(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 18 آبان 1387 - 9 ذي القعده 1429 -8 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19225
 

همكاري دانشگاه آزاد اسلامي براي همايش تبليغاتي خاتمي
عزم كرده ايم تا پرچم تحكيم وحدت راستين را برافراشته نگاه داريم
خاتمي لنگان آري يا نه
چه فرقي مي كند وقتي با ساز ما نمي رقصند
مروري بر تاريخچه و گفتمان اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل
بررسي علل افول جريان هاي دانشجويي دگرانديش
تأملي بر ادعاهاي موجود پيرامون انجمن اسلامي دانشجويان اين اصالت و هويت تاريخي از آن كيست؟



همكاري دانشگاه آزاد اسلامي براي همايش تبليغاتي خاتمي

يكي ازسايت هاي وابسته به جريان اصلاح طلب گفت: خاتمي تمايل دارد در 16 آذر، روز دانشجو امسال در يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد سخنراني كند.
سايت تريبون به نقل از يك منبع مطلع در دفتر سيد محمد خاتمي ادعا كرد: تاكنون مسئولين دانشگاه آزاد هم از اين تصميم خاتمي استقبال كرده اند و قول مساعد داده اند كه يكي از واحدهاي مناسب اين دانشگاه كه داراي سالن بزرگي باشد را براي سخنراني خاتمي انتخاب كنند.
اين منبع ضمن اعتراف به وجود بي تفاوتي در دانشگاه ها، بهانه خاتمي را براي اين اقدام احتمال وجود كارشكني از طرف دولت در دانشگاه هاي دولتي اعلام كرد.
گفتني است دانشگاه آزاد كه با فشارهاي دولت درجهت شفاف سازي فعاليت هاي خود مواجه است. اين بار قصد دارد براي اولين بار در طول فعاليت خود فضاي دانشگاه آزاد را براي تبليغات زود هنگام يك كانديداي حزبي مخالف دولت آماده كند.

 



عزم كرده ايم تا پرچم تحكيم وحدت راستين را برافراشته نگاه داريم

دبير دفتر تحكيم وحدت در گفتگو با ايرنا تاكيد كرد: متاسفانه عده اي «اصلاح طلب نما» با دخالت هاي بي جا در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) ضربات جبران ناپذيري را به بدنه اين تشكل وارد كردند.
«عباس مهر» در ادامه افزود: هم اكنون تمامي قابليت دانشجويان پيروي خط امام و رهبري به اين سمت سوق يافته است كه اين نام و پرچم را دوباره برافراشته كنند. وي با اشاره به طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت اظهار داشت: اين طيف رو به زوال است، آينده اي بسيار كوتاه دارد و حتي حضورش در حد يك نام هم نخواهد بود.
دبير تشكيلات دفتر تحكيم همچنين با اشاره به حمايت هاي رسانه اي از اين طيف مجعول هشدار داد: شاهد اين وضعيت هستيم كه جمعي روزنامه زرد به دنبال شكل دهي به تحكيم مجازي هستند.

 



خاتمي لنگان آري يا نه

روز شنبه گذشته، ديدار سرد اعضاي تحكيم وحدت با سعيد حجاريان با پديدآمدن اختلاف نظر درباره خاتمي سردتر شد خبرنامه اميركبير كه كوشش مي كرد فضاي سرد اين جلسه را لابه لاي كلمات و عبارات خود مخفي كند، نتوانست شدت گرفتن عمق اختلاف ميان آنرا درباره خاتمي مخفي كند.
در اين ديدار، سعيد حجاريان هنگامي كه گفت: «من معتقدم اگر چه خاتمي د رگذشته خيلي فرصت سوزي كرده ولي باز هم حتي اگر لنگان بيايد ولي از دوره قبل بهتر و مهمتر بايستد، باز خوب است.» با جواب يكي از اعضاي تحكيم مواجه شد. محمد. هـ در اعتراض به وي، تصريح كرد:
«ما در دفتر تحكيم معتقد نيستيم آمدن خاتمي به صورت لنگان درست است. به نظر ما خاتمي اگر مي خواهد بيايد بهتر است درست بيايد و اعلام كند چه كارهايي مي تواند بكند و چه كارهايي از توانش خارج است.»
گفتني است ادعاي سعيد حجاريان مبني بر لنگان بودن خاتمي با تعريف و تمجيدهاي هم حزبي هايش د رجبهه مشاركت و تبليغات انتخاباتي ستادهاي حمايت از خاتمي مبني بر ناجي معرفي كردن وي در تعارض و تناقض است و نشان دهنده اين موضوع است كه برخي از سران اصلاحات هيچ اعتقادي به اصلح بودن خاتمي نداشته و مطرح كردن نام او را فرصتي براي احياي مجدد منافع سياسي خويش قلمداد مي كنند.

 



چه فرقي مي كند وقتي با ساز ما نمي رقصند

عضو طيف ملي- مذهبي و غيرقانوني تحكيم وحدت از عدم همراهي اصلاح طلبان با خواسته هاي آنها به شدت انتقاد كرده و اصلاح طلبان را به وادادگي متهم كرد.
«عباس.ح» در مقاله «چه فرقي مي كند وقتي...» گفت: «بايد همواره عملكرد اصلاح طلبان حاضر در ساختار حاكميت را پيش روي آنها نگاه داشت و از آنها توضيح خواست تا بار ديگر ادعاهاي گزاف مانع فهم و درك درست از شرايط جاري نشود.»
اين عضو سابق انجمن اسلامي اميركبير ضمن متهم نمودن اصلاح طلبان حاضر در مجلس به بي عرضگي، درمقابله با نظام جمهوري اسلامي و مشاركت فعال در تصويب طرح هاي مجلس گفت: «اتفاقات بسياري دركشور افتاده ولي دريغ از يك موضع گيري يا حضور جدي و چشمگير يكي از نمايندگان اصلاح طلب!»
وي در ادامه به نقد رويكرد اصلاح طلبان پرداخته و آن را ديو ساختن از حريف و دليري كردن هاي بي پايه توصيف مي كند.

 



مروري بر تاريخچه و گفتمان اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل

تحولات سخت افزاري و بنيادي و دگرگوني هاي نرم افزاري و مفهوم ناشي از جريان انقلاب اسلامي، برروي باورها، ارزش ها و ساختارهاي حاكم بر ايران و جهان در بهمن پنجاه و هفت، انگيزه ها و جهت گيري ها و روشها و اهداف جريان دانشجويي را نيز دستخوش تغييرات اساسي كرد و گفتمان ديني انقلاب اسلامي محور تعاملات و مبناي شكل گيري مناسبات تازه اي در پيكره دانشجويان مسلمان و جنبش دانشجويي برآمده از آن گرديد.
جنبش دانشجويي مسلمان با فاصله گيري از انگاره هاي ماركسيستي و مائويستي چپ وايستارهاي محافظه كارانه راست مطالبات آزادي خواهانه و ضد استبدادي استقلال طلبانه و ضداستكباري و عدالت محور و ظلم ستيزانه را در سايه اسلام و ارزش هاي ديني باز تعريف كرد و در برابر گفتمان هاي رايج التقاطي و انحرافي وابسته به اردوگاه شرق و بلوك غرب گفتمان بديعي را برگزيد كه علاوه بر بومي بودن از غناي ايدئولوژيك و نظري عميق و ژرفي نيز برخوردار بود اين گفتمان از دم مسيحايي حضرت روح الله برمي خاست.
پس از آنكه دانشجويان مسلمان در مواجهه با جريان ها و گروه هاي سياسي طرفدار جريان هاي التقاطي توانستند جريان اسلام گرا را به عنوان گفتمان غالب دانشگاه مطرح نمايند، هسته اوليه يك اتحاديه مركزي را در ماه هاي ابتدايي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي توسط دانشجويان دانشگاه هاي تهران، صنعتي شريف، علم و صنعت، پلي تكنيك (اميركبير) و ملي (شهيد بهشتي) به عنوان محور اصلي و چند دانشگاه ديگر بنا نهاد. متعاقب اين قضيه در مرداد ماه سال 58 با حضور انجمن هاي اسلامي دانشجويان 22 دانشگاه در دانشگاه صنعتي اميركبير گرد هم آمدند تا تدوين مرامنامه آن اتحاديه را به انجام رسانند.
بدين ترتيب انجمن هاي اسلامي دانشجويان در كنار اساسنامه تشكيلاتي خود براي حفظ اصالت و بنيان هاي اعتقادي حاكم بر جريان انجمن هاي اسلامي دانشجويان، اصولي را با عنوان مرامنامه دفتر تحكيم وحدت به نگارش در آوردند كه طبق آن تمامي اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان مي بايست به آن معتقد و پايبند بوده باشند كه البته هيچ يك از بندهاي آن نيز قابل حذف نخواهد بود.
البته پس از تشكيل ابتدايي و قبل از اينكه اين اتحاديه رسماً اعلام موجوديت نمايد، بحث اشغال لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام پديد آمد و باتوجه به اينكه اين دانشجويان عمدتاً از مؤسسان اين اتحاديه بودند، اعلام موجوديت رسمي به تعويق افتاد. اما سرانجام جريان اسلام گرا در دانشگاه ها در تقابل با جريان هاي چپ (كمونيست، ماركسيست و...) و چپ گرا (التقاط اسلام و سوسياليسم نظير سازمان منافقين يا مجاهدين خلق و...) و جريان راست و التقاط ليبرالي و همچنين نگاه حداقلي و فردي به اسلام (نظير نهضت آزادي، جبهه ملي، انجمن حجتيه و...) در آن دوران در «انجمن هاي اسلامي دانشجويان» سازمان يافت كه با نگاه مساعد حضرت امام خميني(ره) به اين مجموعه دانشجويي و سخنان ايشان در جمع دانشجويان و جمله تاريخي «برويد تحكيم وحدت كنيد» باعث گرديد در شهريور سال 1359 اين دانشجويان با نام «اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور» (دفتر تحكيم وحدت) به فعاليت خود چهره اي منسجم تر ببخشند.
مرامنامه شامل يك مقدمه، اصول كلي، اهداف، خط مشي عقيدتي- سياسي، خط مشي فرهنگي و خط مشي تشكيلاتي بود و همچنين در بخش اصول كلي مرامنامه دفتر تحكيم وحدت، هفت اصل اعتقاد به مكتب اسلام، ايمان به اصول پنج گانه مكتب اسلام، اعتقاد به اسلام فقاهتي به عنوان اسلام راستين، اعتقاد به ولايت فقيه به عنوان تبلور اسلام راستين، اعتقاد به حقانيت جمهوري اسلامي ايران، قانون اساسي و اعتقاد به انقلاب فرهنگي به عنوان زيربناي اعتقادي اين دفتر آورده شده است.
طي دهه 60 به علت شرايط جنگ، فضايي خاص بر دانشگاه حاكم شد. آغاز جنگ تحميلي نسل جوان دانشجو را به ميدان آورد. هرچند در اين دوران تحت تأثير جنگ و نيز به علت ركود منازعات سياسي، حركت هاي دانشجويي در عرصه سياسي نمود چنداني نداشت، اما در اين زمان دانشگاه با فضاي جنگ تحميلي و دفاع مقدس، پيوند عميقي پيدا كرد و بخش قابل توجهي از دانشجويان كشور، در حفظ و تماميت و كيان كشور، نقش اساسي داشتند.
پس از اين دوران، اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) دچار ركودي مي شود كه اين افول از اتصال برخي از اعضاي اين اتحاديه به جريان هاي سياسي سرچشمه مي گرفت.
در اين بازه زماني تك صدايي اكثر دانشجويان مزيد بر علت گرديد تا گفتمان توجيه گرا بر فضاي جامعه غالب گردد، به اين معنا كه بخشي از جريان معتقد به نظام جمهوري اسلامي تلاش مي كرد تا مطالبات و انتقادات جامعه و دانشگاه را توجيه نمايد و انتقاد به برخي مسئولان خرد و كلان نظام را به معناي زير سؤال رفتن اصل نظام مي دانستند.
پس از روند افول ايجاد شده در انجمن هاي اسلامي و باتوجه به اينكه روند انتقادي آن ها به سمت دولت سازندگي به دليل كم وجهي به مباني عدالت گرايانه از يك سو و مجلس چهارم از سوي ديگر، افزايش يافته بود، باعث شد تا روند اختلافي در انجمن هاي اسلامي دانشجويان كه از انتخابات مجلس دوم كليد خورده بود، افزايش يافته و اولين انشقاق دانشجويان مسلمان را با تأسيس «جامعه اسلامي دانشجويان» ثبت نمايد. اين اختلافات در سطح ديگر نيز در انجمن هاي اسلامي و برخي از آن ها با اين استدلال كه مسئولين دولت از انقلابيون و مورد تائيد امام و رهبري اند، پس نمي بايست با آن ها مخالفت كرد، باعث گرديد تا در مقابل اشتباهات و انحرافات سكوت اختيار كرده و برچسب ضدولايت فقيه را به انجمن هاي اسلامي دانشجويان بزنند و به دليل عدم همخواني در روش و با كمك دولت و جناح حاكم، تشكل «اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويي و فارغ التحصيلان» را به عنوان دومين انشقاق دانشجويان مسلمان، در دانشگاه ها تشكيل دهند.
نكته اي كه مي توان از آن به عنوان مهمترين دليل تغيير رويكردها و به مرور زمان تغيير بنيان هاي فكري در دفتر تحكيم وحدت به آن اشاره كرد، همراه شدن با جريان هاي سياسي خارج از دانشگاه بود و حتي حضور در عرصه قدرت و به نوعي دنبال نمودن منافع فردي و حزبي، تا جايي كه حتي آشكارا در محدود نمودن انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) نيز در يك قالب مشخص گام برداشته شد، حرفي كه رضا حجتي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در روز 21 ارديبهشت ماه 1379 در گفتگو با ايسنا بر زبان جاري ساخت حقيقتي تلخ از روزگار دفتر تحكيم وحدت بود. در جايي كه مي گفت:
... (دفتر تحكيم وحدت) انديشه هاي امام را در قالب تفكرات خاتمي دنبال مي كند...
اما به نظر مي رسيد برخلاف ظاهر بسيار متفاوت دو گفتمان توجيه گرا و ساختارشكن كه دو جريان فكري كاملا متفاوت جنبش دانشجويي در طول دهه 70 پرچمدار آن ها بودند، هر دوي آن گفتمان ها به دليل يك تحليل اشتباه مشترك مبني بر عدم تفكيك بين حكومت و حاكميت اقدام به روش هاي توجيه گرايانه و يا ساختارشكنانه كرده بودند.
رفتارهاي متناقض با آرمان هاي دفتر تحكيم و وابستگي به جريان هاي سياسي- فكري باعث گرديد برخي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان عضو دفتر تحكيم وحدت (همچون انجمن هاي اسلامي دانشجويان علوم پزشكي اهواز و شهيد چمران اهواز، علوم پزشكي همدان و بوعلي سينا همدان و...) كه حتي از حق رأي اضافه در دفتر تحكيم وحدت برخوردار بودند به همراه برخي از انجمن هاي اسلامي دانشجوياني كه از ابتداي تأسيس عضو دفتر تحكيم وحدت نبودند (همچون انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي شاهد، سمنان، علوم پزشكي بابل، علوم پزشكي ايلام، علوم پزشكي سبزوار و...) كه روي هم 18 انجمن اسلامي دانشجويان را تشكيل مي دادند، توانستند در 13 آبان 1387 در قالب «اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور» اعلام موجوديت نمايند.
اين سومين انشعابي بود كه در دفتر تحكيم وحدت به وقوع پيوست با اين تفاوت كه اين بار ديگر اين دانشجويان مسلمان نبودند كه به صورت فردي از تشكيلات انجمن هاي اسلامي دانشجويان جدا مي شدند بلكه انجمن هاي اسلامي به صورت تشكيلاتي از دفتر تحكيم وحدت خارج مي شدند و اولين انشقاق تشكيلاتي را در تاريخ دفتر تحكيم وحدت ثبت نمودند، اين انجمن ها معتقد بودند كه انتقاد به جريان ها و مسئولان يكي از ضروريات و وظايف جنبش دانشجويي مي باشد، اما اين به معناي نفي حاكميت نظام ديني نيست بلكه در جهت رسيدن به چنين نظامي قابل تعريف مي باشد. هر چند كه اين انشعاب به مذاق بسياري از سياستگذاران وقت وزارت علوم همچون دكتر معين و معاونين وزارتخانه خوش نيامد كه در اين زمينه مي توان به متن نامه وي خطاب به سيد محمد خاتمي اشاره كرد كه طي آن خواستار برخورد امنيتي، اطلاعاتي، سياسي، حقوقي و قضايي با دانشجويان گرديده بود.
وزارت علوم تحت مديريت آقاي دكتر معين، در هر دانشگاهي كه انجمن اسلامي دانشجويان آن دانشگاه به دليل رفتارهاي خلاف اساسنامه و مرامنامه اعضاي دفتر تحكيم وحدت، ديگر حاضر به فعاليت در آن اتحاديه نبود را به زور و به بهانه هاي مختلف مي بستند و شوراي مركزي چنين انجمن هايي را كه در دانشگاه هاي مختلف با رأي دانشجويان انتخاب شده بودند، منحل مي كردند. اما با تمام اين مشكلات، انجمن هاي اسلامي دانشجويان تشكيل دهنده اين اتحاديه، خيلي سريع توانستند براساس حركت در جهت آرمان ها و اصالت هاي جنبش دانشجويي مسلمان و بهره مندي از منطق معقول گفتمان انتقادي، اين مجموعه دانشجويي را به جايگاه واقعي و اصيل انجمن هاي اسلامي نزديك كنند، به طوري كه در پنجمين نشست سالانه، مقام معظم رهبري پيامي به ياد ماندني را خطاب به نشست اين تشكل دانشجويي صادر فرمودند، كه نشان از حفظ و پويايي و در عين حال حركت در مسير صحيح اين تشكل دانشجويي داشت.
ايشان در بخشي از اين پيام فرمودند:
«از خداوند متعال سپاسگزارم كه اين شور و همت مؤمنانه را براي زنده نگه داشتن شعارهاي اساسي اين دوره از حيات نظام اسلامي به جوانان نخبه ما ارزاني داشته است. چه فاصله ژرفي است ميان اين دل هاي روشن و نيت هاي پاك، كه اصلاح و اكمال نظام اسلامي را هدف خود ساخته اند با غفلت زدگان روشنفكرنمايي كه در خدمت به نظام سلطه خشن و مسلح استكباري، مردم و نظام مردمي خويش را آماج تهمت و نيرنگ و جفاي خود قرار مي دهند.»
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، تا پايان دولت اصلاحات تعداد دفاتر دانشگاهي خود را به حدود 30 انجمن اسلامي افزايش داد، تا بتواند زمينه تشكيل بزرگترين اتحاديه انجمن هاي اسلامي را پس از دوران از هم پاشيدگي دفتر تحكيم وحدت ايجاد نمايد و توانست در اسفند ماه سال 1383، به عنوان اولين تشكل دانشجويي مانيفست فكري خود را مهندسي و در قالب «سند گفتمان جنبش دانشجويي مسلمان» منتشر نمايد.
¤ دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي مستقل

 



بررسي علل افول جريان هاي دانشجويي دگرانديش

محمد عبدالهي
اجماع ناظران عرصه سياسي كشور بر آن است كه تنور فعاليت هاي جريان هاي دانشجويي دگرانديش از ابتداي دهه 80 رو به سردي گذارده و سال به سال شدت افول آن رو به تزايد بوده است.
فعالان دانشجويي دهه 80 با گستره فراخ دامنه اي از مسائل و چالش ها روبرو بوده اند و تأثير چنين فضايي در توان بسيج كنندگي، تحول آفريني، موج سازي و همچنين اثرگذاري آنها بروز يافته است.
در اين بين پرسشي اساسي مطرح است و آن اينكه پديد آمدن چنين شرايطي معلول كدام علت هاست؟
در اين مجال اندك، فرازهايي از عوامل اثرگذار برپيدايش فضاي كنوني جنبش دانشجويي را ازنظر مي گذرانيم:
1- بهره كشي احزاب اصلاح طلب:
كمتر فعال دانشجويي پرسابقه اي وجود دارد كه بر استفاده ابزاري احزاب اصلاح طلب از جريان هاي دانشجويي در طول دوران دولت هاي هفتم و هشتم تصريح و اعتراف نداشته باشد.
عمده پتانسيل جنبش دانشجويي كشور در دوران هشت ساله حكومت اصلاح طلبان مصروف اميال و مطامع احزاب فرصت طلب شده و دست آخر نيز جز هزينه هاي قضايي و انضباطي و بي مهري هاي اصلاح طلبان نصيبي براي دانشجويان حاصل نشده است.
حقيقت آن است كه بخش عمده اي از سرخوردگي هاي جريان دانشجويي و سياست زدگي آنها مرهون فرصت طلبي ها و كامجويي هاي سياست ورزان حرفه اي و بهره وري هاي موسمي و منقطع آنها از دانشجويان است.
2- فقر تئوريك جريان دانشجويي:
خالي بودن انبان جنبش دانشجويي كشور از مباني معرفتي و فقر گفتماني ناشي از آن، از ديگر متغيرهاي مؤثر در ساختار بيمار كنوني جنبش دانشجويي است.
فقدان تحليل جامع و صحيح از شرايط سياسي و دانشگاهي نيز خاستگاهي جز فقر تئوريك جنبش و نبود شاخصه هاي بصيرت بخش در فعالان جريان دانشجويي ندارد.
بسياري از خطاهاي استراتژيك و كجروي هاي بنيادين جريان هاي دانشجويي دگرانديش در سال هاي گذشته از اين عامل نشأت گرفته و تداوم آن نيز به همين دليل است؛ از اين رو علل اشتباهات راهبردي جنبش دانشجويي را بايد در فقر تئوريك آن جستجو كرد.
3- پيوند با جريان روشنفكري سكولار:
از آن زمان كه نفوذ دگرانديشان سكولار در انجمن هاي اسلامي رو به تزايد گذاشت، امكان پيش بيني افق تاريك كنوني اين تشكل ها ميسر بود.
در هم تنيدگي روزافزون اين بخش از تشكل هاي دانشجويي با روشنفكر مآبان دين ستيز منجر به استحاله گفتماني جنبش دانشجويي و خروج از پارادايم اسلام خواهي و استعمارستيزي و ورود به فضاي جديد غربگرا شد.
در چنين فضايي دموكراسي خواهي، ستيز براي احقاق حقوق بشر، آزادي طلبي و... اولويت هاي مطالبات جنبش دانشجويي شده و عرصه براي آموزه هاي ناب اسلامي بسيار تنگ شد؛ اين سير كژانديشانه تا بدانجايي پيش رفت كه موجبات نفي عقبه اعتقادي و اتخاذ عملكرد متعارض با مباني فكري و مرامنامه اي اين بخش از جريان هاي دانشجويي را باعث شد.
از ديگر سو فرو غلتيدن در انتزاعات روشنفكرنمايانه، تباين شفافي را با مطالبات حقيقي مردم و جامعه دانشگاهي بوجود آورده و در نهايت فاصله اي رو به افزايش ميان سير جريان دانشجويي دگرانديش و توده هاي اجتماعي بوجود آورد.
4- اپوزيسيون زدگي و پادويي گروهك ها: فرو غلتيدن در دام هميشه گسترده گروهك هاي اپوزيسيون، گام خطاي ديگري بود كه جريان هاي سكولار دانشجويي مرتكب آن شدند.
انجمن هاي اسلامي دانشجويان كه روزگاري مرزبندي مشخصي با گروه هاي ملي- مذهبي و مخالفان جمهوري اسلامي داشتند، در اواسط دهه 80 ضمن پيوند با اين جريان هاي فرسوده و به حاشيه رفته، دانه چين دام آنها شدند.
اين رويداد، نقطه عطفي را در حيات جنبش دانشجويي رقم زد؛ چرا كه ايجاد چنين ائتلافي شليك تير خلاص به تمامي مبارزات و اعتقادات گذشته بخش عظيمي از جنبش دانشجويي كشور بود.
اين اقدام، مرزبندي ميان توده دانشجويان و فعالان تشكل هاي دانشجويي دگرانديش را بيشتر از گذشته افزايش داده و گرد فرسودگي و بي تأثيري را بيش از پيش بر جنبش دانشجويي ريخت؛ دقيقاً از همين جايگاه بود كه جنبش دانشجويي با اتخاذ ادبيات اپوزيسيوني به فضاي تعارض با نظام سياسي پاي گذارد.
5- عملگرايي و افراط گري:
فقدان عقبه تئوريك، پادويي احزاب سياسي، هزينه هاي آموزشي و قضايي ناشي از تحركات غيرقانوني، پيوند با روشنفكران سكولار و تخريب پشتوانه اعتقادي و ورود به جرگه مخالفان نظام اسلامي در زمره عواملي بودند كه نوعي سوق يافتگي به سمت عملگرايي منهاي علم اندوزي را براي جنبش دانشجويي رقم زدند.
در اين ميان، از دست رفتن جايگاه اجتماعي و تزلزل شديد حمايت هاي دانشجويي نوعي خودپريشاني يا آنومي اجتماعي را براي اين جريان ها بوجود آورد؛ نتيجه اين واگرايي و بحران منزلت، اتخاذ رويكردي جديد و خود ويرانگر براي جنبش دانشجويي بود كه قواعد اجتماعي آن را «راديكاليسم كور» نام نهاده بودم.
هيجان محوري منهاي عقلانيت و افراط گري بدون تدبير باعث فرو غلتيدن اين جريان در مرداب نيستي و تنزل پايگاه اجتماعي آنان شد.
6- معنويت گريزي:
از آنجا كه فعالان اين جريان تفكرات خود را بر پايه هاي متزلزل افكار ليبراليستي و ملحدانه مغرب زمين بنا نهاده بودند، به ايدئولوژي ستيزي و معنويت گريزي روي آورده و رداي مقابله با آموزه هاي اسلامي را به تن كردند.
فراموشي تجربه گرانقيمت تاريخي گروه هاي موسوم به چپ كه «خدا فراموشي» آنها اصلي ترين عامل شكست جنبش چندين ساله آنان شده بود، تكرار اين هزينه گزاف را براي جريان هاي نوظهور دانشجويي نيز باعث شد.
علاوه بر اينكه جنبش دانشجويي كه خود را آوانگارد جنبش هاي اجتماعي مي ناميد و داعيه پيشتازي در طرح مطالبات را داشت، فراموش كرده بود كه توده هاي مردمي، اصلي ترين دغدغه خويش را در اسلام خواهي خلاصه كرده و هرگز جريان هاي جدا از دين را در جايگاه طلايه داران فتوحات خويش نپذيرفته اند.

 



تأملي بر ادعاهاي موجود پيرامون انجمن اسلامي دانشجويان اين اصالت و هويت تاريخي از آن كيست؟

فاطمه نواب
چندي پيش روزنامه كارگزاران در مقاله اي با عنوان «مدعياني براي انجمن اسلامي دانشجويان»، به نقد ماهيت «انجمن اسلامي دانشجويان مستقل» پرداخته و با مدعي خطاب نمودن آنان، تلويحا دفتر تحكيم وحدت را به عنوان ميراث دار واقعي «انجمن اسلامي دانشجويان» مطرح كرده بود. نويسنده مقاله با استناد به ديدگاه هاي برخي چهره هاي اين تشكل غيرقانوني، به اثبات ادعاي خود، مبني بر ميراث داري «سنت» و «هويت تاريخي» انجمن اسلامي دانشجويان از سوي تحكيميان پرداخته بود. ادعاي مشابه در بسياري از بيانيه ها، اطلاعيه ها، گفتگوها و حتي اقدامات اعضاي تحكيم وحدت نيز مشاهده مي شود تا جايي كه مدعيان به خود حق مي دهند كه جلسات و همايش هاي رسمي و قانوني انجمن اسلامي دانشجويان مستقل را به هم بزنند، نمونه آن ايجاد درگيري و آشوب در جريان سخنراني آقاي لاريجاني كه به دعوت مستقل ها برگزار شده بود و نيز اردوي تشكيلاتي اتحاديه انجمن هاي اسلامي مستقل در شهريور 87 مي باشد. در اين يادداشت در راستاي طرح اين بحث كه در ميراث داري انجمن اسلامي دانشجويان، حق با دفتر تحكيم است يا انجمن اسلامي دانشجويان مستقل، ضمن اشاره اي كوتاه به تاريخچه شكل گيري دفتر تحكيم وحدت و شكاف هاي رخ داده در آن، به طرح نكاتي چند خواهيم پرداخت.
لازم است قبل از ورود به اصل بحث، يك تذكر را اضافه نماييم كه منظور از تحكيم وحدت در اين يادداشت، طيف علامه مي باشد. ناگفته پيداست كه طيف شيراز تحكيم وحدت اولا اختلاف مبنايي با اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل ندارد، ثانيا خود نيز در نگرش طيف علامه از اين اتهام كه حقي در ميراث و هويت تاريخي انجمن اسلامي ندارد، مبرا نمي باشد؛ چرا كه طيف علامه به همان ميزان كه مستقل ها را مورد هجوم قرار مي دهد، با طيف شيراز هم سر دعوا دارد.
دفتر تحكيم وحدت سال 1359 به منظور سازماندهي انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور و كادرسازي دانشجويان مذهبي از بين انجمن هاي اسلامي دانشجويان جهت رويارويي با تفكرات چپ و التقاطي و دفع تهديد آنان تشكيل شد. شايد آن روز هيچ كس تصور نمي كرد دفتر تحكيم وحدت كه براي ايجاد هماهنگي و اتحاد بين انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور شكل گرفته بود، به ناگاه در ماجراي كوي دانشگاه حتي تبديل به «دفتر تحكيم وحشت» شده و امروز مجبور باشد با چنين چالش هايي مواجه گردد كه تشكل هايي مي خواهند اين ميراث گرانبها را از دستش بستانند. در اين راستا اكنون با اين سؤالات مواجه هستيم كه:
علت شكاف و انشعاب در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) چه بود؟ منشعبين يا مدعيان كدامند؟ ادعاي هر كدام چيست؟ و ميراث انجمن اسلامي وتاريخ و هويت آن به كدام تعلق دارد؟
در پاسخ به اين پرسش ها بايد گفت كه بررسي علل اختلافات و انشعاب فرصت بيشتري مي طلبد ولي اولين انشعاب به آبان 78 باز مي گردد كه تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان كه از ابتدا به عضويت دفتر تحكيم وحدت در نيامده بودند به همراه تعدادي ديگر كه در تحكيم وحدت دچار اختلاف تشكيلاتي شده بودند، «اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل» را شكل دادند. انشعاب ديگر به سال 79 مربوط مي شود كه بنا به دلايلي دفتر تحكيم وحدت از درون دچار انشعاب گرديده و به دو طيف «شيراز» و «علامه» تقسيم گرديد.
اكنون از يك سو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل مدعي است، از آنجا كه دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) اساسنامه و مرامنامه انجمن اسلامي را نقض نموده، لذا ميراث دار واقعي انجمن اسلامي دانشجويان، مستقل ها هستند كه داعيه بازگشت به اصالت اوليه را دارند. در مقابل تحكيمي ها نيز آنها را متهم به «وابستگي»، «دولت ساخته بودن» و... مي نمايند. درون تحكيم وحدت نيز طيف شيراز مدعي است كه طيف علامه برمدار اصول مرامنامه حركت نمي كند، در مقابل طيف علامه نيز آنها را به وابستگي به قدرت و حاكميت متهم مي سازد.
اما براي پاسخ به سؤال اصلي اين يادداشت (كه صاحبان واقعي انجمن اسلامي چه كساني هستند) و در واكاوي مطالب مندرج در مقاله مذكور در بالا و برخي اطلاعيه ها و بيانيه هاي دفتر تحكيم (طيف علامه)، بيان چند نكته ضروري است:
1-يكي از دلايل دفتر تحكيم وحدت براي ميراث داري انجمن اسلامي، از زبان كوروش جعفري از اعضاي تحكيم وحدت چنين بيان شده: «انجمن اسلامي دانشجويان يك عرف و سنت سياسي و عقيدتي 50ساله را با خود دارد كه طبق آن، آزادانديشي و نوگرايي را با حفظ هويت ديني دنبال مي كند و اين ها سه ضلع سازنده و قوام بخش انجمن اسلامي دانشجويان در تمام اين سالها بوده اند.»1 وي مدعي است انجمن اسلامي دانشجويان مستقل تناسبي با اين هويت تاريخي ندارند. حسين نقاشي، دبير پيشين انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي نيز معتقد است: «تشكلي كه ادعاي يدك كشيدن نام انجمن را دارد، بايد پايبند به هويت تاريخي اين مجموعه باشد كه مبتني بر آموزه هاي روشنفكران ديني و نوانديشي ديني است».2
بايد پرسيد اين هويت تاريخي چه معنايي دارد؟ اين سنت و هويت تاريخي بدون شك دربرگيرنده «تسخيرلانه جاسوسي»، «مقابله و مبارزه با تفكرات ماركسيستي»، «نقش آفريني در انقلاب فرهنگي» و... از سوي دانشجويان عضو انجمن اسلامي نيز مي باشد. حال آيا منطق حكم نمي كند تحكيمي ها در نسبت خودشان با «استكبارستيزي» (كه تسخير لانه جاسوسي نماد آن مي باشد) و «مطالبات اسلامي و انقلابي» (كه انقلاب فرهنگي جلوه اي از آن است) تجديدنظري داشته باشند؟ و آيا منصفانه نيست طيف مستقل را كه امروز شعار «استكبارستيزي» سرداده و خواهان «انقلاب فرهنگي دوم» است، نزديكتر به اين سنت و هويت تاريخي بدانيم؟!
2-ادعاي ديگر تحكيمي ها اين است كه چون آنها مسائل ريشه اي تر اسلام را دنبال مي كنند، پس عنوان «اسلامي» شايسته آنهاست. علي وفقي عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت (طيف علامه) مدعي است: «انجمن اسلامي به جاي توجه به ظاهر به عمق توجه كرده و مسائل ريشه اي تر اسلام را پيگيري مي كند.»3 اي كاش ايشان مسائل ريشه اي تر اسلام را معني مي كردند. اگر از ديد ايشان «ولايت فقها»، «حكومت ديني»، «امر به معروف و نهي از منكر»، «حجاب اسلامي» و... از مسائل ريشه اي تر اسلام نيست(؟!)، شايسته بود در راهبردها و مطالباتشان حداقل از «بانكداري اسلامي»، «مبارزه با مفاسد اخلاقي و اقتصادي»، «عدالت طلبي» و ديگر ارزشهاي ديني سخن بگويند و حكومت را به پاسخ گويي فراخوانند. اما وجدانهاي بيدار در دانشگاهها شاهداند كه طي اين سالها كه تحكيم وحدت ادعاي يكه تازي در عرصه دانشگاهها را داشت و هراز چند گاهي بلوايي را به راه مي انداخت، تنها عنصري كه در شعار و عمل آن رنگ و بويي نداشت، «دين» بود. باز منصفانه خواهد بود كه در «پيگيري مسائل ريشه اي تر اسلام» نيز به مستقل ها نمره بالاتري داده شود؛ چرا كه مطالبات آنها بازتابي شفاف از دغدغه ديني شان است. به عنوان مثال با شعار «نقد حاكمان آري، نقد حاكميت هرگز»، بين دو مقوله «حاكمان حكومت ديني» و «حاكميت ديني» تمايز قائل شده و دامن حاكميت ديني را از اشتباهات احتمالي حاكمان مبري مي دانند. همچنين طرح مطالبات عدالت طلبي، مبارزه با مفاسد اقتصادي و... نيز نمايان گر چنين دغدغه هايي است.
3- اما در مورد «عدالت خواهي» طيف انجمن مستقل نيز، حسين نقاشي مي گويد: «درباره گفتمان عدالت خواهي، آنها ]مستقل ها[ مي توانند حامل يك برش تاريخي سال هاي 68-58 باشند، نزديكي هايي را با تاريخچه انجمن هاي اسلامي در آن بازه زماني فرض كنند كه مبارزه با امپرياليسم و عدالت خواهي را مطرح كننداما رويكرد انجمن اسلامي در آن بازه زماني هم رويكردي ترقي خواهانه بود.4 حال سؤال اين است كه چرا از نظر مدعيان ميراث داري انجمن اسلامي، عدالت خواهي ديگر رويكردي مترقي نيست؟ آيا درون جامعه ما بي عدالتي وجود ندارد؟ و يا بساط ظلم و ستم از روي زمين برچيده شده است؟ جايگزين شدن شعارهاي «دموكراسي خواهي» و «دفاع از حقوق بشر» در گفتمان تحكيميان، اين پرسش را به ذهن متبادر مي كند كه، آيا مقوله «عدالت طلبي» پيش فرض اساسي براي احقاق حقوق پايمال شده بشريت امروز نيست؟ آيا در جهان آكنده از ظلم مي شود از حقوق بشر و... حرف زد؟ بنابراين آيا شايسته نيست كه در كنار شعار وارداتي دفاع از حقوق بشر و دموكراسي خواهي، بر شعار جهان شمول «نفي تبعيض و برچيده شدن بساط ظلم» پاي فشرد؟
4- يكي از اتهامات دفتر تحكيم وحدت به اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، «وابستگي» و «دولت ساخته بودن» است. در مقام پاسخ بايد گفت، اگر شكل گيري انجمن اسلامي مستقل به بعد از روي كارآمدن اصول گرايان مربوط مي شد، اين اتهام جاي تأمل داشت ولي فراموش نبايد كرد كه تأسيس آن به سال 78 بازمي گردد. مروري بر واقعيات تاريخي دوران اصلاحات نشان مي دهد كه در آن مقطع، دفتر تحكيم وحدت در اوج وابستگي تئوريك، ساختاري و حتي مالي به دولت اصلاحات بود. اين واقعيات در بيانيه ها و سخنان فعالين اين تشكل، بعد از شكست اصلاحات و در جريان دعواهاي تشكيلاتي افشا شد. بنابراين حتي برخي معتقدند دوران اصلاحات اوج دخالت وزارت علوم در انجمن اسلامي بود. هرجا دانشجويان مستقل كه به وضع موجود نقد داشتند پيروز مي شدند، با دستور وزارت علوم، انتخابات باطل شده و برگزاري انتخابات مجدد توسط مديريت دانشگاه و بارد صلاحيت منتقدين صورت مي گرفت. از جمله مي توان به پلمب انجمن اسلامي همدان در سال 81 و ضرب و شتم دانشجويان مستقل اشاره كرد كه مقابل وزارت علوم تحصن كرده بودند.5 اساساً يكي از دلايل شكل گيري اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، واكنش به تلاش هاي رسمي اصلاح طلبان جهت يكسان و يكدست كردن تحكيم وحدت بود.
5- مهمتر از همه موارد بالا، اين سؤال است كه چرا درانجمن اسلامي دانشجويان اختلاف رخ داد؟ به اعتراف خود تحكيمي ها، ريشه اختلافات به 18 تير و كوي دانشگاه برمي گردد. در جريان كوي دانشگاه دفتر تحكيم وحدت چه اشتباه استراتژيكي مرتكب شد كه به وحدت و يكدستي آن صدمه زده، آن را تا آستانه فروپاشي پيش برد؟ اگر دفتر تحكيم در اين غائله مظلوم بود و حاكميت دست به قلع و قمع معترضين كه در رأس آنها دفتر تحكيم بود، زد - ادعايي كه مطرح مي شود- روال طبيعي اين بود كه وجود دشمن و مظلوميت به اتحاد بيشتر بينجامد، اما چرا چنين نشد؟ آيا بهتر نيست دفتر تحكيم وحدت به جاي فرافكني، ابتدا به آسيب شناسي دروني بپردازد و به جاي چشم بستن بر واقعيت، متهم را درون خود جستجو كند؟
بايد پذيرفت كه دوران «هژموني» تحكيم وحدت بر دانشگاهها و جنبش دانشجويي سپري شده و جرياناتي پيدا شده اند كه اگر هم «تقدم زماني» نداشته باشند، «تناسب آرماني» بيشتري با هويت تاريخي- اسلامي جنبش دانشجويي ايران وشعارها و عملكردهاي آن دارند.پي نوشت ها:
1- كوروش جعفري، «وابستگان مستقل» روزنامه كارگزاران، شماره 539، پنج شنبه 87.4.20، ص 8
2- حسين نقاشي به نقل از: مهران فرجي، «مدعياني براي انجمن اسلامي دانشجويان،» همان
3- علي وفقي به نقل از: همان
4- حسين نقاشي، پيشين
5- مهدي بلوكات به نقل از: آرمان اميري، «سه مدعي براي ميراث دفتر تحكيم وحدت»، خبرگزاري آفتاب، چهارشنبه 21 تير 85 (wwwaflabnewsir)

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14