(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 16 شهريور 1387 - 5 رمضان 1429 - 6 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189175
 

سرمشق
كوچه
هجا
شخصيت و شخصيت پردازي در داستان (قسمت اول )
«آخرين عكس» به زودي منتشر مي شود (در وادي هنر و ادبيات)
پايگاه اينترنتي كتابخانه مجلس فعال شد (در وادي هنر و ادبيات)
نمايشگاه بين المللي كتاب مسكو افتتاح شد (در وادي هنر و ادبيات)
صدورمجوز شعر براي ناشرين با رضايت نامه كتبي از شاعر (در وادي هنر و ادبيات)



سرمشق

هر زباني با گذشت روزها، دستخوش آفت هايي مي شود كه زيبايي و صورت درست واژگان و جمله ها را دگرگون مي كند. «سرمشق» گامي است در پاسداشت زبان فارسي.
تنها با «ها»
- ننويسيم «پيشنهادات». بنويسيم: «پيشنهادها»
- ننويسيم قرون. بنويسيم: قرن ها
يكي از اشتبا ه هاي رايج در بكارگيري زبان فارسي، جمع بستن واژه هاي فارسي و يا واژه هاي عربي وارد شده به زبان فارسي با نشانه هاي جمع عربي «ون»، «ان» و «ات» است.
درست آ ن است كه در زبان فارسي از «ها» براي جمع بستن استفاده شود.

 



كوچه

زن هراسان و خيس و تكيده، خود را به زير نور تك چراغ روشن كوچه رساند. نگاه سردش را به تندي بر اطراف گذراند. باران تندتر باريد. زن سبد را به زمين گذاشت. در تاريكي كوچه پنهان شد. چند لحظه اي گذشت. مردي ژنده پوش از راه رسيد و كنار سبد ايستاد. زن پريشان روي برگرداند و پلك بر هم گذاشت. چشم ها را كه گشود، سبد نبود. اما كودكي زير نور تك چراغ روشن كوچه، زير باران گريه مي كرد.
پژمان كريمي

 



هجا

عذر حكيم
ديو جانس كلبي را كه مقدم يونان بود، اسكندر طلب كرد. عذر خواست و پيغام فرستاد كه: ترا كبر و مناعت است و مرا صبر و قناعت. تا آنها با تست، نزد من نيايي و تا اينها با من است، پيش تو نيايم.
مضاحك پريشان- قاآني

 



شخصيت و شخصيت پردازي در داستان (قسمت اول )

سليمان مختاري
شخصيت و داستان
شخصيت پردازي با آوردن و معرفي شخصيت در داستان كامل نمي شود بلكه نويسنده بايد شخصيت را از آغاز داستان تا پايان به آگاهي و شناختي تازه برساند. شخصيت بايد در پايان داستان با شخصيت آغاز آن تفاوت داشته باشد، زيرا تجربه اي را گذرانده است و پس از اين تجربه بايد به نوعي بينش و شناخت دست يافته باشد. شخصيت داستاني موقع ورود به داستان از خود هويتي مشخص نشان نمي دهد با پيشرفت داستان شخصيت در حوادث شركت مي كند و در طول زمان دگرگون مي شود. فرد با پيشرفت قصه از دودلي ها، نقيضه بافي ها، رنگ به رنگ شدنها، ابهام و تيرگي نجات مي يابد و به صورت فردي كه هويت خود را به عنوان موجودي بي نظير يافته است و موقعيتش روشن و انتخاب شده است، در مي آيد.
شخصيت با مجموعه اي از درون نگري ها و ادراكات ظريف و تدريجي عمق پيدا مي كند و اين عمق با گسترش ادراك اوليه وي ايجاد مي شود. اين ادراك هم از درون (از طريق افكار، عواطف و عقايد باطن شخصيت) گسترش مي يابد و هم از بيرون (از طريق تاثير حوادث بيروني) كه البته گاهي اين دو نوع گسترش ادارك همزمان و گاهي به طور متناوب اتفاق مي افتد. شخصيت هنگامي كم كم عمق پيدا مي كند كه حوادث بيروني وي را در راه رسيدن به اميالش تحت فشار بگذارند و نيز وقتي كه شخصيت مجبور شود تمايلات اوليه اش را تبديل كند.
خوانندگان همگي از نويسنده مي خواهند كه تغيير شخصيت ها را نشان دهد. براي اثبات تغيير شخصيت بايد نشان داد كه چگونه زندگي شخصيت تحت تاثير چيزي قرار گرفته است. براي تحقق اين امر بايد 1- به شخصيت ضربه اي روحي وارد شود و به خطايش پي ببرد. 2- ميل شديدي به تغيير پيدا كند. 3- با كارهايش ثابت كند كه تغيير كرده است.
در تغيير شخصيت بايد تغيير پذيرفتني و باور كردني باشد. شخصيت بد، براي رفتارهاي خود دلايل قانع كننده بسياري چون فقر، مشكل رواني، حس انتقام، بيكاري، و... دارد و اعمالش در سايه انگيزه هايش قابل توجيه است. اما شخصيتي كه تنها به فكر نيكوكاري است و دليل قانع كننده اي براي اين كار خود ندارد، اعمالش به نظر خواننده مسخره و باورنكردني مي آيد. تغييرات اساسي در شخصيت هاي داستاني به ندرت ناگهان اتفاق مي افتند. در داستان كوتاه تغيير شخصيت خيلي به ندرت اتفاق مي افتد و اگر هم بيفتد، تغييري ناچيز است كه زمينه آن بايد به خوبي فراهم شده باشد. كم بودن فضاي داستان كوتاه و محدوديت آن باعث مي شود كه زمينه براي تغيير فراهم نشود و ايجاد تغيير كاري دشوار است. بدين سبب گفته اند كه در داستان كوتاه شخصيت قبلا تكوين يافته و قوام گرفته است و پيش چشم خواننده منتظر، درگير و دار كاري است كه قبلا وقوع يافته اما به نتيجه نهايي خود نرسيده است. گاهي شخصيت پيشتر تغيير كرده يا به حدي از شناخت و بلوغ براي تغيير رسيده است ولي خود از آن خبر ندارد. نويسنده با تشديد فشار و وضعيتي بحراني، كاري مي كند كه شخصيت، نكته اي را كه قبلا درباره خودش كشف نكرده، درك كند و اين افشاي درون باعث تغييري در شخصيت وي مي شود. اما بايد توجه داشت كه تغيير شخصيت نبايد غيرمعقولانه باشد.
شخصيت هاي داستاني بايد واقعي باشند، يعني ما را متقاعد كنند كه چنين شخصيت هايي را بپذيريم و به رفتار و عواقب آن ها علاقمند شويم. پذيرفتني و باوركردني بودن شخصيت عامل مهمي است و يكي از تكيه گاه هاي اساسي در نقد است.
شخصيت پذيرفتني و باور كردني باعث مي شود تا خواننده داستان را بهتر بپذيرد و راحت تر قبول كند.
شخصيت هايي كه در جهان داستان، هرچند كه اين جهان غريب باشد زنده و واقعي جلوه كنند.
شخصيت
آفرينش شخصيت شايد هيجان انگيز ترين وجه داستاني باشد. نويسنده با خلق يك شخصيت گويي به آفرينش انساني دست مي يازد كه مي تواند مختارانه در ماجراي داستان حضور پيدا كند و تاثيرگذار باشد در واقع همين آفرينش شخصيت، نويسنده را مانند خالقي مي سازد و او را دچار تجربه اي غريب اما لذت بخش مي سازد.
اگر بخواهيم داستان بزرگي خلق كنيم، بايد شخصيت بزرگي داشته باشيم. اگر شخصيت ها خوب كار نكنند، داستان و موضوع به تنهايي نمي تواند خواننده را درگير كند. به رمان هاي مهم و يا فيلم هاي به يادماندني اگر انديشيده شود، موفقيت خود را مديون شخصيت هاي خوش ساخت خود هستند.
آبرامز مي گويد: شخصيت ها، افرادي هستند كه در يك نمايشنامه يا اثر روايي داراي ويژگي اخلاقي و آگاهانه پيش شناخته اند. اين ويژگي ها در گفتار و عملشان نشان داده مي شود. انگيزه و زمينه اي كه نويسنده مي سازد، حالت و طبيعت اخلاقي شخصيت را براي گفتار و عمل تشكيل مي دهد. يك شخصيت ممكن است از آغاز تا پايان اثر از نظر دروني و حالت تغيير نكند .
هر شخصيتي محملي است كه حالات و احساسات رمان نويس را در خود متجلي مي كند. در هر داستان شخصيت هاي مختلف حكم رشته هايي به هم بافته را پيدا مي كنند و تجربه خواننده از داستان، توسط شخصيت داستان به وجود مي آيد، همين بس كه شخصيت داستان اگر تاثيرگذار باشد، امكان دارد كه خوانندگان داستان و يا ببيندگان فيلم از حركات او تقليد كنند و يا كاملا همانند آن شخصيت رفتار كنند.
تعريف شخصيت
اشخاص ساخته شده اي (مخلوقي) را كه در داستان و نمايشنامه و ... ظاهر مي شوند، شخصيت مي نامند و يا شخصيت داستاني؛ شبه شخصيتي است تقليد شده از اجتماع كه بينش جهاني نويسنده، بدان فرديت و تشخص بخشيده است. شخصيت؛ در اثر روايتي يا نمايشي، فردي است كه كيفيت رواني و اخلاقي او، در عمل او و آنچه مي گويد و مي كند، وجود داشته باشد.
نويسنده براي آنكه بتواند شخصيت هاي زنده و قابل قبولي عرضه كند بايد سه عامل مهم را در نظر داشته باشد:
اول: شخصيت ها بايد در رفتار و خلقياتشان ثابت قدم و استوار باشند، آن ها نبايد در وضعيت و موقعيت هاي مختلف، رفتار و اعمال متفاوتي داشته باشند مگر اينكه براي چنين تغيير رفتاري دليلي وجود داشته باشد.
دوم: شخصيت ها براي آنچه انجام مي دهند بايد انگيزه معقولي داشته باشند، به خصوص وقتي كه تغييري در رفتار و كردار آن ها پيدا شود، ما بايد دليل اين تغيير را بفهميم. امكان دارد كه در آن بخش از داستان دليل تغيير رفتار شخصيت يا شخصيت ها را نفهميم اما به هر حال وقتي داستان را تمام كرديم بايد دليل چنين تغييري را بدانيم.
سوم: شخصيت ها بايد پذيرفتني و واقعي جلوه كنند يعني نبايد مطلق باشند، بايد تركيبي از خوبي و بدي باشند و آن ها نبايد الگوهايي از پرهيزگاري و نه اهريمن شرارت باشند. شخصيت ها نبايد از خصلت هاي ناهماهنگ تركيب يافته باشند. مانند داستان هاي قديمي كه شخصيت هاي آن ها يا به طور كامل خير بودند يا شر.
در دگرگوني شخصيت ها، مخصوصا در نوع رمان، كه شخصيت هاي آن در سير حوادث تغيير پيدا مي كنند و تحول مي يابند چنين تغييراتي بايد باوركردني و معقولانه به نظر آيد، و نيز خواننده متقاعد شود. تغييرات و تحولات شخصيت بايد اين سه شرط را دارا باشد:
1- تغييرات بايد در حد امكانات آن شخصيتي باشد كه اين تغييرات را موجب مي شود.
2- تغييرات بايد به حد كافي معلول اوضاع و احوالي باشد كه شخصيت در آن قرار مي گيرد.
3- بايد زمان كافي وجود داشته باشد تا آن تغييرات به تناسب اهميتش به طور باوركردني اتفاق بيفتد.
در داستان كوتاه برخلاف رمان و حتي داستان بلند امكان پرداخت شخصيت ها بسيار محدود است. از اين رو اغلب در داستان هاي كوتاه يك يا حداكثر دو شخصيت اصلي حضور دارد. منظور از شخصيت لزوما شخصيتي انساني نيست. داستان ها مي توانند از درخت، حيوان و يا يك شيء به عنوان شخصيت داستاني بهره مند شوند و تنها الزام در اين خصوص تفويض وجوه انساني به آنهاست تغييرات اساسي در شخصيت انساني به ندرت به طور ناگهاني رخ مي دهد.
شخصيت هاي داستاني را مي توان از جنبه هاي مختلف تقسيم بندي كرد. از جمله اين تقسيم بندي ها، گروه شخصيت هاي ايستا و گروه شخصيت هاي پويا (متحول) است.
1- شخصيت ايستا 2- شخصيت پويا (متحول)
شخصيت ايستا (ساده):Static character
شخصيت ايستا، حول محور خصوصيت واحدي ساخته مي شود، طرحي كلي است فاقد جزئيات فردي.
شخصيتي در داستان است كه تغيير نكند يا اندك تغييري را بپذيرد. به عبارت ديگر، در پايان داستان همان باشد كه در آغاز بوده است و حوداث داستان بر او تاثير نكند يا اگر تاثير بكند، تاثير كمي باشد.
شخصيت ايستا (ساده) يك نوع طرز تفكر يا ايده و كيفيتي رواني دارد، و از آغاز تا پايان داستان ثابت است و از نظر فكري و روحي تغيير نمي كند. همچنين ويژگي شخصيتي او در يك عبارت خلاصه مي شود و خوشي و تفريحي ندارد، و عاري از هرگونه شور و شهوت و درد و آلام شخصي است.
بايد يادآور شد كه شخصيت ايستا (ساده) هم شامل اشخاص فرعي و كم اهميت داستان مي باشد هم شامل شخصيت قهرمان داستان (قصه) مي باشد كه حوادث بسياري بر او مي گذرد.
شخصيت پويا:Dynamic character
شخصيت پويا، شخصيتي است كه يكريز و مداوم در داستان، دستخوش تغيير و تحول باشد و جنبه اي از شخصيت او، عقايد و جهان بيني او يا خصلت و خصوصيت شخصيتي او دگرگون شود. اين دگرگوني ممكن است عميق باشد يا سطحي، پر دامنه باشد يا محدود. ممكن است در جهت سازندگي شخصيت ها عمل كند يا در ويرانگري آن ها، يعني در جهت متعالي كردن او پيش برود يا در زمينه تباهي او، اين تغيير اساسي و مهم است و تغييري نيست كه مثلا در سرماخوردگي در حال و وضع آدم ظاهر شود يا در لحظه اي حالت و عقيده شخص را دگرگون كند. اين شخصيت باعث توجه خواننده در داستان و يا بيننده در فيلم خواهد شد زيرا مي خواهند از شبكه اي در هم تنيده از انگيزه ها و هدف ها و شرايط كه باعث رفتار و كنش شخصيت پويا شده است، آگاهي يابند. شخصيت پويا، از نظر خلقيات و انگيزه هاي رفتاري، موجودي پيچيده است. او با جزئيات پيرامون خود سروكار دارد و مثل يك شخصيت واقعي در زندگي است.

 



«آخرين عكس» به زودي منتشر مي شود (در وادي هنر و ادبيات)

ادب و هنر :داستان «آخرين عكس» نوشته حميد اكبرپور به زودي توسط «نشر شاهد» به بازار كتاب مي آيد.
اين كتاب با موضوع دفاع مقدس و براي گروه سني نوجوانان توسط اين نويسنده شيرازي نوشته شده است.
اكبرپور - نويسنده كودك و نوجوان- در باره موضوع كتاب به خبرنگاركيهان گفت: اين رمان به داستان دانش آموزي مي پردازد كه پدرش مفقودالاثر است. او در بين عكس هاي پدرش، عكسي را مي بيند كه در آن شباهت بسياري بين هم رزم پدرش و معلمش احساس مي كند. در اين ميان، معلم با جبهه و جنگ بيگانه است ولي به خاطر شرايط خاص دانش آموز حاضر مي شود، در قالب هم رزم پدر دانش آموزش بازي كند و ...
اين كتاب در 10 فصل نوشته شده است و به زودي توسط نشر شاهد روانه بازار كتاب خواهد شد. ازاين نويسنده كتابهايي چون ؛ «شكارچي پرندگان» برنده كتاب سال دفاع مقدس، مجموعه داستان كوتاه« زنان بعدازظهر»، «خوابهايي كه مثل روز روشن مي شوند» به چاپ رسيده است.

 



پايگاه اينترنتي كتابخانه مجلس فعال شد (در وادي هنر و ادبيات)

پايگاه اينترنتي كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي بعد از حدود يك سال ركود، بار ديگر فعال شده است.
نشاني اينترنتي كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي wwwmajlislibcom است.

 



نمايشگاه بين المللي كتاب مسكو افتتاح شد (در وادي هنر و ادبيات)

بيست و يكمين نمايشگاه كتاب مسكو با حضور 82 كشور ،12 تا 18شهريور در مركز نمايشگاهي سراسري روسيه گشايش مي يابد.
نمايشگاه بين المللي كتاب مسكو در بين كشورهاي مشترك المنافع و اروپاي شرقي بزرگترين نمايشگاه محسوب مي شود
بيش از دو هزار و 500 ناشر و سازمان و حدود 300 هزار ميهمان در بيست و يكمين نمايشگاه كتاب مسكو شركت مي كند. همچنين امسال 82 كشور از جمله ايران ،آلمان، فرانسه، آمريكا، چين، هند در اين نمايشگاه شركت دارند. خبرگزاري نووستي گزارش داده كه امسال يكي از بزرگترين غرفه ها به ايران تعلق گرفته است.

 



صدورمجوز شعر براي ناشرين با رضايت نامه كتبي از شاعر (در وادي هنر و ادبيات)

آئين نامه نحوه صدور مجوز شعر و ترانه براي موسيقي و تشكيل اركستر موسيقي سنتي ايراني در جلسه شوراي راهبردي موسيقي بررسي شد.
به گزارش روابط عمومي معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در جلسه شوراي راهبردي موسيقي كه با حضور معاون امور هنري وزارت ارشاد، مديركل دفتر موسيقي و اعضاي شوراي راهبردي برگزار شد، آيين نامه نحوه بررسي و صدور مجوز شعر و ترانه موسيقي مورد بررسي قرار گرفت و مقرر شد ناشران موسيقي براي دريافت مجوز، شعر و ترانه را با رضايت نامه كتبي از شاعر و ترانه سرا به دفتر موسيقي ارايه كنند.
در اين جلسه مصطفي كمال پورتراب، مجيد كياني، داوود گنجه اي، محمد سرير، ساسان فاطمي، علي معلم دامغاني و مشفق كاشاني حضور داشتند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14