(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 17 شهريور 1387 - 6 رمضان 1429 - 7 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189176
 

تكبر و نقص عقل
ستارالعيوب
عرفان ولايت محور
آثار معنوي و اجتماعي روزه
آثار حجاب



تكبر و نقص عقل

قال الامام الباقر(ع): ما دخل قلب امرء «شييء» من الكبر الا نقص من عقله مثل مادخله من ذلك قل ذلك اوكثر.
امام باقر(ع) فرمود: چيزي از كبر در قلب مرد داخل نمي شود، مگر آنكه به همان مقدار از عقلش كاسته مي شود، خواه كم باشد يا زياد.»(1)

1- بحارالانوار، ج78، ص .186

 



ستارالعيوب

نقل شده روز قيامت، بنده اي را مي آورند، درحالي كه گريان است. خداي سبحان به او خطاب مي كند و مي فرمايد: بنده من! چرا گريه مي كني؟ وي در پاسخ مي گويد: سبب گريه من اين است كه امروز آنچه از عيب و بدي هاي من نزد آدميان و فرشتگان پنهان بوده است، آشكار خواهد شد خداوند به او مي فرمايد: بنده من! تو را در دنيا با داشتن زشتي هاي بسيار، رسوا نكردم. حال آنكه گناه مي كردي و مي خنديدي. پس چگونه امروز تو را رسوا كنم، درحالي كه گناه نمي كني و گرياني!(1)

1- اخلاق محتشمي، باب23، ص246

 



عرفان ولايت محور

پرسش:
آيا در سير و سلوك و رسيدن به مقامات عرفاني و معنوي مي توان افراد ديگري غير از پيامبراعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) را به عنوان پيشوا و مقتداي خود قرار داد و به آن كمالات عرفان دست يافت؟
پاسخ:
پاسخ اجمالي اين است كه عرفان منهاي امامت و ولايت، عرفان تهي و كاذب و غيراصيل و صادق است. اما پاسخ تفصيلي اين است كه عرفان بر عنصر توحيد و ولايت قرار گرفته و ستون فقرات عرفان همانا «توحيد» و «ولايت» است و انسان كامل واسطه فيض خداي سبحان در ميان عالم و آدم و خليفه و حجت بالغه الهي و الگوي تمام عيار و معيار قرب و لقاي الهي است، و در عرفان اسلامي از يك منزلت رفيع برخوردار است. راه رسيدن به مقام انسان كامل در اسلام تهذيب نفس، توجه به خدا، رهايي از هرگونه تعلق و تعين است و سالك بايد در پرتو هدايت ها و حمايت هاي معرفتي- معنوي انسان كامل راه به جايي ببرد و به سر منزل مقصود برسد و منازل و مقامات را با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته طي كند. اما بايد توجه داشت كه «انسان كامل به معناي امام و ولي، بالاتر و والاتر از انسان كامل عرفان و قطب و ولي در عرفان و تصوف است كه الگو گرفته از آن و نزديك به آن است.»
عرفان و تصوف اسلامي بايد از دو منبع ناب و زلال يعني قرآن كريم و احاديث و سنت علمي و عملي يا قولي و فعلي معصومان(ع) تغذيه شده باشد و رنگ و بوي ولايي داشته باشد، زيرا قرآن صامت و ناطق، مبدأ هدايت، سعادت، كمال و تعالي وجودي انسان هستند و مرجعيت فكري- معرفتي و رهبر سلوكي و معنوي عارف و صوفي را بايد قرآن و اهل بيت پيامبر(ص) به عهده گيرند، چراكه امامت، استمرار خط نبوت و امام، تفسير علمي و عملي قرآن كريم است و همه شئون حقوقي كه براي پيامبر اسلام به عنوان خاتم پيامبران مطرح است، غير از شأن تشريع، براي امام و ولي متصور است همانند شأن تشريح و توضيح حقايق، تبليغ، قضاوت و داوري، حكومت و مديريت و هدايت ظاهري و باطني كه از شئون امامت است. روح عرفان ناب و اصيل همان امامت و ولايت و اشراف ظاهري و باطني انسان كامل بر همه جوانب و شئون سالك الي الله است. بدين لحاظ منطق وحي و معرفت معصومين(ع) و كشف و شهود تام محمدي(ص) و علوي معيار سنجش، نقد و ارزيابي چنين عرفان هايي خواهد بود. زيرا عرفان اسلامي ناب ولايت محور است و لب عرفان نظري و عملي را همانا ولايت مي داند كه در اينجا به چند نكته اشاره مي شود:
1- عرفان ناب، عرفان امامت و ولايت است، يعني عرفان قرآن و عترت.
2- عرفان صوفيانه كه در جهان تسنن شكل يافته، عرفان منهاي ولايت است.
3- عرفان هاي كاذب اساساً ضدامامت و ولايت هستند.
4 مسأله قطب، مراد و انسان كامل در عرفان هاي صوفيانه، به ويژه برخي فرق و جريان هاي آن با انسان كامل اسلام و امامت و ولايت كاملاً متفاوت و تنها تشابه اسمي مطرح است، به ويژه تصوف پس از قرن دهم كه دچار انحراف هاي مبنايي شده است كه شهيد مطهري(ره) در اين راستا مي فرمايد: «ازنظر شيعه در هر زمان يك انسان كامل كه نفوذ غيبي دارد بر جهان و انسان و ناظر بر ارواح و نفوس و قلوب است و داراي نوعي تسلط تكويني بر جهان و انسان است همواره وجود دارد و به اين اعتبار نام او حجت است.» بنابراين با چنين رويكردي مي توان نتيجه گرفت كه عرفان منهاي ولايت انسان كامل معصوم، عامل انحراف اعتقادي و رفتاري خواهد شد و قطب را به جاي امام و مرشد را جاي ولي نشاندن و سپس اطاعت كامل را از مريد و سالك در برابر قطب و مرشد و شيخ طريق مطالبه كردن، (آن هم فرقه هايي از صوفيه كه قطب و مرشد آنها دين شناس و شريعت شناس نبوده و حتي برخي عوام محض و بي سواد هستند) پيامدي جز فساد فكري و انحراف اخلاقي به دنبال نمي آورد و براي فرار از اصول و آموزه هاي اعتقادي و شرعي، بحث سقوط تكليف و وصول به حق و نديدن و عمل نكردن شريعت مطرح مي شود و حتي شاهد بازي، نظربازي، موسيقي مبتذل، شرب خمر، اعتياد به مواد مخدر و داروهاي گياهي توهم زا و هزاران آلودگي اخلاقي را به دنبال خواهد داشت، به گونه اي كه در پي آن، عرفان خدا محور، معادگرا و شريعت محور جاي خود را به شاهد بازي و حلقه هاي ني و دف و ترانه هاي مهيج و رقص و سماع و... مي دهد.

 



آثار معنوي و اجتماعي روزه

طيبه چراغي
رمضان ماه خدا و بهار قرآن است. در اين ماه، زمينه پالايش درون و اصلاح بيرون و بهره مندي از رحمت خداوند براي همگان فراهم مي شود.
اين ماه به دليل فضيلت منحصر به فردش نسبت به ساير ماه هاي سال، براي روزه داري انتخاب شده است. در آموزه هاي ديني و آثار باقي مانده از بزرگان دين و تحقيقات بسياري از دانشمندان و پزشكان به اهميت و آثار و پيامدهاي مثبت هيچ عبادتي همانند روزه اشاره نشده است.
روزه عملي است كه در صورت تحقق دقيق، با توجه به شرايط و معيارهاي يك روزه واقعي، نتايج گرانبهايي در امور روحي، رواني، معنوي و بهداشتي براي فرد و اجتماع به ارمغان مي آورد.
گرچه شكوه، عظمت و بركات مادي و معنوي كه از روزه، نصيب اهل ايمان مي شود از نگاه احاديث و آيات قابل توصيف نيستند، اما در نوشتار حاضر سعي شده به برخي از آثار معنوي و اجتماعي آن اشاره شود كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
آثار معنوي روزه
1-تقواپيشگي
قرآن كريم مهم ترين ثمره روزه را تقوا مي داند و مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما واجب شده، چنانچه بر كساني كه قبل از شما بودند واجب شد، شايد پرهيزگار شويد.»(1)
اين آيه شريفه فلسفه اين عبادت انسان ساز را در يك جمله كوتاه و پرمحتوا با «لعلكم تتقون» بيان مي كند. روزه عامل مؤثري در پرورش روح تقوا و پرهيزگاري در تمام زمينه ها است.
روزه ابعاد گوناگوني دارد كه از همه مهم تر، بعد معنوي و اخلاقي و تربيتي آن است. روزه اراده انسان را قوي و غرايز او را تعديل مي كند. روزه دار بايد در حال روزه با وجود گرسنگي و تشنگي از غذا و آب و همچنين لذت جنسي چشم بپوشد و ثابت كند كه مي تواند زمام نفس سركش را به دست گيرد و برهوس هاي خود مسلط گردد. در حقيقت بزرگترين فلسفه روزه همين اثر روحاني آن است. انسان هايي كه انواع غذاها و نوشيدني ها را در اختيار دارند و هر لحظه كه تشنه و گرسنه مي شوند به سراغ آنها مي روند، مانند درختاني هستند كه در پناه ديوارهاي باغ بر لب نهرها مي رويند. اين درختان نازپرورده بسيار كم مقاومت هستند و اگر چند روزي آب از پاي آنها قطع شود، پژمرده مي شوند. اما درختاني كه از لابلاي صخره ها و در دل كوه ها و بيابان ها مي رويند و از همان طفوليت با انواع محروميت ها دست به گريبان هستند، محكم و پراستقامت هستند.
روزه نيز با روح و جان انسان چنين مي كند و با محدوديت هاي موقت به او مقاومت و توان مبارزه با حوادث سخت مي بخشد و به واسطه كنترل غرايز سركش، قلب انسان را نور و صفا مي بخشد(2) و اين است مهم ترين اثر روزه.
حكمت روزه داشتن مگذار¤ ¤ ¤ باز هم گفته و شنيده شود
صبرت آموزد و تسلط نفس¤ ¤ ¤ وزتو شيطان تو رميده شود(3)
علامه طباطبايي در ذيل تفسير آيه شريفه «... لعلكم تتقون» مي فرمايد: تعاليم عاليه اسلام و بيانات وافيه، چنين افاده مي كند كه ساحت قدس پروردگار منزه از اين است كه نياز به چيزي داشته باشد و از هرگونه نقص و نيازي مبرا است. پس عبادت، اثرش تنها متوجه بنده خواهد شد نه خدا، چنان كه گناهان نيز چنين هستند. خداوند درباره روزه مي فرمايد: لعلكم تتقون، يعني تشريع اين حكم براي اين است كه شما پرهيزگار شويد، نه اين كه پروردگار به روزه گرفتن شما نيازمند باشد.
اما اين كه از روزه اميد يافتن تقوا مي توان داشت جاي شك نيست چون انسان اين مطلب را در فطرت خود مي يابد كه اگر كسي بخواهد با عالم قدس ارتباط برقرار كند و به مرتبه كمال برسد، نخستين چيزي كه بر او لازم است اين است كه از شهوتراني بپرهيزد و جلوي نفس سركش را بگيرد و از هرچه كه او را از خدا بازمي دارد، دوري گزيند و اين تقوا از راه خودداري از شهوت و دوري از هواهاي نفساني به دست مي آيد و آنچه با حال عموم مردم مناسب است اين است كه در امور مورد نياز همگان مانند خوردن و آشاميدن و تمايل جنسي مشروع هم خودداري كند تا به واسطه اين تمرين، اراده شان تقويت شود...(4)
مبارزه با سلطه شهوت ها كه در اسلام جهاد اكبر ناميده مي شود، به پايمردي و اراده نياز دارد. انسان با روزه داري، در واقع با خواهش هاي نفساني خود مي جنگد و در برابر غريزه هاي كم ارزش خود مقاومت مي كند. پيشوايان اسلام فرموده اند: بهترين مردم كسي است كه با هواي نفس مبارزه كند و نيرومندترين آنان كسي است كه بر آن پيروز شود. (5)
روزه اي كه انسان را به چنين موقعيتي نرساند، روزه كامل نيست. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: «روزه دل از روزه زبان و روزه زبان از روزه شكم بهتر است.» (6)
2- تحصيل اخلاص
ماه مبارك رمضان، ماه ايجاد و تقويت بسياري از ملكات اخلاقي است و آدمي مي تواند با نهادينه كردن اين ملكات راه خود را براي حركت در اين مسير در ماه هاي بعد فراهم كند.
حاصل اين ملكات اخلاقي رسيدن به اخلاص است. اخلاص آدمي را آينه صفات و اسماء الهي مي كند: «رنگ خدايي بپذيريد و چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟» (7)
امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: «خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص مردم را بيازمايد.» (8)
و در خطبه حضرت زهرا(س) آمده است: «خداوند روزه را براي تثبيت اخلاص واجب كرد.» (9)
از مجموع اين روايت ها استفاده مي شود كه روزه با اخلاص رابطه دارد و اين كه وجوب روزه به خاطر اخلاص بندگان باشد، حاكي از اهميت بيش از اندازه اخلاص است.
معيار قبولي عبادتي همچون روزه عمل به اخلاص است. هرچه اخلاص بيشتر باشد، عمل نيز كامل تر خواهد بود. در حقيقت شرط رسيدن به تقوا، اخلاص است. بنابراين اگر فردي توانست در عبادت ماه مبارك رمضان اخلاص داشته باشد، مهمان واقعي حق تعالي شده است و به مقام قرب الهي نايل گرديده است.
3-چند برابر شدن پاداش ها
روزه باعث زياد شدن پاداش ساير اعمال نيك است. تضاعف ثواب بدين معناست كه اگر در حال روزه داري يك عمل را انجام دهد، همان عمل را اگر در غير حالت روزه داري انجام دهد، ثواب آن دو عمل يكسان نيست.
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: «هنگامي كه مؤمن عمل خويش را نيكو انجام داد، خدا اعمال او را مضاعف مي كند و هر عمل نيكي را هفتصد برابر اجر و ثواب مرحمت مي فرمايد، و اين قول خداوند در قرآن است كه مي فرمايد: « و خداوند براي كسي كه بخواهد، اضافه تر و بيشتراز هفتصد برابر مي گرداند» پس اعمالتان را كه براي رسيدن به پاداش الهي انجام مي دهيد، نيكو به جاي آوريد.»
راوي مي گويد پرسيدم چگونه اعمالمان را نيكو انجام دهيم؟ امام فرمود: «هرگاه نماز به جاي آوري ركوع و سجده آن را درست انجام بده. هر وقت روزه گرفتي از تمام آنچه روزه را باطل مي كند دوري كن. هرگاه حج و عمره به جاي آوردي از تمام آنچه درحال حج و عمره حرام است، اجتناب كن.» (10)
4- حفاظت توسط فرشتگان
برخي از فرشتگان از سوي خداوند ماموريت دارند تا در حق روزه داران دعا كنند. امام هشتم(ع) فرمود: «خدا فرشتگان بي شماري را برگماشت تا روزه داران را حراست نمايند و در حق مردان و زنان روزه دار دعا كنند.» (11)
5- سپر از آتش
روزه مي تواند آدمي را از آتش جهنم در امان نگه دارد؛ چنان كه رسول خدا(ص) فرمود: «روزه سپري است كه روزه دار را از آتش جهنم محافظت مي كند.» (12) امام علي(ع) نيز مي فرمايد: «برشما باد به روزه ماه رمضان، زيرا روزه اين ماه سپري است، نگه دارنده از آتش جهنم.» (13)
راز اصلي سپر بودن روزه را بايد در تأثيرگذاري آن در نفس روزه دار جست زيرا آن تأثير است كه باعث حراست آدمي مي شود.
6- تحصيل صبر و مقاومت
انسان در زندگي فردي و اجتماعي خويش در راه هدف هايي مبارزه مي كند و با مشكلاتي نيز روبه رو است؛ به همين جهت بدون صبر، پيروزي بر مشكلات و رسيدن به هدف ها آسان نيست و روزه به طور چشم گيري به انسان صبر و مقاومت مي بخشد و تحمل رنج و سختي را بر انسان آسان مي سازد.
در روايات رسيدن به مقام صبر از جمله حكمت هاي روزه معرفي شده است.(14) از اين رو پيامبر خدا(ص) ماه رمضان را ماه صبر ناميده است: «رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است.» (15)
و امام صادق(ع) نيز به همين ويژگي روزه اشاره فرموده است: هرگاه براي كسي حادثه اي جانكاه پيش آمد روزه بگيرد كه خدا فرموده است: «و استعينوا بالصبر و الصلوه ».(16)
روزه را از آن جهت صبر ناميده اند كه بزرگ ترين قدرت معنوي را براي انسان به ارمغان مي آورد و توان مبارزه و ايستادگي انسان را در برابر سختي ها افزايش مي دهد.
به فرموده استاد شهيد مطهري: «اساساً يك فلسفه روزه اين است كه انسان را از نازپروردگي خارج مي كند. شما روزهاي اولي كه روزه مي گيريد چون ]تازه[ مي خواهيد از قانون نازپروردگي خارج بشويد، خيلي بي حال مي شويد، ضعف شما را مي گيرد، ولي روزهاي آخر ماه مي بينيد با روزهايي كه روزه نگرفته ايد، هيچ فرقي نكرده ايد.» (17)
7- تقويت روحيه آخرت گرايي
روزه داري، روحيه آخرت گرايي و نيز زهدورزي نسبت به زندگي مادي را در انسان تقويت مي كند. امام رضا(ع) مي فرمايد: «راز وجوب روزه آن است تا آدمي مشكل گرسنگي و تشنگي را بچشد و در پيشگاه خدا متواضع گردد، احساس نياز كند، اجر خود را بخواهد و صبر و بردباري را پيشه سازد، در نهايت، اين نياز، زمينه ساز توجه به نيازمندي هاي وي در قيامت گردد.»(18)
پيامبر گرامي اسلام(ص) در خطبه شعبانيه فرمود: «با گرسنگي خود به هنگام روزه داري، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را به ياد آوريد.»(91) قيامتي كه به تعبير قرآن عذاب الهون در انتظار ماست. از امام باقر(ع) پرسيدند: عذاب هون چيست؟ فرمود: تشنگي روز قيامت.(20)
8- كسب آرامش رواني
در پرتو روزه، انسان به آرامش روحي دست مي يابد و در برابر نگراني و اضطراب مقاومت مي كند و مغلوب گرفتاري ها و ناملايمات نمي گردد. امام صادق(ع) فرمودند: «هرگاه براي كسي واقعه اي هولناك رخ داد، فوراً روزه بگيرد.»(21)
فخر رازي در تفسير خود آورده است: «قلب آدمي در باب توجه به عالم مادي و عالم غيرمادي دو حالت متضاد و متفاوت پيدا مي كند: آن گاه كه دل انسان، غرق درياي توجه به ماديات شود دچار اضطراب مي شود. لكن آن گاه كه غرق در تفكر در امور ماورايي و معنويات گردد، به حالت سكون نفساني و اطمينان و آرامش باطن و آسايش خاطر دست مي يابد.»(22)
همچنين روزه باعث دور شدن شيطان(23)، رهايي از آتش جهنم(24)، بخشش گناهان(25)، آرامش روحي (26)، استجابت دعا(27)، رسيدن به يقين و معرفت(28) و پاداش فراوان اخروي (29) براي روزه دار مي گردد كه هر يك از اين فوايد به صورت گسترده در روايات مورد توجه قرار گرفته است.
آثار اجتماعي روزه
1- مواسات و هم دردي با بينوايان
تحمل تشنگي و گرسنگي هرچند مدت اندكي باشد، آدمي را به ياد بينوايان مي اندازد و روحيه مهرباني و كمك به هم نوع و بذل و بخشش و سخاوت نسبت به ديگران به ويژه افرادي كه از نظر معيشتي در سطح پائين تري قرار دارند را در وجود آدمي زنده مي كند.
خفتگان را خبر از عالم بيداري نيست¤¤¤ تا غمت پيش نيايد غم مردم نخوري(30)
روزه دار با چشيدن طعم گرسنگي و تشنگي، وضعيت اسف انگيز و فشارهاي اقتصادي محرومان را بهتر درك مي كند و همين نكته او را به ياري مستمندان وادار مي سازد. و بدين ترتيب، زمينه براي كاهش فاصله بين ثروت مندان و تنگ دستان فراهم مي گردد.
امام حسن عسكري(ع) در پاسخ پرسشي كه از علت واجب شدن روزه سؤال شده بود فرمودند: تا توانگر درد گرسنگي را بچشد و در نتيجه به مستندان كمك كند.»(31)
امام صادق(ع) نيز مي فرمايد: «خداوند روزه را واجب كرد تا ثروتمند و فقير در يك سطح قرار گيرند.(32)
از امام حسين(ع) پرسيدند: چرا خداوند روزه را واجب كرد؟ فرمود: «براي اين كه ثروتمند با روزه گرفتن خود، گرسنگي را لمس كند و توجه او به بينوايان بازگردد.»(33)
جامعه اي كه در آن افراد و گروه هاي ضعيف و آسيب پذير، مورد حمايت اقتصادي و اجتماعي دولت و نهادهاي مردمي قرار نمي گيرند، از سلامت و ثبات اجتماعي لازم برخوردار نخواهد شد و حتي اقشار ثروتمند در چنين جامعه اي، از امنيت رواني كافي و آرامش معنوي بهره اي نخواهد داشت.
در بحث عوامل برانگيزاننده رفتار حمايتي، ويژگي هاي شخصيتي افراد در گرايش آنها به كمك كردن به ديگران مورد بررسي قرار مي گيرد. از جمله ويژگي هاي افرادي كه به رفتارهاي حمايتي اقدام مي كنند، وجود احساس همدلي و همدردي آنها نسبت به ديگران است. افرادي كه در قبال آسيب ديدگان احساس مسئوليت اجتماعي مي كنند، كساني اند كه درباره نيازهاي ديگران دغدغه خاطر دارند و قادرند خود را به جاي آنان بگذارند و به مسايل از ديد آنها بنگرند. (34)
روزه ماه رمضان يكي از تعاليم شگفت اسلام است كه با آداب و شرايط خاص خود علاوه بر فوايد معنوي و جسمي كه دارد، فرد مسلمان را در يك تجربه واقعي از گرسنگي و محروميت قرار مي دهد و بدين وسيله حس همدلي و همدردي با نيازمندان را در او زنده مي كند.
2- كسب صبر در روابط اجتماعي
داشتن صبر در مواجهه با رفتار و گفتار ديگران از جمله پايه هاي اساسي يك رابطه اجتماعي سازنده است. بين مهمترين دوستان و در سالم ترين خانواده ها نيز گاه مشكلات و مسايلي پيش مي آيد كه ناگهان سطح پرخاشگري را در افراد بالا مي برد و منجر به برداشت هاي غيردوستانه اي مي شود كه گرچه ممكن است بزرگ و اساسي به نظر بيايند، اما با اندكي صبر و شكيبايي قابل كنترل است.
روزه از جمله اعمال عبادي است كه زمينه را براي تقويت صبر دراختيار انسان قرار مي دهد (35)
3- ايجاد امنيت اجتماعي
روزه دار سعي مي كند در زماني كه روزه دار است بخشي از گناهان خود را ترك كند به ويژه گناهي كه مربوط به حوزه زندگي اجتماعي مي شود. آمارهايي كه همواره توسط مقامات انتظامي درباره كاهش روند جرم و جنايت در ماه رمضان منتشر مي شود، بهترين گواه بر اين مساله است.
4- استحكام پيوندهاي خانوادگي و دوستي
بدون ترديد يكي از عوامل تقويت روابط اجتماعي در گروه دوستان و خويشان، رفت و آمدهايي است كه بين افراد صورت مي گيرد. توصيه هاي موكد اولياي دين بر افطاري دادن در اين ماه شريف از يك سو، و تاكيد بر اجابت دعوت ديگران از سوي ديگر، از عواملي است كه در بهبودي و تقويت روابط دوستانه موثر است.
امام صادق (ع) مي فرمايد:«ثواب افطاري دادن تو به برادر مسلمانت و شادمان كردن او، براي تو از اجر روزه ات بيشتر است.» (36)
از جمله وظايف مومن روزه دار آن است كه در اين ماه بايد در اخلاق فردي و اجتماعي خود تجديدنظر كند. احترام به سالمندان، ترحم بر كوچك و بزرگ، صله ارحام و افطاري دادن تنها بخشي از توصيه هاي پيامبر (ص) در خطبه اي است كه در آخرين جمعه ماه شعبان ايراد فرمودند و در آن وظايف روزه دار و فضايل روزه را برشمردند. (37)
&پانوشتها در سرويس معارف موجود است

 



آثار حجاب

محمد آصف عطايي
در اين نوشته برآنيم با توجه به آيات و روايات، آثار ارزشمند حجاب را همراه با خوانندگان خداجو و مؤمن،مرور نماييم-مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
از جمله مباحثي كه همواره به عنوان يك موضوع بحث برانگيز و جنجالي مطرح بوده، ذهن و ضمير انسان ها را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله حجاب و تعيين حدود و ثغور آن است. بعضي از كشورها رعايت حجاب و پوشش اسلامي را مانع حضور زنان در اجتماع تلقي كرده و مدعي هستند كه رعايت حجاب براي خانم ها، دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاي آنها در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي شود و از اين ناحيه، آسيب هاي اقتصادي به جامعه مي زند و پيامدهاي روحي و رواني براي خانم ها دارد.
برخي كشورهاي ديگر، قانون حجاب را مغاير آزادي و دموكراسي معرفي نموده و با جديت تمام با آن مخالفت مي كنند و با كساني كه با ميل و رغبت، حجاب و پوشش اسلامي را به عنوان يك وظيفه و تكليف، رعايت نموده و در اجتماع ظاهر مي شوند؛ با شدت برخورد نموده و از امتيازات اساسي و مهم اجتماعي مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه، استخدام در ادارات دولتي، گرفتن گذرنامه و... محروم مي كنند. آن هم در كشورهايي كه خود را مهد فرهنگ و تمدن و پايه گذار دموكراسي معرفي كرده و از آزادي هاي فردي و اجتماعي صحبت مي كنند.
انسان هاي مؤمن و موحد، حجاب را به عنوان تكليفي الهي، تلقي كرده و در انجام رعايت آن، مثل ساير واجبات الهي، خود و ديگران را ملزم مي دانند و در انجام تكليف و پوشش اسلامي از سرزنش و ملامت ملامت گران و توهين و تحقير اين و آن، افسرده و عصباني نمي شوند؛ بلكه آن را به عنوان تكليف الهي كه باعث عفاف و پاكدامني افراد و بهداشت و سلامت خانواده و اجتماع شده و رشد، ترقي و كمال آنان را به همراه دارد؛ با عشق و علاقه، رعايت مي كنند و به ديگران نيز توصيه مي نمايند.

¤¤¤
1) بهره مندي از پاداش الهي
هر دين و آييني براي خود احكام و دستوراتي دارد، پيروان اديان و مذاهب، براي اثبات ادعاي پيروي، چاره اي ندارند جز اين كه در عمل، ضوابط و قوانين دين و آيينشان را رعايت نموده و در زندگي خود به آن، عمل نمايند. در مكتب اسلام رعايت حجاب اسلامي از جمله احكام مسلم و قطعي و لازم الاجرا است كه بايد از سوي افراد مؤمن و مسلمان، رعايت شود.
رعايت حجاب اسلامي از سوي مسلمانان علاوه بر آثار ارزشمند ديگر، پاي بندي نسبت به احكام شرع و اطاعت از دستورات الهي را نشان مي دهد كه پاداش الهي را به دنبال دارد؛ لذا خداي سبحان پس از بيان يك سلسله احكام و دستورات، مي فرمايد: «تلك حدود الله و من يطع الله و رسوله يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و ذلك الفوز العظيم(1): اين ها مرزهاي الهي است؛ و هركسي، خدا و پيامبرش را اطاعت كند ] و قوانين او را محترم بشمارد[ خداوند او را در باغ هايي از بهشت وارد مي كند كه همواره، آب از زير درختانش جاري است و جاودانه در آن مي ماند؛ و اين پيروزي بزرگي است.»
بنابراين، حجاب و پوشش اسلامي، اگر به عنوان انجام وظيفه و تكليف الهي، رعايت شود، از مصاديق روشن اطاعت از دستورات خدا و پيروي از سنت پيامبر اكرم(ص) به حساب مي آيد و اطاعت از خدا و پيروي از سنت پيامبر(ص) بر اساس آيات قرآن، اجر و پاداش جاويدان الهي را به دنبال خواهد داشت.
2) آرامش روحي
دسترسي به آرامش روحي و رواني، سهم قابل ملاحظه اي در پيروزي و موفقيت انسان داشته و دارد. كم نيستند انسان هايي كه رسيدن به آرامش را به عنوان آرزوي ناياب، جست وجو مي نمايند ولي به آن نمي رسند، به كارگيري دستورات سعادت بخش اسلام، موجبات آرامش روحي و رواني انسان ها را يقيناً فراهم خواهد نمود. و بالعكس عمل نكردن به آنها، آثار مخرب افسردگي روحي و رواني را به همراه خواهد داشت. رعايت حجاب اسلامي از جمله علل و عواملي است كه تاثير زيادي در ايجاد آرامش روحي و رواني دارد.
برعكس، نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي در معاشرت و بي بند و باري، هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي هر دو طرف را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع نشدني درمي آورد و اين همان اضطراب روحي و رواني است. غريزه جنسي، قوه نيرومندي است كه هر چه افسار گسيخته تر باشد، طغيان و سركشي او بيشتر مي شود، اگر دختران و زنان در اجتماع، پوشش لازم را نداشته باشند از آثار و پي آمدهاي طغيان و سركشي اين غريزه خطرناك درامان نخواهند ماند و سرانجام آرامش خاطر خود را به درياي مواج و خروشاني مبدل خواهند نمود.
شهيد مطهري (ره) در كتاب مسئله حجاب مي نويسد: «چرا در دنياي غرب اين همه بيماري رواني زياد شده است؟ علتش آزادي اخلاقي جنسي و تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمي و غيررسمي و حتي در خيابان ها و كوچه ها انجام مي شود.» (2)
بي حجابي باعث ايجاد هيجان هاي شديد در ميان مردها مخصوصاً جوانان مي شود چرا كه غريزه جنسي نيرومندترين غريزه در فرد است كه با عشوه گري و آرايش و برهنگي زنان، اين غريزه شعله ورتر خواهد شد، در چنين شرايطي جوانان يا بايد به فساد و عياشي و تجاوزگري روي آورند و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهند و آرامش خود و ديگران را به خطر اندازند و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمارگونه خود را ادامه داده آرامش خود و خانواده را برهم زنند.
يكي از كارشناسان در اين زمينه مي گويد: «دوستانه مي گويم كه در تمام كلينيك هايي كه با پسران جوان مبتلا به استمنا، ارتباط غلط، خودكشي كرده، فراري ها و... صحبت كرده ام، ]متوجه شدم[ همه ريشه از تحريك هاي جنسي توسط حضور دختران بي بند و بار در جامعه گرفته است، روزي هزاران نامه دريافت مي كنم كه حكايت از روان پريشي مردان جواني دارد كه با ديدن فلان شكل حضور زنان در جامعه به اين روز افتاده اند.» (3)
خداي سبحان خطاب به همسران پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «يا نساء النبي لستن كاحد من النسا ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا (4)؛ اي همسران پيامبر! شما همچون يكي از زنان معمولي نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه اي هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد!»
يعني هنگام سخن گفتن، جدي و به طور معمولي سخن بگوييد، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعي دارند با تعبيرات تحريك كننده كه گاه توام با ادا و اطوار مخصوصي است كه افراد شهوت ران را به فكر گناه مي افكند سخن بگوييد. (5)
اگر سخن گفتن با ناز و كرشمه، باعث تحريك شهوت مردان مي شود، بي حجابي و بدحجابي به طريق اولي، آتش شهوت جنسي را در مردان شعله ور خواهد نمود. در مورد شأن نزول آيه 30 به بعد از سوره نور، مفسران شيعه و سني نقل كرده اند كه: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي كه رو سري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود؛ از كوچه اي عبور مي كرد. مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده كرد و چنان غرق تماشا شد كه از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حركت نموده تا اينكه صورتش به شي اي اصابت كرد و مجروح گرديد. هنگامي كه به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت. اين جا بود كه آيات سوره مباركه نور نازل گرديد.» (6)
بنابراين، رعايت حجاب اسلامي، موجبات آرامش را هم براي خانم ها فراهم مي نمايد و هم براي آقايان. زيرا خانم ها با رعايت حجاب اسلامي در حقيقت احكام و دستورات الهي را عمل و رعايت كرده و از اين طريق خود را به آرامش واقعي نزديك مي نمايند و از سوي ديگر مردان نيز با صحنه هايي كه آتش شهوت را شعله ور مي نمايد كمتر مواجه شده در نتيجه دچار اضطراب و پريشاني نخواهند شد. امام علي(ع) مي فرمايد:«كسي كه نگاهش را كاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد».7 و نعمتي بالاتر از آرامش قلب وجود ندارد، اين موهبت بزرگ الهي اگر در اعضا و افراد جامعه ، محقق شود، جامعه نيز به تبع اعضا و افراد خود ، داراي آرامش خواهد شد.
3) تزكيه
هدف اصلي تشريع احكام اسلامي، قرب به خداوند است كه به وسيله تزكيه نفس وتقوا به دست مي آيد. از جمله اهداف بعثت انبياي الهي نيز تزكيه انسان ها ذكر شده است؛ خداي سبحان مي فرمايد: « هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم ويعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين8؛ او كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مي خواند و آنها را تزكيه مي كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مي آموزد هر چند پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند!»
از جمله آثار ارزشمند رعايت حجاب اسلامي، دست يابي به تزكيه نفس است؛ چنان كه خداي سبحان مي فرمايد:« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ، وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن9؛ اي رسول ما! مردان مؤمن را بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه اين براي پاكيزگي جسم و جان ايشان اصلح است. و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را ( از نگاه هوس آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار كه نمايان است آشكار ننمايند و (اطراف) روسري هاي خود را برسينه افكنند (تاگردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند».
خداي سبحان از زنان و مردان مؤمن مي خواهد تا از نگاه كردن به نامحرم ، خودداري نمايند؛ چرا كه نگاه، اولين گام تحريك و جلب زنان و مردان به همديگر است؛ به دنبال نگاه، زمينه كشش ها و پيامدهاي بعد تا بدترين مراحل ، فراهم مي شود.
در احاديث معصومين(ع)، نگاه به نامحرم و چشم چراني به عنوان تير زهر آلود شيطاني معرفي شده است. امام صادق(ع) مي فرمايد:«نگاه (و چشم چراني) تيري از تيرهاي مسموم شيطان است چه بسيار نگاه هايي كه بعدها، حسرت و تأسف طولاني را به دنبال خواهد داشت 10». امام علي (ع) نيز مي فرمايد:« كسي كه نگاه را رها سازد، حسرت و تأسف او ز ياد مي شود11». و در جاي ديگر مي فرمايد:«نگاه و چشم چراني، پيشاهنگ تمام فتنه ها است.» 12
در واقع، نگاه هايي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد كه فرايند و محصولي جز فحشا، -سياهي دل، مشكلات و نارسايي هاي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني، دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است كه دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
اگر انسان بر خواسته هاي نفس خود، حاكم و مسلط شود و آن گونه كه خداي سبحان مي فرمايد: نگاه ها را از جذابيت هاي حرام، دور سازد، نقطأ آغاز انحرافات بعدي را از خود دور ساخته و زمينأ تزكيه، خودسازي و رسيدن به جوار قرب الهي را درخود ايجاد نموده است؛ لذا خداي سبحان از جملأ آثار ارزشمند رعايت حجاب و خودداري از چشم چراني و نگاه به نامحرم را تزكيه و خودسازي مي داند.
5) امنيت
امنيت يكي از اصلي ترين نياز انسان ها در زندگي فردي و اجتماعي است؛ چرا كه در سايأ امنيت و آرامش، زمينه هاي تلاش و فعاليت و در ادامأ آن، رشد و تكامل فراهم خواهد شد. در طرف مقابل، اضطراب و ناامني، فعاليت هاي تكاملي انسان را در عرصه هاي مختلف زندگي متوقف مي سازد.
از جملأ آثار ارزشمندي كه رعايت حجاب اسلامي به همراه دارد، امنيت براي بانوان است؛ چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفورا رحيما31؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها (روسري هاي بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ ]و اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنها سر زده، توبه كنند[ خداوند همواره آمرزندأ رحيم است.»
خداي سبحان در آيأ شريفه، فلسفأ رعايت حجاب اسلامي را مصونيت خانم ها از آزار و اذيت اراذل و اوباش و انسان هاي آلوده و شهوت طلب، معرفي مي نمايد. و اين يك امر طبيعي است؛ اگر زني بدون رعايت حجاب در كوچه و خيابان، ظاهر شود، چشمان پرگناه و آلودأ انسان هاي شهوت ران و فرصت طلب، او را دنبال خواهند كرد و موجبات آزار و اذيت و ناامني او را فراهم خواهند نمود.
ولي در صورتي كه زنان و دختران با رعايت كامل حجاب اسلامي و با وقار خاصي براي انجام فعاليت هاي روزانه در كوچه و خيابان رفت وآ مد داشته باشند، كسي جرأت آزار و اذيت آنان را در خود نخواهد ديد.
اگر در احاديث و روايات معصومين(ع)، زن به عنوان ريحانه و شاخأ گل، معرفي و تشبيه شده است، در ضمن تعبير ظريف و زيبا، اين نكته را نيز مي رساند كه باغبان و نگهبان اين شاخأ گل زيبا و ظريف، خيلي بايد هوشيار و مراقب باشد و در حفظ و نگهداري آن، كمال دقت و تأمل را به خرج دهد؛ چرا كه در صورت عدم دقت در حفظ و نگهداري، دستان بي رحم گلچين، او را پژمرده خواهد ساخت و سلامت و امنيتش را تهديد خواهد نمود.
امروز يكي از معضلات اجتماعي جوامع متمدن كه سنگ آزادي زن را به سينه زده و او را به نام آزادي، با پيكري عريان در صحنأ اجتماع، وارد مي سازند، مسئله امنيت زنان است. سيل تجاوزهاي به عنف و حتي تجاوز به محارم و انواع خيانت ها و جنايت هاي ديگر، دنيا را براي زن ناامن نموده و امنيت را براي او به آرماني دست نيافتني تبديل نموده است. گزارش هاي ناگوار و تكان دهنده اي كه از رسانه هاي گروهي دنيا در اين زمينه در اختيار افكار عمومي قرار داده مي شود، نيز اين مطلب را تأييد مي كند و از بحران روحي و جنسي در جوامع امروزي خبر مي دهد كه هر دو، دست در دست هم داده و امنيت زن را خدشه دار ساخته و آسايش خاطر او را سلب كرده اند؛ در حالي كه رعايت حجاب اسلامي مي تواند تاحدودي اين مشكل را حل كند و امنيت خانم ها را تأمين نمايد.
نتيجه آنكه حجاب و پوشش اسلامي به عنوان يك وظيفه و تكليف الهي و شرعي مطرح است كه رعايت آن علاوه بر اين كه عمل به تكليف شرعي و پيروي از سنت پيامبر اكرم(ص) به حساب مي آيد، باعث تزكيه و خودسازي انسان و بهره مندي او از اجر و پاداش جاويدان و هميشگي الهي در دنياي بعد از مرگ خواهد شد. در زندگي دنيوي نيز رعايت پوشش اسلامي، مقام و منزلت زن محجبه را افزايش داده و باعث آرامش و امنيت او، خانواده ها و جامعه خواهد شد.
مركز فرهنگ و معارف قرآن
پي نوشتها:
1- سوره نساء آيه 31.
2- مسئله حجاب، شهيد مرتضي مطهري ص 78.
3- مجله زن روز، 11 بهمن 2831، شماره 2193، ص 65.
4- سوره احزاب، 23.
5- تفسير نمونه، ج71، ص 882.
6- تفسيرالميزان، ج51، ص061.
7- غررالحكم، عبدالواحد ص062.
8- سوره جمعه، آيه 2.
9- سوره نور، آيه 03 و 13.
01- وسايل الشيعه، ج 02، ص 091
11- غررالحكم ص 062، كلام 4555
21- مستدرك الوسايل، ج41، ص 172.
31- سوره احزاب، آيه 95

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14