(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 24 شهريور 1387 - 13 رمضان 1429 - 14 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 1891791
 

اردكاني: مذهبي ها ضامن سينماي ملي بودند
پيروي از دين راه رهايي از تجمل گرايي
بازيگران خارجي در عصر روز دهم
فيلم مسيح(ع) در شبكه نمايش خانگي
بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران
پخش مستند «سفيران گمنام» از شبكه يك
انجمن سينماي انقلاب و دوره جديد
جشنواره رضوي درتهران و بجنورد
سينماي ايران و سوداي جهاني شدن در ستايش سينماي اصيل و تقبيح سينماي سياه
ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر
نقدي بر فيلم ديوار تحريف در آينه فيلم
رفتار دوگانه غرب در سيماي دروغين هاليوود
سومين جشنواره نماز و نيايش به روايت دوربين



اردكاني: مذهبي ها ضامن سينماي ملي بودند

جواد اردكاني گفت: بعد از انقلاب خانواده هاي ارزشي و معتقد به هنجارهاي ملي و مذهبي با آشتي با سينما توانستند تضمين كننده ادامه فعاليت سينماگران ما باشند كه متأسفانه با عملكرد غلط مسئولان و هنرمندان در ساخت فيلم هاي بي محتوا و همچنين فضاي نه چندان مناسب خود سينماها موجب ريزش تماشاچيان شده است.
به گزارش هنرنيوز، نويسنده فيلم درحال تهيه «به كبودي ياس» اضافه كرد: با توجه به ساخت فيلم ها در چند سال اخير و بي توجهي به امنيت اخلاق در ساخت فيلم ها و همچنين فضاي نامناسب سينما، علاقه مندان به سينماي جنگ و ارزشي ديگر رغبتي براي رفتن به سينما ندارند كه اين براي فرهنگ و هنر سينما خطرناك است.

 



پيروي از دين راه رهايي از تجمل گرايي

بازيگر فعال سيما گفت: براي جلوگيري از رواج مصرف گرايي در برنامه سازي بايد رگه هاي مذهبي و عقيدتي اعمال شود. با تمسك جستن به دستورات ديني و اوليا مي توان به خوبي در اين مسير طي طريق كرد. بازيگر سريال «مثل هيچكس» با بيان مطلب فوق افزود: اگر قرار است در يك سريالي يك خانواده ثروتمند نمايش داده شود براي معرفي آن و باورپذير كردن نوع زندگي شان به ناچار بايد المان هايي را به تصوير كشيد كه بيان كننده شرايط زندگي و اجتماعي آن هاست. در اين راستا ما ناچار هستيم كه اين مفاهيم را در تصوير تعريف كنيم.
رجبي به ايكنا متذكر شد: براي گريز از اين روند مي توان حجم كارهاي تاريخي، اجتماعي و توليد اثراتي كه بيانگر معضلات جامعه باشند را افزايش داد. فيلمسازي كار بسيار مشكلي است زيرا نظر متخصص و غيرمتخصص را برمي انگيزد. بنابراين بايد همه سليقه هاي موجود را مدنظر قرار داد.

 



بازيگران خارجي در عصر روز دهم

«مجتبي راعي» كه همچنان در حال بازنويسي فيلمنامه «عصر روز دهم» است، از حضور بازيگران خارجي در اين پروژه خبر داد.
مجتبي راعي گفت: هنوز در حال كار كردن روي فيلمنامه هستم تا شكل نهايي خود را براي فيلمبرداري به دست بياورد.
وي افزود: شروع فيلمبرداري پروژه نيز بستگي به پايان بازنويسي فيلمنامه دارد و اميدوارم بتوانيم در ماه آبان فيلمبرداري را آغاز كنيم.
راعي تصريح كرد: قصد داريم كه از بازيگران خارجي نيز در اين فيلم استفاده كنيم اما در اين زمينه همچنان در حال بررسي هستيم.
به گزارش فارس، «عصر روز دهم» آخرين پروژه سينمايي مرحوم رسول ملاقلي پور است كه قرار بود اين فيلم را به تهيه كنندگي منوچهر محمدي بسازد اما با درگذشت نابهنگام اين كارگردان، ساخت اين فيلم به «مجتبي راعي» واگذار شد.
لوكيشن هاي مدنظر اين فيلم در شهرهاي كربلا، نجف و تهران خواهد بود.

 



فيلم مسيح(ع) در شبكه نمايش خانگي

فيلم سينمايي «مسيح(ع)» ساخته نادر طالب زاده پس از اكران در سينماها به بازار ويدئويي آمد.
فيلمنامه اين اثر براساس منابع مكتوب اسلامي، انجيل بارنابا و انجيل هاي چهارگانه به نگارش درآمده است. اين فيلم براساس زندگي حضرت عيسي مسيح(ع) تهيه شده و سير زندگي اين پيامبر را روايت مي كند.
مسيح(ع) در جشنواره هاي متعدد داخلي و خارجي از جمله دهمين دوره جشنواره مذهب امروز در ايتاليا و سومين دوره جشنواره منبر طلايي در روسيه و همچنين در مجامع مذهبي و دانشگاه هاي معتبر دنيا روانه پرده نمايش شده است.

 



بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران

بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران از 22 تا 27 آبان ماه سال جاري در كشور برگزار مي شود.
اين جشنواره در بخش هاي مختلف ملي و بين المللي و با رقابت توليدات يك ساله فيلم كوتاه ايران و ساير كشورهاي جهان توسط انجمن سينماي جوانان ايران برگزار مي شود.
بنابراين گزارش، ارتقاي سطح آگاهي، تجربه و بينش نسل جوان براي نيل به سينماي ملي و دين مدار هم سو با افق هاي نوآوري و شكوفايي با هدف بسط و تعميق ارزش هاي والاي ديني و فرهنگي، پرورش هنرمنداني متعهد، نوگرا و توانمند در زمينه شناخت و شناسانيدن نيازهاي راستين جامعه و بيان حقيقت گرا و هنرمندانه مضامين، طرح و تحليل چشم اندازهايي قابل تأمل در حيطه محتوا و شكل و دستيابي به آثار فاخر در عرضه فيلم كوتاه با هدف تحكيم جنبه هاي مستقل اين سينما و در عين حال تقويت بنيان هاي فرهنگي سينماي كشور، معرفي و ارزيابي بهترين توليدات يك ساله فيلم كوتاه ايران و جهان از اهداف برگزاري اين جشنواره است.

 



پخش مستند «سفيران گمنام» از شبكه يك

مستند «سفيران گمنام» با موضوع تلاش روحانيون مستقر و مربيان نهضت قرآن آموزي پنجشنبه ها از شبكه يك روي آنتن مي رود.
«سفيران گمنام» كاري از واحد سمعي بصري اداره روابط عمومي شبكه يك درقالب مجموعه اي پنج قسمتي تهيه شده و اولين قسمت آن فردا پنجشنبه از اين شبكه پخش مي شود.
به گزارش مهر، مستند «سفيران گمنام» چهار هفته ديگر روزهاي پنجشنبه ساعت 20.30 پخش خواهد شد. اين برنامه به تلاش هاي مربيان نهضت قرآن آموزي و روحانيون فعال دراين عرصه براي آموزش قرآن به افراد نگاه ويژه كرده است.

 



انجمن سينماي انقلاب و دوره جديد

مديرعامل انجمن سينمايي انقلاب و دفاع مقدس اظهار اميدواري كرد: به زودي شاهد ساخت فيلم هايي باشيم كه بيش از پيش غرور ملي را در جامعه ترويج بكنند.
محمدرضا شرف الدين كه درضيافت افطاري اين انجمن سخن مي گفت با آرزوي اين كه سال هاي بعد سال شكوفايي سينماي ملي، پركاري و پر از تلاش و گام هاي روبه جلو براي همه سينما به ويژه سينماي دفاع مقدس باشد، اظهار داشت: حمايت از آثار دفاع مقدس و موضوعاتي كه به نوعي به بسيج و نيروهاي مقاومت مي پردازند بيشتر خواهد شد و از بزرگان سينما دعوت مي كنم دراين خيزش بزرگ حماسي، علمي و فرهنگ مشاركت داشته باشند.
به گزارش ايسنا، وي افزود: با تغيير در نيروهاي مسلح رويكرد جديدش پيش آمده و انجمن سينماي دفاع مقدس در شرف ورود به مرحله جديدي قرارگرفته است.

 



جشنواره رضوي درتهران و بجنورد

براساس توافق ميان معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و استاندار خراسان شمالي، شهرستان بجنورد براي دومين سال متوالي در كنار تهران ميزبان جشنواره سراسري تئاتر رضوي شد.
ششمين جشنواره تئاتر رضوي آبان ماه امسال برگزار مي شود.

 



سينماي ايران و سوداي جهاني شدن در ستايش سينماي اصيل و تقبيح سينماي سياه

آرش فهيم
سينماي ايران در ماه هاي اخير، با اقبال ها و ادبارهايي در عرصه هاي جهاني روبرو شده است. از يك طرف فيلم هايي چون «به همين سادگي» به كارگرداني سيدرضا ميركريمي و «آواز گنجشك ها» اثر مجيد مجيدي، در جشنواره ها و محافل خارجي خوش درخشيده اند و از طرف ديگر عباس كيارستمي با «شيرين» شكست هايي خورده است. تحليل اين موفقيت ها و ناكامي ها، مي تواند در جهت دهي سينماي كشورمان براي حضور در كشورهاي ديگر ثمربخش باشد.
سينماي ايران در طول حيات حدوداً يك قرني خودش، همواره راهي به جشنواره هاي غربي داشته است، اماهيچ گاه به معناي واقعي جهاني نبوده است. به خصوص در پيش از انقلاب اسلامي كه اساساً سينما ابزاري براي تحميق مردم در دست حاكميت بود. به همين دليل نيز در همان دوران يك سينماي تجاري و غريزه گرا، موسوم به فيلمفارسي، غالب بود. سينماي متفاوتي هم كه موج نو خوانده مي شد، نقشي مثبت در تحولات آن زمان بازي نمي كرد و به خاطر تعلق خاطري كه به غرب و انديشه هاي اومانيستي و سكولار و وابستگي به برخي كانون هاي حكومتي داشت، از نظر جريان سازي فرهنگي و اجتماعي، مثل فيلمفارسي عمل مي كرد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز گرچه فيلمفارسي و عناصر غيراخلاقي از سينماي ما حذف شد، اما همچنان فيلم هاي جشنواره اي حضور داشته اند . حتي تولد گونه اي جديد كه توانست خون تازه اي در رگ هاي سينماي ايران جريان اندازد و پيوندي تازه ميان هويت بومي و سينما ايجاد نمايد، يعني سينماي دفاع مقدس، با روي كار آمدن دولت هفتم، كه در عرصه فرهنگي گرايشي ليبراليستي داشت، به محاق بي توجهي رفت.
در تمام طول سال هاي پس از انقلاب، سينماي جشنواره اي ايران، قدرتمندترين جريان بود. سردمدار اين جريان نيز كسي نبوده است جز عباس كيارستمي. فيلمسازي كه اگر چه در بين مردم ايران هيچ جايگاهي نداشته و ندارد، اما به خاطر حمايت و هدايت جشنواره هاي خارجي و براي آن ها سرپا نگه داشته شده است.
اما در سه دهه اخير، برخي فيلم ها در حال رقابت با «دسته كيارستمي» بوده اند. فيلم هايي كه هم نگاهي متفاوت و معارض با آن دسته را داشته اند و هم در جشنواره هاي خارجي حضور يافته اند. اين جريان دوم با «مجيد مجيدي» آغاز شد. با فيلم هاي «بدوك»، «پدر» و «بچه هاي آسمان» كه با شكلي كاملاً متمايز از «طعم گيلاس»، «باد ما را خواهد بود»، «تخته سياه» و «زماني براي مستي اسب ها» در جشنواره هاي خارجي حاضر شدند. اتفاقاً يكي از آن ها، توانست جايزه اسكار را هم دريافت كند.«بچه هاي آسمان» اثري ارزشمند است كه در آن زمان توانست اين افتخار را كسب كند.
در سال هاي اخير نيز چهره ديگري در اين عرصه ظهور كرده كه آثار او نيز در حال رقابت با فيلم هاي كيارستمي و پيروانش است. سيدرضا ميركريمي، اولين بار با فيلم «كودك و سرباز» نشان داد كه از استعدادي بالقوه براي تبديل شدن به يك پديده در سينماي ايران برخوردار است. فيلم «زير نورماه» او نيز هم در داخل دوستداران سينماي انقلاب را محظوظ كرد و هم به جشنواره هاي خارجي راه يافت. اوج كار او در «خيلي دور، خيلي نزديك» نمود يافت.
همچنين اثر اخير او «به همين سادگي» نيز در ماه هاي اخير به جشنواره هاي متعدد راه يافته و جوايز بسياري را نيز دريافت كرده است. جايزه بهترين فيلم جشنواره مسكو، جايزه بهترين بازيگر زن در جشنواره بلغارستان و... برخي از اين موفقيت هاست. اين فيلم قرار است در ماه هاي آينده در جشنواره هاي ديگري هم شركت كند و مطئمنا در آن ها نيز جوايزي را كسب خواهد كرد.
اين موفقيت هاي فيلم هاي «به همين سادگي» و «آواز گنجشك ها» همزمان با شكست جريان مقابل شده است. حتي سردسته جريان سينماي سياه نماي جشنواره اي ايران، يعني «عباس كيارستمي» فيلمش در جشنواره كن پذيرفته نشد. آخرين شكست او نيز برخورد توهين آميز تماشاگران ايتاليايي جشنواره و نيز با فيلم «شيرين» بود.
به عبارتي مي توان اين اتفاقات را پيروزي «بومي گرايي» در مقابل «ديگرگرايي» تعبير كرد. چرا كه دو فيلم «به همين سادگي» و «آواز گنجشك ها» نگاهي محترمانه و ستايش آميز به فرهنگ و سنت هاي بومي كشورمان دارند. اما آثاري همچون فيلم هاي كيارستمي، نگاهي باب ميل گردانندگان جشنواره هاي خارجي دارند. اين تجربه ها، ديگر ثابت كرده اند كه هر جا سينماي ما، نگاهي درست به مردم و فرهنگ ملي كشورمان داشته باشند، بهتر مي توانند به دل مخاطبان جهاني بنشينند. هر چند اين امر ممكن است سياستگذاران، منتقدان و مديران جشنواره هاي غربي را راضي نكند. اما سينماي جمهوري اسلامي بايد به فراتر از جشنواره ها بيانديشد و مردم جهان را هدف قرار دهد. چون جوايز جشنواره ها و حتي تمجيدهاي رسانه هاي خارجي عمدتا دروغين هستند و براساس سياست هاي دولت هايشان اتخاذ مي شوند. مثلا فيلم «سفر قندهار» به كارگرداني محسن مخملباف وقتي در جشنواره كن حاضر شد، مورد انتقاد رسانه هاي غربي قرار گرفت. اما بلافاصله پس از روي دادن واقعه 11 سپتامبر، ورق برگشت و همان رسانه ها رو به ستايش آن فيلم آوردند.
همچنين، اگر فيلم هاي ايراني، منافع ملي كشورمان را اساس قرار دهند، به احتمال زياد از سوي جشنواره ها رد خواهند شد. مصداق، فيلم «زير نور ماه» ميركريمي بود كه براي شركت در كن، حذف سكانس پاياني آن كه تصويري مثبت از روحانيت مسلمان شيعه نشان مي داد را شرط قرار دادند. يا در مورد «به همين سادگي» ؛ به خاطر اين كه نگاهش به حجاب اسلامي خوب هست، به كن راه نيافت.
نكته مهم ديگر اين است كه فيلم ها- به طور كلي آثار هنري- كه با فطرت انسان ها سخن بگويند، مخاطب جهاني بيشتري مي يابند. به ياد داريم كه فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» ميركريمي، در هر كجاي دنيا كه به نمايش درمي آمد روحيه مخاطبانش را متأثر مي نمود و حتي گاهي به گريه وادارشان مي كرد. چون فطرت در وجود تمام انسان ها نهاده شده. اگر فيلم «شيرين» كيارستمي به دل مخاطبان ايتاليايي ننشست، به اين دليل است كه در تضاد با فطرت عام بشري است.
با اين اوصاف مي توان مسير مشخصي را براي جهاني شدن سينماي ايران و فتح بازارهاي جهاني براي آن يافت. دوري از چارچوب هاي جشنواره ها، نزديك شدن به مردم، توجه و احترام به فرهنگ بومي و گرايش به فطرت انسان ها، حداقل معيارهايي است كه بايد براي نيل به اين هدف در نظر گرفت.
متأسفانه ديده مي شود كه همچنان برخي از فيلم هايي كه واجد اين شرايط نيستند براي اكران در كشورهاي خارجي انتخاب مي شوند. «دايره زنگي»، «چهارشنبه سوري»، «زن ها فرشته اند» و... از جمله آثاري هستند كه در ماه هاي اخير در خبرها، نام آن ها به عنوان آثاري كه وارد سينماهاي كشورهاي ديگر مي شوند آمده بود. اين در حالي است كه اين فيلم ها نه تنها هيچ تناسبي با سينماي ملي ندارند و نمي توانند سفيران مناسبي براي كشورمان باشند، بلكه داراي انگاره هايي ضدملي و بومي نيز هستند. اين فيلم ها با سوداي جهاني شدن سينماي ايران در تضاد هستند.


 



ملاحظاتي درباره نقد صدرايي در تئاتر

علي اكبر باقري ارومي
حسن تئاتر به جامع بودن آن است. حسني كه هيچ كس نمي تواند آن را ناديده بگيرد. اما همين ويژگي اگر با دقت علمي همراه نشود تبديل به مضرات غيرقابل جبران مي شود. مضراتي كه عبارت است از افتادن در روزمرگي، ابتذال، باز شدن عرصه هنر براي هنر، و در نهايت دور شدن از مردم و تمايل به خواص. دراين ميان آن كساني كه مي توانند نقش فوق العاده اي در پيشرفت هنر تئاتر به سوي تعالي داشته باشند، منتقدان هستند. اين طيف شايد نيروهاي چند وجهي پشتيبان تئاتر باشند كه مي توانند به عنوان حامي اصل جريان تئاتر مطرح باشند و آن را به سوي تعالي سوق دهند. اينكه مي گوئيم نيروهاي چند وجهي، چون برآيند تئاتر در عرصه اجرا خود واجد اين صفت است.
يعني اينكه تئاتر هنري تركيبي است كه از نوشتار نمايش نامه نويس، هنر بازيگر، ظرافت طراحان صحنه و لباس، مديريت هنري و فني كارگردان و ظرافت هاي خاص روابط عمومي سود مي برد تا قابليت و كيفيت اجرا را يافته و براي عموم و به استقبال آنها مدت يا مدت هاي مديدي را روي صحنه بماند.
اين نماي كلي از فرايند توليد يك اثر نمايشي از بدو تمرين تا اجراي نهايي است. شكفته شدن اين اجرا براي عموم و به خصوص آنچه يك هنرمند تئاتر از آن انتظار دارد نقد كامل اين فرآيند است و اين جا وظيفه منتقد سخت تر از هنرمندان مجري نمايش است.
چرا كه منتقد در واقع تكميل كننده اين اجراهاست. منتقد ناديده ها و ناگفته هاي اجرا را شرح مي دهد، نكات باريك تر از مو را در آن كشف مي كند و دقت و ظريف انديشي خود را روي كاغذ مي نگارد و در عرصه نقد و مطبوعات و ساير رسانه ها ارائه مي كند. پس منتقد خود بايد يك تئاترشناس كامل باشد. هم از لحاظ فني احاطه و آگاهي كامل نسبت به اين هنر و شاخه هاي مختلف آن داشته باشد و هم زير و بم اين هنر فاخر را بشناسد و هم اين كه بتواند آنها را با نمايش هاي اجرا شده روي صحنه تطبيق داده و نهان ها را عيان و عيان ها را تاييد نموده و به نقد خويش عمق موردنظر را ببخشد. ولي آيا وظيفه منتقد تا همين جا ختم مي شود؟! در واقع آنچه سبب ناقص بودن كار يك منتقد مي گردد از همين نقطه اي آغاز مي شود كه او فقط وظيفه خويش را وظيفه اي فني دانسته و به آن عمل نمايد ولي آيا كفايت كار منتقد تا همين جاست.به نظر من خير؟! چون اگر هنر را بدون درنظر گرفتن فلسفه خاصي كه از آن برخاسته و فرهنگ و ديني كه به آن ريشه داده نسنجيم خطر ورود به وادي هنر براي هنر براي آن فراهم مي شود. هيچ هنري مسلما بدون پشتيباني فلسفه اي خاص به وجود نمي آيد تا ماندگار شود، هيچ سبك و استيل خاص هنري بدون تفكر و ايده نابي شكل نگرفته و نمي گيرد تا دوران هاي خاص را به تصرف خويش درآورد. اين يك مزيت براي هنر است و راهگشا براي منتقدان هنرها از جمله هنرتئاتر. تئاتر شايد پر مزيت ترين هنرها باشد. چرا كه بي بديل، هنر خاص گفت وگوست. اين هنر زماني جلوه مي كند كه در تعاملات منطقي و فلسفي منتقدان راستين و باهوش و درعين حال عالم، واقع گردد.
هنرتئاتر در غرب اين شرايط تعامل را در طي قرون گذشته دارا بوده و از قرن هفده به بعد در اوج تلاقي و نگره هاي مختلف به آن قرار داشته است. دراين دوران شكسپيرها، ايبسن ها، اونيل ها، ميلرها، والخ آمده و تحسين ها، اعتراض ها، سبك ها و تفاوت ها در بينش ها را آفريده اند و رفته اند و منتقدان راس الخيمه اين خيمه چند گوشه بوده اند و مطمئناً تا تئاتر هست وحيات شكوفاي خود را مي خواهد ادامه دهد؛ اينان بوده و خواهند بود. پس اينكه ما مي گوئيم هنر تئاتر، هنري است كه از بين سختي هاي چند رشته زائيده مي شود، سخني بي جا نبوده و اين خود به خود نقش ظريف منتقدان را نيز افزايش مي دهد و بر دقت و ظرافت آنان براي نرم كردن اين همه سختي بايد افزوده كند. ولي جاي سؤال اينجاست كه آيا منتقدان مي توانند بدون هدف و بدون پيش زمينه ها و پشتوانه هاي فكري وارد اين مقوله شوند؟! در اينجا بايد نيم نگاهي هم به واظيف منتقدين اين عرصه داشته باشيم. آنگاه به پشتوانه فكري او نيز خواهيم رسيد و به تجزيه و تحليل آن خواهيم پرداخت.
وظيفه عمده منتقدين تئاتر عبارت از تعيين معيار و محك و تجزيه و تحليل شرايط اجرا، مطابق آن است، اين معيار و محك بايد در راستاي اصولي ارزيابي شود كه عبارت از: شرايط اجتماعي ، شناخت ويژه از شخصيت ها در جامعه، تاثير و تأثر متقابل شخصيت و جامعه در يكديگر، آرمانگرايي در ترسيم شرايط جامعه ايده آل، نقش مذهب و تداوم آن در ساختارهاي اجتماعي و رواني افراد جامعه، معياري به نام هاي اميد و نااميدي و سرانجام انعكاس آن وضعيت در جامعه جهاني. اين موارد از جمله وظايفي است كه هر منتقد راستين در هر جاي دنيا موظف به رعايت مفاد اهم آن است.
خوب، با اين وظايف خاص و سختي كه هم هنرمندان تئاتر و هم منتقدان در معرض آن قرار دارند، هر دوي آنها در يك نقطه با هم مشترك مي شوند و آن فلسفه و چگونگي رعايت تفكر چه در جامعه خويش با هر رويكردي، و چه در برآيند هنري آن و چه در خلاقيت هنرمندان تئاتر با اتكا به فلسفه اصيل است.

 



نقدي بر فيلم ديوار تحريف در آينه فيلم

اميد صدرايي
يكي از خصوصيات «سينما» اين است كه مي تواند اتفاقات و موضوعاتي را كه وجود خارجي ندارند، طوري به تصوير كشد كه گويي حقيقت دارند. هركس كه به تكنيك سينما واردتر باشد، قدرتش در تحريف واقعيت ها نيز بيشتر است.
يكي از فيلم هاي سينماي ايران كه سعي كرده در اين مسير گام بردارد، فيلم ديوار به كارگرداني محمدعلي طالبي است. كارگرداني كه او را با آثاري چون «كيسه برنج»، «تيك تاك» و «چكمه» مي شناسيم.
او در آخرين اثر خود «ديوار» سعي در ارائه فيلمي آميخته از ديدگاه هاي شبه روشنفكرانه و نمودهاي تجاري و عوام پسندانه نموده است. اتفاقا همين تلاش، موجب عدم موفقيت او گرديده، دچار اغراق زدگي، سطحي گرايي و شعارزدگي شده. داستان اين اثر، منبعث از يك واقعيت اجتماعي است. اما مضامين مطرح شده و نتيجه گيري آن، كه به شكلي مغرضانه شكل گرفته اند، نه تنها تناسبي با واقعيت ندارد، بلكه يك دروغ بزرگ هستند.
فيلم روايت دختري به نام ستاره است كه خانواده اش پس از مرگ پدرش دچار بحران اقتصادي مي شود. شغل پدرش نمايش با موتور بر ديوار مرگ پارك ارم بود، و پس از او، برادر اين كار را ادامه مي دهد كه او نيز ناتوان است. به همين دليل خود دختر دست به كار مي شود و شغل پدر را استمرار مي بخشد. تا اين كه در عرض مدتي كوتاه به چنان شهرت و ثروتي دست مي يابد كه زندگي شان زير و رو مي شود.
موفقيت هاي ستاره ادامه دارد، تا اين كه روزي مردهايي كه داراي ظاهري مذهبي هستند مانع ادامه كار او مي شوند و حتي ديوار مرگ را پلمب مي كنند.
فيلم «ديوار» از نظر ساختاري، يك اثر متوسط محسوب مي شود كه موضوع مورد نظر خود را نتوانسته از نظر هنري مورد پرداخت دقيق قرار دهد. به طوري كه تمام حرف هاي فيلم، به شكل زننده و شعاري هستند. ضمن اينكه بين فرم و محتواي فيلم يك شكاف عميق ديده مي شود. از يك طرف فرم فيلم، به سمت آثار نازل و عوام پسندانه متمايل است. اما از طرف ديگر محتواي آن گرايش به آثار مغرضانه و اجتماعي روشنفكرانه دارد. كارگردان نتوانسته اين شكاف را پر كند و همين عامل به سير دراماتيك فيلم و منطق آن ضربه وارد كرده است. به طوري كه به نظر مي رسد، پيام هاي درون فيلم به آن تحميل شده اند.
همچنين فيلم از نظر منطق روايي دچار مشكلاتي است. از جمله اين كه هيچ گاه شهرت يك دختر موتورسوار بر ديوار مرگ آنچنان نخواهد بود كه نامش تيتر يك نشريات زرد شود و در عرض چند روز از خانه اي در جنوب شهر به آپارتماني در شمال تهران راه پيدا كند.
آنچه كه در اين فيلم دستمايه قرار گرفته است، ملهم از يك واقعيت است. چند سال پيش دخترهايي در ديوار مرگ پارك ارم با موتور نمايش مي دادند. اما اين فيلم واقعيت را تحريف كرده است. چون كار آن دخترها هيچ گاه از سوي مراكز رسمي و دولتي تعطيل نشد بلكه به خاطر مسائل خانوادگي و شخصي كار خود را ادامه ندادند. اما اينكه چرا فيلم ديوار اين مسئله را جور ديگري مطرح كرده است، به موضوعات فرامتني برمي گردد. فيلم ديوار، جزو جريان سينمايي فمنيستي محسوب مي شود. جرياني كه به اسم حمايت از حقوق زنان، در حال مبارزه فرهنگي با هويت و استقلال كشورمان است. در فيلم بيش از هر چيز اين نظام است كه آماج تهمت و تهاجم به عنوان منافي حقوق زنان قرار مي گيرد. به همين دليل است كه در سكانس ممانعت از كار ستاره در ديوار مرگ و پلمپ كردن محل نمايش او، مردهايي با ظاهر مذهبي كه منسوب به نظام و دولت هستند به عنوان مانع كار دختر ترسيم شده اند. حتي نام فيلم «ديوار» نيز كنايه از نظام اسلامي است كه به زعم فيلم سد راه تحرك، اشتغال و پيشرفت زنان و دختران كشورمان قرار گرفته است! يكي از داستان هاي فرعي فيلم، روايت دختر جواني است كه از سوي خانواده اش به ازدواج با مردي تحميل شده است. پس از ازدواج، او با آن مرد ديده مي شود. درحالي كه دختر چادري شده و مرد هم ظاهري مذهبي دارد! گويي دختران محجبه سرزمين ما همه به زور چادر به سر كرده اند و به اجبار به همسري مردهاي متدين درمي آيند.
البته فيلم در يكي از ديالوگ ها مقصود خود را لو داده است. آنجا كه «ستاره» براي دوست خود داستان حيواناتي را تعريف مي كند كه سعي در حذف يك ديوار را دارند. همه آن ها در تقابل با ديوار شكست مي خورند. اما يك لاك پشت بدون درگير شدن با ديوار، آرام آرام آن را «دور» مي زند و از آن عبور مي كند. اين داستان، روايتي نمادين از مبارزه نرم با نظام اسلامي است. همان كاري كه امروز، بخشي از جريانات سياسي كشورمان در داخل و خارج از كشور نيز به آن مشغول هستند. آن ها بيشتر بر مجراهاي فرهنگي متمركزند و سعي مي كنند با فيلم هايي چون «ديوار» موجبات دلزدگي مردم و به خصوص جوانان را از دين و نظام فراهم كنند. اما طوري عمل مي كنند كه به مميزي و عدم صدور مجوز نيز بر نخورند. يعني رفتارشان مثل همان «لاك پشت» است كه با ديوار درگير نمي شوند، اما آن را دور مي زنند.
با اين اوصاف، فيلم «ديوار» يك اثر شكست خورده محسوب مي شود. چون آنچه به عنوان «واقعيت اجتماعي» مورد پرداخت قرار داده، به شكل ذوق زننده، رنگ تحريف گرفته.

 



رفتار دوگانه غرب در سيماي دروغين هاليوود

رفتار دوگانه غرب با مقوله انسان و نژادها از طريق دستگاه تبليغي- سرگرمي هاليوود نشانگر خوي سلطه طلبي حاكمان در ظاهر طرفدار حقوق بشر اما تماميت خواه آمريكايي است.
به گزارش راه فيروزه، سينماي آمريكا ازهمان ابتدا به عنوان يك ابزار دراختيار سياستمداران قرار داشته و از همان روزهاي آغازين سينما با ترسيم چهره دروغين از رفتار سلطه گرايان نظام سرمايه داري در جهان، انحراف افكار عمومي و توجيه سياست هاي غلط تجاوزگري حاكمان سلطه را در دستور كار داشته است.
در سال 1915 «گريفيث» فيلمساز دوران سينماي صامت كه از نخستين كارگردانان سينما به شمار مي رود با ساخت فيلم «تولد يك ملت» با استفاده از نظريات نژادپرستانه رفتارهاي غير انساني دولت آمريكا را جنبه مشروع بخشيد. اين فيلم با نمايش چهره اي محق از سفيدهاي آمريكايي و ارايه تصويري مخدوش و هراس انگيز از سياهان آمريكا، قتل و تجاوز به حقوق انسانها را بديهي و طبيعي خواند.
قصه اين اثر كه درباره زندگي قاضي ثروتمندي به نام كامرون است، ازاينجا آغاز مي شود كه قاضي كامرون زندگي كاملا آرام خويش را در جوار دوستان جنوبي خود از جمله يك نماينده مجلس جنوب مي گذراند. جنگ داخلي در مي گيرد و با شكست ايالات جنوبي به پايان مي رسد. سياهان كه تا آن موقع در ايالات جنوب برده بودند، با استيلاي ارتش شمال بر ايالات جنوب آزادي خود را به دست مي آورند و يك ارتش سياه تشكيل مي دهند. ارتش سياه به خانه قاضي كامرون حمله برده و يك گروهبان سياه پوست دختر او را به قتل مي رساند. برادر دختر كه پسر همان قاضي كامرون و يك سرهنگ جنوبي است، به قصد انتقام، گروه كوكلوس كلان را تشكيل مي دهد. رهبر سياه ها شخصي به نام لينچ دستور محاصره خانه نماينده مجلس را مي دهد. سياهان آن رامحاصره مي كنند و در همين ميان گروه كوكلوس كلان سر مي رسد و مانند فرشتگان نجات با لباس هاي سفيدشان سياهان را سركوب كرده و خانواده نماينده مجلس را آزاد مي كنند. در اين فيلم حتي از بازيگران سياه پوست نيز استفاده نشد، بلكه عده اي سفيد پوست را با صورتي رنگ كرده به هيات سياهان درآورده و جلوي دوربين فرستادند.
امپرياليسم آمريكا اين بار با تشخيص اين كه حضور سياهان و حق طلبي اين انسانها براي تفكر سرمايه داري و برده داري آمريكايي خطر است، از سينما و گريفيث كمك مي گيرد تا آنان را مستحق شنيع ترين حركات نمايد.
موفقيت تجاري اين فيلم و البته پيشرفت فني اي كه اين فيلم داشت سينماي آمريكا را جولانگاه سرمايه و سرمايه داران غربي كرد و از آن زمان به بعد بود كه استعمار سينماي آمريكا آغاز شد.
در طول جنگ جهاني اول از سال 1914 تا 1916 با وجود مخالفت عامه مردم با ورود آمريكا به جنگ، سينماي آمريكا بلندگوي مقامات جنگ طلب اين كشور شد و از حضور آمريكا در جنگ حمايت كرد.
در سال 1916 فيلم ديگري به عنوان «تعصب» توسط گريفيث ساخته شد كه تا زمان حاضر به عنوان خيزگاه فلسفي سينماي غرب به شمار مي رود.
تعصب با توجيه تغييرات سريع مدرنيسم تمام ارزش هاي انساني را نسبي و قابل تغيير مي داند و به قدرتمداران آمريكايي كمك مي كند كه منطق زور خود را به هر وسيله اي به مردم جهان غالب كنند. گريفيث بورژوازي را يك امر غير قابل توقف مي داند و حضور فرهنگ مصرف گرايي را يك اتفاق ناگزير.
اين كارگردان در فيلم ديگرش با نام «آيا زندگي عالي نيست»، در سال 1924 شكل كاملاً واضح تري به خود گرفته است. آيا زندگي عالي نيست براي تماشاگر توضيح مي دهد كه انسان با خوش بيني و پذيرش متواضعانه واقعيت مي تواند بر كليه ناراحتي ها چيره شده و زندگي برايش مقبول افتد. اين فيلم ارزش واقعي گريفيث را در نزد بورژوازي آمريكا به خوبي روشن مي كند.
با تغيير سياست آمريكا در سال 1917 جهت ورود به جنگ مشاهده مي شود كه فيلمهايي در آمريكا ساخته و پرداخته مي شود كه ماموريت شان توجيه سياست جديد آمريكا مي باشد. همين گريفيث ضد سياه اين بار براي جذب سياهان به همكاري و شركت فعال در جنگ در فيلم خود سرباز سفيدپوستي را وا مي دارد كه تا يك سياه پوست محتضر را مورد محبت قرار دهد، در حالي كه تا آن زمان حتي با اين منطق رايج هاليوود هم كه از سياهان فقط مي توان بعنوان واكسي يا كارگر راه آهن استفاده كرد مخالف بود. اين بار سياه پوست آمريكايي حاضر شده بود كه در لباس سرباز جان خود را براي آمال ايالات متحده فدا نمايد و لازم بود كه از او تقديري به عمل آيد. اين بار نوك حمله گريفيث به جاي سياهان، آلماني هاي خبيث و بد هيبت بودند.

 



سومين جشنواره نماز و نيايش به روايت دوربين

سومين جشنواره نماز و نيايش به روايت دوربين به همت انجمن سينماي جوانان ايران و با مشاركت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قم از 23 تا 26 ديماه سالجاري در كشور برگزار مي شود.
اين جشنواره به منظور تشويق و ترغيب هنرمندان و ارتقاي سطح فرهنگ و بينش هنري در جهت اعتلاي جايگاه والاي نماز و نيايش، گسترش فرهنگ نماز و نمازخواني، تقويت مباني فرهنگ عمومي مبتني بر باورها و ارزش ها ديني و پرداختن به امر معنوي نماز و نيايش به منزله يكي از جلوه هاي بي بديل روحي انسان در سه بخش «فيلم كوتاه»، «فيلمنامه» و «عكس» برگزار مي شود.
برپايه اين گزارش، نگاه ژرف، عميق و هنرمندانه به عبادت و نماز و نيايش و اثرات فرهنگ ساز آن در جامعه و خانواده، شيوه هاي تشويق جوانان و گسترش فرهنگ نماز و نمازخواني در اجتماعات و رشد فضايل اخلاقي و اهتمام به امر به معروف و نهي از منكر در ترويج نماز و نيايش مهمترين موضوعات اين جشنواره را تشكيل مي دهند.
روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران اعلام كرد: جشنواره نماز و نيايش به روايت دوربين در قالب بخشهاي «مسابقه»، «خارج از مسابقه»، «نمايش ويژه» و «بخش جنبي» طراحي و برنامه ريزي شده و جلسات سخنراني، نشست هاي تخصصي با حضور استادان و هنرمندان نيز، در طول روزهاي برگزاري جشنواره پيش بيني مي شود.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14