(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 5 آبان 1387 - 26 شوال 1429 -26 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19214
 

تلاش براي طلب روزي
حكايت خوبان تاثير عاق والدين و قطع رحم
مهندسي فرهنگي
نقش دعا در زندگي انسان
رابطه اشرافيت و اسرافكاري



تلاش براي طلب روزي

قلت لابي عبدالله(ع): ادع الله لي في الرزق فقد التاثت علي اموري، فاجابني مسرعاً: لا! اخرج فاطلب.
به امام صادق(ع) عرض كردم هزينه زندگي من به كندي مي رسد، (لطفا) براي تامين رزق من دعا كنيد. امام فورا پاسخ دادند: نه! (دعا نمي كنم) از خانه خارج شو و به دنبال طلب روزي خود باش.1

 



حكايت خوبان تاثير عاق والدين و قطع رحم

امام صادق(ع) كنيزي داشت به نام سالمه، وي از آخرين لحظات حيات آن حضرت مي گويد:
«لحظات وفات حضرت صادق(ع) كنار بسترش بودم كه بي حالي شديد به آن بزرگوار دست داد، هنگامي كه از آن حال بيرون آمد، فرمود: به حسن بن علي نبيره حضرت سجاد(ع) هفتاد دينار بپردازيد و به فلاني، فلان مقدار و به آن شخص هم اين مقدار، عرضه داشتم: به فلان شخص كه يك بار كارد قصابي آورد و مي خواست شما را به قتل برساند پول عطا مي كني؟! حضرت صادق(ع) فرمود: مي خواهي مصداق عملي اين آيه نباشم كه خدا فرمود: والذين يصلون ما امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوءالحساب(رعد-21) و آنچه را به پيوند آن فرمان داده پيوند مي دهند و از (عظمت و جلال) پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بيم دارند. آري اي سالمه! خداي متعال بهشت را آفريد، پس آن را پاكيزه قرارداد و بويش را نيز پاكيزه گردانيد و بي ترديد بوي بهشت از فاصله دو هزار سال راه استشمام مي شود ولي آن بوي خوش راعاق شده پدر و مادر و كسي كه قطع رحم مي كند نمي يابد.(1)

 



مهندسي فرهنگي

پرسش:
نوع نگاه مسئولين در مهندسي فرهنگي جامعه بر چه مباني، اصول و رويكردي بايد استوار باشد تا اين حركت مبارك بتواند به اهداف خود دست يابد؟
پاسخ:
از آنجا كه فرهنگ پايه و اساس تمامي تغيير و تحولات در جوامع بشري مي باشد بنابر اين مهندسي فرهنگي جامعه نيز بنيادي ترين گام در جهت رشد، توسعه و تكامل جوامع به حساب مي آيد از اين رو درمقام پاسخ به اين سؤال رهنمودهاي مقام معظم رهبري را كه در همين راستا بيان شده به عنوان الهام بخش و فصل الخطاب در قالب محورهاي زير مطرح مي كنيم:
1- عزم و جسارت براي تحول
الف) تحول يك كلمه است، لكن در پشت اين وجود لفظي، در پشت اين كلمه يك دنيا كار نهفته است.
اولا،ً اين كار ما چيست؟
ثانياً، با چه هدفي اين كارها قرار است انجام بگيرد؟
ثالثاً، چگونه بايد اين كارها انجام بگيرد.
ب) اصل اينكه به فكر تحول افتاده ايد و مي خواهيد يك دگرگون سازي عميق در آموزش و پرورش كشور انجام بدهيد حقيقتاً جاي تشكر دارد.
همتي به خرج داديد، جرأتي به خرج داديد، اسم تحول آورديد.
چون گاهي نظام ها، آنچنان به نظر ماندگار و به هم جوشيده و غيرقابل تغيير به نظر مي رسند كه انسان جرأت نمي كند به آنها به قصد تغيير و تبديل نزديك شود.
2- جايگاه محوري نظام آموزش و پرورش
الف) آموزش و پرورش مهمترين كار يك كشور است.
اگر كشوري بخواهد به عزت مادي، به سعادت معنوي، به سيطره سياسي، به پيشروي علمي، به آباداني زندگي دنيا، به هر آرزويي بخواهد دست پيدا كند، بايد به آموزش و پرورش به عنوان يك كار بنيادي بپردازد.
ب) اگر آموزش و پرورش، كه تقريباً دوازده سال از بهترين فصل عمر يك انسان را در اختيار دارد، به شكل مطلوبي كار كند، باعث مي شود كه جواني كه در اين جا ساخته شده و قالب گيري شده، صورت بندي شده، ديگر كمتر احتمال تغيير بنياني درحوادث آينده در او مي رود.
ج) آموزش و پرورش رابه عنوان يك مصرف كننده نبايد در نظر گرفت، به عنوان يك توليدكننده، آن هم توليدكننده مهمترين و اساسي ترين عنصر براي پيشرفت كشور ]انسان[ بايد در نظر گفت.
3- هدف از تحول در آموزش و پرورش
محصول و خروجي آموزش و پرورش را چه مي خواهيم باشد؟
ما مي خواهيم آن كسي كه از آموزش و پرورش خارج مي شود و بعد از سيزده سال، انساني باشد با برجستگي هاي اخلاقي، برجستگي هاي فكري و مغزي، و با تدين، يك چنين انساني مي خواهيم.
از نظر اخلاقي: انساني باشد شجاع، خوشخو، خيرخواه، خوش بين، اميدوار، بلندهمت، مثبت در قضاوتها و...
از لحاظ خصوصيات فكري: خلاق، پرسشگر، اهل فكر، اهل نوآوري مايل به ورود در ميدانهاي بسيار وسيع نادانستنيهاي بشر براي كشف دانستنيها و افكندن نور علم به وادي مجهولات.
از جنبه رفتاري: آدم منضبط، قانون شناس.
درست است كه انسانها يكسان نيستند، ژنهاي گوناگون و مؤثرات گوناگون خلقتي آدمها را با اختلافاتي به وجود مي آورد اما به طور معمول و عام، هم انسانها نقش پذيرند.
ادامه دارد

 



نقش دعا در زندگي انسان

محمد آصف عطايي
دعا درخواست از خداوند سبحان و ايجاد ارتباط با اوست. دردعا انسان با خدا راز و نياز كرده و از او درخواست كمك و مساعدت براي كسب فيض و سعادتمندي مي كند.
نويسنده مطلب كوشيده است درباره تعريف، آثار و اهميت دعا نكاتي را مطرح نمايد.
مطلب را با هم ازنظر مي گذرانيم.
تعريف دعا
دعا درخواست حاجت از خداوند براي خود و يا ديگري است. حافظ مي گويد:
حافظ مراد مي طلبد ازدعا
يا رب دعاي خسته دلان مستجاب كن.
دكتر آلكسيس كارل، مي گويد:«نيايش اصولا كشش روح به سوي كانون غيرمادي جهان است. به طور معمول، نيايش عبارت است از تضرع و ناله مضطربانه و طلب ياري و استعانت، و گاهي يك حالت كشف و شهود روشن و آرام دروني ومستمر و دورتر از اقليم همه محسوسات است. به عبارت ديگر مي توان گفت كه نيايش پرواز روح به سوي خداست و يا حالت پرستش عاشقانه اي نسبت به آن مبدائي است كه معجزه حيات از او سر زده است و بالاخره نيايش، نمودار كوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي، آفريدگار همه هستي.» (1)
اهميت دعا
از جمله عوامل مؤثر در تهذيب نفس، صفاي باطن و رسيدن به كمال و قرب حق، دعا و نيايش به درگاه خداي سبحان است. دعا و نيايش، پيوند انسان را با خداي يكتا، برقرار نموده و موجب پرواز روح به سوي ملكوت و فضاي معطر معنوي و عرفاني مي شود. لذا در فرهنگ اسلامي، از جايگاه و منزلت خاصي برخوردار و مورد تأكيد و سفارش قرارگرفته است خداي سبحان مي فرمايد:«قل ما يعبؤا بكم ربي لو لا دعاؤكم»؛ (فرقان 77) «بگو اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي كند.» مفهوم آيه، اين است كه اگر خداوند به شما عنايت و توجه داشته است به خاطر دعاهاي شما بوده است نه چيز ديگر، و در آيه ديگري مي فرمايد:« و قال ربكم ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيد خلون جهنم داخرين» (غافر60) «پروردگارتان گفت:بخوانيد مرا تا شما را پاسخ دهم، آن هايي كه از پرستش من، سركشي مي كنند، زود است كه با خواري به جهنم در آيند.»
پيامبر خاتم (ص) مي فرمايد:«دعا سلاح مؤمن، ستون دين و نور آسمان ها و زمين است.» (2) درجاي ديگر مي فرمايد:«برترين عبادت ها، دعاست، هرگاه خداوند به بنده اي، اذن ]و توفيق[ دعا دهد، دررحمت را به روي او بگشايد. بي گمان هيچ كس با دعا كردن، هلاك نمي شود.» (3) امام علي (ع) در وصيتي به امام حسن(ع) مي فرمايد:«بدان كه كسي كه ملكوت و خزائن دنيا و آخرت در دست اوست، به تو اجازه داده است تا او را بخواني و اجابت دعاي تو را ضمانت كرده است و به تو فرمان داده است كه از او بخواهي تا به تو عطا كند و او مهربان و بخشنده است، ميان تو و خودش، حجابي ننهاده و تو را به آوردن واسطه و ميانجي، وادار نكرده است... سپس كليد خزائن و گنجينه هايش را كه همان دعا و خواستن از اوست، دراختيار تو نهاده است پس هرگاه تو بخواهي، با دعا كردن، در همان گنجينه هاي او را مي گشايي.» (4)
امام باقر(ع) در اين باره اين كه: بهترين عمل چيست؟ مي فرمايد:«چيزي نزد خدا افضل از اين نيست كه از او تقاضا كنند و از آنچه نزد اوست. بخواهند، و هيچ كس مبغوض تر و منفورتر، نزد خداوند از كساني كه از عبادت او، تكبر ورزند و از مواهب او، تقاضا نمي كنند، نيست.»(5)
امام راحل (ره) پيرامون اهميت دعا مي فرمايد:«همه خيرات و بركات از همان دعا خوان هاست حتي آن ها كه به طور ضعيف دعا مي خوانند و ذكر الله مي گويند به همان اندازه كه طوطي وار در آن ها تاثير كرده بهتر از آنهايي هستند كه ترك دعا كرده اند. نماز خوان و لو اين كه مرتبه نازله اي داشته باشد از نماز نخوان، بهتر است، آري همين دعا خوان ها و همين كساني كه به ظواهر اسلام، عمل مي كنند. يا پرونده جنايت ندارند يا پرونده جنايتشان، نسبت به ديگران كمتر است، همين دعا خوان ها در نظم اين عالم دخالت دارند، دعا را نبايد از بين اين جمعيت، بيرون برد جوان هاي ما را نبايد از دعا منصرف كرد.(6)
آثار دعا و نيايش
دعا و نيايش درزندگي و سرنوشت انسان، آثار ارزشمندي داشته و در معارف ديني، به خصوص عرفان اسلامي از اهميت ويژه برخوردار است؛ تا بدان جا كه عرفا آن را يكي از ابواب كشف و شهود حقايق، براي اولياي الهي دانسته اند. ميرزا جواد ملكي تبريزي مي گويد: «بيشتر مردم، قدر نعمت مناجات را نمي دانند مناجات، شامل معارف بالايي است كه جز اهلش كه همان اولياي خدا هستند و از طريق كشف و شهود به آن رسيده اند كسي از آن آگاهي ندارد و رسيدن به اين معارف از راه مكاشفه، از بهترين نعمت هاي آخرت است كه قابل مقايسه با هيچكدام از نعمت هاي دنيا نيست.»7 لذا با توجه به آيات و روايات، به چند مورد از آثار دعا و مناجات اشاره مي شود:
1) آشنايي با معارف الهي
اولين اثر ارزشمند دعا و نيايش، آشنايي با معارف اسلامي است، ائمه معصوم در آداب دعا و نيايش به ما آموزش داده اند كه هنگام دعا، ابتداء اسماء و صفات الهي، قدرت و عظمت او را يادآور شده و بر محمد(ص) و آل محمد(ع) درود بفرستيد و بر ضعف، ناتواني، گناه و كوتاهي خود در رعايت احكام الهي، اعتراف نماييد، آنگاه حاجات خود را از پروردگار جهان بخواهيد «السؤال بعد المدح فامدحوا الله ثم سلوا الحوائج.»8 يادآوري اسماء صفات و قدرت الهي، و اعتراف به عجز و ناتواني خود، بهترين درس و منبع براي شناخت خداي سبحان و آشنايي با معارف اسلامي است. امام صادق(ع) در بيان آيه: فليستجيبوا لي و ليؤمنوا بي»؛ مي فرمايد: «مردم بدانند كه خداوند قادر است هر آنچه را بخواهند به آنان خواهد داد.»9
در سوره انفال مي خوانيم: «انما المؤمنون الذين اذا ذكرالله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا...» (انفال2) «مؤمنان، كساني هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دل هايشان، ترسان مي گردد و هنگامي كه آيات او بر آن ها خوانده مي شود، ايمانشان، افزون تر مي گردد.» بنابراين اولين اثر دعا و مناجات با خداي سبحان، شناخت قدرت و عظمت پروردگار، آشنايي با معارف اسلامي و استحكام پايه هاي ايماني و اعتقادي انسان، خواهد بود.
2) آرامش دروني
هر انساني در زندگي، دچار گرفتاري و مشكلاتي شده اضطراب و نگراني برايش دست مي دهد و در برخي موارد، نجات و رهايي از آن، خارج از توان انسان است به عبارتي، وارد آمدن فشارهاي فراتر از توانمندي آدمي، باعث اضطراب مي شود كه تحمل آن در دراز مدت از توان انسان خارج است لذا بهترين راه براي نجات از اضطراب و نگراني، دعا و نيايش با خداي سبحان است؛ چرا كه دعا، برقراري ارتباط انسان با خداست، خدايي كه بر هر كاري توانا بوده و از رگ گردن به بنده اش نزديك است: نحن أقرب اليه من حبل الوريد. (ق16) «و اگر انسان چيزي از او بخواهد به او خواهد داد: اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع» (بقره 186) ارتباط با خدايي كه بر هر امري قدرت دارد، انسان را اميدوار مي نمايد. لذا در حديثي مي خوانيم: «دعا كليد رحمت و نور و چراغي در تاريكي است.»10
انسان به واسطه دعا و توجه به خدا، شايستگي بيشتري براي درك فيض خداوند پيدا مي كند و در نتيجه تكيه گاهي براي برطرف كردن ناراحتي هاي خود پيدا مي كند بنابراين دعا چراغ اميد را در دل انسان روشن مي نمايد، جامعه و مردمي كه دعا و نيايش را فراموش كنند، با عكس العمل هاي نامطلوب رواني و اجتماعي، مواجه خواهند شد و به تعبير يكي از روانشناسان: «فقدان نيايش در ميان ملتي، برابر با سقوط آن ملت است، اجتماعي كه احتياج به نيايش را در خود كشته است معمولا از فساد و زوال، مصون نخواهد بود، البته نبايد اين مطلب را فراموش كرد كه تنها صبح نيايش كردن و بقيه روز را همچون يك وحشي به سربردن بيهوده است بايد نيايش را پيوسته انجام داد و در همه حال با توجه بود تا اثر عميق خود را در انسان از دست ندهد.»
«نيايش در همين حال كه آرامش را پديد مي آورد، در فعاليت هاي مغزي انسان يك نوع شكفتگي و انبساط باطني و گاهي روح قهرماني و دلاوري را تحريك مي كند، نيايش خصائص خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فردي نشان مي دهد صفاي نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادي دروني، چهره پر از يقين، استعداد هدايت، و نيز استقبال از حوادث، اينهاست كه از وجود يك گنجينه پنهان در عمق جسم و روح ما حكايت مي كند.»11
بنابراين؛ دعا به انسان اعتماد به نفس داده و از يأس و نااميدي بازداشته و به تلاش و كوشش بيشتر دعوت مي نمايد، و او را از نگراني، خارج و آرامش را به او هديه مي كند. لذا دعا هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت، نيرو و اميدواري و آرامش مي بخشد و از نظر رواني، اثر غيرقابل انكاري دارد.
3) نجات و رهايي از مشكلات
در سوره انبياء خداي سبحان، به داستان حضرت يونس(ع) اشاره نموده مي فرمايد: «وذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجي المؤمنين»؛ (انبياء 87-88) «و ذاالنون ]يونس[ را ]به يادآور[ در آن هنگامي كه خشمگين ]از ميان قوم خود[ رفت و چنين مي پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت ]اما موقعي كه در كام نهنگ فرو رفت[ در آن ظلمت ها، فرياد زد خداوندا! جز تو معبودي نيست، منزهي تو، من از ستمكاران بودم، ما دعاي او را به اجابت رسانديم و از آن اندوه، نجاتش بخشيديم و همين گونه مؤمنان را نجات مي دهيم.»
آنچه از آيه استفاده مي شود اين است كه اگر انسان مؤمن، شرايط و آداب دعا و نيايش را رعايت كند، دعايش به اجابت خواهد رسيد. پيامبر خاتم(ص) مي فرمايد: «خداوند هرگاه پيامبري را مي فرستاد به او مي فرمود: هرگاه امر ناخوشايندي تو را اندوهگين ساخت، مرا بخوان تا پاسخ دهم. خداوند اين نعمت را به امت من نيز ارزاني داشته است آن جا كه مي فرمايد مرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را.»12
4) تحصيل نعمت هاي الهي
انسان هاي مؤمن با دعا و نيايش مي توانند در نعمت هاي الهي را به روي خود گشوده و با استفاده از آن، موفقيت هاي فراواني را به دست آورند، لذا در سوره نساء مي خوانيم: «ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضكم علي بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن و سئلوا الله من فضله ان الله كان بكل شيء عليما»؛(نساء 32) «برتري هايي را كه خداوند نسبت به بعضي از شما بر بعضي ديگر، قرار داده، آرزو نكنيد، مردان نصيبي از آنچه به دست مي آورند، دارند و زنان نصيبي ]و نبايد حقوق هيچ يك پايمال شود[ و از فضل ]و رحمت[ خدا بخواهيد و خداوند بر هر چيزي دانا است.»
پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «براي هر حاجتي كه داريد حتي اگر بند كفش باشد، دست خواهش به سوي خداي عزوجل دراز كنيد زيرا تا او، آن را آسان نگرداند، آسان نشود»13 باز مي فرمايد: خداوند به موسي، وحي فرمود: «اي موسي! هر چه نياز داري از من بخواه حتي علوفه گوسفند و نمك خميرت را.»14 بايد توجه داشت كه دعا و نيايش و تقاضاي فضل و عنايت پروردگار، به اين نيست كه انسان به دنبال اسباب و عوامل هرچيزي نرود، بلكه بايد فضل و رحمت خداي سبحان را در لابلاي اسبابي كه او مقرر داشته است جستجو كرد.
5) منزلت نزد پروردگار
از جمله آثار دعا و نيايش، به دست آوردن ارزش و كسب منزلت، نزد پروردگار عالم خواهد بود در سوره فرقان مي خوانيم:«قل ما يعبوا بكم ربي لولا دعاوكم»؛ «بگو پروردگارم ارجي براي شما قائل نيست اگر دعاي شما نبود» مفهوم آيه اين است كه اگر جايگاه و منزلتي نزد خداوند داريد به خاطر دعا و نيايش است.
امام صادق (ع) نيز مي فرمايد:«نزد خداي متعال، مقام و منزلتي است كه كسي به آن مقام نمي رسد مگر به درخواست و دعا.»
امام صادق (ع) در جمله ديگري مي فرمايد:«نزد خداوند مقامي است كه جز با دعا و تقاضا، نمي توان به آن رسيد و اگر بنده اي، دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزي تقاضا نكند، چيزي به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود؛ چرا كه هر دري را بكوبيد و اصرار كنيد، سرانجام گشوده خواهد شد.»
اعمال عبادي هر كدام به نوبه خود، رابطه انسان با پروردگار جهان را برقرار نموده عبد را به خداي سبحان، نزديك تر مي نمايد و باعث محبوبيت انسان، نزد خداوند مي شود، دعا و نيايش كه بهترين عمل عبادي است باعث مي شود انسان دعا كننده را، خداوند دوست داشته باشد.
امام باقر (ع) مي فرمايد:«به راستي خداي عزوجل از ميان بندگان مومن خود، آن بنده را دوست دارد كه بسيار اهل دعا و نيايش باشد بر شما باد كه هنگام سحر تا طلوع خورشيد را براي دعا انتخاب كنيد زيرا در اين ساعات، درهاي آسمان، گشوده مي شود و روزي بندگان تقسيم مي گردد و خواسته هاي بزرگ به اجابت مي رسد.» 15
خداي سبحان نيز به خاطر دعا و نيايش حضرت ابراهيم (ع) از او تجليل و تمجيد مي نمايد آن جا كه مي فرمايد:«ان ابراهيم لحليم اواه منيب» (هود 75) امام باقر (ع) در بيان آيه مي فرمايد:«اواه كسي است كه بسيار دعا مي كند.»(16) امام علي (ع) نيز مي فرمايد:«محبوب ترين عمل نزد خداوند دعا و نيايش است.» (17) دوست داشتن عملي، باعث محبوبيت عامل آن، خواهد شد.
6) شفاي درد و بيماري
كم نيستند انسان ها و خانواده هايي كه خود يا عزيزشان به امراض و بيماري هاي لاعلاج، مواجه شده اند، در چنين مواقعي كه دكتر، مريض را، جواب كرده و مريض تمام راه ها را بسته مي بيند، معمولاً به سمت خدا، دعا و نيايش، روي مي آوردند. خيلي ها نيز از اين طريق به نتيجه رسيده و جواب گرفته اند، بنابراين يكي ديگر از آثار دعا و نيايش، رفع گرفتاري و شفاي بيماران لاعلاج است. امام صادق (ع) مي فرمايد:«دعا كنيد كه دعا شفا دهنده دردهاست.»(18) امام كاظم (ع) نيز به اين حقيقت اشاره نموده مي فرمايد:«هر دردي دعايي دارد پس اگر دعا به بيمار الهام شد، اجازه شفايش داده شده است.» (19)
نيايش گاهي تاثيرات شگفت آوري دارد. بيماراني بوده اند كه تقريبا به طور آني از دردهايي چون خوره، سرطان، و عفونت كليه و زخم هاي مزمن و سل ريوي و استخواني پريتونئال شفا يافته اند... اين معجزه با چنان سرعتي سلامت را به بيمار باز مي دهد كه هرگز حتي امروز جراحان و نيز فيزيولوژيست ها در طول تجربيات شان مشاهده نكرده اند. براي اينكه اين پديده ها بروز كند نيازي نيست كه حتما خود بيمار نيايش كند اطفال كوچكي كه هنوز قدرت حرف زدن نداشته اند و همچنين مردم بي عقيده نيز شفا يافته اند ليكن در كنار آن ها كسي نيايش كرده است. نيايشي كه به خاطر ديگري انجام شود همواره اثربخش تر است.»(20)
7) دفع بلاها
انسان موجودي ضعيف، ناتوان و آسيب پذير و در عين حال، سطحي نگر است تا زماني كه سختي و مشكلات گريبانش را نگرفته باشد، متوجه ضعف و ناتواني خود نبوده، مغرور و متكبر، دنيا را به كام خود مي بيند. هنگامي كه سرش به سنگ خورده و با مانع مواجه مي شود، به خود مي آيد. در آموزه هاي ديني، به انسان آموزش داده اند كه غرور و خودخواهي را كنار گذاشته قبل از آن كه سختي، مشكلات و بلاها، دامنگيرش شود؛ با دعا و نيايش بلاها را از خود دور سازد.
امام علي (ع) مي فرمايد:«امواج بلا را با دعا دفع كنيد» (21) در حديث ديگري از امام صادق (ع) مي خوانيم:«قبل از آن كه بلا به شما نازل شود، دعا كنيد كه خداوند به واسطه دعا، بلا را دفع مي كند» (22) امام سجاد (ع) مي فرمايد:«دعا و بلا، تا روز قيامت با هم هستند و دعا، بلا را دفع مي كند حتي اگر نزول آن قطعي شده باشد.» 23
مركز فرهنگ و معارف قرآن
پي نوشت ها :
1- نيايش، آلكسيس كارل، ص .41
2- الكافي. 2. .462
3- تنبيه الخواطر. 2 .237 به نقل از ميزان الحكمه1646.4. ح .5537
4- بحارالانوار. .74 205 باب 8- وصيه اميرالمومنين الي الحسن
5- الكافي. 2. 466 باب فضل الدعاء...
6- آئين نيايش، ص 23 و 24
7- المراقبات، ميرزا جواد ملكي تبريزي، ص .168 8- بحارالانوار. 308.90
9- مستدرك الوسائل .190.5.
10- مستدرك الوسائل. 5.167.
11- نيايش الكسيس كارل .
12- قرب الاسناد. 84، ح .277
13- بحارالانوار.295.90.
14- بحارالانوار. .303.90
15- الكافي. 2.470.
16- مستدرك الوسائل.167.2.
17- الكافي.467.2.
18- الكافي. 2.470.
19- مستدرك الوسائل.84.2.
20- نيايش، آلكسيس كارل، ص .63
21- مستدرك الوسائل .179.7.
22- مستدرك الوسائل 181.5.، باب استحباب التقدم بالدعاء.
23- الكافي. 2.469.

 



رابطه اشرافيت و اسرافكاري

حسين ابراهيمي
يكي از رذايل اخلاقي كه فرد و جامعه را به سوي تباهي و مشكلات عديده مي كشاند اسراف است.
اسراف عبارت از تجاوز از حدود الهي و گذشتن از خطوط قرمزي است كه احكام الهي آنها را تعيين كرده اند.
نويسنده مقاله كوشيده است بطور اجمال به رابطه اشرافيت و اسرافكاري اشاراتي داشته باشد.
اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
اشرافيت خاستگاه اسراف
به نظر مي رسد كه نوعي رابطه تنگاتنگ ميان اشرافيت (ملا و سرمايه داري اترافي) و اسرافكاري وجود دارد . به اين معنا كه اشرافيگري منش و خصلت اسرافكاري را پديد مي آورد و آدمي را از رفتارهاي هنجاري به سوي نابهنجاري مي كشاند بلكه چنان كه قرآن در تعريف اسراف بيان مي كند، اشرافيت، آدمي را به سوي فساد سوق داده و از اصلاحيات و اصلاح گري باز مي دارد. بر اين اساس كساني كه به خوي اشرافيت مبتلا و دچار مي شوند، انسان هاي ضد اصلاحي و مفسداني هستند كه با هرگونه كمال يابي آفريد ه هاي زميني از انسان و غير انسان مخالفت مي كنند. رفتارهاي ايشان جز فساد و تباهي براي زمين و زميني ها چيزي به ارمغان نمي آورد و خود و ديگري را به سوي نيستي و هلاكت سوق مي دهند.
تحليل قرآن از ايجاد بسياري از پديده هاي زيانبار در زمين اين است كه اين امور دستاوردهاي بشري است كه عامل مهم چنين رفتار و كردار زيانبار را مي بايست در خلق و خوي زشت بشر يافت كه برخاسته از كفر وشرك و نفاق است و در رفتارهاي فردي و جمعي به شكل خود برتربيني و غرور و تكبر و يا استكبار و اسراف و مانند آن ظهور و بروز مي كند.
اشرافيت به سبب آن كه خود عاملي مهم در ايجاد غرور و تكبر است و چنان كه قرآن بيان مي دارد آدمي هرگاه استغنا و خود را بي نياز جست طغيان مي ورزد و از حد اعتدال و مرزهاي قانوني و فطري بيرون مي رود، مي توان گفت كه اشرافيت استغنايي چيزي جز فساد و تباهي و مخالفت و در نهايت مبارزه با اصلاحات و اصلاح گري به دنبال ندارد.
قرآن به مومنان سفارش مي كند كه از كار و روش و فرمان مسرفان پيروي نكنند ؛ زيرا مسرفان كساني هستند كه در زمين فساد مي كنند و اصلاحاتي را انجام نمي دهند. (شعراء آيات 151 و152) هر چند كه در اين آيه ريشه اسراف و خاستگاه آن بيان نشده است ولي هرگاه به مطالعه و تحليل قرآن از زمينه هاي اسراف توجه شود، دانسته مي شود كه ريشه و خاستگاه هرگونه اسراف و تجاوز و تعدي و مانند آن را مي بايست در اموري چون رفاه دانست كه در دست اشرافيت متكبر و مغرور است.
خداوند در آيه 12يونس در تحليل ريشه ها و خاستگاه اسراف گري مي فرمايد: زماني كه خداوند هرگونه امور ضروري و زيانبار را از كسي بردارد و او را در رفاه و آسايش قرار دهد او رفتار اسرافي در پيش مي گيرد و خدا و رستاخيز را فراموش مي كند.
تحليل آيه از خاستگاه پديده اسراف كاري در انسان، اين است كه انسان در هنگام نياز و وجود ضرر و زيان به خداوند پناه مي برد و فشارها و تنگناهاي مختلف او را وادار مي سازد كه به سوي خدا رفته و دست نياز به سوي آن بي نياز دراز كند ولي هرگاه خود را از فشار و تنگناها و گرفتاري ها رها شده يافت، خدا را فراموش مي كند و از سر بي نيازي و افزايش آسايش و رفاه، دست به اسراف مي زند و اين گونه است كه اعمال اسرافي مسرفان براي ايشان به عنوان كارهاي پسنديده زينت داده مي شود و در دام استدراج مي افتند.
موارد اسراف
اسراف در اصطلاح قرآني برخلاف آن چه در فرهنگ ايراني معنا يافته محدود و منحصر به امور خوردني ها و نوشيدني ها نيست و به سخن ديگر منحصر در امور اقتصادي نمي باشد، بلكه از دايره گسترده اي برخودار مي باشد و همه امور زندگي بشر در حوزه هاي اعتقادي و فرهنگي و رفتارهاي اقتصادي و سياسي و نظامي و امور ديگر را در بر مي گيرد. اما چه چيزي سبب شده كه در فرهنگ ايراني اسراف تنها در حوزه اقتصادي شناخته و تعريف و محدود شود ، شايد بتوان تكرار آيه: كلوا و اشربوا و لا تسرفوا (اعراف آيه 31) باشد كه ورد زبان توده مردم است و در هر كوي و برزني به سبب ساختار زيبا و كوتاه و روان و شعرگونه اش مصطلح شده و بر زبان رانده مي شود.
با اين همه مي بايست توجه داشت كه اسراف در كاربردها و فرهنگ قرآني شامل امور بينشي و اعتقادي و اخلاقي و فرهنگي و سياسي و رفتاري و نگرشي مي شود. از اين روست كه خداوند ادعاي دروغين نبوت (غافر آيه 28)، تكذيب پيامبران (يس آيه 14 و19)، تكذيب قرآن (زخرف آيه 5)، شرك (غافر آيه 42 و 43)، خودكامگي و استبداد (يونس آيه 83 و دخان آيه 30 و 31)، زياده روي در آشاميدني ها، خوردني ها، زينت ها (اعراف 31) وقصاص (اسراء آيه 33) و حتي در انفاق و بخشش اموال در راه خدا (انعام آيه 141 و اسراء آيه 29) و رفتارهاي نابهنجار جنسي (ذاريات آيه 32 و34) را از مصاديق و موارد بارز و آشكار اسراف بر مي شمارد و از انجام آن باز مي دارد و مرتكبان اين گونه اعمال را تهديد به عذاب سخت و خواري در دنيا و آخرت مي كند.
بر اين اساس مي توان گفت كه اشرافيت رفاه زده و مترف به سبب خاستگاه و زمينه هاي اقتضايي پديداري اسراف در ايشان، كساني هستند كه به اين گونه بينش و نگرش و رفتارهاي زشت و فساد انگيز گرايش دارند ودر نهايت اشرافيت، موجبات تباهي خود و ديگران را فراهم مي آورد.
به سخن ديگر اشرافيت و رفاه زدگي اترافي موجب اسراف مي شود و آنان نه تنها نسبت به اصول عقلي و عقلايي (اخلاق ها و آداب و سنت هاي هنجاري) بي اعتنا بوده و از آن تجاوز و تعدي مي كنند بلكه انسان هايي هستند كه نسبت به آموزه هاي وحياني بي اعتنايي كرده و يا به تكذيب و حتي مبارزه و مخالفت با آن مي پردازند و در رفتارهاي عملي در زندگي فردي و اجتماعي خويش در خوراك و پوشاك و امور جنسي و مانند آن اسراف را پيشه خويش مي سازند و راه اتراف و تبذير را در زندگي خويش هموار مي كنند و حقوق فردي و اجتماعي ديگران را زير پا مي گذارند و حتي دست به قتل و كشتار كساني مي زنند كه منادي ايشان به سوي حق و حقيقت و توحيد و آموزه هاي اخلاقي و وحياني مي شوند.(غافر آيه 28)
اينان به سبب همين اشرافيت و استغناجويي و احساس خطرناك بي نيازي از خدا و ديگران، انسان هاي با منش خودپسندي و تكبر و تفاخر هستند و كارهايشان برايشان زيبا و پسنديده جلوه مي كند و حتي اطرافيان آنها رفتارهاي زشت شان را رفتاري پسنديده جلوه مي دهند و رفتارها و كردارهاي ناپسند و نابهنجار ايشان را توجيه مي كنند. (يونس آيه 12)
خود برتربيني و بي نيازي آنان را به خودكامگي و استبداد مي كشاند و در زندگي اجتماعي به ديگران ظلم و ستم روا مي دارند و خود را برهمگان برتر مي شمارند.(يونس آيه 83 و دخان آيات 30 و 31)
به هر حال اسراف كه در فرهنگ قرآني به معناي هرگونه تجاوز از حدود و مرزها و خطوط تعادلي در هر كاري است (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) داراي خاستگاهي چون اشرافيت و آسايش اترافي و رفاه زدگي است.
انسان هاي رفاه زده و اشراف بي نياز از خدا، در هركاري از كارهاي خويش چون امور اقتصادي و فرهنگي وسياسي و حتي بينشي و نگرشي و اعتقادي راه اسراف را مي پيمايند و به سبب غرور و بي نيازي خويش خدا را بنده نيستند و در زمين فساد مي كنند و آن را گسترش مي دهند و جلوي اصلاحات را نيز مي گيرند. (يونس آيه 12)
ويژگي هاي اشراف
چنان كه گفته شد مراد از اشراف و اشرافيت در اين نوشتار، مترفان و ملا هستند؛ هر چند در ادبيات و فرهنگ عربي اشراف جمع شريف به معناي بزرگ قدر و اصيل و پاك نژاد و مانند آن مي باشد (لغت نامه دهخدا) ولي در فرهنگ ايراني مفهوم خاصي از اشرافيت فهميده مي شود كه با واژگان عربي ملا و مترف و مانند آن هم معنا و مفهوم مي باشند.
در اين نوشتار منظور از اشراف كساني هستند كه به سبب توانايي اقتصادي و سرمايه زياد و شگفت انگيز و نيز قدرت و امكانات مادي فراوان داراي رفتاري اسراف گونه هستند.
از نظر قرآن اشرافيت به معناي پيش گفته (ملا و مترف) انسان هاي مرتجع و واپس گرا در برابر اصلاحات سازنده (زخرف آيه 23)، افراطي و اسرافكار (كهف آيه 28)، بدخلق و درشت خوي (قلم آيه 10 تا 14)، كراهت از حق و حقيقت (مومنون آيه 64 و 70) استكبار در رفتارهاي اجتماعي و سياسي (يونس آيه 75 و مومنون آيه 45 و 46) افسادگري (اعراف آيه 103) تهمت (اعراف آيه 108 و 109 و 127) ظلم و ستم (اعراف آيه 103) جرم گرايي (هود آيات 25 تا 35) افراط كاري (كهف آيه 28)، جاه طلبي (بقره آيه 246 و 247) غرور و تفاخر (كهف و انكار حق (اعراف آيه 66 تا 90) كوردلي (اعراف آيه 59 و 64) هستند.
نتيجه چنين منش و خلق و خوي چيزي جز ارزش گذاري هاي نادرست و غلط (بقره آيه 246 و247) امتياز طلبي و زياده خواهي (زخرف آيه 31) حسادت نسبت به ديگران (ص آيه 6 و 8) تهديد نسبت به اصلاح گران و اصلاح طلبان (اعراف آيه 88) فريبكاري و توطئه نسبت به مردم و جامعه (مومنون آيه 23 و 34) واسراف گري و هر چيزي كه در حوزه تجاوز و تعدي و ظلم و ستم مي باشد ، نخواهد بود.
از اين روست كه مي توان گفت اشرافيت به معناي پيش گفته خاستگاه و سر منشاء بسياري از فسادها و تباهي ها و مشكلات فردي و اجتماعي است كه به بخشي از آن در اين جا اشاره شده است، يكي از مهم ترين خاستگاه هاي اسراف (به مفهوم قرآني) همين اشرافيت پيش گفته است.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14