(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 18 مهر 1387 - 9 شوال 1429 -9 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19201
 

راه برخورد با دانش آموزان مبتلا به صرع
من غذا نمي خورم!
ارتباط كفش هاي پاشنه بلند با آرتروز زانو
سرماخوردگي را مي توان با مصرف مكمل هاي روي كاهش داد
آينه سلامت شما
پدران افسرده، يادگيري فرزندانشان را به تأخير مي اندازند
12 نكته كليدي در باره آسپيرين
وقتي دوقلوها متولد مي شوند
احتمال ابتلا به پاركينسون با بالا رفتن سن افزايش مي يابد



راه برخورد با دانش آموزان مبتلا به صرع

چگونگي رفتار معلم، والدين، اطرافيان و همكلاسي هاي فرد مبتلا به صرع اهميت بسزايي دارد چرا كه با اين افراد بايد عاقلانه و متعادل برخورد كرد. توجه بيش از حد و يا بي توجهي زياد چه در مدرسه و چه در منزل و يا اجتماع داراي عوارض منفي روي اين افراد است.
معلم و والدين بايد فرد صرعي را با تمام توانايي ها و محدوديت هايش بپذيرند و باتوجه به توانايي هايش برنامه ريزي كنند و او را بد عادت و به اصطلاح نازك نارنجي نكنند چون اين خود باعث كم شدن اعتماد به نفس مي شود.
اكثر كودكان مبتلا به صرع از بهره هوشي طبيعي برخوردارند اما ممكن است برخي از نظر هوشي عقب مانده باشند و يا اينكه از نظر هوشي طبيعي بوده ولي عوارض داروها باعث شل شدن عضلات و چاقي وي شود و او را در عمل كند نمايد، بنابراين نبايد آنها را به انجام كارها و ورزش ها و حركات سريع وادار كرد. همچنين نبايد اجازه داد كه وي از جمعيت دور بماند و ساكت بنشيند، بلكه بايد زمينه تحرك وي را فراهم كرد.
والدين و يا معلم بايد به دانش آموز صرعي آموزش دهند كه دارو را بايد با دوز صحيح و به موقع مصرف كنند و از عوارض آن نگران نباشند و حتي دارو را خودسر قطع نكنند.
اين دانش آموزان از انجام كارهاي پراسترس و هيجان آور و سخت بايد خودداري كنند، چون مي تواند باعث بروز صرع شود.
همچنين كم خوابي و عدم استراحت كافي نيز مي تواند موجب بروز تشنج شود، بنابراين استراحت كافي براي اين قبيل افراد لازم است.
به طور كلي انجام كليه ورزشها حتي دوچرخه سواري، كوهپيمايي، شنا و... با حضور مربي و مطلع كردن او نسبت به بيماري باعث افزايش اعتماد به نفس دانش آموزان خواهد شد.

 



من غذا نمي خورم!

دلايل متعددي براي بي اشتهايي كودك شناخته شده است. در اغلب موارد ريشه اين مشكل، مقابله و ناسازگاري كودك با والدين است كه پافشاري آنها در تشويق كودك به غذا خوردن، مسئله را تشديد مي كند. اگر شما هم در اين باره با كوچولوي خود مشكل داريد، حتما ادامه مطلب را دنبال كنيد:
همان طور كه گفته شد علل زيادي در بي اشتهايي كودك دخيل است؛ اما مي توان چهار مورد اصلي را ذكر كرد:
¤ دلايل عفوني و بيماري هاي عمومي، عفونت هاي معمول ويروسي مانند گريپ، سرخجه، سرخك، اوتيت و...، عفونت هاي باكتريايي از جمله عفونت ادراري، دستگاه گوارش، ريه و... و بيماري هاي عمومي نادر و خطرناك مثل بيماري هاي خوني با از دست دادن اشتها همراه هستند.
¤ حساسيت دستگاه گوارش به گلوتن، پروتئين شير گاو، ساكاروز و... بي اشتهايي را در پي دارد.
¤ اشتباهات پيش پا افتاده رژيم غذايي مانند رعايت طولاني مدت و بي اندازه رژيم غذايي شيري يا شير و آرد به شكل بي اشتهايي بروز مي كند.
¤ مشكلات روانشناسي درواقع رايج ترين علل هستند.
آزمايش پزشكي براي تشخيص علت از دست دادن اشتها لازم است. پس از معاينه، پزشك راهنمايي هايي به والدين مي كند تا دلايل رواني مسئله و اشتباهات تربيتي كودك را بشناسند.
تشخيص بي اشتهايي رواني نوزادان
آغاز بي اشتهايي
معمولا حدود 4 يا 6 ماهگي است كه مشكلات تغذيه آغاز مي شود و يك سلسله واكنش ها در برابر آن به وجود مي آيد. در ابتدا شيرخوار مقداري از شير داخل شيشه را كه به تدريج با بزرگ شدن او بيشتر شده، باقي گذاشته و نمي خورد. نگراني هاي مادر از همين جا شروع مي شود. به تدريج كودك با زبان، شيشه را از دهان بيرون مي آورد و با نزديك شدن شيشه يا قاشق غذا، سرش را برمي گرداند. در صورت پافشاري مادر، او لثه ها را به هم مي فشارد، سر را برمي گرداند تا از قاشق فرار كند و آنچه را مادر به زحمت به دهانش فرو داده، بيرون مي ريزد. حالت تهوع و بعد استفراغ ديده مي شود و به تدريج بي اشتهايي باقي مي ماند. در نتيجه منحني رشد كودك، ثابت مي ماند اما او همچنان در وضعيت عمومي عالي قرار دارد: فعال، سرزنده، هوشيار، كنجكاو، نيرومند، شاد و با شور و هيجان است.
آزمايش باليني كاملا طبيعي است و مشكلي نشان نمي دهد!
هيچ مشكل بدني در اين كودك شاد، فعال و سرزنده ديده نمي شود درحالي كه مادر نگران، سردرگم يا عصباني است. معمولا پزشك در حين سؤال از مادر و شنيدن سخنان او، از شادماني و هيجان كودك متعجب مي شود. مادر از امتحان تمام روش هاي ممكن براي غذا دادن به كودك همراه با قصه، آواز، بازي، تماشاي فيلم، زور و اجبار، تشويق اينكه ديگران غذايش را مي خورند و... نتيجه اي نگرفته، خسته و كلافه شده است. او مجبور مي شود نيمه شب درحالي كه كودك خواب است، شيشه شير را در دهان او بگذارد و پس از ساعتي تلاش و به كار بردن ترفندهاي مختلف، استفراغ كودك او را بيش از پيش ناراحت و نگران مي كند.
شخصيت والدين در اين زمينه اهميت بسيار زيادي دارند و رفتار اكثر آنها در برابر بي اشتهايي كودك، تقريباً يكسان است: نگران و اغلب عصباني هستند و بيش از حد به اشتهاي فرزند توجه دارند.
معمولا مادر سعي مي كند هر طور شده با غذا نخوردن كودك مقابله كند. اين حالت گاه با بازي و خنده و با گفتن جملاتي مانند «هواپيما آمد دهانت را باز كن، الان آقا خرگوشه غذا مي خوره، بابا بيا غذاي ني ني را بخور و...» همراه است. گاه نيز مادر به زور متوسل مي شود و روش هايي مثل گرفتن دست و پاي بچه، گرفتن بيني و مجبور كردن او به باز كردن دهانش و... را به كار مي گيرد و يا در خواب به او غذا مي دهد.
بي اشتهايي چگونه باقي مي ماند؟
در ابتدا كه كودك اشتها به غذا خوردن را از دست مي دهد، يك اشتباه ديده مي شود: مجبور كردن او به غذا خوردن.
معمولا در پي يك بيماري عفوني موقت، واكسن زدن و درآوردن دندان، كودك اشتهاي چنداني ندارد. در اين مواقع، پدر و مادر به شرايط فيزيولوژيك كودك، مقدار خواب و اشتهاي كم اما طبيعي او توجهي ندارند. از طرف ديگر، اشتباه در نتيجه اطلاعات غلط به وجود مي آيد. زور و اجبار خوردن برخي مواد غذايي، كشمكش بين مادر مضطرب و كودك بي اشتها را تشديد مي كند. بسياري از پزشكان بر اين عقيده اند كه تحميل ساعت مشخص، اندازه گيري دقيق مقدار غذا و رعايت نكات باتوجه به نوشته هاي يادداشت شده، در مادران بسيار خشك غير از مادران كاملا مطيع و آرام ديده مي شود.
وارد كردن خوراكي هاي جديد به برنامه غذايي، غذاهاي غليظ، طعم هاي مختلف، كنار گذاشتن شيشه، استفاده از قاشق و تغيير در ساعت غذايي از جمله موارد بروز اختلاف مادر و كودك است.
همچنين گاه مادر عقيده دارد كه كودك نبايد هيچ حقي در انتخاب غذاي خود داشته باشد و فقط هر آنچه را كه او صلاح مي داند بايد بخورد كه اين امر نشان دهنده تحكم اوست. از ديگر مواردي كه بايد اشاره كرد از شير گرفتن كودك، بدون رعايت نكات ظريف و آرامش است كه شيوه اي خشك و بي رحمانه است. اين اتفاقات جزئي، پيامدهاي قابل توجهي را در پي دارد زيرا مادر كه در رابطه عاطفي و عاشقانه خود مشكل دارد و ناراحت است، سعي مي كند تا به فرزندش تحكم كند. كودك مقاومت مي كند و مادر خشونت به خرج مي دهد. در هر وعده غذايي، اين درگيري بيشتر مي شود. خشونت و تحكم، مقاومت كودك را تشديد مي كند. غذا خوردن كه با لبخند شروع شده، باگريه، جيغ، عصبانيت و دندان قروچه (اگر كودك دندان داشته باشد) تمام مي شود.
كشمكش و ناراحتي
مطمئناً زماني كه سعي كنيم مقاومت كودك را با زور و خشونت پاسخ دهيم؛ هر چند كه او كوچك هم باشد، واكنش مخالفي را در او به وجود مي آوريم كه به مرور و تكرار، برايش عادت مي شود. در نتيجه كودك حتي بدون اينكه غذا را بچشد، از خوردن امتناع مي كند.
هيچ يك از روش هاي مستبدانه نتيجه ندارد و والدين وقتي با پزشك مشورت مي كنند، اين نكته را به خوبي مي شناسند زيرا قبلا اين روش ها را امتحان كرده اند. براي مادر بسيار ناراحت كننده است كه كودكش غذايي را كه او با دقت و محبت آماده كرده، نخورد. اين حالت به شدت و به طور غريزي احساسات مادرانه را جريحه دار مي كند.
غذا دادن به فرزند، نخستين وظيفه يك «مادر خوب» محسوب مي شود. وقتي كه كودك بي اشتهاست، مادر فورا به بيماري هاي خطرناك فكر مي كند، اضطراب و نگراني، خواب را از چشمانش مي گيرد و نزديك شدن به هر وعده غذا، براي او واقعا رنج آور است.
وقتي كه شخص سومي مانند پرستار يا مادربزرگ به كودك غذا مي دهد، از هر چيز در دنيا براي مادر بهتر است. ديدن غذا خوردن كودك آن قدر براي او لذت بخش است كه نمي داند بايد چگونه نذرهايش را ادا كند.
چند توصيه به والديني كه كودكشان غذا نمي خورد:
1-نگران نباشيد! وقتي كه مشكلي در آزمايشات باليني و معاينات پزشك ديده نشود، نشان مي دهد كودك سالم است.
2- زور و اجبار را كنار بگذاريد. تحت هيچ شرايطي و با هيچ توجيهي كودك را به خوردن چيزي كه دوست ندارد، وادار نكنيد.
3- به خود نباليد! وقتي كودك غذا مي خورد دليل نمي شود كه به خود بباليد. غذا خوردن يك فضيلت نيست، بلكه يك نياز است. ما غذا مي خوريم تا زنده بمانيم، نه اينكه پدر و مادر را خوشحال كنيم.
4-محبت زياد؛ نه! در ساعت غذا خوردن، هر كس هرچه را دوست دارد، براي خود مي كشد. اگر كودك اين يا آن غذا را نمي خواهد، چيز ديگري برايش بياوريد اما مجبورش نكنيد بچشد و به سليقه خودتان نباشد. خصوصا توجه داشته باشيد، ظرف غذايي كه نخورده با چيزي كه دوست دارد، عوض نكنيد. چند روزي غذايي كه دوست دارد برايش بياوريد، حتي اگر هر روز تكراري شود.
5-كوتاه بودن مدت غذا خوردن! غذا خوردن نبايد بيش از نيم ساعت طول بكشد. اجازه ندهيد كودك ساعت ها با گوشت و سبزيجات داخل بشقاب بازي كند. مجبورش نكنيد ظرف غذا را تمام كند. حتي اگر بشقاب دست نخورده باقي مانده، پس از 10دقيقه ظرف را برداريد؛ بدون اينكه حرفي بزنيد و ظاهري ناراحت، نگران، افسرده، عصباني، متاثر و كلافه به خود بگيريد. تصور كنيد كه جلوي دوربين هستيد و بايد فيلم كمدي بازي كنيد.
6- بشقاب غذا را خيلي پر نكنيد! براي بچه اي كه اشتهاي زيادي ندارد، مقدار كمي غذا در بشقاب بريزيد (2 تا 3قاشق گوشت يا پوره...) و اگر غذايش را تمام كرد و ميل داشت دوباره برايش بريزيد. وقتي كه كودك خيلي گرسنه نيست، ديدن بشقاب پر برايش ناراحت كننده است. شما بايد كودك را در حالتي قرار دهيد كه فعال باشد و اگر ميل داشت، خودش تقاضا كند.
7- هيچ خوراكي بين وعده هاي غذايي! بين وعده هاي غذايي هيچ خوراكي به كودك ندهيد. خوراكي هايي را كه مي تواند بردارد، مخفي كنيد تا در وعده بعد گرسنه باشد. غريزه او را به اطاعت و تسليم وادار مي كند.
8- چگونه؛ نه! هرگز مقابل كودك در مورد اشتهايش صحبت و اظهارنظر نكنيد. اگر غذا نمي خورد، تنبيه اش نكنيد! در صورتي كه غذا خورد، جايزه ندهيد! در حضور كودك راجع به مشكلات تغذيه، صحبت نكنيد. طوري رفتار نكنيد كه متوجه شود از غذا نخوردنش، ناراحت و عصباني مي شويد. اگر كلافه و عاصي مي شويد، جاي ديگري اين فشار روحي را آرام كنيد.
9-مراقب توصيه هاي عجيب باشيد! به پيشنهادهاي عجيب و غريبي كه اطرافيان در اين باره مي دهند، توجه داشته باشيد.
10- از زياده روي دوري كنيد. فراموش نكنيد كه ما زياد غذا مي خوريم؛ چرا كه شيوع چاقي و فشار خون بالا از جمله عواقب آن است.
كودكي كه از حد نياز بيشتر غذا مي خورد را بايد پيش پزشك برد، نه كودكي كه غذايش كم است و رشد طبيعي دارد.
دليل نمي شود كه چون غذا كم مي خوريم پس رشد كندي داشته باشيم؛ بلكه چون به آرامي رشد مي كنيم غذا كم مي خوريم!
اگر اين توصيه ها را به كار بريد، متوجه مي شويد؛ طي چند روز، كودك فقط چيزهايي مانند دسر را كه دوست دارد مي خورد و از خوردن گوشت و سبزيجات امتناع مي كند. معمولا نيز چيزي نمي خورد و به خوردن يك تكه نان بسنده مي كند. وحشت زده و مضطرب نشويد. صبر داشته باشيد. فرزندتان مريض نمي شود.پس از 3، 8 يا 15 روز اگر كاملا اين توصيه ها را عمل كنيد، او با توجه به نيازهايش غذا مي خورد و اين سيكل معيوب تمام مي شود.
مريم سادات كاظمي

 



ارتباط كفش هاي پاشنه بلند با آرتروز زانو

كفش هاي پاشنه بلند موجب فشارهاي غيرطبيعي در قسمت زانوها خواهد شد كه سرانجام به آرتروز زانو و پينه مبدل مي شود و در نهايت افرادي كه از كفش هاي پاشنه بلند استفاده مي كنند در آينده اي نه چندان دور مجبور مي شوند براي درمان پينه با برداشتن ميخچه مبالغ هنگفتي هزينه كنند... همچنين پزشكان توصيه مي كنند افرادي كه به بيماري ديابت مبتلا هستند از پوشيدن كفش پاشنه بلند خودداري كنند...
جديدترين بررسي ها نشان مي دهد در جهان سالانه ميليون ها دلار صرف جراحي هاي مختلف بر روي پا و اصلاح عوارض ناشي از پوشيدن كفشهاي پاشنه بلند مي شود.
براساس اين تحقيقات كفش هاي پاشنه بلند موجب فشارهاي غيرطبيعي در قسمت زانوها خواهد شد كه سرانجام به آرتروز زانو و پينه مبدل مي شود و در نهايت افرادي كه از كفش هاي پاشنه بلند استفاده مي كنند در آينده مجبور مي شوند براي درمان پينه يا برداشتن ميخچه مبالغ هنگفتي هزينه كنند.
كفش هاي پاشنه بلند و به خصوص آنها كه پاشنه بسيار بلندي دارند قوسي به شدت اغراق آميز در طراحي خود دارند و افرادي كه قوس كف پايشان طبيعي نيست با استفاده از آنها دچار مشكلات اساسي خواهند شد. نتايج تحقيقات صورت گرفته حاكي است افرادي كه به بيماري ديابت مبتلا هستند بهتر است از پوشيدن كفش پاشنه بلند خودداري كنند، چون پوشيدن كفش پاشنه بلند در نوع گردش خون در پا اختلالاتي ايجاد مي كند.
بلندي پاشنه ها چنانچه پيش از حد باشد موجب آسيب ديدگي تاندون و آشيل پا مي شود، پس نبايد آنها را مدت زيادي به پا كرد چرا كه فشار ناشي از پاشنه هاي بلند سبب بروز برآمدگي كيسه زلالي يا ورم شست پا مي شود.
بنا براين گزارش و براساس نتايج تحقيقات انجام شده استفاده از كفش هاي پاشنه بلند به مفاصل، اعصاب پا و رشد طبيعي ناخن آسيب مي زند و در مدت طولاني براي سلامت افراد زيانبار است بر همين اساس كارشناسان توصيه مي كنند كه زنان اگر از سلامتي كامل پا و كمر هم برخوردار هستند از پوشيدن اين گونه كفش ها خودداري كنند.
كارشناسان معتقدند با انجام ورزش هايي چون تنيس وبسكتبال مي توان قدرت عضلات ناحيه پائين پا را افزايش داد. اما وقتي كفش پاشنه بلند مدت زيادي در پا باشد اين اثر برعكس خواهد شد. همچنين در صورت زمين خوردن هنگام پوشيدن كفش پاشنه بلند كه عموماً چكمه نيست و به اصطلاح ساق ندارد، مي تواند سبب آسيب ديدگي و حتي شكستگي مچ پا شود كه بسيار خطرناك است.

 



سرماخوردگي را مي توان با مصرف مكمل هاي روي كاهش داد

ابتلا به سرماخوردگي در كودكاني كه مكمل هاي روي دريافت مي كنند، به طور چشمگيري كاهش يافته و اين در حالي است كه طول مدت بيماري نيز كمتر مي شود.
روي نقش مهمي در بهبود عملكرد سيستم ايمني ايفا مي كند، لذا اين امر مي تواند توضيح دهنده نقش كمكي روي درجلوگيري از ابتلا به عفونت هايي نظير سرماخوردگي باشد. استفاده از روي باعث كاهش شدت علائم سرماخوردگي به ويژه سرفه و طول مدت بيماري مي شود.
استفاده از مكمل هاي روي نظير سولفات روي ماده موثري جهت پيشگيري و درمان سرماخوردگي مي باشد.

 



آينه سلامت شما

دانشمندان با معاينه كف دست قادرند تعدادي از بيماري ها و ديگر مشكلات جسمي را تشخيص دهند.
كارشناسان انگليسي تاكيد كردند با معاينه كف دست و انگشتان مي توان بيماري هاي زيادي را كه ممكن است فرد به آنها مبتلا باشد تشخيص داد.
به گفته اين كارشناسان، انگشت هاي ورم كرده دست از علائم ابتلا به سرطان ريه است و انگشت هايي كه رنگ آنها مايل به آبي است، نشانه كمبود ميزان اكسيژن در بدن است، اما ناخن هاي رنگ پريده و سفيد از علائم افزايش خطر ابتلا به نارسايي كليوي است.
گفتني است، كف دست شخصي كه عرق مي كند نشانه افزايش خطر ابتلا اين شخص به افزايش فعاليت غده تيروئيد است و هم چنين كف دست قرمز نيز از علائم ابتلا به بيماري كبد است.

 



پدران افسرده، يادگيري فرزندانشان را به تأخير مي اندازند

طبق نتايج مطالعات جديد؛ كودكان پدران افسرده نسبت به ساير همسالان خود از تعداد لغات كمتري استفاده مي كنند.
نتايج اين تحقيقات كه بر روي 5 هزار خانواده انجام گرفته است نشان مي دهد؛ افسردگي مادران در اين امر بي تأثير است.
محققان مي گويند: فرزندان دو ساله پدران افسرده به طور ميانگين 1.5 لغت كمتر از ساير كودكان به كار مي برند. اين تفاوت ممكن است كوچك به نظر برسد اما وقتي تأثير آن در تكامل يادگيري گفتار كودك در نظر گرفته شود تفاوت واضح تر خواهد بود.
اين يافته ها نشان مي دهد كه مادران افسرده ميزان كتاب خواندن براي كودكانشان را كاهش نمي دهند اما پدران افسرده به طور ميانگين 9درصد كمتر از ساير پدران براي فرزندانشان كتاب مي خوانند و اين امر مي تواند در يادگيري فرزندان تأثير بگذارد.

 



12 نكته كليدي در باره آسپيرين

«آسپيرين» يا اسيد استيل ساليسيليك، همان طور كه تقريبا همه مي دانند داروي ضدالتهاب است كه تب و درد را تسكين مي دهد. اما توجه داشته باشيد كه آسپيرين حاوي مولكولي است كه انعقاد خون را كاهش مي دهد. حتي در صورتي كه داروي بي خطر ديگري مانند آسپيرين مصرف مي شود، باز هم بايد احتياط هاي لازم در نظر گرفته شود.
در ادامه برخي از نكات مهم درباره مصرف اين دارو را مرور مي كنيم:
.1 مقدار دوز دارو را با توجه به سن و وزن كه در بروشور نوشته شده است، افزايش ندهيد.
مقدار دارو در شيرخواران (از 3 ماهگي) و كودكان: 60 ميلي گرم بر حسب وزن در روز
تقسيم دارو طي 4 يا 6 مرحله: هر 6 ساعت، حدود 15 ميلي گرم يا هر 4 ساعت 10 ميلي گرم برحسب كيلوگرم.
حداكثر مقدار مصرف در بزرگسالان و كودكان با وزن بيش از 40 كيلوگرم: 30 گرم در روز.
.2 با تسكين يافتن بيماري، كمترين مقدار دوز دارو را در كوتاهترين زمان، مصرف كنيد. به اين ترتيب، احتمال عوارض جانبي را كاهش مي دهيد.
.3 حداقل فاصله زماني 4 ساعت را بين دو وعده مصرف دارو را رعايت كنيد.
.4 در صورتي كه درد بيش از 5 روز ادامه داشت، پس از 3 روز تب قطع نشد يا علائم بيماري تشديد شد، حتما با پزشك مشورت كنيد.
.5 به خطرات مصرف دوز بالا و خونريزي توجه داشته باشيد. اگر داروهاي ديگري استفاده مي كنيد، توجه كنيد كه آنها حاوي آسپيرين (اسيد استيل ساليسيليك) يا ديگر مواد ضدالتهاب (مانند ايبوپروفن) نباشند. بسياري از داروها با نام، شكل و دوزهاي مختلف هستند كه آسپيرين يا ديگر داروهاي ضدالتهاب را تنها يا در تركيب با ديگر مواد دارند.
.6 در صورت بروز علائم ناراحتي هاي گوارشي جديد خصوصا خونريزي دستگاه گوارشي در ابتداي دوره درمان، دارو را قطع و به پزشك مراجعه كنيد. اين موضوع در مورد سالمندان اهميت دو چنداني پيدا مي كند.
.7 توجه داشته باشيد كه مصرف آسپيرين پس از عمل جراحي حتي جزئي مثل دندان كشيدن، خونريزي را به همراه دارد. به همين دليل پيش از عمل با پزشك مشورت كنيد.
.8 موارد عدم مصرف دارو:
حساسيت به آسپيرين و سابقه آسم نسبت به آسپيرين يا ديگر داروهاي ضدالتهاب؛
بيماري يا احتمال خونريزي؛
زخم پيشرفته دوازدهه؛
بيماري هپاتيت، كليه و قلب؛
همزماني با ديگر داروهاي ضدانعقاد در صورتي كه مقدار مصرف آسپيرين بيش از 1 گرم در هر دفعه يا 3 گرم در روز باشد؛
در مورد سابقه زخم دوازدهه با مقدار بيش از 500 ميلي گرم در هر دفعه يا كمتر از 3 گرم در روز؛
همزماني با مصرف متوتركسات (دوز بيش از 15 ميلي گرم در هفته).
.9 آسپيرين را با ديگر داروهايي كه موارد عدم مصرف آنها در بروشور ذكر شده مانند داروهاي ضدانعقاد خوراكي، ضدالتهاب و... استفاده نكنيد.
.10 اين دارو براي خانم هاي باردار از 6 ماهگي به بعد، توصيه نمي شود؛ چرا كه عوارض خطرناكي براي جنين دارد.
در صورتي كه پس از پايان ماه پنجم بارداري آسپيرين مصرف كرده ايد، به متخصص مامايي مراجعه كنيد تا توصيه هاي لازم را به شما بگويد.
از جهت احتياط بيشتر بهتر است از مصرف اين دارو در دوران شيردهي نيز اجتناب شود.
.11 به كودكان مبتلا به آبله مرغان نبايد آسپيرين داد زيرا خطر عفونت پوست وجود دارد.
.12 اگر رژيم غذايي بدون نمك داريد، حتما مقداري كلسيم با مصرف قرص هاي جوشان دريافت كنيد.

 



وقتي دوقلوها متولد مي شوند

تولد دوقلوها يك تحول عظيم در زندگي محسوب مي شود. رويارويي با اين كارهاي اين دو فرشته كوچك، مسلما نياز به توجه و مراقبت هاي زيادي است.
رسيدگي به امور دو نوزاد در يك زمان واقعا مشكل است و نمي توان آن را ساده تصور كرد. ماه هاي آخر دوران بارداري معمولا براي مادر بسيار سخت و مشكل است. به دليل مشكلات فشار خون بالا، به ندرت ممكن است بارداري بيش از هفته 38 ادامه يابد. علاوه بر احساس مادري و شادي تولد دوقلوها، مديريت روزانه نيز اولويت بالايي دارد. براي اينكه اين شور و خوشحالي هميشگي باشد، تمام كارها بايد طبق برنامه ريزي و سر موقع انجام شود.
مادراني كه دوقلو داريد؛ حتما به كمك نياز داريد!
مادر، مادرشوهر، پرستار، دوست، خواهر، همسايه و... قبل از زايمان از يكي از نزديكانتان بخواهيد در امور خانه به شما كمك كند. نوزادان وقت شما را به طور كامل پر مي كنند. غذا دادن، تميز كردن، شستن، آرام كردن و ... آن قدر سرگرم اين كارها مي شويد كه در نخستين ماههاي تولد دوقلوها، حتي يك دقيقه وقت براي خودتان باقي نمي ماند. كمك خواستن از ديگران براي خريد يا نظافت منزل، جنبه پرستيژ بالا يا زندگي شيك را ندارد؛ بلكه يك نياز است!
تغذيه دوقلوها
اگر تصميم گرفته ايد كه خود به فرزندانتان شير بدهيد؛ مسلما مي دانيد كه نمي توان فقط از اين روش استفاده كرد. اما راه هايي وجود دارد كه راحت تر بتوان اين مرحله را پشت سر گذاشت. به عنوان مثال شب ها به بچه ها شيشه شير بدهيد. بهتر است سر شيشه هاي سيليكون انتخاب كنيد زيرا براي بچه هايي كه شير مادر مي خورند، اين سرشيشه ها مناسب تر و قابل قبول تر براي نوزاد است. اين شيوه اي است كه با انتخاب آن، به راحتي مي توانيد از پس تغذيه بچه ها برآييد.
علاوه بر اين، برنامه غذايي نيز تهيه كنيد. معمولا هميشه يكي از نوزادان، شكموتر و زرنگ تر از ديگري است. براي اينكه هر دو به طور يكسان غذا بخورند، ساعت شير خوردن و شيشه هر يك را در اين دفترچه يادداشت كنيد. مطمئن باشيد كار مشكلي نيست. تقريبا هر 3 ساعت براي شيشه خوردن بچه ها زمان مناسبي است. در اين فاصله استراحت كنيد و با انرژي بيشتري به كارها برسيد.
خواب و نظافت
برخي بر اين عقيده اند كه چون دوقلوها در دوران بارداري در كنار هم بوده اند، پس از تولد نيز بايد كنار هم بخوابند. اما امروزه مشخص شده است كه اين موضوع واقعيت ندارد. بهتر است بچه ها خيلي زود از هم جدا شوند. اين موضوع از دو جنبه اهميت دارد: نخست اينكه احساس استقلال در هر يك شكل بگيرد و در درجه بعد مانع از وابستگي شديد بچه ها به هم شويد؛زيرا دوقلوهايي هستند كه نمي توانند لحظه اي از هم دور شوند.
نكته مهم ديگر اين كه حتما ميزي را براي عوض كردن بچه ها درنظر بگيريد. تصور نكنيد تخت محل مناسبي براي اين كار است. تقريبا در طول روز 12 بار بايد پوشك و لباس هاي بچه ها عوض شود و اگر بخواهيد هر بار روي تخت خم شويد، خيلي زود دچار دردكمر و زانو مي شويد.
مادران عزيز دوقلوها: مراقب خود باشيد!
پس از برنامه ريزي براي رسيدگي به بچه ها، اولويت بعدي شما بايد مراقبت و توجه به خود باشد. به تغذيه خود اهميت دهيد و مراقب باشيد دچار كم خوني نشويد.
مواد غذايي متنوع و مغذي را در برنامه روزانه بگنجانيد و از پزشك بخواهيد در صورت نياز، مكمل هاي غذايي خصوصا آهن تجويز كند.
حمام كردن با آرامش نيز بسيار براي شما مفيد خواهد بود. نياز داريد كه در طول روز تجديد قوا كنيد. كارها را برنامه ريزي كنيد و شيشه هاي شير بچه ها را هميشه زودتر آماده كنيد و به اين ترتيب زماني را در آرامش با همسرتان سپري كنيد.
نظريه روانشناسي
بازي هاي يكسان، لباس هاي يك شكل و ... ايده هاي عجيب و غريبي است كه معمولاً والديني كه كودكان دوقلو دارند، تصور مي كنند بايد با فرزندانشان اين گونه رفتار كنند. اينكه دوقلوها كاملا شبيه هم باشند يا نه، چندان تفاوتي نمي كند و پوشاندن لباس هاي يكسان به آنها به هيچ وجه، عمل درستي نيست. در مورد اسباب بازي ها نيز همين طور است. اما به ندرت ممكن است اين موضوع مورد توجه قرار گيرد.
برعكس، تمايل به شبيه كردن و مقايسه آنها بسيار رايج است. در بين دوقلوها مقايسه اين كه كدام بهتر غذا مي خورد، زودتر حرف مي زند يا راه مي رود؛ بسيار ديده مي شود. اما رفتار مناسب اين است كه با هر يك بايد به شيوه اي مستقل برخورد داشت. اين نكته ظريف است كه نياز به توجه خاص دارد. اگر احساس مي كنيد در اين باره مشكلي داريد، حتما با متخصص اطفال يا روانشناس مشورت كنيد. تمام كساني كه با دوقلوها رابطه دارند، با اين موضوع مواجه هستند.

 



احتمال ابتلا به پاركينسون با بالا رفتن سن افزايش مي يابد

طبق گفته متخصصان مغز و اعصاب احتمال بروز پاركينسون با افزايش سن زياد مي شود. پاركينسون در دهه هاي پنجم و ششم زندگي شايع تر است و اگرچه درمان ريشه اي ندارد ولي تا مراحل خاصي مي توان با دارو درماني، كيفيت زندگي بهتري براي بيمار فراهم كرد.
علت بروز پاركينسون زير 20 سال (پاركينسون جوانان) ارثي است. علائم پاركينسون به صورت تدريجي شروع به پيشرفت مي كند و در ابتدا به صورت يك طرفه شروع مي شود يعني ممكن است به صورت لرزش يك دست در حالت استراحت كه از علائم اختصاصي پاركينسون است شروع شود و با پيشرفت بيماري طرف مقابل بدن را هم درگير مي كند.
سفتي و خشكي عضلات و كندي حركات از علائم ابتلاي بيماري است. كه در برخي موارد ممكن است بيماران علائمي نظير خشكي صبحگاهي عضلات را بيماريهاي مفصلي و ديسك كمر با گردن فرض كنند.
ديگر علائم اين بيماري در مراحل پيشرفته تر، صورت بيمار بي روح است، به كندي حرف مي زند و تن صداي يكنواختي دارد، توانايي جمع كردن بزاق دهان را ندارد و هنگام راه رفتن به سمت جلو خميده مي شود و حركتش سرعت مي گيرد كه ممكن است زمين بخورد.
سير پيشرفت بيماري تدريجي است كه ممكن است از 10 تا 35 سال طول بكشد با پيشرفت بيماري، فرد به صندلي چرخ دار وابسته مي شود، همچنين 40 درصد اين بيماران دچار افسردگي و 30 تا 40 درصد آنان دچار زوال عقل و ديگر اختلالات شناختي مي شوند.
علت بروز اين بيماري همچنان ناشناخته است. طبق گفته متخصصان سلول هايي در مغز وجود دارد كه سازنده ماده اي در مغز هستند و به دليلي كه هنوز ناشناخته است ممكن است سلولها شروع به تخريب شدن كنند و اگر فردي 80 درصد اين سلولها را از دست بدهد دچار علائم پاركينسون مي شود.
گفتني است: در روش جديد كه در ايران بتازگي راه اندازي شده است، 12 الكترود در 2 ناحيه از مغز قرار داده مي شود كه به باتري در خارج وصل است و با تنظيم ولتاژ باتري علائم بيماري كنترل مي شود كه از اين روش تاكنون براي درمان 45 بيمار در بيمارستان حضرت رسول استفاده شده و موفقيت آميز بوده ولي مسئله مهم در مورد اين روش اين است كه همه بيماران نمي توانند از آن سود ببرند و تنها با تشخيص پزشك متخصص مي توان از آن استفاده كرد.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14