(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 16 مهر 1387 - 7 شوال 1429 -7 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19199
 

طرح شكايت
آرزوي شهادت
فقر فرهنگي
تخصص و تعهد لازمه مردم سالاري ديني
معيارهاي همسر نيكو از نگاه قرآن
تپش قلم



طرح شكايت

قال علي(ع): اجعل شكواك الي من يقدر علي غناك.
امام علي(ع) فرمود: شكايت و درد دل خود را به نزد كسي ببر كه قدرت بر بي نياز كردن و توانگري تو دارد.(1)

1- غررالحكم، ج 1، ص 583

 



آرزوي شهادت

جراحاتي در غزوه «احد» بر بدن مبارك علي(ع) وارد شد (كه تا نود زخم كاري نقل شده است) پس از پايان جنگ احد، آن حضرت در خانه بستري شد و اطباء او را معالجه مي كردند. رسول خدا(ص) به عيادتش آمد، همين كه علي(ع) چشمش به جمال مبارك رسول خدا(ص) افتاد شروع كرد به گريه كردن، پيغمبر خدا(ص) او را دلداري داد، اما علي(ع) انگيزه گريه خويش را چنين بازگو كرد «گريه ام براي اين است كه چرا در راه خدا شهيد نشدم»(1)

1- بحارالانوار، ج 36، ص 26
 

 



فقر فرهنگي

پرسش:
ماهيت فقر فرهنگي چيست؟ و آيا ما مي توانيم بدون از بين بردن فقر فرهنگي ساير معضلات و مشكلات جامعه از جمله امور اقتصادي را حل و فصل نماييم؟
پاسخ:
از آنجا كه عرصه فرهنگ در هر جامعه اي پايه و اساس تمامي تغيير و تحولات اجتماعي به حساب مي آيد، بنابراين فقر فرهنگي نيز موجبات پيدايش ساير فقرها را در جامعه فراهم خواهد ساخت. براي تبيين اين موضوع به موارد زير اشاره مي كنيم:
تبيين ماهيت فقر
1-فقر از منظر اهل لغت
لغت شناسان براي فقر معاني بسياري ذكر كرده اند كه عبارت است از: تنگدستي، تهيدستي، پريشاني، شكستن، كنده كاري كردن، دهانه قنات و گودالي كه در آن نهال خرما مي كارند.
معناي مورد نظر ما در اين نوشتار تنگدستي و تهيدستي است كه از ديگر معاني مشهورتر مي نمايد. افزون بر اين لغت شناسان، مبتلا به درد كمر و يا شكستگي ستون فقرات را فقير نگاشته اند. بر اين اساس تهيدست را فقير مي خوانند، زيرا ستون فقرات توانايي اش شكسته است.( مجمع البحرين ، ذيل ماده فقر )
2-فقر از منظر مفسران
مرحوم علامه طباطبايي(ره) نخست مانند اهل لغت فقير را تهيدست معنا مي كند، پس به مقايسه واژه فقير و مسكين مي پردازد و موقعيت مسكين را دشوارتر معرفي كرده و مي فرمايد:
«مسكين تنها ندار را نمي گويند، بلكه به كسي مي گويند كه علاوه بر آن دچار خواري و ذلت هم باشد، يعني فقرش به حدي برسد كه مثلا مجبور شده، از آبروي خود مايه گذاشته، دست احتياج نزد ديگران دراز كند.»
3-فقر از منظر فيلسوفان و عارفان
از نگاه فيلسوفان و عارفان، جز خداوند همه موجودات جهان فقير و نيازمندند. خداوند تنها موجود بي نيازي است كه از توانگري ذاتي برخوردار است. چنان كه در قرآن كريم مي فرمايد: «اي انسان شما فقيراني به سوي خدا هستيد و خداوند غني و شايسته حمد است» (فاطر-15)
هر قدر انسان از اين نيازمندي آگاهي بيشتري پيدا كند، به خداوند نزديكتر مي شود و به درجات بالاتري از كمال دست مي يابد. بنابراين پيامبران و امامان فقيرترين انسان ها بودند و بر اين فقر خود افتخار مي كردند. «الفقر فخري وبه افتخر» همواره مورد تاكيد آن ذوات مقدسه بود.
اقسام فقر
فقر را از جنبه هاي مختلف مي توان مورد بررسي و مطالعه قرار داد. اما نقطه تاكيد در اين تقسيم بندي فقر فرهنگي است كه وجوه تمايز آن را از ساير فقرها به خوبي بتوانيم بشناسيم.
1-فقر جسمي
شخصي كه نقص عضو دارد، دچار فقر جسمي است. بدين ترتيب معلولان در شمار فقيران جاي دارند: البته چنين فقري غالبا به فقر مالي نيز مي انجامد.
2-فقر مالي
اين نوع فقر، فقر اقتصادي، معيشتي و محروميت نيز خوانده مي شود. برخي از اقتصاددانان در تعريف اين نوع فقر مي گويند: «فقر عبارت است از ناتواني در برآورده ساختن نيازهاي انساني» همچنين برخي ديگر گفته اند: «فقر عبارت است از عدم برخورداري از حداقل امكانات معاش و يا به تعبير ديگر عدم برخورداري از قوت لايموت».
از طرف ديگر برخي بر اين باورند كه «فقر يعني ناتواني انسان در تامين حد كافي نيازمندي هاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم در رسيدن به سوي كمال» با عنايت به اين تعاريف براي شناخت دقيق فقر بايد نيازهاي اوليه و اساسي انسان مشخص شود. براساس اختلاف نظر در سطح نيازهاي اوليه و اساسي در ادبيات اقتصادي دو نوع فقر تعريف شده است:
الف) فقر مطلق
هرگاه شخصي از تامين نيازهاي اوليه زندگي خود و افراد تحت سرپرستي اش ناتوان باشد و به عبارت ديگر، از آن ميزان كالري يا پروتئين كه براي ادامه حيات سالم لازم است برخوردار نباشد دچار فقر مطلق است.
ب) فقر نسبي
ممكن است گروهي از افراد يك كشور از توانايي لازم براي تامين نيازهاي اوليه زندگي برخوردار باشند، ولي به لحاظ اينكه درآمد و سطح زندگي آنان از متوسط درآمد جامعه پايين تر است در فقر نسبي بسر مي برند. همچنين درآمد جامعه اي اگراز سطح متوسط درآمد كشورهاي جهان پايين تر باشد، آن كشور، در سطح كلان، در فقر نسبي بسر مي برد، هر چند نيازهاي اساسي خود را تامين كند. آنچه از روايات و نيز فتاواي فقها استنباط مي شود، اين است كه فقير در اسلام طبق معيار دوم تعريف شده است.
ادامه دارد

 



تخصص و تعهد لازمه مردم سالاري ديني

همه مسئولان يك نظام، مخصوصاً شما برادران بزرگوار نيروي انتظامي به اين دو اصل و عنصر محوري كه در جريان حكومت يوسف مصر مطرح است، بايد عنايت كنيم؛ يكي « تعهّد » ماست و ديگري « تخصص» ما! هر كسي در هر مسئوليّت و پستي كه هست، بايد نسبت به آن پست متخصّص و نسبت به اصل نظام اسلامي متعهّد باشد. كارهاي اين نظام بخشي به مسائل فرهنگي و علمي و مانند آن وابسته است، بخشي هم به مسائل اقتصاد و سياست و گروه كارهاي ديگر مترتّب است، بخشي هم به مسائل امنيّت. هر مسئولي وقتي شايسته آن است كه زير پرچم الله اكبر به سر ببرد كه در مسئوليّتش متخصّص و نسبت به نظام اسلامي متعهّد باشد.
وجود مبارك يوسف صديق وقتي خواست وزارت اقتصاد را در شرائط قحط زده و قحطي مصر به عهده بگيرد، گفت : من داراي اين دو خصوصيّت و دو عنصر محوري ام! ا جعلن ي علي خزائ ن الأرض نّي حف يأ عل يأ (1). هم در امور اقتصاد كارشناس ماهرم، هم در رعايت حقوق بيت المال حفيظ و امينم. مني كه در كارم، متخصّص ام؛ نسبت به اموال مسلمين امينم، نسبت به عقائد مسلمين امينم، نسبت به نظام متعهّدم؛ من مي توانم اين س مت را اداره كنم.
مسأله وزارت، عالي ترين شغل است در يك كشور و نظام. ساده ترين شغل در يك نظام همان رمه داري و چوپاني است كه يك شبان در دامنه هاي كوه به سر مي برد. قرآن كريم كه آئين زندگي است و ذات أقدس له در همين كتاب آسماني فرمود : اين دعوت ما و دعواي ما و پيام ما حيات بخش است؛ يا أيّها الّذ ين آمنوا استج يبوا لله و ل لرّسول ذا دعاكم ل ما يحي يكم(2). يعني مؤمنان! پيام خدا و پيامبر را كه شما را زنده مي كند اجابت كنيد. همين قرآن شرائط يك وزير را تخصّص و تعهّد مي داند، شرائط يك شبان و چوپان دامنه كوه را هم تخصّص و تعهّد مي داند.
در جريان شباني موساي پيامبر نسبت به شعيب (سلام الله عليهما) چنين مي خوانيدكه دختر شعيب به پدرش پيشنهاد داد : يا ابت استأج ره نّ خير من استأجرت القو يّ الأم ين (3). يعني پدرا! بهترين شبان، چوپاني است كه در رمه داري هم متخصّص باشد، هم متعهّد. هم در گلّه داري نيرومند باشد، و هم در داشتن چشم پاك و گوش پاك و دل پاك امين باشد؛ نّ خير من استأجرت القو يّ الأم ين اگر قرآن آب زندگاني است، مي گويد : وزير مملكت بايد پاك، امين، متخصّص و متعهّد باشد؛ چوپان و شبان و رمه دار دامنه كوه هم بايد متخصّص و متعهّد باشد. او در رمه داري متخصّص و متعهّد باشد، اين در اقتصاد داني متخصّص و متعهّد باشد.
اگر دو حاشيه مملكت ، يعني صدر مملكت و ذيل مملكت ، يعني وزارت و شباني ، يعني مشكل ترين سمت كشور و ساده ترين پيشه كشور؛ هر كسي در هر شرائطي كه هست از منظر قرآن كريم اين دو اصل را دارا باشد، يعني هر كسي در رشته اش متخصّص و متعهّد باشد، آنگاه اين پرچم افراشته مي شودء پرچم جمهوري اسلامي و همه زير اين پرچم الله اكبر خضوع و خشوع داريم؛ و اين پيام قرآن است و بس!
براي رسيدن به اين پيام خ ردورزي و عقل لازم است. هر كسي اينچنين نيست كه در كارش هم متخصّص باشد، هم متعهّد! يا دل بسته به نظام است، ولي آن عقل و كارشناسي و درايت را ندارد.يا متخصّص است، ولي آن عقل و تعهّد و ديانت را از دست داده است. و قرآن كريم واجدان اين عناصر را تشريح كرد، فاقدان را هم تشريح كرد، علّت فقدان را هم گوشزد كرد، و اين را بيماري دانست و او را درمان كرد.
امانت خدا
فرمود : امانت خدا عبارت از دين او، قرآن او، عترت او، عبادت او، عقائد او، اخلاق او، احكام او، فقه او و مانند آن است. امانت مردم امنيّت مردم است، حقّ مردم است، آزادي مردم است، استقلال مردم است،اين مي شود مردم سالاري! اين مردم سالاري به علاوه تعهّد ديني مي شود مردم سالاري ديني. همه اينها را هم به مسئولان عالي رتبه دستور مي دهد، هم به مسئولان ميانه، هم به مسئولان مبتدي و ساده.
در سوره مباركه انفال فرمود : يا أيّها الّذ ين آمنوا لا تخونوا الله والرّسول و تخونوا امانات كم و أنتم تعلمون (4). فرمود : مردم! نه در امانت هاي خدا خيانت كنيد، در مسائل اعتقادي، در مسائل ديني، در مسائل فرهنگي، در مسائل فقهي؛ و نه در امانت هاي مردمي، آنچه كه به حقوق مردم بر مي گردد؛ اگر مسائل مال است، اگر مسائل آزادي است، اگر مسائل استقلال است، اگر مسائل باز بودن فضاي باز سياسي است و مانند آن. اينها امانت هاي مردمي است كه اينها را بايد حفظ بكنيم. فرمود : لا تخونوا الله والرّسول، مبادا در اين امانت ها خيانت كنيد ؛ و تخونوا امانات كم، مبادا حقوق مردم را تضييع كنيد، و أنتم تعلمون.
مي دانيد كه امانت چيست و تلخي خيانت را
مي دانيد. اگر امانت هاي مردمي رعايت شد و امانت هاي الهي رعايت شد، مي شود مردم سالاري ديني. اگر
امانت هاي مردمي رعايت شد، حقوق مردم رعايت شد ، ولي امانت هاي الهي ـ معاذ الله ـ رعايت نشد، اين مردم سالاري ديني نخواهد بود. اين همان دموكراسي باطل غرب است كه چند روزي آمده و چند روزي هم افسرده خواهد شد.
مسأله مهم آن است كه خدا فرمود : مي دانيد چه عاملي باعث مي شود كه دست يك كارمند در گرفتن و انجام عشوه و رشوه مي لغزد ؟ آن علاقه به مال است، علاقه به فرزند است، علاقه به همسر است و علاقه به دنياست! فرمود : اين علاقه دشمن شماست. مبادا دشمن پرور باشيد و آبرويتان را هزينه رشوه گرفتن كنيد و هزينه دشمن!!
خيانت در امان ممنوع
هيچ عاقلي سرمايه خود را هزينه دشمن نمي كند. در آيه بعد فرمود : واعلموا أنّما أموالكم و اولادكم ف تنه و أنّ الله ع نده اجأ عظ يم (5). مبادا براي يك آزمون كه زن و فرزند شماست؛ آبرويتان، حيثيّت تان، برزخ تان، قيامت تان را هدر بدهيد! مبادا خداي ناكرده به امانت هاي خدا و پيامبر خيانت كنيد براي دشمنتان! مبادا خداي ناكرده امنيّت مردم را آسيب برسانيد، به حقوق مسلّم مردم خيانت بكنيد براي دشمن تان! بدانيد كه اموال شما و اولاد شما آزمون است. در بخشي از آيات سوره مباركه تغابن فرمود : نّ م ن ازواجكم و اولادكم عدوّاً لكم (6). اينها نه تنها فتنه و آزمون اند، بلكه برخي از اينها دشمن اند. مبادا خداي ناكرده براي پرورش دشمن آبرو و دين را هزينه كنيد!
انسان تا زنده است در شناسنامه او زن و فرزند نوشته است. همين كه بدن سرد شد و مرد، هيچ رابطه اي بين او و فرزندان او نيست! يفص ل ب ينكم. فرمود : همين كه مرديد، بيگانه ايد. نه آنها به ياد شمايند، نه شما به ياد آنهائيد! و يوم القيامه يفص ل ب ينكم (7). دنيا كه يك نظام اجتماعي است، در شناسنامه يكديگر نام اعضاي خانواده نوشته است. انسان همين كه مرد، تنها است و بس! كلأ اتوه داخ رين و كلّهم آتيه يوم القيامه فرداً (8).
اگر در سوره انفال فرمود : دين خدا امانت است، اگر در سوره انفال فرمود : سنّت اهل بيت عصمت و طهارت امانت است، اگر در همان سوره فرمود : حقوق مسلّم مردم امانت است، و فرمود : اين امانت ها را گرامي بداريد و خيانت نكنيد ؛ منشاء خيانت را رسيدن به زن و فرزند و مال دانست، بعد فرمود : اينها فتنه است، اينها آزمون است. در بخشي از سوره تغابن فرمود : برخي از اينها دشمن اند! مبادا يك عاقلي دين خود را هزينه دشمن بكند!
از آن طرف فرمود : اگر دستتان پاك بود، چشم تان پاك بود، امنيّت را حفظ كرديد؛ گذشته از اينكه پيش خدا و پيامبر معزّز و مكرّم ايد، فرزندان شما هم در جامعه امن از امنيّت برخوردارهستند. اگر كسي خداي ناكرده به امنيّت عنايت نكرد، يا با گرفتن رشوه و دادن عشوه امنيّت را به هم زد؛ ديگر آن كشور نا امن جاي زيست خود او نيست، ، جاي زيست پسر و دختر او نيست. اگر خداي ناكرده مواد بيايد، مفاسد اخلاقي بيايد، مشكلات سياسي راه پيدا كند، اين مشكلات يك ويروسي است كه كارمند و غير كارمند، نيروي انتظامي و غير انتظامي
نمي شناسد! اين وقتي آمد در خانه همه را مي كوبد. زندگي كردن در يك كشور نا امن تلخ است.
امنيت وايمان دو نعمت الهي
در ادعيّه به ما آموختند كه از خداي سبحان امن و ايمان طلب بكنيم. اللّهمّ نّا نسألك الأمن واليمان (9). امنيّت به دست نيروي نظامي و انتظامي سپرده است. امنيّت هاي برون مرزي را نيروي نظامي به عهده دارد، امنيّت هاي درون مرزي را شما عزيزان به عهده داريد. سعي كنيد اين كشور ولي عصر را شايسته ظهور و حضور آن حضرت قرار بدهيد.
فرمود : اگر اين كار را كرديد؛ يعني احكام الهي كه امانت خداست حفظ كرديد، احكام اهل بيت را، دستورات اهل بيت را كه آن هم برگرفته از وحي الهي است به عنوان امانت رسول خدا و اهل بيت (عليهم الصّلاه و عليهم السّلام) حفظ كرديد، حقوق مردمي را در سايه قرآن و دين حفظ كرديد، يعني مردم سالاري ديني را تحقّق بخشيديد؛ آيه بعد سوره مباركه انفال پيام خوب مي آورد و آن اين است كه : يا أيّها الّذ ين آمنوا ن تتّقوا الله يجعل لكم فرقاناً (10). فرمود : اگر اهل تقوا بوديد، يك فروغ فرقان و تشخيص بين حقّ و باطل در نهاد شما ن هادينه خواهد شد. شبستان دل تان روشن مي شود، باطن دنيا را مي بينيد؛ دست تان پاك خواهد شد.
آن بهره اي كه از امانت مي بينيد، هزارها برابر بيش از آن لذّت كاذبي است كه خداي ناكرده از رشوه نصيب كسي مي شود. رشوه لذيذ نيست، لذيذ نما است! امّا امانت ظاهرش لذيذ است، باطنش هم لذيذ است. در چنين شرائط فرمود : ن تتّقوا الله يجعل لكم فرقاناً و يغف ر لكم ذنوبكم. هم دنيايتان تأمين است، هم آخرت تان تأمين است. مبادا خداي ناكرده يك كارگزاري در روز بازنشستگي پيش خدايش شرمنده باشد! بكوشيم كه در روز مرگ يا روز بازنشستگي با چهره شفاف و دل گشوده به لقاي الهي برويم و او را ملاقات كنيم. بگوئيم : خدايا! اين امانت را به دست ما دادند، سالم تحويل گرفتيم، سالم تحويل نسل بعد مي دهيم .
البتّه مسئولان محترم اقتصادي كشور هم بايد تلاش و كوشش كنند؛ مشكل بيكاري را، مشكل تورّم را، مشكل معيشت و اقتصاد را حلّ كنند، و از طرفي هم با فقر و فساد و تبعيض مبارزه كنند تا مردم بتوانند زير اين پرچمي كه به نام الله اكبر مزيّن است، خدا را عبادت كنند و خداي سبحان هم فرمود : بهترين عامل براي دعوت مردم به پرستش خدا برقراري امنيّت مردم از يك سو، و تأمين اقتصاد و معيشت امّت از سوي ديگر است. فاليعبدوا ربّ هذا الب يت الّذ ي أطعمهم م ن جوع و آمنهم م ن خوف (11). فرمود : مردم حجاز بايد پروردگار كعبه را بپرستند، زيرا اين دو فضيلت را خدا به اين مردم داده است : يكي« امنيّت »، يكي « اقتصاد ».
اين نظام كه نظام اسلامي است و در تحت رهبري ربّ البيت يعني الله دارد اداره مي شود و همگان بنده اويند، و زير پرچمي كه به نام مبارك اوست به سر
مي برند، بكوشند كه امنيّت اين مملكت را چه درون مرزي، چه برون مرزي حفظ بكنند و اقتصاد اين كشور را از هر جهت تأمين بكنند، فاليعبدوا ربّ هذا الب يت الّذ ي أطعمهم م ن جوع و آمنهم م ن خوف. يعني مشكلات مالي مردم را بر طرف كرد و مشكلات امنيّتي و سياسي مردم را هم برطرف كرد.
نتيجه عرضم آن است : آياتي كه خوانده شد به ما مي گويد : صدر و ساقه اين مملكت وقتي مردم سالاري ديني مي شود كه هر كسي در رشته خودش متخصّص و نسبت به نظام الهي يعني قرآن و عترت متعهّد باشد؛ خواه آن فرمانده، خواه آن فرمانبر؛ تا بشود مردم سالاري ديني. نمونه اين كار در فرهنگ قرآن كريم اين بود كه فرمود : اگر وزير اقتصاد در كشور مصر است، حرفش همين دو اصل است : تخصّص و تعهّد! و اگر شبان و چوپان است، حرفش همين دو اصل است : يعني تخصّص و تعهّد. يك سرباز ساده يا يك پليس ساده در س مت خاصّ خود كه محدود است، در همان بخش ضعيف بايد متخصّص و متعهّد باشد، فرمانده كلّ هم بايد متخصّص و متعهّد باشد تا از مجموع اين عناصر محوري امنيّت و اقتصاد تأمين بشود، اين كشور بشود مردم سالاري ديني.
¤ سخنراني آيت الله جوادي آملي (دام ظلّه) در مراسم صبحگاه نيروي انتظامي استان خراسان ؛ مشهد مقدس ـ 12 مرداد 1381

(1) سوره يوسف . آيه 55
(2) سوره انفال . آيه 24
(3) سوره قصص . آيه 26
(4)سوره انفال . آيه 27
(5) سوره انفال . آيه 28
(6) سوره تغابن . آيه 14
(7) سوره ممتحنه . آيه 3
(8) سوره مريم . آيه 95
(9) الكافي . جلد 2 . صفحه 587
(10)سوره انفال . آيه 29
(11) سوره قريش . آيه 4

 



معيارهاي همسر نيكو از نگاه قرآن

آنچه در طي دو شماره از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد نگاه اجمالي است به شاخصها و معيارهاي همسر خوب و شايسته كه در آن نويسنده با استناد به آيات قرآني به بررسي اين موضوع پرداخته و در قسمت دوم روشهاي خوب شوهرداري كردن را تبيين كرده است كه با هم بخش نخست را مطالعه مي كنيم.
¤ ¤ ¤
ضرورت تقليد
انسان به طور طبيعي موجودي مقلد و الگوپذير است. واقعيتي كه نمي توان آن را انكار كرد هر چند كه در ضرب المثل هاي مردمي به نقد شيوه تقليد و الگوگيري پرداخته و گفته شده: تقليد كار ميمون است و اين كه ميمون هر چه زشت تر، تقليدش بيش تر است؛ با اين همه انسان در همه امور از مسايل حسي گرفته تا مسايل عقلي، موجودي مقلد و الگوبرداري است.
در روان شناسي اجتماعي آن گاه كه از عمل اجتماعي و جامعه پذيري سخن به ميان مي آيد مساله تقليد از اساسي ترين مولفه هاي آن مي باشد؛ به طوري كه بي تقليد و الگوبرداري نمي توان مساله جامعه پذيري و بقا و وحدت و همبستگي جامعه اي را به اثبات رساند.
در آموزش و پرورش و انتقال دانش ها و مفاهيم عقلي و اصول و مباني اخلاقي و مسايل تربيتي نيز تقليد تنها راه و دست كم از مهم ترين راه ها به شمار مي رود. هر كودكي از همان آغاز از راه تقليد و الگوبرداري از افراد نزديك و مرتبط با وي به آموزش دست مي يابد. حتي در اصول بسيار ريز و دقيق عقلي و احكام آن تقليد از اساسي ترين ابزارهاي انتقال مفاهيم عقلي است. سقراط ها، افلاطون ها، ارسطوها، فارابي ها، بوعلي سيناها تنها از راه تقليد توانسته اند بياموزند و به ديگران بياموزانند.
در تمام كتاب هايي كه در حوزه جامعه شناسي رفتار و روان شناسي اجتماعي نگاشته شده بخش مهمي از كتاب به مساله الگوبرداري و نقش و آثار آن در فرآيند تكامل شخصيت اجتماعي و جامعه پذيري اختصاص يافته است. در همه اين موارد به مساله مهم «ديگري مهم» و يا «ديگران مهم» اشاره شده است و اين كه چگونه هر شخصي مي كوشد شخصيت خود را با توجه به الگوها بازسازي كند و معيار سنجش درستي و نادرستي عمل و حتي اعتماد به نفس و خودباوري از نظر همگان «ديگري مهم» و يا «ديگران مهم» است.
شخص مي كوشد بفهمد از نظر ديگري مهم و يا ديگران مهم چگونه انساني است و در اين راستا از هيچ تلاشي دست بر نمي دارد تا خود را وفق معيارها و ارزش هاي ديگري مهم و يا ديگران مهم بازسازي و همسان سازي كند. بر اين اساس طبيعي است كه در تمامي قرآن مسايل مهم معارفي و اخلاقي و تربيتي و عملي به شكل بيان الگوهاي عيني مطرح مي شود و داستان هاي پيامبران و يا انسان هاي كامل چون حضرت ابراهيم (ع) و يا آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران (ع) براي ارايه الگوهاي عيني براي تقليد بيان مي گردد. طرح مساله الگوبرداري از آنان و مطرح شدن پيامبر اسلام (ص) به عنوان الگو و نمونه كامل و جامع براي تقليد نيز برخاسته از همين امر طبيعي و گرايش ذاتي انسان به تقليد و الگوبرداري از ديگري است.
الگوهاي ديني مومنان
بنابر اين انسان به طور طبيعي گرايش به اين مساله دارد كه خود را مطابق الگوها و نمونه هاي برتر در آورد و از سر تا پا خود را به شكل و شمايل و اخلاق و رفتار ديگري مهم و يا ديگران مهم تبديل كند. از اين رو به گردآوري همه عناصري مي پردازد كه از نظر وي براي الگوبرداري مهم و اساسي است و نقش موثري در آن دارد.
يكي از مسايلي كه انسان مومن در جست و جوي آن گام بر مي دارد و مي كوشد به آن دست يابد، تطابق كامل زندگي فردي و اجتماعي خويش با الگوي ديني به ويژه الگوهاي قرآني است. از اين رو در سخنان خويش براي توجيه رفتار و انديشه و بينش و نگرش خويش همواره از آيات و روايات بهره مي گيرد و به سيره عملي امامان (ع) استناد مي كند. در خوراك مي كوشد همانند آنان بخورد و يا در نحوه پوشش و خواب از آنان الگوبرداري نمايد.
چيزهايي را كه آنان ناپسند و زشت مي دانستند و يا پسنديده و زيبا مي يافتند استفاده كند و خود را متمايل به آن ها نشان دهد.
در مسئله ازدواج نيز مي كوشد تا زندگي خود براساس الگوها و معيارهاي علمي و عيني آنان و سيره عملي ايشان سامان دهد و آن چيزهايي را كه از نظر ايشان ملاك وارزش است ارزش قرار دهد و از آن چيزهايي كه ضدارزش است دوري و پرهيز نمايد. بنابراين شناخت اين معيارها و ارزش ها براي انسان مومن بسيار مهم و اساسي است؛ زيرا مي كوشد تا خود را همانند ايشان كند و سر تا پا همسان سازي را بر پايه تقليد انجام دهد؛ زيرا معتقد است همسان سازي به معناي موفقيت كامل و رسيدن به جايگاهي است كه ايشان از اين راه بدان دست يافته اند. مسئله تقليد در حوزه بينش و نگرش و رفتار، امري است كه قرآن بر آن تاكيد كرده از جمله مي فرمايد اگر مي خواهيد محبوب خدا شويد از من پيامبر تقليد كنيد و يا اين راه مستقيم و راست من است از آن پيروي نماييد و يا گام در جايي نهيد كه من در آن جا گام نهاده ام و سر سوزني از آن تخطي نكنيد و يا اين كه نه پيش بيفتيد و نه پس بمانيد كه در هر دو حالت گمراه مي شويد، كه اينها نمونه هايي از اين دستورها و فرمان هاست كه در آيات قرآني بدان اشاره شده است و روايات بسياري نيز در باب اطاعت از سيره زندگي پيامبر و امامان وارد شده كه مجال طرح آن در اين نوشتار نيست.
با توجه به اين مسئله است كه مومنان تلاش مي كنند در زندگي خويش به ويژه در انتخاب همسر از امامان پيروي كنند و ملاك ها و معيارهاي آنان را در انتخاب همسر و يازندگي به كار گيرند و سرسوزني از آنها تخطي نكنند.
نيكوترين همسر از نگاه قرآن
قرآن از همسر خوب و نيكو به خير تعبير كرده است. خير به معناي چيزي است كه گرايش و رغبت همگاني بدان وجود دارد. به اين معنا كه همسر خوب كسي است كه از نظر همگان مورد تاييد و توجه است و هر كسي آرزو دارد داراي چنين همسري باشد. زيرا ملاك هاي انساني را چنان فراهم آورده كه هر كسي به طور طبيعي آن را مي ستايد و مي پسندد. از نظر زيبايي، انساني طبيعي و در حد اعتدال كامل است و نقص وعيبي در ظاهر وي نيست. از نظر بينشي و نگرشي و اخلاق فردي و رفتار اجتماعي نيز در مسير تكاملي انسان قرار دارد و اصول و مباني فطري را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه هاي عيني آن را قرآن در آسيه (س) و مريم دختر عمران(س) در ميان زنان و حضرت ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در ميان مردان مطرح مي كند. در اين ميان پيامبر اكرم(ص) الگوي برتر در ميان مردان است و در حوزه همسري بهترين و كامل ترين ايشان به شمار مي آيد.
در آيات و سوره هاي چندي به الگوي ديگري به عنوان خانواده برتر و نمونه اشاره شده است كه از هر نظر در كمال بينشي و نگرشي و رفتاري هستند. اين خانواده كه در سوره هل اتي (الانسان) به عنوان خانواده كامل و راستين ومحبوب خدا مطرح شده است، همان خانواده علوي است كه تركيبي از انسان هاي معصوم و كامل است كه در آيه تطهير به كمال و محبوبيت ايشان اشاره شده است.
خانواده علوي از هر لحاظ الگوي كامل در حوزه انتخاب همسر و زندگي و پدر ومادري و فرزندي است. فرزندان همه به گونه اي تربيت شده اند كه بهتر از ايشان نمي توان يافت. از اين رو افزون بر آن چه در اين نوشتار بدان پرداخته مي شود شايسته بلكه بايسته است تا با گردآوري و مطالعه زندگي و سيره ايشان در منابع و كتابهاي ديگر همه ابعاد زندگي خانواده نمونه به دست آيد و براساس اين الگوهاي رفتاري عمل شود.
زن و مرد، مكمل يكديگر
قرآن زندگي خانوادگي را بهترين و كامل ترين نوع زندگي برمي شمارد و آن را براساس فطرت و غريزه طبيعي انسان مي داند و هرگونه زندگي در بيرون از چارچوب زندگي خانوادگي را زندگي ناقص و معيوب قلمداد مي كند، زيرا در تحليل قرآني از همان آغاز آفرينش مرد، جفت و زوجي براي همسري وي از نفس و جانش آفريده شده كه افزون بر نيازهاي روحي و رواني و جنسي، زمينه تكامل و كمال يك ديگر را فراهم مي آورند.
زن و مرد در تحليل قرآني موجود مستقل هستند و از روح و روان جداگانه برخوردار مي باشند، از اين رو هر كسي مي بايست پاسخ گوي رفتار و كردار و افكار خويش باشد و هركسي بار خويش بر دوش مي كشد و در قيامت زن و مرد هر يك جداگانه داراي اراده و خواسته هاي مستقل خواهند بود و مجازات و پاداش مستقلي مي گيرند اما با اين وجود در زندگي دنيوي به گونه اي آفريده شده اند كه بايد مكمل يك ديگر باشند. به سخن ديگر زن و مرد در زندگي خلقي و دنيوي خويش موجوداتي وابسته به يك ديگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود كه بدان تكيه كرده به كمال خويش مي رسد.
از اين رو در تحليل قرآن از زن در دنيا به عنوان جفت و همسر مرد ياد مي شود كه بايد با تكيه بر مرد و قواميت او به كمال خويش دست يابد. اين گونه است كه زن و مرد به عنوان همسران مي بايست در كنار هم باشند تا به كمال لايق و شايسته خويش برسند وگرنه دچار نقص و كمبود و عيب خواهند بود.
همسر خوب، خير برتر
بر اين اساس قرآن همسر خوب و نيكو و زندگي خانوادگي را خير مي شمارد. (نساء آيه 19) و در آيه 221 سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به كمال خويش برساند ولي زن مشرك به جهت شرك و باورهاي نادرست كه در كردارها و رفتارهاي او نيز نمود خواهد يافت دست كم سد راه تكامل همسر خويش خواهد بود اگر گفته نشود كه عامل گمراهي و يا تغيير رفتاري همسر مؤمن خود نيز خواهد شد. در حقيقت همسر مؤمن، خير است و موجبات تكامل و آرامش و آسايش شخص را فراهم مي كند.
بنابراين انسان اگر بخواهد به كمال برسد و از مواهب دنيا براي دست يابي به تكامل و كمال و حتي آسايش و آرامش دنيوي بهره برد مي بايست همسري را انتخاب كند كه زمينه رشد و تكامل و آسايش او را فراهم آورد و آرامش را در خانه اش جاي دهد. چنين همسري را مي توان در ميان زنان و مردان مؤمن يافت.
در آيات قرآني به مسئله انتخاب زن مؤمن اشاره مي شود؛ زيرا به طور طبيعي در ميان عربها و حتي بسياري از اقوام جهان، انتخاب همسر از سوي مردان بوده و هست و زنان بيش تر پس از خواستگاري به پذيرش آن روي مي آورند. از اين رو هرگونه پذيرش، مربوط به زنان و دختران است ولي خواستگاري و انتخاب نخست، به عهده پسران و مردان مي باشد؛ بر اين اساس در آيات قرآن به مسئله انتخاب زن خوب و مؤمن اشاره شده است ولي مي توان از اين به دست آورد كه انتخاب در هر حال دو سويه است و زنان و مردان مؤمن مي بايست همسري مؤمن برگزيند.
زيبائي همسر، شرط مهم اما نه ضروري
قرآن به اين مسئله طبيعي نيز اشاره مي كند كه انسان ها موجوداتي هستند كه زيبايي را مي پسندند و بدان گرايش دارند. زيبايي خواهي و زيبارويي جويي از امور طبيعي و غريزي بشر است. قرآن با شناخت مساله علاقه ها و گرايش هاي بشر به اين نكته اشاره مي كند كه زيبايي هر چند ملاك و معياري مهم در انتخاب همسر است ولي نبايد زندگي خود را تحت الشعاع آن قرار داد.
البته به نظر مي رسد كه اصل زيبايي در آيات انكار نشده و از مردان و زنان خواسته شده كه همسري انتخاب كنند كه از نظر ايشان زيبا باشد.
در حقيقت اصل زيبايي هرگز مورد انكار قرآن و آيات آن قرار نگرفته و نوعي خلط و اشتباه در اين جا پيش آمده است؛ زيرا آن چه از آيات فهميده مي شود اين است كه انسان هر گاه ميان زيبارو و زيبارويان شگفت انگيز قرار گرفت مي بايست در اين جا ملاك و معيار را ايمان قرار دهد.
اصل آن است كه شخص همسري زيبارو از نظر خويش برگزيند ولي هرگاه همسري را يافت كه زيبايي شگفت انگيزي دارد ولي كافر و مشرك و يا انساني غيرمتعادل اخلاقي و فكري است بايد زيبارو را برگزيند و زيبارويان شگفت انگيز را به كناري نهد. (بقره آيه 221)
پس مي توان گفت كه در تحليل قرآن هرگز از شخص خواسته نشده كه همسري زشت از نظر خود را به همسري برگزيند هر چند كه مؤمن باشد؛ بلكه از وي خواسته شده كه هرگاه ميان دو شخص زيباي مومن و زيباروي شگفت انگيز غيرمومن قرار گرفت، زيباروي مومن را برگزيند.
به سخن ديگر از آن جايي كه مردان و زنان زيباروي شگفت انگيز به ويژه زنان شگفت انگيز، دل و ايمان مردان را مي ربايند و ممكن است شخص، كنترل و مهار خويش را از دست دهد، لذا از مردان خواسته شده كه خود را كنترل كنند و چشم از اين زيبارويان شگفت انگيز فرو بندند و به همان زنان مومن زيباروي بسنده نمايند.
به هر حال انسان به طور طبيعي گرايش به زيبايي دارد و هر كسي براي ازدواج بايد همسري برگزيند كه از نظر وي زيبا باشد هر چند كه از نظر خيلي ها زيبا جلوه نكند با اينكه در تعريف علمي زيبايي به مساله سازواري و همانندي ميان اجزا اشاره مي شود ولي هر كسي دقيقاً همان چيز را زيبا نمي داند كه ديگري مي داند. به سخن ديگر زيبايي امري نسبي است و انسان مي بايست دست كم زيبايي را ازنظر خود حل كند و شخصي را انتخاب كند كه اين معيار را داشته باشد. حال اگر زيبارويان شگفت انگيزي را نيز با ديگر معيارها چون ايمان يافت چه بهتر كه با آنان ازدواج كند.
معيارهاي يك همسر نيكو و شايسته از نظر قرآن
قرآن براي همسري كه بتوان وي را خير و نيكو دانست معيارهايي را بيان مي كند. يكي از مهم ترين اين معيارها غير از حسن و زيبارويي (بقره آيه 221 و احزاب آيه 52) ايمان به خدا (بقره آيه 221 و تحريم آيه 5) است؛ زيرا انسان بي ايمان، باوري به رفتارهاي اخلاقي و دور از شئونات زناشويي نخواهد داشت و چون به قيامت و حساب و كتاب عقيده ندارد ممكن است به شوهر خيانت كند و با ديگري جمع شود. و لذا هم در زندگي خصوصي و هم در زندگي اجتماعي و تربيت فرزندان بر پايه اصول ايماني خيانت مي كند و زندگي خانوادگي را به تباهي مي كشاند.
معيار ديگري كه قرآن در همسران به عنوان خير مطرح مي كند اطاعت از فرمان هاي خداوند است. (تحريم آيه 5) همسري كه مطيع فرمان هاي الهي است در حقيقت كاري برخلاف اصول اخلاقي و هنجاري انجام نمي دهد و در مسير تكاملي حركت مي كند.
تسليم در برابر خدا و نيز شوهر (تحريم آيه 5) از ملاك هاي همسر نيكو و خير است. زني كه در برابر شوهر تسليم است مي تواند زندگي خوبي را فراهم آورد؛ زيرا در هر مجموعه اي يكي مي بايست رهبر و ديگري فرمانبر باشد وگرنه همواره تضاد رفتاري پيش خواهد آمد و هر كسي راهي را مي رود كه مخالف ديگري است و در نتيجه آرامش از خانه و زندگي سلب مي شود.
دوشيزه بودن از ملاك هاي همسر برتر و نيكو است. (تحريم آيه 5) از اين رو در بهشت به مردان بشارت داده مي شود كه با زنان و حوريان سيه چشمي ازدواج مي كنند كه هرگز از سوي جن و انسي مورد تصرف قرار نگرفته اند و همواره دوشيزه هستند.
دوشيزه بودن دختر موجب مي شود تا شخص ارتباط سالمي با همسر برقرار كند و تنها محبت و عشق او در دلش جاي گيرد. ارتباط با ديگري موجب مي شود كه سلامت زندگي به خطر بيافتد. اصولا مردان به دوشيزگان متمايل هستند و مايلند همه وجود زن در اختيار آنان باشد.
البته همانند مساله زيبارويان و زيبارويان شگفت انگيز در اين جا اگر مردي با دو مورد مواجه شود كه يكي دوشيزه هرزه گو و ديگري بيوه زن رازنگه دار باشد بايد بيوه را مقدم دارد (تحريم آيه 3 و 5)
از اين جا دانسته مي شود كه زن خير و نيكو زني است كه رازدار مي باشد. از اين رو برتري ازدواج با زنان بيوه بر ازدواج با زنان فاش كننده رازهاي همسران، در آيات قرآن بيان شده است.(همان)
توبه از گناهان (تحريم آيه 5)، دعوت به بهشت و دور شدن از دوزخ (بقره آيه 221)، دعوت به آمرزش خواهي و استغفار (همان)، روزه داري (تحريم آيه 5)، عبادت خدا (همان) و هجرت همراه همسر براي حفظ ايمان (تحريم آيه 5) از ديگر ملاك هاي همسر خير و برتر در آيات قرآني است.

 



تپش قلم

عباسعلي كامرانيان
 هر كه از ما برد، ما برديم و هر كه از ما خورد، ما خورديم!
¤ ¤ ¤
 مهم نيست كه بركه هستي يا دريا، زلال كه باشي آسمان در آغوش توست!
¤ ¤ ¤
 كساني كه در ميدان نبرد با دشمن پيروز شده اند اگر در عرصه انصاف با دوستان عادل بودند، قهرمان مي شوند!
¤ ¤ ¤
 هر سخن دو رو دارد، خوبها روي خوبش را مي بينند و بدها، همراه رويه بدش هستند.
¤ ¤ ¤
 خود را امتحان كن، اگر بي غلط بودي، بدان كه غلط گيري از خود را بايد به افراد منصف واگذاري!
¤ ¤ ¤
 همه بت پرستان تاريخ، «خود» پرست بوده و هستند!
¤ ¤ ¤
 هر راهي انتخاب كنيم بايد هزينه اي بپردازيم، راه حق را انتخاب كنيم كه قبلاً هزينه آنرا در «رضايت خدا» نقد كرده ايم!
¤ ¤ ¤
 اگر مديران بپذيرند كه تملق گويان دشمنان و عاملان سقوط آنهايند، در كنار شيريني پست هاي دنيوي، حشرات ضايع كاري نمي كنند.
¤ ¤ ¤
 بگو: نبين، چشمانم را خواهم بست، بگو نشنو، گوشهايم را مي بندم، بگو نرو، مي نشينم اما مي گويي: نفهم! نمي توانم نفهمم، بفهم اي نفهم!
¤ ¤ ¤
 دانا نيكي مي افشاند و نادان خود و ديگران را در جهل مركب مي غلطاند.
¤ ¤ ¤
 به ناحق نكش كه به حق كشته مي شوي، اين راز تعادل آفرينش است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14