(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 28 مهر 1387 - 19 شوال 1429 -19 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19209
 

تئاتر و ارتباطات انساني
كارشناسان در همايش دين و رسانه مطرح كردند: حكمت حلقه مفقوده تلويزيون ديني
آزموده را آزمودن خطاست
حمايت آموزش و پرورش ازآواز گنجشك ها



تئاتر و ارتباطات انساني

ميثم محمدي
انسان هاي اوليه پيش از آن كه بحث و جدل هاي كلامي و فلسفي پديد آيد، سعي بر آن داشتند كه از طريق اندام و حركات خود كه امروزه از آن به عنوان زبان بدني ياد مي شود، در يكديگر ايجاد معني كنند كه اين رفتار اجتماعي بدوي به ساده ترين صورت بخش كوچكي از كاربرد هنر نمايش را نمايان مي سازد.
اين صورت ابتدايي امروزه با قرار گرفتن در مسير كلي توسعه بشري بسيار دقيق تر و علمي تر مطرح مي شود. تئاتر هنري است كه در بسياري از زمان ها و به اقتضاي بسياري از ناتواني هاي انسان در برقراري ارتباط با هم نوع، به عنوان رسانه اي فاخر و كارآمد از همان دوران زيست هاي نخستين با بشر و كنش هاي او همگام بوده است. تئاتر كه مي توان آن را طلايه دار ارتباطات انساني دانست، از آن جهت كه قدمتي ديرپا دارد و به نوعي از آغاز در سرشت انسان سايه افكنده است. هنري كاملاً دروني كه در واقع رجوعي عميق و ژرف و كاوشي درون نگر به اميال و احساسات انسان دارد و عبوري است هنرمندانه از هزارتوهاي افكار و انديشه و اميال آدمي و مفهوم سازي هايي كه در مجموع مي تواند سازنده بسياري از بناهاي تخريب شده و آوارهاي فكري انسان ها باشد و در مسير تكامل به آنها ياري رساند.
سؤال اينجاست كه با وجود حركت پاياپاي تئاتر با پيشرفت فناوري ها و بالا رفتن توسعه علم، در مسير عرصه رفتار، كنش ها و روابط انساني سودمند در چه جايگاه قرار دارد؟ چقدر مي توان به اين باور رسيد كه با توجه به هنر نمايش مي توان برگي از توسعه را در دست داشت؟ چگونه مي توان كرسي هاي تئاتر را خاستگاه تجلي خرده فرهنگ هاي ارزش ضد يك ملت دانست؟ سخن را اين گونه پيش مي بريم و نگاهي به جايگاه هر هنر و ارزش آن در ميان مخاطب مي اندازيم كه در اينجا نمونه هنري ما تئاتر است. جمله اي است كه مي گويد ارزش نهادن به هر هنري خود هنري بزرگتر است. بسياري از ما نگاهي درست به هنر نداريم. بسياري از ما نگاهي ابزار انگارانه به اين پديده داريم، نگاهي سطحي و گذرا كه در مقاطعي مي تواند ناشي از فقدان آگاهي همگاني از ماهيت و كاركرد هنر باشد. با مثالي اين موضوع را بيشتر نمايان مي كنم. وقت هاي خالي و خلأ هاي زماني زندگي روزمره خود را ديواري در نظر بگيريد كه در تلاطم زندگي تركي نيز بر روي آن نقش بسته است. از طرفي هم آثار نمايشي موجود را تابلوهاي نقاشي فرض بگيريد. حال براي مستتر كردن آن ترك زشت روي ديوار دروني خود پا به بازار فرهنگي گذاشته و يك تابلوي نقاشي را انتخاب مي كنيد، صرف نظر از اين كه اين تابلو با چه هدفي و با چه انديشه اي خلق شده و يا اين كه خالق اين اثر كيست؟ صرف پر كردن ساعات خالي خود پا جاي پاي يك تماشاگري مي گذاريم كه در اين مسير از او انتظار مي رود كه با ذهني كاوشگر و با نگاهي عميق آثار بي ارزش را با تعاملي از فرو افتادن در سرازيري افول كيفي باز دارد. صحبت از مخاطب به ميان آمد و بار ديگر نوك پيكان خود را به سوي ذائقه او نشانه مي رويم و اين كه اين ذائقه چقدر مي تواند در تعامل با خالق يك اثر منجر به ارائه قطعه پازل هاي فرهنگي به سوي جامعه شود. تماشاگري كه بايد با بنيه فكري غني هنرمند و خالق يك اثر هنري را مجاب به توليد نمايشي سازنده در جهت اعتلاي هنر و همچنين اعتلاي منش و سلوك انساني سازد.
در واقع اوست كه به هنر عينيتي قابل توجه مي بخشد و اين عينيت هم مي تواند آبستن آموزه هايي كاربردي در حيات اجتماعي انسان باشد و هم اين كه سخيف و كم ارزش بوده و منجر به زايش هيچ گونه خوراك فرهنگي نشود و در لحظه پديد آيد و آني به سلول فراموشي سپرده شود. تماشاگر يك اثر هنري است كه عيار آن را مشخص مي كند و در مانايي و ميرايي آن نقش دارد. او بايد بتواند از جنبه هاي گوناگون به سرشكن كردن معاني پيام هاي سرازير شده به سوي كانال هاي فكري خود بپردازد. البته اين انتظاري است كه نيازمند همتي بلند است كه در صورت تحقق با كسب آگاهي جمعي از اين جريان به سوي توسعه همگاني در اين بخش حركت خواهيم كرد.
پايان سخن اين كه زماني يك اثر مي تواند بربلنداي افكار و انديشه ها قرار گيرد كه بذر آن را تماشاگري هوشمند در پهناي ذهن توليدكننده اي كارآمد بپاشد و او هم متقابلاً به تربيت و پرورش ايده مورد نظر پرداخته و با توجه به ابزارهاي موجود و لازم با اهداف متعالي كوچه پس كوچه هاي شهر توسعه فرهنگي را شناخته و در جهت پر كردن چاله هاي فرهنگي و اجتماعي در حد توان حركت كند و متعاقب اين جريان است كه ارزش واقعي هنر و هنرمند و كاركرد مثبت و تأثيرگذار آن را مي توان درك نمود و شأن و منزلتي فراخور ماهيت آن پديد آورد.

 



كارشناسان در همايش دين و رسانه مطرح كردند: حكمت حلقه مفقوده تلويزيون ديني

بحث بازنمايي دين در تلويزيون و ترويج ارزش هاي ديني از طريق اين رسانه، يكي از مهم ترين چالش هاي فرهنگي كشور ما طي 30 سال اخير بوده است. چالشي كه همچنان نيز ادامه دارد و يكي از موضوعات مورد علاقه كارشناسان هر دو حوزه دين و رسانه است. همايش دين و رسانه ، هفته گذشته در دانشگاه امام صادق(ع) با انگيزه طرح و تحليل تعامل دين و تلويزيون برگزار شد. در اين همايش، دكتر حسام الدين آشنا، عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق(ع) به عنوان يك كارشناس رسانه اي آشنا با دين و حجت الاسلام عليرضا پناهيان (نماينده ولي فقيه در دانشگاه هنر و عضو هيئت علمي حوزه علميه قم) به عنوان كارشناس ديني آشنا با رسانه نظرات خود را بيان كردند.
دكتر حسام الدين آشنا ابتدا به تعريف رسانه ديني پرداخت و گفت: در اولين مفهوم رسانه ديني، منظور رسانه اي است كه با دين پيوند خورده به اين معني كه رسانه اي را ديني مي دانيم كه منبعث از دين است و دين آن را ايجاد كرده. مثل منبر كه يك رسانه سنتي ديني است و كاركرد اصلي آن تبليغ دين است.
اين كارشناس درباره رسانه عمومي نيز توضيح داد: رسانه عمومي رسانه اي است كه متعلق به دين نيست و متعلق به همه جامعه است. از لحاظ محتوايي نيز اعم از ديني و غيرديني است.
وي در تعريف برنامه ديني نيز ابراز داشت: برنامه ديني، بايد اهداف دين را محقق كند و مي تواند در رسانه عمومي هم وجود داشته باشد.
اين مدرس دانشگاه درباره ظهور راديو و تلويزيون در غرب و مسيحيت گفت: وقتي تلويزيون و راديو وارد جامعه شدند يك پديده صرفاً تكنولوژيك نبودند و جامعه از لحاظ سياسي، اقتصادي، فن آوري و... به مرحله اي رسيده بود كه تلويزيون در آن معنا پيدا كرد. در جهان غرب كه مفهوم راديو و تلويزيون دولتي نبوده و تجارت مورد نظر بود، مسيحيت با يك وسيله جديدي مواجه شد كه امكانات بسيار زيادي براي نفوذ در جامعه در اختيار قرار مي داد.
آشنا اضافه كرد: تجربه جهان مسيحيت در مواجهه با راديو و تلويزيون جديد يك تجربه قابل ملاحظه است زيرا سلطه دين بر دولت و عكس آن وجود نداشت. تلويزيون و راديو عملاً كار دين را انجام مي دادند و نهادسازي و نمادسازي مي كردند.
وي در ادامه گفت: مسيحيت در چنين حالتي از دو طرف ضعيف شد و بايد پاسخ مي داد.
وي همچنين تلويزيون را مولد فرهنگ موزائيكي دانست و افزود: به اين معني كه در تلويزيون چيزهايي در كنار هم قرار دارند كه با هم همخواني ندارند. اگر 8 صبح تا 12 شب پاي تلويزيون بنشينيد يك منظومه منسجم از اطلاعات دريافت نمي كنيد. مجموعه اي از پيام ها و تصاوير را دريافت كرده ايد و تلويزيون به جاي اينكه بيشتر به هم گرايي برساند، به واگرايي مي رساند در صورتي كه دين جوهره اش توحيد و وحدت است.
آشنا در ادامه گفت: از اين مباحث نقادانه در مسيحيت وجود دارد و مي گويند مؤمن شريف تر از اين است كه وقت خود را پاي تلويزيون هدر بدهد. كار تلويزيون سرگرمي است و آيا دين سرگرمي است؟ سرگرمي يعني غفلت و تلويزيون كار اصلي اش سرگرمي است. از اين افكار منفي در مسيحيت وجود دارد اما در نگرش ديگر نيز مي گويد دين وجود دارد و رسانه هم وجود دارد.
وي اظهار داشت: آن رويكرد طرد بعد از مدتي از بين رفت و از سال 1965 تا 1968 كه شوراي واتيكان دو تشكيل شد، تصميم گرفتند با رسانه آشتي كنند و اين نظر را دادند كه ما بايد در رسانه باشيم نه اينكه كليسا و مسجد يك شبكه تلويزيوني براي خود بزنند. اينكه شما وارد تلويزيون عمومي بشويد و عبور از رسانه ديني به دين رسانه اي صورت بگيرد برايشان يك ضرورت شد و رسانه هاي ديني خود را حفظ كردند.
آشنا در ادامه گفت: در صورتي كه رويكرد جمهوري اسلامي نسبت به رسانه بسيار پيچيده است. سازمان رسانه بخشي از مسئله و بخشي از راه حل است. در سازمان صدا و سيماي ما مخلص ترين و ارزشي ترين آدم هاي اين كشور جمع شده اند اگر زحمتي كشيده مي شود در آنجا كشيده مي شود.
نياز به حكمت در رسانه
حجت الاسلام عليرضا پناهيان، نماينده ولي فقيه در دانشگاه هنر نيز درباره چگونگي دستيابي به يك رسانه ديني گفت: در درجه اول بايد در مقام بسته بندي مناسب و مهندسي كردن مفاهيم ديني قابل عرضه، مديريت مناسبي صورت بگيرد.
وي افزود: گام بعدي، شناخت اين نكته است كه كدام معارف ديني با چه تركيب و ظاهري قابل عرضه به جامعه است.
پناهيان در اين زمينه لزوم توجه حوزه هاي علميه را مورد تاكيد قرار داد و خاطرنشان كرد كه هركس عالم ديني در رشته اي بود، لزوما براي انتقال معارف ديني در مقام تبليغ، توانمندي ندارد.
وي، ديگر گام مهم در زمينه دستيابي به يك رسانه ديني را «نياز به حكمت» دانست كه از طريق آن بتوان معارف را به صورت مهندسي و قابل عرضه به جامعه، بسته بندي كرد.
عليرضا پناهيان، در بخش ديگري از صحبت هايشان در اين همايش با طرح اين پرسش كه آيا هركس توانايي در علوم ديني را پيدا كرد، قدرت گزينش و تركيب را براي انتقال مفاهيم ديني دارد؟ به ضعف انتقال مفاهيم ديني در تلويزيون پرداخت.
وي با بيان اينكه توليد يك محصول ديني در رسانه را بايد در سه مرحله مورد مطالعه قرار داد، اظهار داشت: اولين مرحله به دين ربط پيدا مي كند و به رشته تخصصي تبليغ راه پيدا مي كند. وقتي مي خواهيم دين را به جامعه منتقل كنيم مقدمه لازمه دارد كه در حوزه هاي علميه كمتر به آن پرداخته مي شود. يك طلبه در طول تحصيل خود درس هايي چون رسائل، مكاسب و فقه و اصول و... را مي خواند اما وقتي مي خواهد بالاي منبر بيايد كتاب اصول كافي را باز مي كند. راه استنباط احكام شرعي از متون مرجع را هم بلد است. معارفي را انتخاب مي كند و به سخنراني مي پردازد.
وي ادامه داد: ما اينجا يك حلقه مفقوده داريم و نمي توانيم هر مجموعه اي از معارف ديني را بدون قدرت گزينش و پردازش به جامعه عرضه كنيم. هر طلبه اي در حوزه هاي علميه، توانايي اين گزينش و پردازش را از لحاظ محتوايي و ادبي ندارد. لذا هركس عالم ديني شد لزوما مبلغ نيست.
پناهيان گفت: تبليغ به يك انسان شناسي و جامعه شناسي عميق و فرماندهي شده نياز دارد كه علمش در حوزه هاي علميه توليد نشده است. هركس به عربي مسلط شد لزوما نمي تواند برنامه ريز باشد. نمي تواند بگويد كدام بخش هاي تاريخ انسان ساز است اين نياز به علوم ديگر دارد.
وي در ادامه سخنان خود گفت: ما در مقام انتقال مفاهيم ديني به هر رسانه اي دچار اين مشكل اساسي در حوزه هاي علميه هستيم كه در اين پايگاه ها، بايد تصحيح و درست شود. آيا هركس توانايي در علوم ديني را پيدا كرد و آگاهي نسبت به معارف ديني داشت قدرت گزينش، تركيب و... را براي انتقال مفاهيم ديني دارد؟ اين اولين مشكل رسانه ما است. يك نفر آگاهي ديني دارد و فيلمساز و كارشناس ديني نيز محسوب مي شود.
پناهيان در ادامه سخنان خود در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) تصريح كرد: نكته ديگري كه بايد به آن توجه كنيم تا به يك رسانه ديني برسيم، اين است كه وقتي اين معارف انتخاب شد، به سختي مي توان فهميد علم آن را چه كسي دارد. بايد به اين بپردازيم كه اين معارف را به مصرف رسانه اي تبديل كنيم و اين علم نمي خواهد، بلكه به حكمت نياز دارد. فيلمنامه، كارگردان، برنامه ساز، علوم حوزوي استخراج شده درست هم هست؛ همه اينها آماده است به اضافه علم حكمت كه بايد حلقه واصله بين اينها ايجاد شود.
وي ادامه داد: در اين باره بسياري از مديران صداوسيما ارجاع مي دهند كه ما يك پژوهشگاه اسلامي در قم داريم. اين محل چه مي كند؟ در نهايت اين معارف را براي شما درست طبقه بندي مي كند. رابطه اينها را چه كسي بايد پيدا كند؟ ما اين حلقه را كم داريم. اين حكما دستي در معارف ديني قابل توزيع دارند و دستي هم بر عمق جان مخاطب دارند و با حكمت قضاوت مي كنند.
پناهيان در ادامه سخنان خود گفت: نكته ديگر هنر است و كسي كه بتواند اين حكمت را به محصول هنري تبديل كند. در اين زمينه شهيد آويني را مثال مي زنم؛ او هنر و سوزش را با هم داشت. در عرصه هنر عامل ديگري هم به نام مديريت رسانه داريم كه لازم نيست عالم ديني باشد اما بايد هنرمندشناس، حكيم شناس و عالم ديني شناس باشد. به نظر من ما در هر چهار عرصه مشكل داريم و نتيجه اش آن چيزي مي شود كه ديديم.
پناهيان در پاسخ به اين سؤال كه آيا رسانه ملي با توجه به حكومت اسلامي يك رسانه عمومي است يا ديني، گفت: بين رسانه و دين هيچ تعارض ذاتي وجود ندارد. من قبول ندارم كه چون جنس رسانه متعلق به سرزمين كفرآميز غرب است، پس نبايد از آن استفاده كرد. رسانه و دين تناسبات بسياري دارند. ما مي توانيم تعريف جديدي را به جهانيان عرضه كنيم. رسانه با دين تعارضي ندارد.
وي ادامه داد: قدرت درام پردازي ها، ضعيف و تركيبي شده است. نصف درام مذهبي و نصف آن نامذهبي شده است و تركيب بين كفر و ايمان به نفاق تبديل مي شود و ما در سريال ها با چنين چهره اي مواجه مي شويم. در اين كارها، نه حكمت و نه قدرت دسته بندي و نه قدرت هنري وجود دارد گاهي نيز وقتي مديران سيما از توبه نصوح حمايت مي كنند، جاي تعجب است. در اين فيلم، توبه كن خود را رسوا مي كند. وقتي مدير رسانه اي حتي اندكي سينماي ديني بلد نيست، چگونه مي توان با او صحبت كرد؟ فكر مي كنيد گفت وگو با او نتيجه مي دهد.
نماينده ولي فقيه در دانشگاه هنر گفت: مديران رسانه ها بايد حسابشان را از توليدكنندگان برنامه جدا كنند و اگر انتقادي به توليدكنندگان برنامه به صورت فني ارائه شد، به دفاع از آنها برنخيزند.وي بابيان اين كه مديران اجازه بدهند با نقد همه جانبه، روشنگرانه و غيرطرفدارانه نسبت به توليدات رسانه ها سطح افكار عمومي بالا برود، افزود: چه اشكال دارد مديران به جاي دفاع از توليدكنندگان برنامه هاي تلويزيوني بگويند ما بهتر از اينها، توليدكننده اي نداشتيم.وي اطمينان داد كه در اين صورت، كار مديران در رسانه ها نيز تسهيل خواهد شد.
پناهيان گفت: بياييم كار مديريت رسانه را راحت كنيم. بخشي از كار را به دست كارشناسان شناخته شده و شناسنامه دار و بخشي ديگر را نيز به افكار عمومي بسپاريم. آن وقت، امر رسانه سامان خواهد يافت.
تهيه و تنظيم: علي تربتي

 



آزموده را آزمودن خطاست

محمد اباذري
پايگاه اطلاع رساني هيئت اسلامي هنرمندان با انتشار يادداشتي از طرح اكران فيلم هاي فرهنگي انتقاد كرد و درباره آن تصريح نمود: آزموده را آزمودن خطاست.
اين پايگاه در اين باره توضيح داد: در حالي كه سينما يك فرمول ساده دارد كه اگر روش هاي حل آن را مثل معادلات رياضي فرا بگيريم، هيچگاه مثل مديران سينمايي در سال هاي اخير در ضرب و تقسيم هاي بي حاصل گرفتار نخواهيم شد و براي حل يك مسئله ساده، سراغ معادلات پيچيده نخواهيم رفت و تجربه هاي ناموفق را دوباره تكرار نخواهيم كرد. در اين يادداشت اكران فيلم هاي فرهنگي يك طرح شكست خورده عنوان شده و آمده است: اينكه برخي سينماهاي شهر را اختصاص بدهيم به اكران فيلم هايي كه اگر با اهداي بليط رايگان هم شهروندان را به ديدن آنها تشويق نمائيم، اميدي به استقبال مردم از آنها نخواهيم داشت، نه تنها توجيه اقتصادي و نفعي براي صنعت سينما ندارد، بلكه افتخاري نيز براي سينماي فرهنگي محسوب نخواهد شد. در هيچ كجاي دنيا سالن هاي خالي نمي توانند براي سينماي آن كشور امتياز تلقي شوند.هنر نيوز پيشنهاد كرده: به جاي اينكه بخواهيم به لطايف الحيل و عناوين جذابي مثل «سينماي خاص»، «سينماي هنري »، «سينماي جشنواره اي»، «فيلم روشنفكري»، «اكران آسمان باز» و اين آخري هم «اكران فيلم هاي فرهنگي» و توزيع بليط هاي رايگان و نيمه بها بين كارمندان دولت و كارگران كارخانجات، اين سينماي بي رمق را سرپا نگهداريم، بيائيد با واقع نگري و شناخت ماهيت سينما در سياست هاي سينمايي خود تجديد نظر كرده و از اين هنر- صنعت مهم، با نفوذ و تأثيرگذار كه انسان عصر معاصر در سيطره جادوي آن گرفتار شده است، در جهت اهداف فرهنگي كشور استفاده نمائيم. گفتني است طرح اكران فيلم هاي فرهنگي بر اساس تصميم مسئولان سينمايي كشور از اول آبان ماه با نمايش فيلم «خواب زمستاني» ساخته سيامك شايقي آغاز خواهد شد.

 



حمايت آموزش و پرورش ازآواز گنجشك ها

معاون فناوري ارتباطات و اطلاعات آموزشي آموزش و پرورش گفت : اين وزارتخانه از فيلم سينمايي آواز گنجشك ها ساخته مجيد مجيدي حمايت مي كند.
فيلم آواز گنجشك ها از آثار جدول اكران سينماها به عنوان نماينده سينماي ايران در مراسم اسكار 2009 حضور دارد. به گزارش جشنواره بين المللي فيلم رشد،حميد رضا كفاش دبير اين رويداد افزود: از تمامي فرهنگيان و دانش آموزان و خانواده هاي آنان دعوت مي شود تا اين فيلم را در جشنواره رشد ببينند.
افزايش فروش فيلم در شهرستان ها
اكران هم زمان فيلم ها در استان هاي مختلف كشور درحالي از تيرماه سال جاري آغاز شده است، كه در اين ماه شاهد رشد فروش سينماهاي شهرستان ها نسبت به تيرماه سال گذشته بوده ايم.
با بررسي و مقايسه فروش سينماهاي كشور در تيرماه سال 86 سينماهاي شهرستان ها و بهبود وضعيت اقتصادي سينما داشته است.
طرح جامع اكران هم زمان فيلم، از ابتداي تيرماه سال جاري در استان هاي اردبيل، اصفهان، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، بوشهر، چهارمحال بختياري، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، خراسان شمالي، خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوين، قم، كردستان، كرمان، كرمانشاه، گلستان، گيلان، لرستان، مازندران، مركزي، هرمزگان، همدان و يزد آغاز شد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14