|
یکشنبه 12 آبان 1387 - 3 ذي
القعده 1429 -2 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19220
يك دست صدا ندارد زمينه فعاليت نخبگان در عرصه هاي مختلف را مهيا كنيم-2
|
 |
 |
يك دست صدا ندارد زمينه فعاليت نخبگان در عرصه هاي مختلف را مهيا كنيم-2
در شهريورماه 87، نشست هيات دولت با بيش از 300 نفر از نخبگان كشور برگزار شد تا از يكسو به عنوان نمادي از تقدير و تجليل از اين گروه مورد توجه قرار گيرد و از ديگر سو آهنگ حمايت از اين گروه و تحقق بسياري از نيازها و خواسته هاي آنان شتاب بيشتري يابد. هم اكنون سؤالات متنوعي درباره چگونگي حمايت از نخبگان مطرح است. اما چگونگي شناسايي نخبگان، وضعيت تقسيم بندي و توزيع قانونمند بودجه در حوزه هاي مختلف با هدف پرورش و حمايت از نخبگان و چگونگي تبديل پتانسيل علمي به نهضت جنبش انديشه و علم در مسير چشم انداز ايران 1404 از جمله سؤالاتي است كه در مبحث چالش هاي پيش روي نخبگان ايران مطرح مي شود. بدون ترديد صاحب نظران و مسئولان موظفند به اين گونه سؤالات پاسخي اقناعي و جامع ارائه دهند تا به تبع آن برنامه ريزي راهبردي و اصولي حول محور نخبه پروري و استفاده از استعدادهاي درخشان و برتر در دستور كار ارگان ها و سازمان ها قرار گيرد. موضوعاتي مانند اسكان، اقامت دائم در فلان كشور اروپايي يا آسيايي، پرداخت حقوق ماهانه دائم العمر، كرسي تدريس در فلان دانشگاه معتبر اروپايي و ده ها وعده خوش آب و رنگ ديگر همواره فراروي انديشمندان و محققان قرار دارد و نخبگان جوان ايران نيز از اين دايره فريب در امان نيستند. با اين حال جوانان صاحب دانش و متعهد ايراني با كمترين توقعات مادي و معنوي و با اعتماد به نفس مثال زدني كارهاي درخشاني ارائه مي دهند و جهان علم را مسحور توانمندي ها و ذهن خلاق خود مي سازند. اواخر تابستان 87 سه مصوبه از سوي هيئت دولت در جهت فراهم آوردن تسهيلات رفاهي براي قشر نخبگان كشور تصويب شد، نخستين مصوبه دستگاه هاي اجرايي را موظف كرده كه حمايت همه جانبه بيشتري از نخبگان داشته باشند و ارتباط خود را با اين قشر تقويت كنند. در مصوبه اي ديگر سخن از حمايت از تجاري سازي علم به ميان آمده است و در مصوبه سوم تامين مسكن نخبگان مدنظر و مورد تاكيد قرار گرفته است، اما اين كه مصوبات چه زماني اجرايي شوند و بخشي از مشكلات آنان مرتفع شود؟ هنوز هم در صف انتظار ايستاده ايم! بازنگري درالگوي انتخاب نخبگان يك استاد خانم كه عضو هيئت علمي دانشگاه است و تمايل چنداني به معرفي خود ندارد، در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان از معيارهاي شناسايي نخبگان انتقاد مي كند و مي گويد: «به جاي اين كه معيارها را بر مبناي كيفيت كارهاي ارائه شده قرار دهيم، بر كميت ها تاكيد مي كنيم. ولي سوال اساسي اين جاست كه آيا كيفيت تدريس و محتواي مقاله هاي ارائه شده ملاك برتري اساتيد دانشگاهي است؟» وي در ادامه مي گويد: «متاسفانه معيارهاي سنجش در سيستم آموزشي و دانشگاهي ما وارداتي است، در حالي كه شرايط ايران با كشورهاي خارجي فرق مي كند. اگر معيار خارجي ها براي گزينش برترين ها در مسابقات و كنگره هاي علمي مختلف تعداد مقاله هاي ارائه شده است، مطمئن باشيد مي خواهند آماري از كارهاي انجام شده در دانشگاه هاي ايران داشته باشند، ملاك انتخاب در داخل بايد كيفيت كارهاي ارائه شده باشد.» ضرورت ايجاد ارتباط بيشتر فرهيختگان با افكار عمومي دكتر مالمير عضو هيئت علمي دانشگاه ادبيات فارسي كردستان با اشاره به اين موضوع كه برخي از مردم خيال مي كنند، يك فرد نخبه وقتي به درجات علمي بالا رسيد مشكل مالي آنچناني ندارد، مي گويد: «هميشه يك نخبه علمي در معرض مقايسه با ساير اقشار جامعه است. به ويژه اطرافيان و نزديكانش در مقام قياس برآمده و گاه نيش و كنايه هايي مي زنند كه اگر به دنبال كسب و تجارت مي رفتي، وضعيت مالي آنچناني داشتي، اما حالا... اين فشارها به ويژه در مقطعي كه پروژه علمي دنبال مي شود و هم مشكلات مالي وجود دارد، خردكننده اند. شايد يك جوان دانشجوي خوش فكر تاب نياورد و تلاش خود را رها كند. يا سال هاي بعد سرخورده و پشيمان شود.» اين استاد حوزه فرهنگ و ادب فارسي در ادامه مي گويد: «ما حتي براي نشر افكار خود دچار مشكل هستيم. گاه چندين جلد كتاب چاپ مي كنيم، اما بعد بايد با چوب حراج بر سر كتاب ها بايستيم! در پايان وقتي سال هاي پيري فرا مي رسند مي بينيم كه حتي نتوانسته ايم انديشه و دستاوردهاي خود را در جامعه منتشر كنيم.» وي با انتقاد از عملكرد رسانه اي چون صدا و سيما در مورد معرفي و چهره سازي از نخبگان عرصه هاي مختلف مي گويد: «واقعا جاي تعجب دارد كه هرگاه در صداوسيما پيرامون مباحث مختلف صحبت مي شود، هركس با اندك دانشي خود را صاحب نظر مي پندارد و نخبگان به هيچ وجه در چنين بحث ها و مناظره هايي فرا خوانده نمي شوند.» حمايت از دانش افزايي چگونه است؟ «آيا نخبگان براي عملي ساختن ايده ها و طرح هاي مبتكرانه خود تا آخرين مرحله و در تمام موضوعات علمي از حمايت هاي مادي و معنوي لازم برخوردار خواهند بود. مرجع مشخصي براي بررسي، ارزيابي و اظهارنظر علمي و تخصصي در مورد طرح ها، ايده ها، ابتكارات، اختراعات و خلاقيت ها در كشور وجود دارد، در صورت تاييد طرح ها و ايده هاي نو، ساز و كار لازم براي ايجاد تعامل بين نخبگان و مراكز توليدي براي عملياتي و اجرايي شدن يا بهره برداري از حاصل كار آنها در كشور پيش بيني شده است، ابزار، منابع، امكانات و فرصت هاي لازم براي تحقق انتظارات و كاربردي شدن ايده هايشان در اختيار آنان قرار خواهد گرفت و به عبارت ديگر آيا چنين ساز و كاري در كشور ايجاد شده است، آيا معيارها و مكانيزم هاي ارزيابي عملكرد و شناسايي استعدادها به درستي طراحي و تعريف شده است، مديران سازمان هاي ذيربط براي كارها، طرح ها و ايده هاي افراد، در حد شايسته ارزش قائل شده و آنها را مورد توجه قرار داده و امكان عملياتي شدن آنها را فراهم آورده اند. آيا نخبگان مي توانند در مسير پرپيچ و خم مراحل اداري، در كوتاه ترين زمان ممكن و قبل از آن كه نابغه اي ديگر و در كشور ديگري طرح مشابهي ارائه دهد، طرح ها، ابتكارات و اختراعاتشان را به نام كشور خود ثبت و به مرحله توليد و بهره برداري برسانند، براي ثبت و اخذ رسميت بين المللي طرح ها، همچنان نيازمند تاييد كشورهاي خارجي باشيم و اصولا چرا نبايد كشور ما به عنوان يكي از مراجع جهاني صدور تاييد دستاوردهاي علمي عمل كند، رسيدن به مرحله توليد و بهره برداري از خلاقيت ها، شامل همه موضوعات مي شود يا قرار است در برخي از موضوعات فقط به افتخار كشف، اختراع، ابتكار و طراحي آن اكتفا كنيم و آيا سازماني وجود دارد كه با اولويت گذاري نيازها، تلاش ها را در مسيري هدفمند هدايت كند؟» احمدرضا هدايتي فوق ليسانس علوم مديريتي و پژوهشگر با طرح يك فهرست ازسئوالات نظير سؤالاتي كه در بالا آورده شد، صراحتا مي گويد: «طرح اين سؤالات و شايد ده ها سؤال ديگر در اين زمينه، همگي حكايت از آن دارد كه متاسفانه علي رغم تمام تلاش هاي صورت گرفته براي اعتلاي علمي كشور و برخورداري از ظرفيت ها و استعدادهاي فراوان موجود در جامعه، هنوز شرايط لازم براي استفاده بهينه و كامل از اين فرصت بالقوه فراهم نشده است و نگراني ها، كاستي ها و موانع فراواني براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز بيست ساله كشور وجود دارد كه چنانچه مورد غفلت قرار گيرد، اقدامات صرفا شكل صوري و تشريفاتي به خود گرفته و نتايج موردانتظار در اين عرصه، به طور كامل محقق نخواهد شد.» وي ادامه مي دهد: «اگرچه اقدامات حمايتي در سال هاي اخير در حد قابل ملاحظه اي توسعه يافته، اما متاسفانه هنوز وضعيت به گونه اي است كه بسياري از اقدامات در اين زمينه، در حد انجام مراحل اوليه يعني طرح موضوع، طراحي، توليد آزمايشگاهي و يا حداكثر ساخت نمونه متوقف و هرگز در داخل كشور به مرحله بهره برداري نمي رسد، در حالي كه صاحبان اين طرح ها و نتيجه تلاش آنها، بلافاصله از سوي شركت هاي خارجي مورد استقبال و حمايت قرار گرفته و نتايج كارشان كه سرمايه ملي كشور محسوب مي شود، در نهايت عايد بيگانگان شده و بعضا حتي منجر به مهاجرت آنان به خارج از كشور مي شود.» دايره نخبگان را محدود نكنيم در پاسخ به سؤال ساده نخبه به چه كسي گفته مي شود؟ ده ها نظر، پاسخ و طرح براي شناسايي و گزينش وجود دارد كه متأسفانه هنوز پاسخ صريح و قانونمندي در اين باره ارائه نشده است. در حال حاضر 3000 نفر عضو بنياد ملي نخبگان كشور هستند كه قرار است به 10 هزار نفر افزايش پيدا كنند، برگزيدگان المپيادهاي علمي معتبر داخلي و خارجي و جشنواره خوارزمي، رتبه هاي برتر كنكور، مخترعان و مكتشفان، نفرات اول دانشگاهي، برترين هاي مسابقات علوم قرآني، شخصيت هاي برجسته علمي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، آفرينندگان آثار بديع و ارزشمند هنري، برجستگان اعضاي هيئت علمي و... دكتر مهدي ايرانمنش عضو هيئت علمي دانشگاه كرمان در گروه مديريت و رئيس انجمن مديريت راهبردي ايران توضيح مي دهد: «من معتقدم تعريف براي نخبگي اشتباه و با اصل عدالت نيز مغاير است. احساس تبعيض و حقارت زيادي براي ساير استعدادهاي برتر ايجاد مي كند. مثلاً آيا مي توان گفت رتبه دهم كنكور نخبه است و تسهيلاتي هر چند ناچيز بگيرد، اما رتبه يازدهم نخبه نيست و امتيازي به وي تعلق نگيرد؟ راه حل اين است كه بايد نخبگان درجه بندي شوند، چون بسياري افراد نخبه هستند، ولي طبق ضوابط بنياد ملي نخبگان، نخبه محسوب نمي شوند. مي توان آنها را با درجه پايين تر نخبه درجه 2، 3 و ... تعيين كرد (مانند درجه بندي سازمان نظام مهندسي). اگر تعاريف را سخت كنيم، از آن سو خيلي از استعدادهاي برتر را از دست خواهيم داد و آنها هم به خارج كشور گرايش پيدا مي كنند. ضمناً درجه نخبگي فرد بايد بر اساس ضوابطي هر چند سال يكبار ارتقا پيدا كند.» اين استاد دانشگاه به برخي تبعيضات موجود در سيستم نخبه پروري اشاره كرده و مي گويد: «كارت شناسايي توسط بنياد ملي نخبگان به عنوان نخبه به كسي نمي دهند، فقط به تعدادي خاص از نخبگان معرفي نامه داده مي شود، لذا اين قبيل افراد نمي توانند از تسهيلات ارگان ها، از قبيل امكانات آزمايشگاهي و كارگاهي آنها بهره بگيرند. بايد اين قبيل كارها تسهيل و ساده شود.» وي به مورد ديگري از تبعيضات اشاره كرده و مي گويد: «مثلاً برگزيدگان جشنواره خوارزمي از سال 82 در رديف نخبگان قرار گرفته اند و برگزيدگان سنوات قبل آن نخبه محسوب نمي شوند. آيا چنين چيزي مغاير با عدالت نيست؟» ايرانمنش براي رفع مشكلات كاري نخبگان توصيه مي كند با توجه به ايده، طرح و پيشنهادي كه نخبگان دارند، به سازمان هاي مختلف ارجاع داده شوند. ضمناً عنصر ديگر كه بسيار حائزاهميت به نظر مي رسد، تشويق و ترغيب نخبگان است. در اين زمينه نيز مي توان از حضور و مشاركت افراد متمول و خيرخواه بهره برد. به اين ترتيب براي جشنواره هاي معتبر داخلي هداياي ارزنده اي تدارك ديد تا موجبات شوق و احساس ارزشمندي در اين قشر فراهم آيد. زمينه توليد انبوه اختراعات را شناسايي كنيم اگر چه بنياد حمايت از نخبگان فعاليت خود را آغاز كرده است اما بايد حفظ و تقويت آنان مورد توجه كليه مراكز قرار گيرد. احمدرضا هدايتي پژوهشگر مي گويد:«طراحي و ايجاد ساز وكار لازم و همچنين تعيين متدي مشخص براي بررسي، ارزيابي، در صورت لزوم آزمايش و در نهايت اظهارنظر علمي و تخصصي در مورد ويژگي ها و قابليت هاي كيفي و كمي، كاربردي، امكان توليد انبوه، امكان اجرا و ساير پارامترهاي مورد نظر در مورد موضوعات و طرح هاي مختلف از ضروريات است.» وي در ادامه مي گويد: «فرهنگ سازي و ايجاد شرايط لازم براي تقويت و توسعه ارتباط مراكز توليدي و خدماتي، اعم از دولتي و غيردولتي با دانشگاهها و ساير مراكز علمي، تحقيقاتي و پژوهشي در جهت بومي سازي و ارتقا كمي و كيفي محصولات و خدمات آنها با استفاده از دستاوردهاي علمي دانشمندان، نخبگان و ايده پردازان كشور نيز بايد به عهده يك بنياد شناخته شده و كاربردي ويژه نخبگان باشد. يك چنين بنيادي بايد حلقه مفقوده اي را كه مانع از پيوند دستاوردهاي علمي با بخش توليد و كاربردي و عملياتي شدن آنها در كشور شده پيدا كرده و براي رفع آن تلاش كند. «وي تاكيد مي كند كه تبليغ، ترغيب و جلب حمايت مراكز توليدي و خدماتي براي ريسك پذيري و همكاري با نخبگان و دانشمندان كشور و استفاده از دستاوردهاي آنان، در جهت نوآوري و فراهم نمودن امكان حضور فعالتر در عرصه رقابتهاي جهاني و حتي داخلي نيز بسيار لازم است.»
|
|

|