(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 23 شهريور 1387 - 12 رمضان 1429 - 13 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 1891790
 

سؤال هزارساله آدمي از خود من كدام يك هستم؟!
عوامل زيبايي محل زندگي شهرمان را زيباتر بخواهيم



سؤال هزارساله آدمي از خود من كدام يك هستم؟!

شايد عنوان اين نوشته كمي عجيب باشد، اغلب فلاسفه در طول تاريخ به دنبال اين پرسش بودند «من كي هستم؟» وقتي دكارت عبارت معروف (Cogito ergo sum) (مي انديشم، پس هستم) را مي گويد كه به عنوان چكيده عقايد فلسفي او درباره وجود به نام قضيه (Cogito) نزد فلاسفه مشهور است و مدام به آن استناد مي نمايند؛ يا وقتي ساير فلاسفه وجودگرا نظير اسپينوزا، سارتر و... كه به اصالت وجود و تقدم آن بر ماهيت معتقد بودند در كنه وجود آدمي كنكاش مي كردند، همه از خود مي پرسيدند: «من كي هستم؟»؛ اما هيچكدام سؤال ما را از خود نمي پرسيدند: «من كدام يك هستم؟» حال با بضاعت اندك به آن مي پردازيم: ابتدا چند صحنه زير را تجسم فرمائيد:
1-صبح از خواب برمي خيزيد، وجودتان سرشار از حس قدرداني از خداوند است، نماز مي خوانيد، سرزنده و اميدوار ورزش مي كنيد، دوش مي گيريد، صبحانه مي خوريد، به سر كار مي رويد، سخت تلاش مي كنيد، با همكاران و مراجعان مهربان و خوش برخورد هستيد؛ هيچ كينه اي از هيچ مخلوقي نداريد. واي كه چه روز فوق العاده اي است.
2- صبح خسته و خوابزده برمي خيزيد، گويي تمام ديشب را نخوابيده ايد، چشمانتان قرمز و متورم است، به شواري آماده مي شويد، حال ورزش را نداريد، سركار مي رويد؛ گويي تمام مشكلات دنيا بر سرتان خراب شده است، با همكاران و مراجعان بدخلقي مي كنيد. آه كه چه روز نحسي است.
3- صبح غمگين برمي خيزيد، عشقي فراموش شده را به ياد مي آوريد. در آينه نگاه مي كنيد ديگر جوان و خوبرو نيستيد. روزهاي جواني كجا رفتند؛ تمام روز غصه دار هستيد. از خود مي پرسيد: چرا زندگي مي كنيم. صبح ها بيدار مي شويم، كار مي كنيم، خانواده تشكيل مي دهيم. رنج مي كشيم و... مي ميريم؟!
سؤال هزارساله
صحنه هاي بالا را تجسم كنيد؛ آيا آنها را تجربه كرده ايد؟ غمگين بوده ايد؟ شاد و سرزنده؟ مضطرب؟ عصبي و پريشان، ترسان و...؟
واقعا چرا اينگونه ايم؟ چه چيز ما را تغيير مي دهد، چرا امروز متفاوت از ديروز و فردا متفاوت از امروز هستيم؟ به پرسش اين پاسخ انديشيده ايد؟ گويي در وجود هريك از ما چند انسان زندگي مي كنند و در قراري پنهاني هر روز جاي خود را به يكديگر مي دهند. آيا اين بازي ذهن است و ذهن ما را فريب مي دهد؟ آيا دترمينيسمي جادويي ما را در تارهاي نامريي اش اسير كرده است؟ در هزارتوي ناخودآگاه چه خبر است؟ كودكان بازيگوش وجود ما در كدام زاويه تاريك درون پنهان شده اند كه سر برمي كشند، مي خندند، مي گريند، دعا مي خوانند و ما را نيز با خود خندان، گريان يا دعاخوان مي سازند.
به راستي بازي چيست؟ چه كسي با چه كسي بازي مي كند، آيا وجود ما با اين عوارض بازي مي كند يا آنها شوخ طبعانه وجود ما را به بازي مي گيرند.
حال يك بار ديگر به سؤال خويش بازگرديم: «من كدام يك هستم؟». آيا من آن انسان شاد و سرزنده و دانا هستم كه در پاسخ به هر مشكل خويش مي گويم «يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت.»
آيا آن انسان مضطربم كه در هراسم از آنكه پس هر كوچه اي يا درون هر خانه اي برايم توطئه مي چينند و با خويش مي گويم: «مي ترسم از سياه، مي ترسم از سپيد.»
آيا چون اپيكور لذت طلب و دم غنيمت هستم، عاشقم؟ غمگينم؟ تاجرپيشه يا قانعم؟ كدام يك هستم؟! عميق تر به درون خويش بنگريم تا پاسخي براي اين سؤال هزاران هزارساله بيابيم، پاسخي كه معنايي براي زندگيمان خواهد ساخت، معنايي كه هركس بايد چون فيلسوفي براي خويش بيابد.
شايد پاسخ اين باشد: خداوند پاسخ را براي تو در تو گذارده است، در اعماق روحت خويش را چگونه مي بيني؟ چه تصويري از خويش در آينه جادوي خويش مي بيني؟ اگر خويش را حكيمي مي بيني خرسند كه افسون خرد چون نغمه «سيرن(1)» ترا به خويش مي خواند و چون شاهدي شيرين كردار از ديگران بازت مي دارد، پس تو حكيمي هستي دانايي طلب، هرچند شايد كنون بر آن حال نباشي. آنگاه روزي كه كودك دانائيت سر برمي كشد پرسان و جويان، خرسند از خداوند و شيفته دانايي، عزيزش دار، تو آن هستي و آن توست. درست چون سايه اي كه با جسم مطابق مي آيد، وجود تو با آن يكي است؛ ديگران بر تو عارضند، تو دانايي هستي نه تاجرپيشه اي كه به دنبال زر روزان و شبان سپري كني، نه لذت طلبي كه وسوسه هايت اغوايت كنند، نه آن مردم آزاري كه از تو به فغان باشند خلق، تو پرسش خويش را يافته اي، كدام يك هستم؟! دانايي هستم.
و بر اين قياس ديگرانند آنچه در پستوي ذهن خويش تصوير مي كنند، تاجرپيشه اي كه از هر سكه، چون گندم، هزار سكه بروياند.
يا هنرمندي كه به سحر هنر خويش جهاني را تازه تر بخواهند و بسازند، يا قوي پنجه اي كه به قوت بازو تحسين خلق بربايند، يا پيشرويي كه راهبري خلق كنند و...
كدام يك هستم؟ آنم كه خداوند در آينه جادويم نگاشته و مرا به سر خفي بر آن آگاهي داده تا عزيزش دارم و گاه سر بركشيدن بيشتر از ديگران نگاهش دارم و آرزومندش باشم تا هر روز پيش از ديگران برآيد و بيش از ديگران بماند.
رواق منظر چشم من آشيانه توست
كرم نما و فرود آ كه خانه خانه توست.
يونس باقري پور- بندرعباس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت:
1-سيرن- Siren- موجودي افسانه اي كه نصف آن زن و نصف ديگرش پرنده بود كه سحر آوازش دريانوردان را به سوي خود مي كشاند و آنها را در دريا سرگردان مي ساخت.

 



عوامل زيبايي محل زندگي شهرمان را زيباتر بخواهيم

ناهيد جعفرپوركامي
از دور وقتي منظره فواره هايي را كه در جرياني از انوار خوشرنگ قد مي كشند و فرو مي ريزند، مي بيني بي اختيار قدم هايت به سمت آبنماي زيباي وسط ميدان كشيده مي شود. صداي ريزش قطرات ريز و درشت آب، يك لحظه تو را از هياهوي شهر جدا مي كند. دمي مي آسايي و وقتي عزم رفتن مي كني، حس سبك شدن داري، خستگي ات را فراموش كرده اي و جاني تازه يافته اي. چنين تجربه هايي زندگي را براي ما شهرنشين ها، شيرين مي كنند، حس اينكه هر وقت بخواهي مي تواني روي نيمكتي پاكيزه بنشيني و زيبايي و طراوت را مهمان نگاهت كني. تحمل مرارت و ملال زندگي ماشيني را برايت راحت مي كند. وقتي كه گوشه اي از شهر را پاكيزه و زيبا مي بيني، مواظبي تا با گذر تو چيزي از اين تميزي و قشنگي كم نشود. اگر كاغذ مچاله اي در دست داري، آن را تا رسيدن به اولين سطل زباله نگاه مي داري، اصلاً وقتي محله ات تر و تميز و پيراسته باشد، زندگي زيباتر و دوست داشتني تر است. اما چه عواملي در زيبا بودن شهر ما دخيل هستند. در روزگاري كه در شهرداري هر يك از مناطق اين شهر، اداره اي به نام زيباسازي فعاليت مي كند، چرا هنوز هم جاهايي زشت و بدمنظره اند. در جريان اين گزارش چند نفر از اهالي و مسئولان شهرداري به اين پرسش پاسخ گفته اند. شايد براي همه ما پيش آمده باشد كه براي يك بار هم كه شده كوچه اي را كه در آن سكونت داريم، خياباني كه از آن مي گذريم و محله اي كه محل رفت و آمدهايمان است را به طور دلخواه تصور كنيم. احتمالاً تصوير دلخواه فرق چنداني با تصوير واقعي آن ندارد به عبارت بهتر محله و كوچه همان است فقط پاكيزه تر و قاعده مندتر. يعني نه سطل زباله هايش واژگون و شكسته است، نه سر كوچه و زير تير چراغ برق بسته هاي زباله ديده مي شود و نه سطح ديوارهايش پوشيده از لكه هاي بجا مانده از انفجار ترقه و دست نوشته هاي آنچناني است.
رعايت همگاني پاكيزگي
وقتي صحبت از زيباسازي شهر مي كنيم در واقع به دو نكته اشاره كرده ايم. يكي ايجاد زيبايي و ديگري حذف و رفع تمام عواملي كه موجب بدمنظره شدن و نازيبايي شهر مي شود.
بسياري عقيده دارند كه مورد دوم مهمتر است زيرا با تحقق آن عوامل اول مي تواند كارساز باشد.
علي اكبر زاهدي نيا يكي از ساكنين در اين باره مي گويد: «به نظر من شهرداري اقدامات لازم را انجام مي دهد. زباله ها را انتقال مي دهند، كوچه ها را آسفالت مي كنند، باجه هاي تلفن را مي شويند و خلاصه اينجا و آنجا نرده اي رنگ مي كنند، گلي مي كارند و از اينجور كارها. اما يك بي مبالاتي كوچك كافي است تا همه اين زحمات هدر رود. بعضي وقتها درحال عبور از همين كوچه خودمان مي بينيم يكي از خانم هاي خانه دار از پنجره واحد طبقه سوم فرش و زيراندازي را آويزان مي كند و مي تكاند. شايد به نظر خود اين خانم و يك عده ديگر اين كار تأثير چنداني در كثيفي شهر نداشته باشد، اما صحبت سر اين مسأله است كه چطور بعضي از ما چيزي را كه براي خودمان ناپسند مي دانيم براي بقيه مي پسنديم. اگر كسي در پنجره خانه اين خانم را باز كند و مقداري خاكروبه به داخل خانه بريزد، چه حالي به او دست مي دهد. مگر نمي گوييم شهر ما خانه ما؟ آيا معني اين شعار اين است كه خانه را جارو كني و خاكروبه را داخل كوچه بريزي.»
به عقيده زاهدي نيا بايد پاكيزه نگاه داشتن محيط خارج از خانه هم از كودكي به همه شهروندان آموزش داده شود: «اگر به همه ما ياد مي دادند همان طور كه مراقب تميزي و پاكيزگي خانه خودمان هستيم و هيچ آدم عاقلي در خانه خودش آشغال روي زمين نمي ريزد، در محيط بيرون از خانه هم چنين رفتاري داشته باشيم، اين همه پول وقت و نيرو براي تميز شدن لازم نبود.»
بسياري آموزش هاي عجولانه و يك خطي و تكراري را موجب شعارزدگي مي دانند و عقيده دارند در اين زمينه بايد براي ارتباط با مخاطبان شهري از شيوه هاي جذاب تري استفاده كرد.
تجربه نشان داده است كه باورهاي ديني مردم در اين زمينه مي تواند آنها را ترغيب به مشاركت بيشتر كند. شما حساب كنيد بلاد مسلمين از ديرباز به عنوان مكان ها و محيط هاي پاكيزه و دور از آلودگي شده بودند. اين تميزي و نظافت عمومي مربوط به زماني است كه هنوز هيچ حرفي از بلديه و شهرداري نبوده است.
فراش صبح زود مي آمده و آب وجارويي مي زده و مي رفته. اين باور عمومي مردم كه شوارع و طرق را وسيله اي براي سهولت زندگي همه مي دانسته اند، موجب شده بود تا براساس دستورات ديني و به تبعيت از سيره معصومين و بزرگان دين، كسي اگر سنگ و كلوخي سر راه مي ديد آن را برمي داشت و اگر آلودگي و نجاستي را مشاهده مي كرد يا بر طرف مي كرد يا با خاك آن را مي پوشاند.»
مقابله با اخلال گران زيبايي شهر
با اين حال سوالي كه براي بسياري مطرح مي شود، اين است كه در اين ميان اداره زيباسازي چه وظايفي را برعهده دارد؟
مهندس ذبيح الله حسيني رئيس اداره زيباسازي در پاسخ به اين سوال مي گويد:«پاكسازي نماها و شست و شوي مبلمان شهري، نورپردازي، آذين بندي معابر و مساجد بويژه در مناسبت ها، احداث آب نماها، پياده روسازي و تبليغات محيطي از وظايف اين معاونت است. البته به همه اينها بايد موارد ديگري مانند نصب حجم هاي هنري و مجسمه ها و فعاليت هاي مشابه را هم اضافه كرد.»
به گفته حسيني با وجود فعاليت هاي گسترده اين معاونت عواملي وجود دارد كه موجب بي اثر شدن اين تلاش ها مي شود. او در اين باره ادامه مي دهد:«درباره همين اولين وظيفه اين اداره كه پاكسازي نماهاي شهري است، وقتي جايي را رنگ آميزي و تميز مي كنيم يكي- دو روز بعد برچسب هاي تبليغاتي در سطح اين نماها مشاهده مي شوند. بسياري از موسسات و شركت ها بدون توجه به آثار تخريبي چنين اقداماتي هرجا كه دستشان برسد برچسب مي چسبانند و ديوارنويسي مي كنند.»
رئيس اداره زيباسازي از اتخاذ تدابير سختگيرانه تر در اين باره خبر مي دهد و مي گويد:« با تهيه عكس و تصوير از آسيب هاي وارد شده به نماهاي شهري توسط اين موسسات گزارش مصوري تهيه و براي تنظيم شكواييه به اداره حقوقي ارسال مي شود. علاوه بر جرايم نقدي، براي كساني كه اقدام به چنين كارهايي مي كنند مجازات هاي ديگري مانند قطع تلفن نيز درنظر گرفته شده است.»
به گفته او پديده و نداليزم وآسيب رساني به نماها و مبلمان شهري نيز از مشكلات جدي پيش روي پرسنل اين اداره است.
حسيني در اين باره مي گويد:«اثرات چنين پديده اي شدت و ضعف دارد، با اين همه مي توان گفت در سال هاي اخير به طور نسبي و تقريبي شاهد كاهش چنين صدماتي هستيم كه نشان دهنده رشد آگاهي ها و ارتقاي سطح فرهنگ شهروندي است. با اين همه با اقدامات تبليغي و اطلاع رساني هاي به جا از طريق رسانه هايي مانند صدا و سيما و مطبوعات شهري مي توان به برطرف شدن اين مشكل اميدوار بود.»
رئيس اداره زيباسازي با موثر بودن اقدامات تشويقي مانند انتخاب شهروند نمونه كه در سال هاي اخير انجام مي شود، خبر خوشي نيز براي اهالي دارد. او مي گويد:«به تازگي با توجه به بودجه اختصاص يافته، امكانات خوبي در بعضي از پارك ها براي بازي بچه ها ايجاد شده است و همچنين اقداماتي در همه حوزه هاي مربوط به اين اداره انجام خواهد شد و در نظر داريم سال آينده با مشاركت اداره فضاي سبز در بعضي محورها با اجراي فضاهاي سبز عمومي، منظره زيبايي را ايجاد كنيم.»
به گفته رئيس اداره زيباسازي، معاونت هاي ديگري مانند: فضاي سبز و معاونت عمراني شهرداري در بهبود وضع ظاهري شهر دخالت دارند و با تلاش پيگيري و مستمر آنها وضع شهر در حال بهبود يافتن است با اين حال مردم در اين زمينه نقش اصلي و اساسي را دارند.
بسياري ديگر نيز با رئيس زيباسازي شهر در اين باره هم عقيده اند. به گفته آنها اطلاع رساني و تبليغات گسترده در اين باره مي تواند به ارتقاي فرهنگ شهروندي و جذب مشاركت هاي عمومي براي زيباسازي شهر كمك كند. از سوي ديگر با تحقق چنين هدفي عملا عمر مفيد نماها و مبلمان شهري افزوده مي شود و با كم شدن آسيب ها در اين باره زيبايي و چشم نوازي آنها نيز براي مدتي طولاني تر حفظ مي شود.
هرچه هست داشتن شهري زيبا و پاكيزه حق شهروندان است. حقي كه توسط خود آنها تأمين مي شود و براي حفظ آن نيز تلاش همه آنها ضروري است.
نماي سنتي يا مدرن
يكي ديگر از نمادهاي زيبايي شهري، نماي ساختمان ها است كه بايد ساماندهي شده و با مسائل ديگر هماهنگ شود.
استفاده از معماري هاي گوناگون براي نماسازي ساختمان ها، سابقه اي ديرپا دارد. با اين وجود با فراواني ابزار و ايجاد مهارت هاي جديد در اين زمينه اين روزها شاهد شكل گيري نماهاي ساختمان در اشكال جديد و بديع هستيم.
بسياري از سازندگان بناها با كاربرد سبك هاي بومي و اقليمي و تلفيق آن با نماسازي هاي مدرن، اشكال جديدي را در نماي ساختمان ها پديد مي آورند كه به نوبه خود مي تواند چشم نواز و زيبا باشد. اما در اين ميان چيزي كه به آن توجه مي شود اين است كه نماي ساختمان نيز مانند ساير بخش هاي آن نقش مهمي در حفظ امنيت و صرفه جويي در استفاده از انرژي براي روشن و گرم يا خنك نگه داشتن فضاي داخلي ساختمان دارد. رقابت در ايجاد نماهاي جديد در سال هاي اخير به احداث ساختمان هايي كه نماي خارجي آنها پوشيده از شيشه است منجر شده است. طبيعي است در چنين ساختمان هايي چه مقدار انرژي براي ايجاد حرارت يا برودت هدر مي رود.
درحقيقت چيزي كه بيشتر از شكل و فرم و سنتي يا مدرن بودن نماي خانه ها اهميت دارد نقش آنها در نگهداري از دماي مطلوب فضاي داخلي ساختمان است.
از سوي ديگر اين توجيه كه با مقاوم سازي و ايمن سازي ساختمان ها، بهاي كمتري به زيبايي نماي آنها داده شود، چندان منطقي به نظر نمي رسد. مي توان با در نظر گرفتن نكاتي به هر دو حسن دست يافت، هم زيبايي نماها و هم حفظ و حراست از انرژي كه براي ايجاد دماي مطلوب در منازل صرف مي شود.
به عبارت ديگر مي توان با تلفيق نيازها به الگوي واحدي در نماسازي دست يافت كه در آن زيبايي در كنار ايمني تأمين شود.
عاملي كه با دسترسي به آن جنبه هاي اقتصادي در ساختمان سازي با اسراف تضييع انرژي همراه نباشد و در عين حال با ارائه نمونه هاي تازه اي از نماهاي شهري منتهي شود.
چنين امري مي تواند با تعميم در تمام امور شهري مشكلات مشابه را نيز از سر راه مردم و مسئولين بردارد و در اين باره ما را به يك تعادل پايدار برساند.

 

(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14