(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 24 مهر 1387 - 15 شوال 1429 -15 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19206
 

زخم هاي آپارتمان نشيني بر پيشاني شهر حقوق شهروندي را تا چه ميزان مي شناسيم؟( بخش پاياني )



زخم هاي آپارتمان نشيني بر پيشاني شهر حقوق شهروندي را تا چه ميزان مي شناسيم؟( بخش پاياني )

گاليا توانگر
بچه همسايه ساعت 11 شب در راه پله هاي آپارتمان مي ايستد و براي رسيدن به خواسته اش داد و فرياد به راه مي اندازد. اهالي خانه بي اعتنا به گريه هاي او هراز چندگاهي در را باز كرده، بر سرش داد زده و با زور سعي در آرام كردن فرزندشان دارند.
جالب اين جاست كه نه تنها بچه ساكت نمي شود، بلكه اهالي خانه با خشم در را به هم مي كوبند و صداي مهيب آن در راهرو مي پيچد.
همسايه طبقه بالا كه در بستر بيماري نياز به استراحت و آرامش شبانه دارد، كلافه و پريشان با صداي بلند مي گويد:«آخر از دست شما چه گرفتاري شده ايم؟ مهماني و شب نشيني هاي شما كه هر شب برقرار است كم بود، شيون و قيل و قال بچه هم اضافه شد. اين رفتار بي انصافي و خود خواهي است.»
اهالي طبقه پايين گويي لج مي كنند، از پايين با صداي بلند در جواب اعتراض همسايه جملات نامفهومي مي گويند و از طرفي بچه را رها مي كنند تا علاوه بر جيغ و داد به اعتراض همسايه هم بي احترامي كند!
شهرنشيني بسيار پيچيده تر از آن است كه در قالب چند واژه به آن پرداخته شود. حقوق آپارتمان نشيني بخشي از آن است. كوچكترين اعتراضي كه به رفتارها داشته باشي، جواب اعتراض جمله اي جز «چهار ديواري اختياري» نيست، اما واقعيت اين است كه سيستم آپارتمان نشيني با توجه به اين كه محيط هاي مشترك زيادي را با همسايه ها ايجاد كرده، ديگر به شهروندان اين اجازه را نمي دهد كه همچون زندگي در خانه هاي ويلايي عمل كنند.
دامنه و گستره عملكرد همسايه ها بسيار محدود شده و هر فرد به اين بهانه كه در خانه خودم هستم، نمي تواند به آرامش و حريم ديگري تجاوز كند.
صداي بلند موسيقي، رفت و آمدهاي پرجمعيت در مساحت محدود آپارتمان هاي نقلي، سر و صداي بچه ها، شست و شوي هاي افراطي با سوءاستفاده از مشترك بودن كنتور آب و ... همگي از موارد شايع نقض حقوق ديگران در محيط آپارتمان و سيستم هاي جديد زندگي شهري است. ريشه بيشتر اين خطاها به خودخواهي افراد و عدم آشنايي آنها با فرهنگ آپارتمان نشيني برمي گردد.
يك شبه شهرنشين نمي شويم!
شعار 15 درصد صرفه جويي و رهايي از مشكل كم آبي آويزه در و ديوار شهرمان است.
با شيلنگ آب شرب مشغول شستن كه نه جارو زدن فضاي جلوي در خانه است. در هنگام عبور پايم به چاله پر از آبي كه از نبود يكي و دو موزاييك شكل گرفته برخورد مي كند و آب به لباسم پاشيده مي شود. فقط يك سوال معترضانه خفيف به كار مي برم و مي پرسم: «آقاي... صرفه جويي آب است ديگر، اگر خدا قبول كند؟!»
با نگاه تندي سرش را برمي گرداند و در جواب مي گويد: «پولش را مي دهم، به شما چه ربطي دارد؟!»
مجيد كاشاني جامعه شناس و مدرس دانشگاه بروز يك چنين رفتارها و نارضايتي ها را به سه عامل اصلي نبود قوانين مشخص و تعريف خط قرمزها در محيط آپارتمان، مشكلات ريشه اي جامعه شهري در شرايط نوپاي كشورهاي رو به توسعه و نيز انتظار و توقع عمومي از اصلاح ضربتي و آني رفتارها مرتبط دانسته و مي گويد: «شهر با تكيه به تعريف تاريخي و كلاسيك از دوره انگلوساكسون ها در انگلستان به عنوان سكونتگاه هاي دژ مانند و مستحكم مخصوص طبقه اشراف (بورژوا) شكل گرفت.
روشن است كه چنين سكونتگاهي با مناطق روستايي تفاوت فاحشي داشت.
در روستا برخورداري از مواهب طبيعي، ارتباط چهره به چهره و آشنايي طولاني مدت افراد، دور بودن از مراكز خريد و نبود حس تجمل گرايي، وجود مراكز تفريحي طبيعي و نيز تاثير مستقيم ريش سفيدان در حل اختلافات مردمي چهره زندگي را كاملاً متفاوت از چهره زندگي در شهر رقم مي زند، اما از ديد جامعه شناسان هيچ گاه ويژگي سكونتگاه هاي شهري بر روستايي برتري داده نشده و حتي بالعكس آن هم تعريف نشده است. ما جامعه شناسان معتقديم شهر و روستا هر كدام به صورت جداگانه اختيارات و ويژگي هايي را به ساكنين خود مي دهند كه شيوه هاي متفاوت زندگي نتيجه مي شود.»
وي در ادامه با اشاره به پديده مهاجرت افراد از روستا به شهر توضيح مي دهد: «در غرب از سال 1845 ميلادي همزمان با عصر صنعتي شدن پديده مهاجرت اتفاق افتاد، ولي در ايران بعد از دهه 50 و به دنبال اجراي سياست اصلاحات اراضي، روستاها به سرعت خلوت شدند. سال هاي بعد نيز اين روند ادامه يافت و با آگاهي روستاييان از امكانات جديد، ديگر حاضر نبودند به امكانات كم قانع باشند. آمار سال 1355 نرخ 45 درصد شهرنشيني و 55 درصد روستانشيني را به ثبت رساند، در سال 1365 اين نرخ 50، 50 شد و برطبق آمار جديد به ازاي هر 2 ايراني شهرنشين، يك ايراني روستانشين وجود دارد.»
اين جامعه شناس با توجه به تعريف تاريخي شهر در جوامع غربي معتقد است در جوامع جهان سوم و كشورهاي رو به توسعه نمي توان از سكونتگاه هاي شهري با معيارهاي غربي سخن گفت، بلكه شهرهاي اين گروه از جوامع سكونتگاه هايي هستند كه از ساختار سنتي خارج و به سمت ساختار مدرن سوق داده مي شوند.
كاشاني توضيح مي دهد:«به چند نسل قبل تر از نسل خود كه برگرديم به اجداد روستانشين مي رسيم، حتي پايتخت نيز تا چند صد سال پيش متشكل از قريه هايي چون كن، ري، تجريش، ونك و ... بوده است. به اين ترتيب براي اصلاح رفتارها زمان بيشتري لازم است. هيچ چيز يك شبه و در كوتاه مدت درست نمي شود.»
وسايل جمعي درباره حقوق شهروندي كم تحركند
زن لباس ها را در بالكن برروي طناب و در منظر عمومي پهن كرده و بدون آن كه براي آن پوششي قرار دهد، بي اعتنا مي گذرد!
همسايه فرش شسته شده اش را از سر ديوار به بيرون آويزان كرده و چكه هاي آب بر سر رهگذران مي ريزد.
وارد آپارتمان كه مي شوي، قطار كفش هاي مختلف متعلق به مهمانان يكي از ساكنين در جاي جاي راه پله پراكنده اند. صداي بلند خنده و موسيقي بر صورت آرامش در فضاي آپارتمان ناخن مي كشد.
به عقيده گروهي از جامعه شناسان وقتي مي گوييم اصلاح رفتارهاي غلط آپارتمان نشيني يك شبه ميسر نيست، هرگز به اين معنا نگيريم كه تلاش براي آموزش شهروندان نتيجه نمي دهد. واضح است كه همت دولت به تنهايي و در كوتاه مدت اعجاز نمي آفريند، بلكه آموزش از طريق رسانه هاي گروهي، نهادهاي ديني و نخبگان فكري جامعه را مي طلبد.
مجيد كاشاني جامعه شناس مي گويد: «همان گونه كه شهروندان هنوز هم استفاده صحيح از تلفن همراه را نياموخته اند و از آن همانند تلفن ثابت استفاده مي كنند، همان گونه كه قوانين راهنمايي و رانندگي ناديده گرفته مي شوند و يا رسميت برخي نهادهاي نوپا از سوي شهروندان پذيرفته نمي شود، در زندگي آپارتمان نشيني هم معضلاتي وجود دارد. خداحافظي طولاني مدت با يكديگر در راهرو آپارتمان، نشستن در جلوي درب ورودي و تجمع در برابر منازل، استفاده از مكان هاي مشاع، عدم پاكيزگي در مكان هاي عمومي، مواردي از نقض آشكار حقوق سايرين است.
اصلاح اين رفتارها با پخش يكي و دو برنامه تلويزيوني و يا اجراي چند برنامه فرهنگي ميسر نيست، وقتي موسيقي همسايه آزار مي دهد چرا براي كنترل اين رفتار قانون و مرز مشخصي تعيين نشده است. در قوانين آپارتمان نشيني به تعريف خط قرمزها نپرداخته ايم.»
ترافيك پشت معركه خياباني
گويي كه ميانه خيابان قرق شده باشد، ماشين ها كيپ تاكيپ پشت سر هم توقف كرده اند. صداي فرياد چند نفر كه درگير شده اند، مسافران را به سمت پنجره تاكسي خم مي كند. سپر يكي از ماشين ها به چراغ عقب اتومبيل جلويي برخورد كرده و آسيب سطحي ديده مي شود، اما معركه اي از خشم و اهانت به اوج خود رسيده است!
دو راننده به طرز ترسناكي برخورد فيزيكي دارند. يكي از آن ها ديگري را روي آسفالت خيابان خوابانده و به سر و صورت و دماغش مي كوبد. خون فوران مي زند و كودكي كه در تاكسي كنار مادرش نشسته به آغوش او پناه مي برد.
سارا ملكي يك شهروند در تحليل چنين برخوردهايي مي گويد: «وقتي شهروندان قوانين را نمي شناسند و يا اصلاً نمي خواهند عمل كنند، هرج و مرج حاكم مي شود و هر فرد خودش را صاحب حق مي داند. به اين خيابان نگاه كنيد موتوري ها از هر طرف مي پيچند، ماشين ها حاضر نمي شوند از سبقت چشم پوشي كنند و همه خيال مي كنند زودتر رسيدن حق مسلم آنهاست. درحالي كه حق مسلم همه شهروندان برخورداري از آرامش و زندگي قانونمند است.»
مشكلات آپارتمان نشيني
تهديد آرامش جامعه
به پشت بام مي روي تا از فرصت تعطيلي آخر هفته استفاده كرده و كولر را چك كني. يك مرتبه در كمال تعجب مي بيني كه شيلنگ آب كولر شما برروي كولر همسايه نصب شده است.
به همسايه كه معترض مي شوي در كمال تعجب نه تنها منكر نمي شود بلكه مي گويد: «شما كه كولرتان را هيچ وقت روشن نمي كنيد، گفتيم امانت بگيريم، بعد يكي ديگر برايتان بخريم!»
روز ديگري به صاحبخانه تلفن مي كني كه فلان قسمت ساختمان نياز به تعمير دارد، اما صاحبخانه براي تعمير هر روز را به روز بعد موكول مي كند.
يكي از معضلات 50سال آينده آپارتمان نشينان در كلان شهرها همين مسئله فرسودگي آپارتمان هاست.
هيئت مديره قادر به گرفتن هزينه تعميرات و شارژ آپارتمان از ساكنين نخواهد بود. مالكين نيز يا حاضر نمي شوند ملك خود را به دولت بفروشند و يا به دليل ضعف بنيه مالي توانايي تعميرات را ندارند.
كاشاني توضيح مي دهد: «متأسفانه اين مشكل در جاهايي كه آپارتمان ها قارچ گونه سبز مي شوند و ساكنين از گوناگوني قوميت برخوردارند، به طور مشهودي نمود پيدا مي كند.»
وي ادامه مي دهد: «در حاشيه پايتخت نيز شهرهاي كوچكي شكل گرفته كه اگر از مرزبندي طبيعي و كشاورزي برخوردار بودند، جزء پايتخت محسوب نشده و با مشكلات آپارتمان نشيني مواجه نمي شوند. از سوي ديگر ما ناگزيريم در ساخت و سازها و نوسازي آپارتمان هاي فرسوده از كانال هاي خصوصي استفاده كنيم.
طرح زمين هاي 99ساله نيز در اين رابطه طرح كارآمدي به نظر مي رسد. چون با تمام شدن عمر مفيد ساختمان، ساكنين آن را رها كرده و ممكن است در مكان ديگري كه ساختمان نوساز ساخته شده ساكن شوند.»
وي در انتها مي گويد: «بسياري از مشكلات اين چنيني در ساختارهاي جديد شهري با برنامه ريزي اصولي در زمان حال و نتيجه گيري در آينده حل مي شوند.»

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14