(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 15 آبان 1387 - 6 ذي القعده 1429 -5 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19223
 

«اسلام ستيزي» در پوشش «اسلام شناسي»
بهائيان آشكارا جاسوس اسرائيل بودند پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 85

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




«اسلام ستيزي» در پوشش «اسلام شناسي»

18- خط توطئه در مطبوعات، كتاب و ساير رسانه ها
«مطبوعات و انتشارات يكي از ابزارهاي فوق العاده مهم و ويژه تبليغات كليسا و غرب است. آنان با اين ابزار حساس تلاش مي كنند تا افكار و انديشه هاي غرب مسيحي را در اذهان عمومي مسلمين القاء كنند، با توجه به تكنولوژي پيشرفت هاي كه در زمينه هاي صنعتي به آن دست يافته اند و پشتوانه عظيم اقتصادي، هرساله هزاران كتاب، مقاله، عكس، پوستر، روزنامه و مجله عليه عقايد اسلامي و مسلمين، در سطح بسيار گسترده توزيع مي نمايند. به اين وسيله سعي ميكنند با تخريب افكار و عقايد اسلامي و موجّه جلوه دادن انديشه هاي مسيحي اولاً جوامع مسيحي را از تفكر و تدبّر در اسلام و آشنايي با آن دور نگه داشته و ثانياً در تفكر و انديشه جوامع اسلامي سستي و شبهه ايجاد كرده و انديشه مسيحي را تبليغ نمايند. علاوه بر كميت بالاي تهيه و توزيع اين آثار، بهره گيري از نويسندگان، روانشناسان و كارشناسان اين امور در كيفيت بخشي به اثرات توليد نقش بسزايي دارد.
علاوه بر چگونگي شكل و محتواي يك اثر، در زمينه توزيع و نشر
فرآورده هاي تحقيقاتي، مؤسسات بسياري تدارك ديده شده است كه اين آثار در كمترين زمان در سراسر دنيا توزيع گردد.
به عنوان نمونه در قاره آفريقا دو گروه به تعداد يكصد و چهار هزار نفر و يكصد و نود و دو هزار نفر، تنها مأموريت دارند تا كتاب مقدس مسيحيت (انجيل) را از سوي كليسا، در ميان سياهپوستان به ويژه مسلمانان سياهپوست توزيع كنند. هم اكنون در سراسر جهان، فروشگاه ها و جمعيتهاي بسياري براي ارائه كتب، روزنامه ها و مجلات مسيحيت در تكاپو و تلاش هستند. توزيع رايگان انجيل در سراسر كشورهاي اسلامي و همچون ايران جريان دارد.
نشر كتب و مجلات و روزنامه ها به زبانهاي گوناگون، از ديگر ويژگيهاي فعاليت هاي انتشاراتي مسيحيت مي باشد، گاه اين ترجمه ها به 80 زبان مي رسد.»35
«واتيكان در سراسر دنيا پنج هزار مجله و روزنامه با دو ميليارد تيراژ منتشر مي كند، در خود واتيكان علاوه بر روزنامه روزانه ايتاليايي كه از 120 سال پيش تا كنون منتشر مي شود، هفته نامه هايي هم به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، آلماني، اسپانيايي و پرتغالي منتشر مي گردد. ... يكي از جمعيتهاي مذهبي مسيحي روزنامه اي به نام «برج مراقبت» را در تيراژ هشت ميليون نسخه و به هشتاد زبان نشر و توزيع مي نمايد. انتشار كتابهايي كه در راستاي اهداف مسيحيت براي نابودي و تخريب اسلام تدوين شده است بسيار زياد است.»36
امروزه نيز برخي كانال هاي ماهواره درخدمت تبليغ مسيحيت در ايران و كشورهاي اسلامي 24 ساعته فعال مي باشند. مهمترين فعاليتي كه در حال حاضر در دنياي مسيحيت براي تهاجم تبليغي و فرهنگي بر عليه مسلمانان انجام مي پذيرد، ترجمه مباني نظري مسيحيت و غرب به زبان تصوير ميباشد. روان شناسي مدرن بيانگر اين است كه تأثيري كه تصوير در بر دارد، هيچ كلام و نوشته اي نمي تواند داشته باشد و تأثير هر تصوير معادل هزار كلمه در نظر گرفته ميشود. اثر ديگر تصوير و سينما درگير كردن توأم با احساس و ادراك است، و از طرفي تصوير يك زبان بين المللي است كه حتي بدون دانستن زبان و كلام ديگري نيز مي تواند انتقال دهنده پيام باشد. از سوي ديگر مخاطبان رسانه هاي صوتي و تصويري بيشتر از مخاطبان انتشارات و مطبوعات مي باشند، لذا دنياي مسيحيت در اين زمينه
سرمايه گذاري بسياري كرده است به طوري كه تنها در هاليوود در آمريكا به صورت متوسط در سال 700 فيلم سينمايي توليد مي شود.
«... راديو واتيكان روزانه به 36 زبان برنامه هاي خود را ارائه مي نمايد و راديوهاي تبشيري مسيحي در سراسر جهان از جمله كشورهاي سودان، اسپانيا، ايتاليا، آلمان، سوئيس و... قرار دارد.»37
مهمترين رسانه اي كه مسيحيت براي تبليغ و تبشير و نيل به اهداف خود از آن بهره مي جويد، سينما ميباشد. شيوه عمومي كارگردانان و نويسندگان فيلمنامه هاي مسيحي كه دستاندركار تبليغ هستند ارائه آداب و رسوم و فرهنگ مسيحيت در صحنه هاي گوناگون و بخش هاي مختلف و بسيار ظريف داستانها و... با استفاده از تكنيك ها و متدهاي تبليغاتي پيشرفته و روانشناسانه مي باشد.
مسيحيت فيلمهاي بسياري را نيز با موضوع توهين هاي صريح به انديشه ها و افكار مسلمانان تدوين و توزيع كرده است، كه از آن جمله مي توان «فيلم هاي «بچه هاي محله ما» از «محمدعبدالسلام» بر اساس رمان «نجيب محفوظ»، «سوره البقره» در مصر، «شالوم اسلام» توسط بي بي سي را نام برد.» 38
حقيقت اين است كه در سينماي مسيحيت از هيچ مناسبت يا حادثه مرتبط با اسلام و مسلمانان، چشم پوشي نشده است و در تمامي زمينه هاي عقايد اسلامي فعاليت هايي انجام شده است.
19- استفاده ي تبليغاتي از بيماران
كليسا حتي سوء استفاده از بيماري و درد بيماران را در دستور كار قرار داده و از بيمارستان و بهداشت نيز استفاده تبليغي كرده و عقائد بيمار را هدف مي گيرد.
يكي از مبشرين مسيحي مي گويد:
«هركجا بشر باشد، بيماري نيز موجود است و هركجا نياز به پزشك باشد فرصتي براي تبشير و تبليغ است.»39
و بدينسان كليسا، پزشكي را نيز پوششي براي ترويج اهداف خود و از جمله اسلام ستيزي قرار داده است.
جهان اسلام كه تا چندي قبل، سرآمد پزشكي و علم و تمدن جهان بود و پزشكي جديد و بيمارستان هاي مدرن از جهان اسلام به اروپا رفت، متأسفانه در دوران اخير دچار عقب ماندگي علمي شد و براي نفوذ استعمار و مسيحيت، اين نياز، تبديل به منفذ خطرناكي شد و كليسا نيز از آن استفاده كرد.
نمونه هاي بسيار زيادي از اين دست در كشورهاي اسلامي يافت مي شود كه به ذكر چند نمونه از آنها مي پرداريم:
«دو پزشك انگليسي در سال 1921م، براي تبليغ عازم كشور اوگاندا مي شوند و پزشكي را از روستايي كوچك آغاز مي نمايند، آنها پس از ده سال فعاليت موفق به ايجاد 300 كليسا در نقاط مختلف كشور اوگاندا كه غالباً در كنار كلينيك هاي آنان قرار داشت، مي شوند. درمانگاهي كه در كشور سودان تأسيس شده بود، معالجه بيماران را تنها در صورتي برعهده مي گرفت كه پس از بهبودي اعلام نمايند كه مسيح مرا شفا داد. در طول درمان نيز فعاليت هاي تبليغي بسياري انجام مي گرفت.»40
«واتيكان در سراسر جهان 2039 بيمارستان، 2266 درمانگاه رايگان داشته كه توسط ميسيونرها و مبشرين مسيحي اداره مي شده است. (آمار مربوط به دهه نود ميلادي است.) سرمايه گذاري خاصي در اين زمينه در كشورهاي آفريقايي انجام شده است به صورتي كه در آفريقا واتيكان داراي 600 بيمارستان تبليغاتي ميباشد.»41
در اين ميان با بهره گيري از ضعف كشورهاي آفريقايي در امور بهداشتي، خدمات دامپزشكي نيز جايگاه خاصي يافته و كثرت احشام و دامها در قبايل صحرانشين آفريقايي باعث شده است تا مبلغين مسيحي به خدمات دامپزشكي نيز توجه خاصي داشته باشند...
20- «اسلام ستيزي» در پوشش «اسلام شناسي»
از ديگر شگردهاي تبليغاتي مسيحيت، تبليغ و تطبيق تعاليم، معتقدات و انديشه هاي مسيحيت تحت عنوان تحقيقات اسلامي ميباشد، عمده اين وظيفه بر عهده مستشرقين و اسلام شناسان غربي قرار داده شده است. از طرف ديگر مسيحيان براي نفوذ در اعماق جامعه اسلامي به شرق شناسي و
اسلام شناسي روي آوردند. منافع كليسا و اهداف استعمارگران غربي با يكديگر تلاقي كرده و كليسا و استعمار در گسترش و نفوذ خود در شرق به يكديگر پيوستند. كليسا، رهبران استعمار را قانع كرد كه مسيحيت، پايگاه استعمار غرب در شرق خواهد شد. به همين جهت استعمار ضمن سبك كردن بار از شانه مبلغان به حمايت مالي و سياسي آنها پرداخت و اين دليلي است كه شرق شناسي در آغاز فعاليت مبلغان، راهبان، كشيشان، مبشرين و ميسيونرهاي مذهبي تكيه داشت و سپس به مراكز استعماري اروپا مرتبط گشت.
21- كليسا و جاسوسي براي ارتش هاي استعماري غرب
«پدران روحاني كليسا و ميسيونر هاي مذهبي، از سويي به نفع استعمار جاسوسي كرده و در تحقيق اهداف استعمارگران غربي تلاش مي نمايند و از سوي ديگر در تخريب عقائد و اخلاق مسلمين و پيوستن آنان به اردوگاه هاي امپرياليسم غربي كوشش مي نمايند. به عنوان نمونه مي توان از سخنراني «زويمر» از مبشرين معروف كليسا در جهان اسلام در كنفرانس «بيت المقدس» هنگامي كه به دست انگليسي ها اشغال شده بود، به چگونگي همكاري كليسا با استعمار بطور آشكار پي برد. وي بعد از سخنراني چند نفر از مبشرين كه از آنها بوي يأس و نوميدي از فعاليت هاي تبشيري استشمام مي شد، رشته سخن را به دست گرفت و چنين گفت:
با آنكه شما وظيفه ي خود را به طرز مطلوبي انجام داده ايد، به نظر مي رسد كه بعضي از شما به نتيجه اساسي آن توجه نداريد. من اقرار مي كنم مسلماناني كه در چهارديواري مسيحيت وارد شده اند، مسلمانان حقيقي نيستند، به طوري كه گفتيد يكي از سه طائفه اند: يا كودكاني هستند كه خانواده شان اسلام را آنطوري كه لازم است به آنان معرفي نكرده اند. يا مرداني هستند كه ديانت را سبك شمرده و براي گريز از فقر و بدست آوردن لقمه اي تلاش مي كنند و فكري جز رسيدن به نيرو و قدرت ندارند و يا كساني هستند كه در راه هدف و اغراض ديگران تلاش مي كنند. آنچه كه براي امر تبشير مهم است، تبشيري كه شما به نمايندگي از طرف دولتهاي مسيحي در كشورهاي اسلامي به آن قيام كرده ايد اين نيست كه مسلمانان را به سوي مسيحيت بكشيد، زيرا در اين صورت آنها را هدايت كرده و به آنان احترام كرده ايد بلكه در اين مورد امر مهم آن است كه اسلام را از مسلمان سلب كرده او را از دينش خارج سازيد، تا موجودي باشد كه ارتباطي با خدا نداشته و همچنين ارتباطي با مباني اخلاقي كه در شئون حياتي به آن تكيه زده است نداشته باشد.
با اين برنامه شاهد طليعه پيروزي استعمار در ممالك اسلامي خواهيم بود و اين عملي است كه در خلال صدسال گذشته به آن قيام كرده ا يم و من و دولت هاي مسيحي به اين مناسبت به شما تبريك مي گوييم. ما از ثلث اول قرن نوزده توانسته ايم همه ي برنامه هاي تعليمي را در كشورهاي اسلامي بدست گرفته كپسول هاي تبشير و كليسا و همچنين جمعيت ها و مدارس مسيحي بسياري را كه تحت تسلط كشورهاي آمريكا و اروپا است در سرزمين هاي اسلامي منتشر سازيم!!
رفقا شما بوديد كه با وسائل خود افكار عمومي را در كشورهاي اسلامي آماده كرده ايد تا راهي را كه شما نشان داده ايد قبول كنند، شما بوديد كه جوانان مسلمان را طوري آماده كردهايد كه ارتباط با خدا نداشته و در صدد شناختن آن نيز بر نيايند، مسلمانان را از اسلام خارج ساخته و به مسيحيت هم، راهشان نداديد. مسلمانان طوري رشد كردند كه مورد نظر استعمار است!! به مجد و عظمت خود، اهميت نمي دهند سستي و كسالت را دوست دارند، اهميتي به دنيا نمي دهند، مگر به خاطر شهواتش؛ دانش فرا مي گيرند، به خاطر شهوات؛ سرمايه مي اندوزند، به خاطر شهوات؛ و اگر به موقعيتي نائل مي آ يند آن هم به خاطر شهوات است.
پس كار مهم شما به نتيجه رسيده است و به هدف خود رسيده ايد. كليسا به شما تبريك مي گويد. دولت هاي غربي از شما راضي اند و اگر مي خواهيد دين خود را نسبت به رسالتتان اداء كنيد، جريان نفوذ و استعمار غرب در جهان اسلام را تقويت كنيد و در سايه ي كوشش خود به بركت خداوند نزديك شويد!!»42 ¤
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
35. «بررسي شيوه هاي تبليغاتي مسيحيت عليه اسلام»، مرتضي نظري، صص 236-234.
36. همان، ص 237، به نقل از (واتيكان، سيدهادي خسروشاهي، ص 8).
37. همان، ص 259 به نقل از (واتيكان، سيدهادي خسروشاهي، صص 9-8).
38. همان، صص 242-241 و 261، به نقل از (دسيسه آيات شيطاني، تهيه و تنظيم از ستاد منطقه 2، ص 24).
39. همان، ص 265.
40. «نقش كليسا در ممالك اسلامي»، دكتر مصطفي خالدي، دكتر عمر فروخ، مصطفي زماني، صص 65-63.
41. «بررسي شيوه هاي تبليغاتي مسيحيت عليه اسلام»، مرتضي نظري، ص 267.
42. «علل پيشرفت اسلام و انحطاط مسلمين»، زين العابدين قرباني، صص 458-456.
¤ به نقل از كتاب «وهابيت، ايده ي استعمار (يادداشت يك جاسوس انگليسي مستر همفر)«، سيداحمد علم الهدي: شاهد بر اين مطلب وجود مستشرقيني است كه در دو قرن اخير به عنوان اسلام شناسي و متخصص در شناخت اجتماعات اسلامي دست به تصنيف كتابهاي تاريخي اسلامي زده اند و خصوصيات ارزنده تاريخ اسلام را حذف نموده و به جاي آن مطالب زننده جا داده اند و متأسفانه جوانان بي اطلاع مسلمان صرفاً اين كه يك كتاب در مورد اسلام نوشته يك مستشرق اروپايي است، مي خوانند.

 



بهائيان آشكارا جاسوس اسرائيل بودند پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 85

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
پيشتر خوانديم كه مهتاب جذب گروه موسيقي محفل شد و مخالفت فرهاد با اين كار او سودي نداشت. مشاجره ميان آنان بالا گرفت و مهتاب گفت كه آنها بايد از اوامر محفل اطاعت كنند. نتيجه اين شد كه مهتاب دوباره خانه را ترك كرد. مدتي بعد فرهاد دوباره از سوي محفل احضار و در مورد رفت و آمدش با مسلمانان و عدم حضور در جلسات محفل سين جيم شد. ادامه ماجرا:
همسرم مي پنداشت محفل او را جدي گرفته، در حالي كه نمي دانست تشكيلات او را مدام سرگرم مي كند تا از يك سو با برگزاري كنسرت هاي موسيقي جوانان را جذب كند و از سوي ديگر، من تنهاتر از هميشه باشم. حتي فشار روي همسرم آنقدر زياد شد كه چند طفل ما پيش از تولد سقط شدند و ما نااميد از آينده براي معالجه همسرم اقدامي نكرديم.
بيچاره همسرم بر اثر سقطهاي مكرر، هر روز رنجورتر و شكسته تر مي شد و به لحاظ عصبي ويران تر.
روزگار با همه سختي هايش مي گذشت. تا اينكه در يك پاييز سرد پدربزرگ مادري ام را، تنها كسي كه مدافع و پشتيبان من بود، از دست دادم و او درگذشت آن وقت من زمستان سرد جدايي او را با همه جانسوزي اش احساس كردم.
اين تنهايي باعث شد تا دعوت تشكيلات را اجابت كنم و وارد گروه موسيقي محفل بشوم. من دف و ضرب مي زدم و همسرم سنتور مي نواخت و همين مسئله باعث شد تا روابط ما كمي گرم تر شود.
مردي به نام آقاي كلامي هم مثلاً سرپرست ما بود، اما او مدام مرا تحريك مي كرد و مي كوشيد تا مرا نسبت به همسرم و مهتاب را نسبت به من بدبين كند. و من زماني به ماهيت اصلي او پي بردم كه ديگر دير شده بود؛ چون اين بهايي به اصطلاح معتقد به همسرم نيز همين حرف ها را زده بود. آخر سر نيز جو بدبيني و شك و ترديد بر زندگي ما سايه افكند. چرا تلفنت اشغال بود؟! كجا بودي؟! با كيا بودي و. . . الخ بالأخره كاسأ صبرم لبريز شد و آشكارا رودرروي كلامي ايستادم و گفتم:
«اصلاً دوست ندارم از اين به بعد در زندگي ما حضور داشته باشيد. . . بيچاره من و همسرم كه باز هم خام تشكيلات شديم و گرگي چون تو را وارد زندگي مان كرديم. . . تو مأمور بودي تا كاري كني كه ما پيش تو نقطأ ضعف داشته باشيم و الآن خوشحالم كه با شكست مواجه شده ايد. هم شما و هم تشكيلات. . . »
نتيجه حذف او اين بود كه به دستور تشكيلات شراكت من و ايرج به هم بخورد و در نتيجه من باز هم تنها شدم، اما باز هم ايستادم و كار كردم و از پا نيفتادم. حتي بعد از چندي شاگرد آوردم و خودرويي براي پخش آسان تر لنزها و فريم هاي عينك خريدم.
همسرم نيز پس از سقطهاي مكرر، نسبت به تشكيلات سخت بدبين شده و دريافته بود كه باز هم عروسك خيمه شب بازي آنها شده است. او در اين ايام به نوشتن روي آورد، اما بجاي دلگرم كردن او در آن شرايط بحراني، مأموران و جاسوسان محفل به او مي گفتند:
«دخترجان! بجاي نوشتن قصأ يك دختر كرد، بنشين كتاب ها و الواح را مطالعه كن كه به دردت بخورد و با اندك نسيمي ايمانت متزلزل نشود. تو اصلاً چرا مي نويسي؟! وزارت ارشاد اسلامي كه به تو اجازه نشر نمي دهد، پس بي خود زحمت نكش. پس بيا و مثل گذشته در خدمت محفل باش. »
هنگامي كه به محفل احضار شديم، همسرم گفت:
«مهم نيست، با اسم مستعار مي نويسم؛ چون براي من نوشتن مهم است، تازه توانسته ام دنياي مسلمانان شيعه را هم در كتابم ترسيم كنم. . . »
كه ناگهان جوّ مجلس عليه او عوض شد. همه اعضاي محفل و جاسوسان آنها از عصبانيت قرمز شده بودند. يكي از آنها گفت:
«به به چشم ما روشن، كم مانده بود كه يك دختر بهايي از اينها تعريف هم بكند. . . »
بعد با عصبانيت رو به مهتاب كرد و گفت:
«ببينم تو داري از كساني تعريف مي كني كه دشمن جمال مبارك هستند؟! اي واي اين درد را بايد به كجا برد. . . اي واي اينها چه شيعه و چه سني از ظهور اول تا امروز دشمن شمارأ يك ما هستند، آن وقت شما. . . »
در اين ميان فردي كه با گفتن اللهابهي وارد مجلس شده بود حرف هايي زد كه مجلس را تكان داد، او گفت:
«عزيزان همه شما مي دانيد كه براي به ثمر نشاندن يك دين از سوي خدا از ابتداي امر مي بايست رنج ها كشيده شود، خون ها ريخته شود تا كم كم به اوج برسد، پس نبايد در آن دروغ را از ابتدا پايه گذاري نمود؛ چون نمي توان ديگر به رواج آن كمك كرد، مثلاً اگر آن زمان يعني ظهور حضرت اعلي رك و راست بجاي اينكه خود را ابتدا امام زمان و سپس باب و بعد از آن پايه گذار شريعت و مبشر ظهور بهايي معرفي نمايد و بگويد كه من پيغمبر جديدي هستم و دين جديدي آورده ام، حقيقت را مي گفت ديگر اين همه از بابيان و در ادامه بهائيان شهيد نمي شد. اگر آن افراد بابي به سوي ناصرالدين شاه تيراندازي نمي كردند و براي ترور او اقدام نمي كردند ديگر اين طور دولت به جان بابي ها نمي افتاد و آنها را از بين نمي برد. اگر حضرت اعلي طبق تعاليم جمال مبارك كه جنگ و جدال را حرام كرده عمل مي كرد و بابيان را از مبارزأ مسلحانه عليه دولت وقت برحذر مي داشت باز هم اين همه افراد فرق نمي كند چه بابي و چه مسلمان كشته نمي شدند. اگر جمال مبارك خودش هم انتخاب درستي از خود در مورد وصي خودش انجام مي داد ديگر جنگي بين غصن اعظم و غصن اكبر به وجود نمي آمد. اما در مورد اعدام بهائيان بايد بگوييم، پيش از انقلاب آنها آشكارا جاسوس اسرائيل بودند، خب بعد از انقلاب هم كارشان را دنبال مي كنند. پس طبيعي است كه اعدام بشوند؛ چون در هر كشوري جرم جاسوسي براي بيگانه اعدام دارد. حتي در همان اسرائيل و آمريكا و اروپا كه ما سنگشان را به سينه مي زنيم.
بياييد بپذيريم كه پدران ما از روي آگاهي بهايي و بابي نشدند؛ چون نه سوادي داشتند و نه بينشي، حتي بسياري از آنها سواد خواندن و نوشتن نداشتند. »

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14