(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 31 شهريور 1387 - 20 رمضان 1429 - 21 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19188
 

بني صدر آگاهانه خيانت مي كرد بازخواني پرونده هشت سال
دفاع مقدس در گفت وگو با نماينده ولي فقيه در سپاه
مي نوشم از اين جام
ديدار با آسماني ها گزارشي از موزه شهداي تهران
زيارتخانه كتاب فرمانده من



بني صدر آگاهانه خيانت مي كرد بازخواني پرونده هشت سال
دفاع مقدس در گفت وگو با نماينده ولي فقيه در سپاه

احد كريم خاني
هنگامه اذان بود كه وارد مؤسسه شد؛ شوخ طبعي و صفا و صميميت خاصي داشت. گويي يادگار كسي است كه او نمايندگي اش را در مردمي ترين نيروي نظامي جهان؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برعهده گرفته است. 4 ساعت ميهمان كيهان بود؛ دو ساعت را هم پاي صحبت اش نشستيم؛ از انقلاب و جنگ و دفاع مقدس گفت تا روزهاي روشن فردا؛ از فتنه ها و آفت هاي امروز كشور تا آفتاب رخشان افق هاي آينده نظام...
آنچه مي خوانيد بخش اول گفت وگوي ما با حجت الاسلام والمسلمين «علي سعيدي» نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيرامون مسائل هشت سال دفاع مقدس است.
بخش دوم اين گفت و گو كه در باره تحولات جاري كشور با نگاه به عملكرد سپاه و بسيج است طي روزهاي آينده منتشر خواهد شد.

¤ در هفته دفاع مقدس قرار داريم اگر موافق باشيد به عنوان اولين سؤال مروري داشته باشيد بر دلايل آغاز جنگ از سوي رژيم بعث عراق و بفرماييد بيگانگان چه نقشي در تحريك اين رژيم براي حمله به ايران داشتند؟
- معمولا بروز هر جنگي با انگيزه ها و اهداف گوناگون اتفاق مي افتد.
عوامل برخي جنگ ها سياسي، برخي اقتصادي و برخي هم ايدئولوژيكي است. جنگ عراق عليه ايران يكي از طولاني ترين نبردهاي تاريخ معاصر است. يك و نيم برابر جنگ جهاني اول، دو برابر جنگ جهاني دوم و سه برابر جنگ آمريكا و كره يعني 49 ماه اين جنگ طول كشيد كه تاثيرات بسيار زيادي هم در خاورميانه و هم در كل جهان بر جاي گذاشت.
دو دليل عمده را مي توان براي بروز اين جنگ برشمرد؛ دلائل فرامنطقه اي و منطقه اي. دلائل فرامنطقه اي را بايد به اهداف استكبار جهاني به رهبري آمريكا در منطقه خاورميانه جستجو كرد. آمريكايي ها اهداف زيادي در خاورميانه داشتند و به دنبال تثبيت حضور خود در اين منطقه بودند. اما انقلاب اسلامي ايران توانست بسياري از معادلات آنها را به هم بريزد لذا آمريكايي ها در راستاي نابودي نظام و انقلاب اسلامي ايران تلاش بسياري كردند. تامين امنيت رژيم صهيونيستي، حفظ رژيم هاي سرسپرده در منطقه و چپاول منابع انرژي منطقه از اصلي ترين اهداف آمريكا در منطقه بود كه انقلاب ايران همه اين پندارها را زير سؤال برد. البته نبايد نقش اتحاد جماهير شوروي را هم در اين زمينه ناديده گرفت. آنها هم در حد قابل توجهي اي نسبت به گسترش اسلام و نفوذ انقلاب اسلامي ايران در منطقه بيم و هراس داشتند.
بنابراين شرق و غرب بر اين نقطه توافق داشتند كه اين انقلاب را يا بايد ساقط نمود و يا اينكه آن را در چارچوب مرزهاي خود محصور كرد.
اما عوامل منطقه اي را بايد در قالب حزب بعث و شخص صدام جستجو كرد. در حقيقت اين حزب و رهبر آن ماهيتي ضدانقلاب اسلامي ايران داشتند، بنابراين صدام به دلائل زير زمينه حمله به ايران را فراهم ديد؛
1-عامل ايدئولوژيكي: ميشل افلق و ديگر بنيانگذاران حزب بعث صهيونيست و مسيحي بودند و با انقلاب اسلامي سازگاري نداشتند بنابراين در كنار خصلت تجاوزكارانه صدام عامل ايدئولوژيكي يكي از عوامل تاثيرگذار بود. تعرض به اردن و كويت را هم بايد در همين راستا تعبير كرد.
2-انگيزه گسترش مرزهاي آبي: صدام معتقد بود كه اروندرود بايد كاملا در اختيار و جزو قلمرو عراق به حساب بيايد.
3-دفاع از دنياي عرب (ناسيوناليسم عربي): داعيه داري سيادت جهان عرب در رقابت با مصر از ديگر عوامل تحريك كننده صدام براي حمله به ايران بود.
بنابراين آمريكا و ديگر قدرت هاي استعماري به عنوان يك اهرم پشتيباني كننده و صدام و رژيم بعث به عنوان ابزار و عامل در اهداف مشترك به كار گرفته شدند. البته شرايط ظاهري و معادلات آن زمان وضعيتي ايجاد كرده بود كه آنها تصور مي كردند صددرصد پيروز اين جنگ خواهند بود.
¤ سپاه و بسيج در دوران دفاع مقدس چه نقشي داشتند؟
-بخشي از جواب اين سوال به همان جمله معروف حضرت امام(ره) برمي گردد كه فرمودند: «اگر سپاه نبود كشور هم نبود». اما در مجموع ارتش رژيم بعث يك ارتش مكانيزه بود و شيوه نبردهم نبرد كلاسيك بود. يك ارتش مجهز با برتري آتش هوايي و قدرت آتش زميني و تكيه بر يك نيروي مسلح مكانيزه در طرف مقابل قرار داشت. در فرصت بسيار كوتاهي 06 كيلومتر به عمق خاك ما تجاوز و 21 هزار كيلومتر مربع سرزمين ما را نيز اشغال كردند.
بنابراين براي مقابله با يك ارتش مكانيزه با قدرت هوايي برتر چگونه مي توان عمل كرد. در آن زمان ارتش ايران نه مكانيزه بود و نه آمادگي مقابله با ارتش بعث را داشت. تنها راه براي مقابله با تهاجم همه جانبه دشمن تشكيل نيروهاي مردمي و تحول در نوع و شيوه نبرد بود. در درجه اول سپاه پاسداران و بعد بسيج به عنوان نماد نيروي مسلح مكتبي با تكيه بر متن مردم شكل گرفتند. از زماني كه سپاه به آمادگي نسبي رسيد و بسيج هم تشكيل شد روند معادلات در جبهه نبرد تغيير كرد.
¤ چه عواملي در مقابله با دشمن و توقف تجاوز گسترده ارتش رژيم بعث تاثيرگذار بود؟
-چند عامل عمده را مي توان در اين زمينه نام برد؛ 1- رهبري حضرت امام(ره) و تبعيت مردم از اين رهبري با صلابت 2- ايمان و معنويت سپاه و بسيج و علاقه شديد به حضرت امام(ره) 3- مردمي شدن دفاع و به تبع آن تشكيل بسيج كه اين نهاد توانست در كنار سپاه و ارتش نقش بسيار مهمي را ايفا كند 4- نصرت الهي به لحاظ ايثار و فداكاري مردم. وقتي ملتي در راستاي اطاعت از دين خدا درصدد كمك برآيند قطعا خداوند هم نصرت و عنايت خود را شامل حال آنها خواهد كرد (ان تنصر وا لله ينصركم) 5- تحول در تاكتيك ، تكنيك و شيوه هاي نبرد 6- تثبيت وضعيت ارتش و ورود آن به جنگ در كنار سپاه پاسداران.
اين عوامل جملگي دست به دست هم دادند تا نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران نه تنها بتوانند ارتش بعث را از 21 هزار كيلومتر مربع بيرون برانند بلكه تا عمق خاك عراق نيز نفوذ كنند.
¤ تاكتيك ها و روش هاي مقابله با دشمن به چه شكلي بود؟
- چند متغير را خود شخصا در نبرد شاهد بودم كه رزمندگان اسلام با اين متغيرها توانستند صحنه نبرد را عوض كنند. اول برنامه ريزي در سه مرحله دفاع، تثبيت و تهاجم بود. ابتدا وظيفه اصلي ما دفاع در مقابل يورش دشمن براي جلوگيري از پيش روي بيشتر بود. دشمن تا 21 كيلومتري اهواز را تصرف كرده بود و اين شهر در آستانه سقوط قرار داشت. بنابراين بايد آنها را در يك نقطه متوقف مي كرديم. آب انداختن به دشت براي زمين گير شدن تانك هاي دشمن يكي از تاكتيك ها بود.
تغيير در شيوه نبرد كلاسيك كه اين نبرد همواره بر پوشش هوايي و حجم آتش و پيش روي در روز تكيه دارد. ارتش هاي كلاسيك معمولا شب نمي توانند بجنگند حتما بايد برتري هوايي و آتش توپخانه داشته باشند تا بتوانند بجنگند اما رزمندگان اسلام توانستند اين معادلات را هم در ابزار هم در شيوه هاي نبرد عوض كنند.
بنابراين نبرد روزانه جاي خود را با نبرد شبانه عوض كرد. يعني سپاه، بسيج و ارتش نبرد روزانه نداشت و حتي در روز به خاطر حجم آتش دشمن آمادگي حمله نداشت.
حجم نيروي انساني با انگيزه نيز يكي ديگر از عوامل تأثيرگذار بود. اصولاً در نبرد كلاسيك فقط ابزار كار مي كند و نيروي انساني نقش چنداني ندارد. نيروهاي دشمن چون از مرگ مي ترسيدند و همين عامل باعث عدم پيشروي بيشتر آنها شد اما اين وضعيت در نيروهاي خودي كاملاً برعكس بود و آنها براي پيروي از فرمان رهبر خود مي جنگيدند. اتفاقاً تلفات و ميزان اسراي دشمن بيشتر از ما بود. بنابراين حجم نيروي انساني باانگيزه در كنار تغيير تاكتيك عمليات روزانه به شبانه نقش بسيار تعيين كننده اي در نبرد داشت.
¤ چرا بني صدر به عنوان رئيس جمهور و فرمانده جنگ در ماه هاي آغازين جنگ معتقد بود كه بايد اجازه پيش روي بيشتر به دشمن داد و سپس به مقابله با آن پرداخت؟
- بنده دقيقاً معتقدم كه نوع رفتار و عملكرد بني صدر خائنانه بود و وي با آگاهي خيانت مي كرد. هيچ عقلانيت و منطقي جز خيانت پشت اين طرح بني صدر وجود نداشت، چرا كه صحنه نبرد، صحنه نابرابري بود و امكان اينكه ما بتوانيم دشمن را دور بزنيم وجود نداشت. اگر به بني صدر فرصت بيشتري داده مي شد و معادلات صحنه نبرد هم تغيير نمي كرد قطعاً دشمن خيلي بيشتر از اين ها مي توانست پيش روي كند.
¤ دلايل پذيرش قطعنامه 895 از سوي حضرت امام(ره) چه بود؟ چرا ايشان اين پذيرش را به جام زهر تعبير كردند؟
- مسئله پذيرش قطعنامه بويژه تعبير آن به جام زهر از سوي حضرت امام(ره) شايد هيچ گاه امكان رمزگشايي نداشته باشد كه چرا حضرت امام اين تعبير را به كار بردند و چه عواملي دست به دست هم دادند كه تلقي حضرت امام(ره) اين باشد كه پذيرش قطعنامه نوشيدن جام زهر است. قطعاً ايشان اين تعبير را در مقابل مستكبران و بانيان جنگ نمي فرمايند چون آنها از اول هيچ يك از اصول انقلاب ايران را قبول نداشتند و همواره دنبال سرنگوني آن بودند. قهراً ريشه اين مسئله را بايد در داخل كشور پيدا كرد. البته رمزگشايي اين «جعبه سياه» به اين سادگي امكان پذير نيست اما من در يك بيان مختصر با يك مقدمه اي به علل و عوامل پذيرش قطعنامه و شهامت حضرت امام(ره) در اين مسئله اشاره مي كنم.
اولين عامل، پيروزي هاي شگفت انگيز رزمندگان اسلام و تغيير موازنه قدرت و صحنه نبرد به نفع ايران بود. آمريكايي ها جنگ را براي نابودي نظام اسلامي به راه انداختند اما وقتي كه وضعيت فرق كرد آنها استراتژي و برنامه خود را عوض كردند و تصميم گرفتند كه به هر قيمتي نگذارند جنگ به پيروزي ايران منجر شود.
پيروزي ايران و در نهايت شكست عراق كابوسي براي آمريكا بود. هنري كيسينجر وزير امور خارجه اسبق آمريكا جمله مهمي دارد كه مي گويد: اگر عراق جنگ را مي برد امروز نگراني و وحشت در خليج فارس نداشتيم.
بنابراين خيلي واضح است كه آمريكايي ها مي خواستند با دست يك انسان مغرور و بلندپرواز ابتدا انقلاب اسلامي ايران را ساقط و سپس حساب خود وي را هم برسند. اما وقتي مشاهده كردند كه ما عراقي ها را از خاك خود برون رانده و حتي توانستيم «فاو» را هم بگيريم لذا نگران وضعيت شدند. اين در حالي بود كه صدام گفته بود «اگر ايراني ها بتوانند خرمشهر را پس بگيرند من كليد بصره را به آنها خواهم داد.» از اين جا به بعد آمريكايي ها از دخالت غير مستقيم به دخالت مستقيم تغيير حالت دادند. زدن هواپيماي مسافربري «ايرباس» و حضور در نزديكي اسكله هاي ايران و كمك به هلي كوپترهاي عراق براي زدن آن ها چه مبنايي مي تواند داشته باشد. پس عامل اول پيروزي هاي گسترده رزمندگان اسلام، عامل دوم به خطر افتادن جدي منافع آمريكا در منطقه و عامل سوم تغيير وضعيت استكبار از پشتيباني و حمايت غير مستقيم به مستقيم بود. غير از كمك هايي كه از جهت پدافند و پوشش هوايي و تجهيزات و ادوات نظامي پيشرفته به عراق مي شد مستقيماً با هدف كمك به صدام وارد عرصه نبرد شدند.
عامل چهارم مين گذاري گسترده سرزمين عراق توسط مين هاي خورشيدي بود كه از سوي رژيم صهيونيستي ساخته شده بود و هدف آن جلوگيري از پيش روي نيروهاي ايراني و دادن تلفات زياد انساني بود.
اين برخي از عوامل خارجي بود كه در پذيرش قطعنامه از سوي حضرت امام(ره) نقش داشتند. اما عوامل دروني هم بر اين مسئله تأثيرگذار بودند و به نظر من همين عوامل باعث شدند كه حضرت امام(ره) تعبير «جام زهر» را بكار ببرند. برخي از اين عوامل عبارتند از: 1- تغيير در رويكرد فرماندهان به سمت جنگ كلاسيك: تا آن زمان فرماندهان ما به دنبال متغيرهايي مثل نيروهاي انساني با انگيزه بودند اما در مرحله آخر آرام آرام به سمت جنگ كلاسيك تمايل پيدا كردند. درخواستي كه آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان جانشين فرمانده كل قوا و مسئول جنگ در آن زمان از ارتش و سپاه داشتند اين بود كه شما براي ادامه نبرد چه چيزي لازم داريد. در آن نامه كه يك نسخه از آن به دست اينجانب به عنوان مسئول سازمان حفاظت اطلاعات سپاه رسيد تعداد زيادي هواپيما با سلاح هاي ليزري، تعدادي تانك پيشرفته يعني نوع جنگ افزاري كه ارتش و سپاه در نامه اي براي حضرت امام (ره) تحويل آقاي هاشمي دادند نشان دهنده عدول از جنگ مردمي به جنگ كلاسيك بود، البته ماهيت جنگ هم ديگر ايجاب مي كرد كه به روش گذشته نمي توان نبرد را ادامه داد.
به هر حال وقتي اين نامه ها را حضرت امام(ره) مي بينند بعلاوه گزارش آمار خزانه و حساب ذخيره ارزي كه دولت اعلام كرده بود در حد بسيار پاييني است، اين سه گزارش خدمت ايشان مي رسد و مي فرمايند: «آقايان مي خواهند با ليزر بجنگند» اين جمله در واقع اوج نگراني حضرت امام(ره) از روند عواملي كه مي بايست در جنگ نقش پيشتاز را داشته باشند بود لذا ايشان دريافتند كه ديگر نمي توان جنگ را ادامه داد. البته براي ما جنگ اصالت نداشت بلكه حفظ نظام و انقلاب اصل بوده. با هر وسيله اي كه حضرت امام(ره) بتواند اين آرمان را محقق كند همان ارزش داشت. گاهي با جنگ مي توان آرمان را حفظ كرد و گاهي با ادامه جنگ ممكن است اين نظام به سمت اضمحلال پيش برود.
2- روحيه حاكم بر مديران جنگ كه آنها اعلام مي كردند مردم خسته شدند و توان ادامه جنگ را ندارند و بايد به هر شكل ممكن جنگ را خاتمه داد.
با توجه به اين عوامل حضرت امام(ره) با شجاعت و هنرمندي مديريت بحران، پذيرش قطعنامه را اعلام كردند تا اصل انقلاب از خطر مصون بماند. هنر رهبري يعني اين؛ همان طور كه امام حسن مجتبي(ع) براي بقاي هسته مركزي اسلام صلح با معاويه را مي پذيرند. حضرت علي(ع) نيز در يك زماني سكوت مي كنند و در زماني ديگر مي جنگند. بنابراين اصل بر جنگ و صلح با دشمن نيست بلكه اصل بر حفظ مباني انقلاب و نظام ديني است.
بنابراين حضرت امام(ره) بهترين انتخاب را در زمان خودشان كردند ولو اينكه از آن به جام زهر تعبير كنند.
¤ چرا حضرت امام تعبير جام زهر را به كار بردند؟
- براي اينكه ايشان مي خواستند ريشه فتنه را از منطقه خاورميانه بردارند يعني امام(ره) دنبال اين بود كه اين عنصر خطرناك را از سر راه جهان اسلام و جهان عرب بردارد. حرف ايشان هم ثابت شد. زماني كه ايران و عراق در وضعيت مابين صلح و جنگ بودند، صدام به كويت حمله كرد و اين سخن حضرت امام(ره) را براي جهانيان به اثبات رساند. «جنگ جنگ تا رفع فتنه» شعار اصلي ايشان بود. بنابراين حضرت امام(ره) دنبال برداشتن يك فتنه از سر راه مسلمين بود اما شرايط را طوري ديدند كه بنيان نظام اسلامي متزلزل خواهد شد، لذا تاكتيك خود را عوض كردند و قطعنامه را پذيرفتند. بعدها معلوم شد كه اين بهترين انتخاب ايشان بوده است و چون ايثار كردند خداوند هم كاري كرد كه دشمن در اوج ذلت تمام خواسته هاي ما را پذيرفت.
¤ عده اي خواسته يا ناخواسته اين شبهه را مطرح مي كنند كه بعد از عقب راندن دشمن از سرزمين هاي اشغال شده چه ضرورتي براي ادامه جنگ وجود داشت نظر جنابعالي چيست؟
- من معتقدم آن زماني دشمن احساس شكست كرد كه ما وارد سرزمينش شديم. اگر ما بر سر مرزها مي رسيديم و اعلان آتش بس مي كرديم امكان نداشت كه دشمن كوتاه بيايد. نه صدام و نه آمريكايي ها هيچكدام باور نمي كردند كه ما مي توانيم از مرزها هم عبور كنيم. بنابراين آمريكا با تجهيز مجدد صدام عمليات هاي جديدي را پي ريزي مي كرد. وقتي كه نيروهاي ما توانستند در اوج ناباوري دشمن از رودخانه اروند عبور كنند آنها احساس كردند كه ايرانيان توان پيشروي بيشتر را دارند.
¤ آيا جنابعالي با انتشار اسناد و نامه هايي كه آن زمان بين حضرت امام(ره) و مسئولين جنگ رد و بدل مي شد موافق هستيد؟
- از باب اينكه انتشار بسياري از اين اسناد آرام آرام جنبه رقابت سياسي و حزبي به خود مي گيرد و زمينه تنش و تشنج در جامعه را بوجود مي آورد بنده با انتشار آنها موافق نيستم. لزومي هم ندارد كه اين مسائل در جامعه مطرح شود. در بسياري از كشورها اسناد زيادي وجود دارد كه هيچگاه براي عموم آشكار نمي شود. بنابراين مصالح عمومي جامعه ايجاب مي كند اين اسناد همچنان محرمانه باقي بماند.
¤ اگر امكان دارد خاطرات كوتاهي از دوران دفاع مقدس براي خوانندگان عزيز بيان بفرماييد.
- در آيين بزرگداشت هفته دفاع مقدس از همه عوامل تاثيرگذار در پيروزي رزمندگان اسلام تقدير و تشكر مي شود اما متاسفانه از سربازان گمنام يادي نمي شود اين در حالي است يكي از پيشكسوتان و مقدم ترين افراد در عمليات ها نيروهاي حفاظت اطلاعات بودند. هركجا حفاظت عمليات در حد بالايي انجام شد پيروزي ما حتمي بود و بالعكس.
نقش حفاظت اطلاعات در پيروزي ها
در شب عمليات والفجر8، نيمه هاي شب بود كه عوامل خبر آوردند كه نورافكني روي اروند زده شد. اين بدان معناست كه عمليات لو رفته است. بحث جدي در مقر فرماندهي شد مبني بر اينكه عمليات را ادامه بدهيم يا نه. آقاي محسن رضايي اعلام كرد كه عمليات لو نرفته و بايد ادامه دهيم. وقتي به آن طرف مرز رسيديم مشاهده كرديم كه سربازان عراقي خواب هستند
و معلوم شد كه عمليات لو نرفته است. بعد از تخليه اسرا و بازجويي نيروهاي حفاظت اطلاعات از آنها اعلام كردند كه ما صداي موتور قايقي را شنيديم حساس شديم و نورافكن زديم اما چيزي مشاهده نكرديم و گرفتيم خوابيديم.
رمز شب
شب عمليات آقاي رضايي به بنده و يك نفر ديگر مأموريت دادند كه به سركشي از يگان هاي مستقر در منطقه برويم. حدود 02 كيلومتر از مقر فرماندهي فاصله گرفتيم و به دژباني يكي از قرارگاه ها رسيديم. دژبان پرسيد رمز شب چيست؟ گفتم من رييس سازمان حفاظت اطلاعات هستم و اين رمزها را ما انتخاب مي كنيم حالا فراموش كرده ايم. گفت: شما را نمي شناسم بايد رمز شب بگوييد. ناچار شديم راه رفته را برگرديم و رمز شب را از مقر فرماندهي بگيريم. گفتند رمز شب «رزمندگان پيروزند» است. دوباره حركت كرديم و وقتي به دژباني رسيديم مجدداً پرسيد رمز شب چيست؟ ما با غرور گفتيم «رزمندگان پيروزند» دژبان جواب داد: اين رمز ديشب است. هر چي التماس كرديم اجازه ورود نداد. مجدداً 02 كيلومتر رفته را برگشتيم و رمز شب را گرفتيم. وقتي به دژباني رسيديم چون دو سه ساعت طول كشيده بود مشاهده كرديم كه عمليات تمام شده و دژباني نيز جمع شده است.
سيني چاي
در مقري به همراه آقاي فاكر، نماينده حضرت امام و برخي فرماندهان نشسته بوديم كه فرماندهان بلند شدند تا از مقر خارج شوند. در اين هنگام بنده خدايي يك سيني چايي آورد و آقاي فاكر گفتند احترام چاي واجب است بنشينيد و آن را بخوريد در همين حين يك گلوله توپ مستقيماً به در مقر اصابت كرد و خوشبختانه هيچ تلفاتي نداشت.
انتظار براي شام
آقاي محمدي عراقي جانشين نماينده حضرت امام(ره) در سپاه قرار بود براي جمعي از روحانيون اعزامي به يگان ها جلسه توجيهي داشته باشند. شب منتظر شام بودند اما تا ساعت 32 از شام خبري نبود. گفتند آقايان هر كدام روايتي بخوانند تا شام برسد. يك دور تمام شد اما باز خبري از شام نشد. دور دوم را كه شروع كردند نوبت رسيد به آقاي محمدي عراقي. ايشان گفتند حضرت سجاد(ع) فرمودند: «الشام، الشام، الشام» اين ناظر به آن روايت است كه وقتي از حضرت پرسيدند كه در مراحل سفر بعد از واقعه كربلا در كجا به شما خيلي سخت گذشت كه حضرت فرمودند: الشام، الشام، الشام (دمشق امروز) خوشبختانه بعد از اين روايت حاضرين كلي خنديدند و بلافاصله شام هم رسيد.
¤ تلخ ترين و شيرين ترين حادثه جنگ از نظر شما كدامند؟
- تعبير حضرت امام(ره) در مورد پذيرش قطعنامه به جام زهر خيلي براي رزمندگان سخت بود كه چه كسي باعث شده حضرت امام اين جمله را بيان كنند و شيرين ترين حادثه جنگ نيز آزاد سازي خرمشهر بود.
¤ بيشتر به ياد كداميك از شهدا هستيد؟
-در وهله اول مرحوم شهيد محلاتي(ره) و در وهله دوم شهيد ميثمي(ره)
شهيد محلاتي خيلي مقتدر، زمان شناس، وارسته و فداكار بود. ايشان قرار بود به عنوان نماينده حضرت امام(ره) به مكه بروند و در آنجا خدمت نمايند، اما وي گفتند حج من مناطق عملياتي است و ترجيح مي دهم به جبهه بروم. در حال رفتن به جبهه بودند كه به فيض عظيم شهادت نائل شدند. آقاي ميثمي هم روحاني وارسته و فداكاري بود كه خاطرات وي هيچ گاه از ذهن بنده و رزمندگان بيرون نمي رود.
¤ ضمن تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد، در پايان اگر سخني مانده مي شنويم.
- از مؤسسه وزين كيهان تشكر مي كنم كه اين فرصت را فراهم آورد تا در زمينه مسائل جنگ و تحولات امروزي بحث و گفت وگو كنيم. احساس دروني ام را عرض مي كنم كه اين مؤسسه رسالت سنگيني در راستاي پاسداري از اصول و مباني حكومت ديني، انقلاب اسلامي و ولايت فقيه برعهده گرفته و همچنين نقش بسيار عميق، گسترده و سازنده اي را در زمينه پاسداري از انديشه ها وتفكرات حضرت امام (ره) و منويات و مباني فكري مقام معظم رهبري داشته و دارد و اين ارزش را بايد به مسئولين و كاركنان متعهد مؤسسه كيهان تبريك گفت.

 



مي نوشم از اين جام

31شهريور ماه 1359، ارتش بعثي عراق با استفاده از 12لشگر و بهره گيري از امكانات تسليحاتي پيشرفته غرب و شرق، هجوم سراسري خود را به ميهن اسلامي آغاز كرد، كه با توجه به بي ثباتي در ارتش ايران به دليل نابساماني هاي موجود داخلي، تزلزل فرماندهي و بي انضباطي وكاهش مدت سربازي از 2سال به يكسال، تعويض پي درپي فرماندهان و خيانتهاي بني صدر موجب شده بود كه دشمنان اين مرز و بوم، ارتش اسلام را فاقد توانايي و آمادگي رزمي بدانند، اما دلاورمردان اين سرزمين پاك، از جمله ارتش ايثارگر و سپاه پاسداران فداكار و بسيج مردمي جان بركف و نيروهاي عشايري و نيروي انتظامي (ژاندارمري) و... از كيان اسلام و ميهن اسلامي دفاع كردند و حماسه هشت سال دفاع مقدس را رقم زدند و ثابت كردند كه اطلاعات اجانب از اوضاع كشور عزيزمان كاملاً غلط بوده است.
درساليان جنگ حق عليه باطل، رزمندگان عزيز اسلام از عزت و شرف خود و ميهن اسلامي دفاع مي كردند و چون دشمن به سرزمين ما هجوم آورده بود ،مي بايست درمقابل تجاوزگر ايستاد. اقتدا به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) كه جنگ را نعمت مي خواندند و مسيرالهي به جنگ مي دادند باعث شد كه روحيه رزمندگان افزايش پيدا كند و با دم مسيحايي ايشان، جان تازه به كالبد اقشار مختلف ملت دميده مي شد. از طرف ديگر تبليغات وسيع رسانه اي غرب و دشمنان قسم خورده ملت و اسلام، سعي در تضعيف روحيه نيروهاي خودي داشتند و عمليات هاي بزرگ ايران از جمله فتح المبين، بيت المقدس، طريق القدس و... را كوچك جلوه مي دادند وپيروزي هاي موقت ارتش بعثي را بزرگ نمايي مي كردند. درطول جنگ تحميلي عراق عليه ايران مزدوران كشورهاي عربي در بين اسرايي كه به دست نيروهاي ارتش اسلام اسير مي شدند مشاهده مي گرديد. علاوه بر آن تجهيزات و مهماتهاي حاميان صدام و دلارهاي نفتي اين كشورها به سمت عراق سرازير بود تا نمود لشگركشي تمامي سپاه كفر در مقابل سپاه حق و ايران يكجا جمع شوند. ارتش جمهوري اسلامي ايران با تقديم 48000 شهيد نقش خطيري در ساليان دفاع مقدس به عهده داشت. خلبانان تيز پرواز نيروي هوائي و هوانيروز و دريا دلان نيروي دريايي و دلاورمردان نيروي زميني كه پنجه درپنجه نيروهاي بعثي عراق درجبهه هاي حق عليه باطل انداخته بودند، به همراه ساير نيروهاي مسلح ،پيروزي هاي درخشان 8 سال دفاع مقدس را رقم زدند.نيروي زميني ارتش در طول 8 سال دفاع مقدس، 45 عمليات گسترده و موثر عليه نيروهاي متجاوز انجام داده است كه اين عمليات ها منجر به آزاد به سازي بخش عمده اي از خاك اشغال شده جمهورري اسلامي ايران شد و ضربات جبران ناپذيري بر ماشين جنگي عراق وارد ساخت.
درحال حاضر نيروهاي مسلح كشور با پيروي از رهنمودهاي فرمانده كل قوا حضرت آيت ا... خامنه اي و با حفظ و ارتقاي آمادگي و توان رزمي خود در امر خودكفايي تلاش كرده و آماده اجراي مأموريت هاي محوله است و همين آمادگي باعث شده دشمنان دين و ميهن تاكنون نتوانند تجاوزي به اين مرز و بوم داشته باشند و اميد است كه نسل جوان با تحقيق و پژوهش و يافتن پاسخ به سوالات خود درمورد جنگ تحميلي و انقلاب اسلامي ايران، همچون نسل هاي گذشته همواره در صحنه هاي علمي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي و... مقتدر و پيشرو بوده تا به همت اين عزيزان راه شهدا ادامه يافته و مملكت اسلامي ايران بيمه شود كه خداوند ياور ياري رسانندگان به دينش است و جام شهادت خريدار بسيار دارد.
سرهنگ ستاد محمد مسعود بهمني

 



ديدار با آسماني ها گزارشي از موزه شهداي تهران

سميرا خطيب زاده
خيابان طالقاني را طي مي كنم، به جايي مي روم كه مي دانم سينه ام سنگيني خواهد كرد. هدفم رسيدن به موزه شهداي تهران است؛ دلم گرفته است. فكر به شهدا، خانواده آنان، همسر، فرزندان و... مسئوليت آور است.
از راهروي ورودي، آرام مي گذرم در دلم خوف و رجا با هم هست، شايد هم قداست محيط به آرامش مي خواندم. تابلوهاي خوشنويسي زيبايي را در مقابلم مي بينم، نيمي از ديوار را پوشانده و خوشامد دلپذيري است.
اينجا چه فضاي عجيبي دارد، در مقابل غرفه اي كه به نام استاد شهيد مطهري است مي ايستم. ياد خاطره اي از يكي از دوستان شهيد كه در كتابي آمده بود، در ذهنم زنده مي شود. او مي گفت: «استاد مطهري اكثرا در سالن اجتماعات دانشگاه تهران با متانت و در سكوت مي ايستاد تا حريفان پرمدعا، با حرف هاي ياوه و به دور از يكرنگي شان در مورد فلسفه و دين سخن بگويند و در مقابل دانشجويان رسوا شوند و فرياد بي سواديشان را به گوش همه برسانند.»
وي نقل مي كرد كه لحن آرام و شخصيت والاي شهيد مطهري طوري بود كه حريفان گاه از استيصال در برابر انديشه بلند وي، آرزو مي كردند كه اي كاش زمين دهان باز مي كرد و مي بلعيدشان! با غرور سرم را بالا مي گيرم و تأسف مي خورم كه سال هاست كه از آن همه متانت، دانش و استواري و مهرباني خبري نيست. به راستي كه مهاجمان به انديشه وي، عشق را نشانه گرفته اند. از مقابل اين غرفه هم عبور مي كنم. احساسم اين است كه صاحبان هر غرفه با من سخن مي گويند، براي مني كه شلاق هاي رژيم ستمشاهي را بر پيكرم احساس نكرده ام، از ساواك فقط تصور ذهني دارم و در عرصه هاي شگفت دفاع مقدس وجود نداشته ام، گذر از اين غرفه ها آسان است.
در مقابل غرفه شهيد آويني مي ايستم، صداي محزون سيدمرتضي آويني كه چون بيدارگري، حيات واقعي را زمزمه مي كند، به گوش مي رسد: «پندار ما اين است كه شهدا رفته اند و ما مانده ايم؛ اما حقيقت اين است كه شهدا مانده اند و زمان ما را با خويش برده است.» حقيقتا اينان كه از حيات طيبه سيراب شده اند، جاودان مانده اند و در حقيقت، آن ها ما را در موزه هاي روزمرگي تاريخ به نظارت نشسته اند. آنان در لحظه لحظه حيات دنيا و عقبا جاري و زنده اند.
شكر مي كنم كه اكثر قريب به اتفاق مردم ما نمي دانند چه گنجينه هاي عظيمي را در جسم خاكي شهدا به خاك سپرده اند، وگرنه آتش حسرت، دل هاي همه مان را خاكستر مي كرد! قلبم تلاطم برمي دارد، در مقابل غرفه شهيد صياد شيرازي مي ايستم. اي شهيد، تابوت تو را مي بينم كه رهبرم بر آن بوسه مي زند و بر پيكر مطهرت نماز مي خواند. به درجه هاي نظامي درون غرفه ات مي نگرم؛ تو بزرگترين مدال و درجه را گرفتي، آن زمان كه روح بزرگت پرواز را تجربه كرد.
زيبا بود آن پرواز و اين قدرشناسي، نه؟
اينجا موزه معمولي نيست كه عكسي بيندازي و بگذري. اينجا نقطه ثقل يك تاريخ عظيم است و يك پيغام شگرف، برشانه هايت سنگيني مي كند.
با عجله از پله ها بالا مي روم و در سالن هاي آن طبقه نيز گشتي مي زنم، سالن شهداي شهرستانها، سالن شهداي بين المللي و طبقه بالاتر، سالن شهداي زن قرار دارد.
درمقابل غرفه شهيد فوزيه مي ايستم، سخنان شهيد چمران در مورد نحوه شهادت اين دخترجوان، واقعا تكان دهنده است: «خدايا! چه منظره اي داشت، چه دردناك و چه مصيبت زده، دختر پرستاري را كه پهلويش هدف گلوله دشمن قرار گرفته و خون، لباس سفيدش را گلگون كرده بود، آن قدر از بدنش خون رفته بود كه صورتش مثل لباسش سفيد و بي رنگ شده بود. پاسداران به شدت متاثر بودند؛ نه پزشكي، نه دارويي كه حداقل جلوي خونريزي را بگيرد، و بدين سان بدرود حيات گفت.
پايش داخل هلي كوپتر و بدنش از هلي كوپتر آويزان بود. او با دست هاي آويزان بر روي خاك كشيده مي شد. هلي كوپتر با پرهاي شكسته شده و با اجساد درونش تلوتلو مي خورد و مجروحين داخل آن، همه شهيد شده بودند.»
خواندن اين جملات دل انسان را اگر از سنگ هم باشد، مي شكند، مي ايستم و مي گريم به وسعت بزرگي او.
ديگر تاب قدم زدن ندارم. زني را مي بينم كه به دقت، تمام غرفه ها را نگاه مي كند، نزديكش مي شوم، چهره او نيز نشان مي دهد كه حقايق تكان دهنده اي را با تمام وجود لمس كرده، از حال و هواي موزه شهدا و حال و هواي خودش مي پرسم، وي مي گويد: «آثار وموسيقي پخش شده در فضا خيلي جالب است. درعين زيبايي انسان را خيلي متاثر مي كند وقتي آدمي به اين چهره هاي معصوم نگاه مي كند، حقيقتا تحت تاثير قرار مي گيرد؛ نورانيتي كه در آنها وجود دارد انسان را حيرت زده مي كند ما اين قدر در دنيا غرقيم و اين قدر زرق و برق زندگي دنيا ما را احاطه كرده است كه دمي مجال هم نشيني و استفاده از افكار نوراني آنان را به خود نمي دهيم.!»
كمي مكث مي كند بغض گلويش را مي فشارد، اشك در چشمانش حلقه مي زند، نگاه معني داري مي كند گويي مي خواهد تمام احساس و باورش را در جمله اي بيان كند و مي گويد: «اينجا من، واقعا خجالت كشيدم.» و صداي هق هق گريه اش فضاي موزه را پر مي كند. مي گويد: «تلاش مي كنم فرزندان خود را حتما به موزه شهدا بياورم تا فضا را ببينند. چون فرزندان ما اطلاعات چنداني از فضاي معنوي جبهه ها ندارند، ولي حق اين شهداست كه تا ابد زنده بمانند و كسي حق ندارد اين ها را محو كند!»
¤¤¤
موزه شهدا در واقع در ماه هاي نخستين سال 1359 در مساحتي قريب 800 متر راه اندازي شد. و به جمع آوري آثار شهدا و آثار هنري مرتبط با فرهنگ شهادت پرداخت.
درسال 75 با انتقال موزه به محل فعلي درخيابان طالقاني و احداث غرفه هاي جديد موضوع بندي آثار، فصل جديدي در فعاليت هاي آن گشوده شد.
اين موضوع بندي شامل سالن شهداي ترور، سالن شهداي بين الملل و شهرستانها، سالن شهداي سرداران شهيد، سالن شهداي زن و گالري دانش آموزي و نگارستان هنر مي باشد.
ايجاد موزه شهداي زن و نمايشگاه شهداي زن در اولويت كاري امسال قرار دارد. فضاي گالري دانش آموزي دو بخش است: يك بخش طراحي اتاق فرماندهان زمان جنگ است و بازي هاي رايانه اي مرتبط با دفاع مقدس در آن طراحي شده است. جالب است كه اتاق از حالت چهارضلعي خارج شده و به شكل سنگر درآمده است. در داخل سنگر بي سيم هايي را بر روي نخل ها تعبيه كرده اند كه شبيه بي سيم هاي زمان جنگ است و داخل بي سيم نوار مكالمات فرماندهان جنگ طراحي شده است.
ماكت شهيد فهميده و شهيد همت در گوشه اي از سنگر قرارگرفته كه دانش آموزان عكس يادگاري بگيرند.
از مسئول موزه مي خواهم اگر خاطره خاصي از حضور بازديدكنندگان دارد برايم بگويد و او مي گويد: «روزي آقايي وارد موزه شدند، هنوز چند دقيقه اي نگذشته بود كه صداي گريه اش به گوشم رسيد، رفتم حالش را جويا شدم، ديدم قصد خروج از نمايشگاه را دارد، پرسيدم موضوع چيست؟
ظاهرا به غرفه شهيد شيخ فضل ا... نوري كه مي رسد، و طناب دار شيخ فضل الله را كه مشاهده مي كند به دليل مطالعاتي كه درباره ايشان داشتند، نتوانسته تاب بياورد و به من مي گفت آخر من مي دانم كه شيخ چقدر مظلوم بوده است!» گفتم: «حالا تشريف بياوريد و از بقيه غرفه ها ديدن كنيد؟» گفتند: «من ديگر توان ايستادن را هم ندارم.»
و موزه را ترك كرد درحاليكه در دلم آرزو مي كنم اي كاش هموطنانم براي ساعتي هم كه شده، پاي دراين مكان آسماني بگذارند، ديدار با شهدا را تازه كنند كه حقيقتا زندگي بخش است!

 



زيارتخانه كتاب فرمانده من

داستان دلبستگي مقام معظم رهبري و كتاب از آن رشته هاست كه سر درازي دارد. فقط همين قدر بدانيد كه رضا امير خاني از قول ايشان نقل مي كند: «يكي از چيزهايي كه هميشه حسرتش را مي خورم و به خاطر اقتضائات رهبري نمي توانم به سراغش بروم، قدم زدن در همين راسته كتاب فروشي هاست! كاش مي شد...»
اما اينجا مي خواهيم فرصت را غنيمت شمرده و برخي از كتاب هاي دفاع مقدس را كه ايشان در مورد آنها نظر داده يا مطلبي نوشته اند معرفي كنيم.
اولين قرعه هم به نام «فرمانده من» خورد. كتابي كم حجم اما پرمغز كه رهبر معظم انقلاب خواندن آن را به زيارت تعبير مي كنند.(اين هم از علت انتخاب نام زيارتخانه كتاب) كتاب كه توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، شامل روايت هايي از فرماندهان سال هاي دفاع مقدس به قلم رحيم مخدومي، احمد كاوري، داوود اميريان، علي اكبر خاوري نژاد، حسن گلچين، هادي جمشيديان و عباس پاسيار است. اين هم سخن و دستنوشته حضرت آيت الله خامنه اي در مورد اين كتاب؛
¤ ¤ ¤
من كتاب هايي را كه مي خوانم، معمولاً پشتش يادداشت يا تقريظي مي نويسم؛ يعني اگر چيزي به ذهنم آمده، پشت آن يادداشت مي كنم. اين كتاب «فرمانده ي من» را كه خواندم، بي اختيار پشتش بخشي از زيارتنامه را نوشتم: «السّلام عليكم يا اولياءاللّه و احبّائه». واقعاً ديدم كه در مقابل اين عظمت ها انسان احساس حقارت مي كند. من وقتي اين شكوه را در اين كتاب ديدم، در نفس خودم حقيقتاً احساس حقارت كردم.
بيانات در ديدار با مسؤولان و نويسندگان دفتر هنر و ادبيات مقاومت حوزه ي هنري
25.4.1370
¤ ¤ ¤
السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياءالله و خيرته، السلام عليكم يا انصار دين الله و اعوان وليه ...
اي آيت هاي خدا، اي معجزه هاي ايمان، اي نشانه هاي تعالي جاودانه انسان ...
اي گلهاي محمدي كه فساد و آلودگي جهان امروز نتوانست از شكوفايي باز داردتان، برقي شديد و دنياي تاريك را روشن كرديد، حجتي شديد بر آن كوتاه نظران كه بالندگي انسان الهي را در عصر تسلط ماديت ناممكن مي دانستيد، خاطره مسلمانان صدر اسلام را زنده كرديد و صدق و اراده و فناء في الله را حتي پيش از آنان به نمايش گذاشتيد. آنان به نفس پيامبر و نزول پياپي آيات قرآن دل را گرم و جان را تازه مي كردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم كرديد و براي آن امام بحق كه مظهر خلوص و تقوا بود سربازاني شايسته شديد ... سلام الله عليه و عليكم هنيئا لكم رحمه ربكم.
كتبه بيمناه الوازره اسير امانيه و ذليل نفسه علي الحسيني غفرالله له و رحمه و حشر مع اوليائه و الحقه بهذه الزمره الطيبه. آمين.
اين كتاب در 13 رجب 1411 با چشمي لبريز اشك شوق و حسرت زيارت شد.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14