(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 31 شهريور 1387 - 20 رمضان 1429 - 21 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19188
 

نقش رژيم صهيونيستي در مذاكرات هسته اي(بخش دوم و پاياني)



نقش رژيم صهيونيستي در مذاكرات هسته اي(بخش دوم و پاياني)

درشماره گذشته كه مورخ 87.6.27 به چاپ رسيد، نويسنده در تبيين اين موضوع كه مسئله اصلي در مذاكرات هسته اي چيست، طي تحليلي بيان داشته بود كه در دوران كنوني سيطره بلامنازع اشخاص و كانون هاي صهيوني بر اركان قدرت سياسي و اقتصادي جهان نه تنها كاهش پيدا نكرده است بلكه پيچيده و اسرارآميز شده است و آمريكا و اتحاديه اروپا نيز مجري يكسري احكام و دستورات صادر شده هستند و در واقع تابع سياست هاي از پيش تعيين شده يك امپراتوري پنهان هستند.
مطلب در دو بخش 1- پيشينه و ماهيت دنياي غرب و 2- اسراري از حكومت مخفي به نگارش درآمده بود و اينك ادامه آن را با هم مي خوانيم.
3) پروژه ي «گل» و تجهيز اتمي «پايگاه ايران»
امروز، ديگر نه فقط براي سياست گذاران و برنامه ريزان كهنه كار عرصه هاي سياسي و اطلاعاتي دنياي غرب، بلكه حتي براي افكار عمومي درعرصه سياست و تبليغات جهاني نيز به وضوح ثابت شده است كه ايران، نه تنها تمايلي به تهيه و توليد جنگ افزارهاي غيرمتعارف، از جمله سلاح هسته اي ندارد و تاكنون نيز گامي دراين مسير برنداشته است بلكه اصل توليد و به كارگيري اين قبيل سلاح هاي غيرانساني كشتار جمعي، با اصول و مباني اعتقادي و فكري نظام جمهوري اسلامي درتعارض جدي و آشكار است. ازسوي ديگر، مگر آمريكا و اسراييل، پيش از اين، يعني قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، براي برخورداري از جنگ افزارهاي هسته اي پيش قدم نشده و با مقامات رژيم پهلوي قرارداد منعقد نكرده بودند؟ مگر اسراييلي ها با رژيم پهلوي درقالب پروژه «گل-flower» به منظور ساخت و توليد موشك هاي قاره پيماي داراي كلاهك هسته اي، آن هم در داخل سرزمين ايران، پيمان و پروتكل امضا نكرده بودند؟ اگرچه دولتمردان رژيم پهلوي و رژيم جعلي صهيونيستي امروز از صفحه روزگار محور شده اند، اما حافظه تاريخي مردم ايران، اين اطلاعات و اسناد را از ياد نبرده است كه «اوري لوبراني» نماينده سياسي رژيم صهيونيستي در تهران، به نصيري رئيس ساواك در يك نشست به كلي سري پيشنهاد كرد:
«شما به لحاظ محظورات سياسي نمي توانيد از ما هواپيما، موشك و يا تانك بخريد، اما اگر بخواهيد در داخل ايران اين قبيل سلاح ها را توليد كنيد ما با تكنيك پيشرفته خود به شما، كمك هاي لازم را خواهيم كرد. اكنون در اسراييل يهودياني هستند كه مستقيما از سازمان «ناسا» آمده و به استخدام دولت اسراييل درآمده اند. ما آماده همكاري اتمي در هر زمينه اي با ايران هستيم (...) اگر ايران بخواهد ما مي توانيم سلاح اتمي هم براي شما توليد كنيم. جدا كردن اورانيوم 235 از 238 براي توليد سلاح هسته اي كار بسيار ساده اي در اسراييل محسوب مي شود چون ساختن سلاح هاي اتمي از اين مرحله به بعد، كار مهمي نخواهدبود.»
«اسحاق هوفي» رئيس وقت موساد نيز براي شروع اين پروژه و تحقق اين پيشنهاد از هيچ تلاش و ترفندي فروگذار نكرد تا اين كه سرانجام با موافقت محمدرضا پهلوي اين قرارداد به امضاي طرفين رسيد. از طرف اسرائيل، ژنرال «زوي زامير» رئيس قبلي موساد به عنوان سرپرست گروه اسرائيلي مربوط به اين همكاري تعيين و منصوب شد، تا در كنار يعقوب نيمرودي وابسته نظامي اسرائيل در تهران، اين طرح را به مرحله اجرا بگذارند. شيمون پرز وزير جنگ وقت (رئيس دولت كنوني) اسرائيل به تهران آمد و پروژه «گل» يا بمب اتم را امضا كرد.
براساس اين قرارداد، در ازاي 1.2 ميليارد دلار نفت خام كه از سوي ايران به بنادر «ايلات» و «اشقلون» صادر مي شد، كارشناسان و متخصصان اسرائيلي، متعهد و موظف بودند در منطقه اي معين شده و مورد توافق، نسبت به تهيه و توليد جنگ افزار هسته اي براي ايران اقدام كنند.
اسناد، اطلاعات و اعترافات فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد و ثابت مي كند: تقابل امروز نظام سلطه با جمهوري اسلامي ايران، هيچ ارتباط و پيوندي با موضوع و مسئله فعاليت هاي هسته اي ايران نداشته و ندارد.
براساس مدارك و مستندات موجود، مسئله انرژي هسته اي صرفا يك بهانه و پوشش تبليغاتي در جهت انحراف افكار عمومي و تحريف واقعيت هاي موجود در عرصه منطقه اي و جهاني است.
هيچ كس، در ايران و جهان امروز، نمي تواند اين واقعيت هاي مسلم تاريخ گذشته را انكار كند يا ناديده انگارد كه ايران تا زمان سقوط سلطنت پهلوي، پايگاه بي بديل سازمان جهاني صهيونيسم در منطقه خاورميانه بود. رژيم پهلوي از طريق شناسايي اسرائيل و افتتاح سفارت غيررسمي آن رژيم در قلب تهران، به اشكال مختلف سعي داشت؛ پديده جعلي، غاصب و نامشروع اسرائيل را از انزواي سياسي در جهان اسلام خارج و حافظه تاريخي و فرهنگي مردم مسلمان ايران و بلكه ملل اسلامي را درباره ماهيت اين رژيم پاك كند. همكاري گسترده و فزاينده دستگاه پهلوي با اسرائيلي ها در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي، ورزشي و مهم تر از همه اطلاعاتي و جاسوسي؛ سراسر كشور را به جولانگاه صهيونيست ها تبديل كرده بود. پايگاه هاي مستقل برون مرزي اسرائيل در مناطق جنوب، غرب و شمال ايران با پوشش بسيار مناسب و به كلي سري «ساواك» براي سرويس جاسوسي و اطلاعاتي موساد زمينه هايي را فراهم كرده بود كه صدها جاسوس كاركشته صهيونيست از اين طريق به كشورهاي اسلامي از قبيل عراق، اردن، لبنان، سوريه، عربستان، مصر، يمن، امارات متحده عربي، كويت و بعضا تا برخي كشورهاي شمال آفريقا اعزام مي شدند و پس از انجام فعاليت هاي هدفمند اطلاعاتي و جاسوسي به پايگاه هاي خود بازمي گشتند.
4) كانون بيداري جهاني
با پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط پايگاه هاي صهيونيسم در ايران و استقرار نظام جمهوري اسلامي، نه تنها «استراتژي پيراموني» صهيونيست ها در منطقه دچار شكستي سخت و غيرقابل جبران گرديد، بلكه آرمان آزادي قدس و سراسر سرزمين فلسطين سرلوحه اهداف انقلاب مردم مسلمان ايران قرار گرفت.
امواج بيداري اسلامي سراسر منطقه را دربر گرفت. غرور ديني و روحيه صهيونيسم ستيزي، از خاورميانه تا شمال آفريقا در مصر و مراكش و از آن جا تا اندونزي و جزاير فيليپين، اقيانوس امت اسلام را به خروش واداشت. به طوري كه با خيزش جوانان نستوه و چالشگر فلسطين براي اولين بار در تاريخ اشغال فلسطين، با انتفاضه اول فلسطينيان (دسامبر 1987 م. آذر 1366)، سراسر آن سرزمين زيرپاي اشغالگران به لرزه درآمد و حصارهاي آهنين غاصبان فرو ريخت، و پايه و بنيان دولت صهيوني دچار تزلزل شد. آن چنان كه امام عزيز و راحل امت درباره اين «حماسه مردم فلسطين» فرمود: «كوكب دريه فلسطين از شجره لا شرقيه و لا غربيه ما برافروخت.»
با انتفاضه اول بود كه صهيونيست هاي اشغالگر براي اولين بار در تاريخ اشغال فلسطين، ناگزير شدند موجوديت فلسطينيان را به رسميت شناخته و به طور رسمي به آن اعتراف كنند.
آزادسازي جنوب لبنان در سال 2000 م.سال 1379ش، از سوي نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان و بلافاصله شروع انتفاضه دوم فلسطينيان در مهر ماه همان سال، نويد حوادث و تحولاتي بودند كه زنگ هاي شكست اشغالگران و عقب نشيني اسرائيليان را به صدا درآورد. آن چنان كه منجر به فرار صهيونيست ها از منطقه اشغالي غزه و برچيدن 21 شهرك صهيونيست نشين و انهدام خانه ها و شهرك هاي يهودي در آن منطقه گرديد.
اين رويدادهاي بي نظير در تاريخ پيدايش اسرائيل، حوادث بسيار بزرگ و مهم ديگري را به دنبال داشت كه تهاجم وحشيانه 33 روزه اسرائيل به جنوب لبنان و سپس شكست خفت بار اسرائيلي ها و حماسه پيروزي تاريخي نيروهاي مقاومت حزب الله براي اولين بار در سده اخير، موازنه قوا و قدرت را در منطقه تغيير داد و نقاط شكست و آسيب پذيري رژيم غاصب اسرائيل را براي جهانيان، به ويژه مسلمانان منطقه و بالاخص مردم مظلوم فلسطين به نمايش گذاشت.
5) كابوس سلاطين پنهان
سير رويدادها و حوادث پي درپي منطقه، در دو سه دهه اخير از طريق رصدخانه هاي مطالعاتي، سياسي و اطلاعاتي امپراتوري صهيونيسم كاملاً رصد و ثبت شده و مورد بررسي و ارزيابي دقيق قرار گرفته است. آنها دقيقاً به اين جمع بندي رسيده اند كه آن چه نفوذ و سيطره صهيونيسم را در جهان امروز، از ايالات متحده آمريكا تا «اروپاي واحد» با تهديد و خطر روبه رو كرده، امواج بيداري و آگاهي ناشي از نهضت اسلامي مردم ايران است. امروز ديگر نه فقط شماري از متفكران، نخبگان، روشنفكران، فرهيختگان، استادان دانشگاه ها و دانش پژوهان دنيا، بلكه عموم مردم، به ويژه در آمريكا و اروپا، خواستار آمريكا و اروپاي مستقل عاري از نفوذ و سلطه يهود هستند.
برخلاف غوغاسالاري، هياهوي تبليغاتي و تحليل هاي انحرافي و فريبكارانه گسترده و آشكار رسانه هاي نظام سلطه، امروز، واقعيت هاي ديگري در پس پرده وجود دارد كه فقط نظام اقتصادي و پولي آمريكا يا موقعيت و موجوديت كارتل ها، كانون ها و بنيادهاي وابسته به امپراتوري صهيونيسم، از مراكز مالي، تجاري و بازار بورس لندن و نيويورك تا ثروت هاي انباشته شده افسانه اي سلاطين پول در خزانه هاي بانك هاي سوئيس را تهديد نمي كند. بلكه فراتر و مهم تر و بزرگ تر از همه، با برنامه ريزي ها، بلوك بندي ها و سمت گيري هاي عرصه سياست جهاني در مسير تعقيب استراتژي «سلطنت جهاني» يك قوم و يك انديشه واحد، كاملاً در چالش و در تعارض است.
تئوري سازان، نظريه پردازان، سياست پيشگان و برنامه نويسان كهنه كار ماسوني و صهيوني بنيادها، مراكز و كانون هاي مخفي و نيمه مخفي اروپا و آمريكا، امروز بيش از همه از گسترش انديشه اي، هراسان و پريشان هستند كه در گفتمان نهضت اسلامي و بيداري مردم ايران آن را جستجو كرده و يافته اند.
از نظر آن ها، اين پديده فكري جديد، آمريكا و اروپاي آزاد و مستقل عاري از سلطه صهيونيسم و سيطره سلاطين صهيوني پول را به مردم آن سامان نويد مي دهد.
بنابراين، چگونه مي توان از اين واقعيت روشن غافل بود كه آن ها حتي با تعليق فعاليت هاي تمامي مراكز و تأسيسات هسته اي ايران و بلكه توقف و تعطيلي مجموعه فعاليت هاي مطالعاتي و پژوهشي در حوزه هاي مختلف علمي و صنعتي ايرانيان، بازهم دست از سر مردم ايران برنخواهند داشت. زيرا موضوع و مسئله اصلي، از ديد آن ها چيز ديگري است. هم تجربه گواهي مي دهد و هم واقعيت هاي موجود اثبات مي كند كه آن تعداد از اشخاص و دولت هاي طرف مذاكره با مقامات ايراني، نه اختيار كافي براي مذاكره دارند و نه از استقلال و اقتدار لازم براي حل مسائل ادعايي مورداختلاف برخوردارند.
6) ما و دكترين سلطنت صهيوني
نكته بسيار مهم ديگر در اين مسئله، معادلات و معيارهاي سياسي، حقوقي، اخلاقي و رفتاري حاكم بر نظام كنوني جهان است كه نه تنها با تعاليم انساني، الهيات مسيحي و يا موازين اسلامي سازگاري ندارد كه حتي با قوانين بين المللي موجود در عرصه روابط و مناسبات جهاني نيز منطبق و هماهنگ نيست.
ادبيات سياسي، شيوه هاي رفتاري و رواني، و نيز منطق گفتمان حاكم بر نظام سلطه، كاملاً مطابق و منطبق با معيارهاي صهيوني و دكترين جهودي است. يعني «هركس از تو و با تو نيست؛ غريبه و دشمن توست» پس: «جنگ را به خانه دشمن ببر و اولين ضربه را تو وارد كن».
تئوري و تاكتيك مبتني بر «ارعاب»، «تهديد»، «جنگ رواني» ايجاد تزلزل و تشتت در درون و خانه دشمن به منظور تسليم او و سپس؛ خدعه ونيرنگ در عهد و پيمان، با هدف شكست دشمن، يك معيار صهيوني نهادينه شده در سياست ها و شيوه هاي رفتاري امپراتوري سلطه در جهان معاصر است.
براساس اين تئوري و تعليمات، تنها يك قوم حق سروري و آقايي بر جهان و جهانيان دارد. چون او «برگزيده» و «برتر» است. او حق دارد از هر وسيله ممكن در جهت نيل به مقصود بهره برداري كند. طرف مقابل او «دشمن» و، «غريبه»اي بيش نيست. براي «غريبه» حقي پيش بيني نشده است. بنابراين، «غريبه» در برابر «حق نژادي» و «حق تاريخي و موعود» «قوم برگزيده» محكوم است و بايد تسليم شود. از ديدگاه آن ها، اين يك اصل و قاعده است.
به تصريح مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي در تفسير و تبيين آيه 57 سوره آل عمران، آن ها معتقدند و معترفند:
«كساني كه از نژاد ما نيستند، بر عهده ما كه اسرائيلي هستيم، حقوق لازم الرعايه اي نخواهند داشت.»
به عقيده آن ها:«يك نفر يهودي نسبت به ديگران ]غيريهودي[ هر حكمي كه خواهد مي تواند اجرا كند؛ و آن چه درباره او اجرا كند، جايز خواهد بود. روشن است، اين رويه موّدي به آن مي شود كه با غير يهودي مثل يك حيوان معامله كنند و از هيچ عقوبتي واهمه و ترس نداشته باشند ]...[. پرواضح است كه اگر چنين روح پليدي در ميان يك قوم و نژاد نفوذ پيدا كند، جز آن كه آنان را به فساد در زمين و از بين بردن روح انسانيت و پايمال كردن آثار حاكم آن... در جامعه بشري ... وادار كند، نتيجه ديگري نخواهد داشت.»
به تصريح آيه 56 سوره انفال، نيز، نقض عهد و پيمان شكني در برابر مسلمانان، يك قاعده هميشگي، تكراري و يك فرهنگ از سوي اين جماعت است.
امروز، فرهنگ و تعليمات غالب و حاكم بر جامعه جهاني، از ايالات متحده آمريكا تا اتحاديه اروپا، غير از اين نيست. نظام حاكم بر آمريكا و اتحاديه اروپا امروز كاملاً تحت انقياد و تاثير فرهنگ بني اسرائيلي و مسيحيت صهيوني است. حتي اگر اشخاص مستقل و آزادانديش، ولو به تعداد انگشتان دست در ميان دولت ها، رهبران و دولتمردان ياد شده نيز وجود داشته باشند، باز هم فاقد راي، اقتدار و اختيار براي اعلام نظر و اعمال اراده مستقل خود هستند.
راستي! چرا در دوران معاصر، خبرنگاران و رسانه هاي مشهور و معروف اروپايي وآمريكايي، در مصاحبه با مقامات بلند پايه و درجه اول ايران اسلامي، بدون استثنا، «موجوديت اسرائيل» (حقوق و منافع قوم يهود»، «هولوكاست» و مشابه اين موضوعات را مركز و محور گفت وگوي خود قرار مي دهند؟
چرا رهبران و دولتمردان درجه اول آمريكا، انگلستان، فرانسه، آلمان و ... «امنيت اسرائيل را كليد امنيت جهان» اعلام مي كنند؟
براساس بررسي ها، ارزيابي ها، پژوهش ها و داده هاي درون تشكيلاتي بنيادها و موسسات پژوهشي و اطلاعاتي امپراتوري سلطه، امروز صداي چرخش معكوس عقربه ها براي آزادي فلسطين و قدس، شنيده مي شود. اين، يعني محقق شدن روي ديگر همان سكه «حذف و نابودي اسرائيل از صفحه روزگار» كه پرچمدار نهضت اسلامي تصريح كرده بود.
امروز، نهال برومند بيداري و هوشياري در مقابل سيطره صهيوني و استبداد جهودي حاكم بر جهان، از سياتل آمريكا تا شمال و غرب اروپا در حال رشد و شكوفايي است و اين ثمره همان بذرهايي است كه ديروز پاشيده شد.
خلاصه و ماحصل تحليل ونتيجه گيري آن ها اين است: ايران اسلامي، «پا روي دم نظام سلطه صهيوني جهان، گذاشته است».
اين تحليل و نتيجه گيري خطا و اشتباه نيست. البته با اين تفاوت كه ايران اسلامي، جرم و گناهي مرتكب نشده است. زيرا ملت مسلمان ايران در مسير انجام تكاليف ديني و پيروي از الهيات رهايي بخش اسلامي، در خلال چند دهه اخير، هر كجا پا گذاشته، دم دشمن را زير پاي خود مشاهده كرده است به بيان ديگر، ملت ايران پاي خود را در حد و اندازه گليم خود دراز كرده است، ولي طرف مقابل، حريم و محدوده استحفاظي دم خود را معلوم و مشخص نكرده است و اين مشكل دم آن ها است نه تقصير مردم ايران!
با يك بررسي، ارزيابي وآسيب شناسي قاعده مند، بايد اعتراف كرد كه بزرگ ترين نشانه كاستي بعضي مقامات و طرف هاي ايراني، طي سال هاي اخير، آن بوده است كه به انگيزه شفافيت و صداقت خود، بيش ازحد و اندازه لازم ومرسوم جهان، به طرف مقابل خود اجازه داده اند، همواره ما را مورد سوال و بازخواست قرار دهد و در محدوده حريم ما جستجو كند.
رمز و كليد ظفر و نصرت مردم مسلمان ايران تاكنون، پايداري، استقامت و ايستادگي جهت احقاق حقوق حقه خود در برابر فزون خواهي ها، تهاجمات و دسيسه هاي نظام سلطه جهاني بوده است. آن گونه كه حضرت امام و رهبري نيز پيوسته بدان تاكيد وتصريح داشته اند.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14