(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 14 مهر 1387 - 5 شوال 1429 - 5 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19197
 

سعيدي : سپاه نمي گذارد انقلاب به دست نااهلان بيفتد (احد كريم خاني)



سعيدي : سپاه نمي گذارد انقلاب به دست نااهلان بيفتد (احد كريم خاني)

متن حاضر بخش دوم و پاياني گفت وگوي ما با حضرت حجت الاسلام والمسلمين «علي سعيدي» نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيرامون تحولات جاري كشور با نگاه به برخي تغييرات در سپاه است. بخش اول اين گفت وگو كه ناظر به رخدادهاي 8 سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران بود در 31 شهريور ماه به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در صفحه «فرهنگ ومقاومت» چاپ شد. اينك بخش دوم را با هم مي خوانيم:
¤ طرح تحول در سپاه با چه هدفي دنبال مي شود و اساساً ضرورت تشكيل سپاه هاي استاني چيست؟
- تغيير وتحولات در سپاه بر مبناي تدابير حكيمانه و براساس حكمت و منطقي استوار است كه چارچوب آن را فرماندهي معظم كل قوا پي ريزي و هدايت مي كنند. آنچه براي همه ما فرض است اين كه تدبير را خوب بگيريم و به نحو احسن اجرا كنيم. در نگاه معظم له تحول يك ارزش است و اين امر بايد رو به جلو باشد. به تعبير ايشان« سپاه كهن مي شود اما كهنه نمي شود.» بنابراين سپاه بايد مرتب به نوآوري و ساماندهي جديدي براي دست يافتن به اهداف خود دست بزند. در اين مسير برخي ازتغييرات ناظر به متغيرهاي بيروني است. به نظر من نبردي كه ما در آينده باآن مواجه خواهيم بود، نبرد ناهمطراز است. در اين نوع نبرد بايد نوعي ساماندهي جديد را فراهم آورد كه در شرايط حساس بتوان با تكيه بر نقاط قوت خودي و شناخت ضعف دشمن به پيروزي نهايي دست يافت.
بنابراين تصوراينكه در آينده با جنگي مثل جنگ عراق عليه ايران مواجه باشيم بسيار ضعيف است. بلكه بيشتر نبرد نامتقارن خواهد بود. از سوي ديگر آنچه كه بايد به عنوان خميرمايه اين تحول در نظر داشت اين است كه از نظر مقام معظم رهبري بين صلابت نيروي زميني سپاه و ايثار و فداكاري نيروي مقاومت بسيج بايد يك ارتباط ارگانيك برقرار شود. به تعبير ديگر نيروي مقاومت بدون نظم و انضباط و صلابت نيروي زميني، نمي تواند نقش خود را به نحو احسن انجام دهد و نيروي زميني هم بدون تكيه بر بسيج مردمي چنين وضعيتي را خواهد داشت. بر اين اساس تشكيل «سپاه هاي استاني» به عنوان بهترين گزينه انتخاب شد. يعني كشور داراي 31 سپاه استاني (تهران با توجه به گستردگي دو سپاه خواهد داشت) با برخورداري از يك فرمانده قوي و مقتدر در هر استان خواهد بود كه در شرايط صلح و جنگ به نحو احسن پاسخگوي مأموريت هاي محوله خواهد بود.
¤ آثار و نتايج اين طرح چيست؟
- طرح تحول ساختاري در سپاه آثار وبركات فراواني دارد كه حتي در اين مدت كوتاهي كه از زمان اجراي آن مي گذرد ما به وضوح شاهد آن هستيم. از جمله:
1- ارتباط نزديك و قوي بين فرمانده سپاه هر استان با فرماندهي كل سپاه پاسداران بوجود آمده است.
2- از هرز نيروهاي سپاه جلوگيري خواهد شد. يعني افراد وارد مأموريت هاي اصلي خود خواهند شد. در كارهاي ستادي نبايد نيروهاي كيفي به كار گرفته شوند.
3- صرفه جويي در نيرو، هزينه و جلوگيري از بوجودآمدن مراكز متعدد يكي ديگر از نتايج اين طرح است.
4- جلوگيري از تبعيض هم مي تواند از فوائد اين طرح باشد: چرا كه در حال حاضر در هر استان مأموريت ها يكسان نيست.
¤ همانطور كه مستحضريد بخشي از طرح تحول ناظر به معنويت و تعالي در سپاه است در اين زمينه هم توضيحاتي بفرمائيد؟
- بايد عرض كنم كه سپاه اساساً بر مبناي معنويت شكل گرفته است. سپاه يك ارتش كلاسيك به تمام معنا نيست؛ بلكه ارتشي مكتبي است كه داراي روحيه ايثار، فداكاري و انقلابي براي دفاع از آرمان ها و ارزش هاي نظام است. معنويت مولفه هاي گوناگوني دارد؛ التزام به احكام الهي، برخورداري از روحيه ستيزگري و شناخت دقيق دشمن، آمادگي تحمل سخت ترين شرايط براي دفاع از انقلاب، داشتن روحيه شهادت طلبي و ... تنها بخشي از اين مؤلفه هاست كه بايد روز به روز تقويت شود.
دردوران هشت سال دفاع مقدس، جبهه «كوره انسان سازي» بود و در آن مقطع نياز به كلاس هاي اخلاق و عقيدتي نبود در واقع جبهه انسان را متحول مي كرد اما با پايان يافتن جنگ ما شاهد تهاجم فرهنگي گسترده اي از سوي دشمن هستيم، شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي نيروهاي نظامي را هم در معرض خطر و آسيب پذيري جدي قرار داد.
بنابراين سپاه اگر بخواهد با حفظ درجه و با لحاظ متغيرهاي منفي كه بيان شد، همه ارزشها را در خود داشته باشد ايجاب مي كند كه طرح تحول و تعالي گسترده اي در آن به اجرا درآيد. همانطور كه عرض كردم تحول ناظر به ساختارها و تعالي ناظر به معنويت و روحيات افراد است. اين بخش از طرح لازمه بقاي سپاه است. همچنين سپاه اگر بخواهد در همه زمينه ها كار كند بايد چابك، ورزيده، داراي فرماندهي واحد و متمركز در هر استان باشد. از سوي ديگر بايد از بالاترين شاخصه هاي كمال و روحيه دشمن ستيزي و شهادت طلبي برخوردار باشد.
طرح تحول و تعالي كه دو بخش دارد در واقع دو بال اساسي سپاه هستند. در اين دو حركت هم نمايندگي ولي فقيه نقش دارد و هم فرماندهي. و به تعبير بهتر نقش آنها مكمل يكديگر است.
از جهت ديگر مباني ترجمه متون غربي نمي تواند ما را به كمال برساند. به تعبير مقام معظم رهبري «با دستمال كثيف نمي توان شيشه را پاك كرد» بايد مباني ساختاري و ديني ما براساس اصول و اعتقادات اسلامي باشد. تبيين اين مسئله وظيفه نمايندگي ولي فقيه در سپاه است. امروزه خيلي از ساختارها در كشور ما براساس ترجمه متون غربي شكل گرفته اند.
در نهايت با اين دو سؤال اساسي مواجه هستيم كه سپاه مطلوب چيست؟ و پاسدار مطلوب كيست؟ اين مطلوبيت را نمايندگي بايد تعيين كند. البته تحقق عيني و عملي اين دو بخش مشترك است. نمايندگي آموزش عقيدتي با هدايت سياسي و انتقال معيارها و مباني و فرماندهي نيز مديريت كار را برعهده دارد. من تركيب اين امر را بسيار مفيد مي دانم كه سابقا اينگونه نبوده است؛ يعني فرماندهي پرچمدار تحول و تعالي در سپاه باشد و نمايندگي هم با تمام وجود در اين عرصه ايفاي نقش كند.
¤ آمادگي معنوي نيروهاي سپاه و بسيج در چه سطحي است؟ آيا نسبت به گذشته بيشتر شده است يا كمتر؟
- در يك فضاي قدسي و محيط دور از ويروس انسان ها سالم مي مانند اما در يك محيط آلوده و ويروسي نيازمند واكسينه و مراقبت بيشتر هستيم. در اين خصوص بايد حجم ويتامين را براي ضدعفوني كردن بالا ببريم تا ويروس وارد بدن نشود.
لذا ما هم بايد ميزان آموزش عقيدتي و هدايت سياسي و زيرساخت هاي معنوي را در نيروها تقويت كنيم تا در برابر امواج تهاجم فرهنگي بتوانند به خوبي مقابله كنند اما در مجموع استنباطم اين است كه ميزان ولايت مداري، تعبد نسبت به رهبر معظم انقلاب، حضور در صحنه هاي اجتماعي و حساسيت نسبت به انقلاب و قدرت تحليل سياسي نيروها نسبت به گذشته خيلي بيشتر شده است. يعني در روند انتخابات ها بسيج و سپاه احساس مي كنند با رأي فردي هدفمند خود نه با ورود مسلحانه، به عنوان يك شهروند جمهوري اسلامي وارد عرصه شوند و در تثبيت انقلاب نقش تعيين كننده اي داشته باشند.
در نظم و انضباط هم بايد عرض كنم كه شاخص ها نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است.
¤ نقش اداره هاي عقيدتي و سياسي در حوزه نمايندگي چيست؟
- نمايندگي ولي فقيه در سپاه از ابتداي شكل گيري تاكنون نقش بسيار تعيين كننده اي در حفظ سپاه و در پيروزي هاي سپاه در عرصه هاي مختلف فرهنگي، امنيتي و نظامي داشته است. ما در حال حاضر حدود 1400 نفر روحاني در سپاه داريم كه متوسط خدمت آنها بيش از 8 سال است. اين سرمايه عظيمي است كه هيچكدام از نهادهاي ديگر اين تعداد روحاني و شاخص هايي كه عرض كردم ندارند. در واقع در تمام مقرهاي سپاه يك روحاني باتجربه حضور دارد كه مأموريت خاصي را برعهده گرفته و انجام مي دهد.
از طرف ديگر سپاهي كه مي بايست پاسدار انقلاب اسلامي باشد بايد در اوج بصيرت سياسي قرار داشته باشد يعني همه خطوط و جريانات سياسي را بشناسد.
ما در دسته بندي جريان هاي سياسي و نسبت آن ها به انقلاب از محارب، معاند، مخالف، معارض، موافق مشروط تا موافق صددرصد داريم. سپاه بايد نسبت به جريان شناسي سياسي در اوج قرار داشته باشد تا بتواند توازن را برقرار نمايد.
در حقيقت اداره عقيدتي زيربناها را تأمين مي كند و نقش اداره سياسي انداختن نورافكن در مقابل مسير پاسداران براي روشن كردن چشم اندازهاست. اين دو بخش مكمل يكديگر هستند. بنابراين نمايندگي ولي فقيه در سپاه هم نقش مكانيكي و هم نقش ديناميكي را برعهده دارد؛ هم درون را مي سازد و هم حركت را ساماندهي مي كند.
¤ عده اي به طور هدفمند سپاه را متهم به دخالت در سياست مي كنند و تعبير بهتر هيچ تفكيكي ميان بصيرت و بينش سياسي با دخالت در سياست قائل نيستند. جنابعالي اين ادعا را چگونه پاسخ مي دهيد؟
- همه فرمايشات حضرت امام(ره) و تأكيدات مقام معظم رهبري اين است كه سپاه نبايد وارد احزاب و گروه هاي سياسي بشود. و بايد عرض كنم كه سپاه جولانگاه و پرچمدار احزاب نيست و احزاب هم نبايد منافع خود را در سپاه و بسيج دنبال كنند. ما كاملاً به اين مسئله پايبند هستيم و اجازه نمي دهيم كه سپاه وارد چرخه احزاب و بازي هاي سياسي بشود. اما مسئله دفاع از انقلاب و پاسداري از نظام را بايد از بحث حزب بازي جدا كرد.
تهديداتي كه امروزه متوجه نظام است تهديدات سخت (نظامي) نيمه سخت (امنيتي) و نرم (فرهنگي) است. لذا سپاه و بسيج بايد در همه عرصه ها ايفاي نقش كنند و عده اي نبايد اين نقش را به گرايشات حزبي تعميم دهند. اگر ما شاخص ها و مباني حضرت امام و رهبر معظم انقلاب را در دولت كريمه، اصولگرا و حزب الهي تعريف مي كنيم اصلاً به معناي دخالت در احزاب و سياست نيست بلكه اين عين وظيفه ماست.
شاخص هايي كه رهبر معظم انقلاب درمورد دولت و مجلس اصولگرا بيان مي فرمايند ما آنها را براي جامعه تبيين مي كنيم و از آن هم دفاع مي كنيم.
ما از ارزش ها و اصول و مباني دفاع مي كنيم و معتقديم خط امام(ره) اصولي داشته كه سپاه پاسداران بايد حافظ آن اصول باشد. حالا كساني كه مدعي خط امام(ره) بوده اند و امروز شاخص هاي خط امام بودن را از دست داده اند و به اصطلاح از اين خط خارج شده اند ما را متهم به دخالت در سياست و خروج از خط امام(ره) مي كنند!
يكي از شاخص هاي مدنظر حضرت امام(ره) جامعيت نظام اسلام در مقابل لائيك ها و ليبرال ها بود.
بعضي ها اين جامعيت را قبول ندارند.
يكي ديگر از شاخص هاي خط امام(ره) پايبندي به اصل ولايت فقيه است اما متأسفانه برخي از اين جريانات آن را قبول ندارند و اگر در توانشان بود اين اصل را از قانون اساسي حذف مي كردند. ما با جديت تمام مدافع اصل ولايت فقيه هستيم و به كساني هم كه به اين اصل وفادارند عشق مي ورزيم و از آنها حمايت مي كنيم. نبايد اين مسئله را به عنوان دخالت هاي حزبي تلقي كرد.
دفاع از مستضعفين و آرمان مردم مظلوم فلسطين از ديگر شاخص هاي خط امام (ره) است حالا حزبي كه سخنگوي آن مدعي است كه چرا بايد هزينه اشغال فلسطين را ما بايد بدهيم آيا مي توان آن را در خط امام(ره) دانست.
در واقع حضرت امام(ره) مدافع آرمان فلسطين بودند و اكنون هم رهبر معظم انقلاب پرچمدار اين آرمان هستند و ما هم از اين اصل تبعيت مي كنيم. حالا قضاوت كنيد چه كساني مدافع خط امام(ره) هستند؟! ما معتقديم يكي از اصول اساسي خط امام(ره) دشمن ستيزي و ايستادگي در مقابل زورگويان بخصوص آمريكا است. حالا عده اي در مقاطعي از تاريخ در مقابل آمريكا كوتاه آمده و اكنون هم هيچ انگيزه اي براي مقابله با آن ندارند. آيا اين مرام خط امامي بودن است؟
حضرت امام(ره) در يك جا مي فرمايند سپاه نبايد وارد احزاب شود .ما صددرصد به آن پايبند هستيم اما ايشان در وصيت نامه خود مي فرمايند: من زنده باشم يا نه، نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان بيافتد. آيا در اين زمينه سپاه و بسيج مخاطب حضرت امام(ره) براي پاسداري از انقلاب هستند يا نه؟
ما دقيقا بر مبناي همين فرمايش حضرت امام(ره) عمل مي كنيم. يعني ذره اي در دفاع از اصول و ارزش هاي انقلاب كوتاه نمي آئيم و نخواهيم گذاشت كه انقلاب به دست نااهلان بيفتد.
¤ ارزيابي جنابعالي از تهديدات دشمن چيست؟
- در حركت دشمن چرخش هاي زيادي مشاهده مي شود. بعد از فروپاشي شوروي، آمريكائي ها اعلام كردند كه ما با دو تهديد جدي مواجه هستيم. يكي تهديد نامتقارن و ديگري تهديد متقارن. تهديد نامتقارن را به عنوان «تهديد سبز» هم نام برده اند كه ناظر به تهديدات از سوي جهان اسلام است. دليلشان هم اين است كه توان جهان اسلام قابل مقابله با توان آمريكاست. جهان اسلام داراي ذخائر فسيلي و وسعت سرزميني است كه اگر اين گسل فعال شود حدود 1.5ميليارد نيروي باانگيزه دارد كه آمريكا چنين نيرويي را ندارد.
دوم تهديد متقارن يا «سرخ» بود كه درباره روسيه ارائه كردند. آنها احتمال دادند كه در آينده اين كشور يك تهديد جدي براي آمريكا است.
تهديد سبز را با پيروزي انقلاب اسلامي ايران محتمل تر مي دانستند. آنها معتقد بودند كه اگر كانون اسلام كه همان انقلاب اسلامي ايران است فعال شود مي تواند اين گسل عظيم را از شرق آسيا تا آسياي ميانه به حركت درآورد. لذا تمام توان خود را برروي توقف اين كانون متمركز كردند.
در اين راستا دو حركت را در دستور كار قراردارند؛ حركت سخت (ميليتاريستي) و حركت نرم (تهاجم فرهنگي). دنبال اين بودند كه با حضور نظامي در منطقه و ايجاد دموكراسي هاي هدايت شده بتوانند منافع خود را تأمين كنند. لذا ابتدا شرق ايران (افغانستان) را اشغال كردند بعد از اين كار سراغ غرب كشور ما (عراق) رفتند اما تحولاتي ظرف چند سال گذشته اتفاق افتاد كه استراتژي آنها را باطل كرد.
اولين واقعيت اين بود كه سياست واشنگتن در افغانستان بعد از اشغال اين كشور رو به افول و شكست گذاشت. 70درصد از مجاهدين در مجلس اين كشور روي كار آمدند كه باب ميل آمريكايي ها نبود و حالا خودشان اذعان مي كنند كه ما در افغانستان شكست خورده ايم. ابتدا فكر مي كردند كه پيروز نهايي در اين عرصه هستند اما به تدريج ورق برگشت و روز به روز به سمت شكست پيش رفتند . دومين واقعيت در عراق اتفاق افتاد. آنها پيش بيني مي كردند كه دولتي دست نشانده در عراق سركار مي آيد اما دقيقا دولتي اصولگرا و انقلابي كه مخالف سياست هاي آمريكاست قدرت را در اين كشور در دست گرفت.
مسئله سوم روي كار آمدن حماس در فلسطين، مسئله چهارم پيروزي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه بر رژيم صهيونيستي و مسئله پنجم هم شكست خوردن اصلاح طلبان در ايران بود. آمريكايي ها در ابتدا ذوق زده شده بودند كه با دست برخي اصلاح طلبان افراطي مي توانند انقلاب ايران را استحاله كنند.
در كنار اين اتفاقات، حاكميت اصولگرايان در ايران دقيقا استراتژي آمريكا را كاملا خنثي كرد. آنها دنبال خاورميانه بزرگ بودند اما به اين نتيجه رسيدند كه قافيه را باخته اند. حالا تنها راه باقي مانده گزينه برخورد نظامي با ايران بود. آمريكايي ها به تدريج به اين نتيجه رسيدند كه با حمله نظامي همين مقدار كم باقي مانده از هيمنه خود را هم از دست خواهند داد. به اعتراف آنها جمهوري اسلامي مي تواند با تمام توان به مقابله با هر تهديدي برخيزد.
لذا احساس كردند كه كشورهاي جهان آنها را در اين جنگ همراهي نخواهد كرد و از طرفي مخالفت برخي جريانات داخلي آمريكا (دموكرات ها) نيز مزيد بر علت شد.
در يك برآورد ديگر رزمايش هاي عظيم انجام شده در ايران بخشي از توان و قدرت ايران را به رخ آنها كشاند. تا جائي كه اخيرا 5 وزير امور خارجه سابق و اسبق آمريكا به اتفاق تأكيد كردند كه مقامات كاخ سفيد بايد پا در دام حمله نظامي به ايران نگذارند و با اين كشور مذاكره كنند. اين اوج عزت و قدرت ايران است. كشور ما هيچ موقع در طول تاريخ خود تا اين اندازه تأثيرگذار بر خاورميانه و معادلات جهان نبوده است.
به عنوان مثال 70 سال لائيك ها در تركيه حاكم بودند. اما اكنون مردم اين كشور با الگوبرداري از ملت ايران تن به حاكميت اسلامگرايان داده اند. به نظر من اينها از آثار حاكميت اصولگرايي در ايران است.
¤از نظر جنابعالي دولت اصولگرا بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟
- مقام معظم رهبري در يك بياني 5 مرحله را براي فرايند انقلاب ترسيم فرمودند؛ 1-انقلاب اسلامي 2-نظام اسلامي 3-دولت اسلامي 4-جامعه اسلامي و 5-كشور اسلامي در اين كه انقلاب و نظام، اسلامي است شكي نيست. اما آيا با اين دو مرحله مي توان خود به خود شاهد تشكيل دولت اسلامي بود؟ بايد عرض كنم خير. دولت اسلامي، دولتي است كه بايد سازمان و مديرانش بر مبناي اصول ديني شكل گرفته باشند. و به تعبير ديگر مديران از رأس دولت تا دهدار يك دهستان بايد دينمدار و پايبند به اصول و مباني ديني و خط امام(ره) و رهبري باشند. اگر دولتي اين شاخص ها را داشت، دولت اسلامي است كه توانسته زمينه و بستر تحقق قانون اساسي و اسلام را فراهم آورد.
ما فراتر از شاخص هايي كه رهبر معظم انقلاب بيان مي فرمايند را سراغ نداريم. دقيقاً اين شاخص ها را مدنظر داريم. معظم له در هفته دولت 13 شاخصه را براي دولت اصولگرا بيان فرمودند و آنها را قابل انطباق بر دولت فعلي دانستند.
يكي از شاخص ها از منظر ايشان احياي گفتمان حضرت امام(ره) در اين دولت است. بخشي از اين گفتمان اين است كه نبايد در برابر دشمنان نظام تسليم شد و به آنها باج داد و يا اينكه در مقابلشان منفعل بود. البته اين امر هزينه هم دارد، چراكه براي به دست آوردن دستاوردهاي بزرگ بايد هزينه هايي هم داد. در بحث انرژي هسته اي و دستيابي به اين فناوري بايد هزينه هاي تحريم و فشارهاي خارجي را تحمل كرد. آقاي گاندي به ملت هند مي گويد استقلال چيز ارزشمندي است اما حفظ استقلال مستلزم آن است كه شما ده ها سال پابرهنه راه برويد، نمي توان با چرم انگلستان شعار استقلال سرداد.
بنابراين دولت اصولگرا دولتي است پاك دست، حامي و پناهگاه مظلومين و محرومين، دشمن ستيز و دولتي كه توسعه را با عدالت اجتماعي تلفيق مي كند، يكبار دولتي شعار آزادي اقتصاد سرمي دهد يك دولت ديگر دنبال اقتصادي آزاد مي گردد. آزادي اقتصادي با اقتصاد آزاد تفاوت دارد. دولت اصولگرا دنبال آزادي اقتصادي است كه قيود آن عدالت اجتماعي باشد. اما وقتي گفتيم تنها اقتصاد آزاد اين ديگر تأمين كننده منافع قشر مستضعف و محروم جامعه نمي تواند باشد.
¤ باتوجه به حمايت هاي ويژه اي كه رهبر معظم انقلاب ازدولت آقاي احمدي نژاد دارند اما متأسفانه شاهد هستيم كه عملكرد اين دولت ازسوي حتي برخي خودي ها هم موردانتقاد شديد و بي لطفي قرار مي گيرد. نظر جنابعالي چيست؟
- اگر گروه ها و جريانات سياسي حب و بغض سياسي و منافع حزبي را كنار بگذارند و نقاب ها را از جلوي چشم خود بردارند مي توانند خيلي از واقعيت ها را شفاف و ملموس ببينند. ما زماني آرزو داشتيم رئيس دولتي داشته باشيم كه ترجمان منويات رهبري باشد. يعني در خصوص مباحث بين المللي و سياست خارجي همان صلابت رهبري را داشته باشد؛ آرزوي داشتن دولتي داشتم كه با تمام وجود از آرمان ملت مظلوم فلسطين دفاع كند؛ آرزو داشتم دولتي سركار بيايد كه شبانه روز وقت خود را وقف مردم كند. يعني پركار و خستگي ناپذيرباشد؛ آرزو داشتيم دولتي سركار بيايد كه شعار توسعه را با عدالت توأم كند.
آرزوي داشتن دولتي داشتيم كه ساده زيست باشد و ساده زيستي را از خود شروع كند و به جامعه تعميم دهد.
و درنهايت دولتي سركار بيايد كه خود را در مقابل حملات سيبل قرار دهد و شانه خالي نكند كه تمام حملات متوجه رهبري نظام شود.
همه اين آرزوها را ما درگذشته داشته ايم امروز آيا اين آرزوها محقق شده يا نه؟ به نظر من درحد بسيار بالايي محقق شده است بايد قدردان و شاكر خداوند باشيم و زمينه را براي موفقيت بيشتر اين دولت فراهم آوريم. خيلي بي انصافي است كه همه خدمات دولت را زيرسؤال ببريم و چشم خود را بر روي خيلي از واقعيت ها ببنديم.
در سه سخنراني اخير مقام معظم رهبري يك برجستگي و ويژگي هاي خاصي در لحن و لسان و محتوا مشاهده كرديم. يكي در هفته دولت خطاب به دولتمردان كه با بيان شاخصه هاي اصولگرايي اعلام فرمودند كه همه بايد نسبت به اصول مورد تاكيد حضرت امام(ره) وفادار باشيم.
در جمع اعضاي مجلس خبرگان باز نكاتي را بيان فرمودند كه مي توان به صبر و استقامت و ضرورت پاسداري از اصول مورد تاكيد امام(ره) اشاره كرد.
در آخرين ديدار خود با كارگزاران نظام باز مشاهده مي كنيم كه معظم له بحث صبر و استقامت را مطرح مي فرمايند. به نظر من مقام معظم رهبري نگران برخي جريان ها و شخصيت هايي هستند كه روحيه انفعالي دارند و همواره با بحراني جلوه دادن كشور درصدد عقب نشيني از مواضع اصولي انقلاب هستند و اين را بايد دولتمردان و شخصيت هاي بزرگ و خواص جامعه توجه كنند كه وقتي رهبري معظم انقلاب پيش تاز است همه بايد در مسير او حركت كنند نه اينكه طوري شرايط را جلوه دهند كه زمينه تزلزل در مردم ايجاد شود.
¤ تعامل سپاه با دولت و مجلس چگونه است؟ و به تعبير ديگر با چه دولت و مجلسي راحت تر مي توانيد همكاري كنيد؟
-هر مقداري كه دولت و مجلس اصولگراتر باشد حجم كار ما سبك تر خواهد شد چون اين دو نهاد پاسدار انقلاب هستند و آنها در تحقق اسلاميت نظام و آرمان انقلاب نقش تعيين كننده اي دارند؛ هر مقداري كه دولت و مجلس در مسايل سياسي از اساس انقلاب و اصول امام(ره) فاصله بگيرند زحمت و دردسرهاي ما را بيشتر مي كنند.
از افتخارات ما اين است كه امروز تعدادي از منابع انساني و نيروهاي خبره خود را براي ياري رساندن به نظام دراختيار دولت قرار داده ايم.
در بخش سازندگي سپاه تلاش هاي فراواني كرده و ادامه هم خواهد داد. تاكنون بيش از 1500 پروژه بزرگ را اجرا نموده كه از جمله مي توان به پروژه عظيم خط لوله گاز از عسلويه به چابهار اشاره كرد.
¤ اگر مطلبي خاص مدنظر داريد بفرمائيد؟
- بايد عرض كنم كه حركت تاريخ قانونمند است. صعود و سقوط تمدن ها براساس علل و عواملي است. هر ملتي بدون تكيه بر اصول و مباني نتوانسته است به پيروزي هاي لازم دست يابد. انقلاب اسلامي ايران توانسته است بسياري از قله ها را فتح كند. دستاوردهايي كه امروز ملت ايران به دست آورده در طول تاريخ سابقه نداشته است. حفظ اين دستاوردها الزاماتي دارد كه همه بايد به آنها توجه كنيم. اميدوارم كه ملت عزيز ايران همانطور كه تا حالا با تمام توان در مسير انقلاب حركت نموده و از آن پاسداري كرده اند در تداوم آن نيز صبر و ايثار داشته باشند و بخصوص خواص وظيفه خود را در اين عصر و زمان درك كنند. چرا كه آنها واسطه اي بين مردم و رهبري هستند اگر چه خيلي مواقع رهبري با مردم رابطه مستقيم دارند و اين خواص هستند كه متاسفانه عقب مي مانند.
من معتقدم امروز از جمله نشريات تاثيرگذار و جزء خواص تاثيرگذار روزنامه كيهان است كه خوشبختانه در اين مسير خط شكن، راهگشا و بسيار در خنثي كردن توطئه هاي دشمن نقش كليدي داشته است؛ به تعبيري كيهان مانند ديده باني مي ماند كه بالاي برج ايستاده و به موقع اعلان خطر مي كند. اميدوارم كه همه كاركنان اين موسسه تحت حمايت امام زمان(عج) موفق و مويد باشند.
با تشكر از وقتي كه دراختيار ما قرار داديد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14