(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 13 مهر 1387 - 4 شوال 1429 - 4 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19196
 

به مناسبت روز سالمند دوراني كه مي تواند خوش بگذرد
حالا امنيت بيشتري احساس مي كنيم حاصل جديت نيروي انتظامي در مبارزه با جرايم



به مناسبت روز سالمند دوراني كه مي تواند خوش بگذرد

در فرهنگ ما «پير شدن» دعاي خيري است كه همواره بدرقه راه كودكان مي شود. پيري و سالخوردگي امري اجتناب ناپذير و غيرقابل برگشت است. با توسعه دانش پزشكي و كاهش مرگ و مير، اميد زندگي يا همان طول عمر انسانها نيز در حال افزايش است. به نحوي كه در سال 2000 ميلادي جمعيت 60 ساله ها و بالاتر دنيا در حدود 600 ميليون نفر برآورد شده است و اين ميزان در سال 2025به 1.1 ميليارد نفر و در سال 2050 به 2 ميليارد نفر خواهد رسيد.
اين روند جهاني افزايش سالمندي در ايران نيز با آهنگ 2درصد رشد در حال افزايش است. در كشور ما هم اكنون بالغ بر 5 ميليون سالمند زندگي مي كنند و پيش بيني مي شود اين افراد در طي 20 سال آينده به 10 ميليون نفر برسند.
با افزايش درصد سالمندان كشور، ميانه سني جمعيت بالا رفته است و از يك جمعيت جوان به سوي يك جمعيت پير (رسيدن ميانه سني 17 به 32سال) درگذر است.
دكتر مهين سادات عظيمي كارشناس مسائل سالمندان مركز بهداشت استان مركزي نيز بر لزوم آگاه سازي جامعه در مورد سالمندان اشاره مي كند و مي گويد: «باورهاي غلطي در ميان افراد در اين دوره از زندگي وجود دارد.»
وي اضافه مي كند: «در كنار ساير تبعيضاتي كه براي سالمندان قائل مي شويم تبعيض سني نمود بيشتري دار بطور مثال پوشيدن رنگ هاي شاد براي سالمندان يك عيب تلقي مي شود يا گمان مي كنيم سالمندان به علت داشتن سن بالا نبايد زياد شاد باشند يا پول خود را براي خودشان خرج كنند.»
وي با اشاره به اينكه اين باورهاي غلط در بين برخي از پزشكان نيز ديده شده و باعث مي شود كار مهمي براي جمعيت 60 سال و بالاتر صورت نگيرد اضافه مي كند: «پيري الزاماً با درد و بيماري همراه است، اصلاح شيوه زندگي بعد از سالمندي ديگر سودي ندارد و براي افزايش كيفيت زندگي سالمندان كاري نمي توان كرد. برخي تفكرات غلط در مورد سالمندان است كه بر نگرش جامعه نسبت به سالمندي تاثير منفي مي گذارد در نتيجه براي بهتر شدن كيفيت زندگي آنان برنامه ريزي نمي شود. سالمندان اين نگرش جامعه را درك مي كنند و اين موضوع فشار رواني سنگيني را بر آنها وارد مي كند.»
دكتر عظيمي با تاكيد بر اينكه مي توانيم سالمند شويم بدون اينكه بيماري داشته باشيم اظهار داشت: «در مورد آموزش سالمند نيز مشكل وجود دارد سالمند در كلاس آموزشي شركت مي كند اما ما كتاب در حدي نداريم كه در اختيارش بگذاريم كه يك منبعي براي يادآوري داشته باشد كه در منزل اگر سواد دارد خودش بخواند يا اگر بيسواد است اطرافيان برايش بخوانند.»
پيري اجتناب ناپذير است اما بسياري از مشكلات و بيماري هاي سالخوردگي با اصلاح شيوه زندگي قابل پيشگيري است. اين بخشي است كه بايد به افراد جامعه و همچنين سالمندان آموزش داد اما بخشي از مشكلات سالمندي نيز از حيطه اختيار خود سالمند خارج است و به جامعه اي كه سالمند در آن زندگي مي كند برمي گردد. به عنوان مثال وجود متخصص طب سالمندي يا ساير تخصص ها، خدمات پاراكلينيك، وجود مركزي كه همه خدمات مورد نظر در آن، يكجا جمع باشد، وجود سيستم ارايه خدمات درماني در منزل، وجود مراكز بستري طولاني مدت ويژه سالمندان و در نهايت وجود بيمه هاي درماني مكفي كه درمان هاي تخصصي را هم در برگيرد اما سالمند بتواند از عهده مخارج آن برآيد، براي زندگي مطلوب در دوران سالمندي لازم است.
«دكتر پروين جهان بان» معاون توانبخشي اداره كل بهزيستي استان مركزي نيز با بيان اينكه بيشتر سالمندان در نحوه پر كردن اوقات فراغت خود با مشكل مواجه هستند مي گويد: «برخي از اين سالمندان در زمان جواني خود داراي كارايي، تخصص و تجربه بوده اند اما اكنون كه در دوران بازنشستگي به سر مي برند حتي در چگونگي پر كردن اوقات فراغت خود دچار مشكل هستند.»
وي فعال شدن مراكز غيردولتي را در جهت دادن و پر كردن اوقات فراغت سالمندان موثر مي داند و مي گويد: «اگر بتوانيم برنامه ريزي هاي مدوني براي اين قشر از جامعه داشته باشيم و اين افراد ساماندهي شوند بسياري از مشكلات از جمله افسردگي و بي هدفي اين افراد پايان مي يابد.»
اما افزايش افراد مسن، هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ درصد جمعيت روي تمام جوانب زندگي بشر اثر مي گذارد. پيري جمعيت در بخش اقتصادي بر رشد اقتصادي و سرمايه گذاري، بازار كار، درصد افراد در سن كار، مستمري و بازنشستگي موثر است. در بخش اجتماعي و بهداشتي بر سلامتي و خدمات آن و ساختار خانواده و در سطح سياسي مي تواند بر نتيجه راي گيري و انتخابات تاثيرگذار باشد.
سالمندي فصلي از زندگي است با مسائل و مشكلات خاص خود. برخي از جامعه شناسان از آن به دوره سوم زندگي افراد ياد كرده اند كه احتياجات عاطفي، معيشتي، امنيت، احتياج به تفريح و شركت در زندگي اجتماعي از جمله نيازهاي فردي اين دوران است.
اولين نياز سالمندان كشور ما نياز مالي است بطوري كه بر اساس بررسي كشوري سال 81 حدود 74 درصد سالمندان درآمد خود را براي امرار معاش ناكافي دانسته اند.
پس از نيازهاي مالي، بهداشت و درمان دومين نياز سالمندان است. متوسط دفعات مراجعه سالمندان به پزشك 15 بار در سال برآورد شده است كه مي توان با فاكتورهاي محدودكننده، درمان هاي به موقع و مناسب و استفاده از تجارب طب سالمندي در سايه برنامه ريزي، هماهنگي دستگاه ها و بخش هاي دولتي و غيردولتي، ناتواني و بيماري هاي مزمن دوره سالمندي را كه براي خود فرد، خانواده و سيستم بهداشتي هزينه بر است را پيشگيري يا به تاخير انداخت.
در جامعه هايي كه توجه به سالمند از ارزش هاي آنها است، سالمندي، نوعي تفاخر و عزت در آنان ايجاد مي كند. سالخوردگي جمعيت بايستي با حضور و مشاركت فعال سالمندان همراه شود چرا كه توسعه كشور بدون تجربه و تخصص آنان، از كار افتادن چرخ هاي توليد و اقتصاد را به دنبال خواهد داشت و در اين بين كاهش بار بيماري هاي شايع افراد 60 ساله و بالاتر و حفظ استقلال سالمند بدون كمترين معلوليت از برنامه سلامت سالمندان است كه تاكنون كمتر از ديگر مراحل رشد انسان بدان توجه شده است.
سميه بصيرت- اراك

 



حالا امنيت بيشتري احساس مي كنيم حاصل جديت نيروي انتظامي در مبارزه با جرايم

گرچه بسياري از ما نبود مصاديق بارز و مشخص ناامني مانند سرقت، كلاهبرداري، جرايم ريز و درشت ديگر را براي اطمينان از برقراري امنيت كافي مي دانيم، اما اين واژه مفهومي بسيار وسيع و گسترده را بر مي تابد. ايجاد فضايي كه زنان و دختران از ساعتهاي مختلف روز بتوانند در آنجايي كه هستند، تردد، كار و فعاليت كنند. كودكان و نوجوانان به آسودگي سرگرم تحصيل و تفريح باشند و جوانان دور از آسيب هاي اجتماعي فعاليتهاي سازنده را دنبال كنند را بايد از معاني فراگير امنيت دانست. اين روزها با اجراي طرح هاي مختلف امنيت اجتماعي، بحث امنيت و مبارزه با ناامني در همه جا داغ است. بد نديديم با برخي از مردم در همين باره گپ و گفتي داشته باشيم و نظر آنها را در همين باره جويا شويم. آنچه مي خوانيد حاصل همين پرس و جو و گفت وشنود است.
مهم ترين مطالبه شهروندي
اوايل سال 1386 پليس تهران با حمله به مخفيگاه برهم زنندگان نظم جامعه، طرحي را به اجرا گذاشت كه هدف از آن برقراري امنيت اجتماعي بود.
گرچه مراحل اوليه اين طرح دستگيري و جمع آوري قداره بندها و زورگيران بوده اما ادامه يافتن اين طرح ها و آغاز دستگيري سوداگران مرگ و توزيع كنندگان موادمخدر خبر از ادامه اجراي همه جانبه طرح هاي مشابه براي مبارزه با ناامني در همه زمينه ها داشت. اكنون يك سال و چند ماهي است كه از جمع آوري اراذل و اوباش در تهران مي گذرد و از چندي پيش فروشندگان موادمخدر آغاز شده است. ابراز رضايت از اجراي اين طرح ها و صحبت از تاثير مثبت آنها در استقرار كامل نظم اجتماعي بخش مشترك اظهارات بسياري از مردم است.
مي گويند «امنيت از نان شب هم واجب تر است.» در واقع اين جمله ساده و كوتاه تاكيدي بر اين نكته است كه بدون برقراري امنيت آثار رفاه اجتماعي در هيچ جا مشاهده نمي شود.
«حسين بخشي زاده» ساكن يكي از محله هاي تهران در اين باره مي گويد: «اگر قرار باشد سنگ روي سنگ بند نشود، آدم نه از كسب و كار نان مي برد، نه از خورد و خواب. بايد هميشه مراقب دور و برت باشي و زندگي توام با نگراني هيچ ارزشي ندارد.» به عقيده بخشي زاده با فراهم كردن امنيت در همه جا احساس رضايت در اهالي ايجاد مي شود و شور و شوق زندگي در دل آنها پديد مي آيد، چرا كه به قول او: «ناامني مثل قحطي است، دارا و ندار با هم مي نالند، كسي به كسي اطمينان نمي كند، همه ترس دارند، اما وقتي امنيت باشد، صلح و صفا و دوستي و يكرنگي هم هست.»
به نظر بخشي زاده، ايجاد امنيت، سلامت رواني جامعه را نيز به دنبال خواهد داشت، از همين رو او مي گويد: «مهمترين نياز هر شهرنشيني امنيت است. با برقراري امنيت، اطمينان حاصل مي شود. دارا به ندار كمك مي كند، مردم از هم دستگيري مي كنند، وقتي همه به هم اعتماد داشته باشند، بيكاري كم مي شود و جوانها سر و سامان مي گيرند و عاقبت بخير مي شوند به همين دليل از نظر هر آدم عاقلي، مهمترين و اصلي ترين نعمت در هر شهري داشتن امنيت است.»
خلاف ها در غلاف
ارتكاب جرايم در بعضي از محله هاي شهرمان آمار بيشتري نسبت به ساير نقاط دارد.
عبدالرضا شراري يكي ديگر از هموطنان ماست. او درباره وضع فعلي شهر مي گويد: «وضعيت امنيت در مقايسه با قبل از اجراي طرح هاي امنيت اجتماعي بسيار بهتر شده است. از همان اوايل تابستان كه دستگيري اراذل و اوباش شروع شد، بقيه خلافكارها هم غلاف كرده اند و ديگر خبري از دعواهاي شبانه و زورگيري و تهديد و ارعاب نيست.»
شراري با ابراز رضايت از وضعيت فعلي ادامه مي دهد: «وقتي چوب قانون بالاي سر خلافكار باشد، حساب كار دستش مي آيد. از وقتي طرح هاي امنيت اجتماعي در شهر به اجرا در آمده است همه خلافكارها غلاف كرده اند و بسياري از آنها دور خلاف را خط قرمز كشيده اند.»
شراري عقيده دارد افزايش فشار روي كساني كه در نظم جامعه اخلاف مي كنند سبب جرات پيدا كردن مردم براي ارائه گزارشهاي مردمي و شناسائي مجرمان مي شود.
او مي گويد: «وقتي پليس را در كنار خود مي بيند شهامت پيدا مي كنند و به اين ترتيب تهديدهاي پوچ خلافكاران كه وعده انتقام پس از رهايي از چنگال قانون را مي دهند بي اثر مي شود.
به عقيده شراري ادامه چنين روندي به پاك شدن جامعه و از بين رفتن زمينه هاي ارتكاب جرم در محله ها منجر مي شود و عملاً انگيزه هاي بزهكاري از ميان برداشته مي شود.
مشت نمونه خروار در نيروي انتظامي
بسياري از مردم در زمينه ارتقاء امنيت اجتماعي بيش از هر چيز از دامنه پر وسعت اجراي طرح هاي تامين امنيت و ادامه دار بودن آنها خوشحالند.
«كريم صالحي آباد» يك مامور ارشد انتظامي در اين باره مي گويد: «همه مردم فهميده اند كه ماموران انتظامي براي ايجاد امنيت، اين طرح ها را ادامه خواهند داد. اول نوبت قداره كش ها و هاي و هوي راه اندازها بود، حالا هم موادفروش ها را مي گيريم.»
به عقيده شراري مقطعي نبودن اين طرح ها موجب دلگرمي مردم و وحشت خلافكاران شده است. او مي افزايد: «اگر قرار باشد فقط يكي دو روز، اينها را بگيرند و بعد هم رها شوند، فايده اي ندارد. قبلاً يكي دو بار اين اتفاق افتاد. مواد فروش ها ترسيدند و بعد هم ديدند خبري نيست، دوباره روز از نو، روزي از نو.»
«صالحي» مي گويد: اما اين بار فرق مي كند، پليس مرحله به مرحله جلو مي آيد و معلوم است مي خواهند عرصه را بر قانون شكن ها تنگ كنند.»
وي وضعيت امنيت شهر را بهتر از پيش عنوان مي كند و ادامه مي دهد: «فكر مي كنم از وقتي كه اراذل و اوباش را دستگير كرده ايم، دختر خانم ها و بچه مدرسه اي ها امنيت بيشتري دارند. كساني كه مزاحم نواميس مردم مي شدند از ترس ما جرات كارهاي گذشته را ندارند. خلاصه وضع امنيت شهر خيلي بهتر شده است. اگر امثال افرادي مثل ما كوتاه نياييم و به همين ترتيب ادامه بدهيم صددرصد هم بهتر خواهد شد.»
گذشته از اينها با يك نگاه ريزبينانه تر، بسياري معتقدند، ايجاد امنيت زمينه را براي ايجاد امكانات رفاهي و پيشرفت هاي ديگر در جامعه فراهم مي كند.
صالحي در اين باره حرف هاي جالبي دارد: «قطعاً وقتي امنيت باشد، بسياري چيزهاي ديگر هم هست. جوانها و نوجوانها داراي قدرت الگوبرداري بالايي هستند. دانش آموزي كه در مسير خانه و مدرسه از كوچه و خيابان مي گذرد، وقتي با مصاديق بارز قانون شكني مواجه باشد، خواه ناخواه به برخي هنجارها گرايش پيدا مي كند. عكس اين مسله هم صادق است. وقتي محيط پيرامون جوانان ما پاكيزه و دور از آلودگي باشد قطعاً موارد ديگري به عنوان الگوي جوانان مطرح مي شود.
اين مامور انتظامي معتقد است افزايش امنيت با كاهش معضلات ديگر جامعه نيز در ارتباط است. او مي گويد: «هر جا امنيت باشد، سرمايه گذاري هم هست، هر جا تجمع سرمايه باشد، كار و فعاليت زياد است و هر جا فعاليت زياد باشد امنيت اقتصادي نيز هست. در چنين جامعه اي آسيب هاي اجتماعي بسيار كمتر مشاهده مي شود. در واقع بين امنيت اجتماعي و امنيت اقتصادي و رواني رابطه دو سويه اي حكمفرماست.»
از سوي ديگر صالحي با بيان تجارب آموزشي خود اين نكته را يادآور مي شود كه: «به عقيده من يكي از دلايل موفقيت طرح هاي اخير نيروي انتظامي، شناسايي دقيق افراد متخلف و دستگيري برق آساي آنهاست. چنين عاملي حكايت از مراقبت هاي نامحسوس و منابع اطلاعاتي دقيق نيروي انتظامي دارد.»
تجربه نشان داده است، آدم متخلف در مواجهه با مراقبت هاي نامحسوس به سرعت دچار سردرگمي مي شود. وقتي شاهد دستگيري افراد مشابه خودش باشد و به درستي از فرآيند شناسايي آنها باخبر نباشد احساس ناامني مي كند و ناامن شدن هر محله اي براي خلافكاران همراه با افزايش امنيت براي مردم است.
وي در خاتمه يادآور مي شود: «از قرار و بنا به اعلام مسئولان نيروي انتظامي مقابله با افراد قانون شكن در همه زمينه ها ادامه خواهد داشت و علاوه بر اراذل و اوباش و موادفروش ها برخورد با توزيع كنندگان CD هاي غيراخلاقي نيز در دستور كار نيروي انتظامي قرار دارد. اين شيوه موجب مي شود تا افراد جامعه احساس امنيت خاطر كنند و بدانند كه چشم تيزبين قانون در همه جا مراقب اعمال و رفتار كساني است كه به دليل سودجوئي حقوق ديگران را زير پا مي گذارند و دير يا زود، آنها در چنگ قانون گرفتار مي شوند.»
حرف هاي او مشت نمونه خروار در نيروي انتظامي است. سخنان او تا حدود زيادي، عملكرد و اهداف پليس است.
هر چه هست حرف ها و گفته هاي مردم حاكي از رضايت خاطر آنها از افزايش امنيت در محله ها است، روندي كه به گفته آنها زندگي مردم جامعه را شيرين مي كند، روابط آنها را بهبود مي بخشد و با ايجاد دلگرمي و آرامش رفاه و آسايش را نصيب افراد جامعه مي كند.
ايجاد امنيت اجتماعي و زمينه سازي براي استقرار بلندمدت و نهادينه شدن آن با برقراري امنيت رواني در جامعه همراه است. در واقع براي برقراري امنيت رواني عامل وحشت از ميان مردم عادي كه زندگي سالم خود را پي مي گيرند به سمت عده كمي كه به قانون شكني و تخلف از قوانين اجتماعي عادت دارند، منتقل مي شود.
چنين پديده اي عامل بسيار مهمي در ايجاد كامل امنيت و بهره برداري جامعه از نتايج و ثمرات آن به حساب مي آيد. وقتي جامعه به چنين مرحله اي از تعادل رسيده باشد همه افراد براي حفظ هنجارها و جلوگيري از عدول آنها مي كوشند.
در چنين جامعه اي ترس از نگراني از وقوع جرم نيست بلكه از بر هم خوردن تعادل است كه مي تواند زمينه ساز بروز جرايم باشد. به نظر مي رسد اطلاع عمومي از عملكرد پليس و نيروي انتظامي نقش تعيين كننده اي در ايجاد امنيت رواني داشته باشد. چنين امري خود مستلزم سامانه اطلاع رساني پركاري است كه كشف جرايم و دستگيري متخلفان را به افكار عمومي انتقال مي دهد.
در سال هاي اخير شاهد برداشتن گام هاي بلندي در اين زمينه بوده ايم. آمار دستگيري قانون شكنان و كشف يا پيگيري جرايم به روز شده است و همه شهروندان ساعتي پس از اقدامات نيروي انتظامي در جريان كم و كيف آن قرار مي گيرند. در گستره بزرگي مانند كلانشهر تهران، اطلاع رساني محلي و منطقه اي مي تواند كمك بيشتري به ايجاد امنيت رواني در شهر كند، امري كه تحقق آن با همكاري رئيسان كلانتري ها و ماموران دواير مختلف آنها با نشريه اي مانند روزنامه ها آسان تر خواهد بود.
¤¤ لزوم اطلاع رساني در حوزه امنيت
به نظر مي رسد آموزش شهروندان بخصوص كودكان و نوجوانان نقش بسيار مثبت و تعيين كننده اي در استقرار امنيت در جامعه دارد. تجربه سال هاي اخير نيز مويد اين مطلب است و اصولاً هر وقت با اطلاع رساني مستمر نكات امنيتي به افراد جامعه گوشزد شده است، آمار جرايم نيز كاهش داشته است. از همين رو بايد در كنار هوشياري و اقدامات به موقع نيروي انتظامي، انتشار هشدارها و توصيه هاي امنيتي اين نيرو را از مهم ترين عوامل تعيين كننده در كاهش جرايم و بزه هاي اجتماعي دانست.هر چه هست اقدامات فرهنگي در زمينه توسعه امنيت اجتماعي را بايد جدي گرفت و با كار بيشتر در اين زمينه از بسياري از هزينه هاي ايجاد امنيت نيز بايد كاست چرا كه اينجا هم پيشگيري آسان تر از درمان است.
ناهيد جعفرپوركامي

 

(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14