(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 15 مهر 1387 - 6 شوال 1429 - 6 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19198
 

چالش هاي آمريكا در پاكستان



چالش هاي آمريكا در پاكستان

آمريكا اكنون در پاكستان گرفتار دامي شده كه روزگاري آن را براي اتحاد جماهير شوروي سابق پهن كرده بود. كاخ سفيد ممكن است با مداخله نظامي در شمال پاكستان، اشتباه مضاعفي را مرتكب شود و علاوه بر خودزني ديگري ماند عراق، سرنوشتي را براي خود رقم بزند كه پيش از آن براي شوروي سابق در افغانستان رقم خورد.
تحولات و حوادث سياسي، اجتماعي و امنيتي در پاكستان طي چند ماهه اخير، اين كشور را با بحرانهاي بسياري مواجه كرده است. سناريوي آمريكايي تقسيم قدرت در همان مراحل آغازين، بحران هاي پاكستان را فزاينده كرد. در اين نوشتار ضمن بررسي اطلاعات پايه و موقعيت ژئوپليتيك پاكستان، مسائلي همچون، چرائي ظهور طالبان، بازي استراتژيك اسلام آباد با برگ طالبان، سياست هاي پاكستان پس از 11 سپتامبر، سناريوي تقسيم قدرت در اين كشور، چالش هاي آمريكا در پاكستان و روند تحولات آينده پاكستان مورد تحليل قرار مي گيرد.
پاكستان در سال 1947 و به دنبال فعاليت هاي جنبش مسلم ليگ به رهبري محمدعلي جناح از هند جدا گرديد و وارد جغرافياي سياسي جهان شد. ظهور پاكستان به عنوان يك كشور مستقل در واقع عينيت يافتن خواست عموم مسلمانان هند براي داشتن كشوري مستقل و مسلمان بود.
اين كشور در ابتدا پاكستان غربي و شرقي را شامل مي شد اما در سال 1971 بخش شرقي آن كه در خليج بنگال و در نوار مرزي هند و در برمه قرار گرفته بود، با مساعي هند و فعاليت هاي حزب عوامي ليگ خاندان نجيب الرحمن از پاكستان جدا شد و كشور بنگلادش را تشكيل داد.
پاكستان با مساحت 796 كيلومترمربع در منطقه جنوب آسيا قرار گرفته است. جمعيت اين كشور تا سال 2004 بالغ بر 159 ميليون نفر برآورد شده است. گروه هاي قومي مهم در پاكستان شامل، پنجابي، سندي، پشتون، بلوچ و مهاجرين پس از استقلال مي باشند. 97درصد مردم پاكستان مسلمان (77درصد اهل تسنن و 20درصد شيعه) هستند.
در طي 60 سالي كه از استقلال پاكستان مي گذرد اين كشور حدود 50 سال را به طور مستقيم تحت قدرت نظاميان سپري كرده و در 10 سال باقي مانده نيز ارتش پاكستان تاثيرگذارترين بازيگر بر صحنه سياسي اين كشور بوده است، به گونه اي كه هيچ حزبي تاكنون موفق نشده در دوره پنج ساله قانوني، قدرت را به پايان برساند. ارتش در پاكستان از موقعيت ويژه اي برخوردار مي باشد ضرب المثل معروفي در ميان مردم اين كشور متداول است كه مي گويند، «تمام كشورها ارتش دارند، اما در اينجا ارتش يك كشور دارد» ارتش پاكستان در چهارنوبت و در مقاطع مختلف دست به كودتا زده است. اولين كودتا در سال 1958 توسط ژنرال ايوب خان عليه حكومت اسكندر ميرزا انجام شد. در سال 1969 كودتاي دوم توسط ژنرال يحيي خان به وقوع پيوست. كودتاي ژنرال ضياء الحق عليه ذوالفقار علي بوتو در سال 1977 نيز سومين كودتا در تاريخ پاكستان بود كه تلاش زمين داران و سرمايه داران بزرگ پنجاب و ارتش پاكستان عليه شعارهاي سوسياليستي حزب مردم بوتو را در برمي گرفت.
كودتاي چهارم نيز در سال 1999 اتفاق افتاد. اين كودتا پس از شكست پاكستان در جنگ چندروزه كارگيل از هند به وقوع پيوست و طي آن پرويز مشرف دولت نواز شريف را ساقط كرد.
محيط دروني پاكستان شامل چندين خرده فرهنگ مجزا مي باشد كه نواحي جغرافيايي متفاوتي را در برمي گيرد. به طور كلي نواحي فرهنگي پاكستان عبارتند از: ناحيه فرهنگي پنجاب، ناحيه فرهنگي سند و مهاجرين، بلوچستان، سرحد، كشمير و ناحيه فرهنگي سيرائيكي. پاكستان از چهار ايالت پنجاب، سند، بلوچستان و سرحد تشكيل شده است اين كشور در حقيقت چند مليتي، چند فرهنگي، چند زباني و چند فرقه اي است و تنها وجهه مشترك آن اسلام است. مردم پاكستان از يك سو مسلمانند و از سوي د يگر تحت تاثير هويت قومي و ناحيه اي قرار دارند اختلافات قومي و تمايل به خود مختاري و جدائي طلبي يكي از مهمترين موضوعات سياسي، اجتماعي و امنيتي در پاكستان مي باشد كه بيشتر شامل قوميت هاي سرحدات شمالي، بلوچستان و سيرائيكي مي گردد.
پنجابي ها در بين اقوام پاكستان از بيشترين سهم در قدرت و ارتش برخوردارند در حالي كه پشتون ها داراي بيشترين پيوند زباني، فرهنگي و مذهبي مي باشند ووفاداري قومي و قبيله اي را مقدم بر وفاداري به دولت مي دانند.
45 درصد جمعيت بالاي پانزده سال در پاكستان داراي سواد خواندن و نوشتن مي باشند توليد ناخالص داخلي اين كشور 5.5 درصد است 35 درصد جمعيت پاكستان زيرخط فقر زندگي مي كنند. اين كشور يكي از مقروض ترين كشورهاي جهان به شمار مي رود و بدهي هاي آن تا سال 2003 بالغ بر 33 ميليارد دلار بوده است.
پاكستان داراي 6 سازمان اطلاعاتي و امنيتي مي باشد كه مهمترين آن «آي اسي آي» است. سازمان مذكور بيش از 100 هزار عضو دارد و به عنوان قدرتي مستقل در داخل ساختار سياسي اين كشور عمل مي كند و در تمامي تصميم گيري هاي ارتش، تصميم ساز مي باشد.
حكومت هاي پاكستان همواره سعي كرده اند از اسلام براي مشروعيت بخشي به خود و انسجام محيط داخلي اين كشور استفاده نمايند. اين مهم در دوران ضياء الحق، به دليل اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهير شوروي سابق به نقطه اوج خود رسيد و باعث گرديد نفوذ وهابيون عربستان سعودي و امارات متحده عربي در پاكستان به شكل گسترده اي افزايش يابد.
پاكستان تنها كشور مسلمان است كه داراي سلاح هسته اي مي باشد پس از آزمايش هسته اي هند، پاكستان نيز در سال 1998 اولين آزمايش هسته اي خود را انجام داد.
مهمترين احزاب سياسي پاكستان عبارتند از: حزب مردم، مسلم ليگ شاخه نواز شريف، مسلم ليگ شاخه قاعد اعظم، حزب پشتون عوامي به رهبري محمودخان، جنبش قومي مهاجر به رهبري الطاف حسين، حزب تحريك انصاف به عمران خان و تحريم پونم بلوچ همچنين تحريف نفاذ فقه جعفريه كه توسط شهيد عارف حسيني بنيانگذاري گرديد به همراه سازمان طلاب اماميه از مهمترين جريان هاي سياسي شيعه در پاكستان مي باشند.
از سوي ديگر سپاه صحابه به سركردگي اعظم طارق لشگر«جهنگوي» به رهبري ملك اسحاق و رياض به همراه لشگر طيبه به سركردگي حافظ سعيد، سازمان جيش محمد، جمعيت العلماي اسلام نيز داراي تفكرات وهابي و هماهنگ با طالبان هستند ضمن آنكه جماعت اسلامي نيز به تفكرات اخوان المسلمين نزديك مي باشد.
سياست خارجي پاكستان همواره تحت ايجاد موازنه استراتژيك با هند و ايجاد عمق استراتژيك در افغانستان و كشمير مي باشد. ضمنا پاكستان داراي اختلاف مرزي با هند و افغانستان است.
موقعيت ژئوپليتيك پاكستان:
شناخت موقعيت ژئوپليتيك واحدهاي سياسي كمك شاياني به تحليل سياست ها و تحولات كشورهاو مناطق جهان مي كند. از اين منظر براي تحليل صحيح تحولات پاكستان مي باشد موقعيت ژئوپليتيك اين كشور و جايگاه استراتژيك پاكستان در معادلات منطقه اي و بين المللي را به عنوان يك متغير بسيار مهم مورد توجه قرار دهيم. پاكستان در منطقه جنوب آسيا كه يكي از بحران خيزترين مناطق جهان است قرار دارد اين منطقه علاوه بر پاكستان كشورهاي هند، بنگلادش، سريلانكا، نپال، يونان و مالديو را دربرمي گيرد.
پاكستان به دليل اهميت ژئوپليتيك و موقعيت استراتژيك همواره در كانون توجهات قدرت هاي رقيب قرار داشته است. اين توجه هر چند در برهه هاي مختلف و براساس چگونگي ترسيم صحنه رقابت از سوي قدرت هاي منطقه اي و بين المللي متفاوت بوده و داراي فراز و فرود گرديده اما هيچ گاه پاكستان را از مدار معادلات استراتژيك خارج نساخته است.
به طور كلي پاكستان دو دوره ژئوپليتيك را پشت سر گذاشته و در حال حاضر سومين دوره ژئوپليتيك خود را سپري مي نمايد. دوره اول اهميت ژئوپليتيك پاكستان شامل دوران جنگ سرد مي باشد.
با بلوك بندي كشورهاي دنيا، اسلام آباد ضمن ورود به پيمان ژئوپليتيك و حساسيت و بلوك غرب ژئواستراتژيك اين كشور افزوده شد. دو رخداد تجاوز شوروي سابق به افغانستان و اشغال اين كشور در سال 1979 و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اين اهميت را باز هم برجسته تر كرد. اين دو رخداد، اسلام آباد را به خط مقدم واشنگتن در برابر مسكو و تهران براي مهار انقلاب اسلامي تبديل كرد و سيل كمك هاي اقتصادي و نظامي آمريكا را به پاكستان سرازير كرد.
انعقاد پيمان ژنو و خروج نيروهاي اتحاد جماهير شوروي سابق از افغانستان، رفته رفته از اهميت ژئوپليتيك پاكستان را كاهش داد. با فروپاشي بلوك شرق و شوروي، اين روند به پايين ترين سطح خود رسيد. در حقيقت دوره دوم ژئوپليتيك پاكستان، دوران پساجنگ سرد را دربرمي گيرد. در اين دوره با از بين رفتن خطر نفوذ كمونيزم و دگرگون شدن مناسبات بين المللي و منطقه اي، اهميت استراتژيك پاكستان براي آمريكا كاهش يافت و متعاقب آن كمك هاي نظامي و اقتصادي واشنگتن به اسلام آباد نيز تقليل پيدا كرد.
در دوره دوم ژئوپليتيك كاخ سفيد تحت تأثير لابي هندي در كنگره آمريكا كه بيش از 210 نماينده را شامل مي شود نگاه خود را به هند معطوف نمود با گسترش تعاملات واشنگتن و دهلي نو در اين دوره، اسلام آباد نيز از يك تعاملات خود را با پكن كه مترصد گسترش نفوذ در منطقه جنوب آسيا بود تحكيم كرد و از سوي ديگر با سازماندهي طالبان و گسيل داشتن ماشين جنگي آنان به افغانستان سعي نمود جايگاه استراتژيك و ژئوپليتيك خود را ارتقاء دهد.
پاكستان با اين اقدامات در انگاره ايجاد عمق استراتژيك در افغانستان و اتصال به آسياي ميانه بود تا علاوه بر احداث خطوط لوله انتقال گاز تركمنستان از طريق افغانستان و پاكستان، مجدد نظر آمريكا را به موقعيت ژئوپليتيك و جايگاه استراتژيك خود جلب نمايد.
با حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك در يازده سپتامبر و لشكركشي آمريكا براي اشغال افغانستان، دوره سوم ژئوپليتيك پاكستان نيز آغاز گرديد در اين دوره واشنگتن مناسبات خود با اسلام آباد را تحكيم نمود و از پاكستان به عنوان سرپل عمليات نظامي عليه طالبان و القاعده استفاده كرد.
آمريكا در مقابل اين همراهي پرويز مشرف در جنگ عليه تروريسم، كمك هاي اقتصادي و نظامي قابل توجهي را به پاكستان اعطا كرد از اين پس پاكستان با اتخاذ سياست دوگانه براي حفظ جايگاه ژئوپليتيك و ژئواستراتژيك خود سعي كرد هم به عنوان متحد آمريكا در جنگ عليه تروريسم عمل نمايد و هم از طالبان به عنوان برگ برنده و چكش تعادل و توازن فيمابين واشنگتن دهلي نو و واشنگتن اسلام آباد استفاده نمايد.
¤ظهور طالبان در پاكستان:
اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهير شوروي سابق، پاكستان را به كانون سد نفوذ آمريكا و غرب در برابر نفوذ كمونيزم و مبارزه عليه آن تبديل كرد. استدلال سازمان سيا اين بود كه از اين طريق مي توان شوروي را به خروج از افغانستان وادار نمود و نگاه مسلمانان به ويژه اعراب را نيز از موضوع اشغال فلسطين و اقدامات اسرائيل منحرف ساخت. بر اين اساس روابط سازمان سيا و «آي.اس.اي» مستحكم گرديد و ارسال كمك هاي نظامي به پاكستان براي آموزش و سازماندهي مبارزان عليه شوروي و اشغال افغانستان در دستور كار كاخ سفيد قرار گرفت. در همين راستا با تزريق ثروت نفتي عربستان و امارات، هزاران مدرسه و محافل مذهبي براي تربيت جهادگران اهل تسنن در پاكستان تأسيس گرديد.
اين روند از يك سو و اقدامات به ظاهر اسلام گرايانه ضياءالحق براي مشروعيت بخشيدن به حكومت نظامي خود از سوي ديگر باعث ايجاد پيوند مكتب جهادگر ديوبندي شبه قاره هند و مكتب سلفي گري عربستان از طريق مدارس مذهبي گرديد.
برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا در ارتباط با ظهور طالبان در پاكستان و سازماندهي آنان تصريح مي كند. آمريكا با هدف كشاندن اتحادجماهير شوروي سابق به دام افغانستان با همكاري و مساعدت سازمان اطلاعات ارتش پاكستان، مصر، عربستان و سازمان جاسوسي فرانسه، طالبان را سازماندهي كرد.
در چرائي و ريشه يابي ظهور طالبان در پاكستان مي بايست به موضوع شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران نيز اشاره داشت. سرمايه گذاري ويژه عربستان براي تأسيس گسترده مدارس و محافل مذهبي ستيزه جو با ايران در واقع ناظر بر تلاش مشترك آمريكا و عربستان براي مهار انقلاب اسلامي بود در اين راستا هنري كسينجر سياستمدار كهنه كار آمريكايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي به كاخ سفيد توصيه كرد: «بهترين راه براي جلوگيري از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامي در ميان ساير جوامع اسلامي آن است كه دولت آمريكا با ايجاد يك حركت هدايت شده اسلامي در ميان اهل سنت كه درعين حال مطابق با سياست ها و خواسته هاي آمريكا باشد به مقابله با انقلاب اسلامي برخيزد.»
بنابراين ظهور طالبان و ساير گروههاي افراطي و ستيزه جو، مانند سپاه صحابه، لشگر جهنگوي، لشگر طيبه و... مولود رقابت دو ابرقدرت در دوران جنگ سرد و مهار انقلاب اسلامي مي باشد.
¤ بازي استراتژيك پاكستان
با بهره گيري از طالبان:
با پايان يافتن جنگ سرد و تغيير مناسبات بين المللي و منطقه اي تعامل واشنگتن با دهلي نو در زمان كلينتون گسترش يافت. پاكستان با احساس نگراني شديد از اين روند و از بين رفتن توازن بازدارنده در برابر هند، ضمن طراحي و اجراء بازي استراتژيك در صدد ارتقاء جايگاه استراتژيك خود برآمد.
پاكستان ابتدا با استفاده از فرصت غفلت آمريكا در دهه 90ميلادي و در راستاي نفوذ و ايجاد عمق استراتژيك در افغانستان، اين كشور را به سوي جنگ داخلي سوق داد و پس از آن بازي استراتژيك خود را با دو برگ برنده شروع كرد. اسلام آباد در آغاز طالبان را با حمايت نظامي و هدايت «آي.اس.آي» وارد معادلات سياسي و نظامي افغانستان كرد و سپس عرب هاي افغان كه در جنگ با شوروي سابق در جبهه پكتيا مي جنگيدند را نيز به بازي خود اضافه كرد.
طالبان كه در مدارس ديني پاكستان تربيت شده بودند در سال 1996 جلال آباد را به اشغال خود درآوردند و متعاقب آن بن لادن و خانواده اش توسط دو هواپيماي استيجاري شركت آريانا از سودان به جلال آباد منتقل شدند. الحاق القاعده با طالبان، بازي استراتژيك پاكستان را وارد مرحله جديدي كرد. با شكست ائتلاف شمال در افغانستان و تصرف كامل توسط طالبان، حكومت برهان الدين رباني سقوط كرد و طالبان رسماً اعلام موجوديت نمود.
حكومت طالبان از سوي پاكستان، عربستان، و امارات به رسميت شناخته شد و موازنه منطقه اي به سود اسلام آباد و رياض دچار تغيير گرديد. در اين زمان سازمان سيا با اين برآورد كه به قدرت رسيدن طالبان باعث ايجاد ثبات در افغانستان مي گردد و با بوجود آمدن امنيت نسبي در اين كشور مي توان انرژي آسياي مركزي را از طريق پاكستان روانه بازار جهاني كرد، خواستار نگاه مجددآمريكا به اهميت ژئوپلتيك و جايگاه استراتژيك پاكستان شد.
در همين ارتباط روزنامه واشنگتن پست در تحليلي پيرامون به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان نوشت: دولت فراگير طالبان يگانه بديلي است كه مي تواند ثبات را به افغانستان بياورد.
استقرار دولت طالبان، شركت هاي آمريكايي و غربي را روانه افغانستان كرد و موضوع احداث خط لوله انتقال گاز از آسياي مركزي و افغانستان و پاكستان مورد توجه شركت نيونيكال قرار گرفت.
به طور كلي اهداف پاكستان از طراحي و اجراي بازي استراتژيك را اينگونه مي توان برشمرد: 1- ايجاد عمق استراتژيك در افغانستان با بهره گيري از طالبان.
2- به ميرائي بردن ادعاهاي مرزي افغانستان در خط مرزي ديوراند كه اعتبار يكصد ساله آن در سال 1993 خاتمه يافته بود.
3- اتصال به آسياي مركزي و ارتقاء جايگاه ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك پاكستان
4- بدست آوردن موقعيت ژئواكونوميك با همواره كردن مسير ايجاد خطوط لوله گاز تركمنستان از طريق افغانستان و پاكستان.
5- ايجاد توازن بازدارنده در برابر هند.
6- مشروعيت بخشيدن به حكومت پاكستان و ايجاد همگرايي در سر حدات شمالي و مناطق قبائلي با به قدرت رسانيدن طالبان در افغانستان.
7- معطوف ساختن آمريكا و غرب به جايگاه استراتژيك پاكستان و خارج نمودن اين كشور از فشار غرب پس از آزمايش هسته اي.
8- كسب حمايت آمريكا و غرب در موضوع كشمير
اما بازي استراتژيك پاكستان فرجام خوشي براي اسلام آباد نداشت چرا كه در سال 1998 با انفجار سفارت آمريكا در كنيا و تانزانيا سياست غفلت آمريكا نسبت به طالبان و بن لادن دچار شوك اساسي شد.
در سال 1999 فشار آمريكا به پاكستان و افغانستان افزايش يافت.د ر اين راستا معاون وزارت خارجه آمريكا به اسلام آباد سفر كرد و به عبدالجليل وزير خارجه طالبان هشدار داد كه آمريكا دولت طالبان را در مقابل هرگونه حركت تروريستي بن لادن مسئول مي داند همچنين درهمين سال دولت كلينتون و نواز شريف توافق كردند تا بن لادن را كه در محاصره كماندوهاي پاكستاني بود بكشند اما كودتاي پرويز مشرف اين برنامه ريزي را ناتمام گذاشت و در نهايت بازي استراتژيك پاكستان كه با برآوردي غلط طراحي شده بود، اين كشور را دچار مشكلات عديده اي كرد.
¤پاكستان و واقعه 11سپتامبر:
عدم حصول نتيجه در بازي استراتژيك و متعاقب آن واقعه 11سپتامبر پاكستان را در شرايط بحراني قرارداد. دو روز پس از حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك، دولت بوش اعلام كرد اگر دولت پاكستان به آمريكا كمك نكند، هدف حمله نظامي آمريكا قرارخواهد گرفت. د رهمان روز ريچارد آرميتاژ، معاون وزير خارجه وقت آمريكا با سفير پاكستان ديدار كرد و خواستار انجام اقدامات مشخصي از سوي اسلام آباد شد. كاخ سفيد با قرار دادن پاكستان در لبه پرتگاه جنگ و عملياتي كردن سياست چماق و هويج، اسلام آباد را وادار به تغيير رفتار كرد به گونه اي كه كالين در بعدازظهر سيزدهم سپتامبر در جلسه شوراي امنيت ملي آمريكا اعلام كرد پرويز مشرف تمام خواسته هاي آمريكا را براي حمايت از جنگ با تروريسم پذيرفته است.
در هيمن راستا مشرف در نطق تلويزيوني خطاب به مردم كشورش اعلام كرد اگر ما در اين مقطع بحراني تصميم نادرستي اتخاذ كنيم پيامدهاي ناگواري را در برخواهد داشت.
پاكستان با پيوستن به ائتلاف آمريكا براي مبارزه با تروريسم از يك سو سعي كرد خود را از بحران هاي سياسي و اقتصادي رها سازد و از سوي ديگر نيمه دوم بازي استراتژيك را با اتخاذ سياست دوگانه آغاز كند.
بنابراين واقعه يازده سپتامبر تحول بزرگي در روابط واشنگتن و اسلام آباد ايجاد كرد. آمريكا تحريم هاي ناشي از آزمايش هسته اي پاكستان را لغو كرد و مهلت بازپرداخت وام هاي پاكستان تمديد شد.
واشنگتن براي در اختيار گرفتن فضاي پاكستان جهت حمله به افغانستان حتي حاضر شد بدهي چندين ميلياردي پاكستان را تقسيط كرده و كمك هاي قابل توجه نظامي و اقتصادي به اين كشور اعطاء كند. كمك هاي اقتصادي آمريكا آنچنان سران پاكستان را مسرور ساخت كه پرويز مشرف در مصاحبه اي با نشريه اكونوميست اعلام كرد آمريكايي ها اكنون براي ما بيشتر از طالبان منفعت دارند.
¤ دور جديد فعاليت طالبان
در پاكستان:
آمريكا پس از اشغال افغانستان در سال 2001 و بيرون راندن طالبان از اين كشور، ابتدا 750 ميليون دلار براي تحولات اجتماعي در مناطق قبائلي با وزيرستان هزينه كرد و در ادامه نيز براي همراه سازي سران قبايلي مبلغ 350 ميليون دلار به اين امر اختصاص داد. اما برخلاف انتظار كاخ سفيد، طالبان در پاكستان باز توليد شد و به يك واقعيت انكارناپذير در محيط داخلي اين كشور تبديل گرديد. اكنون طالبان پشتيبان و سازمان دهندگان خود كه دولت و ارتش پاكستان بودند را به ستيزه جويي فراخوانده است.
درگيري هاي خونين مسجد لعل و عمليات هاي تروريستي اخير در پاكستان در واقع شاهد مثالي است براي دور جديد فعاليت طالبان در اين كشور.
چرائي ظهور مجدد طالبان و فعال شدن آنها در پاكستان به عوامل متعددي بازمي گردد ترويج تفكر مبارزه جوئي مناطق قبايلي و گسترش مدارس مذهبي مروج سلفي گري توسط عربستان و امارات و پيوند آنان با مكتب ديوبندي شبه قاره عقبه بسيار گسترده اي به وسعت نيمي از پاكستان را براي طالبان به وجود آورد. اين عقبه وسيع باعث شد كه طالبان در اين كشور بومي و محلي شود.
سياست دوگانه پاكستان در قبال طالبان نيز از ديگر دلايل ظهور مجدد اين جريان تحجر مي باشد. دولت پرويز مشرف پس از سال 2001 از يك سو خود را در زمره متحدان آمريكاي براي مبارزه با تروريسم قرار داد و خود را از بحران خارج ساخت و از سوي ديگر طالبان، را به اهرم فشار سهم خواهي از آمريكا و غرب تبديل كرد.
پاكستان با درپيش گرفتن اين سياست دوگانه از سال 2001 تاكنون، 20 ميليارد دلار كمك نظامي و اقتصادي از آمريكا براي مبارزه با تروريسم دريافت كرده است.
شاه بيت فعال شدن مجدد طالبان در پاكستان مسئله ايجاد و توازن بازدارندگي در برابر هند مي باشد پاكستان براي دست يافتن به اين مهم نيازمند تحقق دو موضوع راهبردي است. يكي ايجاد عمق استراتژيك در افغانستان و ديگري، نقش آفريني در معادلات منطقه اي به ويژه مبارزه با تروريسم. از اين منظر فعاليت مجدد طالبان و ناامن سازي محيط داخلي افغانستان ناظر بر تلاش اسلام آباد براي تحقق دو موضوع راهبردي و فوق الذكر و ايجاد توازن بازدارنده در برابر هند مي باشد.
بنابراين ارتش و سرويس اطلاعاتي پاكستان كه اساسا گرايش هاي طالباني در آن مشهود مي باشد در چند ساله گذشته همواره سعي كرده اند طالبان را به فرصت استراتژيك براي اسلام آباد بدل سازد.
همچنين در كنار دلايل ذكر شده پيرامون چرائي فعاليت مجدد طالبان، مي بايست به اقدامات آمريكا و متحدان آن در افغانستان و عراق نيز اشاره داشت. در اين رابطه شفقت محمود ستون نويس روزنامه انگليسي زبان نيوز مي نويسد طالبان طي چند ساله اخير درسايه حملات آمريكا به افغانستان وعراق توانسته با بهره گيري از رشد عواطف و احساسات ضد آمريكايي درمنطقه به موفقيت هاي قابل توجهي درعرصه داخلي پاكستان دست پيدا كند و همين امر باعث شده تا آنها در انديشه تمركز بر روي موضوعات سياسي برآيند تا به وسيله آن بتواند جامعه را به تسخير خويش در آوردند.
¤ سناريوي آمريكايي تقسيم قدرت درپاكستان:
برنامه ريزي آمريكا براي تقسيم قدرت در پاكستان از يكسال واندي قبل آغاز شد. كاخ سفيد با بررسي عميق تحولات و حوادث پاكستان و روندهاي اين كشور كه مي تواند افغانستان و منطقه جنوب آسيا را تحت تاثير قرار دهد، مهندسي تقسيم قدرت دراين كشور را در دستور كارقرارداد. در واقع آمريكا با احساس خطر از وضعيت داخلي پاكستان هرگونه دگرگوني سريع دراين كشور را به زبان حضور خود در منطقه ارزيابي كرد.
از اين رو كاخ سفيد براي جلوگيري از طالبانيزه شدن پاكستان و پرداخت هزينه هاي سنگين مداخله نظامي در اين كشور، سازش و تقسيم قدرت بين ارتش و بخش سياسي را به عنوان يك سناريو مورد توجه قرارداد.
عملياتي نمودن اين سناريو براي واشنگتن و هم پيمانان آن هنگامي ضرورت بيشتري يافت كه القاعده خود را در مناطق قبائلي پاكستان بازسازي كرده و به توان نظامي خود درجنوب شرق افغانستان افزودند. ارزيابي امريكا از فعال شدن مجدد طالبان اين بود كه احياء اين جريان بدون حمايت بخش هايي از ارتش و سرويس امنيتي پاكستان امكان پذير نبوده است. بنابراين توجه كاخ سفيد به اين نكته كه پاكستان سياست دوگانه اي را در قبال افغانستان و آمريكا در پيش گرفته موجب شد كه واشنگتن به ارتشبد مشرف فشار بياورد تا قدرت ارتش درساختار كنوني را تقليل داده و به بخش سياسي واگذار نمايد. در حقيقت كاخ سفيد به اين نتيجه رسيد كه آنچه در وزيرستان مي گذرد ناشي از ناتواني ارتش پاكستان درمقابله با طالبان نيست، بلكه اراده سياسي دراسلام آباد براي پايان دادن به اين وضعيت وجود ندارد.
ضمن آنكه در برخي از امراء ارتش اين نگرش شكل گرفته بود كه جنگ مسلحانه در بلوچستان و وزيرستان براي موقعيت ارتش به عنوان تنها قدرت بازدارنده در برابر هند خطرناك است ازاين رو خواستار تقليل درگيري ارتش در بخش سياسي شده بودند.
در چرائي اتخاذ سناريوي تقسيم قدرت درپاكستان موضوع ديگري كه مورد توجه آمريكا قرارگرفت مساله امنيت در افغانستان بود كاخ سفيد مي داند تا زماني كه عقبه طالبان و القاعده در مناطق قبائلي پاكستان تحت كنترل قرار نگيرد جنگ در افغانستان به سود واشنگتن و هم پيمانان آن خاتمه نخواهد يافت و حتي ممكن است آمريكا و ناتو را به سرنوشت شوروي سابق مبتلا نموده و متحمل شكست سنگين نظامي كند.
¤ بازي با مدل تركيه و عراق:
سناريوي آمريكا براي تقسيم قدرت درپاكستان تلفيقي از مدل بازي در تركيه و عراق بود آمريكا براي مديريت كردن بحران هاي تركيه ارتش اين كشور را از قدرت و عرصه سياست دور ساخت و اجازه داد تا اسلام گرايان ميانه رو در حزب عدالت و توسعه قدرت را در اختيار بگيرند تا با تقسيم قدرت بين ارتش و حزب عدالت و توسعه و رفرم لازم در تركيه شكل بگيرد. همچنين آمريكا در مناطق اهل سنت عراق ساز و كار شوراهاي بيداري را در ميان اهل سنت اين كشور ايجاد كرد تا از اين طريق امكان جداسازي اهل تسنن را از القاعده در الانبار فراهم نموده و در ادامه نيز آنها را درمقابل القاعده قرار بدهد.
براين اساس آمريكا در سناريوي تقسيم قدرت در پاكستان اين مدل بازي را با تركيب ارتشبد مشرف، بي نظير بوتو و ژنرال اشفق كياني مورد نظر قرار داد. دراين سناريو مشرف مجاب شده بود كه بخش هايي از قدرت از جمله نخست وزيري را به بوتو واگذار كرده و فرماندهي ارتش نيز به اشفق كياني واگذار شود.
اشفق كياني دانش آموخته آمريكا و براي غرب فردي مورد وثوق بود و تمايلي به دخالت آشكار ارتش در سياست نداشت و در اوايل دهه 90 نيز معاون نظامي بوتو بود.
در بازي با مدل تركيه و عراق مقرر شده بود سازمان سيا و «آي.اس. آي» از يك طرف سران قبايل را تطميع كرده و ازطرف ديگر جنگ قبائلي و فرقه اي را درمناطق سر حد به راه بيندازند تا طالبان ميانه روي محلي در مقابل طالبان تندرو و القاعده غيرمحلي قرارگيرند. بنابراين سناريوي تقسيم قدرت در واقع انتخابي بود از جانب آمريكا و ناتو از بين دو گزينه شكست از طالبان و القاعده در افغانستان يا برهم زدن قواعد بازي در پاكستان.
در راستاي عملياتي كردن سناريوي مذكور مذاكرات سه جانبه اي ميان مقامات آمريكايي، خانم بوتو و اشفق كياني به نمايندگي از مشرف انجام پذيرفت و پس از توافق نهايي خانم بوتو عازم پاكستان شد.
چنانچه اين سناريو عملياني مي گرديد پرويز مشرف بر مسند رياست جمهوري باقي مي ماند، خانم بوتو عهده دار سمت نخست وزيري مي شد و اشفق كياني نيز تعادل لازم ميان بوتو و مشرف را برقرار مي ساخت و از نقش دوگانه ارتش در برخورد با طالبان جلوگيري مي كرد.
¤ حذف بازيگران سناريوي تقسيم قدرت:
پس از نهايي شدن سناريوي تقسيم قدرت و بازي با مدل تركيه و عراق در پاكستان انتخابات رياست جمهوري در كشور برگزار شد و ارتشبد پرويز مشرف دراين انتخابات پيروز شد اما دادگاه عالي اين كشور به رياست افتخار چودري از تاييد صحت انتخابات خودداري كرد و علت آن را نيز عدم استعفاي مشرف از فرماندهي ارتش در هنگام انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد. متعاقب اين اقدام، مشرف طي حكمي قانون اساسي را به حالت تعليق درآورد و سپس افتخار چودري را بركنار و در پاكستان وضعيت فوق العاده اعلام كرد.
در پي اين اقدامات خانم بوتو كه براساس سناريوي قدرت و تا پيش از اين خواستار كناره گيري مشرف، از فرماندهي ارتش بود ضمن مخالف با وضعيت فوق العاده خواستار كناره گيري مشرف از رياست جمهوري شد. در چنين شرايطي خانم بوتو پس از برگزاري يك ميتينگ انتخاباتي در شهر راولپندي مورد سوءقصد عمليات انتحاري قرار گرفت و كشته شد. با ترور خانم بوتو وضعيت سياسي و اجتماعي پاكستان دگرگون گرديد و تلاش براي استيضاح مشرف به عنوان مظنون شماره يك اين ترور آغاز و درنهايت نيز مشرف وادار به استعفا شد.
پس از ترور خانم بوتو گمانه ها بر سر آمريت و عاملان كشته شدن وي شكل گرفت. عده اي مشرف و
«آي.آس. آي» را آمر و عامل ترور معرفي كردند. عده اي ديگر القاعده و طالبان را مسئول ترور بوتو قلمداد كردند و برخي ديگر نيز انگليس و عربستان سعودي را درحذف بي نظير بوتو دخيل دانستند اين عده بر اين استدلال تاكيد مي نمودند كه توافق خانم بوتو با آمريكا بر سر موضوع تقسيم قدرت خارج از منابع انگليسي و عربستان انجام پذيرفته است و نارضايتي لندن و محدود شدن نقش رياض در معادلات پاكستان و به طبع آن افغانستان زيربناي اين ترور بوده است.
صرف نظر از اينكه كدام گمانه ها عامران و عاملان ترور خانم بوده است، مرگ وي و متعاقب آن استعفاء اجباري مشرف دو بازيگر اصلي سناريوي تقسيم قدرت را حذف كرد و دركل اين سناريو مخدوش شد و عليرغم ميل واشنگتن تغييراتي در شيوه و سطح بازيگران بوجود آمد.
¤ چالش هاي آمريكا درپاكستان:
ترور خانم بي نظير بوتو و حذف پرويز مشرف از سناريوي آمريكايي تقسيم قدرت در پاكستان،موفقيت اين سناريو را با ترديدهاي اساسي مواجه كرده است. درحال حاضر حزب مردم كه قرار بود بخش سياسي سناريوي مذكور را اجرايي كند، فاقد انسجام و كارآمدي است به گونه اي كه مخالفت هاي جدي از درون حزب با آصف زرداري (همسر بوتو) براي كانديداتوري پست رياست جمهوري پاكستان بعمل آمد.
براين اساس به نظر مي رسد حزب مردم ظرفيت لازم را براي عملياتي كردن بخش سياسي سناريوي واشنگتن ندارد. از سوي ديگر با كناره گذارده شدن مشرف درمراحل نهايي اين بازي، هارموني و هماهنگي لازم در بين بخش هاي نظامي، امينتي و سياسي اين سناريو از بين رفت.
لذا از هم اكنون مي توان پيش بيني كرد كه بدنه ارتش و «آي. اس. آي» مايل به همراهي حزب مردم براي مقابله با طالبان و القاعده نيست كما اينكه عدم همكاري و همراهي در تعاملات ارتش «آي. اس. آي» و حزب مردم درپاكستان مسبوق به سابقه است.
به عبارت ديگر اكنون اين واقعيت حتي براي واشنگتن نيز اثبات شده است كه آمريكا نمي تواند بر نقش آفريني ارتش و سرويس امنيتي پاكستان و كارآمدي حزب مردم براي مقابله با تروريسم اميدوار باشد.
از اين رو مي توان پيش بيني كرد كه كنترل محيط سياسي و امنيتي پاكستان مهار طالبان يكي از چالش هاي اساسي كاخ سفيد در پاكستان است.
در اين مورد هفته نامه آمريكايي تايم درتحليلي پيرامون تحولات پاكستان و ارتش اين كشور نوشت: بدنه ارتش اين كشور نه تنها سر دوستي با آمريكايي ها را ندارد، بلكه نگرش هاي ضد آمريكايي نيز در آن ديده مي شود كه اين مساله نگراني سران كاخ سفيد را برانگيخته است.
يكي ديگر از چالش هاي آمريكا در پاكستان، فساد طبقات فوقاني مورد حمايت كاخ سفيد درجامعه پاكستان و رويكرد لايه هاي اجتماعي زيرين در اين كشور به نيروهاي مذهبي و قومي است. در واقع حركت معكوس جامعه سنتي پاكستان در نسبت با ليبرال هاي سياسي و نظامي مورد حمايت آمريكا، نگراني واشنگتن را عميق تركرده است.
بازي با برگ هاي سوخته نيز يكي از چالش هاي كاخ سفيد درپاكستان محسوب مي شود. آمريكا براي مهار تحولات سياسي، اجتماعي و امنيتي پاكستان،چاره اي جز استفاده از ليبرال هاي مورد وثوق ندارد. در اين راستا پرويز مشرف كه نماد بخش نظامي غرب گرايان ليبرال در پاكستان بود به نقطه پاياني رسيد و دير يا زود نيز آصف زرداري و حزب مردم كه نماد بخش سياسي غرب گرايان هواخواه ليبراليسم مي باشند هم به اين نقطه خواهند رسيد.
از ديگر چالش هاي آمريكا در پاكستان مي توان به قدرت افراطيون سلفي و شبكه وسيع تبليغي- تربيتي آنان اشاره كرد. جريان هاي ستيزه جوي افراطي با فاصله گرفتن از همكاري با دولت پاكستان تفاوتي بين بخش سياسي و بخش نظامي در پاكستان قائل نيستند. در چنين شرايطي به نظر مي رسد واشنگتن چاره اي جز اتخاذ سياست مشت آهنين و مداخله نظامي در پاكستان و مناطق قبائلي نداشته باشد كه در اين صورت، اتخاذ سياست مشت آهنين به چالش جديدتري براي كاخ سفيد تبديل خواهد شد. در واقع واشنگتن با اين كار همانند خودزني درعراق، دست به يك خودزني ديگر در پاكستان مي زند كه برآيند آن ممكن است به طالبانيزه شدن پاكستان منتهي شده و آمريكا را در دامي گرفتار كند كه روزگاري آن را براي اتحاد جماهير شوروي سابق در افغانستان پهن كرده بود.
دراين رابطه جوزف سيرينسون، معاون دبير كل امنيت ملي و روابط بين المللي در مركز پيشرفت آمريكا در نوشتاري تصريح مي كند كه: آمريكا از سوي ايران و عراق با تهديدي روبه رو نخواهد شد، بلكه اين تهديد از پاكستان خواهد بود.
وي در ادامه تاكيد مي كند كه حكومت متزلزل، مواد كافي براي ساخت 50 تا 100 بمب اتمي، به اضافه تاثيرات فراوان اسلام گراها، باعث مي شود كه پاكستان خطرناكترين كشور در روي زمين براي ايالات متحده آمريكا باشد.
البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه ممكن است پس از كشته شدن خانم بوتو و وادار شدن مشرف به استعفاء، تغييراتي در سناريوي آمريكا بوجود آمده باشد. به اين ترتيب كه كاخ سفيد با بمباران و كشتار غيرنظاميان در مناطق قبائلي از يك طرف سران قبائل را براي همراهي با واشنگتن تحت فشار قرار داده و از طرف ديگر آنان را وادار به معامله با آمريكا پيرامون القاعده و طالبان تندرو كند.
دراين راستا نشريه آمريكايي لس آنجلس تايمز نوشته است: دولت بوش براي انجام عمليات نظامي در منطقه قبائلي آماده شده است تا بدين وسيله ناكامي هاي خود در عراق و افغانستان و ناتواني اش در برابر ايران را پنهان كند و جمهوري خواهان را در انتخابات رياست جمهوري آمريكا سربلند كند.
حوادث پاكستان بيش از همه يك واقعيت را اثبات مي كند و آن شكست سياست بازهاي جنگ طلب درقبال پاكستان و افغانستان است آنجا كه آمريكا پس از واقعه 11 سپتامبر تاكنون بيش از 20 ميليارد به پاكستان كمك كرده تا اسلام آباد تهديدات ناشي از طالبان و القاعده را از بين ببرد.
نتيجه گيري:
به نظر مي رسد با انتخاب آصف زرداري به رياست جمهوري پاكستان، نيمه ديگر تحولات در پاكستان آغاز خواهد شد. زرداري در شرايطي به مسند رياست جمهوري رسيده كه اوضاع امنيتي و اقتصادي پاكستان روز به روز بدتر مي شود. از اين رو قابل پيش بيني است كه او و حزب مردم به تنهايي نتوانند اسلام آباد را از بحران هاي موجود خارج كنند. از سوي ديگر چشم انداز وفاق سياسي نيز در محيط داخلي پاكستان مشاهده نمي شود. در مظان اتهام فساد مالي بودن زرداري مخالفت جريان هاي مذهبي افراطي، به ويژه مخالف حزب مسلم ليگ شاخه نواز شريف از يكسو و عدم همكاري بدنه ارتش و «آي.اس.آي» براي مقابله با بحران هاي امنيتي، تحركات تجزيه طلبانه و واگرايي قومي از سوي ديگر، كار را براي او دشوارتر مي كند.
بااين تفاسير پيش بيني مي شود نيمه دوم تحولات پاكستان، روند اوضاع اين كشور را به سوي عدم ثبات و آرامش پيش مي برد و در نتيجه ديريا زود بايد منتظر مداخله ارتش و كودتاي ديگري در اين كشور بود و يا اينكه اتفاقات ناخوشايندي ديگري (تجزيه و مداخله نظامي آمريكا) به منصه ظهور برسد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14