(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهار شنبه 17 مهر 1387 - 8 شوال 1429 -8 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19200
 

ارزيابي حقوقي سند مداليته و تخلفات آژانس
درباره سخنراني رئيس جمهور در سازمان ملل



ارزيابي حقوقي سند مداليته و تخلفات آژانس

بقيه از صفحه 14
در اين گستره استاندارد دوگانه، رفتارهاي غيرعادلانه، طرفدارانه و مغاير موازين عام الشمول حقوق بين الملل و از جمله حقوق بين الملل انرژي هسته اي از سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي متعدد و بسيارند اما موضوع اين تحليل، عدول دبيرخانه آژانس از توافق دوجانبه با ايران در مورد درك و ترسيم شيوه حل نهائي وقاطع مسائل باقيمانده راجع به برنامه هسته اي است؛ اقدامي كه نشان مي دهد ايران به عنوان عضو با سابقه آژانس و نظام عدم گسترش، در برابر سير اتهامات سياسي و غيرفني برخي قدرتها به نحوي كه آژانس پذيرفته بود، عمل نموده و اقدامات متعاقب آن به منظور پيچيده تر كردن پرونده و ايجاد بن بست در مسير حل قطعي و يكباره آن هرگز منتسب به ايران نبوده بلكه همان بازيگراني كه اين روند را سياسي كرده اند، عامل طولاني شدن آن هستند. ضمن اينكه متاسفانه فقدان استقلال و بي طرفي در برخي مسئولان دبيرخانه آژانس نيز ظرفيت هاي ادامه اين روند سياسي و غيرفني را ارتقاء داده است. اكنون كه در آستانه گزارش جديد آژانس قرار داريم، مجدداً قدرت هاي غربي و عوامل آنها در آژانس همانند دفعات قبلي با طرح ادعاهايي از قبيل عدم همكاري ايران با آژانس، گم شدن اورانيوم در ايران و سعي در تحت فشار قراردادن آژانس براي ارائه يك گزارش دوپهلوي ديگر مي نمايند.
در اين خصوص، ابتدا به مرور همكاري و تعامل سازنده جمهوري اسلامي ايران با آژانس به منظور حل قطعي مسائل باقيمانده و ممانعت از طولاني شدن اين روند پرداخته مي شود (بند اول) و سپس تخلفات آشكار دبيرخانه آژانس از توافق هاي مندرج در سند مداليته به منزله موافقتنامه حقوقي دوجانبه بين ايران- آژانس، بيان مي گردد. در پرتو اين تحليل، روشن است كه هرگونه مانع تراشي در مسيرحل قطعي پرونده هسته اي، تنها نتيجه عدم بيطرفي در رفتار برخي مسئولان دبيرخانه آژانس به ويژه همكاري هاي آشكار و پنهان اين افراد با دولتهاي پايه گذار اين روند طرح اتهامات سياسي است.
بند اول: مرور توافق هاي ايران و آژانس به منظور حل قطعي پرونده هسته اي
مقطع زماني مورد نظر اين تحليل، «21 اوت 2007 تاكنون» است. در 21 اوت 2007 متعاقب سه دور مذاكرات و ملاقات هاي البرادعي و ديگر مقامات آژانس با مسئولين راهبري پرونده هسته اي كشور، سندي به ابتكار ايران و به نام «تفاهم جمهوري اسلامي ايران و آژانس در مورد مداليته هاي حل مسائل باقيمانده»2 كه اغلب به عنوان «مداليته» يا «برنامه كاري» ياد مي شود، تدوين گرديد و به امضاي مقامات عالي دو طرف رسيد.اين سند به اعتبار ارزش حقوقي آن در مناسبات طرفين و نقش آن درترسيم مسير حل «نهايي» ابهاماتي كه باانگيزه هاي سياسي از سوي برخي دولت هاي دشمن ايران و با كمك سازمان هاي جاسوسي يا تروريستي مطرح و مبناي كار آژانس قرار گرفته بود، به گونه اي تدوين گرديد كه «يكبار براي هميشه»اين مسائل اعم از اينكه راجع به فعاليت هاي هسته اي «گذشته و حال» باشند، حل و فصل گردند.
شايان ذكر است كه اين توافقنامه به عنوان سند رسمي آژانس با شماره .711INFCIRC به ثبت رسيد و به رغم مخالفت هاي شديد آمريكا، ضميمه گزارش .2007.48GOV مديركل آژانس گرديد و حتي در مقدمه قطعنامه 1803 شوراي امنيت نيز به رسميت شناخته شد.3
ساختار اين موافقتنامه بر پايه چهار محور، طراحي و تدوين گرديد:
1- آخرين تحولات: در اين بند، مسائل كنوني (شامل برنامه غني سازي، راكتور آب سنگين اراك، تعيين بازرسان جديد، صدور رواديدهاي چندباره براي ورود بازرسان) و مسائل گذشته (پلوتونيم، سانتريفيوژهاي پي 1 و پي 2، منشا آلودگي و اورانيم فلزي) به صورت احصائي مقرر شد.
2- مداليته حل ساير مسائل باقيمانده (شامل پلوتونيم 210 و معدن گچين).
3- مطالعات ادعائي.
4- درك كلي
در تحليل محتواي اين توافقنامه، لازم است خصايص آن را مدنظر قرار داد. دراين خصوص سه ويژگي مهم را مي توان متذكر شد.
1- بيان توافق طرفين براي حل قطعي مسائل باقيمانده يكبار براي هميشه
اين توافقنامه، نتيجه ابتكار طرف ايراني به منظور خاتمه دادن به روند پرفراز ونشيب بررسي فعاليت هاي صلح آميز هسته اي كشوربوده است. در اين رابطه تلاش شد تا به سناريوپردازي هاي استمراري آمريكا به منظور نگه داشتن مسئله هسته اي ايران در دستور كار شوراي حكام (و در نتيجه ، شوراي امنيت) خاتمه دهد و با فراهم ساختن امكان پردازش دقيق و جامع هرگونه پرسش و ابهام در مورد فعاليت هاي هسته اي كشور، به ارائه اطلاعات لازم پرداخته و ثابت نمايد كه اين چندين سال زحمت آفريني براي ايران و آژانس تنها مبتني بر اهداف وانگيزه هائي سياسي بوده است. البرادعي نيز با پذيرش اين ابتكار به رغم مخالفت هاي آمريكا، انگليس و فرانسه و حتي انتقادهاي حقوقي نمايندگان اين كشورها، بر چنين عزمي مهر تائيد زد و با برگزاري سه نشست مذاكراتي مبتني بر روحيه همكاري متقابل و سازنده، مسير كلي كيفيت اقدام به منظور حصول به اين اهداف مشترك ترسيم گرديد و رسماً به عنوان سند آژانس منتشر و در دسترس همه دولت ها قرار گرفت.
2- احصاي دقيق مسائل باقيمانده با تفكيك فعاليت هاي گذشته و حال
به منظور حل قطعي مسئله هسته اي ايران، طرفين «كليه مسائل باقيمانده اي»4 را كه دبيرخانه آژانس در روند كاري خود قرار داده بود، بررسي كردند و آنها را در قالب 4 مسئله كنوني و 6 مسئله مربوط به فعاليت هاي گذشته دسته بندي كردند و مسئله مطالعات ادعائي نيز در بندي مجزا باسه محور معين تصريح گرديد.
احصائي بودن مسائل باقيمانده، از اهميت فراواني برخوردار است. زيرا طرفين اراده مشترك خود را بر اين نكته متمركز كردند كه «غير اين موارد، هيچ مسئله اي را نتوان به عنوان مسئله باقيمانده قرار داد.» اين امر، به عنوان مجرائي براي دستيابي به «حل قطعي مسئله هسته اي يكبار براي هميشه» بوده است. در اين خصوص شايسته است به بند 1 بخش يا محور چهارم مداليته اشاره نمود كه با تصريح شفاف به اين امر، امكان هر گونه تفسير يا سوءتفاهم را مرتفع نموده است. براساس اين بند:
«اين مداليته ها همه مسائل باقيمانده را تحت پوشش قرار مي دهد و آژانس تائيد مي كند كه هيچ مسئله باقيمانده ديگري در مورد برنامه و فعاليت هاي گذشته ايران وجود ندارد.»
در بند 2 همين بخش و در ادامه بند فوق، چنين تصريح شده است:
«آژانس توافق نمود كه كليه پرسش هاي باقيمانده را مطابق با برنامه كاري فوق، به ايران ارائه نمايد. اين بدان معناست كه بعد از دريافت اين پرسش ها ]توسط ايران[، هيچ پرسش ديگري باقي نمي ماند.»
نتيجه اين خصيصه بارز توافقنامه مذكور آن است كه نمي توان هيچ محور ديگري را خواه به عنوان مسأله باقيمانده يا پرسش باقيمانده، در مورد فعاليت هاي گذشته يا حال، در دستور كار اقدام دبيرخانه آژانس قرار داد يا به چارچوب مداليته افزود مگر اينكه طرفين در مورد آن توافق نمايند. به تعبير ديگر، افزودن محورهائي ديگر به مداليته به هر بهانه اي كه باشد، مغاير با احصائي بودن محورهاي مداليته و توافق طرفين براي حل اين پرونده يكبار براي هميشه است.
3- تعيين زمان بندي براي حل مسائل باقيمانده
به منظور اينكه بتوان 10 محور فوق را به انجام رساند، طرفين بر سر برنامه زمان بندي كلي 18 ماهه به توافق رسيدند. شايان ذكر است كه در همان نشست 12 ژوئيه 2007 كه سند مداليته تهيه شد، ايران در مورد دو محور از فعاليت هاي كنوني (تعيين بازرسان جديد و صدور ويزاهاي چند باره) به توافق رسيد. اما در مورد زمان بندي اقدام طرفين راجع به دو محور ديگر مسائل باقيمانده حاضر و كليه بندهاي مسائل گذشته، زمان بندي تعيين گرديد. گفتني است اين مسائل طي گزارش هاي نوامبر 2007 و فوريه 2008 آژانس، رسماً حل شده اعلام گرديدند. آژانس در گزارش فوريه 2008 رسماً اعلام نمود كه همه موارد برنامه كاري بجز مطالعات ادعايي حل شده اند.5
با اين حال، در مورد زمان بندي راجع به مطالعات ادعائي، در مداليته تصريحي به عمل نيامد. در اين رابطه، بنابر شواهدي كه ذيلاً اشاره مي شود، عدم تصريح را نمي توان به معناي فقدان برنامه زمان بندي در اين رابطه قلمداد نمود. بند سوم مداليته با عنوان «مطالعات ادعائي»، چنين مقرر داشته است: «ايران مصرانه تأكيد مي كند كه مطالعات ادعائي زير را اتهاماتي مبتني بر انگيزه سياسي و بي اساس مي داند. با اين حال، آژانس دسترسي ايران به اسنادي را كه در رابطه با پروژه نمك سبز، تست مواد با قدرت انفجاري بالا و سرجنگي موشك در اختيار دارد، فراهم خواهد ساخت. ايران به نشانه حسن نيت و همكاري با آژانس به محض دريافت همه اسناد مرتبط، ارزيابي خود را مرور و به آژانس اطلاع خواهد داد».6
بجز موارد مندرج در بخش 1، كليه محورهاي اصلي مداليته كه در بخش دوم آمده است، در زمان بندي حداكثر تا 15 سپتامبر 2007 قرار گرفته اند. با در نظر داشتن عناصر و مؤلفه هاي زير، اين بند نيز به رغم عدم تصريح، تابع همين زمان بندي بوده است:
اولاً اصل كلي در تفسير معاهدات بين المللي (كه اين توافقنامه نيز توافقي حقوقي ميان ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي پيرو سند پادمان و توافق دو طرف به منظور دستيابي به دركي مشترك از نحوه اقدام در حل مسائلي است كه چند سال لاينحل مانده است)، رعايت حسن نيت و تعبير واژگان سند در معناي معمولي شان در سياق آنهاست.7 اين اصل كلي، بيان حقوق مسلم عرفي است كه در ماده 31 كنوانسيون وين 1969 حقوق معاهدات8 و رويه قضائي بين المللي جاري و مورد تأكيد است. در بخش سوم مداليته به صورت بسيار واضح موارد مطالعات ادعائي را همان سه محور بيان شده در آن بند يعني موضوع مطالعه درباره نمك سبز، مطالعه درباره انفجارات قوي و مطالعه درباره سرجنگي موشك تعيين كرده است و عبارت پردازي اين بند مبين آن است كه نمي توان دامنه اين محور را به ادعاهائي كه ممكن است بعد از انعقاد اين سند مطرح شوند باز گذاشت چون در اين صورت نمي توان به هدفي كه از تدوين مداليته داشته اند، دست يافت. براي آژانس و همچنين ايران، مبرهن بوده (بلكه مي بايست چنين بوده باشند) كه طرف هاي طراح همچنين متوجه شوند كه آژانس در اين ادعاها فقط نقل قول مي كند كه ادعا شده است كه ايران مطالعاتي به نيت هسته اي انجام داده است نه اينكه فعاليتي انجام داده است. اين اتهامات كه از انگيزه سياسي قوي هم در اين روند برخوردار بوده و هستند، همانطور كه اين اتهامات را مطرح كرده اند، براي دامن زدن به آنها در آينده نيز دست از كار نخواهند كشيد. در اين صورت و با قوتي كه چنين وضعيتي داشته است، طرفين نمي توانسته اند هم اين امكان طرح استمراري اتهامات را بپذيرند و هم به حل و فصل قاطع مسائل باقيمانده بپردازند.به واقع، تصريح به اينكه «ديگر هيچ مسئله و ابهام باقيمانده اي در مورد برنامه و فعاليت هاي گذشته وجود ندارد.» 9 نقطه آخر زمان بندي طرح اتهام را زمان انعقاد اين سند قرار داده به گونه اي كه «مسائل و ابهامات» پس از آن تاريخ، هيچ نقشي در روندي كه طرفين براي عادي سازي رسيدگي به فعاليت هاي هسته اي ايران ترسيم كرده اند، نخواهند داشت. بلكه اساساً اين اتهامات خارج از اين مجرا خواهند ماند و پس از «عادي شدن» در چارچوب تعهدات ايران همانند ساير كشورها قابل بحث خواهد بود.
ثانياً مفاد بخش چهارم مداليته با عنوان «درك هاي كلي» 10 متضمن وضعيتي است كه در خصوص تمامي مفاد مداليته قابل اعمال است. در واقع، اين بخش در حكم استنتاج و ملاحظات كلي است. بر اساس بندهاي 1 و 2 اين بخش، مداليته ناظر بر «كليه مسائل و پرسش هاي باقيمانده» بوده و هيچ «مسئله» (11) يا «ابهام»12 باقيمانده ديگري وجود نخواهد داشت. بنابراين، آژانس نمي توانسته با طرح پرسش ها يا ابهامات جديدي بعد از 21 اوت 2007، «مسائل يا ابهامات ديگري» را مطرح نمايد كه موجب لاينحل ماندن مداليته اي شود كه حداكثر تا 15 سپتامبر، مي بايست اساسي ترين گام هاي مورد توافق براي حل ابعاد احصاء شده پرونده هسته اي بردارد.
ثالثاً رويه بعدي طرفين به عنوان مبناي حقوقي شناخته شده و عرفي حقوق بين الملل در تفسير مفاد توافق هاي حقوقي بين المللي، عنصري تكميلي است كه نشان مي دهد، آژانس بين المللي انرژي اتمي به عنوان طرف اين توافقنامه بر اين نظر بوده كه زمان بندي راجع به حل نهائي «مطالعات ادعائي» نيز همانند آنچه در بندهاي ديگر اين سند مقرر شده است، تعيين گرديده و «نهايي» 13 شده است و روند لاينقطع پيش از تاريخ انعقاد اين سند، خاتمه يافته است. در اين رابطه، نص گزارش البرادعي متعاقب تدوين مداليته، به اين امر اذعان دارد. بر اساس بند 2 گزارش 2007.48GOV البرادعي تصريح شده كه بر اساس سند تفاهم ايران و آژانس، «مداليته ها و زمان بندي ها، نهائي گرديد.» 14
رابعاً نظر به اينكه از دو سال قبل از انعقاد اين توافقنامه (ژوئيه 2005) آمريكا، اسناد اتهامات در مورد مطالعات ادعائي را كه تنها مقيد به سه محور بوده به آژانس ارائه داده، و اينكه عبارت پردازي مفاد بخش سوم راجع به اين مطالعات ادعائي با بندهاي مختلف بخش دوم مربوط به «مداليته هاي ساير مسائل باقيمانده» يكسان است، مفروض اين است كه زمان بندي ارائه اسناد و مدارك راجع به اين اتهامات هم همان حداكثر «تا 15 سپتامبر 2007» بوده است. اگر 15 سپتامبر 2007 حداكثر زماني است كه طرفين براي حل ساير مسائل باقيمانده در نظر داشته اند، چه دليلي دارد كه مسئله مطالعات ادعائي به زمان طولاني تر از آن كشانده شود. اگر طرفين قصد داشته اند كه به چندين سال فراز و فرود در حل مسائل باقيمانده هسته اي خاتمه دهند و آژانس نيز از اين گردونه ركود و بن بست خارج شود، نمي توان مدت زمان را براي حل مسائل راجع به مطالعات ادعائي، به صورت نامحدود و يا براي مدت زماني بيش از اين تجويز كرد. ايجاد زمان بندي نامحدود يا بيش از 15 سپتامبر 2007، با قصد طرفين براي خاتمه دادن به روند طولاني حل اين پرونده، در تناقض بوده و اين فرض غيرقابل قبول است بلكه اعتبار ساير بندها را نيز مخدوش مي نموده است.
اگر هم فرض كنيم كه آژانس به دليل اينكه «كشورهاي صاحب سند اجازه ارائه اين اسناد به ايران را نداده بودند،» 15 عامدانه براي اين بند زمان بندي قايل نشده است، اين خلاف رويه مبني بر حسن نيت است و كتمان اين موضوع از طرف آژانس به معني فريب دادن ج.ا.ا مي باشد.
اما همانطور كه در بند دوم اين تحليل خواهد آمد، دبيرخانه آژانس با در پيش گرفتن رويه اي شگفت انگيز و غيركارشناسي، نه تنها از مداليته تخلف كرد و چشم انداز حل قطعي مسائل باقيمانده پرونده هسته اي ايران را تيره و تار كرد بلكه زمام مديريت حل و فصل مطالعات ادعائي را در اختيار قدرت هاي بزرگ قرار داد تا به اين روند چند ساله سياسي كاري در آژانس و ابزاري كردن آژانس عليه عدالت، توسعه برابر و حقوق جهاني ملتهاي در حال توسعه، ادامه دهند، روندي كه تهديدي جدي براي همه ساختارها و ساز و كارهاي حقوقي بين المللي و اميد به دنياي مبتني بر روابط عادلانه و حقوق برابر دولت ها و ملت ها خواهد بود.
بند دوم: تخلفات دبيرخانه آژانس از توافق ها، عامل اصلي بن بست پرونده هسته اي
آژانس بين المللي انرژي اتمي با پذيرش مداليته به عنوان تنها چارچوبي كه بر پايه آن بحران و مجادله هسته اي غرب با ايران مي بايست حل و فصل گردد، افقي روشن و اميدواركننده را به روي اين مسئله گشود. اما آمريكا از همان ابتدا نتايج مثبت اين توافق را برملا كردن توطئه ها و اتهامات بي اساس اين كشور دريافته بود، به صورت مستمر و گوناگون در تلاش برآمد تا اين توافق را در جريان كاري آژانس خنثي نمايد. با ناكام ماندن اين تلاش ها، استفاده ابزاري از برخي مسئولان دبيرخانه آژانس در دستور كار اين كشور قرار گرفت.
به گفته اسكات ريتر، آخرين رئيس كميسيون ويژه محلل متحد در امور خلع سلاح عراق (آنسكام) اولي هاينونن، در صدر جريان اجرائي كردن پرده هاي مختلف سناريوهاي آمريكا در دبيرخانه آژانس قرار دارد و ارتباط گسترده با سرويس هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل و ساير سرويس ها و گروه هاي جاسوسي و تروريستي ضدايراني دارد. اسكات ريتر در مقاله اي به تاريخ 8 مرداد 87 كه از سوي جمعيت ضدجنگ منتشر شده است، از ارتباط هاي گسترده و رابطه ماموريتي هاينونن با سرويس هاي جاسوسي غرب و منافقين پرده برداشته و فعاليت اين قبيل افراد را تهديدي جدي براي كاركرد سازمان هاي بين المللي و همچنين اعتبار ماموران و كارشناسي مستقل بين المللي شمرده است. (16) در مقاله اسكات ريتر تصريح شده كه ايران وظيفه قانوني خود را انجام داده وگزارش هاي منفي دبيرخانه آژانس در مورد ايران، تنها نتيجه تن دادن هاينونن به خواسته هاي غرب و نفوذ غربي ها در كادر كارشناسي دبيرخانه آژانس است. 17
آنچه در بالا اشاره شد، زمينه سياسي اقدامي است كه در قالب نتايج و يافته هاي دبيرخانه آژانس كه به گفته خبرگزاري رويترز به نقل از ديپلمات هاي ناشناس آژانس در گزارش اخير البرادعي مبني بر عدم پيشرفت آژانس در مورد مطالعات ادعايي اعلام شده است. 18 اما براي افشاي عدم صداقت در رفتار برخي از مديران دبيرخانه آژانس و جهت گيري غيرفني و مغرضانه آنها، كافي است به تخلفات شان از مداليته دقت شود. در اين بند، تخلفات دبيرخانه از مداليته عرضه مي گردد. دراين خصوص ضروري است به تحليل حقوقي چند مساله اصلي راجع به مداليته پرداخته شود.
1- مخدوش سازي اهداف مداليته و غايت آن
بخش چهارم مداليته، كاركرد و غايت مداليته را در روابط ايران و آژانس تصريح و بيان نموده است. براساس بند 3 اين بخش، «هيات نمايندگان آژانس بر اين عقيده اند كه اين توافق (مداليته) در خصوص مسائل فوق اجراي موثر پادمان در ايران را بيش از پيش ارتقا خواهد داد و آژانس را قادر خواهد ساخت تا ماهيت صرفا صلح آميز فعاليت هاي هسته اي ايران را استنتاج نمايند.»
در بند 4 نيز به صورت منجز يافته هاي آژانس در مورد عدم انحراف در مواد هسته اي اظهار شده ايران در تاسيسات غني سازي و صرفا صلح آميز بودن آنها را بيان داشته 19 و در بند 5، تصريح گرديده كه:
«آژانس و ايران توافق كردند كه متعاقب اجراي برنامه كاري فوق و مداليته هاي توافق شده براي حل و فصل مسائل باقيمانده، اجراي پادمان در ايران به روش عادي انجام خواهد شد». 20
بنابراين، تصميم طرفين اين بوده، كه با روش و زمان بندي هائي كه در اين سند مقرر شده، مسائل معين و تصريح را كه تنها مسائل باقيمانده شناخته شده اند، حل و فصل نمايند تا پس از آن، پرونده هسته اي ايران از دستور كار شوراي حكام خارج و رسيدگي ها عادي شود و به وضعيت قبل از سپتامبر 2003 باز گردد.
اين غايت، علل ممارست غرب به منظور مانع شدن از اجراي مداليته را نشان مي دهد. چرا كه آژانس طي اقداماتي كه متعاقب مداليته انجام داد، همه محورهاي مسائل گذشته و ساير مسائل (بخش هاي اول و دوم مداليته) را به انجام رساند و بنا به گفته البرادعي تنها اجراي بخش سوم مانده بود 21 تا مفاد بند 5 بخش چهارم، قابليت تحقق يابد. بر اين اساس، بخش سوم تنها محوري بود كه غربي ها مي توانستند با بر هم زدن روند كاري آژانس، از تحقق كامل اهداف آن ممانعت نمايند.
2- عدم رعايت زمان بندي اقدام آژانس به ارائه اسناد مطالعات ادعائي
در بند اول اين تحليل، به تفصيل بيان شد كه آژانس در پرتو توافقي كه در قالب برنامه كاري با ايران داشته، نمي توانسته و نمي تواند دامنه پيگيري موضوعي و زماني «مطالعات ادعائي» را به گونه اي بسط دهد كه اجراي مداليته از برنامه زماني كلي 18 ماهه اي كه طرفين پيش بيني كرده بودند، فراتر رود، آژانس در بخش سوم مداليته متعهد شده بود كه هر آنچه سند و مدرك در مورد مطالعات ادعائي مطرح شده تا آن زمان در اختيار داشته، در اختيار ايران قرار دهد. ايران نيز متعهد شده بود كه به محض «دريافت» همه اسناد مربوط، ارزيابي قبلي خود را (دائر بر اينكه اين مطالعات، اتهاماتي سياسي و بي اساس هستند،) مرور نموده و به اطلاع آژانس برساند.
اما آژانس هيچ گاه به تعهدي كه در اين قالب پذيرفته بود، عمل ننمود و با وجود اينكه همه محورهاي ديگر مداليته حل و فصل شده بودند، عملا اين بخش را بازنگه داشت. اولا به دليل اينكه آمريكا به عنوان ارائه كننده اسناد اين اتهامات، اجازه نداده ايران به آنها دسترسي داشته باشد، از قرار دادن آنها در اختيار ايران خودداري كرد و به جاي آن، در هر بار مذاكرات، پرسش هاي اضافي را براي پاسخ به ايران تحويل داد. در اين روند، تخلفات آژانس به شرح زير آشكار است:
3- تفسير موسع از گستره مطالعات ادعائي
مفاد بخش سوم مداليته مطالعات ادعائي را به صورت بسيط در نظر داشته و دامنه آنها را «معين» تلقي كرده و از بيان آن به عنوان مساله اي «نامعين» خودداري كرده است. براساس مفاد صدر اين بخش، مبناي مطالب اين بند بر اين نكته متكي است كه تنها هدف و منظور طرفين، «مطالعات ادعائي زير» يا the following alleged studies است و اين موارد، مشتمل بر سه مورد يعني «پروژه نمك سبز، تست مواد با قابليت انفجاري بالا و سرجنگي موشك» هستند و بس. بنابراين، آژانس در پرتو مداليته و توافقي كه براي حل هر مساله راجع به اين مطالعات به عمل آورده، نمي تواند بر دامنه آن بيفزايد. در حاليكه آژانس در گزارش ماه مي 2008، يك فصل جديد به نام «ابعاد احتمالي نظامي» 22 اضافه نمود! و ادعا كرد كه مطالعات ادعايي فقط يكي از اين «ابعاد نظامي» است. لازم به ذكر است كه مطالبي كه آژانس تحت اين عنوان آورده است، به قول خودش از سال 2004 در گزارش هاي آژانس وجود داشته است 23 اگر مطالعات ادعائي تنها يكي از اين «ابعاد» است، چرا در مداليته فقط به مطالعات ادعايي اكتفا كرده و سپس گفته شده كه ديگر «هيچ ابهامي باقي نمانده است» اين تخلف آشكار از مداليته و فريب دادن ايران است و اگر نه چرا اگر از سال 2004 موضوعات ديگر باقي مانده بود، در مداليته سال 2007 ذكر نشد؟ آيا اين بدين معني نيست كه با باز كردن فصل جديد آژانس قصد ندارد هرگز پرونده ايران را ببندد؟ چون تحت اين پوشش آژانس از ژانويه تاكنون چندين جلسه با ايران برگزار نموده است 24 و در هر جلسه موضوعاتي جديد مطرح نموده است (به عنوان مثال رجوع شود سه پيوست سند .2008.15 Gov)
4- عدول از ارائه كليه اسناد مطالعات ادعائي به ايران از طرف ديگر، آژانس متعهد شده براي اينكه اين مساله نيز همانند ساير محورهاي مسائل باقيمانده حل و فصل گردد، آژانس ابتدا بايد «همه اسناد مربوط» را در دسترس ايران قرار دهد.
اولا منظور از اسناد يا documents، در معناي عادي و معمولي مورد نظر ماده 38 كنوانسيون 1969 وين حقوق معاهدات و ادبيات حقوقي، «مدارك كتبي» 25 است. اما آژانس نه تا 15 سپتامبر 2007 بلكه هيچ گاه به ارائه و تحويل اين اسناد كتبي كه اتهامات مطالعات ادعائي مستند به آنها مطرح شده اند، اقدام ننموده به جاي آن هر بار بر ميزان پرسش هاي خود آن هم در رابطه با مطالعات ادعائي خارج از محورهاي سه گانه فوق افزوده و از پاسخ هاي ايران، پرسش هاي مجدد و مجدد را استخراج نموده است.
آژانس به جاي اينكه همه اسناد را كتبا به ايران تحويل دهد، برخي موارد را آن هم نه به صورت كتبي بلكه در قالب اسلايد تنها به ايران «نشان»26 داده و به «به نمايش» گذاشته است. در حالي كه جمله دوم بخش سوم مداليته به «دريافت» (receiving) همه اسناد مربوط اشاره كرده و اقدام ايران را متعاقب دريافت اين اسناد دانسته است.27 بديهي است كه در موارد طرح اتهام، فرض بر برائت است و حتي در سيستم هاي تفتيشي هم نخست به متهم «اتهام تفهيم» مي گردد و اسناد اتهام ارائه مي شود. اما آژانس با اينكه البرادعي نيز تحويل سند اتهام را شرط ضروري انتظار پاسخ متقن ايران شمرده و از آمريكا به خاطر عدم اجازه اسناد انتقاد كرده است. با تن دادن به فشارهاي آمريكا، بدون اينكه مشروح اسناد مبناي اتهام را به ايران تحويل دهد، خواستار پاسخ متقن و قانع كننده شده است. ترديدي نيست كه «نمايش دادن» بخشي از اسناد و مدارك اتهام را نمي توان متضمن تحقق «دريافت همه اسناد مربوط28» توسط ايران تلقي كرد.
ادامه دارد

1- See Standford University زHugo Grotiusز Standard Encyclopedia of Philosophy First published Fridec 16 2005 also Richard Tuke The Right of War and Peace Political Thought and the Internatioanl Order from Grotious to Kant Oxford Oxford University Perss 1999
2- Understanding of the Islamic Republic of Iranand the IAEA on the Modalities of resolution of t he Outstanding Issuesس Tehran 21 Aug 2007 also as INFCIRC.711 Attachd to GOV.2007.48 pp1-4
3- A.RES.1803 2008 P2
4- See for example: Sharon Squassoni Nima Gerami زTake Two: Iranصs Plan for Nuclear Complianceس Proliferation Analysis March 5 2008 wwwcarnegiendowmentorg.files.taketwopdf
5- Gov.2008.4.para 59
6- INFCIRC.2007.48 pp 3-4 زIran reiterated that it considers the following alleged studies as politically motivated and baseless allegation The Agency will however provide Iran with access to the documentation it has in its possession regarding: the Green Salt Project the high explosive testing and the missile re-entry vehicle
As a sing of good will and cooperation with the Agency upon recceiving all related documents Iran will review and inform the Agency of its assessmentز
7- Article 31: General rule of interpretation
ز1 A treaty shall be interpreted in good faith in accordance with the ordinary meaning to be given to the terms of the treaty in their context and in the light of its object and purposeز
8 Vienna Convention on the Law of Treaties 1969 Done at Vienna on 23 May 1969 Entered into force on 27 january 1980 United Nations Series vol 1155 P 331 see also http:..untreaty unorg.ilc.texts.instruments.english.conventions.1-1-1969pdf
9 ز9These modalites cover all remaining issues and the Agency confirmed that there are no other remaining issues and ambiguities regarding Iranصs past nuclear program and activities INFCIRC. 2007.48 IV para. 1
10 General understandings
11Issue
12Ambiguity
13Finalized
14زOn 21 August 2007 a plan hereinafter referred to as the زwork plan
which includes understanding between the Secretariat and Iranon the modalities procedures and timeliens for resolving these matters wsa finalized ز
15 Gov. 2008..15.para 16 and . 15
16 Scott Ritter Truthdig July 29 2008 we are already waging war on Iran
17Ibid
خبرگزاري رويترز31سپتامبر 800218
. «19The Agency has been able to verify the non-diversion of the declared unclear material at the enrichment facilities in Iran and has therefore conculuded that it remains in peaceful use.
20 زThe Agency and Iran agreed that after the implementation of the above work plan and the agreed modalities for resolving the outstanding issues the implementation of safeguards in Iran will be conducted in routine mannerس
21 Gov.2003.4.para52
22 Possible military Dimention
23 Gov.?.15.para14
24 Gov.2008.?para15 Gov.2008j.4.para36
25Gerald Kathleem Hill The Peopleصs Law Dictionary. Publisher Fine Communictions: زdocument na popular generic word among lawyers for any paper with writing
wwwdictionarlawcom.default2asp|selected=
26زGov.2008.422 Feb 2008 para 42 and 54 also Gov.2008.13.para16:
كه مي گويد آژانس بيشتر اين اطلاعات را به صورت الكتروني دريافت كرد و اجازه نيافت كه آنها را به ايران بدهد.
72- به شهادت موارد مصرح در گزارش هاي البرادعي، آژانس به جاي تحويل كامل اسناد به طريق زير عمل كرده است: بندهاي 24 و 84 گزارش 4.8002: نشان دادن اسناد (show)؛ بند 93 همان گزارش: در دسترس قرار دادن اسناد (made available).
28Upon receiving all related documents



 



درباره سخنراني رئيس جمهور در سازمان ملل

لطف الله فروزنده
بيانات رئيس جمهور محترم در سازمان ملل و مصاحبه با شبكه هاي خبري حكايت از اعمال دقيق و درست سياست، «عزت، حكمت و مصلحت» كشور دارد كه ايشان با هوشياري و تعقل و با قدرت و قوت اين وظيفه را ايفا كردند.
مروري بر برخي نكات افتخارآميز در نطق سازمان ملل، نشان مي دهد دولت نهم با اتخاذ سياست فعال و مدبرانه در صحنه خارجي از جايگاه واقعي انقلاب اسلامي و ملت ايران به خوبي دفاع كرده است.
1) تبيين ارزش ها و اهداف مقدس نظام اسلامي
در شروع سخنراني رئيس جمهور اهداف خلقت و جهان و انسان راچنين بيان كرد:
«خداوند متعال جهان راهدفمند خلق كرده است. اين جهان بستر تكون و رشد مخلوقي به نام انسان است، قوانين حاكم بر جهان و همه موجودات در خدمت تعالي او هستند.»
«عدالت، اساس خلقت انسان و همه آفرينش است.»
«انسان براي برپايي جامعه سعادتمند در اين جهان و حيات زيباي ابدي بايد خدا را بشناسد و براي تحقق اين امر، بايد خود را بشناسد و براي تعالي خود و جامعه تلاش كند.»
«تا زماني كه متجاوز به واسطه قدرت مالي، سياسي و تبليغاتي اش صاحب حق شناخته شود و تا زماني كه براي كسب راي در انتخابات جنگ راه بيندازند و ملت ها را سپر و برده كند، مشكلات جامعه جهاني حل نخواهد شد بلكه روز به روز بر دامنه هاي آن افزوده مي گردد.»
2) محكوم كردن رفتار نظام سلطه
در اين راستا رئيس محترم جمهور با بيان مصاديقي از حضور نظام سلطه بخوبي رفتار ظالمانه نظام استكبار را تبيين نموده و به جهان نشان دادند، علت مخالفت نظام سلطه با انقلاب اسلامي مردم ايران، ماهيت و زياده خواهي نظام استكبار است. ايشان با طرح كشتار بي رحمانه مردم فلسطين، بازسازي مناسبات دوران استعمار در آفريقا، حضور استعمار در آمريكاي لاتين، اقدامات نظام سلطه در گرجستان، مسابقه بي پايان تسليحاتي و توليد و تكثير و انباشت سلاح هاي اتمي و كشتار جمعي، همه را تهديدي براي آزادي بشر، استقلال و عزت ملت ها دانسته و افكار عمومي جهان را به قضاوت دعوت كردند.
دولت مردم عراق با راي مردم بر پا مي شود ولي اشغالگران بعد از شش سال هنوز حضور دارند و اصرار دارند قراردادهاي استعماري را بر آنان تحميل كنند.
3) تعيين اهداف و مواضع بحق نظام جمهوري اسلامي در روابط جهاني و مسايل هسته اي
رئيس جمهور محترم، با تاكيد بر صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي و گزارش هاي متعدد آژانس بر تاييد اين معنا، رفتار قدرت هاي زورگو و رفتار غيرمنطقي آنها را به چالش كشيد و با فريادي بلند، اعلام كرد آنها مخالف پيشرفت كشور هستند. رئيس جمهور اعلام كرد «ملت بزرگ ايران در برابر زورگويي ها ايستاده، از حقوق خود صيانت كرده و خواهد كرد. ملت ايران اهل گفتگوست ولي زياده خواهي ها و مطالبات غيرقانوني را نپذيرفته و نخواهد پذيرفت.»
4) دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين
آرمان فلسطين يكي از مهمترين آرمانهاي جهان اسلام و نظام اسلامي است، ملت بزرگ و سرافراز ايران اسلامي با تاسي از فرمايشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) دفاع از آرمان فلسطين را وظيفه و تكليف خود دانسته و انصافاً در اين راه آزمون خوبي داده است، حضور ميليوني مردم در روز قدس شاهد اين مدعاست رئيس جمهور انقلابي و اسلامي با سربلندي در قلب دولت ظالمانه صهيونيست زده آمريكا از اين آرمان به خوبي دفاع مي كند:
«امروز رژيم صهيونيستي در سراشيبي قطعي سقوط قرار دارد و راهي براي نجات او از منجلاب ساخته خود و حاميانش وجود ندارد. جمهوري اسلامي ايران ضمن احترام كامل به مقاومت مظلومانه مردم فلسطين و حمايت همه جانبه از آن راه حل انساني خود را كه مبتني بر همه پرسي آزاد از مردم فلسطين براي تعيين و برپايي نوع حكومت در همه فلسطين است را به دبيركل محترم سازمان ملل تقديم مي نمايد.امپراطوري آمريكا در جهان به پايان راه خود رسيده است و حاكمان بعدي پايه دايره دخالت ها را به مرزهاي خود محدود كنند امروز انديشه سلطه گري به سرعت به يك ضد ارزش تبديل مي شود».
5) دفاع از آرمان مقدس انتظار
رئيس محترم جمهور در پايان سخنراني، آينده وافق جهان را از ديدگاه اسلام ترسيم نموده و با طراح آرمان مقدس انتظار، همه آزاديخواهان و انديشمندان را به تلاش براي تحقق آينده طلايي درخشان بشريت دعوت كردند:
خوشبختانه فرصت ها در دسترس است. به لطف الهي پايه هاي وضع ظالمانه موجود در حال فروريزي است. تحولات بزرگ به نفع انسان و حقوق حقيقي و واقعي او در راه است.
آينده طلايي و درخشان در انتظار جامعه بشري است.
جامعه جهاني سرشار از عدالت، دوستي و برادري و رفاه و با وصفي كه گفتم در دسترس ما قرار گرفته است جامعه اي كه تحت حاكميت انسان صالح و كامل، موعود همه پيامبران الهي، دوستدار حقيقي انسانها و برپا كننده راستي و عدالت راه زيبايي و عشق را مي پيمايد و از هر ترس و اندوه و ياس و حرماني مبراست براي ما و در نزديكي ماست جامعه اي كه پيامبران بزرگ الهي، ابراهيم، عيسي و محمد (ص) وعده داده اند در آستانه تحقق است.
بياييد دست در دست هم، انديشه مقاومت در برابر بدي ها و اقليت بدخواهان و حمايت ازخوبي ها و اكثريت خوبان و مظهر كامل خوبي، موعود امم امام عصر (ع) كه باهمراهي حضرت عيسي (ع) خواهد آمد را گسترش دهيم و متناسب با آنان ساز و كارهاي عادلانه و انساني براي تنظيم روابط سازنده بين ملتها و دولتها را طراحي و عملياتي نماييم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14