(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 18 مهر 1387 - 9 شوال 1429 -9 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19201
 

آواز گنجشك ها در نقد كارگزاران مجيدي: بايد محاكمه فرهنگي شوند
نگاهي به مجموعه تلويزيوني «پاتوق» روايت هايي ساده از مسائل پيچيده
چشم طمع رژيم صهيونيستي به سينماي ايران تعامل سينماي روشنفكري ايران با اسرائيل
چهار چوب هنري متعاليه ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر (بخش آخر)
نمايش هاي صحنه اي جشنواره تئاتر رضوي
سريال مستند نشريات زرد در تلويزيون
همايش سينماي ملي
گيشه هاليوود رنگ سياست گرفت
نوام چامسكي در جشنواره سينما حقيقت



آواز گنجشك ها در نقد كارگزاران مجيدي: بايد محاكمه فرهنگي شوند

رضا چاوش
«مجيد مجيدي» با رمزگشايي از مفاهيم فيلم درحال اكران «آواز گنجشك ها» نسبت به مديريت تهران در دوران حاكميت «كارگزاران» درشهرداري به شدت انتقاد كرد وگفت: من هرگز «كرباسچي» را نخواهم بخشيد. او بلايي بر سر تهران آورده كه هويت آن را نابود كرده است.
مجيدي، اين روزها درصدر اخبار فرهنگي وهنري است. فيلم اخير او به عنوان نماينده ايران در جشنواره اسكار معرفي شده و به تازگي نيز در سينماهاي كشور به نمايش درآمده. اما مصاحبه هفته گذشته وي با خبرگزاري فارس هياهوي بسياري آفريد و نشان داد كه مجيدي نسبت به مسائل پيرامونش تا چه حد حساس است. همچنان كه پيش از اين با حضور در تجمع اعتراض آميز نسبت به وقايع تلخ سامرا و انتقاد شديد نسبت به اظهارات موهن عبدالكريم سروش، خود را به عنوان فردي فراتر از يك فيلمساز و هنرمند، معرفي كرده بود. كارگرداني كه برخلاف بسياري ديگر از هنرمندان مدعي روشنفكري، ارتباط خويش با مردم و هويت ديني اش را حفظ نموده است.
اين فيلمساز برجسته اين بار صراحتاً به مديريت تكنوكراتيك و سرمايه سالارانه كارگزاراني در دوران شهرداري غلامحسين كرباسچي كه موجب تضعيف هويت فرهنگي درتهران شد اعتراض كرد. وي در بخشي از اين مصاحبه با اشاره به عملكرد كارگزاران در مديريت شهري تهران گفت: هويت اين شهر را گرفتند و تبديل به يك قفس كردند. به نظرم يك روزي بايد محاكمه فرهنگي شوند.
مجيدي از فضاي شهرنشيني غير اصولي درتهران انتقاد كرد و درباره مفاهيم اشاره شده به اين موضوع در فيلم «آواز گنجشك ها» اظهار داشت:«امروزه در آپارتمان ها و قفس هايي كه برايمان درست كرده اند زندگي مي كنيم و شايد نمي دانيم كه در همسايگي ما چه كساني زندگي مي كنند و اسمشان چيست... من هرگز كرباسچي را نخواهم بخشيد. او بلايي به سر تهران آورده است كه هويت آن را نابود كرده. من به ترافيك و درخت كاري و تابلوهاي زيباكاري ندارم. به نظرم هويت ما بالاتر از همه اين هاست... اما ما پايتخت را آنقدر گسترش داديم در حالي كه مي توانستيم تسهيلات را براي همه آدم ها مساوي برقراركنيم و آن عدالت كه مدنظرمان هست را به وجود آوريم.»
مجيدي همچنين در بخش ديگري از حرف هايش به وضعيت سينماي ايران در سال هاي اخير انتقاد كرد. از جمله به مديريت خانه سينما كه در دوره اي به مركز باندبازي و مانور برخي احزاب بدل گرديد اشاره كرد و گفت: خانه سينما نيز در اين زمينه بسيار منفعل عمل كرد.
كارگردان فيلم هاي «بچه هاي آسمان» و «رنگ خدا» همچنين به بيان مختصات فيلم هاي جهاني پرداخت و گفت:از نظر من فيلمي كه مختصات بومي و هويت ملي كشور خودش را داشته باشد فيلمي جهاني است. شهيد مرتضي آويني اين بحث را به عنوان استراتژي مطرح كرد كه سينماي جهاني ريشه در هويت ملي دارد. در سينماهاي مختلف دنيا موج نو، نئورئاليسم يا حتي كارگردان هاي بزرگ دنيا به خاطر داشتن هويت مستقل در دنيا شناخته شده اند.
حرف ها و انتقادات مجيدي خطاب به مديران سينمايي، مورد قبول آن ها قرارگرفت. به خصوص آن بخش كه درباره مديريت خانه سينما بود. به طوري كه محمدمهدي عسگرپور، مديرعامل خانه سينما در اين باره گفت: اظهارات مجيد مجيدي بحث امروز و ديروز نيست و حرف ايشان تذكر مجدد و جذابي است كه خانه سينما سعي مي كند به آن عمل كند.
مجيدي در بخشي از حرف هايش اشاره كرده بود كه سينماي ايران بايد پوسته عوض كند. محمد آفريده، مدير مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در واكنش به اين حرف مجيدي گفت: به نظر من سينماي ايران پوست اندازي را شروع كرده و فضايي كه مدتي است در سينما داريم، نشان از تغيير و تحول به صورت تدريجي مي دهد.
اين مدير برخلاف مجيدي كه سينماي ايران را رو به افول مي پندارد، نگاهي سرشار از اميد به سينماي كشورمان دارد و معتقد است:نسل جوان به لطف و عنايت خداوند و بركت انقلاب اسلامي به نظرم در سي امين سال انقلاب اسلامي، پابه ركاب اين خانه تكاني است.
محمدتقي فهيم، نويسنده و منتقد سينما نيز اظهارات اخير مجيدي درباره سينماي ملي و جهاني را يك جمع بندي و مانيفست عملي براي سينماي ايران خواند و گفت: در اظهارات مجيدي، در واقع انتقادي به گذشته، توضيح وضعيت حال سينماي ايران و آينده و افق آن را در اين مانيفست شاهد بوديم.

 



نگاهي به مجموعه تلويزيوني «پاتوق» روايت هايي ساده از مسائل پيچيده

عادل رجبعليان
تلويزيون و سينما به همان اندازه كه به آثار پيچيده و چند لايه نيازمندند، به همان اندازه و شايد بيشتر نيز نيازمند آثاري هستند كه داستان هايش را به زباني ساده و راحت تر با مخاطب در ميان بگذارد و اين دومي يعني استفاده از يك طرح داستاني ساده كه اجراي ساده اي را هم مي طلبد بايد آن قدر هوشمندانه و سرشار از ظرايف باشد كه مخاطب را وازده نكند. در جايي كه مخاطب هر روز بيشتر و بيشتر با آثار پيچيده و غامض روبه رو مي شود كه احتمالا با روح زندگي جاري و ساري در جامعه چندان همخوان نيست اين كه كساني پيدا شوند كه اصرار داشته باشند اثري را با ساده ترين شكل ممكن در برابر ديدگان مخاطب قرار دهند به خودي خود مغتنم است. مجموعه تلويزيوني پاتوق به كارگرداني شاهين باباپور كه در گروه خانواده شبكه اول سيما تهيه شده تلاش مي كند داستان هاي كوتاهي را با آموزه هاي عموما اخلاقي به نمايش بگذارد؛ داستان هايي كه براي اين مجموعه انتخاب شده اند ساختاري ساده دارند و در اجرا هم تلاش شده كه اين سادگي حفظ شود. مخاطب مجموعه پاتوق تعريف شده است و بنابراين سازندگان مي دانستند بر فرض داستان هاي مختلفي كه طراحي كرده اند قرار است براي كدام قشر از مخاطب به نمايش درآيد. اين مجموعه، داستان خانواده اي با سه گروه سني متفاوت را به تصوير كشيده. بچه هاي خانواده تصميم مي گيرند كه قهوه خانه موروثي خود را به شكل امروزي درآورند، اما به علت قرار گرفتن اين قهوه خانه در مكاني در نزديكي دادگاه خانواده، تالار عروسي و خانه سالمندان، هر بار داستان هاي مختلفي به وقوع مي پيوندد و پاي آدم هاي متفاوتي به ماجرا باز مي شود.
ويژگي مهم اين گونه برنامه ها، پيام رساني آن ها است. سال ها پيش وقتي چنين آثاري ساخته مي شدند چنان اين وجه پيام رساني بر اجزاي داستان اثر غالب مي شد و چنان آن را خرد مي كرد كه آن اثر بيشتر به خطابه تلويزيوني تبديل مي شد تا يك كار داستاني. در واقع مستقيم گويي بزرگترين آفتي بود كه اين آثار را مورد هجوم قرار مي داد و اندك جذابيت هاي آن را اگر وجود داشت نيز به كناري مي زد. اما در سال هاي گذشته در آثاري كه در اين گونه ساخته شده، تلاش گرديده حداقل اين نقيصه جبران شود، ولي بايد پرسيد آيا اين تلاش موفق بوده است؟
پاتوق به هر حال اثري است كه مي خواهد حرفي بزند و پيامي بدهد. ساده ترين قالبي هم كه مي شود در اجراي مجموعه اي كه هر بار داستان متفاوتي را روايت مي كند، برگزيده است. اگر در سال هاي پيش آرايشگاه، سراي سالمندان، بازارچه و... محلي براي پديد آمدن و طرح داستان هاي گوناگون بوده، امسال اين اتفاق به شكل ديگري رخ داده است. يك قهوه خانه امروزي محل اتفاقاتي شده كه در حاشيه آن آدم هاي امروزي با مشكلات امروزي پايشان به ماجراهايي باز مي شود كه بعضا هم خيلي خوش تمام نمي شوند. از آن گذشته، مجموعه پاتوق جزو آثار تلويزيوني طولاني و پرشماري محسوب مي شود كه از ابتدا روي طرح هاي داستاني قسمت هاي مختلف آن كار شده است؛ البته بعضي از قسمت هاي اين مجموعه هم به خاطر زمان كمي كه براي روايت آنها بوده، كاملا از دست رفته اند و بعضي ديگر نيز آن چنان كه بايد جذابيتي ندارند. اما معلوم است كه تلاش شده داستان هاي آن تا آنجا كه ممكن است صميمي و كارآمد به نظر برسند. مجموعه پاتوق حال و هوايي زنانه دارد. جدا از خود داستان ها منظري كه براي روايت آن ها انتخاب شده نيز تا حدودي زنانه است. شايد اين موضوع به خاطر تهيه اين مجموعه در گروهي مثل خانواده باشد و يا اين كه دو نويسنده خانم، فيلم نامه هاي اين مجموعه را به نگارش درآورده اند.

 



چشم طمع رژيم صهيونيستي به سينماي ايران تعامل سينماي روشنفكري ايران با اسرائيل

اميد صدرايي
يكي از مسائلي كه مديريت فرهنگي و همچنين رسانه ها در كشور ما تاكنون نسبت به آن بي تفاوت بوده و كمتر به آن پرداخته اند، تعامل فيلم هاي موسوم به جشنواره اي ايران با محافل فرهنگي و هنري رژيم صهيونيستي است. در اين نوشتار به آخرين تحركات سينماي روشنفكري و جشنواره اي ايران در رابطه با منافع اين رژيم نژادپرست و نامشروع و سواستفاده اسراييل از آن ها پرداخته مي شود.
افزايش فشار فرهنگي بر ايران
رژيم صهيونيستي، اكنون وارد ضعيف ترين دور حيات خود شده است. شكست در مقابل حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه، استمرار مقاومت فلسطين، افزايش بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه و آگاهي مردم صلح طلب و جنبش هاي ضد جنگ از ماهيت ضد بشري اين رژيم، از جمله عواملي است كه حمايت هاي آمريكا از اسراييل را كم اثرتر نموده است. شيمون پرز، رئيس رژيم اشغالگر قدس، چندي پيش در اظهاراتي به مخالفت با برخورد نظامي با ايران پرداخت. اين حرف عده اي را دچار اين شبهه كرد كه اسراييل سرجنگ با ايران ندارد. در حالي كه با تاملي عميق تر، دريافته مي شود كه رژيم صهيونيستي و ساير اقمار مزدور جبهه جنگ طلب و استكباري جهان، به خاطر ناتواني در تهاجم نظامي به ايران، قصد دارند در وهله اول كشورمان را تحت حملات و فشارهاي اقتصادي و فرهنگي قرار دهند تا به اين وسيله به فروپاشي و تضعيف از درون ملت ايران بپردازند. سپس با خيال آسوده اقدام نظامي نمايند. بدون شك مقابله با اين برنامه هاي شيطاني آن ها، حفظ وحدت و هويت اسلامي و تقويت عدالت اجتماعي، نه تنها نيرنگ هاي آن ها را بي ثمر مي گذارد كه تهاجماتشان را به خود نشان برمي گرداند.
يكي از برنامه هاي دولت هاي ضد ايراني، به خصوص در سال هاي اخير، استثمار سينماي موسوم به جشنواره اي يا روشنفكري ايران است. اين فيلم ها، بارها مورد بهره برداري رژيم صهيونيستي نيز قرار گرفته اند. با توجه به برخي اتفاقات روي داده در يك ماه اخير و همچنين برنامه اين رژيم در فشار فرهنگي بر ايران، به نظر مي رسد تعاملات دستگاه هاي فرهنگي غاصبان فلسطين با اين دست از فيلم هاي ايراني افزايش يابد.
از مخملباف تا پرتوي
از اواسط سال هاي انقلاب كه سينماي روشنفكري و معارض با آرمان ها و ارزش هاي انقلاب و نظام در كشورمان پررنگ تر شد، تعامل اين آثار با محافل هنري رژيم صهيونيستي نيز آغاز شد. براي اولين بار فيلم هاي محسن مخملباف توجه صهيونيست ها را به خود جلب كرد.
مخملباف يك فيلمساز ايدئولوژيك و انقلابي بود كه ناگهان به شكل افراطي تغيير عقيده داد و به مخالف نظام تبديل شد. همين امر غربي ها و از جمله صهيونيست ها را متوجه او ساخت.
سايت وزارت امور خارجه رژيم اشغالگر قدس در اين باره نوشت: از اواخر دهه 1980 ميلادي كه براي نخستين بار، دكتر دان آلماگور منقد بزرگ هنري اسراييلي، فيلم هاي مخملباف را پس از ديدن آن ها در يك جشنواره اروپايي مورد تحسين قرار داد و به اسراييلي ها ديدن آثار اين سينماگر بريده از نظام جمهوري اسلامي ايران را توصيه كرد، اكران فيلم هاي مخملباف و شمارديگري از سينماگران مهم ايران در سينماهاي اسراييل آغاز شد. تمامي اين فيلم ها، ساخته هاي مشترك ايران با كشورهاي غربي هستند و از آنجا كه كمپاني هاي غربي مجوز فروش فيلم ها را در دست دارند، اسراييل تاكنون توانسته است شمار زيادي از آثار سينماگران مهم ايران را نيز در سينماهاي خود به اكران بياورد.
به نوشته اين سايت در يك دهه اخير در جشنواره هاي بزرگ سينمايي رژيم صهيونيستي، فيلم هاي محسن مخملباف، عباس كيارستمي و... به دوستداران سينما در اسراييل معرفي شد.
فيلم ديگري كه در سال هاي اخير بسيار مورد توجه صهيونيست هاي اشغالگر قرار گرفت، «كافه ترانزيت» به كارگرداني كامبوزيا پرتوي بود. اين فيلم به خاطر محتواي آشكارا غربگرايانه آن و داشتن نگاهي منفي به ايران و مردم كشورمان، در سال 84 در سينماهاي سرزمين هاي اشغالي تا مدتي طولاني به نمايش درآمد. با توجه به اين كه اين فيلم به طور مشترك با فرانسه توليد شده بود، رژيم صهيونيستي آن را از فرانسه خريداري و در كشور نامشروع خود به نمايش درآورد. اين فيلم در زمان اكران، مورد ستايش صهيونيست ها قرار گرفت و تبليغات بزرگ آن در روزنامه هاي وابسته به آن رژيم، از جمله هاآرتص منتشر شد. نكته قابل توجه تعريف و تمجيد سايت وزارت امورخارجه رژيم صهيونيستي از اين فيلم و كارگردان آن است. تا جايي كه به طور مفصل به معرفي و انعكاس زندگينامه پرتوي پرداخت. اين سايت همچنين به نقش «جعفر پناهي» در اين فيلم به عنوان تدوين گر ياد كرد. سايت اسراييل در اين باره نوشت: تدوين فيلم را جعفر پناهي كه خود يك كارگردان «خوب» ديگر امروز ايران است برعهده داشته است.
توجه رژيم صهيونيستي به فمنيست ها
از جمله آثار سينماي جشنواره اي و روشنفكري ايران كه توجه رژيم صهيونيستي را به خود جلب نموده است، فيلم هايي با گرايشات فمنيستي است. اين فيلم ها كه بيشتر از سوي فيلمسازان فراري و ضدانقلاب ساخته شده اند، داراي نگاهي ضدايراني هستند و سعي مي كنند در آثارشان ايران را كشوري كه در آن به زن ها ظلم هاي زيادي روا داشته و حقوقشان پايمال مي شود نشان دهند.
به جز فيلم «كافه ترانزيت» كه گرايشي فمنيستي دارد، به تازگي 5 فيلم از ايرانيان مقيم در خارج با اين گرايش نيز در رژيم صهيونيستي به نمايش درآمد. در اين رويداد كه ماه گذشته با عنوان جشنواره بين المللي فيلم هاي زنان در اسراييل برگزار شد، 5 فيلم زن محور نيز از كارگردانان ايراني حضور يافت. فيلم هاي «پنج بعد از ظهر» به كارگرداني سميرا مخملباف (دختر بزرگ محسن مخملباف)، «بانوي نويسنده» به كارگرداني حنا مخملباف (دختر كوچك محسن مخملباف)، «روزي كه زن شدم» اثر مرضيه مشكيني (همسر دوم محسن مخملباف)، «چهار زن و يك مرد» ساخته ناهيد پارسون و «پرسپوليس» به كارگرداني مرجان ساتراپي، آثار به نمايش درآمده در اين جشنواره هستند.
آنچه باعث جذب اين آثار توسط رژيم صهيونيستي شده است، نگاه منفي آن ها به وضعيت زنان در كشورهاي اسلامي از جمله ايران است. مسئولان و رسانه هاي اين رژيم در تبليغاتي براي اين فيلم ها، از مردم خود دعوت كردند تا با تماشاي اين آثار انحرافي و جعلي، دشمن خود، جمهوري اسلامي ايران را بشناسند.
روزنامه هاآرتص اسراييل در اين باره نوشت: اين آثار چهره هاي زنانه را در ابعاد گسترده در فيلم هاي خود مي گنجانند كه هدف از آن نشان دادن تبعيضي است كه در كشورهاي اسلامي نسبت به زنان وجود دارد و بايد براي بهبود وضع آن ها تلاش شود.
در حقيقت صهيونيست ها اين فيلم هاي دروغين و مغرضانه را سندهايي از وضعيت جامعه امروز ايران مي دانند. بدون شك يكي از مآخذ غربي ها در فشار بر كشورمان به بهانه نفي حقوق بشر و ناديده گرفتن حقوق زنان، اين گونه فيلم ها است. روزنامه هاآرتص رژيم صهيونيستي همچنين با تمجيد از فيلم هاي فمنيستي سينماي ايران تلاش فيلمسازان ايراني براي نمايش شرايط ناگوار از كشورمان را قابل تحسين دانست.
چه بايد كرد؟
هر چند برخي از كارگردانان فيلم هاي مورد اشاره در اين گزارش، فيلم هايشان را با هدف به نمايش درآمدن در اسراييل نساخته اند، اما گرايش محتوايي آثار آن ها، اين فرصت را در اختيار رژيم صهيونيستي نهاده تا عليه كشورمان از اين گونه فيلم ها بهره برداري نمايد.
عدم موضع گيري سازندگان اين فيلم ها عليه رژيم صهيونيستي و متقابلا ديدگاه هاي زاويه دار آن ها نسبت به جمهوري اسلامي ايران، زمينه تعامل صهيونيست ها با آثار عده اي از فيلمسازان كشورمان را فراهم تر نموده است. متأسفانه به خاطر تصور اشتباه برخي از مديران سينمايي ايران در سه دهه گذشته مبني بر تاثير مثبت گسترش سينماي جشنواره اي و حضور فيلم هاي ايراني در محافل خارجي، بر اين مسئله دامن زده است. بايد از داخل به گونه اي سياستگذاري نمود تا بستر براي ظهور فيلمسازاني چون پناهي كه سايت رسمي رژيم صهيونيستي از او به عنوان فيلمساز خوب ايراني ياد مي كند يا مخملباف ها كه صهيونيست ها آن ها را به خاطر مبارزه فرهنگي عليه انقلاب اسلامي مي ستايند آماده نشود.
همچنين در مقابل، ايران هم بايد فيلمسازان و هنرمنداني را كه با سياست هاي ضدانساني رژيم صهيونيستي و دولت هاي غربي سر ناسازگاري دارند ، مورد حمايت و ستايش قرار دهد. مي توان هر ساله جشنواره اي با عنوان جشنواره فيلم هاي ضدآمريكايي و ضدصهيونيستي در كشور برگزار كرد و در آن به نمايش فيلم هايي با مضامين ضداستكباري پرداخت و از فيلمسازان آن ها تقدير كرد.

 



چهار چوب هنري متعاليه ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر (بخش آخر)

علي اكبر باقري ارومي
در بخش هاي گذشته اين مبحث آمد كه هنر متعالي از آنجا كه از جلوه جمال الهي به طور مطلق نشات مي گيرد طبيعي است كه پويايي را در ذات خود بالقوه داشته و براي به فعل رسانيدن آن تلاش مي كند. بنابراين هنر متعالي با دريافت جلوه نازله جمال، پي در پي از طريق اين دريافت خود را به جمال مطلق نزديك مي كند. در واقع زيبايي وجمال نازله نيز از آنجايي كه آفريده اي از آفريده هاي پروردگار ند واجد تمامي خصوصياتي هستند كه به وسيله پروردگار خلق شده اند و از جمله آنها وابستگي به فطرت و پويايي دائمي آن ها است.
¤ ¤ ¤
در اين مقال، سخن خويش راجع به نقد از ديدگاه حكمت متعاليه را به پايان مي بريم. موضوعي كه در حقيقت انتهايي ندارد. هدف ما از اين بحث اثبات واقعيت تعالي هدفمند در ذات هنر است.
سوال اصلي اين است كه اين واقعيت هدفمند را چگونه بايد به عينيت رسانيد؟!
براي رسيدن به اين هدف، بايد در چهارچوب حكمت متعاليه عمل نمود. حكمت متعاليه چهارچوب ساختاري محكمي را براي ما معين كرده كه ما هم هدف، هم راه، هم مقصد و سرانجام مقصود خود را از مساله اي فرهنگي به نام نقد بشناسيم و آنرا تبيين كنيم.
وقتي در چهارچوب اين ساختار قرار گرفتيم ديگر نمي توانيم از نسبيت سخن داشته باشيم. نمي توانيم از شكاكيت در راه سخن بگوئيم. بيش از اينكه نفس كامله ما براي خودمان با تمام توانايي هايش اثبات نشده باشد نمي توانيم از تعالي و حكمت پيراموني آن صحبت كنيم. بنابراين اولين سوالي كه مطرح مي شود اين است كه ما در بحث فلسفه اسلامي مي توانيم باب هنر مجازي را داشته باشيم؟! چون در بالا ما گفتيم از آنجايي كه هنر ما دريافتي از جمال مطلق است، بنابراين خود رتبه هايي از اطلاقيت عام را شامل مي شود يعني اين هنر كه اين بار تجلي آن از طريق فطرت انساني است خود توصيف آن جمال نازله است ولي ما بين آن جمال كامله و اين جمال نازله هيچ تفاوت ماهوي نمي توان يافت. بنابراين صحبت از هنر مجازي به عنوان حتي هنر بدلي از هنر اصلي جايگاهي در حكمت متعاليه ندارد. همان گونه كه صحبت از نسبيت به طور مطلق و هنر نسبي نيز كار خطايي است. اگر نسبيت به عنوان نقطه آغاز مدنظر باشد مي توان آن را در راه و مسير تعالي ارزيابي كرد ولي اگر خود نسبيت غايت يك هدف و يك مساله باشد، آن هنگام تفاوت خواهد كرد. به ديگر سخن آن گاه مي توان از نسبيت سخن گفت كه هدف آن ايجاد تعادل در سير به سوي تكامل باشد.
ماهيت اين جمله خود بار معنايي خاص را ايجاد مي كند و آن عبارت از اين است كه جز از راه تعادل و دوري از افراط و تفريط نمي توان راه تكامل را پيدا كرد در چرايي اين مساله بايد تاكيد نمود كه رسيدن به تعادل انسان را به بصيرت وامي دارد و بصيرت موجب بازگشت به همان هدف حركت جوهري است و آن پويايي نهفته در دل تعادل است كه انسان را به حركت در راستاي مسير الهي وامي دارد. بنابراين صحبت از مجاز يا ساختن خيالي، و يا بسنده كردن به نسبيت و پذيرفتن آن به عنوان غايت و هدف زندگاني انسان و تجلي دادن آن در هنر برخلاف ميزان و بصيرت بوده است و انسان را از فطرت خويش غافل مي دارد.
از برآيند هنري جامعه اسلامي ما برداشت مي شود كه بيشتر گرفتاري در دام فلسفه افلاطوني و نو افلاطوني بوده است تا تن دادن به مصاديق حكمت متعاليه!!
از اين جهت هنر را چون افلاطون سايه اي از تجلي ذات درون آدمي دانسته اند و پرداختن به آن را در تجلي اعمال انساني چون برابر قرار گرفتن انسان در آيينه طبيعت قلمداد مي نمايند. حال اين نظريه كساني است و كساني هم طبق نظر ارسطو هنگامي كه به بروز و ظهور هنري خويش همت مي گمارند، خود را در معرض نوعي تخليه روحي و همذات پنداري دقيق يا هنرآفريني مي دانند. اين دو وجه دقيقاً همان خارج شدن از تعادل است چون هم مساله نسبيت و هم مساله مجاز كه واقعيت بار معنايي نهفته در اين دو نظر است، از غريزه انسان نشات مي گيرد و تاثير غريزه در آن كاملاً مشهود و مشخص است. در حالي كه هنر از ديدگاه حكمت متعاليه يك ذات فطري دارد كه از آن ناشي مي شود و از آن برمي خيزد. به عبارت ديگر ما بايد ديدگاه هنري خويش را تكميل نموده و نظريه هنر فطري را رواج داده و به آن برسيم تا بتوانيم در مرحله تكاملي راز فطرت هنري را دريابيم.
در تطبيق اين نظريات به عنوان محكي براي بررسي شكل و ساختار فعلي هنر در جامعه، به خصوص هنرهاي نمايشي كه به نظر من يك ديدگاه عام و پر از دقت نسبت به آن مي تواند يك برآورد كلي از تمامي هنرها اعم از ادبيات، سينما، هنرهاي تجسمي، بازيگري و كارگرداني را به طور مشخص دراختيار ما بگذارد. تاثير و برآيند عملي هنر در جامعه ما اين گونه ارزيابي مي شود كه اكثريت آثار هنري متاسفانه فاقد آن توان لازم از رهاسازي غريزه و حركت به سمت روح تعالي است. هنر ما در اين منظر هنوز يك هنر مجازي و نسبيت گراست و ناشي از ديد عمل گرايانه پراگماتيست بوده و برخورد هنرمندان پيراموني آن با مقوله موردنظر، محافظه كارانه است. اين واقعيتي است كه هنرمندان ما هنوز تكليف خود هنر را مشخص نكرده به دنبال بازخوردهاي اجتماعي آن هستند. از اين ديدگاه هنر به منزله يك رسانه شخصي تنها به تثبيت شخصيت خود هنرمند كمك مي كند. بي پرده بايد گفت كه حديث نفس هنرمند هيچ راهي به تعالي نمي برد. هنر از ديدگاه متعاليه بايد پيش زمينه ها و ريشه هايي را واجد باشد تابتوان آن را در اطلاقيت عام هنر واقعي جاي داد.
در حالي كه در ديدگاه فعلي، هنر جامد و بي روح بوده و از نفسانيت هنرمند برخاسته وشاخصه آن كاملاً غريزي مي يابد. اين فقدان پويايي به خصوص در هنرهاي نمايشي دلخوش به جرقه هاي ذهني هنرمندان است. چون تابع جريان فطري هنر براي تعالي نيست. اين تك جرقه ها دامن گير و موجد جريان سازي در عرصه هنر نمي شود و همه اين ها از غفلت از جوهره پوياي دروني بالذات خود هنر ناشي مي شود. اين است كه راه تداوم حيات آن (به خصوص هنرهاي نمايشي) روز به روز تنگ تر، آلوده تر و مبهم تر مي شود. در اينجا يك سؤال پيش مي آيد آيا اين تعريف، ما را به اين نقطه نمي رساند كه منجر به تبادر معناي اخلاق در ذهن شود؟! يا هنر معنوي و يا هنر ديني را ترويج دهد؟! جواب اين سؤال هم آري و هم نه است؟! از اين جهت كه اين ها همه ناشي از يك معنا و آن فطرت خلاق انساني است و پويايي و شكوفايي اين فطرت داراي مراتبي است كه در دين اخلاق و معنويت و تثبيت اجتماعي آن نهفته است و همه البته دامنه يك قله رفيع به نام فطرت هستند ولاغير. گفتيم فطرت خود حركتي جوهري است كه فراگير بوده و تكامل نفساني و معنوي انسان را تضمين مي كند. پس فطرت در حركت جوهري خود عين حركت است، درحالي كه غريزه ميل به ماندن مي كند و تفكر متعالي را از انسان سلب نموده و تفكر مادي را رواج مي دهد. ميدان دادن به غريزه در هنر و به خصوص هنرهاي نمايشي رفتن و شدن انسان را منحرف و به سوي دغدغه هاي تثبيت و اثبات نفسانيت خودخواهانه انسان پيش برد. درحالي كه اگر اين فرصت دراختيار ترويج نظريه فطرت هنري قرار مي گرفت انسان اين گونه درپي اثبات داشته ها و دانسته هاي خويش نبود. بلكه برعكس راه به سوي نادانسته هايي كه بايد بداند و مي توانست بداند، مي سپرد. چراكه جوهر دروني انسان بر مبناي تعليم و تعلم و تزكيه قرار گرفته است. همان گونه كه علم غريزي از تزكيه گريزان است علم فطري بر آن مشتاق است، چون نفس درواقع پويايي خود را در تعادل ميان علم و تزكيه به دست مي آورد و به همان گرايش فطري عمل مي كند.
فطرت هنري و هنر فطري درواقع تجلي كردن تعادل در جلوه دادن به جمال الهي است مجموع اين ها هدف هاي متعالي است كه هر هنرمندي بايد داشته باشد. در انطباق با اين هدف ها، همان طور كه گفته شد، هنرهاي نمايشي با دو بال غريزه و نسبيت درواقع بال هاي پرواز خود را به سوي تعالي به لقايش بخشيده است و به حركت لاك پشتي خويش درعين سرگرداني ادامه مي دهد. ما با اين محك قضاوت مي كنيم و چالشي فراروي هنرهاي نمايشي ترسيم مي نماييم و هنرهاي فعلي نمايشي را درقبل از انقلاب تا حالا داراي اهداف مجازي و برخوردار از محافظه كاري نسبيت گونه كه داراي دايره حركات محدود مي باشد و هيچ راهي جز عمل به همين مجاز و تناسب ذهني محدود را براي خود متصور نمي بيند.
رشد و ارتقاي غريزي در هنرهاي نمايشي سبب شده كه اين هنرها كمتر حرفي براي گفتن در ساليان اخير داشته باشد و از حركت دروني و جوهري خويش غافل مانده چرا كه هيچ تكيه گاه مطمئني براي اتكاء نداشته است.
هنرهاي نمايشي بي توجه به فطري بودن روبه كمال خويش راهي را انتخاب نموده است كه روبه سوي نازايي، عدم خلاقيت و نوآوري مي برد. حركت هاي سلبي ايجاد شده توسط هنرمندان هنرهاي نمايشي در جامعه برآيند رويكرد صرفاً علمي در اين هنر و عدم اتكاء به تزكيه و تربيت در درون اين هنر است. رويكردي كه با نگاهي مادي به آن در گذشته توسط گروتفسكي انجام گرديد. گروتفسكي تزكيه و تربيت را در دوران آخر عمر تئاتري خود به كار برد ولي از آنجا كه اين امر منجر به توجه به فطرت نگرديد و رويكردي غريزي داشت موفق نبود. ولي هنرهاي نمايشي ما با فقدان رويكرد به تزكيه علم، خويش را نيز ناكام گذارده و اين ناكامي همچنان ادامه دارد.
مخلص كلام اينكه اگر منتقدي در اين حوزه آگاهانه و عالمانه و موشكافانه و با نگاهي برگرفته از فلسفه حكمت متعاليه به تئاتر و عملكرد آن نگاهي عميق نداشته باشد نمي تواند رسالت اصيل خويش را در اين زمينه انجام دهد. حركت از پوسته و بدون توجه به مغز و محتواي آن، كار اصلي منتقدين متعهد نيست. منتقد هنري به خصوص منتقد تئاتر بايد اين را بداند كه وي به نگاهي عميق، فلسفه اي بديع، علمي بي انتها، ديني راستين و خلاقيتي شگرف در راستاي علم الاسماءالحسني محتاج است تا تئاتر را احيا كرده و حياتي پربار و خلاقانه را به طور دائم به آن ارزاني دارد، اين است آنچه كه منتقد راستين بايد در پي آن باشد.

 



نمايش هاي صحنه اي جشنواره تئاتر رضوي

عناوين نمايش هاي منتخب بخش صحنه اي ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي از سوي دبير اين جشنواره اعلام شد.
محمد خزاعي دبير ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي با بيان اين مطلب اظهار داشت: سيزده عنوان نمايش توسط هيئت انتخاب بخش صحنه اي جشنواره جهت حضور در مرحله مسابقه انتخاب و معرفي شدند. اين سيزده اثر پس از ارزيابي و بازبيني 66 گروه نمايشي متقاضي انتخاب شد. وي اسامي نمايش هاي پذيرفته شده بخش صحنه اي جشنواره رضوي را به اين ترتيب معرفي كرد.
راز به كارگرداني زري طالبي، ضامن به كارگرداني محمود رضا رحيمي، ماه در قاب به كارگرداني محمد بي ريا، مهتاب بر زمين به كارگرداني سارا نيك طبيعت، از سلطون ابراهيم تا از برخواني طومار خيرت به كارگرداني عزت ا... مهرآوران، نقل طلايي به كارگرداني عليرضا مدني و سه روز ابدي به كارگرداني رهام مخدومي از تهران، واقعه خواني به كارگرداني آرمان طيران از شيراز، بساط عاشقي به كارگرداني امين فرخي از بجنورد، ما چهارنفر بوديم به كارگرداني عادل گرشاوي از خرمشهر، سوي بازگشت به كارگرداني اكبر دانيالي از لردگان، به آسمان نگاه كن به كارگرداني مهدي خاتمي از مشهد ورستگاري در شب روز به كارگرداني زينب بهرامي نسب از شاهرود.
وي با اشاره به حضور موثر گروه هاي نمايشي از شهرستان ها و استان ها در اين دوره جشنواره، شركت بانوان را در بخش هاي مختلف قابل توجه عنوان كرد و يادآور شد: براي اولين بار 3 گروه نمايشي به كارگرداني خانم ها از شهرهاي تهران و شاهرود و در بخش رقابت نهايي نمايش هاي صحنه اي تئاتر رضوي راه يافته اند.
خزاعي با بيان اينكه مسير هدفمند جشنواره تئاتر رضوي بارقه هاي اميد را ايجاد كرده و خوشبختانه سالانه شاهد بالندگي و رشد سطح آثار و بهتر شدن كارها و گروه هاي نمايشي در جشنواره هستيم، گفت: هيئت انتخاب نمايش هاي صحنه اي جشنواره متشكل از سياوش طهمورث، محمد حيدري و علي روئين تن با توجه به دغدغه هاي جشنواره و كيفيت آثار دست به ارزيابي و انتخاب زد و اميدواريم شاهد اجراهاي تاثيرگذار در جشنواره باشيم.
گفتني است، ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي آبان ماه امسال در تهران و استان خراسان شمالي برگزار مي شود.

 



سريال مستند نشريات زرد در تلويزيون

مجموعه مستند «زرد سالاران» با محوريت بررسي و تحليل ژورناليسم و نشريات زرد در هفت قسمت به كارگرداني محمد تقي فهيم (منتقد و مستندساز) براي سيما در حال توليد است.
اين مجموعه تاريخ نشريات زرد در جهان و ايران، حجم و كيفيت اين نشريات و عوامل پيدايي، نضج و گسترش آن ها را به همراه مستنداتي در اين رابطه مورد بررسي قرار مي دهد.
بنابر اين گزارش، مجموعه مستند «زردسالاران» با 5 ماه تحقيق و پژوهش به مرحله فيلمبرداري رسيده است. اين تحقيقات توسط تيمي مطبوعاتي در كتابخانه ملي ايران و آرشيوهاي مختلف رسانه ها و نيز با حضور كارشناسان و اساتيد ارتباطات، جامعه شناسي و روان شناسي تكميل شده است.
گفتني است فهيم پيش از اين فيلم كوتاه «گل هاي تار» و مستندهاي «سودايي» و «طنين معراج» را ساخته است.

 



همايش سينماي ملي

همايش «سينماي ملي، طرحي براي فردا» توسط انجمن نويسندگان و منتقدان سينمايي ايران از پنجم آذرماه در موزه هاي هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.
بررسي راهكارهاي مختلف دستيابي به سينماي ملي توسط صاحبنظران، پژوهشگران كارشناسان، منتقدان و نويسندگان سينمايي از اهداف اين رويداد سه روزه است.

 



گيشه هاليوود رنگ سياست گرفت

در حالي كه تنها كمتر از يك ماه ديگر تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا باقي مانده، تعدادي فيلم سياسي كه مستقيم و غيرمستقيم به اين موضوع پرداخته اند، در اين كشور به نمايش درخواهد آمد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، گيشه هاليوود در پاييز امسال پذيراي تعداد زيادي فيلم هاي سياسي خواهد بود كه همگي آنها مستقيم و غيرمستقيم به مسئله جمهوري آمريكا پرداخته اند.
فيلمسازان آمريكايي سعي كرده اند تا با استفاده از قالب طنز، مستند، فانتزي و... به گونه اي مردم كشور خود را براي انتخابي بهتر در چهارم نوامبر آماده كنند.

 



نوام چامسكي در جشنواره سينما حقيقت

مستند تحسين شده «پيتر وينتانيك» با عنوان «دستگاه توافق سازي: نوام چامسكي و رسانه ها» كه در برگيرنده نقطه نظرات اين فيلسوف معاصر آمريكايي پيرامون رسانه ها و شيوه خبررساني در آمريكاست، در جشنواره بين المللي سينما حقيقت روي پرده خواهد رفت.
اين فيلم مستند 167 دقيقه اي، تاكنون در بيش از 50 جشنواره بين المللي به نمايش درآمده و جوايز متعددي نظير: جايزه بزرگ جشنواره نيون سوئيس، جايزه بهترين فيلم جشنواره ونكوور كانادا، جايزه هوگوي طلايي جشنواره شيكاگو آمريكا، جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره تورنتو كانادا و جشنواره آتلانتيك آمريكا، جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران جشنواره سيدني استراليا، جايزه بزرگ جشنواره مستند بمبئي هند و... را به دست آمده است.
گفتني است، دومين جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت، طي روزهاي 23 تا 28 مهرماه 1387 در سينما فلسطين ، سينما قيام و تالار فارابي دانشگاه هنر برگزار خواهد شد.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14