(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 9 مهر 1387 - 29 رمضان 1429 - 30 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19195
 

صد شكر و صد حيف
حورالعين پاداش اهل تقوا
دست هاي پر روزه داران
عيد پاداش گفتاري پيرامون پايان ماه مبارك و عيد سعيد فطر



صد شكر و صد حيف

حسين ابراهيمي
در ادبيات و فرهنگ ايراني اسلامي ما عبارت هاي بسياري يافت مي شود كه تناقض نماست و آدمي را با شگفتي روبه رو مي سازد. از آن ميان مي توان به تبريك و تسليت در هنگام روبه رو شدن با خانواده شهيدان سخن گفت كه بيانگر دوحالت خوشحالي و اندوه است. اين مسئله در منطق صوري و ارسطويي نمي تواند معنا و مفهوم درستي يابد. منطق صوري بر اين پايه بنياد نهاده شده كه يك امر يا سلب يا ايجاب باشد و نمي تواند در همان حال كه خوشحالي است اندوه نيز وجود داشته باشد. به اين معنا كه شخص يا دروغ مي گويد و يا آن كه احساس خويش را به درستي نمي تواند بيان كند. اما اين مسئله در فرهنگ و ادبيات ما وجود دارد. مگر نمي شود كه آسمان هم باراني باشد و هم آفتابي. ما وقتي با اين گونه آب و هوا مواجه مي شويم، در اين هنگام آسمان بسيار زيبا مي شود و رنگين كمان و هزاران رنگ زيبا ما را به وجد و شور مي آورد.
اين مشكل براي منطق صوري بود و هست و مردم مانده بودند كه اين واقعيت تركيبي را چگونه مي توان تحليل علمي كرد. بسياري از امور در جهان هست كه نمي توان با منطق علمي آن را تحليل وتبيين كرد. بنابراين مي بايست حكم به ناتواني منطق علم مي كردند ولي اين كار انجام نشد تا اين كه منطق فازي از سوي يك انديشمند ايراني در دهه شصت ميلادي پيشنهاد شد و در دهه هفتاد و هشتاد در صنعت و فن آوري روز به كار گرفته شد. اين منطق نه تنها در فن آوري به كمك مردم آمد بلكه توانست در حوزه هاي ديگر نيز مردم را با علم و منطق آشتي دهد.
چيزهايي كه روزي ازنظر منطقي بي معنا و نامفهوم بود اكنون معنا و مفهومي علمي مي يافت. اين منطق بود كه به درستي و راستي حالات و عواطف انساني نيز حكم كرد.
اين كه گفته مي شد ازنظر منطقي معنا ندارد آسمان هم باراني و هم آفتابي باشد و يا دل آدمي هم شاد و هم گريان باشد و اندوه از آن آشكار گردد، اكنون مفهومي درست مي يافت و منطق علمي آن را نيز تأييد مي كرد.
شاد اندوهگين
اين گونه شد كه تسليت و تبريك معنا يافت و شادي و اندوه در هم تنيده شدند و ازنظر علمي نيز موردتأييد و تأكيد قرار گرفت.
بدين ترتيب اين شعر سعدي در عيدفطر به خوبي معنا يافت كه:
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت
اين بيت بيانگر وداع نامه امام سجاد(ع) با ماه رمضان و آمدن عيد سعيد فطر است. در اين حال انسان اندوهگين است كه ماه ضيافت خدا به پايان رسيده و خوشحال از آن كه توانسته است در اين ماه كه در انديشه اسلامي برخي از اهل دل و عرفان، اول سال است، مانند جوانه اي دوباره از شاخه توحيد شكفته است.
فطر در زبان عربي به معناي شكفتن و جوانه زدن است. اكنون با پايان رمضان انسان دوباره با توبه و بازگشت به توحيد و دست يازي به تقوا در باران رحمت الهي جوانه مي زند و مي شكفد. از اين رو خوشحال و خندان است كه شكفته است و جوانه اي توانا وشاداب شده است. اما با اين حال ناراحت و اندوهگين كه اين مهماني تا سال ديگر به پايان رسيده است. ماهي كه خداوند در آن ماه با عنايت و رحمت و فضل خويش اين امكان را فراهم آورده تا با بند كشيدن شيطان به تقوا دست يافته و بازگشت به فطرت را در هر افطاري تجربه كند. به هرحال ما شاد اندوهگينيم. شاد از جوانه زدن و فطر و اندوهگين از پايان مهمان خدا بودن.

 



حورالعين پاداش اهل تقوا

خليل منصوري
در مقالأ حاضر نويسنده با ارائه تعريفي جامع از حورالعين، به ويژگيها و اوصاف آنها از طريق آيات قرآن كريم مي پردازد و راه رسيدن به آنها را بيان مي كند كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
انسان، در جستجوي آرامش
انسان آرزوهاي بلندي دارد. هر مرد و زني مي كوشد تا آرامش خويش را در كنار جنس مخالف كه از آن به همسر ياد مي شود جست وجو كند. از نظر قرآن آرامشي خاص را مي توان در كنار همسر جست. از اين رو فلسفه و علت اصلي آفرينش زوج را دست يابي هر يك به آرامش دانسته است. آياتي چند اين مفهوم را بيان كرده و به تحليل و تبيين مسئله پرداخته است كه از آن جمله مي توان به آيه 12 سوره روم اشاره كرد.
از نظر روان شناسي نيز اثبات شده كه انسان پس از انگيزه تأمين امنيت غذايي و جاني به سوي ابزارهايي جهت پاسخ گويي به نيازهاي عاطفي و احساسي خويش روي مي آورد.
به هر حال گرايش انسان به زوج و همسر براي تأمين نيازهاي روحي و عاطفي خويش و پاسخ گويي به مهم ترين ركن زندگي يعني آرامش است.
بر اين اساس نخستين دغدغه و پرسش وي آن است كه جهان آخرت چه وضعيتي دارد و از چه موقعيتي برخوردار خواهد شد؟ آيا غذا و آسايش وي تأمين مي شود؟ و آيا به نيازهاي عاطفي و آرامشي او پاسخي در خور داده خواهد شد؟
از آن جايي كه قرآن به نيازهاي فطري و غريزي انسان به طور كامل توجه داشته و پاسخ مي دهد، آيات بسياري را به اين امر اختصاص داده است، بطوري كه بخشي از آيات مربوط به رستاخيز و بهشت به مسئله آسايش و برخي ديگر به آرامش انسان توجه داشته و به كيفيت و چگونگي غذاها و خانه ها و پوشاك ها و نيز مردان و زناني كه از آن ها بهره هاي جنسي و عاطفي مي برند پرداخته است.
سيه چشمان بهشتي
يكي از مهم ترين نعمت هاي بهشتي در رستاخيز انسان، زنان و مرداني است كه از آن ها به حورالعين تعبير مي شود. از آن جايي كه پرسش اصلي از سوي مردان انجام مي شود و زنان در هاله اي از حيا و عفت به مسئله مي نگرند، پاسخ، ظاهراً به مردان داده مي شود و اين گونه گمان مي شود كه مراد از حورالعين و سيه چشمان، تنها زنان بهشتي است. در حالي كه به نظر مي رسد حورالعين يعني سيه چشم اشاره به وصف غالب مردان و زناني دارد كه در اختيار مؤمنان و بهشتي ها قرار مي گيرند. عده اي، از مردان جوان بهشتي به غلمان ياد مي كنند كه در ادبيات عربي به معناي، جوانان رشيد و رعنا است. چنان كه مراد از كواعب اتراب، دختراني هستند كه در سن ميان چهارده تا هيجده سالگي قرار دارند.
در كتب لغت عربي حور جمع حور به فتح واو به كسي گفته مي شود كه از شدت سفيدي اطراف چشم سياهي ميان چشم خود را به شكلي بسيار زيبا نشان مي دهد. (ترتيب العين ج1 ص144)
برخي ديگر حور را به معناي پديدار شدن اندكي از سفيدي چشم از ميان سياهي دانسته اند. (مفردات راغب اصفهاني ص262)
شيخ طبرسي مفسر گرانقدر شيعي در كتاب مجمع البيان بر اين باور است كه حورالعين زناني سفيد چهره اند (مجمع البيان ج9 و 01 ص401) از نظر وي اين لفظ اختصاص به زنان بهشتي دارد و شامل مردان بهشتي نمي شود. وي در ادامه تأكيد مي كند كه اصولا عين در زبان عربي داراي معاني چندي مي باشد كه يكي از آن ها زناني هستند كه فراخ چشم مي باشند.
بر اين اساس حورالعين يعني زناني كه داراي چشماني درشت و گشاده همانند آهوي مستان مي باشند. و آدمي را به سوي خويش مي كشانند. اين چشمان درشت و گشاده دورش را حلقه اي بسيار روشن از سفيدي فراگرفته است و جاذبه بسياري دارد و آدمي را محو خويش مي سازد. از اين رو شخص، پيش از ديدن بخش هاي ديگر بدن وي، محو چشم هايش مي شود. لذا اين زنان بهشتي و زيبا را به چشم ايشان نام گذاري كرده اند كه بر همه بخش هاي ديگرشان غلبه و چيرگي دارد.
اوصاف حورالعين در قرآن
خداوند در آيات 07 و 37 سوره الرحمن حوريان را نيك سيرت و زيبا صورت مي نامد كه از نعمت هاي خاص بهشتي ها بشمار مي روند.
اين زنان بهشتي كه هرگز عادت ماهانه نمي شوند زناني هستند كه به متقين داده مي شوند. (دخان آيه 15 تا 45 و طور آيه 71 تا 02)
برخي از آيات در توصيف زيبايي هاي حورالعين مي فرمايد كه آنان در سفيدي و درخشندگي هم چون تخم شترمرغ زير پر مي باشند. (صافات آيات 84 و 94 و نيز مجمع البيان ج 7 و 8 ص 296)
آنان در صفا و طراوت و شادابي همانند مرواريد نهفته در صدف هستند (واقعه آيات 22 و 32) و در جذابيت و زيبايي چون ياقوت و مرجان مي باشند. (الرحمن آيه 65 و 85)
اين ساكنان بهشتي و همسران متقين از مرد و زن، اختصاصي به انسان ها نداشته و بلكه جنيان مؤمن و متقي نيز از آنان بهره مند مي شوند. (الرحمان آيات 65 و 75 و نيز 27 و 47) بنابراين از نظر ساختار به گونه اي هستند كه هر دو نوع انس و جن مي توانند از آن ها بهره برند.
اين استعداد و توانايي در حوريان خود بيانگر آن است كه ساختار وجودي آنان به گونه اي است كه مي توانند به شكل مرد و يا زن و يا مطابق گرايش و سليقه انسان و يا جن تغيير ماهيت و شكل دهند. اين گونه است كه زنان بهشتي داراي قابليت هاي تغييرپذيري هستند به گونه اي كه همگان از مرد و زن و يا انسان و جنيان را راضي و خشنود مي سازند.
در حقيقت تنوع و تغيير آنان همانند ميوه هاي بهشتي است كه قابليت هاي چندگانه با مزه هاي گوناگون را دارا مي باشند و هر كسي هر ميوه اي را مي تواند اراده كرده و طعم و مزه آن را به دلخواه تغيير دهد. چنين امكاني نيز نسبت به حورالعين ها وجود دارد. از اين رو خداوند در آفرينش آنان بيان مي دارد كه مي توان جلوه قدرت و عظمت خداوندي را در حورالعين ها يافت. (واقعه آيات 43 تا 63)
براين اساس سخن گفتن از زنان بهشتي شايد بيهوده باشد و به جاي آن مي بايست همانند قرآن از واژه حورالعين استفاده كرد تا بي شكلي آنان را بيان داشت. به اين معنا كه آنان ماهيتي بي شكل دارند و مردان و زنان و نيز جن و انس مي توانند آنها را به اراده و خواست خويش تغيير دهند.
درباره زنان حوري مي توان گفت كه ايشان زناني غير از همسران دنيايي افراد بهشتي هستند و آيات 64تا 47سوره الرحمن تصويري كه از آنان ارائه مي دهد به گونه اي است كه آنان را نعمتي ديگر براي مردان بهشتي برمي شمارد.
ويژگي هاي حوريان بهشتي
حوريان بهشتي داراي اخلاق و سيرتي نيكو هستند (الرحمن آيات07و 27) و صورت زيبا و اخلاق نيك ايشان به گونه اي است كه جن و انس از هم نشيني ايشان خسته نمي شوند (همان)
همه حوريان بهشتي داراي بدن هاي سفيد و دلربايي هستند (صافات آيات 84و 94 و نيز دخان آيه45و طور آيه04 و واقعه آيه22) با اين همه حوري هاي بهشتي داراي دوشيزگي هميشگي هستند و اين دوشيزگي هرگز زايل نمي شود. (الرحمن آيه65 و نيز27و 47و واقعه آيات43 تا 63)
زنان حوري بهشتي، زنان پاك دامن و عفيف و با حيا هستند، از اين رو همواره در خيام هاي خويش پنهان و مستور هستند و ديگران آنان را نمي بينند. (الرحمن آيه65و 27و 47)
اين زنان، نورس و نارپستان هستند و شماري از ايشان همسر يك مرد بهشتي مي شوند. از اين رو در آيه11 «كواعب اترابا» از دختران نورسيده همسن و سال سخن گفته شده است. (نبا آيه33)
چنان كه گفته شد تمام زيبايي حوريان درچشمان افسون گر آنان است لذا خداوند ايشان را به زيبايي چشمانشان ستوده و نامگذاري كرده است. (صافات آيه84 و 94 و آيات ديگر)
خماري در چشمان ايشان به گونه اي است كه مردان را به سوي خويش مي كشاند و چون آهن ربا مجذوب خود مي سازد و اين در حالي است كه از نگاه بيگانگان مصون هستند و تنها براي شوهران خويش عشوه و دلربايي مي كنند. (الرحمن آيه65) شيفته شوهران بودن و تنها دلبسته به آنان بودن از خصوصيات برجسته حوريان است كه خداوند در آيه65 سوره الرحمن و نيز 43 تا 73 سوره واقعه بدان اشاره مي كند.
طنازي و عشوه گري كار ايشان است و دمي از اين هنر دست برنمي دارند و چنان دلبري و دلربايي مي كنند كه شوهرانشان را دور خويش چون پروانه نگه مي دارند و آرامش خاصي به آنان مي بخشند. (واقعه آيه43و 73)
با همه عشوه گري و طنازي و جذابيت هاي جنسي، زناني عفيف و چشم پاك هستند و هرگز به بيگانه توجه نكرده و بدان نگاه نمي كنند. (الرحمن آيه 65و 27 و 47 و نيز واقعه آيه 22و 32)
در كام دهي به همسرانشان يگانه دهر و يكتاي عشق بازي هستند و در اين ميان گوي سبقت را از همه رقيبان عالم ربوده اند، از اين رو همسران خود را به خيام خويش مي كشند و كام دهي به همسران را دمي فرو نمي گذارند و همواره در جذب و جلب آنان تلاش مي كنند. (الرحمن آيه27)
ايشان از نظر سني همسن و سال شوهران خويش هستند (واقعه آيه43و 73) بر اين اساس مي توان گفت كه همه بهشتي ها در سن جواني به سر مي برند و رنگ پيري و كهولت را نخواهند ديد.
البته برخي با توجه به آيات 43 تا 73 سوره واقعه بر اين باورند كه همه حوريان بهشتي همانند و همسان هم هستند و تفاوتي ميان ايشان نيست و هيچ يك بر ديگري برتري ندارند ولي به نظر مي رسد كه نوعي تفاوت ميان ايشان وجود دارد؛ زيرا هر كسي براساس مرتبه و درجه بهشتي، از زنان بهشتي بهره مند مي شود و تفاوت درجات بي گمان نوعي تفاوت را پديد خواهد آورد. به نظر مي رسد كه همه در اصل كلي بيان شده يكسان هستند و اين امور ويژگي هاي عمومي ايشان است ولي براي برخي از مؤمنان از نظر تعداد و نيز كيفيت، تفاوت هائي وجود دارد كه مي توان از تفاوت اصحاب يمين و سابقون، آن را به دست آورد؛ زيرا مقام و نعمت هاي ابرار و سابقون بيش تر و بهتر از كساني است كه در مقام اصحاب يمين هستند.
اين ها نمونه هائي از اوصاف حورالعين است كه بيان شد. در روايات تفسيري ويژگي هاي ديگري نيز براي آن ها بيان شده است كه علاقمندان مي توانند به كتبي چون مجمع البيان، الميزان، نورالثقلين و تفسير صافي مراجعه كنند.
راه بهره مندي از زنان بهشتي
كساني كه تا به اين جاي مقاله با ما همراه بودند، دريافتند كه خداوند نعمت بزرگي را براي مردان و زنان بهشتي فراهم كرده و با تأكيد بر اين نعمت ها مردم را به سوي آن ترغيب نموده است به طوري كه برخي در آرزوي رسيدن به نعمت هاي بهشتي و رهايي از زندان دنيا لحظه شماري مي كنند.
هر كسي دوست دارد كه به آسايش و آرامش ابدي دست يابد و همه رنج ها و گرفتاري ها و اندوه ها از وي زدوده شود. توصيفات قرآني از بهشت و نعمت هاي متعدد و متنوع آن همه را به وجد مي آورد و دل ها را به سوي خويش به پرواز در مي آورد.
بسياري از آيات قرآني مربوط به معاد پيش از آن كه از دوزخ و وصف آن سخن بگويد به توصيف بهشت و نعمت هاي آن پرداخته است و شگفت اين كه يكي از مستحبات در ختم اموات آن است كه سوره الرحمن قرائت شود كه در بردارنده وصف بهشت و بهشتيان و بهره مندي آنان است. تا به خانواده متوفي و ديگر كساني كه در اين مجالس گرد هم مي آيند يادآوري شود كه مرگ آخر راه نيست و شخص اگر مطيع خداوند و اهل تقوا باشد از اين نعمت هاي بي شمار بهره مند مي شود.
و نيز براي آنان انتقال به جهاني را ياد كند كه سرشار از آسايش و آرامش ابدي است تا همه حاضران در انديشه به دست آوري آن تلاش كنند. از اين رو در مجالس مرگ و سوگواري سخن از بهشت و شادي ها و بهره مندي هاي متنوع و متعدد آن است كه نوعي بشارت به شنوندگان و خوانندگان اين آيات در مجالس سوگواري و مرگ است.
اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه براي به دست آوردن اين نعمت ها چه بايد كرد؟
قرآن از آن جايي كه كتاب هدايت است، همواره در بيان هر وصفي از بهشت و توصيفي از نعمت مي كوشد تا مردم را به حقيقتي آشنا كند و آنان را به خود هوشيار و از غفلت رهايي بخشد. و لذا در همه اين آيات تنها به توصيف ويژگي هاي زنان و يا مردان سيه چشم بهشتي بسنده نمي كند بلكه به بيان راهكار دست يابي به اين نعمت ها نيز اشاره مي كند.
نعمتهاي ويژه براي افراد ويژه
در همه اين آيات سخن از اين است كه اين نعمت ها از آن كساني است كه به عنوان متقين شناخته مي شوند. متقين كه به معناي پرهيزگاران اسم فاعل است به معناي آن مي باشد كه شخص بايد به مرتبه و مقامي از پرهيزگاري رسيده باشد كه بتوان او را به اين اسم ناميد. بنابراين اگر شخص، گاهي اهل پرهيز است و به تعبير ديگر پرهيزگاري نام و صفت وي نشده است نبايد اميد بهره مندي از اين نعمت ها را داشته باشد.
در آيات بيان مي شود كه اصل نخست دستيابي به هر يك از نعمت ها رسيدن به مقام و مرتبه متقين است ولي اين، همه سخن نيست بلكه از آن جايي كه تقوا خود داراي درجات و مراتبي است، بهره مندي از هر يك از نعمت هاي خاص نيازمند رسيدن به مرتبه خاص آن مي باشد. از اين رو سخن از ابرار و يا اصحاب يمين و يا سابقون است. هر يك از اين نام ها مرتبه بلندي است كه بيانگر مرتبه برتر از مقام نخستين مي باشد. براي «سابقون» و «ابرار» نعمت هاي برتر و بهتري است كه در آيات از آن به طور خاص يادشده است.
بنابراين اگر كسي بخواهد به اين نعمت ها و بخصوص حورالعين دست يابد مي بايست راه متقين را بپيمايد، راهي كه به صورت دوري از كردارهاي زشت و نابهنجار و پلشتي هاي فطري و عقلي و عقلايي نمود و بروز مي يابد.
در مرحله ديگر، متقي كسي است كه افزون بر دوري و پرهيزگاري، در مقام احسان و عدالت نه تنها اهل مسارعه و سرعت است: سارعوا الي مغفره من ربكم؛ بلكه اهل مسابقه هم است و در ميدان عمل از همه پيشي مي گيرد و به مقام سابقون دست مي يابد.
بنابراين نبايد اميد به اين نعمت ها و بهره مندي از آن ها داشت بي آن كه عملي را انجام داد. خداوند در آيات بسياري سخن از اين دارد كه آخرت مكاني براي مكافات و مجازات است و به هر كسي براساس عمل خويش به شكل «جزاء وفاقا» (پاداش برابر) داده مي شود و اگر شخص در كار خير و احسان باشد به شكل فضل و عنايت از نعمت هاي دوچنداني سود مي برد. براين اساس براي اين كه به هر يك از اين نعمت ها و مراتب و درجات بهشتي برسيم و از حوريان و زنان و مردان سيه چشم بهشتي بهره مند گرديم مي بايست به همه آموزه هاي وحياني قرآن عمل كنيم و از اطاعت سنت و سيره پيامبر(ص) سرباز نزنيم.
باشد با پيروي از راه اهل تقوا و پيروي از آموزه هاي وحياني قرآن و سنت و سيره پيامبر و امامان معصوم(ع) از همه اين نعمت هاي بهشتي بهره مند گرديم. آمين يا رب العالمين.

 



دست هاي پر روزه داران

رضا شريفي
كاركردهاي متعدد روزه
روزه با رمضان پيوند خورده است و اين نيز به سبب حكم واجب روزه دراين ماه براساس آيات قرآني است كه خداوند به صراحت بيان داشته كه مسلمانان دراين يك ماه روزه بگيرند تا شايد اهل تقوا شوند و با تمرين عملي روزه داري به تقوا دست يابند (بقره آيه 183 و 185) به ويژه اين كه در اين ماه قرآن به عنوان آخرين كتاب هدايت وحياني فرو فرستاده شده است، ولي اين گونه نيست كه روزه تنها دراين ماه و براي دست يابي به اين هدف از جايگاه و ارزش و اهميت برخوردار مي باشد.
بلكه با توجه به آيات قرآني مي توان به اين نتيجه قطعي دست يافت كه انسان براي دفع هر بلا و گرفتاري و يا رفع هر درد و عذاب و رنجي و حتي براي جلب مهر و محبت و نعمت الهي مي تواند از روزه به عنوان بهترين راه و ابزار استفاده كند.
به سخن ديگر قرآن براي روزه كاركردها و نقش هاي ديگري افزون بر دست يابي به تقوا بيان داشته است كه براي انسان ها در زندگي روزمره خويش كه با هزاران مشكل و درد و رنج و گرفتاري مواجه هستند و ده ها خواسته از خداوند دارند مي تواند مفيد و سازنده باشد.
اگر كسي نعمتي چه بزرگ و چه كوچك مانند فرزند و مال و غيره بخواهد و از خداوند درخواست كند كه به او نعمت و روزي و رزق حلال عنايت كند، مي تواند از روزه براي دست يابي به اين هدف استفاده كند. براين اساس روزه مي تواند نقش سازنده اي در كنار دعا و نيايش و استغفار ايفا نمايد و موجبات دست يابي بشر به خواسته هاي مختلف را فراهم آورد.
برپايه گزارش هاي قرآني، حضرت زكريا(ع) براي برآورد آرزوي ديرين خويش كه داشتن فرزند صالح و نيكوكار بود با بهره گيري از روزه سه روزه توانست به هدف خويش دست يابد و هم چنين حضرت مريم(س) براي رهايي از اتهام فساد و بي عفتي، توانست با بهره گيري از روزه به هدف خود برسد.
كمك گرفتن از روزه براي رفع گرفتاريها
خداوند در آيات 45 و نيز 153 سوره بقره روزه را راهي براي دست يابي به حوائج و خواسته ها برمي شمارد و چنان كه امام صادق بيان مي دارد خداوند دراين آيات روزه را به صبر تعبير كرده است تا نشان دهد روزه چگونه موجب مي شود تا آدمي خود را بسازد و در جرگه صابران درآيد و از فوايد اين مقام بهره مند شود.
از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از صبر، روزه است. آن حضرت(ع) مي فرمايد هنگامي كه سختي يا گرفتاري شديد به شخص وارد شد، روزه بگيرد، زيرا خداي- عزوجل- مي فرمايد:
از صبر يعني از روزه ياري بجوييد. (تفسير نورالثقلين، ج1، ص76، ح182)
در حقيقت هر كسي بخواهد از امدادهاي غيبي خداوند بهره مند شود مي تواند با گرفتن روزه عنايت خاص خداوندي را به سوي خويش جلب كند.
از آن جايي كه بسياري از گرفتاري ها و عذاب ها و بلاها و سختي ها و تنگناها در زندگي بشر به سبب گناهان و خطاها و اشتباهات آدمي بر سر او تلنبار مي شود خداوند روزه را راهي براي توبه واقعي قرار داده تا شخص با بهره گيري از روزه، به سوي خداوند بازگردد و از پيامدهاي سخت گناه و خطا در امان ماند. آيه 92 سوره نساء هر چند درباره قتل خطايي است ولي مي توان با توجه به ادله ديگر دريافت كه كاركرد روزه عام بوده و اختصاص به قتل خطايي ندارد؛ بلكه انسان مي تواند براي رهايي از هر گناهي و توبه از آن به دامن روزه چنگ آويزد و از فوايد آن بهره مند شود.
روزه تماماً خير دنيا و آخرت است
اگر در زندگي خواهان دست يابي به موفقيت و كام روايي هستيد مي توانيد براساس آيات 45 و 135 سوره بقره از روزه بهره مند شويد؛ زيرا روزه عامل موفقيت و رهايي از گرفتاري ها و شدايدي است كه هر از گاهي دامن گير بشر مي شود.
ازنظر قرآن روزه عملي تماماً خير است و هركسي اگر طالب خير دنيا و آخرت است بايد به اين ابزار و وسيله محكم خداوندي چنگ زند. در اين باره خداوند در آيه 184 سوره بقره از روزه به عنوان خير ياد مي كند.
خداوند در آيات چندي از بشر مي خواهد كه به دستاويزها و وسايل محكم الهي كه در ميان ايشان است چون امامان(ع) و پيامبران(ع) و اولياي الهي چنگ زنند و با وساطت و توسل و شفاعت ايشان از نعمت هاي مختلف بهره مند شوند و يا از عواقب و پيامدهاي گناه و عذاب برهند. در اين راستا در آيه 35 سوره مائده مي فرمايد: وابتغوا اليه الوسيله؛ به سوي او از وسايل بهره جوييد. يكي از اين وسايل روزه است كه ابزار كارآمدي براي خاشعين است. اهل فروتني و خشوع در برابر خداوند و آموزه هاي تعبدي آن، بي چون چرا به اطاعت پرداخته و روزه را كه امساك از خوردن و آشاميدن و ارتباط جنسي است با نيت تقرب و تعبد به خدا انجام مي دهد و خود را عبد و عبيد خداوند مي كند. اين گونه است كه محبت و مهر خداوندي را به سوي خويش جلب مي كند و از نعمت هاي مادي دنيوي و اخروي در كنار نعمت هاي معنوي چون آرامش نيز بهره مند مي شود.
خداوند براي كساني كه روزه دار هستند پاداش هاي دنيوي و اخروي متعدد و بي شماري را بيان مي كند كه از جمله آن ها آمرزش و پاداش بزرگ (احزاب آيه35) و نيز بهشت برين (توبه آيات 111و 112) است.
به هرحال خداوند دست هاي روزه داران را از نعمت هاي مادي و معنوي و هم چنين دنيوي و اخروي پر مي كند و همواره دست هاي ايشان پر از خير و بركت است.

 



عيد پاداش گفتاري پيرامون پايان ماه مبارك و عيد سعيد فطر

آيت الله جوادي آملي
معني ضيافت الهي
عيد فطر از اعياد مقدس اسلامي است و عيد در اسلام محصول ضيافت خداست. هر وقت سفره خاصي پهن شد و عده اي در كنار آن سفره الهي به ضيافت موفق شدند، براي آنها عيد است. وقتي سفره قرآن مطرح است، عيد خواهد بود؛ وقتي سفره عترت و ولايت مطرح است، عيد خواهد بود. اگر عيد فطر و اضحي از يك سو، و غدير از سوي ديگر عيد است، براي آن است كه آن مائده خاص و مادبه مخصوص گسترده شد و آماده شد تا مهمانان ويژه الهي از آن غذاي ملكوتي تناول كنند.
اصل دوم آن است كه در جريان ضيوف الرحمن حج، وقتي بسياري از اين مائده ها و مادبه ها تناول شد؛ روز دهم را در سرزمين منا عيد مي گيرند، آن هم براي هدف بالاتر.
همچنين وقتي ضيافت يك ماهه ماه مبارك رمضان به پايان رسيد، وقت توزيع جوائز فرا رسيد كه جايزه روزه داران و شب زنده داران را عطا كند، عيد رسمي مسلمان هاست. و اگر كسي بخواهد به بارگاه عيد بار يابد، بايد آن ضيافت ها را به خوبي تحمل كند.
«ضيافت الهي» يعني خوي فرشتگي پيدا كردن. اينكه در كتاب هاي فقهي ما در فضيلت روزه ماه مبارك رمضان گفته شد: در فضل صيام همين بس كه انسان شبيه فرشته مي شود، از اين قبيل است. اين تشبه به ملائكه هم در جريان مكه و حج مطرح است، هم در جريان روزه گرفتن.
فرشتگان دور عرش الهي يا بيت معمور طواف مي كنند و زائران حرم الهي دور كعبه طواف مي كنند. بسياري از كارهايي را كه فرشتگان انجام مي دهند، زائران اعم از حاجيان و معتمران نيز انجام مي دهند. اين تشبه انسان صالح سالك به ملائكه باعث مي شود كه اين ضيافت را تحمل بكند، بعد به عيد دسترسي پيدا كند. در فضيلت ماه مبارك رمضان هم كه بزرگان فقهي ما (رضوان الله عليهم) فرمودند: اين تشبه به فرشته هاست؛ بسياري از كارهايي را كه ملائكه مي كنند، روزه دار مي كند. چيزهايي را كه ملائكه پرهيز مي كنند، روزه دار پرهيز مي كند. همين ضيافت زمينه موفقيت تشرف الهي را فراهم مي كند كه مي شود عيد...
مطلب ديگر آن كه ماه مبارك رمضان در زبان كساني كه اهل اين ماه بودند، مثل اهل بيت (ع)، مخصوصاً امام سجاد (ع) به عنوان بهترين راه و بهترين ماه و از صفاياي الهي و برجسته ترين خصلت و وظيفه وخصيصه ياد شده است.
امام سجاد (ع) مي فرمايد: اين ماه طهور است و ماه صيام است و ماه قيام است و ماه تمحيص (1) كه انسان بايد يك ماه خود را پاك كند، از همه رجس ها و رجزها با والرجز فاهجر(2) و مانند آن مانوس بشود. وقتي تطهير كرد، شبيه فرشته شد، مي تواند عيد داشته باشد.
خود اين ضيافت به نوبه خود و در حد خود عيد است، چه اينكه امام سجاد (ع) در دعاي وداع ماه مبارك رمضان مي فرمايد: السلام عليك يا شهرالله الاكبر (3) كه اين اكبر صفت آن ماه است، نه الله. الله كه اكبر هست اما شهر خدا هم نسبت به شهور، اكبر است، براي اينكه فضلته و شرفته و كرمته و عظمته علي الشهور(4). اين ماه بزرگترين ماه است. يك ماه شب و روز انسان تلاش و كوشش مي كند تا پاك بشود؛ معلوم مي شود طهارت، ضيافت الهي است.
در روز عيد فطر و شب عيد فطر كه جايزه ها را توزيع مي كنند، انسان سالك صالح كه روزه دار بود به اين عيد دسترسي پيدا مي كند تا جايزه خود را بگيرد. جايزه اي كه به صائم مي دهند در بيانات امام سجاد به اين صورت درآمده است كه حضرت عرض مي كند: خدايا! توفيقي بده كه ما در اين روزه داري هدفي جز تو نداشته باشيم! لا نشرك بك شيئاً، ولا نبتغي مراداً سواك (5)، ما مطلوبي جز تو نداشته باشيم.
البته آنها كه عبادتشان خائفانه است، عيد آنها هم خائفانه است. آنهايي كه عبادتشان تاجرانه و مشتاقانه است، عيد آنها هم در همين حد است. ولي اولياي الهي كه صدر و ساقه ماه مبارك رمضان برايشان عيد است، آنها عيدشان وصال الهي است كه عرض كرد: خدايا! توفيقي بده، لانبتغي مراداً سواك. ما چيزي غير از تو نخواهيم. وقتي خدا با انسان بود، همه عالم با انسان است؛ چون لله جنود السموات و الارض(6). خداي سبحان گذشته از آن معيت مطلق كه فرمود معكم اينما كنتم (7)، با گروه خاصي هم هست كه ان الله مع الصابرين(8).
خدا با روزه داران است
«صابرين» مصاديق فراواني دارند كه از بارزترين مصاديق صابرين، روزه داران هستند. كه در جريان و استعينوا بالصبر و الصلاه (9)، يكي از مصاديق صبر همان روزه است. اگر انسان روزه دار بود، خدا با اوست. وقتي خدا با او باشد، صدر و سابقه عالم كه سپاه و ستاد الهي اند، با او خواهند بود. بنابراين روز عيد فطر، شب عيد فطر و فرصت فطر در حقيقت جايزه گرفتن است، تا كسي محصول عبادت يك ماهه اش را به عنوان جايزه دريافت بكند.
البته جايزه به مراتب بيش از عبادت است، چون من جاءبالحسنه فله عشر امثالها (10). كسي كه يك كار خير انجام داد، خداي سبحان ده برابر عطا مي كند. گاهي هم به هفتصد يا هزار و چهارصد يا و الله واسع عليم (11). آن مربوط به مقدار خلوص و تفضل و عنايت الهي است. به هر حال كسي كه روزه دار است، جايزه دريافت مي كند، مسرور مي شود. اگر در قيامت عده اي نامه اعمال را مي گيرند، و ينقلب الي اهله مسروراً (12)؛ در روز عيد فطر و همچنين شب عيد فطر عده اي كه جايزه خود را دريافت مي كنند، آنها هم ينقلب الي اهله مسروراً.
در دعاي امام سجاد نسبت به عيد فطر آمده كه عرض مي كند: خدايا! تو جعلته للمومنين عيداً و سروراً (13) ؛ اين روز را نشاط و بهجت براي مردان با ايمان قرار دادي. اين يك امر شخصي است كه انسان احساس مي كند به مقصد رسيده است كه دهم حاصل 30 روزه و ساغر گيرم...
اما يك وظيفه اساسي ديگري را اسلام به عهده امت اسلامي گذاشت كه در روز عيد فطر همگان در برابر آن وظيفه، مسئول اند. در همان دعاي نوراني امام سجاد (ع) آمده است كه روز عيد فطر براي مومنان عيد و سرور است. و براي اهل امتت، امت اسلامي مجمع و محتشد است. اينها همه جمع مي شوند، در نماز عيد شركت مي كنند، با همند اجتماع هم دارند. «احتشاد» عبارت از رويش معاونانه و متعاونانه است. اولاً اينها ريزش ندارند، رويش دارند. ثانيا با همند. ثالثاً هدف واحدي دارند، نه اهداف پراكنده. رابعا يك ماه طاهر شدند، امت طاهر هدف طيب و طاهر را مي طلبد. عرض كرد: خدايا! روز عيد فطر روز رويش عمومي و تعاون و هماهنگي طاهران است... اگر امت اسلامي با اين رويش ويژه عيد داشته باشند، نه ما در فلسطين مشكلي داريم، نه در عراق و افغانستان دشواري داريم، نه در ساير بلاد اسلامي؛ نه در داخل و نه در خارج! نه كسي خلاف مي كند، بيراهه مي رود؛ نه راه كسي را مي بندد. چون تمام اينها در اثر نديدن است. انسان خيال مي كند اين مسيري را كه طي مي كند، مسير حق است. در حالي كه جز انحراف و كج راهه چيز ديگري نيست.
همانطوري كه در بين فرشته ها هيچ تزاحمي نيست، و ما منا الا له مقام معلوم(14)؛ در جامعه اسلامي هم هيچ تزاحمي نيست، چون هركسي وظيفه خاصي دارد، مرتبت مخصوصي دارد و كار ويژه. اين رويش عمومي براي آن هدف والا، مجموعاً مي شود «عيد فطر». بنابراين تنها سرور شخصي نيست كه انسان وظيفه اش را انجام داد. اگر بيماري سلامت خود را باز يابد، مسرور است. و اگر بسته اي آزاد شود، مسرور است. و اگر بدهكاري دينش را اداء كند، مسرور است.
عيدفطر، مجمع عمومي مسلمين
در خطبه اي كه وجود مبارك رسول گرامي(ص) در آخرين جمعه ماه شعبان يا در روزي از روزهاي ماه شعبان ايراد كرده اند، فرمودند: شما بسته گناهان ايد، در اثر گنهكاري وامداريد، و يك انسان وامدار بايد گرو بسپارد، و خود شما گروئيد بر اساس كل نفس بما كسبت رهينه(15)، كل امري بما كسب رهين(16). ان انفسكم مرهونه بذنوبكم ففكوها باستغفاركم(17). استغفار شب و روز اين ماه ضيافت، انسان را آزاد مي كند؛ وقتي آزاد شد، مسرور است. پس «سرور» آزادي هست، «سرور» درمان هست، اداي دين هست، تقرب هست؛ اينها سرورهائي است كه هر انسان صائمي احساس مي كند ان شاءالله.
اما آن وظيفه عمومي و همگاني كه وفاق ملي باشد، هدف واحد باشد، حيثيت جمعي خود را بشناسد، به حيثيت جمعي خود بها بدهد، و از جهت اين حيثيت جمعي هم زنده باشد، وظايفش را انجام بدهد، آن رسالت روز عيد فطر است. بنابراين عيد فطر اهميتش گذشته از آن است كه پايان ماه مبارك رمضان است و آغاز شوال و روزه گرفتن در آن حرام است؛ اين احتشاد، احتفاد، مجمع عمومي بودن، اين جزء بركات ماه مبارك رمضان است كه در آغاز شوال ظهور مي كند. اين يك مجمع عمومي است، اين يك سازمان ملل است! اين جزء برجسته ترين مجامع عمومي است كه ميليون ها انسان طيب و طاهر احتشاد دارند. اين واژه «احتشاد» پيام فراواني را به همراه دارد.
اهميت روز عيدفطر هم در اين است كه آغاز اشهر حج است. كساني كه بخواهند حج تمتع انجام بدهند، اولش عمره است. امروز كه اول شوال شد مي توانند نيت بكنند. چندين فرق فقهي بين اول شوال و آخر ماه مبارك رمضان هست. اينكه تلاش و كوشش بر اين است كه معلوم بشود ماه ديده شد يا نه، فردا اول شوال است يا نه، براي همين است. چون همين نماز فطر در زمان ظهور امام(ع) واجب است مثل نمازهاي واجب ديگر، در غيرآن حضرت احتشاد عمومي است، سرور عمومي است. زكات فطر واجب است. روزه گرفتن حرام است.آغاز اشهر حج است كه انسان اگر قصد حج كند، قصد عمره تمتع بكند كه آغاز حج تمتع است، در اول شوال صحيح است و روز قبلش باطل است. حكم هاي فقهي فراواني براي آغاز شوال هست كه قبلش نبود. اينها باعث شد كه به اين روزها حرمت و اهميت بدهند.
بنابراين ما تلاش وكوشش مان بايد اين باشد كه نيت را خالص بكنيم و عبادت را تحويل صاحب خانه بدهيم و بدانيم ذات اقدس اله طبق بيان نوراني امام سجاد(ع) در مهمانخانه را باز كرده است، راهنما هم فرستاده است؛ هيچ حاجب و درباني هم در كار نيست. اگر كسي نرفت، عذري ندارد. به خدا عرض كرد: خدايا! در مهمانخانه را بازكردي، دليل و راهنما هم فرستادي،هيچ حاجب و درباني هم در كار نيست.
اميدواريم ذات اقدس اله عبادت فردفرد از برادران و خواهران را قبول كرده باشد! و اين قبولي هم طبق آن دعاي روز آخر ماه مبارك رمضان، فروعش به اصول محكم باشد كه محكمه فروعه بالاصول. يعني با عقائد خوبي، با حكمت خوب، با كلام خوب، با دين شناسي خوب، با دين پژوهي خوب، با پژوهشگري در مسائل اعتقادي كه زيربناي مسائل فرعي است اينچنين باشد محكمه فروعه بالاصول، و علي ما ترضاه و يرضاه الرسول(18). طوري باشد خداپسند باشد، پيغمبرپسند باشد. رضاي پيغمبر جز رضاي خدا چيز ديگر نيست. و خدا هم يك دين را مي پذيرد، رضيت لكم الاسلام ديناً(19). علي ما ترضاه و يرضاه الرسول يعني اسلام ناب باشد و مانند آن.
¤ پيام تلويزيوني آيت الله جوادي آملي (دام ظله العالي) به مناسبت فرارسيدن عيد سعيد فطر- قم؛ آبان 1383
3پي نوشت ها :
(1) برداشتي از صحيفه سجاديه. دعاي44
(2) مدثر. 5
(3) صحيفه سجاديه . دعاي 45
(4) المصباح للكفعمي. ص630
(5) صحيفه سجاديه . دعاي 44
(6) فتح. آيات 4 و 7
(7) حديد. 4
(8) بقره. 153
(9) بقره. 45
(10) انعام.(160)
(11) بقره. 247
(12) انشقاق. 9
(13) صحيفه سجاديه. دعاي 45
(14) صافات. 164
(15) مدثر. 38
(16) طور. 21
(17) وسائل الشيعه. ج.10 ص314
(18) اقبال الأعمال. ص267
(19) مائده.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14