(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


يکشنبه 7 مهر 1387 - 28 رمضان 1429 - 28 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19193
PDF نسخه

انتظامي و روايت ايثار
امواج بيداري از گلدسته هاي جام جم گزارشي از پشت صحنه برنامه سحرگاهي ماه خدا
زيبايي شناسي متعاليه ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر (بخش سوم)
شورجه در راه جشنواره فجر
آخرين غزل در شبكه قرآن
مروري بر تاريخ سينماي صهيونيستي
تقاضاي گسترش برنامه هاي جنبي و نمايشگاهي جشنواره تئاتر رضوي
پرستويي جايگزين خسرو شكيبايي در نقش سهراب سپهري



انتظامي و روايت ايثار

عزت الله انتظامي، بازيگر برجسته سينما و تئاتر كشورمان، در تازه ترين فعاليت فرهنگي خود، به روايت بخشي از ايثارگري هاي رزمنده هاي كشورمان در دفاع مقدس مي پردازد.
اين چهره ماندگار در اثر موسيقي - نمايش «اين فصل را با من بخوان» به عنوان راوي در كنار فرزندش مجيد انتظامي، نقش راوي را ايفا مي كند. مجيد، رهبر اركستر اجراي اين اثر است.
انتظامي در حاشيه اين اجرا گفت: «آمده ام تا از ايثار مردمي در زمان جنگ تحميلي كه در شهرها رخ داد بگويم. احساس كردم كه بايد از آنچه در زمان جنگ در شهرها ديده ايم، از ايثارگري هاي مردم وطنم كه شايد نسل جديد نديده ايد، بگويم. تاريخي بر ما گذشته كه بايد آن را بازگو كرد؛ اين كه گمناماني بوده اند كه در جنگ، جان خود را فرا كردند.»
گفتني است، موسيقي - نمايش «اين فصل را با من بخوان» موسيقي فيلم هاي روز واقعه، از كرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف و آژانس شيشه اي به همراه قطعات چهارم سمفوني ايثار و حماسه خرمشهر است كه از ساخته هاي مجيد انتظامي است. همچنين كارگرداني بخش نمايشي اين اثر به عهده حسين پارسايي است. عزت الله انتظامي نيز در قطعه پاياني «اين فصل را با من بخوان» به عنوان راوي ايفاي نقش مي كند. اين اثر به مناسبت هفته دفاع مقدس تا 12 مهرماه در تالار وحدت اجرا مي شود.

 



امواج بيداري از گلدسته هاي جام جم گزارشي از پشت صحنه برنامه سحرگاهي ماه خدا

محسن حدادي
سر سفره سحري نشسته ايم. «بي بي» زودتر خودش را كنار مي كشد و پشت رحل و مفاتيح اش جاگير مي شود. دانه هاي تسبيح بزرگ و چوبي اش هم توي دستش سر مي خورد. عينك ته استكاني اش هم روي صورتش جابه جا مي شود. مفاتيح را باز مي كند اما... كنترل تلويزيون را هم بر مي دارد و زياد مي كند صدايش را. به ما هم «هيس» مي گويد و... يك عدد مجري محترم زل زده به چشم هاي ما و دارد با بغضي عجيب اسامي بيماراني را مي گويد كه منتظر دانه هاي دل ما هستند. دست هاي مجري كه به آسمان بلند مي شود، «بي بي» ناخودآگاه دست هايش را بلند مي كند و... دانه هاي اشك بدون خجالت از حضور ما روي صورتش شكوفه مي زند...
¤ ¤ ¤
چند سالي هست كه سحر هاي سحرانگيز رمضان العزيز ديگر با سيماي جمهوري اسلامي ايران زلف گره زده است. چند سالي هست كه مي شود لبخند رضايت علما و مراجع را در پس شب زنده داري مردم پاي تلويزيون حس كرد و رحمت فرستاد بر آن پاك نهادي كه گفته بود تلويزيون بايد يك دانشگاه عمومي باشد. چند سالي هست كه سفره هاي سحر ما به يمن شب زنده داري بچه هاي جام جم رنگ «ربنا »مي گيرد و پر مي شود از مرواريدهاي معرفت... اما امسال طعم سفره هاي سحرمان، شيريني خاص خودش را دارد؛ عطر مدينه در دعاي سحر، روح كلام نافذ آيت الله حق شناس، صوت سوزناك حاج منصور ارضي، گوهر بيان آيت الله خوشوقت، نور نماز صبح از حرم كريمه اهل بيت(ع) و... همه اينها به علاوه شكر گفتار يك مجري با معرفت باعث مي شود دلت بخواهد بداني چه خبر است در سفره سحر سيماي جمهوري اسلامي ايران...
¤ نيمه شب، پخش شبكه اول سيما
همه جا تاريك است؛ همه كه به خواب شيرين بعد از يك روز روزه داري مي روند، جماعتي دل سياه شب را مي شكافند و به استوديو پخش شبكه اول سيما مي آيند. گروه ديگر خوب همديگر را مي شناسند؛ داود نجفي دو سال است كه سحرهاي سيما را در دست دارد و «امواج بيداري» را مي فرستد به آنتن دل هاي زلال شده و شيفته در دل سحر. تهيه كننده برنامه آفتاب شرقي، بعد از تجربه برنامه سحر سال 86، امسال با هدف رفع نقص ها و ايجاد نوآوري هاي سمعي و بصري، قاب جادو را براي يك ماه اجاره كرده است. خودش مي گويد: «از خرداد ماه رسما كار توليد بخش ها و آيتم هاي ثابت را آغاز كرديم. سفر به شهرهاي مشهد، قم، كاشان و مكه و مدينه براي توليد بخش هاي متنوع برنامه امسال از همان روزها به كارگرداني علي مختارزاده آغاز شد.»
بچه هاي اكيپ برنامه يكي يكي وارد استوديو مي شوند و هر يك سر جاي خودشان مستقر مي شوند. امسال برنامه خيلي رئال تر از سال هاي گذشته است؛ اگر قبل تر براي دعاي سحر، فرازهاي عربي را در پس زمينه هاي گرافيكي مي ديديم، امسال هم ادعيه خوان ها را مي بينم و هم لوكيشن هاي دلنشين قرائت دعا را... مكه باشد و روي سنگ فرش مسجد شجره و يا مدينه و روبروي گنبد خضراء... مشهدالرضا باشد و طلاي گنبد رضوي و يا بام تهران باشد... بچه هاي اكيپ برنامه «ماه خدا» طبق شيفت هاي كاري هر چند شب يكبار عوض مي شوند، اما ذوق و شوق حضور در سفره دل ميليون ها روزه دار ايران را مي شود در چشم هاي شب زنده دارشان ديد... برنامه از ساعت 2 بامداد آغاز مي شود و تا اذان و نماز صبح و بعد هم قرائت يك حزب قرآن ادامه دارد، با همين 20 نفري كه هر چه به اذان نزديك مي شويم گويي به لحظه سال تحويل شان نزديك مي شوند...
¤ همه شب هاي قدر تلويزيون
تا همه گرم كار نشده اند و سفره حكمت و معرفت تلويزيون پهن نشده، دقايقي با نجفي، تهيه كننده ماه خدا گپ مي زنم؛ اگرچه آرام و قرار ندارد و دائم اين پا و آن پا مي شود. تلفن هاي استوديو هم خوب زنگ مي خورند اين دم صبحي! مي پرسم دلش براي مسجد محل و قرآن سر گرفتن و خلوت شبانه تنگ نشده است، با لبخند نگاهم مي كند و مي گويد: دو سال است تمام سحرهايم را با اين بچه ها و در اين استوديو گذرانديم. دو سال است تمام ماه مباركمان همين ثانيه هاي استوديوست؛ دو سال است دلمان را گره زديم به الغوث الغوث هاي مردم، دو سال است كه اشك هايمان را آرام و بي صدا در گوشه گوشه اين استوديو نذر غربت اميرالمومنين (ع)مي كنيم... مي گويد: همين چند شب پيش، مراسم شب قدر حرم امام(ره) را كه پخش مي كرديم، بعضي از بچه ها كه دستشان بند نبود، قرآني برداشته بودند و در تاريكي استوديو باحرم امام(ره) قرآن به سر مي گرفتند...
فرزاد جمشيدي هم به ما مي پيوندد و مي گويد: اين جماعت دلشان را توي مساجد جا گذاشته اند؛ همين آقاي ]...[ فيلمبردار شماره 2 چند شب پيش كه داشتم از مظلوميت مولا مي گفتم، يكدفعه چشم از دوربين برداشته و دست به صورت گرفته... مثل ابر بهاري گريه مي كرد... بعد هم به دو سه نفر ديگر اشاره مي كند و اسم هايشان را مي برد و مي گويد: وقتي مردم زنگ مي زنند و التماس دعا مي گويند، اينها «بك يا الله» مي گويند! جوشن كبير جمع ما، همان دست هايي است كه چند دقيقه مانده به اذان بالاي سر پير و جوان فراز مي شود... نجفي هم پشت بندش مي گويد: كار تلويزيون، جادو نيست اگر قاب آن جادوست! هر برنامه اي كه مورد استقبال مردم واقع شود، تمام عوامل احساس لذت مي كنند، حالا اين احساس لذت وقتي در مورد برنامه اي مذهبي باشد، صدبرابر است؛ نور علي نور است.
¤ تلفن مستقيم استوديو را پيدا كردند!
يك علي آقاي رجبي دارد اين استوديو كه پير تداركات سحرهاي سيماست. مثل فرزاد خان جمشيدي كه در اجرا، يكدانه است، او هم به گفته همه بچه هاي پخش، يكدانه است. چاي كه برايمان مي گذارد مي گويد؛ تلفن مستقيم استوديو را پيدا كردند و تا خود اذان تماس مي گيرند و اسم و آدرس مي دهند... اينها هم- اشاره مي كند به دستيار كارگردان و تهيه كننده- همه اسم ها را مي نويسند و مي دهند به آقاي جمشيدي. تازه چند روزي است كه بعضي ها صبح ها مي آيند جلوي جام جم. همين پري روز 2 تا جوان 3-22 ساله با شاخه گل آمده بودند دم در سازمان كه اسم مادربزرگ شان را به بچه هاي ما بگويند و بروند. براي همين است كه هيچ كسي اينجا خسته نمي شود.
تهيه كننده برنامه ماه خدا هم حرف هاي حاج علي آقاي تداركات چي را تكميل مي كند و مي گويد:« از آلمان، دوبي، مكزيك و... تلفن داشتيم. ماهواره اي برنامه را مي بينند و تماس مي گيرند كه مردم كشورشان برايشان دعا كنند. مي گويد دختري دم صبح آمده بود استوديو پخش. باهر زحمتي كه بود او را پيدا كرده و گفته دايي بيمارش در فلوريداي آمريكا منتظر دعاي مردم است. مي گويد همان روز صبح فرزاد جمشيدي نامش را در برنامه مي آورد. نزديك ظهر مادر آن مرد با سازمان تماس مي گيرد و از اينكه نام فرزندش را برديم تشكر مي كند...» پي گير كه شدم معلوم شد اين دعاهاي دم اذان ماه خدا و فرزاد جمشيدي چه ها كه نكرده؛ دختر كوچكي كه ماه ها چشم هايش باز نمي شده و كم كم داشته بينايي اش را از دست مي داده، حالا چشمانش را باز كرده است. پسر جواني كه بعد از تصادف روي تخت بيمارستان به كما رفته بود، همين سه روز قبل از كما خارج شد و به بخش منتقل شده... پدر و مادري زنگ زده بودند و از شفاي دخترشان گفته بودند و...
¤ توصيه هاي ضرغامي
برنامه شروع شده است و آرامش بي نظير فرزاد جمشيدي تمام جمع را آرام مي كند. تسلط اجراي او به قدري آرام بخش هست كه اگر يكي از آيتم ها كمي بدقلقي كند و ديرتر از موعد مقرر آماده شود، مجري با معرفت، مشت خود را بگشايد و چشم و دل بيننده را روشن كند از درياي مطالعه اش.
همين دوشنبه اي كه گذشت، فرزند يكي از مراجع با مجري تماس گرفته و ضمن تشكر مطالبي را به او گفتم كه در برنامه به مردم بگويد. تهيه كننده مي گفت: رمضان، فصل كاري مجريان صدا و سيماست؛ اجراي برنامه هاي مختلف براي سازمان ها و نهادها و بالطبع دستمزدهاي خوب و... اما فرزاد جمشيدي امسال همه توانش را گذاشته براي «ماه خدا» روزي 15-14 ساعت مطالعه مي كند و با دست پر روبروي دوربين مي نشيند... راستي چقدر هم مودب و محترم روبروي چشمان مردم ايران مي نشيند اين آقاي سحر سيماي جمهوري اسلامي ايران.
از نجفي پرسيدم آيا مسئولان سازمان هم آمده اند پشت صحنه و خدا قوتي بگويند، مي گويد: بعد از دو سه شب از پخش برنامه آقاي ضرغامي ما را دعوت كرد و گفت برنامه را دقيق ديده و نكاتي به ذهنش رسيده... ضرغامي توصيه كرده از مناجات هاي مداحان معروف در برنامه استفاده شود، چند آيتم جديد پيشنهاد كرده و گفته حتما از آقاي حق شناس و آيت الله وحيد خراساني بخش هايي در برنامه بگنجانيد. نجفي باچه لذتي از دقت و توصيه هاي رئيس سازمان صدا و سيما حرف مي زد، از اينكه مسئولان با تمام گرفتاري هاشان برنامه را رصد مي كنند و... يكي از بچه هاي صدابردار مي گويد كه «بگو آيتم قبل از اذان را...» مي خواهد درباره فرازهاي دعاي ابوحمزه و متن هاي ادبي كورش علياني بگويد كه توسط دانيال حكيمي و خانم شمسي فيض الهي چند دقيقه قبل از اذان خوانده مي شود... آيتم خوب و آرامي است!
¤ براي تمام جغرافياي ايران
طراحي برنامه سخت است؛ اولا اينكه يگانه برنامه سحر، همين ماه خداست، ثانيا اينكه برنامه از شبكه ملي پخش مي شود؛ بايد براي شرقي ترين نقطه ايران كه يك ساعت قبل از پايتخت نشينان بيدار مي شوند تا غربي ترين نقطه كشور كه دقايق زيادي پس از نماز صبح تهراني ها بيدار مي مانند، برنامه حرف هايي داشته باشد.
هيچ كسي از قلم نيافتد، حتي سال اولي ها؛ كه امسال احكام نوجوانان را در برنامه براي اين قشر در نظر گرفته اند. اين ها يك طرف، تغيير ريتم برنامه با توجه به نزديك شدن به اذان هم يك طرف. اگرچه برنامه ماه خدا تا امروز كمترين نقدها و ضعف ها را داشته و بالغ بر 90درصد بينندگان از برنامه اعلام رضايت كرده اند، اما به گفته تهيه كننده برنامه، ماه خدا دهه به دهه با گرفتن باز خوردهاي مردمي و سازماني بهتر مي شود. اگر چه نجفي معتقد است؛ زحمات 7-6 ماهه يك اكيپ 60 نفره مي تواند با اجراي ضعيف يك مجري بر باد برود اما به لطف خدا اجراي «جمشيدي» يك تنه بخش اعظم جذب مخاطب برنامه را به دوش كشيده است. البته به فرزاد جمشيدي كه مي گويم، مي گويد: همه از لطف خداست... و ادامه مي دهد: مردم خيلي لطف دارند؛ يك پيرزني مرا در خيابان ديده، ايستاده و چند دقيقه فقط برايم دعا مي خوانده و... بعد كه پرسيدم جريان چيست، گفته كه نوه اش اصلا اهل نماز و روزه نبود، يك شب اتفاقي سر سحر بيدار شد و شما را ديد، طوري جذب حرف ها و بيان شما شد كه... جمشيدي خودش مي گويد: من از خودم حرفي ندارم، همه قال الباقر و قال الصادق است اما براي مخاطب تلويزيوني احترام قائل مي شوم، اولا از روي كاغذ چيزي برايش نمي خوانم، ثانيا به او اطمينان مي دهم كه از جاي خوبي برايش خوراك تهيه كرده ام! آدرس مي دهم كه اگر خواست برود خودش هم ببيند. هم مردم با حرف هايم ارتباط برقرار مي كند و هم علما از اينكه معارف ديني را در قالب نو بيان مي كنم راضي هستند كه البته همه اينها از لطف و عنايت خداست...
هر چه به اذان نزديك مي شويم، جنب و جوش بچه هاي پخش بيشتر مي شود. علي آقاي رجبي هم كه نمي گذارد آب توي دل كسي تكان بخورد. نگاه كه مي كند مي فهمد چه مي خواهي. آب، چاي، ميوه، سحري... بچه هاي پخش به تناوب و در فواصل پخش آيتم ها سحري مي خورند؛ اگرچه سفره شان دكمه هاي روي ميز كارشان است و قابي كه به آن چشم دوخته اند، اما دانه هاي دلشان بوي اخلاص مي دهد.
بي خوابي هايشان را به زلف شب زنده داري مردم گره زده اند و خوش نشسته اند سر سفره دل هر ايراني روزه دار. تازه نمي دانيد چقدر لذت بخش تر است وقتي تلفن پخش زنگ بخورد و جمعي از اقليت هاي ديني براي حاجات خود از برنامه «ماه خدا» كمك بخواهند و بگويند ما مسلمان نيستيم، روزه هم نمي گيريم اما برنامه تان را مي بينم، اگر مي شود به مردم بگوييد براي ما هم دعا كنند. اينجا اصلا رنگ و بوي استوديو را ندارد، اينجا يك مسجد است؛ يك دانشگاه است؛ يك هيئت با معرفت است و... خلاصه كه قدر و قيمت شب هاي تلويزيون و عيار ثانيه هاي برنامه اش به مدد ذوق برنامه سازان و نفس علماي حاضر در برنامه و نور ذكر و ذاكري پروردگار به علاوه قريحه باران خورده مجري اش آنقدر بالا رفته كه ايران اسلامي و تمام شب زنده داران سراسر جهان، نيمه شب هاي زرين ماه خدا را با «ماه خدا» همراه شوند...
راستي جناب جمشيدي! ما را هم در غم فراق خواهر عزيزتان شريك بدانيد كه وقتي داشتم گزارش را تنظيم مي كردم ، باخبر شدم و با واژه هايي به رنگ سوگ برايت پيامك فرستادم، مي دانستم دلت براي سحر تنگ شده اما بي تابي مادر نگذاشت كه صبح جمعه با مردم در سفره سحر بيست و پنجم همصدا شوي... و بعد برايم پيامك بفرستي كه: براي همه بيماران از مردم، دعا گرفتم ولي خدا شفاي بيمار مرا طور ديگري رقم زد...
¤¤¤
« بي بي» براي نماز كه بلند مي شود، زير لب با خودش حرف مي زند:اين همه منبر و مسجد رفتيم، دو كلمه از اين حرف هارو برامون نگفتن! خدا خيرشون بده كه توي اين سحرها حداقل چهار تا حديث و حكمت توي سفره مردم مي ذارن...


 



زيبايي شناسي متعاليه ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر (بخش سوم)

علي اكبر باقري ارومي
در بخش گذشته ذكر شد كه نقد براي نيل به كمال مطلق ابتدا نبايد از خود آغاز كند تا هنرمند به آن شايستگي قدم نهادن در سير تكامل برسد و اين امر مستلزم نظام مند كردن فلسفه هنر و نقد فلسفي است و اين در فلسفه ملاصدرا قابل رصد است.
مسلم است كه فلسفه متعاليه ميل به نسبيت ندارد. چرا كه اين فلسفه از كمال مي گويد. نظام فلسفي ملاصدرا ما را از نسبيت، به سوي كمال رهنمون مي شود و اين دستمايه را بدست نمي آورد جز از طريق توحيدي كردن فلسفه، منشائات و اثرات آن.
اينكه ابراز كنيم كه هدف ما كمال و سير به سوي تكامل غايي اي كه خداوند براي بشر مشيت كرده مسلم است كه از منشا ديني روشني برمي خيزد ولي چگونه مي توان آن را در عالم نقد و انتقاد جاي داد؟
نظام مند كردن فلسفه نقد از ديدگاه فلاسفه صدرايي را چگونه مي توان پيدا كرد.
آيا اصلا علماي ما نسبت بدان تمايل داشته اند و يا آن را جزء اضافات بر اصل در اين زمينه دانسته اند. مسلم است كه در هر فلسفه اي مسئله اي به نام زيبايي شناسي بروز و ظهور دارد و زيبايي شناسي هم اصالتاً زيربناي هنر و هنرمندي است.
زيباشناسي در فلسفه صدرا چيست و چه مي گويد؟! اگر به اين نكته ما دست بيابيم آنگاه مي توان نظام نقد را در اين راستا ديد و آن را ارايه نمود. آنچه كه ملاصدرا بر آن به عنوان نكته زيبايي شناسانه فلسفه اش تأكيد دارد جلوأ جمال الهي ست. ملاصدرا تأكيد دارد كه جلوه اي از جمال الهي در تجلي نور است و از اين لحاظ نظريات سهروردي بزرگ را تأكيد مي كند. ولي آن جلوه جمال الهي چيست؟! از منظر دين الهي زيبايي چگونه است و چگونه مي توان به آن رسيد؟! اين را بايد از بطن نظريات ملاصدرا دريافت. اعتقاد ملاصدرا بر نظريه حركت جوهري و دروني است و همين اعتقاد عمومي كه بر پايه قرآن، وي به اثبات آن مي پردازد، دقيقاً اين معرفت الهي را اثبات مي كند كه حتي جمودات نيز در درون خود پويايي به سمت كمال را طي مي كنند. در مورد جلوأ جمال الهي و تحقق آن در آيات ارضي و سماوي نيز همين مسئله عينيت دارد كه جلوه جمال خدا هميشه جاري است، منتهي بايد آن را كشف و ارايه كرد. زيبايي شناسي ديني در نظريات فلسفي ملاصدرا نيز از همين موضوع نشأت مي گيرد. ولي زيبايي را چگونه مي توان كشف كرد؟ چون ابتدا هم بايد آن را كشف كرد. آيا منظور از كشف در اينجا همان ديدن نيست؟! در اين زمينه ديدن اگر با تأمل و بصيرت توامان باشد منجر به كشف مي گردد و در غير اين صورت انسان در حركت به سوي جلوأ جمال الهي متوقف خواهد ماند، پس در بحث زيبايي شناسي ما نيازمند تأمل و تفكر براي پي بردن به اصالت هاي موجود در ابعاد ديني آن هستيم. اين مثال براي اين عرضه شد تا ما منتقدان بدانيم كه بايد چه چيزهايي را بشناسيم و چگونه آن ها را نقد كنيم. فلسفه نقد در حكمت متعاليه مي گويد كه اولا نقد بايد از ميان حكمت هايي برخيزد و معرفت هايي را واجد گردد تا بتواند مبناي قضاوت صحيح را راجع به برداشت يك هنرمند از جلوأ جمال الهي بدست آورد. اولين معرفت همين جمال الهي يا بحث پردامنه زيبايي شناسي است. اولين شرايط زيبايي اين است كه از آيات الهي است و آيات الهي هرچه را در خود داشته باشد زيباست. پس زيبايي كه از جلوأ جمال الهي دور شده و يا به صورت تنزيل رحمت الهي بر بشر جلوه مي كند مراتب و درجاتي را به خود اختصاص مي دهد. وظيفه منتقد در علم به آن در حيطه فلسفه اسلامي دريافت اين مسئله است كه زيبايي كامل و زيبايي نازل را كه از كامل آن جدا شده بشناسد و فرق اساسي بين زيبايي نازله و زيبايي كامله را قائل شود. در واقع فلسفه نقد صدرايي اين را مي گويد كه از نقطأ شناخت و معرفت نتيجه اي حاصل خواهد شد كه در نقطه اصلي، وحدت ميان كثرت را ايجاد خواهد كرد. يعني نقد از ميانه اعتدال ميان شناخت حقيقت و واقعيت بر خواهد ساخت چون اعتدال و ميانه روي و تعيين وزن مشخص هر معيار براساس جلوه كامله جمال و جميله نازلأ آن مي باشد. فلسفه صدرايي بر اين مبداً دايره نقد را رعايت حد ميانه معرفت و شناخت و استدلال و برهان قرار مي دهد و تأييد و تكميل را در غايت آن قرار مي دهد. نقطه اوج برخورد و معلول نتيجه همان نقطه اي است كه مي توان از آن همه زيبايي نازله به جمال كامله رهنمون گرديد. نقد در چنين جستاري و در نيل به چنين نتيجه اي انعكاس همان نتيجه مطلوب حاصل از نگرش ملموس به عنصر زيبايي در پيش برد انسان به سوي كمال غايي است كه در هنر متجلي مي شود. مطلب ديگري كه در اين مبحث مي توان گشود و در تبيين فلسفأ نقد صدرايي به آن اعتنا داشت دامنأ تنزل جلوأ جمال الهي است. آيا اين دامنه از بطن خود زيبايي است يا متوقف بر خلاقيت دروني انسان و آميخته با فطرت اوست. كه خود آن نيز منجر به زيبايي هاي كامل تري خواهد شد يا چيز ديگري را در پي دارد. نظري معتقد است كه زيبايي و زيبايي دوستي در فطرت بشر است و بنابراين دامنه آن و علل وجودي آن با فطرت هم خواني و هم ساني دارد و وصول و نيل به آن مطالبه به مطلوب بوده و آن نيز جزيي از زيبايي و جلوه آن است. در حقيقت فطرت زيباي دروني خلاق نوع بشر زيبايي منظر خود را به آن مي افزايد و نقطه تكميلي آن مي شود. در واقع تفاوت ها در اينجا معنايي نمي يابد بلكه تكامل ها در اين نقطه پرش به سوي تعالي است كه رخ مي دهد.
پس در تبيين و تنقيح فلسفه نقد هنري صدرايي چند مسئله را مطابق بر نظريه حركت جوهري وي بايد مدنظر قرار داد كه آنها عبارت از: 1-شناخت و معرفت از زيبايي و كيفيت و ماهيت آن و چگونگي جلوأ آن،
2- نقطأ مركزي شعاع وحدت بخش جمال و جلوأ آن در نقطه كمال براي به وحدت رسانيدن جلوأ نازله جمال الهي و كمال انساني در ايفاي وظيفه فطري بشر.
3- آزمايش فطرت براي تكامل با جلوه نازله جمال الهي براي توقف و سكون و يا حركت و تكامل!
4- فطرت زيباي بشر در راستاي جلوه نازله جمال زيبايي خود را تكميل و آن را بر جلوه جمال نازلأ الهي افزوده و راه خويش به سوي جمال مطلق مي گشايد.
5- نقطه اعتدال و حكم بر آن بر جلوه پايدار جمال الهي افزوده و آن را سر منشأ حركت صحيح در مدار و جهت الهي تأييد مي نمايد.
به اين ترتيب مشخص مي گردد آنچه وجوب فلسفه نقد صدرايي در راستاي نظريات جديد نقد منصفانه است همانا تأكيد بر وحدت ميان فطرت و زيبايي و عدالت و منطق بياني است، جوهر و نقد دروني در جهت آشكار ساختن هسته اصلي نقد هنري در همين جهت تثبيت مي گردد. يعني جوهر زيبايي چون تراش دادن الماسي است كه منجر به جلوه بيشتر جمال رباني مي گردد و انعكاس آن در نگاه بشر. او را به اين جلوه مطلق تحريص و تحريض مي نمايد تا خود را هرچه بيشتر منطبق بر فطرت پاك خويش نمايد.بر اين مبنا نقد از درون خود زاده مي شود و اين خود بر محور فطرتي قرار دارد كه زوائد غفلت ممكن است مانع پويايي و تطبيق وي بر جلوأ جمال الهي گردد.نظريه فلسفي نقد صدرايي در چنين پويه اي، بايد پروسه اي از جلوأ نازله تا جمال كامله طي نمايد و بتواند نقطه تماس دائمي اين پويه در آن پروسه باشد. در قسمت بعدي نقد صدرايي را در ميدان عمل به تجربه خواهيم نشست.

 



شورجه در راه جشنواره فجر

«جمال شورجه» كه در دوره هاي اخير جشنواره فيلم فجر، عضو هيئت انتخاب بود، امسال فيلمش به رقابت با ساير آثار خواهد پرداخت.
شورجه سال گذشته مجوز ساخت فيلم «نفوذي» را دريافت كرد. اما به دليل نبود حامي مالي، تاكنون ساخته نشده است.
اما باحمايت 50 درصدي بنياد سينمايي فارابي، «نفوذي» در آينده اي نزديك وارد مرحله پيش توليد خواهد شد.
موضوع اين فيلم درباره آزادگان دفاع مقدس است. فيلمنامه آن بر اساس كتاب «حكايت زمستان» اثر سعيد عاكف توسط داوود اميريان نوشته شده است.
همچنين ساخت فيلمي بر اساس زندگي «شيخ احمد قمي»، يكي از شخصيت هاي برجسته مهاجر ايراني به تايلند، از ديگر طرح هايي است كه پيش از اين اعلام شده بود توسط شورجه انجام خواهد شد. اما جزئيات خلق اين اثر هنوز مشخص نشده است.
جمال شورجه در 54 سال زندگي خود تاكنون، 10 فيلم با عنوان هاي «روزانه »، «شب دهم»، «عمليات كركوك»، «لبه تيغ»، «حماسه مجنون»، «عبور از خط سرخ»، «دايره سرخ»، «خلبان»، «باشگاه سري» و «وعده ديدار» ساخته است. وي همچنين در دوازدهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، افتخار بهترين فيلم را با «حماسه مجنون» كسب كرد. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا شورجه بار ديگر مي تواند اين افتخار را تكرار كند و خون تازه اي در رگ هاي سينماي دفاع مقدس جاري سازد؟

 



آخرين غزل در شبكه قرآن

مجموعه تلويزيوني «آخرين غزل» به كارگرداني نادر برهاني و تهيه كنندگي علي مهام براي شبكه قرآن در حال توليد است.
داستان اين مجموعه توسط بابك صفي خاني در 5 قسمت 45 دقيقه اي به نگارش درآمده. در خلاصه داستان اين سريال آمده است، عبدالمطلب، جد پيامبر اكرم (ص) با خداي خود عهد مي بندد تا فرزند كوچكش عبدالله از حادثه اي نجات يابد. پس از سال ها عبدالله با آمنه ازدواج مي كند. و از ايشان فرزندي زاده مي شود كه او را محمد (ص) نام مي نهند. محمد (ص) هنوز كودك است كه مادرش و جدش فوت مي كنند و عمويش ابوطالب سرپرستي او را به عهده مي گيرد و ...

 



مروري بر تاريخ سينماي صهيونيستي

صهيونيسم از زمان شكل گيري به عنوان يك جنبش و پس ازآن تاسيس رژيم جعلي اسراييل با سيطره بر رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي، افكار جهانيان را به تسخير خود درآورد. يكي از مهم ترين ابزارهاي تبليغاتي كه اين جنبش توانست در خدمت خود درآورد، سينما است، زيرا اين مقوله به دليل دارا بودن جذابيت خاص و متنوع بودن موضوعات، مخاطبين بسيار زيادي را در برمي گيرد. صهيونيسم از اين ابزار براي ترويج افكار صهيونيستي و تبليغ براي رژيم اشغالگر قدس استفاده نمود. افكاري كه اصولا بر پايه اقدامات نژادپرستانه پايه گذاري شده است. در اين راستا در مجله «الاخبار المسيحيه الحره» سال 1938 (1317) آمده است؛ «صنعت سينما در آمريكا كاملا يهودي است و يهودي بي آنكه احدي در اين زمينه با او منازعه كند، بر آن حكم مي راند. تمام كارپردازان اين صنعت يا يهودي هستند و يا از دست پروردگان صهيونيست.»
سينما از زمان تاسيس در قرن نوزدهم در راستاي دو هدف عمده به كار گرفته شد كه عبارت بودند 1- اهداف مادي و به دست آوردن سودهاي كلان 2- تسخير انديشه انسان ها از طريق انتشار افكاري كه مويد اهداف سياسي و اجتماعي آن ها باشد كه متاسفانه تاكنون نيز در اين راه موفق بوده است. در اين مطلب ما برآنيم تا به بررسي سينماي صهيونيستي بپردازيم. هر چند برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم، سينماي اسراييل است، اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد، بلكه سراسر جهان را دربرگرفته است و در حال حاضر بزرگ ترين شركت هاي سينمايي جهان مانند «متروگولدن ماير»، «كلمبيا»، «برادران وارنر»، «پارامونت»، «فوكس قرن بيستم»، «يونيورسال» و «هاليوود» را در قبضه خود گرفته است.
تاريخ حضور صهيونيسم در سينما به كنفرانس صهيونيستي «پازل» در 1879 (1258) بازمي گردد. زيرا در بند سوم اين كنفرانس بر اهميت رسانه هاي فرهنگي براي ايجاد اسراييل و ضرورت رواج روح ملي بين يهوديان جهان تاكيد مي گردد. از اينجا بود كه صهيونيست ها به سينما توجه نشان دادند. سينماي صهيونيسم را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد: دوره اول پس از كنفرانس پازل؛ در اين دوره صهيونيست ها به ساخت فيلم هايي برگرفته از داستان هاي تورات مي پرداختند و به تدريج اين انديشه را القا مي كردند كه فلسطين سرزمين موعود است. بعد از وعده «بالفور» در سال 1917 (1296) و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد، سينماي صهيونيسم در خلال فيلم هايي مانند «پسر زمين» و «ده فرمان» در سال 1925 (1304) و فيلم «صابر» به كارگرداني «الكساندر فورد» يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق مي كردند.
دوره دوم پس از تاسيس رژيم صهيونيستي: در اين مرحله صهيونيست ها كه از تاسيس رژيم اسراييل فارغ شده بودند به ساخت فيلم هايي روي آوردند كه در آن ها اين مساله را تلقين مي كرد كه اسراييلي ها نماينده فرهنگ و تمدن پيشرفته بشريت هستند و در كنار آن اعراب را باديه نشيناني بي فرهنگ با خوي و منش غير انساني و مسلمانان را افرادي خشن و گروه هايي تروريست معرفي مي كردند تا از آن ها تصويري نامطلوب در اذهان به وجود آورند. بعد از حمله رژيم صهيونيستي به مصر و محكوميت جهاني اين رژيم حتي از سوي ايالات متحده آمريكا، صهيونيست ها به تهيه فيلم هايي پرداختند كه در آن اعراب را گرگ هايي گرسنه معرفي كردند و خود را ملتي با تمدن و داراي فرهنگ اصيل نشان مي دادند.
دوره سوم پس از جنگ 1346: در اين دوره كه دوره طلايي سينماي صهيونيستي نيز محسوب مي شد، فيلم هايي ساخته شد كه در آن اين مضمون را تلقين مي كرد كه اعراب بايد قضيه فلسطين را فراموش كنند و وجود رژيم صهيونيستي را به خود بقبولانند. مردم جهان نيز بايد اين مساله را بپذيرند كه حق يهود در فلسطين از آن ها غصب شده بود كه بعد از چندين سال صهيونيست ها توانسته اند اين حق را اعاده كنند. در اين رابطه مي توان از فيلم «جنگ سينا» در سال 1968 (1347) و «نامم را نجوا كن» در سال 1972 (1351) به كارگرداني «جيمز كاموللر» را نام برد.
دوره چهارم پس از جنگ 1352: در اين دوره سينماي صهيونيستي شاهد تحولي بنيادين بود. زيرا سينما به سمت ترويج فساد و فحشا پيش رفت.
در اين دوره كارگردانان به توليد فيلم هايي به ظاهر علمي روي آوردند كه در خلال آن به تبليغ بي بندوباريهاي جنسي و اخلاقي مي پرداختند. پس از مذاكرات «كمپ ديويد» و صلح بين مصر و اسرائيل در سال 1976 (1355) كه سينما در همه ابعاد زندگي نفوذ كرده بود، سينماي صهيونيست گاهي به تبليغ انديشه يهوديان و قهرماني آن ها مي پرداخت كه نمونه آن فيلم «روز استقلال» به كارگرداني «رونالدا ميريچ» در سال 1996 (1375) بود كه جوايز بسياري از جشنواره ها را به خود اختصاص داد. بعضي اوقات نيز كارگردانان با ساخت برخي فيلم هاي مربوط به قضيه دروغين «هولوكاست» به برانگيختن احساسات جهانيان و يا به دست آوردن دلار تكيه مي كنند كه بهترين مصداق آن فيلم «فهرست شيندلر» ساخته «استيون اسپيلبرگ» در سال 1994 (1373) است. اين فيلم هفت جايزه اسكار را به خود اختصاص داد.
سينماي داخل رژيم صهيونيستي
سينماي رژيم صهيونيستي تا قبل از جنگ 1967 (1346) محدود به سريال هاي كوتاه بود اما از اين سال به بعد با همكاري شركت هاي بزرگ سينمايي آمريكايي چون هاليوود به توليد فيلم روي آورد. ساخت فيلم در اين دوره مدتي به تاخير افتاد. زيرا ساخت فيلمي براي مخاطبان اسرائيلي چندان آسان نبود، به اين علت كه اولا مخاطبان آن ها از لحاظ فرهنگ و تمدن يكسان نبودند و فيلمي كه با ارزش هاي فرهنگي يك يهودي آمريكايي تعارض چنداني نداشت با فرهنگ يك يهودي شرقي تبار مغاير بود و حتي ممكن بود آن را توهين به خود تلقي كند. در اصل، وجود و يا پذيرش يك فرهنگ ملي، ريشه دار و مشترك در سينما نمود پيدا مي كند. به عبارت ديگر سينما جزيي از فرهنگ است كه اولين مخاطبان آن دارندگان همان فرهنگ هستند. به همين دليل اكنون بعد از پنجاه سال تاسيس، چندان در اين عرصه موفق نبوده است.
به طور كلي بايد گفت سينماي صهيونيسم در حال حاضر بر سينماي جهان سيطره دارد. يكي از متفكران مسيحي غرب در اين رابطه مي نويسد: «... آنها به وسيله خبرگزاري هاي جهاني، مغز جهانيان را شستشو داده است و به وسيله فيلم هاي مبتذل افكار جوانان و فرزندان ما را تغذيه مي كند و آنها را از آنچه خود مي خواهد سرشار مي سازد و جوانان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند. صهيونيسم در خلال دو ساعت (مدت نمايش يك فيلم سينمايي) آداب و فرهنگي را كه معلم مدرسه، خانواده و مربي طي ماه ها تعليم و تربيت در اذهان جوانان ايجاد كرده اند، مي زدايد.» پس جاي شگفتي ندارد اگر مي بينيم كه پرچم داران صنعت سينماي جهان اغلب صهيونيست هستند. طبق برخي آمار بيش از 90 درصد كل دست اندركاران عرصه سينما از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر. فيلمبردار و مونتاژگر صهيونيست هستند. اخيراً شبكه جهاني اينترنت با انتشار سرمقاله اي تحت عنوان «آيا هاليوود صهيونيست است» فهرست مفصلي ازصهيونيست ها شاغل در هاليوود را ارائه داده است. در مقابل اين جهانگيري سينمايي صهيونيست ها، متاسفانه در جهان اسلام شاهد نوعي انفعال و بي اعتنايي به اين مقوله هستيم. صهيونيست ها با استفاده از اين ابزار توانسته اند قضاياي دروغيني چون يهودي سوزي (هولوكاست) را به جهان القا كنند اما مسلمانان تاكنون نتوانسته اند از اين رسانه استفاده بايسته اي كرده و به حقوق تاريخي و مسلم خود دست يابند.
منبع: سايت پژوهه

 



تقاضاي گسترش برنامه هاي جنبي و نمايشگاهي جشنواره تئاتر رضوي

محمد حسين نيرومند مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در آستانه برگزاري ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي خواستار افزايش و گسترش برنامه هاي جنبي جشنواره و توسعه فضاهاي نمايشگاهي و عرضه محصولات فرهنگي همزمان با برگزاري جشنواره شد.
به گزارش روابط عمومي جشنواره سراسري تئاتر رضوي وي با اشاره به لزوم غني سازي و تقويت ابعاد پژوهشي و فرهنگي جشنواره پيشنهاد داد: همزمان با برگزاري در قالب برنامه هاي جنبي در كنار قالب گروه هاي نمايشي، نمايشگاه هاي عكس و پوستر و كتاب پيش بيني شود.
به گفته وي، طراحي نمايشگاه هاي جانبي و عرضه محصولات فرهنگي همراه با برپايي ورك شاپ هاي تخصصي و ميزگردهاي موضوعي و جلسات سخنراني باعث پويايي، پرشورتر شدن جشنواره و بهره مندي طيف هاي مختلف مردم و مخاطبان تئاتر رضوي مي گردد. مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هفته، به دليل اهميت و ارزش هاي محتوايي آثار فاخر رضوي پيشنهاد داد: با حمايت و مشاركت شبكه هاي تلويزيوني، تله تئاتر تلويزيوني نمايش هايي جهت پخش در شبكه هاي استاني و شبكه هاي سراسري تهيه شود. گفتني است ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي آبان ماه امسال در تهران و استان خراسان شمالي برگزار مي شود.

 



پرستويي جايگزين خسرو شكيبايي در نقش سهراب سپهري

كارگردان فيلم «سهراب سپهري» با بيان اينكه مرحوم شكيبايي جايگزين مناسبي در عرصه هنر ندارد، گفت: پس از توافق با «پرويز پرستويي»، وي جايگزين مرحوم شكيبايي در فيلم «سهراب سپهري» خواهد شد.
«علي قوي تن» نويسنده و كارگردان سينما در گفت و گو با ايبنا در توضيح اين مطلب اظهار داشت: 30 درصد از توليد اين فيلم مستند كه مربوط به آثار «سهراب سپهري» از جمله عكس و تصاوير بدون كاراكتر بود، به پايان رسيده است. وي گفت: 70 درصد باقي مانده از توليد اين فيلم كه قرار بود با حضور زنده ياد «خسرو شكيبايي» تهيه و توليد شود به دليل درگذشت اين بازيگر مطرح سينماي ايران تاكنون متوقف مانده است. وي افزود: با توافق بازيگري آقاي پرستويي اين فيلم را اواخر سال جاري جلوي دوربين خواهم برد.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14