غبار آستانش ديده ها را مي كند روشن
صفاي مرقدش بخشد صفاي آيينه جان را

سلاطين چشم آن دارند از بهر سرافرازي
كه گاهي خاكروب اين زمين سازند مژگان را

وصال كعبه گر خواهي سوي ايوان رضا رو نه
چه حاجت از تف دل تافتن ريگ بيابان را

اگر جمعيت دل بايدت زين در مشو غايب
كه اينجا جمع مي سازند دلهاي پريشان را
بابا فغان شيرازي

 



در وادي هنر و ادبيات

همزمان با هفته كتاب نمايشگاه آثار تصوير گران كتاب كودك با موضوع كتاب و كتابخواني از 21 تا 30 آبان ماه در گالري لاله برپا مي شود. موضوع به تصوير كشيده شده آثار در اين نمايشگاه در ارتباط با كودك و كتاب است. اين مراسم چهارشنبه، 22 آبان ماه با حضور تصويرگران، نويسندگان، ناشران و شخصيت هاي فرهنگي در سراي اهل قلم برگزار مي شود.
پنجمين دوره جشنواره نقد كتاب دوشنبه بيست و هفتم آبان از سوي مؤسسه خانه كتاب با حضور محسن پرويز معاون امور فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سراي اهل قلم برگزار مي شود.
در اين مراسم از ميان 14 گروه كليات، علوم و فنون، هنر، شعر، ادبيات داستاني، فلسفه اسلامي، فلسفه غرب، دين، تاريخ، علوم سياسي، علوم اجتماعي، شعر كودك و نوجوان، داستان كودك و نوجوان، زبان و ادبيات فارسي 12 ، نقد برتر معرفي مي شوند. اين مراسم ساعت 30:17 تا 30:19 با حضور جمع كثيري از اهالي قلم و مطبوعات برگزار مي شود.
سازمان صدا و سيما به مناسبت شانزدهمين دوره هفته كتاب، جلسات نقد و بررسي كتاب را در شبكه هاي گوناگون خود برگزار مي كند.
دفتر مطالعات و برنامه ريزي فرهنگي و كتابخواني معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همزمان با برگزاري شانزدهمين دوره هفته كتاب با همكاري و مشاركت دفتر آفرينش هاي ادبي معاونت هنري سازمان فرهنگي و هنري شهرداري و فرهنگسراها7كارگاه آموزشي در حوزه ادبيات داستاني در 7فرهنگسرا هاي :بانو، دانشجو، ابن سينا، طبيعت، انقلاب، هنر، مجتمع فرهنگي و هنري شيخ ابوالفتوح رازي زيرنظر اداره كل ارشاد شهرستان ري؛ شامل:
مرجع شناسي، نقدادبي، درك داستان، خاطره نويسي، روش هاي ترجمه، قصه سازي براي كودكان، شيوه هاي مطالعه برگزار مي كند. اين كارگاه هاي آموزشي از تاريخ 21 تا 28آبان از ساعت 18-16 برگزار مي شود. همچنين حضور در كارگاه ها براي عموم علاقه مندان آزاد و رايگان مي باشد.
نخستين نشست مطبوعاتي مسئولان برگزاري بيست و چهارمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر با حضور آقايان محمد حسين احمدي (رئيس) ، كامبيز روشن روان (دبير) و بابك رضايي (مدير اجرايي) روز يكشنبه 19.8.87 ساعت 30:10 در محل تالار وحدت برگزار مي شود.

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14