(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 25 شهريور 1387 - 14 رمضان 1429 - 15 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 1891792
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
دوره انتقال بحران از غرب به شرق (يادداشت روز)
كيهان و خوانندگان
پيراهن(گفت و شنود)
يك مفسر آلماني در مسايل امنيتي:ايران براي داشتن نقشي بزرگ در منطقه نيازي به بمب هسته اي ندارد
درباره يك سوءتفاهم
استانداران جديد آذربايجان شرقي و قزوين منصوب شدند
تا همديگر را تكه پاره نكرده اند تصميمت را بگير !(خبر ويژه)
اولمرت: اسرائيل بزرگ تمام شده خود را گول نزنيم(خبر ويژه)
كروبي به راه خود، نوري به راه خود!(خبر ويژه)
انتقاد رئيس دفتر سابق از مقايسه خاتمي و كروبي(خبر ويژه)
اين همه دستپاچگي براي يك سفر؟(خبر ويژه)
آنها 22 سال است كه در فاجعه به سر مي برند(خبر ويژه)
جشن بزرگ سينما و فيلم هاي فاقد مجوز(خبر ويژه)
عقل اگه داشتي يواشكي اسرائيل مي رفتي!(خبر ويژه)



دوره انتقال بحران از غرب به شرق (يادداشت روز)

انتقال نسبي بحران هاي امنيتي، سياسي و ژئوپلتيكي از حوزه خاورميانه عربي به حوزه آسياي مركزي (هند، پاكستان و افغانستان) ظاهرا حقيقتي است كه بسياري از بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي خود را براي آن آماده كرده اند. تاكيد بر اينكه اين انتقال «نسبي» است دقيقا به اين معناست كه بحران هاي موجود در حوزه عربي- آفريقايي -از جمله تحولاتي كه اكنون در عراق، لبنان و سرزمين هاي اشغالي در حال وقوع است- پايان نخواهد يافت اما روند پرشتاب و ملتهب فعلي احتمالا تا حدودي جاي خود را به تحولاتي با درجه التهاب كمتر و شيب ملايم تر خواهد داد و در عوض، بحران هاي جديدي از سمت مشرق سربرخواهند آورد كه با معادل هاي خود در خاورميانه عربي تفاوت هاي اساسي دارند.
با مرور خبرهايي كه از حدود 3 ماه گذشته درباره تحولات افغانستان و پاكستان منتشر شده هر ناظر عادي مي تواند دريابد كه اتفاقاتي خاص در آن حوزه در حال وقوع است. به فاصله حدود 9 ماه از زمان ترور مشكوك بي نظير بوتو، آصف علي زرداري همسر او كه گرايشات واضح امريكايي دارد به عنوان رييس جمهور پاكستان انتخاب شده (و تا اينجا يعني امريكا بيشترين نفع را از ترور بوتو برده است)، پرويز مشرف رييس جمهور پاكستان كه اين اواخر تبديل به يك عنصر نامطلوب براي امريكا تبديل شده بود پس از تحمل فشارهاي شديد از جانب غربي ها صحنه قدرت را ترك كرده و به لحاظ نظامي و امنيتي نيز براي نخستين بار، طي ماه هاي اخير گزارش هايي درباره درگيري مستقيم بين نيروهاي امريكايي و مرزبانان پاكستاني در مناطق حائل ميان افغانستان و پاكستان منتشر مي شود و تقريبا در تمامي آنها بر مهاجم بودن نيروهاي امريكايي تاكيد شده است. در افغانستان نيز مدت هاست كه بانگ جرس شكست ناتو و قدرت گرفتن دوباره طالبان به گوش مي رسد. تقاضا براي افزايش نيرو در افغانستان و يا حداقل تثبيت نيروها در وضعيت فعلي به يكي از درخواست هاي ثابت دولت امريكا از اروپايي ها (و ناتو به طور كلي) تبديل شده و البته عموما هم با بي اعتنايي مواجه گشته است. كمتر از يك هفته است كه رييس جمهور امريكا اعلام كرده بخشي از نيروهاي فعلي امريكا در عراق به زودي به افغانستان منتقل خواهند شد. با نزديك شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري در افغانستان هم نشانه هايي آشكار شده است از اينكه امريكايي ها در اين كشور نيز همچون پاكستان به دنبال بازآرايي نقشه سياسي و جايگزيني مهره هاي فعلي با عناصري مطلوب تر هستند، چرا كه احساس مي كنند با تداوم سياست هاي ساده دلانه فعلي و تكيه به بازيگراني كه در عمل فاقد قدرت كافي هستند، قادر به حل مشكلات پيچيده افغانستان و پاكستان نخواهند بود. همه اينها علائمي است كه از ظهور يك بحران جديد در مرزهاي شرقي ايران خبر مي دهد و يافتن روش هايي براي كنترل آن قبل از هر چيز مستلزم داشتن شناختي از عوامل به وجود آورنده و مشخصات منحصر بفرد آن است.
1- در تحليل مسائل پاكستان و افغانستان هيچ پارامتري به اندازه مسئله «قوميت» داراي اهميت نيست. جمعيت 42-43 ميليوني قوم پشتون در دو كشور پاكستان و افغانستان كه - والد پديده طالبان محسوب مي شود- تقريبا در شكل دهي به همه پديده هاي سياسي در اين دو كشور نقشي اساسي دارد ضمن اينكه پشتون ها تنها بازيگران نقشه قوميتي پاكستان و افغانستان نيستند و اقوام ديگري مانند هزاره ها، تاجيك ها و ازبك ها نيز هر يك با پيوندهاي داخلي و خارجي خاص خود در اين صحنه حضور دارند و اهداف ويژه اي را تعقيب مي كنند. صرف نظر از اينكه هر كدام از اين قوميت ها به دنبال چه هستند، نكته كليدي در تحليل وضعيت افغانستان و پاكستان اين است كه در اين دو كشور پيوندها و مناسبات قوميتي از هر پيوند و نسبت ديگري از جمله الزامات حكومتي، قانوني و نهادي مستحكم تر است و بر همه آنها ترجيح دارد. اين حقيقتي كه غربي ها و بويژه نيروهاي ناتو كه پس از 11 سپتامبر اداره امور افغانستان را به عهده گرفتند به آن بي توجه بوده اند و به همين دليل هم اكنون خود را دچار بن بستي غير قابل رفع مي يابند.
2- قدرت بيش از حد فاكتور قوميت در افغانستان و پاكستان باعث شده است كه استقرار يك دولت باثبات ملي در اين كشورها عملا به يك آرزوي دور و دراز تبديل شود. هر دولتي دراين دو كشور به محض استقرار، خود را با اين پرسش رويارو مي بيند كه بايد استقرار يك نظم ملي را در دستور كار قرار دهد يا اينكه وظيفه اش صرفا ايجاد تعادل ميان قوميت ها و تنظيم روابط آنها با يكديگر، با دولت مركزي و خصوصا با نهادهايي چون ارتش و دستگاه امنيتي است؟ علاوه بر اين پرسش بنيادي (و همچنان بي پاسخ) چهار عامل هست كه كنترل پارامتر قوميت ها و بيرون آوردن يك نظم اجتماعي و سياسي پايدار از دل آن را بي نهايت دشوار مي كند: اول، نفوذ شديد و غير قابل انكار پشتون ها در ارتش و دستگاه اطلاعاتي پاكستان كه هرگونه مبارزه موفق با طالبان را به بن بست كشانده و قدرت يابي روزافزون آنها در افغانستان به گونه اي كه حيطه نفوذ و اقتدار دولت حامد كرزاي را -اگرچه خود او از پشتون هاست- به كابل و چند منطقه كوچك اطراف آن محدود كرده است. دوم، برتري طلبي يك قوميت خاص در صحنه افغانستان و بي ميلي شديد به شريك كردن ديگران درقدرت و توسل به خشونت عليه رقباي ديگر عامل مهم پيچيده شدن جنبه قوميتي افغانستان و تا حدودي پاكستان است. سوم، مهم تر از همه اينها دخالت خارجي در صحنه داخلي دو كشور افغانستان و پاكستان است كه دهه هاست اجازه نداده ناپايداري هاي موجود در اين دو كشور در اثر تعامل طرف هاي درگير به يك تعادل پايدار تبديل شود و اين منطقه هميشه ناآرام فرصتي براي آرامش و پرداختن به مشكلات مزمن خود بيابد. طالبان در افغانستان يك گروه چريكي است و اين يك قاعده است كه گروه هاي چريكي علي الاصول بدون پشتوانه و حمايت خارجي دوام نمي آورند. اگرچه پاكستان به دلايلي كه اندكي درباره آن بحث خواهيم كرد مهم ترين حامي خارجي طالبان است اما اكنون اخبار موثقي در دست است كه في المثل انگليسي ها مدت هاست مذاكره با طالبان را در دستور كار خود قرار داده اند و حتي امريكايي ها را هم به پي گيري همين مسير ترغيب مي كنند. هدف عموما اعلام شده -والبته رياكارانه- انگليسي ها از اين اقدام ايجاد شكاف درون طالبان و كنترل طيفي از آنها توسط طيفي ديگر است اما آنچه عملا اتفاق افتاده اين است كه اكنون مسئله قوميت در افغانستان و پاكستان به لطف حمايت ها و طراحي هاي انگليسي و بعد امريكايي به موضوع سرنوشت ساز مواد مخدر نيز گره خورده و كسب و كار امريكايي و انگليسي يك بن بست استراتژيك بوجود آورده است كه هيچ كس در غرب راه برون رفت از آن را نمي داند. ميزان كشت مواد مخدر در افغانستان در دوره طالبان 200 تن در سال بود (كه البته بخش عمده كاهش توليد نيز به تلاش هاي بي دريغ ايران در مبارزه با قاچاقچيان و در عين حال ارائه شغل و امكانات جايگزين به كشاورزان افغان مربوط بوده است) و اكنون مديريت جمعي غرب در افغانستان آنرا به حد 8200تن در سال رسانده است. جالب است توجه كنيم كه چون انگليسي ها ترياك مصرف نمي كنندو مواد مخدر اصلي در امريكا هم ماري جواناست قرباني اصلي رشد خيره كننده كشت خشخاش در افغانستان اروپايي هايي هستند كه امريكا همچنان اصرار دارد موتلف آن در مبارزه بر ضد تروريسم در افغانستان باقي بمانند! و چهارم، البته بايد به موضوع تلاش غرب براي استفاده از ظرفيت هاي ديني در اين دو كشور براي برافروختن آتش منازعه مذهبي ميان شيعه و سني نيز پرداخت. اين سياست در دل خود پارادوكسي عبورناپذير دارد. از يك طرف دميدن در اين آتش با هدف ايجاد دردسر براي ايران به نفع امريكاست و از سوي ديگر اگر آتش اسلام سني بيش از حد گر بگيرد احتمالا غرب و خصوصا امريكا در راس قربانيان آن خواهند بود و همين است كه آنها را به هراس و تكاپو انداخته است.
3- نقشي كه اكنون پاكستان در صحنه داخلي خود ودر صحنه افغانستان ايفا مي كند نيز درخور تامل است. دولت پاكستان همواره گفته است كه از طالبان حمايت نمي كند و اين پشتون هاي پاكستاني هم مرز با افغانستان هستند كه به طالبان كمك مي كنند. با اين وجود برخي مطالعات اخيرا انجام شده نشان مي دهد كه دولت پاكستان هم زمان سياست دوگانه اي را تعقيب مي كند. از يك سو به اين دليل كه به جذب كمك هاي مالي امريكا نيازمند است سعي مي كند با انجام برخي عمليات هاي ايذايي به قول خود مبني بر مبارزه با طالبان جامه عمل بپوشاند. از سوي ديگر به دليل آميختگي بسيار عميق ارتش و دستگاه اطلاعاتي پاكستان با قوم پشتون عملا مبارزه واقعي رخ نمي دهد و حتي در مواردي همكاري هاي گسترده اي ميان آنها و طالبان شكل گرفته است. اوج گيري و بعد افول پرويز مشرف در پاكستان -عاقبتي كه به نظر مي رسد دير يا زود گريبان زرداري را هم خواهد گرفت- برخاسته از همين رفتار دوگانه است. مشرف تا زماني كه خود را در مبارزه با طالبان و برافروختن آتش فتنه مذهبي شريك امريكا نشان مي داد با او مشكلي نداشتند اما به محض اينكه دريافت با ميليون ها انسان به صرف درخواست امريكا نمي توان درافتاد و به مذاكره و معامله با طالبان روي آورد توطئه اي ترتيب دادند و او را به زير كشيدند. بنابراين همچنان مهم ترين چيزي كه بايد منتظر آن بود اين است كه آيا پاكستان به يك بازنگري استراتژيك روي خواهد آورد يا نه؟
مهدي محمدي

 



كيهان و خوانندگان

¤مضحك ترين گفته اي كه شنيده ام اين گفته الظواهري مرد شماره 2 گروه آمريكايي القاعده است كه مدعي شده ايران با آمريكا در جنگ هاي افغانستان و عراق همكاري كرده است. واقعاً بعضي از گفته ها و ادعاها به دليل بي پايه و اساس بودن ارزش جواب دادن هم ندارند.
گل محمد نورايي
¤ از موضع گيري كيهان در برابر پرونده شركت كرسنت كه نتيجه خوبي در پي داشت تشكر مي كنم.
هموطني از قزوين
¤ مطالب مستند و روشن گر آقاي شريعتمداري در مورد قرارداد شركت كرسنت امارات گوياي احاطه ايشان به مسائل مختلف و پايبندي به رسالت مطبوعاتي در اطلاع رساني شفاف به مردم بدون توجه به خط و ربط هاي سياسي است. از مديرمسئول كيهان مي خواهم كه اين سنت حسنه را تداوم و افزايش دهد.
دكتر مرشد
¤ غربي ها در رسانه هايشان اذعان مي كنند كه از قدرت ايران اطلاع شفافي ندارند. همين مسئله آن ها را در اقدامات شيطاني عليه ايران مردد كرده است. هرچه دايره اطلاعات غربي ها از ايران مبهم تر باشد، كمتر هوس حمله نظامي به ايران مي كنند. بنابراين بايد تا مي توانيم اجازه خروج اطلاعات به خارج را ندهيم.
يك خواننده
¤ پيشنهاد مي دهم كه به جاي پرداخت يارانه به مردم، سيستم شبكه اي اجرا شود. به اين معني كه مردم داراي كارت هاي خودپرداز شوند و همه هزينه هايشان از طريق آن كارت تامين شود و پولي به دست مردم داده نشود.
محمدعالمي
¤ به خاطر ماهيت پروتكل الحاقي، بسياري از كشورها زير بار آن نمي روند. چون در پوشش كارشناسي و بازرسي، به جاسوسي مي پردازند. به نظر من بزرگ ترين اشتباه راهبردي ايران اجراي اين پروتكل بود كه در آينده نبايد تكرار شود. اگر امروز كاري نمي كنند، ممكن است مثلاً براي 10 سال آينده هدف شومي داشته باشند.
يك هموطن
¤ دست صداوسيما با اين دانشگاهي كه درست كرده و از طريق پخش سريال هاي شب هاي ماه رمضان چگونگي مصرف موادمخدر و حرف هاي لهو ياد جوانان ما مي دهد درد نكند. از ايشان و از اين رسانه انتظار مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن را داشتيم ولي با اين برنامه هاي توليدي نااميد شديم.
يك مادر
¤ جانباز 20 درصد هستم و از مازندران تماس گرفته ام. بنويسيد اگر براي مسئولين امر امكان دارد كاري بكنند كه جانبازان زير 25درصد نيز بتوانند از بعضي تسهيلات بهره مند بشوند. مثلاً به جانبازان زير 25 درصد كه مسكن ندارند وام مسكن تعلق بگيرد. به هر حال اين پول برمي گردد ضمن اينكه خانواده بخشي از جانبازان را نيز خوشحال مي كند.
قاسمي
¤ روز پنجشنبه 87.6.21 با زبان روزه به يكي از مراكز تعيين شده براي جمع آوري فرم اطلاعات خانوار رفته بودم. جمعيت زيادي آمده بودند و نوبت به يك عده نرسيد. مي خواستم تقاضا بكنم زمان جمع آوري فرم اطلاعات خانوار شهروندان تهراني را يك روز ديگر تمديد كنند تا بدين وسيله مشكل يك عده حل بشود.
رضوي
¤ اظهارات دبير اتحاديه بارفروشان در توجيه علت بالا بودن قيمت ميوه هاي تابستانه را در صفحه اقتصادي كيهان مورخ 87.6.23 خواندم ولي قانع نشدم. اي كاش مسئولين و عوامل دست اندركار توزيع ميوه ياد بگيرند كه كوتاهي و سوءمديريت يعني عدم نظارت و كنترل خود را با فرافكني توجيه نكنند.
اكبري
پاسخ شركت قطارهاي مسافري رجاء
در پاسخ به چاپ مطلبي در مورخ 1387.6.7 ضمن عذرخواهي صميمانه از مسافران محترم قطار فوق العاده 13تهران- مشهد مورخ 87.6.4 كه به علت خرابي ديزل مشكلاتي را در قطار تحمل نموده اند، بدينوسيله به اطلاع مي رساند: شركت قطارهاي مسافري رجاء در راستاي احترام به حقوق مسافران و عمل به تعهد خود در قبال ارائه خدمات در صورت بروز برخي مشكلات و اتفاقات اقدام به پرداخت خسارت مي نمايد. اين امر به نشانه عذرخواهي در قبال كاستي و نارسايي در ارائه خدمات انجام مي شود كه قطار مذكور نيز مشمول اين مقررات بوده و مبلغ 50درصد بهاي بليت بابت تاخير به مسافران پرداخت مي شود. در اين راستا مسافران محترم تا يك ماه پس از تاريخ حركت فرصت دارند با مراجعه به يكي از مراكز فروش بليت در سراسر كشور و ارائه لاشه بليت مبلغ خسارت خود را دريافت كنند.
با اين حال كاركنان زحمتكش و مسئولان اين شركت به رغم وجود موانع و مشكلات اساسي بر سر راه خدمات رساني بهتر، تمام سعي و تلاش خود را به كار مي گيرند تا با استفاده بهينه از ظرفيت ها و امكانات موجود، موجبات رفاه و آسايش هموطنان را فراهم آورند.

 



پيراهن(گفت و شنود)

گفت: از فعاليت هاي انتخاباتي چه خبر؟!
گفتم: دبيركل نهضت آزادي از اين كه بعد از 30 سال اين گروه در نظام جمهوري اسلامي جايگاهي ندارد ابراز تاسف كرده است.
گفت: نهضت آ زادي در سالهاي اوليه انقلاب هم با دوز و كلك خودش را در مسئوليت هاي نظام جا زده بود.
گفتم: دزدي پيراهني دزديد و آن را براي فروش به بازار برد. صاحب پيراهن متوجه شد و آنرا از دست دزد خارج كرد. آقا دزده پا به فرار گذاشت و خود را به دوستانش رساند. يكي از دوستانش پرسيد پيراهن را چند فروختي؟ و آقا دزده جواب داد؛ به قيمت خريد!

 



يك مفسر آلماني در مسايل امنيتي: ايران براي داشتن نقشي بزرگ در منطقه نيازي به بمب هسته اي ندارد

يك مفسر مشهور آلماني در مسايل امنيتي و دفاعي در كتابچه اي تأكيد كرده است كه ايران براي ايفاي نقش يك قدرت بزرگ منطقه اي نيازي به ساختن بمب هسته اي ندارد.
«كريستف برترام» مفسر مشهور آلماني در زمينه مسايل امنيتي و دفاعي در كتابچه اي با عنوان «تجديدنظر در زمينه ايران: از درگيري تا همكاري» تأكيد كرد كه جمهوري اسلامي ايران و غرب بايد به جاي دشمني با يكديگر به شراكت روي آورند و از آن جا كه سياست فعلي تهديد و تحريم غرب در برابر ايران شكست خورده است تنها راه حل باقي مانده مذاكرات جامعي است كه مي تواند به شراكت دوطرف تبديل شود. به گزارش ايسنا به نقل از پايگاه اينترنتي «ميدل ايست آنلاين»، برترام كه در گذشته رياست دو نهاد بسيار مهم يعني موسسه بين المللي مطالعات استراتژيك (IISS) در لندن و موسسه آلماني امور امنيتي و بين المللي (SWP) در برلين را برعهده داشته است در آغاز كتابچه خود با صراحت تأكيد مي كند كه برنامه هسته اي ايران هيچ گونه خطر آشكار يا قريب الوقوعي به دنبال ندارد.
اين مفسر آلماني برخي استدلال ها و اتهام هايي را كه بارها تكرار شده است از جمله اين كه «ايران ممكن است به تروريست ها بمب هسته اي بدهد، ايران قصد دارد به واسطه سلاح هسته اي به سلطه منطقه اي دست يابد و اين كه در صورت دستيابي ايران به سلاح اتمي عربستان، مصر و تركيه نيز از آنها تقليد خواهند كرد» را نادرست دانسته و با رد آن تأكيد كرد كه ايران مشتاقانه به دنبال بهبود روابط با همه كشورهاي مسلمان است نه سلطه بر منطقه.
برترام علاوه بر آن تأكيد كرد كه ايران براي داشتن نقشي بزرگ در خاورميانه نيازي به سلاح هسته اي ندارد و علاوه بر آن داشتن چنين سلاحي در واقع نتيجه عكس خواهد داشت چرا كه موجب مي شود كشورهاي منطقه با ساير قدرت هاي هسته اي متحد شده و به اين ترتيب نفوذ ايران كاهش مي يابد.
اين مفسر آلماني علاوه بر آن در كتابچه خود نوشت كه ايران كه جمعيتش حدود 70 ميليون بوده و دومين كشور داراي ذخاير گاز و نفت در جهان است، بازيكني مهم و كليدي در منطقه محسوب مي شود.
او در ادامه تأكيد كرد كه بدون ايران كه به موجب سقوط صدام نفع بسياري از حمله آمريكا به عراق برد، هيچ گونه ثباتي در منطقه حاصل نخواهد شد و علاوه بر آن بدون كمك ايران نمي توان راه حلي پايدار براي حل مسأله فلسطين و برقراري ثبات در افغانستان پيدا كرد.
وي علاوه بر آن نوشت كه آمريكا بايد دولت فعلي ايران را بپذيرد و مسئله تغيير رژيم كه نومحافظه كاران آمريكا بدان علاقه بسيار دارند «سرابي است كه آمريكا نمي تواند به آن دست يابد.»
پيشنهادي كه برترام براي حل مسئله هسته اي ايران مي دهد اين است كه غرب حق اساسي ايران به داشتن چرخه سوخت هسته اي خاص خود را به رسميت شناسد و در ازاي آن ايران صنعت هسته اي خود را به روي نظارت هاي بين المللي و جامع بگشايد.
اين مفسر آلماني با ابراز نااميدي از اين كه تا زماني كه بوش، رييس جمهور آمريكا است ديدگاه و رفتار آمريكا تغيير يابد، تأكيد كرد كه سياست تحديد و نفوذ و مقابله غرب شكست خورده است و اكنون زمان آن فرا رسيده است كه در سياست آمريكا تجديدنظر حاصل شود.
تأكيد وزراي خارجه تركيه و مصر بر حل ديپلماتيك برنامه هسته اي ايران
در همين ارتباط، وزراي خارجه تركيه و مصر خواستار حل ديپلماتيك مسئله هسته اي ايران شدند.
علي باباجان، وزير امورخارجه تركيه روز شنبه در يك كنفرانس خبري مشترك با احمد ابوالغيظ وزيرامور خارجه مصر با اشاره به تحولات اخير در منطقه گفت: گفت وگوي فلسطين و اسراييل در مرحله حساسي قرار دارد، حفظ ثبات در لبنان از اهميت بالايي برخوردار است و مذاكرات غيرمستقيم اسراييل و سوريه بايد ادامه يابد. ما همگي خواستار اين هستيم كه راه حل مسئله هسته اي ايران از طريق مذاكرات حاصل شود.
وي افزود: تركيه و مصر در زمينه اين مسايل توافق نظر دارند؛ بنابراين مشورت دو كشور درباره حل مشكلات منطقه اي براي صلح و ثبات بسيار مهم است.

 



درباره يك سوءتفاهم

يادداشت كيهان 87.6.21 با عنوان «جلسه ساعت 12» كه هشداري مستند نسبت به انعقاد قرارداد جديد صدور گاز با شركت كرسنت بود، بلافاصله پس از انتشار با استقبال گسترده مردم و مسئولان و بسياري از صاحبنظران، مخصوصاً نمايندگان مجلس و مديران و دست اندركاران صنعت نفت كشورمان روبرو شد. اطلاعات دقيق يادداشت كيهان از جلسه اي كه قرار بود ساعت 12 همان روز-سه شنبه 87.6.21- در وزارت كشور تشكيل شود و افشاي ترفندي كه شركت كرسنت براي غارت گاز ايران تدارك ديده بود همراه با هوشياري برخي از مسئولان محترم كه براي اولين بار در جريان ماجرا قرار گرفته بودند باعث شد جلسه ساعت 12 وزارت كشور ناكام بماند و «ضياء حميدجعفر» مديرعامل شركت كرسنت كه شب قبل با هواپيماي اختصاصي خود وارد ايران شده بود، بعدازظهر روز سه شنبه، در حالي كه آرزوهايش بر باد رفته بود، تهران را ترك كرد و نهايتاً؛ نقشه و طرح شركت كرسنت براي غارت گاز ايران به بهاي «زير اندك»! با شكست روبرو شد و از هدر رفتن ميلياردها دلار ثروت ملي جلوگيري به عمل آمد و...
مقصود كيهان از آن يادداشت كه در پاسخ به جوابيه آقاي كردان نيز ادامه يافت، صرفاً هشدار به مسئولان محترم و بيدارباش به نيروهاي مومن و متعهد بود كه خوشبختانه اين مقصود به دست آمد و ثروت بي زبان ملت مظلوم از دست اندازي شركت كرسنت دور ماند. بنابراين كيهان وظيفه خود را دراين بخش از ماجرا تمام شده مي بيند، اما، از سوي ديگر، اشاره كيهان به مسئوليت آقاي كردان در مذاكره با شركت كرسنت و نيز اشاره به حضور آقاي رحيمي معاون حقوقي رئيس جمهور در جلسه ماقبل جلسه مورد اشاره- كه آن جلسه نيز در وزارت كشور بوده است- در برخي از اذهان اين توهم را پديد آورده كه آقايان قبل از انديشيدن به منافع ملي كشورمان خداي نخواسته در پي تأمين منافع شركت كرسنت بوده اند. و البته، بعيد نيست كه اين تلقي - بخوانيد توهم- از برخورد بي پرده كيهان با ماجراي قرارداد كرسنت و هشدار نسبت به پي آمدهاي آن پديد آمده باشد و حال آن كه كيهان در يادداشت اول با عنوان «جلسه ساعت 12» و نيز در پاسخ به جوابيه آقاي كردان با صراحت تأكيد كرده بود كه هيچ نشانه اي از سوءاستفاده آقايان كردان و رحيمي در اين ماجرا ديده نمي شود، بلكه تنها كم توجهي احتمالي آقايان نسبت به برخي از زواياي ماجرا مورد گلايه قرار گرفته و درباره آن هشدار داده شده بود.
گفتني است كه آقاي رحيمي از افشاكنندگان رشوه خواري و رشوه دهي در جريان قرارداد اوليه كرسنت بود و آقاي كردان امضاء قرارداد جديد را منوط و مشروط به تأمين كامل منافع جمهوري اسلامي ايران كرده و نهايي شدن آن را به تأييد رئيس جمهور و كارشناسان خبره وزارت نفت موكول كرده بود ، اگرچه به اعتقاد ما در اين ماجرا از برخي كم توجهي ها بركنار نبود. توضيح آن كه وقتي در جلسه ساعت 12 روز سه شنبه 87.6.21 با مديرعامل شركت كرسنت، آقاي كردان متوجه يك اشتباه در محاسبه قيمت مي شود- ناديده گرفتن ضريب 35 در محاسبه قيمت گاز صادراتي- بلافاصله از ادامه جلسه تا مشخص شدن تكليف اين ضريب 35 درصدي- كه بهاي گاز صادراتي را در مقياس قابل توجهي افزايش مي داد- خودداري مي كند و در نتيجه ادامه مذاكرات با بن بست روبرو شده و آقاي ضياءحميد جعفر مديرعامل كرسنت كه ترفند خود را برباد رفته مي ديد جلسه را ترك كرده و به امارات بازمي گردد. بنابراين طبيعي است كه شائبه- خداي نخواسته- سوءاستفاده آقايان كردان و رحيمي در اين ماجرا منتفي است.
آنچه كيهان درباره شركت كرسنت و رخدادهاي مربوط به آن نوشته بود، بدون كم و كاست صحت دارد و ضمن تشكر از مسئولان محترم كه با برخورد قاطع خود مانع از غارت ثروت ملي شده اند، انتظار مي رود در ادامه ماجرا نيز دقت كافي داشته و از سوءاستفاده هاي بعدي كه به يقين شركت كرسنت درپي آن است، جلوگيري كنند.
و اما درباره قانون شكني ها، رشوه دادن ها و تخلفات گسترده شركت نفتي كرسنت در قرارداد قبلي و تلاش اين شركت براي ادامه همان راه در قرارداد اخير و نيز دلال ها و واسطه هاي دست اندركار ماجرا از جمله رشوه 125 ميليون دلاري- كه خوشبختانه 100 ميليون دلار آن پا در هوا ماند- و همچنين ابعاد سياسي و امنيتي قرارداد قبلي گفتني هايي هست كه در جاي خود شنيدن آن ضروريست و انشاءالله به آن خواهيم پرداخت.
حسين شريعتمداري

 



استانداران جديد آذربايجان شرقي و قزوين منصوب شدند

احمد عليرضا بيگي به عنوان استاندار جديد آذربايجان شرقي وعلي اكبر طاهايي به عنوان استاندار جديد قزوين منصوب شدند.
محمد حسين موسي پور رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت كشور در گفت وگو با فارس، از انتصاب دو استاندار جديد خبر داد و گفت: به پيشنهاد وزارت كشور و با تصويب هيئت وزيران، احمد عليرضا بيگي به عنوان استاندار جديد آذربايجان شرقي منصوب شد.
وي افزود: همچنين در جلسه امروز هيئت دولت با معرفي وزارت كشور و تصوب هيئت وزيران، علي اكبر طاهائي به عنوان استاندار جديد قزوين تعيين شد.
معاون حقوقي و پارلماني وزارت كشور يادآور شد: عليرضا بيگي پيش از اين مشاور وزير كشور بوده و آخرين سمت طاهائي نيز معاونت امور فرهنگي و اجتماعي وزارت كار بوده است.

 



تا همديگر را تكه پاره نكرده اند تصميمت را بگير !(خبر ويژه)

تأخير خاتمي در اعلام تصميم نهايي خود براي نامزدي انتخابات يا عدم نامزدي، اعتراض مديركل اسبق مطبوعات داخلي وزارت ارشاد را برانگيخت.
عيسي سحرخيز عضو تيم گرداننده روزنامه هاي زنجيره اي در دولت خاتمي كه گويا به عبدالله نوري تمايل بيشتري دارد، طي تحليلي مي نويسد: دغدغه ها و ترديدهايي كه سيدمحمدخاتمي را براي آمدن يا نيامدن احاطه كرده و به تزلزل وي منتهي شده، اكنون مي رود كه سرمنشأ دلخوري ها و تعميق اختلاف ميان جريان هاي گوناگون اصلاح طلب و حتي لايه هايي از تحول خواهان ]تندروها[ شود. كم نيستند افرادي كه در چند هفته اخير شاهد چالش ها و حتي رد و بدل شدن كلمات تند ميان طيف حاميان سرسخت جريان هاي اصلاح طلب به ويژه حاميان خاتمي و كروبي بوده اند، حرف هايي كه ريشه آن به مجلس ششم و انتخابات مجلس هفتم و هشتم برمي گردد.
وي مي افزايد: ترديد خاتمي باعث نهايي شدن حضور شيخ مهدي كروبي با پيام «خاتمي تو نيا ما هستيم» شده و حتي ديگر نامزدهاي اصلاح طلب را براي شروع كار و راه اندازي ستاد انتخاباتي در ميان آسمان و زمين و پا در هوا نگاه داشته است.
وي مي نويسد: اگر اين تزلزل و ترديدها واقعي نبود، بلكه برآمده از يك برنامه تبليغاتي هوشمندانه براي به تعويق انداختن زمان نامزدي در جهت به هم زدن نظام تفكر و برنامه ريزي جريان سياسي اقتدارگرا بود، و يا حتي به منظور تشنه نگاه داشتن جامعه، مي شد به چنين خط مشي اي نمره مثبت داد و حتي طراحان آن را تشويق كرد كه با روش و راه هاي مناسب تري وضعيتي ادامه پيدا كند. اما، چون اين احتمال بسيار اندك و حتي تا حدي غيرمحتمل است، اين مشي در عمل نتيجه اي عكس دارد كه كمترين هزينه و آثار و پيامد منفي آن تشديد اين دست اختلاف ها و تنش هاست.
سحرخيز مي نويسد: شايد دليل تاخير خاتمي اين باشد كه اين بار مي خواهد احتياط بيشتري به خرج دهد كه باز او را از بالاي آبشار نياگارا به زير نيندازند. برخي نزديكانش مي گويند خاتمي مي خواهد ميزان استقبال افكار عمومي را ببيند، پس بايد نمايشي از نياز و تمناي اصلاح طلبان را در برابر چشمانش قرار داد يا در نوشته ها و مصاحبه ها اين درخواست را به طور مكرر مطرح كرد.
وي در پايان تاكيد مي كند: هر چه هست خاتمي براي اعلام آمدن يا نيامدن ديگر فرصت چنداني ندارد و بار ديگر نبايد متهم به فرصت سوزي در حق آنهايي شود كه بايد بدانند چگونه و چه زماني بازي انتخابات را آغاز و دنبال كنند فرقي هم نمي كند نامشان نوري باشد يا كروبي و عارف يا نجفي و حتي حسن روحاني يا ولايتي. و در كنار آنها طرفداران و حاميان پر و پا قرص هر كدام از اين نامزدها كه اكنون بيش از نامزدها به جان هم افتاده اند.

 



اولمرت: اسرائيل بزرگ تمام شده خود را گول نزنيم(خبر ويژه)

ايهود اولمرت نخست وزير رژيم اسرائيل ايده صهيونيستي «اسرائيل بزرگ» را در خاورميانه تمام شده دانست.
به گزارش خبرگزاري قدس به نقل از سايت اخبار ملي رژيم صهيونيستي، وي صبح ديروز در نشست كابينه كه به پيشنهاد «حاييم رامون» معاون وي درباره پرداخت غرامت به يهودياني كه خانه هايشان را در شرق ديوار حايل ترك مي كنند برگزار شده بود گفت: طرح اسرائيل بزرگ به پايان رسيده است و ديگر چنين چيزي وجود ندارد و هركسي هم كه چنين فكري در ذهن دارد فقط خود را گول مي زند.
طرفداران طرح اسرائيل بزرگ بر اين باورند كه يهوديان بايد با هدف حفظ حضور قدرتمند يهوديان در سرزمينهاي اسرائيلي به مستعمره نشيني در شرق بيت المقدس و مسير ديوار حايل ادامه دهند.

 



كروبي به راه خود، نوري به راه خود!(خبر ويژه)

گروهك ادوار تحكيم ضمن تأكيد بر حمايت از نامزدي عبدالله نوري تأكيد كرد آراي كروبي به مراتب بيشتر از خاتمي است.
سايت اين گروه با بيان اينكه «به ميان آوردن نام خاتمي از سوي جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين- كه خود را پيشرو مي دانند- يك عقبگرد است»، تأكيد كرد: خاتمي چه دارد كه مهدي كروبي ندارد؟ خاتمي در هر صورت رقيبي به نام مهدي كروبي خواهد داشت كه خود كروبي در صورت نيامدن خاتمي آن را ندارد. كروبي نشان داده كه رگ خواب توده ها را پيدا كرده و در عين حال در صورتي كه كانديداي واحد اصلاح طلبان باشد آراي آنان را نيز با خود خواهد داشت، اتفاقي كه چهار سال قبل با حضور معين و رفسنجاني نيفتاد. پس با حسابي سرانگشتي كروبي نه تنها از خاتمي چيزي كم ندارد كه در مواردي بر او برتري نيز دارد. در اين ميان نبايد از مقاله اين هفته محمد قوچاني در هفته نامه شهروند امروز به عنوان ارگان غير رسمي ليبرال هاي نزديك به رفسنجاني در دعوت خاتمي به كنار رفتن به سود شيخ مهدي كروبي، به سادگي گذشت. حمايت احتمالي كارگزاران از كروبي، كفه ترازو را به سوي او سنگين كرده است به طوري كه احتمالاً خاتمي را نيز در تصميمش بر نيامدن استوارتر خواهد كرد.
ادوارنيوز آنگاه مي افزايد: مي مانيم ما تحريمي ها كه دلمان را به حضور عبدالله نوري خوش كرده ايم كه مورد احترام بيشتر نيروهاي دموكراسي خواه است. احتمال كنار كشيدن خاتمي و حسن روحاني به نفع او كه در عين حال مورد اعتماد طيفي از كارگزاران است، زياد خواهد بود اما احتمال كنار كشيدن كروبي كم است. اما بدترين حالت رد صلاحيت نوري است كه آرزوي چندين ساله ما را براي ايجاد اپوزيسيوني منسجم برآورده خواهد كرد.

 



انتقاد رئيس دفتر سابق از مقايسه خاتمي و كروبي(خبر ويژه)

پيشنهاد سر دبير مجله شهروند امروز به خاتمي مبني بر كنار رفتن به نفع كروبي به جبران ايثار كروبي در انتخابات سال 76، با اعتراض محمدعلي ابطحي معاون و رئيس وقت دفتر خاتمي مواجه شد.
ابطحي با رد پيشنهاد قوچاني نوشت: از پيشنهاد آقاي قوچاني جا خوردم. اينكه او از سيدخواسته جبران زحمات كروبي را بكند، توهين به شيخ بزرگوار اصلاحات است. قوچاني مي توانست نكات مثبتي را كه كروبي در رياست جمهوري دارد بي آنكه با خاتمي مقايسه كند، ليست كند.
وي همچنين مي نويسد: كساني در روزنامه اعتماد ملي و يا نزديكان كروبي هم به گمان اينكه رويارويي خاتمي و كروبي به نفع آقاي كروبي است، آتش بيار معركه مي شوند.

 



اين همه دستپاچگي براي يك سفر؟(خبر ويژه)

جوسازي و هوچي گري محافل صهيونيستي- آمريكايي و ابراز نگراني آنها از حضور رئيس جمهور كشورمان در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد شدت گرفت.
در حالي كه دولت آمريكا در صدور ويزا براي سفر هيئت ايراني كارشكني مي كند، نشريه آمريكايي- صهيونيستي نيويورك سان هم مانند يك وزير اسرائيلي خواستار ربودن احمدي نژاد در جريان سفر به نيويورك شد»!
در همين حال گفته مي شود لابي صهيونيست ها در آمريكا وگروهك هاي سلطنت طلب و منافقين با همكاري برخي مقامات آمريكايي درصددند تجمعاتي در جهت تحت الشعاع قرار دادن سفر رئيس جمهور اسلامي ايران برگزار كنند. همچنين برخي خبرها حاكي است مقامات آمريكايي با دور زدن مقررات، براي احمد باطبي از عوامل ميداني آشوب در تيرماه 78 كارت خبرنگاري صادر كرده اند. رسانه هاي آمريكايي هم تبليغات عليه دكتر احمدي نژاد را با سراسيمگي تمام تشديد كرده اند. در همين حال گفته مي شود برخي نهادها و سازمان هاي مسيحي در تلاش براي دعوت و ميزباني رئيس جمهور اسلامي ايران هستند كه همين خشم صهيونيست ها را برانگيخته است.
حضور سال گذشته رئيس جمهور در اجلاس سازمان ملل و نيز دانشگاه كلمبيا، عملاً افكار عمومي جهان رامتوجه حقانيت جمهوري اسلامي كرد و اجلاس را تحت الشعاع خود قرار داد ضمن اينكه ضربه حيثيتي بزرگي به دولت آمريكا بود.

 



آنها 22 سال است كه در فاجعه به سر مي برند(خبر ويژه)

سايت ضدانقلابي اخبار روز (با گرايش ماركسيستي) ابراز نگراني برخي جريان هاي اپوزيسيون نسبت به اخراج منافقين از اردوگاه اشرف عراق را پوشاندن فاجعه اصلي ارزيابي كرد.
اين سايت به رغم ابراز دلسوزي هاي رايج نسبت به سرنوشت اعضاي پادگان اشرف مي نويسد: فاجعه انساني را سال ها پيش خود مجاهدين شروع كردند و به آن دامن زدند؛ فرمان مبارزه مسلحانه مسعود رجوي در 30 خرداد 60، انتقال سازمان به عراق تحت حاكميت صدام و حمله به سربازان ايراني تحت حمايت ارتش بعث، حمله به ايران با عمليات فروغ جاويدان كه منجر به كشته و مجروح شدن هزاران عضو سازمان شد، مشاركت با ارتش صدام در سركوب كردها و شيعيان در سال 1990 ميلادي، حبس اعضا و قرار دادن آن تحت پوشش روابط فرقه اي بسته به مدت 22 سال در كمپ اشرف و بستن راه ارتباطي آنها با جهان خارج، زنداني كردن و شكنجه روحي و جسمي افراد خواستار جدا شدن از روابط فرقه اي، و تحويل ناراضيان به صدام و حبس در زندان ابوغريب.
اين سايت مي افزايد: آنها تلاش مي كنند تحت الحفظ آمريكا در عراق بمانند زيرا 22 سال اعضا را در اردوگاه عراق حبس كرده اند و بيرون آمدن و ورود به جهان آزاد را بزرگ ترين تهديد براي سازمان فرقه اي و باعث متلاشي شدن بيشتر آن مي دانند. فاجعه اين است كه سران سازمان مخفي و متواري و از اعضا خارج شده اند اما مي خواهند سازمان زير كنترل آمريكايي ها در عراق بماند. در چنين صورتي ديگر اميدي به نجات افراد از كمپ نيست. اعضا بايد تحت معالجه قرار گيرند.

 



جشن بزرگ سينما و فيلم هاي فاقد مجوز(خبر ويژه)

روز گذشته و با اعلام اسامي نامزدهاي دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، نام سه فيلم كه فاقد مجوز نمايش هستند در ميان نامزدها ديده شد.
اين در حالي است كه دبير و برگزاركنندگان اين دوره از جشن، وعده برگزاري رويدادي سالم، منظم و بي حاشيه را داده بودند. همچنين خبرگزاري مهر گزارش داد كه امين تارخ دبيرجشن و محمود اربابي مديركل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت ارشاد اعلام كرده بودند كه در اين جشن اصل بر اين قرار گرفت كه فيلم هايي كه پروانه نمايش عمومي ندارند تنها براي داوران به نمايش دربيايند، ولي در داوري ها لحاظ نشوند، اما اعلام نامزدها خلاف وعده آن ها را فاش كرد. اميد است مسئولان ذيربط اقدامي جهت پيشگيري از اين روند غيرقانوني كه سلامت اين رويداد مهم سينماي ايران را به خطر انداخته است بنمايند.

 



عقل اگه داشتي يواشكي اسرائيل مي رفتي!(خبر ويژه)

سفر علني يك عضو ضدايراني پارلمان عراق به فلسطين اشغالي به دعوت رژيم صهيونيستي، خشم روزنامه سعودي الشرق الاوسط را برانگيخت.
الشرق الاوسط اگرچه خود سوابق بدي در همسويي با مواضع رژيم صهيونيستي از جمله درباره مسائل ايران، لبنان و فلسطين دارد اما «مثال الالوسي» نماينده پارلمان عراق را به خاطر سفر آشكارش به اسرائيل كه به نفع ايران تمام شده، مورد سرزنش قرار داد و نوشت: الالوسي مي گويد به خاطر هشدار درباره ايران و القاعده به اسرائيل رفته است اما مطمئناً ايراني ها از اين سفر و سخنان به عنوان سلاح استفاده خواهند كرد كه ببينيد دشمنان ما، دوستان اسرائيل هستند.
الشرق الاوسط مي نويسد: همگي ما از خطر ايران در عراق و لبنان و جهان عرب آگاهيم اما سوال اينجاست كه الالوسي از سفر آشكار به اسرائيل چه نفعي برد و چرا بهانه به دست دشمن داد؟ اگر اين شخصيت هاي عراقي عقل بر سياستشان حاكم بود، ايران قادر به نفوذ در عراق و تبديل آن به يكي از استان هاي (!؟) خود نبود.
گفتني است مديرالشرق الاوسط چندي پيش به پاس خدماتش به رژيم صهيونيستي جايزه مالي از سوي حاميان آن رژيم دريافت كرد.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14