(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 2 آبان 1387 - 23 شوال 1429 -23 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19213
 

علل رويكرد فرهنگي امام صادق(ع) به مناسبت 25 شوال سالروز شهادت امام ششم هدايت
انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان



علل رويكرد فرهنگي امام صادق(ع) به مناسبت 25 شوال سالروز شهادت امام ششم هدايت

خليل منصوري
نويسنده در مقاله زير با بررسي عنصر پويايي و مقتضيات زمان و مكان، اسلام را تنها مكتبي مي داند كه در تمام شرايط متغير زماني ومكاني، داراي آموزه هاي ثابت و پايدار و در عين حال انعطاف پذير است، وي آنگاه كه به تفاوت شرايط و الزامات عصر امام صادق(ع) با عصر صدر اسلام مي پردازد و علل رويكردامام به مسائل فرهنگي و انديشه اي وتربيتي را تشريح مي كند با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
شرايط زمان و مكان
اولويت جهاد فرهنگي يك مكتب جامع و فراگير و فرازماني مي بايست به گونه اي داراي انعطاف باشد كه در هر شرايط، نيازهاي جوامع انساني را برآورده سازد.
نيازهاي انساني، بر دو گونه پايدار و ناپايدار است و با توجه به شرايط زماني و مكاني دگرگون مي شود و پاسخ هاي متنوع و مختلفي را مي طلبد. جامعه انساني از جهت سير كمالي خود هيچ گاه حالت ايستايي ندارد و عوامل و ساز وكارهاي متعددي را از درون و بيرون برآن تاثير مي گذارد. ناپايداري ها و بالندگي انسان و جامعه در عرصه هاي مختلف، نيازهاي تازه و پاسخ هاي نويني را مي جويد. نيازهاي جدي و پاسخگويي به اين نيازها با توجه به شرايط ناپايدار و بالندگي جامعه و انسان، موجب شده كه پاسخ ها، رويكردها و راهبردهاي كوتاه و يا بلندمدت، شايستگي خود را از دست بدهد و افزون بر كهنگي، دچار بحران هويت شود و از يك پديده زيستي به يك پديده آسيب زننده و بيماري زا تبديل شود.
مذاهب، مكاتب و ايدئولوژي هاي بشري و فلسفي و حتي قوانين بشري به جهت همين ناپايداري و ناتواني از گفتمان با وضعيت متغير و ناپايدار، همچنان دستخوش دگرگوني و كهنگي مي گردد.
كدام مكتب ؟
تنها مكتب و ايدئولوژي اي مي تواند پايدار و پابرجا بماند كه گرفتار روزمرگي و زمان زدگي نشده و داراي نگرش ها، آموزه ها و راهبردهاي فرازماني و فرامكاني باشد، چنين مكتبي تنها ويژگي پايدار را با خود به همراه خواهد داشت و در طول تاريخ بشري مي تواند همگام يا پيشرو با او حركت نموده و انسان ها را از آموزه ها و گزاره هاي خود بهره مند سازد.
بي گمان جمع شدن پايداري و ناپايداري، تنها از عهده مكتبي برمي آيد كه بر پايه فطرت انساني و با شناخت كامل و جامع از ويژگي هاي انسان و جامعه، دستورات و آموزه هاي خود را ارايه دهد و چون انسان به عنوان فرد بلكه حتي به عنوان نوع ناتوان از شناخت جامع وكامل از خواسته ها، نيازها، شرايط زماني و مكاني ناپايدار و پيش بيني و يا پيشگويي آينده و نيازهاي آيندگان است و نمي تواند چنين بينش، رويكرد و راهبردي جامع، كامل و فراگير ارايه دهد، مي بايست يا دست از اين كه پايه گذار چنين مكتبي باشد، بشويد و خود را به روزمرگي و زمان و مكان زدگي دچار سازد و براي هر مقطعي برنامه، آموزه، بينش، راهكار و راهبرد تازه اي ارايه دهد و هميشه گرفتار شرايط زدگي گردد و يا آن كه به مكتبي ايمان آورد كه با نگرش و بينشي فرازماني و مكاني و با شناخت كامل و جامع به روحيات، خواسته ها و نيازهاي او، آموزه ها و دستورات جاويدان و پايداري را ارايه داده كه با توجه به ناپايداري شرايط وزمان، گزاره هاي پايدارآن، او را به فرجام نهايي بكشاند و نوع انساني را به كمال نوعي خود برساند.
دو ويژگي برجسته اسلام
اسلام با دارا بودن دو ويژگي انعطاف و شناخت كامل و جامع، ميان ناپايداري شرايط و ناايستايي از سويي، و پايداري آموزه ها، و دستوراتش از سوي ديگر اين امكان را فراهم آورده تا بشر در شرايط ناپايدار، با قوانين، آموزه ها و گزاره هاي پايدار، به سوي مقصود و هدف نهايي اش رهنمون گردد؛ به اين معنا كه اسلام به عنوان يك مكتب داراي چنان توانايي و كشش است كه مي تواند به همه نيازها پاسخ هاي مناسب و راستين ارايه دهد؛ و مناسبات زماني، مكاني و بالندگي جامعه و انسان را درنظر بگيرد و گرفتار بندهاي ايستايي نگردد و پويايي و پايداري را در همان حال در خود گردآورد. اين پويايي و پايداري درونمايه اي، مي تواند بر زمان و مكان، ناپايداري ها و ناايستايي هاي هر زمان و مكان چيره گردد و هرگز در پاسخ دهي وانماند و همه شرايط را برتابد.
رمز جاودانگي اسلام
جاودانگي اسلام به عنوان يك مكتب فرابشري كه آموزه ها و دستوراتش تا قيامت پايدار و دستور كار بشر براي رسيدن به خوشبختي دوجهاني است، تنها از اين رو است كه پويايي و پايداري را در خود آميخته دارد و در همين راستا مسئله وصايت و امامت تا پايان هستي اين جهان نيز تنها از همين منظر توجيه پذير خواهد بود.
از ديدگاه شيعه، پايداري هميشگي امامت همچون ديگر آموزه ها و گزاره هاي پايدار و فرازماني و مكاني اسلام از اين رو بوده و هست كه پويايي وپايداري و ناايستايي با جاودانگي و پايندگي ميان خواسته ها و شرايط جمع گردد و تعارض و تناقض از ميان برداشته شود. اين امامت هميشگي به آدمي ياري مي رساند تا بهترين پاسخ ها را براي نيازهايش برگزيند. از اين نگرش مي توان به تفاوت ها و حتي تناقض نماها در رفتارها، كنش ها، واكنش ها، رويكردها، راهكارها و راهبردهاي پيشوايان ديني نگريست و آن ها را توجيه كرد و تفسير و توضيح داد.
نقش متفاوت ائمه(ع) براساس مقتضيات زمان و مكان
شهيد مطهري(ره) در اين باره مي فرمايند: ائمه اطهار عليهم السلام در هر زماني مصلحت اسلام و مسلمين را درنظر مي گرفتند و چون دوره ها و زمان ها و مقتضيات زمان و مكان تغيير مي كرد، خواه و ناخواه همان طور رفتار مي كردند كه مصالح اسلامي اقتضا مي كرد و در هر زمان جبهه اي مخصوص و شكلي نو از جهاد به وجود مي آمد و آن ها با بصيرت كامل آن جبهه ها را تشخيص مي دادند. اين تعارض ها، نه تنها تعارض واقعي نيست بلكه بهترين درس آموزنده است براي كساني كه روح و عقل و فكر مستقيمي داشته باشند. جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هرعصر و زماني را درك كنند كه چگونه مصالح اسلامي اقتضا مي كنند. (بيست گفتار، شهيد مرتضي مطهري، ص159)
اين تعارض ها و تناقض نماها برخاسته از پويايي و انعطاف پذيري اسلام و هماهنگي و همسازي با شرايط زماني و مكاني درجهت پاسخگويي به نيازهاي ناپايدار انسان و جامعه است. مجموعه اين آموزه ها، دستورات، راهكارها و رهيافت ها و نيز رويكردهاي امامان و پيشوايان ديني اين امكان را به بشر مي دهد تا بتواند براي هر زمان و مكاني با توجه به شرايط، پاسخ هاي مناسب را بيابد و در زندگي فردي واجتماعي خويش از آن بهره گيرد.
تنوع برخوردها، رويكردها و راهبردهاي ائمه(ع) در طول بيش از دو قرن در شرايط بسيار مختلف در صحنه هاي اجتماعي و فكري، آن اندازه زياد است كه هريك نيازي از نيازهاي آدمي را پاسخ مي دهد و اين افزون بر مجموعه كامل آموزه هايي است كه در قرآن در شرايط بسيار متفاوت و در جوامع مختلف ازجهت روحيات، انديشه و بينش درباره پيامبران بيان شده است كه هريك از آنها مي تواند پاسخي درست و راستين براي زندگي فرهنگي فردي و اجتماعي آدمي تا پايان تاريخ و جهان بشري باشد.
رويكرد فرهنگي امام صادق
با اين نگاه مي توان به رويكرد فكري، آموزشي و پرورشي امام جعفر صادق(ع) پرداخت و دانست كه چرا ايشان در دوران بحران سياسي و اجتماعي كه جامعه آن روز و جهان اسلام را فراگرفته بود و حكومت ها دست به دست مي شد، به جنبش و قيام مسلحانه دست نيازيد و خلافت و حكومت اسلامي را كه حق ايشان بود دردست نگرفت و در پاسخ به پاره اي از دعوت ها براي دردست گرفتن رهبري قيام بر ضد حكومت در حال فروپاشي امويان اقدامي نكرد بلكه حتي نامه پيشنهادي را پيش روي فرستاده ابوسلمه معروف به وزير آل البيت سوزاند.
حال پرسش اين است كه چرا دو گونه رفتار از دو امام معصوم صورت مي پذيرد؟ يكي قيام مي كند و ديگري نامه را مي سوزاند؟ تعارض از كجا ناشي شده؟ چرا در روش ها و رويكردهاي پيشوايان ديني به اين امور متعارض و متناقض نما برخورد مي كنيم؟ آيا اين تعارض ها و تناقض ها همانند تعارض ها و تناقض هايي است كه در مسائل فقه و احكام وجود دارد؟
مشكل اينجاست كه همانگونه كه اگر در اخبار متناقضي كه در فقه و احكام نقل شده، تعارض ها حل نگردد و هركس به خبر و حديثي تمسك جويد، موجب مي شود كه هرج و مرج در فقه پديد آيد، اگر دراين رويكردها و راهبردهاي مختلف پيشوايان از جمله امام حسين و امام حسن و ديگر امامان -درود خداوند بر ايشان باد- تعارض ها و تناقض ها برطرف نگردد، موجب آن خواهد شد كه هرج و مرج اخلاقي و اجتماعي و سياسي پديد آيد و هركس به هوا و هوس خود راهي را پيش بگيرد و بعد آن را با عملي كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكي از امامان و پيشوايان نقل شده توجيه و تفسير كندو فرد ديگري نيز بر پايه هوس خود راهي ديگر را كه ضد آن است پيش بگيرد و او نيز آن را به يكي از امامان و رفتارها، گفتارهاي گزينشي از آنان استناد داده و آن را اصل بگيرد، و اين چنين است كه برخي، با توجه به اين تفاوت ها، تعارض ها و تناقض ها بگويند كه اسلام دين آخرت است و آن ديگري بگويد دين حكومت و دنيا است نه دين آخرت.
يكي حركت امام حسين(ع) را حركت دنيوي در جهت رسيدن به خلافت و حكومت توجيه كند و آن ديگري صلح امام حسن(ع)، كناره گيري امام زين العابدين(ع) و سوزاندن نامه رهبر قيام و جنبش هاي دوره پاياني حكومت اموي توسط امام صادق(ع) را نشان از اخروي بودن اسلام و غير دنيائي بودن آن تفسير نمايد.
آن كس كه سري پرشور دارد و مزاجش با آرامش سرسازش ندارد و خاموشي را نمي پسندد براي توجيه رويكرد و رفتارهايش به شيوه پيامبر در صدر اسلام و جنبش و قيام هاي شيعيان و به ويژه نهضت حسيني استناد كند و آن ديگري كه مزاجي عافيت طلب و گوشه گير دارد، موضوع تقيه و راه و روش امام صادق يا ديگر پيشوايان كه چنين روشي را برگزيده اند استناد نمايد، در نتيجه رويكردها و رفتارها و كنش ها و واكنش هاي متفاوت اين پيشوايان تنها ابزاري براي توجيه رويكردها خواهد شد و كسي به سخن كسي گوش فرانخواهد داد و جامعه و مكتب دچار هرج و مرج و اضطراب مي گردد.
با نگاهي دوباره به آن چه در آغاز گفتار گذشت، رمز اين تعارض ها و تناقض نماها دانسته خواهد شد و پرده از راز فروخواهد افتاد. چون پويايي و در عين حال پايداري آموزه ها و دستورات دين و روح زنده و سيال و پوياي تعمليات اسلامي، چنين تناقض نماهايي را ايجاب مي كند.
اين تعارض ها و تناقض ها در واقع آموزش بهره گيري از شرايط و امكانات زمان و بهترين شيوه پاسخگويي به نيازهاي هر زمان است كه مي توان از آنها در راستاي تكامل انسان و جامعه انساني بهره گرفت و از آن سود برد.
چرا امام صادق(ع) قيام مسلحانه نكرد؟
شهيد مطهري (ره ) درباره دو رويكرد متفاوت امام صادق و امام حسين(ع) مي فرمايد: امام حسين(ع) بدون پروا، با آن كه قراين و نشانه ها حتي گفته هاي خود آن حضرت حكايت مي كرد كه شهيد خواهد شد، قيام كرد ولي امام صادق(ع) با آن كه به سراغش رفتند، اعتنا ننمود و قيام نكرد و ترجيح داد كه در خانه بنشيند وبه كار تعليم و ارشاد بپردازد. به ظاهر تعارض و تناقض به نظر مي رسد كه اگر در مقابل ظلم بايد قيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد، پس چرا امام صادق قيام نكرد، بلكه در زندگي مطلقاً راه تقيه پيش گرفت و اگر بايد تقيه كرد و وظيفه امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم بپردازد، پس چرا امام حسين اين كار را نكرد؟ (همان، ص153).
شهيد مطهري (ره) با توجه به اوضاع سياسي عهد امام به اين پرسش پاسخ مي دهد كه اين رويكرد به ظاهر متناقض و متعارض تنها به جهت شرايط و مقتضيات زمان و مكان بود كه درسي آموزنده براي رهروان راه پيشوايان راستين است تا بدانند در شرايط مختلف مي توانند رويكردهاي متفاوتي داشته باشند.
امام صادق(ع) مي دانست بني العباس مانع آن خواهند شد كه حكومت به اهل بيت پيامبر (ص) منتقل شود و در صورت پذيرفتن پيشنهاد قيام مسلحانه بدون هيچ تاثيرگذاري مثبت، آن حضرت را شهيد خواهند كرد. استاد مي فرمايد: امام عليه السلام اگر مي دانست كه شهادت آن حضرت براي اسلام و مسلمين اثر بهتري دارد، شهادت را انتخاب كرد. همان طوري كه امام حسين (ع) به همين دليل شهادت را انتخاب كرد. در آن عصر تنها چيزي كه بهتر و مفيدتر بود رهبري يك نهضت علمي و فكري و تربيتي بود كه اثر آن تا امروز هست. همان طوري كه در عصر امام حسين (ع) آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آن طور به جا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقي است. جان مطلب همين جا است كه د ر همه اين كارها، از قيام و جهاد و امر به معروف و نهي از منكرها و از سكوت ها و تقيه ها بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.
اينها اموري نيست كه به شكل يك امر تعبدي از قبيل وضو، ، غسل، نماز و روزه صورت بگيرد. اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاي مختلف و اوضاع شرايط مختلف فرق مي كند. گاهي قيام و جهاد براي اسلام نافع تر است و گاهي اثر سكوت و تقيه، گاهي شكل و صورت قيام فرق مي كند. همه اينها بستگي دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد، اشتباه تشخيص دادن، زيان ها به اسلام مي رساند. (همان، ص 155)
اوضاع سياسي و اجتماعي عصر امام صادق (ع)
امام صادق (ع) زماني واقع شد كه افزون بر حوادث و رخدادهاي سياسي، يك سلسله حوادث اجتماعي و پيچيدگي و ابهام هاي فكري و روحي پس از ورود فرهنگها و آيين هاي فلسفي و انديشه اي از شاهنشاهي هاي ايران و روم، پيدا شده بود.
دراين زمان پاسداري از سنگرهاي اعتقادي، مهمترين وظيفه به شمار مي آمد. مقتضيات زمان امام صادق (ع) كه در نيمه نخست سده دوم هجري مي-زيست با زمان سيدالشهداء كه در نيمه نخست سده يكم بود بسيار متفاوت بود. در نيمه قرن نخست در درون كشورهاي اسلامي براي كساني كه مي خواستند به اسلام خدمت نمايند تنها مبارزه با دستگاه خلافت مطرح بود و ساير جبهه ها هنوز پديد نيامده بود و اگر هم وجود داشت هنوز آن چنان اهميتي نيافته بود. حوادث عالم و اسلام همه مربوط به دستگاه خلافت بود و مردم در سادگي سده نخست مي زيستند. اما بعدها اين جبهه ها متعدد شدند كه مهمترين آنها جبهه هاي علمي، فكري و اعتقادي بود. يك نهضت علمي و فكري و فرهنگي عظيم در ميان مسلمانان آغاز شد. مذهب ها و مكتب هايي در اصول و فروع دين پيدا شد. در اين شرايط امام صادق (ع) پرچم فرهنگي و علمي اسلام به ويژه شيعيان را برافراشت و در همه صحنه ها پيشگام و پيشرو گرديد.
زمان امام زماني بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد شروع شده بود و ضرورت ايجاب مي كرد كه امام كوشش خود را در اين جبهه قرار دهد و اين گونه شد كه شيعه به عنوان يك مكتب فكري، علمي و فقهي و اعتقادي در جهان اسلام جا افتاد به نحوي كه ديگر نمي شد اتهامات سياسي به آن بست.
اين آثار مولود ايمان و عقيده است و سياست نمي تواند چنين فقه، اخلاق، فلسفه، عرفان، تفسير و ديگر علوم و فنون را پديد آورد.
پيشگامي امامان باقر و صادق عليهماالسلام موجب شد تا اسلام راستين پايدار بماند و براي هر زمان و مكاني و در شرايط متغير و پوياي انسان و جامعه، برنامه ها، آموزه ها و دستوراتي داشته باشد.

 



انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان

سيدجواد حسيني
در مقاله حاضر نويسنده با استناد به روايات و احاديث به گوشه اي از وظايف و مسئوليتهاي شيعيان از زبان امام صادق(ع) اشاره كرده و در واقع بخشي از انتظارات ائمه معصومين و خصوصا امام ششم از شيعيان را بازگو كرده است. مسلما ادعاي زباني شيعه بودن نمي تواند ما را در جرگه پيروان راستين آن امامان هدايت قرار دهد و لازمه اين كار پيروي عملي از آموزه هاي آنان كه همان آموزه هاي قرآني و پيامبر است مي باشد. با هم اين نوشتار را كه از مجله پاسدار اسلام ش 264 انتخاب شده از نظر مي گذرانيم.
1- خدمت رساني به مردم
خدمت رساني و همياري در بين پيروان اهل بيت باعث نزديكي دل ها و تحكيم ارتباط ها مي شود، ائمه ما از جمله امام صاد(ع) نه تنها در گفتار، شيعيان را به همكاري و همياري و خدمت رساني دعوت مي كردند بلكه با عمل نيز اين مسئله را به اثبات رساندند. امام صادق(ع) در زمينه خدمت رساني به مردم به شيعيان خود چنين سفارش فرمود: «يابن جندب الماشي في حاجه اخيه كالساعي بين الصفا و المروه و قاضي حاجته كالمشحط في سبيل الله يوم بدر و احد و ما عذب الله امه الا عند استهانتهم بحقوق فقراء اخوانهم(1)؛ اي پسر جندب! هر كه در راستاي برآوردن حاجت برادر (ديني)اش گام بردارد، چون كسي باشد كه ميان صفا و مروه (براي انجام حج) گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر (ديني) همچون كسي است كه در جنگ بدر و احد (در صدر اسلام) در راه خدا، به خون خويش آغشته است (و به شهادت رسيده است) خدا هيچ امتي را دچار عذاب نساخته مگر هنگامي كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستي(و بي اعتنايي) نموده اند». در ادامه مي فرمايد: اي پسر جندب! به شيعيان ما برسان و به آن ها بگو: مبادا گروه ها (و طرز فكرهاي منحرف) شما را اغفال كنند، به خدا سوگند! به ولايت ما (اهل بيت) نتوان دست يافت مگر با تقوا... و ياري كردن برادران ديني (با مال و جان) در راه خدا و هر كس بر مردم ستم نمايد، شيعيان ما به شمار نيايد».(2)
راستي چرا اين سفارشات و انتظارات در جامعه تشيع كم رنگ شده است؟ با اين كه از علامت بارز شيعه همدردي و همياري و خدمت رساني بوده است چنان كه آن حضرت مي فرمايد: «به راستي شيعيان ما به چند ويژگي شناخته شوند: (از جمله) بذل و بخشش به برادران ديني.»(3)
انتظار فوق را تمام امامان معصوم(ع) از شيعيان خويش دارند، امام باقر(ع) پدر بزرگوار امام صادق(ع) نيز چنين انتظاري را از پيروان خود دارد. شخصي به امام باقر(ع) عرض كرد الحمدلله شيعيان شما خيلي زياد هستند، امام نگاه پرمعنايي به او كرد و فرمود: اين ها كه مي گويي شيعيان ما هستند، آيا اين كارها را انجام مي دهند؟ «آيا ثروتمندان اين افراد به حال فقراء و مستمندان خود توجهي دارند و به آن ها رسيدگي مي كنند؟ آيا بزرگان و نيكوكاران اين افرادي كه شما آن ها را شيعه مي خوانيد خطاها و اشتباهات خطاكاران را مي بخشند و آن ها را مورد عفو و گذشت قرار مي دهند(يا آن ها را چندين برابر مجازات مي كنند و زجر مي دهند!؟) آيا اين ها مواسات و همدردي دارند؟ خوشبختي هاي خويش را بين همديگر تقسيم مي كنند، (شاديهاي شان را با هم قسمت مي نمايند؟) آن مرد (وقتي اين ويژگيها را شنيد شرمنده شد) و گفت: نه (اين صفات را دارا نيستند) حضرت فرمود: چنين افرادي شيعه ما نيستند، شيعه كسي است كه آن چه را گفتم عمل كند.»(4)
2-ولايت مداري و ولايت پذيري
يكي ديگر از انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان اين است كه نسبت به امامان خويش معرفت و شناخت داشته باشند و بعد از شناخت، بادل و جان، ولايت آن ها را بپذيرند و سراپا تسليم فرامين آن بزرگواران باشند، و آن چنان به ولايت اهل بيت دلبسته باشند كه شادي و خزن خود را، خوشي و ناخوشي و تمام لذائذ و شدائد زندگي را با ولايت و محبت ائمه اطهار(ع) پيوند زنند، محبت اهل بيت آن چنان در دل و جانشان رسوخ كرده كه تمام گفتار و كردار، و عكس العمل ها را با ولايت و محبت آن ها مي سنجند، امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «خداوند شيعيان ما را رحمت كند كه از زيادي سرشت ما آفريده شده اند و با آب ولايت ما عجين گشته اند، آنان به خاطر اندوه (و غصه هاي) ما غمناك مي شوند و شاد مي شوند بخاطر شادي ما».(5)
البته هميشه اين گونه بوده و هست كه مدعيان ولايت مداري فراوانند ولي ولايت پذيران واقعي كم و اندك مي باشند، امام صادق(ع) با تبيين علائم هر يك، صفوف ولايت مداران اصلي را از غيرش جدا فرموده است، آن جا كه مي فرمايد: «شيعه سه دسته اند، گروهي بوسيله ما زينت مي يابند (و ما را وسيله عزت و آبروي خويش قرار مي دهند) و گروهي بوسيله ما مي خورند (و ما را وسيله درآمد زندگي دنيايي خويش قرار داده از اين طريق زندگي مي كنند و گروهي از ما و به سوي ما هستند با امنيت ما آرامش مي يابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(هاي كاشته نشده اسرار را) پخش نمي كنند و در برابر جفاكاران خودنمايي ندارند، اگر پنهان باشند كسي سراغ آن ها را نمي گيرد و اگر آشكار باشند به آن ها اعتنا نمي شود (يعني شهرت گريز و بي نام و نشانند) آن ها (بحقيقت) چراغهاي هدايتند(و راهنمايان خلق).
«عاشقان روي جانان جمله بي نام و نشانند
نامداران را هواي او دمي بر سر نيامد»
امام صادق(ع) علاوه بر سفارش هاي مكرر بر ولايت پذيري و ولايت مداري شيعيان خويش، در مكتب تربيتي خويش شيعيان ولايي تربيت نموده و آنان را ولايت مدار بار مي آورد، در اين زمينه داستان عبدالله بن يعفور يكي از شيعيان با اخلاص و فداكار كه در پذيرش ولايت ائمه اطهار(ع) اسوه اي كامل و نمونه اي بارز براي تمامي شيعيان مي باشد، شنيدني است. او با همه عظمت علمي و موقعيت اجتماعي در برابر فرمان امام خويش تسليم محض بود.
وي روزي در حضور پيشواي ششم نشسته بود و از وجود حضرتش بهره مي برد، در اين بين عبدالله ضمن سخناني، كلامي را به امام(ع) اظهار نمود كه مورد عنايت حضرت قرار گرفت، اين سخن كه از ژرفاي جان او و عمق ايمان وي ريشه مي گرفت، مي تواند درسي فراموش نشدني و الگويي مناسب براي تمام پيروان و دوستداران اهل بيت باشد.
عبدالله به امام صادق(ع) عرض كرد: «سوگند به خدا! اگر اناري را از وسط دو نصف كني و بفرمايي كه نصف آن حلال و نصف ديگرش حرام است، مطمئنا گواهي خواهم داد كه: آنچه را گفتي حلال و نصف ديگرش حرام است، مطمئنا گواهي خواهم داد كه: آنچه را گفتي حلال، حلال است و آن نصفي را كه فرمودي حرام، حرام است (و هيچگونه اعتراضي نخواهم كرد) پس آن حضرت فرمود: خدا تو را رحمت كند، خدا تو را رحمت كند».(6)
آري شيعه واقعي سرا پا تسليم فرمان امام خويش مي باشد و هرگز اهل بيت را رها نخواهد كرد، چنان كه آن حضرت در جاي ديگر فرمود: «كذب من زعم انه من شيعتنا و هو متمسك بعروه غيرنا (7)؛ دروغ پنداشته آن كسي كه خود را شيعه ما مي داند ولي به ريسمان (سرپرستي و ولايت) غير ما (اهل بيت) چنگ مي زند» چرا كه رستگاري و سعادت ابدي جز در سايه پذيرش امامت امامان معصوم(ع) ميسر نيست.
امام صادق(ع) فرمود: «بخدا قسم ما (همان) نعمتي هستيم كه خداوند به بندگانش عنايت فرموده و بوسيله ما رستگار شود آن كسي كه رستگار شده است (و به سعادت ابدي دست يافته است) و شيعه واقعي آن است كه بدنبال امامان خويش باشند و پا جاي پاي آن ها گذارند.(8)
به همين جهت امام صادق(ع) فرمود: «شيعه ما نيست كسي كه به زبان بگويد شيعه هستم ولي در عمل با ما مخالفت كند و آثار ما را زير پاگذارد، ولكن شيعه كسي است كه با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پيروي كند و مانند ما رفتار نمايد، چنين كساني شيعه (واقعي) ما هستند.»(9)
3- انجام عمل شايسته و دارا بودن اوصاف بايسته
يكي ديگر از مهمترين انتظارات امام صادق(ع) از شيعيانش اين است كه از نظر رفتاري بدنبال انجام كارهاي نيك و شايسته باشند و از نظر اخلاقي برخوردار از اوصاف نيك و پسنديده، و قرين به اخلاق زيباي اسلامي. حضرتش بر اين انتظار سخت پاي فشرده و با بيان هاي مختلفي آن را ابراز فرموده است، در يك جا مي فرمايد: «شيعتنا اهل الهدي و اهل التقي و اهل الخير و اهل الايمان و اهل الفتح و الظفر؛ (10) شيعيان ما اهل هدايت و تقوا، اهل خير و نيكي و اهل ايمان و پيروزي و موفقيت مي باشند. در جاي ديگر فرمود: بخدا قسم شيعه ما نيست مگر كسي كه عفت شكم را داشته باشد (و از خوردن حرام دوري نمايد) و براي خدا عمل كند و اميد ثواب از او داشته باشد و (تنها) از عقاب او ترس داشته باشد» (11) و گاه با بررسي بازتاب اعمال نيك شيعيان و اخلاق برجسته آن ها در جامعه، انتظار خويش را با تأكيد بيشتري از پيروان خود اعلام مي دارد، از جمله مي فرمايد: «به هر كس كه پيرو ما است و به گفته هاي ما گوش فرا مي دهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما (شيعيان) را به تقوي، پرهيزكاري در دين، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگويي و امانت داري، و سجده طولاني، و نيكو همسايه داري...، سفارش مي كنم، زيرا هرگاه كسي از شما به اين سفارشات من عمل كند مردم مي گويند: اين «جعفري مذهب» (و شيعه) است. و من از اين (اثر اجتماعي) و از اعمال شما شادمان مي شوم و ساير مردم نيز مي گويند: اين است روش ادب و تربيت امام صادق(ع): ولي اگر برخلاف اين (روش صادقانه و مورد انتظار) بوديد، من از عملكرد شما غمگين و شرمنده مي گردم!! و مردم نيز (با ناراحتي) خواهند گفت: اين هم اثر تربيتي امام صادق(ع)!! (و اين هم شيعه امام صادق(ع)« (12) بياييم با رفتارمان امامان خويش را شرمنده و سرشكسته نسازيم و آبرو و عظمت آن ها را حفظ كنيم.
امام صادق(ع) درخواست مي كند كه: «كونوا لنازينا ولاتكونوا علينا شيناً، قولوا للناس حسنا و احفظوا السنتكم و كفوا عن الفضول و قبح القول (13)؛ (شيعيان) زينت (و آبرومندي) ما باشيد نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نيكو سخن بگوييد، و زبانتان را حفظ كنيد و از زياده روي و زشت گويي بازداريد.
يكي از شيعيان حضرت به نام «شقراني» از تقسيم خليفه وقت «منصور دوانيقي» محروم ماند، در كنار خانه خليفه منتظر فرصت بود تا با شفاعت و وساطت كسي حق خود را بگيرد، حضرت صادق(ع) سهم او را گرفت و به وي داد آن گاه فرمود: اي شقراني اعمال نيك از همه نيكو است، ولي از تو نيكوتر است چون به ما نسبت داري (و شيعه ما هستي) و كارهاي زشت از همه زشت است ولي از تو زشتتر است (چون كه به ما نسبت داري)»(14) لازم به يادآوري است كه شقراني از خدمت گزاران پيامبر اكرم(ص) بود و عمر طولاني كرده بود و تا زمان امام صادق(ع) زنده بود، ولي گرفتار مشروب بود، لذا امام صادق(ع) به او تذكر داد كه تو با ديگران تفاوت داري، تو به ما اهل بيت نسبت داري لذا احترام اين مقام و موقعيت را حفظ كن، چرا كه شيعه بايد اهل عمل نيك، ورع و پرهيزكاري باشد، چنان كه امام صادق(ع) فرمود: «احق الناس بالورع آل محمد و شيعتهم، كي تقتدي الرعيه بهم (15)؛ سزاوارترين مردم به تقوا و دوري از حرام، آل محمد(ص) و شيعيان آن ها هستند، تا ساير مردم نيز به آنان تأسي نمايند. در اين زمينه امام صادق (ع) فرمود:«كونوا دعاه الناس بغير السنتكم ليرو امنكم الورع و الاجتهاد و الصلاه و الخير فان ذلك داعيه (61) مردم را با غير زبان خود به كارهاي نيك دعوت كنيد، تا آنان از شما تقوي و ورع و تلاش و كوشش در نماز و كارهاي خير ببينند، و اين راه(عمل) جاذبه بيشتري دارد (و بهتر مردم را به سوي نيكي ها جذب مي كند)».
4- حسابرسي اعمال
انتظار ديگري كه امام صادق (ع) از شيعيانش دارد، رسيدگي به اعمال و داشتن محاسبه در شبانه روز است، لازم است انسان درابتداي هر روز نسبت به اعمال نيك و دوري از گناه خود «مشارطه» و قرار دادي داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد و درپايان روز «محاسبه» و حسابرسي، در اين زمينه امام صادق (ع) سخنان ارزشمندي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود، درادامه حديث تحف العقول مي فرمايد:«اي پسر جندب لازم است هر مسلماني كه ما را مي شناسد (شيعه ما هستند)درهر شب و روز به ارزيابي اعمال خود بپردازد و محاسبه نفس نمايد، اگر (بعد از محاسبه) دركارنامه خودكردار نيكي ديد بر آن بيفزايد و اگر گناهي مشاهده كرد از آن آمرزش بخواهد تا روز قيامت رسوا نگردد.
خوشا به حال بنده اي كه برخطا كاراني كه از نعمت ها و خوشي هاي دنيا برخوردار شده اند غبطه نبرد. خوشا به حال بنده اي كه دنبال آخرت باشد و براي به دست آوردن آن بكوشد». (17) در جاي ديگر فرمود:«بيدار باشيد سپس محاسبه كنيد نفستان را قبل از آنكه مورد محاسبه قرار گيريد. براستي در قيامت پنجاه موقف (براي حسابرسي) وجود دارد كه درهر موقفي هزار سال توقف لازم است. سپس آيه را تلاوت كرد كه «در روزي كه مقدار پنجاه هزارسال» (18) حسابرسي براي آن است كه انسان گذشته را جبران، و در مقابل عمر اين سرمايه گرانبها كه از دست داده چيزي بدست آورده باشد، واي بحال آن كسي كه سرمايه را ازدست بدهد و سودي نبرد و بدا بحال آن كس كه سرمايه را بدون هيچ نتيجه اي از دست بدهد، امام صادق (ع) در اين زمينه مي فرمايد: كسي كه دو روزش مساوي باشد ضرر كرده (چرا كه سرمايه را از دست داده و سودي نبرده) و كسي كه آخرين روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون (و از رحمت خدا بدور) مي باشد و كسي كه (از نظر روحي و معنوي) فزوني در جان خود نمي يابد روبه كاستي است، و هركسي كه رو به كاستي باشد مرگ براي او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زيان بيشتر او گرفته مي شود)». (19)
5- دوري از گناه و محرمات
از انتظارات مهم تمام امامان مخصوصاً امام صادق (ع) اين است كه شيعيان از گناه به شدت دوري نمايند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بيت، دور گناه نروند، چرا كه گناه راه رسيدن به محبت و ولايت اهل بيت را نيز سد مي كند، متأسفانه امروزه درجامعه بر اين باورند كه مي توانند هر گناهي انجام دهند، و هر عمل زشتي را مرتكب شوند، آن گاه به گريه و عزاداري در محرم و صفر واظهار محبت به اهل بيت (ع) همه را جبران كنند. از طريق ربا و كلاه برداري پول در مي آورند ولي مقداري از آن را نذر امام حسين (ع) مي كنند به خيال اينكه حساب پاك شده است. خمس و زكات مال خود را نمي پــردازند ولي به زيارت ثامن الحجج يا به عتبات عاليات (كربلا و نجف) مشرف مي شوند، نماز نمي خوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سينه مي زنند و... اينان بدانند كه هرگز ائمه ما از آن ها راضي نمي شوند، مگر دست از گناه بردارند امام باقر (ع) دراين باره مي فرمايد.
به خدا قسم كسي به خدا تقرب نمي يابد مگر بوسيله طاعت و بندگي، ما مدركي براي دوري از آتش در دست نداريم و نه كسي به نفع خود از خدا حجتي گرفته است، (بنابراين) هر كس مطيع و فرمانبر خدا باشد او براي دوست و نزديك است و هر كس خدا را معصيت كند دشمن ما شمرده مي شود، و (بدانيد كه) رسيدن به ولايت و دوستي ما جز از راه عمل و دوري از حرام ميسر نيست». (20)
علي (ع) فرمود:«دوست ونزديك پيامبر اسلام كسي است كه خدا را فرمان برد، اگر چه خويشاوندي اش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(ص) كسي است كه خدا را فرمان نبرد، هرچند از نزديكان نسبي آن سرور باشد.» (21)
آري درپيشگاه خداوند و معصومان سلمان فارسي مطيع خدا و بلال حبشي پيرو حق، از ابالهب كه عموي پيامبر است ولي كافر به خداوند است و متمرد نسبت به فرامين الهي، برتر و بالاتر است.
امام صادق(ع) نه تنها انتظار دارد كه شيعيان، گناه و معصيت نكنند بلكه از شركت در مجالس گناه نيز خودداري كنند. چرا كه يكي از عوامل تأثيرگذار بر روح آدمي محيط اطراف، از جمله محفل هاي آلوده است، لذا امام صادق(ع) مؤمنين را از شركت در چنين محافلي نهي نموده است. آن جا كه فرمود: «لا ينبغي للمؤمن اني يجلس مجلساً يعصي الله فيه و لا يقدر علي تغييره (22)؛ براي مؤمن شايسته نيست كه در مجلسي بنشيند كه در آن معصيت خداوند انجام مي شود و او توانايي تغيير آن را ندارد.
6- رسيدگي به اهل و عيال
انتظارات ائمه(ع) و امام صادق(ع) منحصر به معنويات و مسائل عبادي نيست، بلكه در مسايل خانوادگي و روزمره نيز امام صادق(ع) سفارشات و انتظاراتي دارد، يكي از آن ها توسعه دادن به زندگي خانوادگي و خوشرفتاري، و برخورد نيك با همسر و فرزندان است.
شيعه راستين امام صادق(ع) هيچگاه نسبت به اهل و عيال خويش، تنگ نظر، سخت گير و بدرفتار نيست. بلكه تلاش مي كند به نحو شايسته اي با خانواده معاشرت نمايد و در حد امكان و توان به امور معيشتي و رفاهي خانواده توسعه دهد، حضرت صادق(ع) در اين باره مي فرمايد: «عيال يك مرد (زن و فرزند همانند) اسير اويند، هركسي كه خداوند نعمتي به او عنايت كند پس بايد به خانواده (زيردستان) خود گشايشي در زندگي ايجاد كند كه اگر چنين نكند قريب است كه اين نعمت از دست او خارج مي شود.» (23)
در روايت ديگري آن حضرت پيروانش را به خوش اخلاقي و نيكي به خانواده سفارش نموده آن را موجب طولاني شدن عمر انسان مي داند، آن جا كه فرمود: «من حسن بره في اهل بيته زيد في عمره؛ هر كس با خانواده خود نيكو رفتار نمايد عمرش طولاني خواهد شد».
7- توجه به قرآن و تلاوت آن
قرآن به عنوان كتاب هدايت الهي براي انسان، همه ساحت هاي مادي و معنوي او را دربرمي گيرد. تمام قلمروهاي زندگي ظاهري و باطني فردي و اجتماعي اخلاقي و حقوقي دنيايي و آخرتي و جز آن از آغاز آفرينش و مبدأشناسي تا مسير و برنامه زندگي و سر منزل نهايي، همه مورد توجه تشريع و تبيين الهي است بدين جهت يكي از انتظارات مهم امام صادق(ع) از شيعيان اين است كه به اين كتاب الهي و گنجينه بي پايان معارف الهي و عهدنامه ميان خدا و انسان بيشتر توجه كند، لذا فرمود: قرآن عهدنامه اي است بين خدا و خلقش، براي مسلمان شايسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آيه از آن را تلاوت كند» (24) قطعاً مراد خواندن تنها نيست، بايد خواندن توأم با انديشه و تفكر، و عمل همراه باشد، چنان كه امام قرآن ناطق حضرت صادق(ع) فرمود:
«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آيه اي يافتيد كه كساني قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات يافته اند، شما نيز به آن عمل كنيد (تا نجات يابيد) و هر آيه اي را مشاهده كرديد كه بيانگر هلاكت پيشينيان است شما هم از آن پرهيز كنيد.» (25)
و درباره آثار و بركات قرآن خواندن فرمود: «خانه اي كه در آن قرآن تلاوت شود و يا خداي عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور مي يابند و شياطين از آن دور مي شوند، و براي اهل آسمان روشن ديده مي شود چنان كه كواكب براي زمينيان نوراني ديده مي شود و خانه اي كه در آن قرآن تلاوت نشود و خداي بزرگ ياد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله مي گيرند و شياطين در آن حضور مي يابند.
آن چه گفته شد و ناگفته هاي زياد، انتظاراتي است كه امام صادق(ع) از شيعيان خويش دارند. باشد كه چنين باشيم.
پي نوشت ها:
1، 2، 3- تحف العقول، ص .540
4- بحار، ج 71، ص .313
5- شيخ محمد مهدي حائري، شجره طوبي(نجف، مكتبه الحيدريه)، ج 1، ص .3
6- رجال كشي، ص .249
7- ابي جعفر محمدبن بابويه الصدوق، فضائل الشيعه و صفات الشيعه، ص .45
8- بحارالانوار، ج 24، ص .51
9- وسائل الشيعه ج 11، ص 196 و بحارالانوار ج .68 ص .164
10- اصول كافي. ج .2 ص 233 و فيض كاشاني، المحجه البيضاء، ج 4، ص .353
11- صفات الشيعه ص .49
12- وسائل الشيعه، ج 8، ص .389
13- ابوالفضل طبري، مشكوه الانوار، ص .173
14- شيخ عباس قمي، سفينه البحار، ج 1، ص 708 و مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص .236
15- سفينه البحار، ج 2، ص 643
16- اصول كافي، ج 2، ص 78 و سفينه البحار، ج 2، ص .643
17- تحف العقول، ص .536
18- تفسير نورالثقلين ج .5 ص .413
19- شيخ صدوق، امالي ص .531
20- اصول كافي، ج 2، ص 74 و تحف العقول، ص .540
21- نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت92، ص .1129
22- وسائل الشيعه، ج 11، ص .503
23- اربلي، كشف الغمه، ج 2، ص .207
24- كافي ج 2، ص .609
25- بحار ج 92، ص 94

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14