(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 16 شهريور 1387 - 5 رمضان 1429 - 6 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189175
 

پژوهشي در باره افول اقتصادي آمريكا 5
مصرف آمريكايي ؛عامل رونق اقتصاد جهاني
پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 39 پدرم هم دلش پر بود!

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




پژوهشي در باره افول اقتصادي آمريكا 5
مصرف آمريكايي ؛عامل رونق اقتصاد جهاني

محمد حسين اديب
نرخ بهره در آمريكا
1-در آمريكا اكنون نرخ بهره، پايين است. اين بايد باعث تحريك اقتصاد آمريكا شده و تقاضاي كل را افزايش دهد. اما در شرايط جهاني شدن بازار سرمايه، اين پول با بهره پايين، راهي كشورهاي ديگر مي شود كه بازده بالاتر دارد. درواقع در شرايطي كه ارزش دلار روبه كاهش است و در چشم انداز سه ساله هيچ كس انتظار افزايش ارزش دلار در مقابل ارزهاي معتبر را ندارد، كاهش نرخ بهره در آمريكا باعث مي شود تا ازبانك هاي آمريكايي با بهره 2درصد وام گرفته شود و اين وام را وارد بازارهاي پربازده خارج از آمريكا كنند. به هنگام بازپرداخت وام نيز چون ارزش دلار كاهش يافته است، سود دومي نصيب وام گيرنده مي شود. لذا در شرايط جهاني شدن بازار سرمايه، اگر در باب ارز يك كشور، بازار انتظار سقوط ارزش داشته باشد، كاهش شديد نرخ بهره فقط به خروج سرمايه از آن كشور منجر مي شود. عين همين پديده از سال 2001 به بعد درمورد ژاپن وجود داشت. بازار انتظار كاهش ارزش ين را داشت و نرخ بهره در ژاپن نيز فوق العاده پائين بود، سوداگران از بانك هاي ژاپن وام با بهره پايين مي گرفتند و آن را وارد بازار مسكن آمريكا مي كردند، به هنگام پرداخت وام نيز نظر به كاهش ارزش ين در مقابل دلار، درواقع دلار كمتري پرداخت مي كردند.
2-روزانه 1200ميليارد دلار در بازار سرمايه جهاني جابجا مي شود. درواقع در شرايطي كه كل صادرات جهان در سال 2007ميلادي فقط 13000 ميليارد دلار بوده جابجايي روزانه بيش از 1200 ميليارد دلار در بازار سرمايه جهان، تأثير كاهش نرخ بهره در ايجاد تحريك در اقتصاد داخلي را به شدت كاهش مي دهد و انتفاع كاهش نرخ بهره، نصيب سوداگراني مي شود كه سرمايه را از آن كشور خارج مي كنند و اين بحران تراز حساب جاري آمريكا را وخيم تر مي كند. در شرايطي كه وضعيت حساب جاري آمريكا به وخامت گراييده و نرخ بهره كاهش مي يابد تا اقتصاد داخلي تحريك شود، كاهش نرخ بهره، كسري حساب جاري را وخيم تر مي كند.
3-بسياري از مكانيزم هاي معمول در اقتصاد كه در گذشته مؤثر بود، اكنون بلاموضوع شده و يا وزن آن به سبب جهاني شدن بازار سرمايه كمرنگ شده است. مكانيزم كاهش نرخ بهره براي ايجاد تحرك در اقتصاد يكي از آن مكانيزم هاست.
4-در گذشته، نرخ بهره 5.25درصدي در آمريكا و نرخ بهره 5.0درصدي در ژاپن، عامل خروج نقدينگي از بازار مالي ژاپن و سرازير شدن به بخش مسكن و مستغلات در آمريكا بود. در وضع حاضر جاي آمريكا با كشورهاي ديگر عوض شده است.
آمريكا ديگر عامل تحريك تقاضا در اقتصاد بين الملل نيست.
1-جهاني شدن اقتصاد تاكنون بر يك اصل اساسي استوار بوده است، بقيه جهان بايد توليدكنند تا آمريكا آن را مصرف كند.
2-اين قدرت توليد اقتصادي آمريكا نيست كه در ساختار اقتصاد جهاني، جائي كه تقاضا كند و كم تحرك است اهميت دارد، بلكه مصرف آمريكاست.
3-جايگاه، آمريكا در اقتصاد بين الملل چيست؟ جهان رابه مثابه يك كشور تصور كنيد. آمريكا نقش دولتي را ايفا مي كند كه براي خود دو رسالت قائل است:
الف- افزايش تقاضاي كل در اقتصاد كشور ازطريق افزايش هزينه، اما افزايش هزينه از محل چاپ اسكناس بدون پشتوانه تأمين مي شود.
ب-با چاپ اسكناس منابع لازم براي سرمايه گذاري هاي جديد فراهم مي شود.
4-آمريكا با كسري تراز پرداخت ها كه از طريق فزوني واردات بر صادرات تأمين مي شود به اقتصاد بين الملل دلار تزريق مي كند. اين دلار سرمايه لازم براي سرمايه گذاري درخارج از آمريكا را تأمين مي كند. درعين حال آمريكا با فزوني واردات بر صادرات همواره تقاضاي كل در اقتصاد بين الملل را افزايش مي دهد. هرچه آمريكا بيشتر مصرف كند واردات بيشتر مي شود و هرچه واردات بيشتر باشد، تقاضا براي توليدات كشورهاي ديگر افزايش مي يابد. درواقع آمريكا عامل رونق در اقتصاد جهاني است.
5-اگر مصرف كننده آمريكائي كمتر مصرف كند، صنايع چين، ژاپن و... در فروش با بحران روبرو مي شوند. هرچه آمريكائي بيشتر مصرف كند، كارخانجات كشورهاي ديگر فروش بيشتري دارند.
6- اگر مصرف آمريكائي ثابت باشد و رشد نكند، اقتصاد جهاني دچار ركود مي شود و رشد اقتصادي در جهان بايد متوقف شود.
7- در واقع مصرف آمريكائي، رونق و ركود در اقتصاد بين الملل را تعيين مي كند.
تغيير مسير داستان
1- اما با افزايش مواد خام به ميزان 60 درصد در سال 2006به استثناي نفت و با 3برابر شدن قيمت نفت، در كشورهاي صادركننده مواد خام، قدرت خريد قابل ملاحظه اي ايجاد شد. با افزايش شديد قيمت مواد خام، حدود 600 ميليون نفر از مردم جهان سوم صادركننده مواد خام، قادر شدند تا افزايش توليد دنيا را جذب كنند تا در سطح كمتري نياز به آمريكا و مصرف كننده آمريكائي باشد.
2- افزايش قيمت مواد خام، آن چنان قدرت خريدي در كشورهاي صادركننده مواد خام ايجاد كرده است كه نقش آمريكا به عنوان موتور محرك افزايش تقاضاي كل در اقتصاد جهاني كمرنگ شده است.
3- اما با وجودي كه كشورهاي نفت خيز و صادركننده مواد خام، جايگزين آمريكا شده اند، هنوز اقتصاددانان آمريكائي راه حل خروج اقتصاد آمريكا از بحران را نظير دوران قبل از افزايش قيمت مواد خام، افزايش مصرف آمريكا مي دانند. بوش اعلام مي كند كه 150 ميليارد دلار از ماليات دريافتي را به آمريكائيان باز مي گرداند تا تقاضاي كل افزايش يابد و مصرف مجددا تحريك شود. سياست هاي مبتني بر تحريك تقاضا در اقتصاد همچنان در دستور كار مقامات آمريكائي قرار دارد.
4- ورود چين به بازار مصرف جهان همراه با افزايش شديد مصرف در هند و در كنار افزايش قدرت خريد كشورهاي صادركننده مواد خام، اين امكان را فراهم كرد تا دنيا حتي در شرايط ركود سنگين در آمريكا و كاهش مصرف اين كشور بتواند رشد اقتصادي لازم را همچنان ادامه دهد.
5- جهان دارد به مفهوم جديدي نزديك مي شود. جهاني با اتكا كمتر به مصرف كننده آمريكائي در حال شكل گيري است.
6- از سال 1999 تاكنون، دلار 73 درصد ارزش خود را در مقابل يورو از دست داده است. سقوط ارزش دلار قدرت خريد آمريكايي را به شدت كاهش مي دهد. دلار فقط طي 12 ماه گذشته 9.18 درصد از ارزش خود را از دست داده است. كاهش مستمر ارزش دلار، كالاهاي آمريكائي را ارزان و كالاهاي خارجي را گران مي كند. اين فرايند ادامه بازي قبل را با دشواري روبرو مي كند و برخلاف قواعد حاكم بر بازي قبل است.
9-اگر دلار سقوط كند و اين سقوط در بافت يك توليد ناخالص داخلي جهاني رو به افزايش باشد، مسئله اي براي جهان ايجاد نمي كند. به عبارت ديگر اگر دلار سقوط كند و رشد اقتصادي در چين، هند، اتحاديه اروپا، ژاپن و كشورهاي صادركننده مواد خام همچنان ادامه داشته باشد، اخلالي در تجارت بين الملل ايجاد نمي شود و در شرايط موجود، چنين فرايندي ايجاد شده است.
10- وقتي دلار سقوط كند، واكنش مناسب همه در غياب آمريكا بايد اين باشد كه بلافاصله سياست هاي پولي و مالي به شدت تحريك كننده اختيار كنند يعني همان كاري كه قبلا آمريكا مي كرد.
11- با سقوط دلار، براي اينكه اقتصاد جهاني از كار نيافتد و دچار فروپاشي نشود بايد بر پدال كنز تا انتها فشار وارد كرد (همان كاري كه آمريكا قبلا مي كرد) بدون چنين اقدامي، سقوط دلار، به يك افت بزرگ در تقاضاي كل جهان منجر خواهد شد.
12-تحريك تقاضا، با كاهش نرخ بهره حاصل مي شود، در چنين حالتي، كشورهائي كه به عنوان رقيب آمريكا در بازار جهان از منظر مصرف هستند بايد با كاهش نرخ بهره نقش جايگزين آمريكا را ايفا كنند.
13- تقريبا همه كشورهاي صادركننده مواد خام كه قيمت محصولات خام آنها در بازار جهاني به شدت افزايش يافته است، تحريك تقاضا را در دستور كار خود قرار داده اند. كشورهاي صادركننده مواد خام با اتخاذ شيوه هائي نظير آمريكا با تحريك تقاضا اجازه نمي دهند تا كاهش مصرف در آمريكا به بحراني جهاني تبديل شود.
بودجه نظامي آمريكا
1-بودجه آمريكا در سال 2008، حدود 3000 ميليارد دلار و بودجه نظامي اين كشور حدود 600 ميليارد دلار است.
2- اما بودجه نظامي واقعي آمريكا حدود 1000 ميليارد دلار است. بخشي از بودجه نظامي آمريكا در رديف هاي ديگر بودجه اي آمده تا به اين طريق بودجه آمريكا كه ماهيتي نظامي دارد كمتر نشان داده شود، در ذيل به مواردي كه في الواقع بودجه نظامي است اما در رديف بودجه نظامي نيامده اشاره مي كنيم:
1-2-2.3ميليارد دلار از بودجه وزارت انرژي براي طراحي و نگهداري كلاهك هاي هسته اي.
2-2- 25 ميليارد دلار از بودجه وزارت خارجه براي كمك هاي نظامي به كشورهاي ديگر.
3-2-وزارت امور سربازان، 57.5 ميليارد دلار
4-2-وزارت امنيت داخلي، 46.4 ميليارد دلار
5-2- امور شبه نظامي اف.بي. آي 1.9 ميليارد دلار تحت عنوان بودجه وزارت دادگستري.
6-2-وزارت دارائي 38.5 ميليارد دلار براي صندوق بازنشستگي نظاميان
7-2-فعاليت هاي نظامي ناسا 7.6 ميليارد دلار
8-2-مبلغ 200 ميليارد دلار براي وام هائي كه قبلا براي هزينه هاي نظامي گرفته شده است.
انتفاع اقتصادي از بودجه نظامي
1-انتفاع اقتصادي از هزينه كرد يك سوم بودجه آمريكا در امور نظامي چيست؟
آمريكا ساليانه 8.5 ميليارد دلار صادرات محصولات نظامي دارد. صادرات 8.5 ميليارد دلار محصولات نظامي در مقابل 1000 ميليارد دلار هزينه نظامي نحيف و قليل است و حتي قابل نديد گرفتن است.
2- دولت هاي ديگر و بعضا رقيب آمريكا هزينه هاي نظامي اندكي دارند. بودجه نظامي روسيه 11.2 ميليارد دلار، هند 20 ميليارد دلار و چين 80 ميليارد دلار در سال 2007 بوده است.
3- تقريبا همه كشورهاي رقيب آمريكا در حوزه اقتصاد، بودجه نظامي اندك دارند.
آمريكا در عمل يك سوم بودجه دولتي را صرف اموري مي كند كه در دولت هاي رقيب آن، چنين هزينه اي نمي شود.
4-هزينه 1000ميليارد دلاري نظامي، ماليات را در آمريكا افزايش مي دهد.
افزايش ماليات، هزينه توليد را در آمريكا افزايش مي دهد و توان رقابتي آمريكا را زير سؤال مي برد.
5-در دهه 80 دو عامل سقوط كمونيسم را تسريع كرد:
الف- تخصيص 55درصد بودجه به امور نظامي
ب- كاهش شديد قيمت نفت، نظر به اينكه 70 درصد درآمد صادراتي روسيه نفت خام بود، سقوط قيمت نفت خام به بشكه اي 10دلار در سال 90، اقتصاد روسيه را فلج كرد.
6-مشكل آمريكا از نظر نفت خام عكس مشكل روسيه است. روسيه دومين صادر كننده نفت خام دنيا بود و آمريكا اولين وارد كننده نفت خام است. نفت خام ارزان براي روسيه در سال 90 ميلادي حالتي شبيه نفت خام گران براي آمريكا در وضع موجود دارد. آمريكا روزانه 15ميليون بشكه نفت خام وارد مي كند. واردات 15 ميليون بشكه نفت خام و هر بشكه 120دلار، اقتصاد آمريكا را در شرايط دشواري قرار مي دهد.
7-تخصيص يك سوم بودجه به امور نظامي در كنار نفت خام بشكه اي 120 دلار اقتصاد آمريكا را در موقعيت شكننده اي قرار مي دهد وضعيتي شبيه اوضاع روسيه در آستانه فروپاشي در حال شكل گيري است.

 



پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 39 پدرم هم دلش پر بود!

اشاره:
در شماره قبل خوانديم كه فرهاد پس از عقد با مرجان راهي مغازه شد و نتوانست همراه خانواده مرجان به منزل آنها برود. مي خواست شام را در خانه جناب سرهنگ باشد كه مادرش خبر از يك ضيافت بهايي در منزل آقاي عبادي داد. او سعي كرد به بهانه اي عذر ضيافت را بخواهد. ادامه ماجرا:
به روايت بهزاد جهانگيري
نوشته : سعيد سجادي
يكدفعه پدرم از آن طرف با صداي بلند گفت:
«مثلاً بيايد ضيافت چه چيزي را ياد بگيرد. اين هم شد جلسه؟! از اول تا آخر جلسه ناظم ضيافت خانم مشيري از دخترش تعريف كرد و پشت سر هم منت مي گذاشت كه ما به خاطر ترويج امر جمال مبارك به همدان مهاجرت كرده ايم و بهائيان اينجا جور ديگري با ما رفتار مي كنند. آن از مناجات خواندنشان و پول دادن به صندوق اعانات كه آقا سر چشم و هم چشمي كه مثلاً فلاني بيشتر پول مي دهد و آن ديگري پول كمتري داده. . . »
ناگهان مادرم عصباني شد كه مرد تو كه مثلاً بهايي هستي چرا اين حرف را مي زني؟ پدرم در جواب گفت:
«چرا نزنم دختر همين مشيري مدتي را با چند نفر مسلمان رفيق مي شود كه گند كار در مي آيد، اما اين خانم با يك تير دو نشان مي زند، حالا مادر دختر كه خود را مهاجر و ناظم جلسه مي داند مي خواهد كارهاي دختر خود را ماست مالي كند و همه آنها را به دولت نسبت داده و مي گويد كه دخترم را بي گناه گرفته اند به جرم اينكه بهايي بوده، آخه يكي نيست به اين مادر بگويد مگر، بهايي نيستيم پس چرا دخترهاي ديگر افراد بهايي، يك هفته گم و گور نمي شوند؟!»
مادرم هم به ناچار قبول كرد و گفت:
«اين را راست مي گويي، اما نمي شد كه در ضيافت با آنها مجادله كني و حقيقت را بگويي. »
پدرم گفت:
«پس حق بده كه به فرهاد بگويم خوب شد كه نيامدي، به خدا ما كه چيزي ياد نگرفتيم و اين دو سه ساعت برايمان زهرمار شد. »
مادرم، پدرم را به پايان دادن اين بحث تشويق مي كرد، اما پدرم كه دلش خيلي پر بود، ول كن ماجرا نبود و گفت:
«اصلاً چه كسي گفته كه بهروز راشدي - سيف زاده - نعيمي و. . . همه كاره باشند. چه كسي آنها را انتخاب كرده است. خانم تو باور مي كني كه دختر مشيري سياسي بوده؟ اينكه گندش درآمد و رسوا شد، دختره بي خبر با چهارپنج جوان رفته شمال تفريح، حال مادرش مي خواهد از اين دخترأ فاسد ژاندارك بسازد. »
احساس كردم عصيان من حتي به پدرم هم جرأت فرياد زدن و اعتراض بخشيده است. مادرم هي مي گفت: «مرد بس كن نصفه شبه. . . »
اما پدرم دست بردار نبود و گفت:
«مگر نبايد افراد محفل از ميان آدم هاي باايمان انتخاب شوند؟ پس چگونه است كه فرد هر چه پست تر و كثيف تر باشد، جايگاهش در محفل بالاتر است. »
مادرم در حالي كه بر سر و صورت خود مي زد، گفت:
«اين حرف ها را نزن، آنها در اصل اوامر جمال مبارك و ياران بيت العدل اعظم را اجرا مي كنند. به خدا مي ترسم به خاطر اين حرف هايت بلايي بر سر خانواده ات بيايد. »
و پدرم كه انگار مهر سكوت چندين ساله اش شكسته شده بود، گفت:
«اگر بيت العدل و ياران جمال مبارك اينها را قبول دارند، نتيجه مي گيريم آنها هم مثل اين پدرسوخته هاي كثيف حقه باز و شياد هستند. »
در اينجا مادرم با چهره اي بهت زده با ترس و التماس گفت:
«به خدا با اين حرف ها درهاي رحمت جمال مبارك و بيت العدل به روي ما بسته مي شود و دچار عذاب الهي مي شويم. »
پدرم با بي اعتنايي گفت:
«از عذاب آنها نگو كه بسيار كشيده ايم، اما نمي دانم رحمتشان چه شكلي است كه ما نمي بينيم و فقط عده اي خاص مي بينند. خانم يادت رفته پدر همين «بهروز راشدي» چقدر به مسلمانان و بهائيان ظلم كرد، خب حالا آقازادأ پدرسوخته اش، رئيس شده و جور ديگري مردم را زير سلطه گرفته است. تو راستي راستي باور كردي پدرش «شجاع راشدي» واقعاً مريض است كه در جلسات شركت نمي كند؟!. . . نه خانم اين جناب خان از بس ظلم و كثافتكاري كرده، امروز در يك ويلاي امن و اشرافي پنهان شده است، تا مردم او را از ياد ببرند. زنيكه دخترش با چند تا گردن كلفت فرار كرده، مي گه جمهوري اسلامي او را ربوده. . . آخه خانم، شما كه مي داني اين مادر و دختر چه كاره هستند؛ چرا باور مي كني؟!»
در اين موقع مادرم دوباره دست روي نقطه ضعف هميشگي پدرم گذاشت: «خب تو هم هرشب مشروب زهرمار مي كني. . . »
در اين هنگام پدرم به مرز انفجار رسيد و گفت:
«اگر من مشروب مي خورم به خودم ربط دارد و به هيچ پدر سوخته اي ربط ندارد، اما شما بفرماييد مگر همه اهل محفل اهل مشروب و ترياك نيستند؟! شجاع راشدي، ذبيح اله، رجب پورها، حوزه پورها، خدّامي ها، مگر هر شب بساط ترياك و مشروب مجاني فراهم نمي شود گروهي هم مثل صمد شوهر خواهر سركار، عبادي ها و سيف زاده ها با دختران بهايي به خلوت مي روند، آن هم با نام شيرين كاري و دلقك بازي. . . آره من مشروب مي خورم، اما مثل «آشنا» و «معيني» و «مشيري» زنم را جلو نمي اندازم تا با هر نامردي محشور شود، شوخي كند، به خلوت برود. . . اگر اسم اين جور كارها ايمان است، پس لعنت بر اين ايمان. . . »
آن شب تا خوابم ببرد، صداي پدر و مادرم در گوشم بود. نمي دانم چرا مادرم از محفل مي ترسيد. نمي دانم شايد به خاطر كم اطلاعي اش بود، اما فردا صبح وقتي از مادرم پرسيدم ديدم او هم حق را به پدرم مي دهد.
گفتم: «خب مادر اگر اين طور است؛ چرا ديشب اين همه اره بده تيشه بگير كرديد. . . »

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14