(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 31 شهريور 1387 - 20 رمضان 1429 - 21 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19188
 

درجستجوي حرفي از جنس زمان درباره حال و آينده سينماي دفاع مقدس
آسيب شناسي تئاتر دفاع مقدس 2 نگاهي به مظلوميت تئاتر دفاع مقدس متولي واقعي كيست؟!



درجستجوي حرفي از جنس زمان درباره حال و آينده سينماي دفاع مقدس

آرش فهيم
آيا سينماي دفاع مقدس زنده مي ماند؟ اين سئوال، دغدغه اي است كه بيش از 10 سال بخشي از دل مشغولي هنرمندان متعهد و دوستداران هنر اصيل بوده است و هنوز هم ادامه دارد. چه، حركت سينماي ايران در يك دهه اخير به نحوي بوده است كه هر آينه، احتمال مرگ اين ژانر مي رفته است. در اين سه سال اخير هم اگرچه به واسطه برخي حمايت ها و تلاش ها، بر تعداد فيلم هاي دفاع مقدس حاضر در جشنواره ها و پرده سينماها افزوده شده است، اما همچنان سينماي دفاع مقدس، يكي از ضعيف ترين و مظلوم ترين جريان هاي سينمايي ايران محسوب مي شود. بسياري از اهالي سينماي دفاع مقدس، ديگر در اين حوزه فعال نيستند. غالب كارهايي هم كه مي شود، يا قادر به اداي حق مطلب نيستند، يا تكرار مكرراتند. گوياتر از همه اين كه، جشنواره اي به نام سينماي دفاع مقدس، تعطيل شده است. آخرين دوره آن هم كه بيش از دو سال از برگزاري اش مي گذرد، از حد جشنواره اي در شأن نام دفاع مقدس پايين تر بود.
تجربه 30 ساله انقلاب اسلامي در عرصه فرهنگ و هنر، مويد آن است كه پويايي سينماي ما، بستگي كاملي به حال و روز سينماي دفاع مقدس دارد. هر زمان كه اين گونه در شرايط بالندگي بوده، سينماي ايران رو به جلو حركت كرده و هر موقع كه به ركود رسيده، تمام ارگان هاي بدنه سينماي ما ضعف كرده اند. حتي از نظر جذب مخاطب هم، اكثر فيلم هاي پرمخاطب ايراني، جنگي و دفاع مقدس هستند.
سينماي امروز ايران نيز، بيش از هر زمان به ژانر دفاع مقدس نيازمند است. اين گزاره از آن جهت قابل تاييد است كه اين هنر- صنعت در حال حاضر، هدفي به نام ملي شدن دارد؛ تلاش براي دست يابي به مطلوب هايي چون سينماي فاخر، سينماي ملي، سينماي معناگرا و... در چند سال اخير در ميان گفتارها و سخنراني هاي مديران فرهنگي و سينمايي كشورمان بسيار شنيده شده است. اصلي ترين بستر و جرياني كه به محقق شدن اين آرزوها كمك مي كند، تقويت شكل اصيل سينماي دفاع مقدس است. به عبارتي اين گونه سينمايي، قلب تپنده سينماي ماست كه هرچه بهتر كار كند، خون سينما بهتر حركت مي كند و اندام هاي آن با سرعت بيشتري رشد و تكامل مي يابند.
با توجه به اين كه سينماي دفاع مقدس، داراي خاصيت فراژانري يا كلان ژانري است، تنها قالبي است كه قابليت پوشش تمام نيازهاي سينماي كشورمان را داراست. اما چون سينما و جامعه داراي رابطه متقابلي هستند؛ يعني هم سينما بر جامعه تاثير مي گذارد و هم جامعه بر سينما، همان طور كه سينما به توجه جامعه نياز دارد تا زنده بماند، جامعه نيز محتاج اين است كه سينما به نيازها و ضرورياتش عنايت داشته باشد. سينماي دفاع مقدس زماني مي تواند پوياتر باشد كه به نيازهاي روز جامعه، گفتمان هاي جاري درآن و ابتلائات اجتماعي و سياسي روز واكنش نشان دهد.
محبوب ترين وپرطرفدارترين فيلم دفاع مقدس «آژانس شيشه اي»است. فيلمي كه در زمان خودش با انتقادات و واكنش هاي منفي نيز روبرو گرديد. اما با گذشت زمان ارزش آن بيشتر شد و طرفدارانش گسترش بيشتري يافتند. تا حدي كه عده اي ده ها بار آن را تماشا كرده اند و هر بار نيز براي قهرمانش - حاج كاظم- گريسته اند. مي توان اين اثر را الگوترين فيلم براي سينماي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و به طور كلي جمهوري اسلامي ايران دانست. فيلمي كه با داشتن دغدغه آرمان هاو مباني انقلاب و نظام، به نقد صريح مسئولين مي پردازد. در همان حال كه معترض است، اما دلخوشي بدخواهان كشور را نيز فراهم نمي كند. از همه مهم تر، علي رغم اين كه در مكان شهري و در زمان پس از جنگ روايت مي شود، اما يك فيلم كامل دفاع مقدس محسوب مي شود. چون اساساً دفاع مقدس، محسور در يك زمان و مكان خاص نيست. تا زماني كه جريان مهاجم باطل وجود داشته باشد، دفاع مقدس نيز ادامه خواهد داشت. بنابراين سينماي دفاع مقدس نيز، محدود به آن هشت سال نمي شود.
«آژانس شيشه اي» داراي دو ويژگي مهم است كه موجب ماندگاري آن شده در زمان توليد و نمايش حرفي تازه داشت و به مسائل روز و مبتلا به جامعه مي پرداخت. پس براي پيشرفت سينماي دفاع مقدس، بايد اين ويژگي ها بيش از پيش به آن تزريق شود. يعني بايد حرفي تازه و از جنس زمان داشته باشد.
اتفاقاً امروز در شرايط اجتماعي خاصي هستيم كه سينماي دفاع مقدس مي تواند هم موضوعات بسيار بكر و خوبي را صيد كند و هم با چاشني قراردادن ارزش ها و فرهنگ نابي كه از آن بهره گرفته است، اثر مثبت بگذارد. جامعه ايران از يك طرف با چالش ها و مسائل گوناگون اجتماعي و فرهنگي روبروست، از طرف ديگر با گفتمان صلح و عدالت به تقابل با اين مسايل، چه در داخل و چه در خارج مشغول است. سينماي ايران نيز مي تواند با تقويت و توجه بيشتر به ژانر دفاع مقدس، نقش تاريخي و اجتماعي مؤثرتري را در اين زمينه ايفا كند.
در پايان ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه سينماي دفاع مقدس، سينماي جنگ و نمايش پررنگ سلاح ها و كشت و كشتار نيست. بلكه سينماي ستايش انسان كامل و ژانر صلح طلبي و عدالت خواهي است. سينماي دفاع مقدس بايد به ترسيم اين شعر زيبا و نغز مرحوم قيصر امين پور بپردازد:
شهيدي كه برخاك مي خفت
سرانگشت در خون خود مي زد و مي نوشت
دو سه حرف بر سنگ:
«به اميد پيروزي واقعي
نه در جنگ،
كه بر جنگ!»

 



آسيب شناسي تئاتر دفاع مقدس 2 نگاهي به مظلوميت تئاتر دفاع مقدس متولي واقعي كيست؟!

علي اكبر باقري ارومي
نمي خواهم حرف هاي تكراري بزنم، ولي قريب به يقين مي دانم نوشته هايم راجع به تئاتر دفاع مقدس هرچقدر هم كه بخواهم تكراري نباشد باز مكررگويي هايي را در خود خواهد داشت و خواننده پيش خود خواهد گفت ما همواره اين حرف ها را شنيده ايم و رنگ و بويي نديده ايم و عطر و بويي را به مشام خود نرسانده ايم؟! اما به راستي جاي سؤال از مسئولين دست اندركار دفاع مقدس باقي است كه چگونه شده كه دفاع هشت ساله ما با آن فرهنگ غني و تأثيرات گسترده اجتماعي و سياسي و حتي استراتژيك خود به طور اخص در عرصه تئاتر آن چنان نمود و عينيتي نيافت و آن چنان بزرگي نكرد و جلوه اي از جلوه هاي آن روزگاران را به نمايش نگذاشت. به نظر من فهم درستي از چگونگي فرهنگ دفاع مقدس وجود نداشت كه بتواند با درك درستي از آن زمينه سازي بسط و گسترش آن را فراهم آورد.
فقدان اين نظر سبب مي شود كه همه آدم ها درمورد آن احساس مسئوليت كرده و در حيطه آن خود را ذي مدخل دانسته و وارد آن شوند. ولي چون درك جامع و حتي فني از آن ندارند خود به خود، به صورت سدهايي درمي آيند كه جلودار رشد و پيشرفت آن مي شوند تا تعالي بخش و گشاينده راه ترقي تئاتر دفاع مقدس!!
متأسفانه گره اي كه بر پيكره تئاتر دفاع مقدس تنيده شده است، بيش از پيش اين پيكره را مي آزارد و آن را دچار ركود و رخوت و سستي و انفعال گردانيده است و تأسف بيشتر ازآنكه حالا هيچ كدام از آن مدعيان وارد عرصه پاسخگويي نمي شوند يا هيچ پاسخي براي ارايه و گره گشايي از اذهان ندارند و يا اينكه از خود سلب مسئوليت مي كنند و تنها نهادي را كه پاسخگو مي دانند بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس است. البته اگر بر سر اين نكته توافق كلي به وجود بيايد خوب است و اگر در هنگام تخصيص بودجه همه نهادهاي مدعي وارد اين عرصه نشوند و نخواهند حرف خود را به كرسي اثبات بنشانند مطلوب تر به يقين همان است. ولي آيا به راستي چنين است؟! يا ما اين ادعاي خير را داريم و با نيت خالص وارد آن مي شويم؟ ولي معمولاً در هنگام بودجه ريزي سازماني و مديريتي و تعيين تكليف براي پيش برد تئاتر هزار تبصره و ماده و هزار متولي بالادست پيدا مي شود كه بالاخره مشخص نشود تئاتر دفاع مقدس كه در نهادهاي مختلف انقلابي و اداري به شقوق مختلف تفسير به رأي شده، چه جايگاهي دارد. نهادهايي هستند كه روابط عمومي ها را متولي آن مي دانند! نهادهايي هستند كه آن را زيرمجموعه تبليغات خويش مي دانند. نهادهايي هستند كه آن را جزء فوق برنامه دانسته و البته نهادهايي هم هستند كه مطابق سليقه مديريتي خويش با آن برخورد مي كنند و گاهي آن را حذف و گاهي آن را اعتلاء مي بخشند و اين بالا و پايين شدن هاي تئاتر دفاع مقدس (درحالي كه مدعيان بسيار زيادند و هريك مدعي كار و خواستار بودجه! و نالان از كمبود آن!!) موجب انفعال بيشتر آن شده.
نهاد اصلي كه بايد تئاتر دفاع مقدس را حفظ كرده و اعتلا ببخشد نيز در اين مورد، سرگردان و بلاتكليف است و به هرصورت با ميزان بودجه اي كه به آن تزريق مي كند حيات باري به هرجهت را براي آن رقم زده ا ست.
اين كه چرا بنياد حفظ آثار نمي خواهد تئاتر دفاع مقدس را از اين بلاتكليفي و چند گانگي برهاند برما مبهم نيست. چون وقتي همه نهادهاي انقلابي امثال بسيج و سپاه و روايت فتح و بنياد شهيد والخ، نيم نگاهي هرچند گذرا و بنابر مصلحت به اين مقوله اساسي فرهنگي دارند ، شايد بتواند نيمچه رضايتي را براي بنياد پديد آورد. ولي آيا اين نيم نگاه ها! و نگاه هاي مصلحتي و سليقه اي مي تواند اين مقوله را در ديدگاه ها ارتقا بخشيده و بر جلوه آن بيافزايد.
اين نگاه ها در واقع ضايع كننده اصالت تئاتراست. سؤال ما از مسئولين مختلف تئاتر دفاع مقدس و آن هايي كه ساليان سال است در اين عرصه پست هاي مختلفي را داشته و هنوز هم دارند، اين است كه آيا بعداز اين همه سال خدمت در مناصب مختلف تئاتر دفاع مقدس چگونه شده است كه حركت ما به سوي اهداف بزرگ درحد همان سال هاي اول مانده است. چرا روز به روز شاهد كمرنگ شدن آن هستيم؛ اين مسئولين مگر اهداف خاصي را دنبال نمي كرده اند يا مي كرده اند و به آن نرسيده اند و يا نهايتاً به حداقل آن رضايت دادند و گذشتند و رفتند.
به نظر مي رسد حتي اهداف حداقلي آن، يعني برگزاري جشنواره دفاع مقدس نيز چندسالي است دچار اختلال شده است. متاسفانه مديران تئاتر دفاع مقدس اهدافي براي ارتقاي آن قائل نبودند كه حالا اين حداقل را هم دارند از دست مي دهند، آنچه مشخص و عيان است اين است كه اين افول مفهوم ساختاري تئاتر دفاع مقدس، خود از عدم توجه به خيلي چيزها برمي خيزد و ناشي مي شود. آن ها عبارتنداز : اول؛ عدم توجه به تفكيك مفهوم جنگ و دفاع و در نتيجه عدم توجه به خود مفهوم دفاع مقدس.
دوم؛ عدم تفكيك بين كساني كه پيشتاز اين عرصه بودند، اعم از شهدا، جانبازان و مقلدين امام خميني(ره) كه جانانه در آن شركت جستند و به وظايف خويش عمل كردند، با كساني كه مجبور به حضور بودند و يا كساني كه با اين مقوله از اساس بيگانه بودند.
سوم؛ عدم تفكيك بين فرهنگ تاثيرگذار و رويدادي آني و غير تاثيرگذار، با اين توضيح كه فرهنگ تاثيرگذار، منشا خود را از ريشه هاي ذاتي و فطري بدست مي آورد و رويداد يا واقعه اي آني ناگهاني بوده و ريشه اي هيجاني و غريزي دارد.
چهارم؛ عدم تفكيك بين ادبيات زاده آن دوران كه موثر در رفتار و گفتار و اعمال بوده و ادبيات رايج و مرسوم در سطح جامعه، با اين توضيح كه ادبيات جبهه ها به عنوان شاخصه اي از ريشه هاي ادبيات انقلاب اسلامي مبتني بر وجود جاذبه و دافعه در كلام، ظلم ستيزي و دفاع از مظلوم، لطافت و ليانت كلامي، راستگويي و صداقت، اجتناب از دروغ و كذب بوده و به عنوان ريشه ادبيات كلامي در پشت جبهه ها و در مقابل كلام و ادبيات مرسوم جامعه محسوب مي شده است، ادبيات مرسوم جامعه كه اين گونه اهداف متعالي و حيات بخش را فاقد بوده است.
پنجم؛ عدم توجه به نزديك شدن زمين و آسمان به هم! در دفاع مقدس عرش خدا به فرش خدا نزديك و نزديك تر شد و امدادهاي غيبي كاملا ملموس گرديد.
امدادهاي غيبي اي كه هم در ابتدا و هم درحال حاضر بازهم هستند كساني كه با ترديد و شك آن را تلقي مي كنند. درحالي كه آن قدر واقعي بودند كه كسي نمي تواند آن را انكار كند ولي مي توانند فراموش كنند چون فراموش كردن اش راحت تر از انكار آن است.
ششم و آخرين آن ها؛ عدم توجه به فراملي شدن مسئله دفاع مقدس؛ چون دفاع مقدس سبب بروز و ظهور شخصيت هايي شد كه ما را از پلكان مليت عبور و بال هاي پروازي به سوي نمونه و الگو شدن گرديد. دفاع مقدس ما فرماندهاني داشت كه اين خصوصيت انساني را داشتند كه خود را به ماوراء پيوند زنند و عمليات هايي را رهبري كنند كه به عنوان درس بزرگي براي تاريخ انسان ها برجاي مانده و عبرت تاريخ مظلومين است.
حال شما اگر تمامي دوران برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس را مرور نماييد به اين حقيقت دست خواهيد يافت كه اين عدم رويكرد فرهنگي به موارد ذكر شده عموميت داشته و درصد كمي از سليقه هاي حاضرين در جشنواره مربوطه را تشكيل داده.
بنابراين وقتي مسئولين در همان خشت اول مانده اند، نمي توان اهداف والايي را براي آن متصور بود. برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس يكي از جلوه هاي فرهنگ دفاع مقدس است كه مي توانست در ارتقاي جريان تئاتر مؤثر باشد. ولي همه آن نبود و مشكل از آنجا آغاز شد كه اين جشنواره اساس تئاتر دفاع مقدس آن تلقي شد و از مسائل اصلي غفلت شد. اين غفلت هنوز هم كه هنوز است ادامه دارد و اين كه مشكل گشاي آن چه كسي خواهد بود را بايد با تجربه ها و پيش كسوتان و مخلصان اين عرصه پيش قدم شوند. اين به خود ما برمي گردد كه آنقدر عزت نفس داشته باشيم و با خود روراست باشيم كه ابتدا به اشتباهات خود اعتراف كنيم و بخواهيم از نو شروع كنيم به قول معروف ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است. در اين زمينه لازم است اول تئاتر دفاع مقدس و عوارض و مزاياي آن را، هرچه هست بر دوش رزمندگان فرهنگي آن دوران بگذاريم. اين از همان رجوع ناچارانه ما به حرف هاي تكراري است ولي هرچند گوش شنوايي نيافته ولي ما وظيفه خود را بيان آن مي دانيم شايد دلي بلرزد و همزمان اشك شوقي بر گوشه چشمي بنشيند و فكري براي اين مقوله مهم كرده و اين كار مهم را به انجام برساند. ما به عوض رويكرد غالب به هنرمندان متخصص كه معمولاً تخصص خود را فارغ از دوران هشت ساله آن به دست آورده اند با رويكردي به داخل مجموعه رزمندگان هنرمندي كه آن دوران را لمس كرده و ديده اند و گمنامي و خوشنامي را به شهرت ترجيح داده اند، مي توانيم حركت ارتقايي تئاتر دفاع مقدس را شور و هيجاني دوباره ببخشيم و قدرت آنرا به آن بازگردانيم. مطمئناً اين مناسب ترين راه است پس بيازمائيد انشاءالله نتيجه مطلوب را خواهيد ديد.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14