(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 16 شهريور 1387 - 5 رمضان 1429 - 6 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189175
 

عاجز از نظارت
رمضان ؛ آزمون رفتارهاي اجتماعي روزه داران



عاجز از نظارت

كيان خشايار
چند صباحي است كه انتقادات مجموعه شهرداري تهران از شخص اول آن گرفته تا معاونان و مديران كل و حتي كارشناسان و كارمندان نسبت به كمك هاي دولت در چارچوب ستاد تبصره 31 كاملا سياسي به نظر مي رسد.
در حالي كه شهردار و معاون ترافيك او بارها از عدم كمك دولت و ستاد تبصره 31 به شهرداري سخن گفته اند سخنگوي دولت درگذشته و اخيراً رئيس ستاد تبصره 31 به تشريح كمك هاي دولت به شهرداري پرداخته اند.
با اين حال برخي معاونان و مديران زيرمجموعه شهرداري، همچنان مشكلات شهر را به گردن دولت مي اندازند. در اين نوشتار چند نمونه از سوء مديريت هاي شهري در سه سال گذشته را يادآور مي شويم ضمن اينكه ده ها نمونه ديگر را به دليل كمبود فضا فعلا در بايگاني نگه مي داريم.
تاكسي هاي فراوان شهروندان سرگردان
شهردار تهران در مراسم راه اندازي اتوبوس هاي دوكابين جديد در خط يك تندرو گفت كه شهرداري نمي تواند براي تاكسي هاي خصوصي تعيين تكليف كند. اين سخن آقاي قاليباف باتوجه به خدمات رساني نامطلوب تاكسي ها به ويژه از نوع خصوصي اش، آب سردي بود بر روي كساني كه شهرداري را ناظر بر عملكرد سيستم حمل و نقل عمومي تهران مي دانند.
اين در حالي است كه تاكسي هاي سبز و زرد بخش خصوصي با اعتبارات ستاد تبصره 31 به متقاضيان واگذار شده و شركت هايي هم بدون برگزاري مزايده، مجوز استفاده و دريافت كارمزد از اين خودروها را دريافت كرده اند.
در اين ميان نه مردم راضي اند و نه رانندگان تاكسي. چرا كه ماهانه مبالغي را به عنوان حق شارژ مي پردازند بدون اينكه خدماتي دريافت كنند و از آن طرف، هزينه خودرويشان را خودشان به كمك دولت و در قالب تبصره 31 تامين كرده اند. شركت هايي كه اين تاكسي ها را زير پوشش برده اند، مأمور نظارت و خدمات دهي به تاكسي هاي خصوصي هستند اما به دليل عملكرد ضعيف آنها، مردم به دنبال تاكسي ها مي دوند.
اكثر اين رانندگان تاكسي ها تمايلي به سوار كردن مسافران عادي ندارند و تنها به دنبال دربستي مي گردند. با روي آوردن اين تاكسي ها به فرهنگ دربستي سوار كردن، تاكسي هاي دولتي هم كمتر به سراغ مسافران خطي مي آيند و به دنبال دربستي ها هستند.
رئيس ستاد حمل و نقل و مصرف سوخت كشور مي گويد كه از سال 58 بيش از 06 هزار تاكسي جديد روانه بازار شده تا به همراه 24 هزار تاكسي قديمي، مردم را جا به جا كنند اما هنوز مردم به دنبال تاكسي مي گردند.
تعداد زيادي از تاكسي ها به ويژه از نوع خصوصي اش، سرويس شركت ها و مؤسسات شده اند يا صاحبانشان، يك شيفت را در ادارات مشغولند و شيفت بعدازظهر به كار كردن با آن، و باز هم به صورت دربستي مي پردازند. ون ها كه قرار بود 03 درصد كمتر از تاكسي هاي چهار مسافره، كرايه بگيرند علاوه بر دريافت كرايه كامل، در موارد زيادي به خدمت ارگان ها و نهادهاي دولتي و خصوصي درآمده اند و تعداد زيادي از تاكسي هاي دولتي هم به همين كارهاروي آورده اند.
آقاي شهردار در حالي ستاد تبصره 31 (دولت) را به عدم كمك به شهرداري، متهم مي كند كه رويانيان؛ به عنوان رئيس ستاد تبصره 31 با عدد و رقم اعلام كرد كه نزديك به 4 برابر بيش از دولت هاي گذشته به شهرداري كمك كرده اند.
شهردار اما بدون اينكه آماري بدهد، اين كمك ها را ناچيز مي داند و خواهان افزايش چشمگير آنها است. از طرفي شهرداري و شخص آقاي قاليباف از خصوصي سازي ارائه خدمات، استقبال كرده اند در حالي كه اگر قرار است مانند بحث تاكسي ها، عنان اختيار از كف شهرداري برود و دودش، چشم مردم را بسوزاند. همان بهتر كه بودجه و اختيارات در يد ديگران باشد.
اظهارات ضد و نقيض
مطلب ديگر اينكه، اگر شهرداري از كنترل چنين بخش كوچكي عاجز است چطور ادعاي اداره كردن 32 ارگان در شهر، از جمله آموزش و پرورش را در چارچوب طرح هاي جامع شهري با صداي بلند فرياد مي زند.
درباره بحث ندادن اتوبوس ها از سوي دولت به شهرداري هم بايد گفت كه سخنگوي دولت بارها اعلام كرد كه دولت آماده واگذاري اتوبوس ها است اما شهرداري به بهانه نداشتن پاركينگ از تحويل گرفتن آن طفره رفت كه البته دست آخر 7871 دستگاه را هم با پرداخت
5.71 درصد قيمت آن، از آن خود كرد. سخنگوي شوراي شهر تهران هم بارها از استاندارد نبودن اتوبوس هاي ساخت داخل صحبت كرد كه منظورش گازوئيل سوز بودن آن بود. اكنون مشاهده مي شود كه اتوبوس هاي دوكابين جديد هم گازوئيل سوز است.
در حالي كه قرار است سالي 51 كيلومتر مترو ساخته شود شهردار به ايجاد 053 كيلومتر خط تندرو اتوبوس تاكيد دارد. خط يك تندرو كه به موازات مسير خط چهار مترو و بخشي از خط دو مترو ايجاد شده كه با تكميل طرح هاي مترو، بي فايده خواهد شد و خط دو تندرو نيز در خيابان نه چندان عريض قزوين، شرايط بسيار سختي را براي مردم به وجود آورده است.
شهرداري تهران در حالي هزينه سنگين حفر تونل و مقاوم سازي خاك سست تهران را بر دوش شهروندان تحميل مي كند كه كارشناسان حمل و نقل، مونوريل را بسيار به صرفه تر مي دانند.
ضمن اينكه آن را رقيبي براي مترو به حساب مي آورند تا خدماتش را كيفيت بخشد. همه اين مسائل نشان مي دهد كه كمك هاي دولت به شهرداري، با حسن نيت انجام شده است والا اگر قرار بر تحميل نظرات و ندادن بودجه ستاد تبصره 31 به شهرداري بود، بسياري از طرح هاي شهرداري زير سؤال مي رفت.
اشتباهي كه خيلي از كشورهاي جهان سوم مي كنند آن است كه پايتخت هايشان را با زرق و برق ظاهري مي آرايند اما سوءمديريت در زيرپوست اين شهرها، بيداد مي كند و همين سوءمديريت ها بود كه در ابتداي دهه 07 شمسي، قيمت خانه را در تهران منفجر كرد و شهري لوكس اما كم امكانات و ناتوان در برابر يك پس لرزه را تحويل نسل هاي بعدي داد. اكنون همان شيوه به گونه اي ديگر دنبال مي شود و براي پر كردن چاله سوءمديريت ها، دائماً پول بيت المال را مي بلعد تا ماجراي پل بهبودي را ايجاد كند.

 



رمضان ؛ آزمون رفتارهاي اجتماعي روزه داران

قاسم حداد اصفهاني
جوان با صورتي خونين روي زمين افتاده است و ناله هايش هرلحظه ضعيف تر مي شود. مردم دور تا دور او به تماشا ايستاده اند و خودروهايي كه سرنشينانشان مي خواهند سر از ماجرا در بياورند، راه بندان عجيبي ايجاد كرده اند. خودرويي كه به موتورسوار نگو نبخت زده، گريخته است و در اين شلوغي، آمبولانس كي مي تواند بر بالين جوان روبه احتضار حاضر شود.
ناگهان، جمعيت از هم شكافته مي شود و مردي پير جوان، دست زير پيكر نيمه جان جوان مي برد و او را بلند مي كند و دوان دوان به سوي خودرويش كه در يك فرعي پارك شده مي برد. همسايگان كه مي دانند او با جوان نسبتي ندارد هشدار مي دهند: «خونش به گردنت مي افتد» و او پاسخ مي دهد: «اگر بميرد؛ بله اما او هنوز زنده است.» همسايه ديگري مي گويد: «نميرد هم پايت گير مي افتد، حالا حالاها بايد بروي دادگاه و بيايي.» و باز او پاسخ مي دهد: «خدا خيلي بزرگ تر از اين حرف ها است.» به ماشين كه مي رسد جوان را در صندلي عقب مي خواباند و چابك، پشت فرمان مي نشيند و پدال گاز را فشار مي دهد. جوان را به اولين اورژانس مي رساند. او از هوش رفته است. روپوش سفيدها به دورش حلقه مي زنند و پزشك دستور اعزام به اتاق عمل را مي دهد. ازطريق شماره تلفن هايي كه در كيف جوان پيدا مي كنند به خانواده اش خبر مي دهند. ساعتي بعد پدر و برادر جوان مي آيند و وقتي با آورنده پسر و برادرشان مواجه مي شوند، قصد گوشمالي دادن او را مي كنند اما او با همان آرامش مي گويد: «من به او نزدم. خودروي من كنار مغازه ام پارك بود. همسايه ها شاهدم هستند.»...
جوان از مرگ نجات مي يابد اما پيرجوان به دادگاه كشيده مي شود تا خسارت سنگين وارد كرده به صدمه ديده را بپردازد. جوان هنوز خاطرات را به ياد نمي آورد امامطمئن است كه خودروي ضارب خود را ديده است. پيرجوان 50روز به دردسر مي افتد تا اينكه بالاخره جوان، حافظه خود را بازمي يابد و مي گويد: «خودرويي كه به من زد يك پژوي قرمز بود.» و جوان، حكم به آزادي پيرجواني مي دهد كه همه دارايي اش يك مغازه خواروبارفروشي محقر و يك پيكان مدل 64 است.
پسرش همه ماوقع را براي من تعريف مي كند اما خودش، چندان راضي نيست حرفي بزند. وقتي بحث وقت گير بودن اين نوع كمك ها به ميان مي آيد به حرف زدن مي افتد و مي گويد: «اين طرف به دردسر بيفتيم بهتر است تا سر پل صراط. آن جوان داشت جان مي داد و ما تماشايش مي كرديم. آن طرف نمي پرسند كه نيروي انتظامي و دادگاه چند روز تو را بردند و آوردند، مي پرسند كه براي نجات جان آن جوان چه كردي. روزي زن و بچه من دست خداست و من فقط مأمور به تلاشم. وقتي تلاش من درجهت خشنودي او باشد، او هم مرا در مقابل خانواده ام شرمنده نمي كند كه الحمدلله تا حالا شرمنده نبوده ام.»
روزه دار، تماشاچي نمي شود
ماه مبارك رمضان، آغاز شده است. بيشتر كساني كه در شهر مي بيني، روزه اند و در اين يك ماه با ميل بيشتري در نمازهاي جماعت شركت مي كنند. شب ها بساط ختم قرآن را فردي و گروهي برپا مي كنند و دغدغه آن دارند كه حتماً تا روز آخر رمضان، به «من الجنه و الناس» برسند. دغدغه اي نيكو وبسي ارزشمند دارند اما اكثر اين خيل عظيم، در صحنه هايي چون، تصادف آن جوان، متأسفانه به تماشاچي صرف تبديل مي شوند.
يك خبرنگار حوزه اجتماعي با تأسف از حادثه اي ياد مي كند كه همين چند روز قبل اتفاق افتاد. جواني ميان درهاي اتوبوس تندرو، گير مي كند و مسافران ديگر، فقط او را تماشا مي نمايند و دريغ از دستي كه به ياري او بشتابد بالاخره، راننده ازطريق آينه اتوبوس، متوجه وضعيت مي شود و در را مي گشايد. و خبرنگار ديگري، مشاهدات خود از سوختن يك خودرو جلوي چشم مردم در خيابان پيروزي را نقل مي كند. او تأكيد مي كند كه يك ظرف آب يا كمي خاك كافي بود تا جلوي آتش گرفته شود و اما كسي به فرياد مالك خودرو نرسيد تا ماشين او به آهن پاره تبديل شود، همين چند روز پيش.
«آري، اگر آدمي به خداي خود اطمينان داشته باشد در سخت ترين شرايط، به ياري همنوع خود مي شتابد و اگر با سختي مواجه شد آن را امتحان الهي تلقي مي كند و صبوري پيشه مي نمايد البته خداوند با صابران است.»
اين حرف را مونا رئيسي كه نام خود را با زحمت بسيار به زهرا تبديل كرده مي گويد و مي افزايد: «روزگاري من هم جزو تماشاچيان بدبختي هاي مردم بودم اما يك كمك ناخواسته و اتفاقي، چنان بركتي در زندگي ام ايجا دكرد كه خدا را با تمام وجود حس كردم و عاشقش شدم. الان چهار سال است كه ديگر تماشاچي نيستم و در يك مركز نگهداري كودكان يتيم، روزي چند ساعت، خدمت مي كنم.»
به قول يك دوست، دليل اصلي مشكلات ما، گراني نيست بلكه تكروي و تكخوري است. خيلي ها مي خواهند فقط خودشان داشته باشند و فكر مي كنند كه اگر ببخشند، از اموالشان، كم مي شودحال آن كه خداوند ده برابر كردن مال بخشنده را تضمين كرده است.
ماه رمضان فرصت خوبي است كه بيشتر نيكي كنيم به ويژه درمواقع حساس. سعي كنيم خود را در معرض آزمون هاي بيشتري قرار دهيم و از آنها سربلند بيرون بياييم چراكه قدرت و عزت واقعي در سربلند شدن از امتحانات الهي است و گاه جواني بر كف زمين افتاده يا خودرويي در حال آتش گرفتن، محمل امتحان خدا از ما است، پس هشيار باشيم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14