(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 29 مهر 1387 - 20 شوال 1429 -20 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19210
 

عناصر داستان ( قسمت سوم )
گفت وگو با «سيد شهرام شكيبا» طنزنويس: هزار تومن داشتن بهتر از يك ميليون نداشتن است
ادب عاشقي
نسيم
سرمشق
در وادي هنر و ادبيات
تازه ها



عناصر داستان ( قسمت سوم )

سليمان مختاري
3- زاويه ديد داناي كل نمايشي Dramatic Omniscient
اين زاويه ديد (ديدگاه) به نوعي شاخه اي از زاويه ديد سوم شخص است كه گاه از آن به ديدگاه عيني (Objective Point of View) هم تعبير مي شود. در اين ديدگاه راوي همچنان داناي كل است و مي تواند هر جا كه چيزي اتفاق افتاده به خواننده بگويد و تمام اطلاعات ضروري درباره گذشته و حال شخصيت ها را به خواننده بدهد. فقط نمي تواند نشان بدهد كه شخصيت ها به چه فكر مي كنند و همچنين شخصيت هاي داستان چه طرز فكر و نظري نسبت به حوادث و اشخاص ديگر داستان دارند. در واقع نويسنده در اين زوايه ديد، عمل دوربيني را انجام مي دهد كه تنها به ثبت سطوح بيروني وقايع داستان مي پردازد و نسبت به آن ها هيچ نظر يا قضاوتي ندارد و تنها كار نويسنده نمايش وقايع داستان است. دخالت نويسنده در اين زاويه ديد، تنها براي تأكيد بيشتر، بر بعضي از رفتارها يا گفتارها و ياي اشياء صحنه محدود مي شود.
از نظر محتوايي از سه شيوه نامبرده با عنوان داناي كل ذكر مي شود اما از نظر ظاهري به سه ديدگاهي كه در بالا تعريفش آمد، ديدگاه سوم شخص گفته مي شود. علت اين نامگذاري اين است كه راوي در خلال روايتش با ضماير سوم شخص (او)، آنها و يا نام اشخاص داستان، به شخصيت هاي داستانش رجوع مي كند.
نويسنده در زاويه ديد سوم شخص چون گوينده اي رفتار و اعمال شخصيت هاي داستان را به خواننده گزارش مي دهد و وضعيت و موقعيت و چگونگي زمان و مكان را تصوير مي كند.
4- زاويه ديد تك گويي
تك گويي صحبت يك نفره اي است كه ممكن است مخاطب داشته باشد يا نداشته باشد و اين مخاطب ممكن است خواننده باشد، يعني نويسنده، خواننده را به طور مستقيم خطاب قرار داده از حادثه يا وضعيت و موقعيتي با او حرف بزند. اين نوع رمان ها به سه دسته تقسيم مي شود:
الف: تك گويي دروني
ب: تك گويي نمايشي
ج: حديث نفس يا خودگوي
الف: تك گويي دروني؛ Interior MonoLogue
در تك گويي دروني خواننده به طور غيرمستقيم در جريان افكار شخصيت داستان و واكنش هاي او نسبت به محيط اطرافش قرار مي گيرد و سير انديشه هاي او را دنبال مي كند. در اين روش صحبت ها به زبان نمي آيد، بلكه در ذهن شخصيت يا شخصيت هاي داستان جاري است. فرض اصلي در اين شيوه اين است كه مخاطبي وجود ندارد. به همين دليل راوي تلقي و تاثرات خود را از وقايع به شيوه اي نامنظم و پراكنده بازگو مي كند. گويي راوي در محيطي با خود مي انديشد (راوي مي تواند در آن واحد به چند موضوع بيانديشد) و نويسنده افكار و تخيلات او را در همان حال از ذهن او بر مي گيرد و مكتوب مي كند. به همين جهت داستان هم از نظر زمان و هم به لحاظ انسجام معنايي، فاقد توالي طبيعي است. تك گويي دروني داستاني است با زمان نامشخص.
ب: تك گويي نمايشي Dramatic MonoLogue اختلاف تك گويي نمايشي با تك گويي دروني در اين است كه در تك گويي نمايشي، كسي مخاطب قرار مي گيرد، حال آنكه در تك گويي دروني هيچ كس مورد خطاب نيست و خواننده غير مستقيم در جريان وقايع داستان قرار مي گيرد و بر خلاف تك گويي دروني كه داستاني است با زمان نامشخص، در تك گويي نمايشي خواننده از صحبت هاي شخصيت هاي داستان مي تواند بفهمد كه او در كجاست و در چه زماني زندگي مي كند.

 



گفت وگو با «سيد شهرام شكيبا» طنزنويس: هزار تومن داشتن بهتر از يك ميليون نداشتن است

پژمان كريمي
اشاره : سيدشهرام شكيبا، اگر چه به چهره يك مجري تلويزيوني شناخته شده است؛ اما نام وي به عنوان شاعر و نويسنده اي طنزپرداز مطرح است. او كه در چند جشنواره از جمله جشنواره مطبوعات، حائز رتبه اول شده، در حيطه طنز پارسي صاحب چند عنوان پژوهش است.
¤¤¤
¤ به نظر مي رسد طنز اوقات خوشي را سپري نمي كند. در رسانه ملي كمتر اثري منطبق يا نزديك به مفهوم طنز مي بينيم. در راديو، خبري از طنزهاي قوي دهه 60 نيست. مطبوعات هم كمتر روي خوش به طنز نشان مي دهند. آيا طنزنويسان ما فعاليت كمرنگي دارند يا سطح سليقه رسانه ها تنزل يافته است؟
- خب بله! طنزنويسان ما به عللي كمتر حضور پررنگ دارند و بيشتر در وبلاگ هاي خود و ديگران كار مي كنند.
راديو، يك طنزنويس را به اقناع نمي رساند. چه بخواهيم و چه نخواهيم، راديو ماندگاري اثر را تضمين نمي كند. آنچه پخش مي شود قابل رجوع نيست و كمتر در حافظه مي ماند. از طرف ديگر، يك طنزنويس حرفه اي در راديو از حيث مادي تأمين نمي شود. اين است كه اغلب طنزنويسان ما مي كوشند، جز راديو رسانه ديگري را انتخاب كنند. بايد گفت در راديو اتفاق خاصي در باب طنز نمي افتد. البته هم اينك به همت سعيد توكل برنامه «جمعه ايراني» از شبكه ايران پخش مي شود كه جاي تقدير دارد.
طنز نوشتن براي تلويزيون نيز نياز به دو شرط اساسي دارد: داشتن احاطه بر ابزار طنز و از طرف ديگر آشنايي كافي و لازم بر تكنيك هاي فيلم نامه نويسي يا تصويرنويسي! درحال حاضر سينماگران ما از كمبود فيلم نويس يا تصويرنويس قابل، شكوه دارند.
به نظر شما چند نفر هستند كه هم طنزنويس خوبي باشند و هم مديوم تلويزيون را كاملاً بشناسند اين است كه در رسانه سيما كمتر اتفاقات مطلوب در حوزه طنز تصويري رخ مي دهد.
وضعيت طنز مطبوعات نيز به گونه اي ديگر است. متأسفانه در گذشته برخي تندروي هاي سياسي در حوزه طنز موجب شد كه بعضي از سياستمداران نسبت به طنز و طنزنويسان بي اعتماد شوند. تا آنجا كه اگر كوچكترين مسئله و معضلي را به ديد طنز بنگريد و درباره آن بنويسيد، فوراً سوءتفاهم مي شود. اين اتفاق، طنزنويسي را كمي سخت كرده است. جداي از اين، اكنون مطبوعات براي نوشتن طنز سرمايه گذاري نمي كنند. جالب است كه برخي مطبوعات كه براي نوشتن يك ستون ساده غيرتوليدي 20هزار تومان هزينه مي كنند، حاضر نيستند براي يك ستون طنز، 100هزار تومان پرداخت كنند. روزنامه اي را سراغ دارم كه دو سال و نيم پيش براي هر ستون طنز 40هزار تومان پرداخت مي كرد، اما همان روزنامه الآن 15هزار تومان به ستون طنز اختصاص داده است. يا مثلاً به تو مي گويند يك روز تو طنز بنويس يك روز ديگري. مانند اتفاقي كه در برنامه هاي راديو و تلويزيون مي افتد. يك روز فلاني مجري يك برنامه است و روز ديگر مجري همان برنامه، شخص ديگري. همه اينها سبب شده است كه طنز ما به حال نزار امروز بيفتد.
¤ يك مسئله شايد برگردد به نبود اهتمام به تربيت طنزنويس حرفه اي!
- مي گويند هيچ كس در پيش خود چيزي نمي شود. اما طنزنويسان ما دقيقاً بنا به تلاش و تجارب خود چيزي شده اند. دليل اش هم اين است كه نگاه طنزآميز داشتن را نمي توان به كسي آموخت. البته همه ما پس از مدتي بالاخره محضر استادي را براي باروري نگاه و قلم درك كرده و مي كنيم.
از طرف ديگر، چه پشتوانه كلاسيكي براي طنز ما وجود دارد كه براساس آن آموزشي وپرورشي صورت گيرد. شعر پارسي داراي پشتوانه اي قوي و قابل افتخار است. اما- بدون تعارف- طنز ما پشتوانه محكمي ندارد. شما نگاه كنيد، كارهايي كه اساساً به نام عبيد زاكاني (كه به نام پدر طنز پارسي مي شناسيم) ديده مي شود، اغلب گردآوري و بازآفريني حكايات مختلف بويژه حكايات عربي است. طنز ما به تازگي پا گرفته است و مرحله نوپايي را مي گذراند.
¤ شايد طنزنويسان از جمله صنوفي باشند كه انسجام كافي ندارند. تشكيل يك تشكل حرفه اي مسلماً سبب ارتقاء سطح بينش و باروري قلم ها و تعاملات حرفه اي مي شود.
- ضرورت بوجود آمدن يك تشكل صنفي به روشني احساس مي شود. اما اين نكته را بايد درنظر گرفت كه تشكيلات صنفي نبايد دچار سياست زدگي شود. چيزي كه برخي افراد و تشكل ها سخت بدان دچارند و اين آسيب آن ها را از فعاليت صنفي شان بازداشته است. اگر نگاهمان به تشكل صنفي دور از سياست زدگي و فارغ از معيارهاي سليقه اي بود، مي توان اميد داشت كه به يك انسجام حرفه اي دست يافت.
¤ تعدد و كيفيت نشريات طنز موجود را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
- اجازه بدهيد درباره يكي-دو نشريه طنز موجود چيزي نگويم. چراكه «بودن» اين ها خيلي بهتر از نبودنشان است. يك هزار تومن داشتن، بهتر از نداشتن يك ميليون تومان است. كساني كه صاحب فرزندي نمي شوند، هر تلاشي مي كنند كه چنين اتفاقي رخ دهد. حالا اگر آن فرزند دچار نقصي هم بود، ديگر آن نقص را نمي بينند و به آن فكر نمي كنند.

 



ادب عاشقي

¤ علي معلم دامغاني
به وهم زلف تو بي تاب مي توانم شد
به آب آينه سيراب مي توانم شد
به مهد خاك ملولم، چنان كه در شب مرگ
به بانگ سلسله درخواب مي توانم شد
همين بسم ادب عاشقي كه از تب شدم
چو شمع پيش رخش آب مي توانم شد
كمال عشق و جنون بين كه از سبكباري
مقيم خانه گرداب مي توانم شد
به يك دوناله كه از جان برآورم چون برق
بلاي خرمن احباب مي توانم شد
چه باك جان شب آلود، چون ستاره صبح
سحر به چشمه مهتاب مي توانم شد
حديث غيرت دريا مكن، كه در طوفان
شكنج طره غرقاب مي توانم شد
مزن به زخمه قهرم كه در فرود سرود
شهيد لغزش مضراب مي توانم شد
شبان تيره معلم! به روشناي غزل
چراغ محفل اصحاب مي توانم شد

 



نسيم

در كشتزاري دانه بلوطي ديدم، چيزي به ظاهر مرده و بي خاصيت. و در بهار، همان دانه بلوط را ديدم. ريشه دوانده و قد كشيده بود، اين آغاز درخت بلوط بود كه به سوي خورشيد بالا مي رفت.بي ترديد شما اين را معجزه مي انگاريد، با وجود اين، چنين معجزه اي در رخوت هر پاييز و در شور و شوق هر بهار هزاران هزار بار اتفاق مي افتد.
¤ جبران خليل جبران- «عاشقانه ها»

 



سرمشق

قابل ملاحظه. قابل توجه
در چند سال اخير، خاصه در راديو و تلويزيون، رسم شده است كه به جاي بسيار و مرادفهاي آن (مانند فراوان، زياد، هنگفت، كلان، سنگين، معتني به، سرشار، عمده و جز اينها) مي گويند: «قابل ملاحظه» يا «قابل توجه». در برنامه اخبار راديو، نظاير اين جمله فراوان شنيده شده است: «به علت انفجار بمب در فلان محل، خسارات قابل ملاحظه اي به بار آمد.»اين استعمال ناهنجار كه گرته برداري از كلمه considerable فرانسوي و انگليسي است، براثر تنبلي ذهني مترجمان خبرگزاريها كه به صورت ظاهر كلمه اكتفا مي كنند و از معناي واقعي آن غافل مي مانند، رواج يافته است. و اما قابل ملاحظه و قابل توجه در فارسي به معناي «ديدني» و «جالب توجه» است و در جمله فوق اگر مقصود اين باشد كه به علت انفجار بمب، خسارات ديدني يا جالب توجهي به بار آمده است البته عبارت صحيح است! ولي مقصود گوينده فقط اين بوده كه خسارات بسياري يا مهمي به بار آمده است.
ابوالحسن نجفي- «غلط ننويسيم»

 



در وادي هنر و ادبيات

استادان شعر و ادب فارسي همزمان با شانزدهمين دوره هفته كتاب با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تجليل مي شوند.
به گزارش مهر، اين مراسم كه از سوي موسسه خانه كتاب در هتل انقلاب تهران ترتيب داده شده است و از 25 آبان ماه مصادف با روز كتاب و ادبيات، شعر و داستان نويسي برگزار مي شود.
اين موسسه در اين هفته همچنين پنجمين دوره جشنواره نقد كتاب را دوشنبه 27 آبان برگزار مي كند. در اين مراسم كه ساعت 30.17 تا 19 در سراي اهل قلم برگزار مي شود، محسن پرويز معاون امور فرهنگي وزير ارشاد حضور خواهد داشت.
نخستين جشنواره شعر كتاب به همت اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان، 30آبان ماه در سالن غدير كتابخانه عمومي آيت الله خامنه اي در قم برگزار خواهد شد.
اين جشنواره تحت عنوان سطرهاي چشم به راه و در دوبخش ويژه كتاب و كتابخواني و بخش آزاد به توليد اثر برگزار مي شود.
علاقه مندان مي توانند آثار خود را تا 20آبان ماه به دبيرخانه اين جشنواره در كتابخانه آيت الله خامنه اي ارسال نمايند.
مسابقه عكاسي «زنان و جامعه شهري» 26 آذرماه ،همزمان با عيد سعيد غدير ، از سوي اداره كل بانوان شهرداري تهران در خانه هنرمندان برگزار مي شود.
عكاسان مي توانند آثار خود را با موضوع «زنان و جامعه شهري» به اين مسابقه ارسال كنند
«فرهنگ اجتماعي عصر مولانا» كه به بررسي نشانه هاي اجتماعي دوران مولانا مي پردازد، در قالب كتابي به زودي توسط انتشارات سروش منتشر مي شود. اين كتاب به تحقيق در ساختار جامعه زمان مولانا و شيوه زندگي آن دوران در كليات شمس تبريزي و ديوان كبير مولانا، با انگيزه جامعه شناسي ادبيات، مي پردازد.
اين فرهنگ را محبوبه مباشري كه رياست دانشگاه الزهرا را بر عهده دارد ، تأليف كرده است، اين كتاب نگرشي تازه از ساحت اجتماعي به غزليات مولانا در دسترس نقادان قرار مي دهد تا با مطالعه اين اثر به تحقيقات جامعه شناختي جديدي دست يابند.

 



تازه ها

سفر دور دنيا با 16داستان
مجموعه داستان هاي كوتاه «سفر دور دنيا» ترجمه «ضياءالدين ترابي» و توليد مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.
اين مجموعه شامل 16داستان كوتاه از 15نويسنده انگليسي، آفريقايي، سوئدي، هندي، آمريكايي، مجارستاني، استراليايي، انگليسي، كنيايي، مالزيايي، هندي و سنگاپوري است.
ضياءالدين ترابي با بيان اينكه گردآوري كتاب را خود انجام داده است، گفت: اين مجموعه از ميان داستان هايي انتخاب شده است كه خوانده و به آنها علاقه مند شده ام. هر كدام از كتاب جداگانه اي انتخاب شده كه در طول ساليان خوانده ام و انتخاب كرده و در اين كتاب ترجمه كرده ام.
وي در اين باره كه چرا داستان ها بيشتر با مضمون فرهنگ آفريقايي و هندي هستند، بيان كرد: مسئله اين است كه من به ادبيات آفريقا علاقه مند هستم و آداب و رسوم آنها را دوست دارم. به طور مثال در يك داستان از «دوگاتنا» آفريقا نويسنده به موضوع خرافات و عقايد خرافي مردم پرداخته است. آنها معتقدند دختري كه باران مي خورد و در باران غرق مي شود، باران مي فرستد. نويسنده بر عليه يك چنين خرافه اي داستان نوشته است.
وي با اشاره به اينكه اين مجموعه شامل16 داستان است، بيان كرد: هر كدام از داستانها نوشته يك نويسنده است به جز دو داستان كه از يك نويسنده (دوريس لسينگ) ترجمه شده است و دليل اين امر نيز اين بود كه پس از آنكه لسينگ جايره نوبل را دريافت كرد، داستاني از او خواندم كه مورد توجهم قرارگرفت و آن را ترجمه كرده و به كتاب اضافه كردم.«سفر دوردنيا» در 208 صفحه، قطع وزيري، كوتاه و با قيمت دو هزارو 900تومان منتشر شده است.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14