(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 3 رمضان 1429 - 4 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189174
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
چك بي محل!(يادداشت روز)
خواب(گفت و شنود)
احمدي نژاد و مورالس، افطار با يتيمان
جبهه اصلاحات سرگردان در دوقطبي «كروبي- خاتمي»
اعتماد ملي: كروبي كانديداي اصلح است؛ مشاركت: فقط خاتمي!
كيهان و خوانندگان
پاسخ سفارت عربستان و توضيح كيهان
تصحيح
بازي منافقانه نهضت آزادي با خاتمي(خبر ويژه)
اصلاح طلبان موجوديت ما جوانان را فروختند(خبر ويژه)
تلخي آخر خط!(خبر ويژه)
راه اندازي ستادهاي انتخاباتي عارف(خبر ويژه)
فرق كروبي و خاتمي از نگاه يك سايت ضد انقلاب(خبر ويژه)
خالي شدن 1.4 مغز اسرائيلي ها در 2 سال!(خبر ويژه)



چك بي محل!(يادداشت روز)

ادعاي تكراري و پوچ امارات درباره جزاير سه گانه ايراني ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك بار ديگر از سوي مقامات اين كشور در روزهاي اخير مطرح شده است. اين بار «انور عثمان» كاردار و نماينده امارات در سازمان ملل طي شكوائيه اي به «بان كي مون» دبيركل سازمان ملل متحد به بهانه پخش يك گزارش تلويزيوني از سيماي جمهوري اسلامي ايران- كه در آن تصاويري از تأسيس يك دفتر نجات دريايي و نيز دفتر ثبت اسامي كشتي ها و دريانوردان در جزيره ابوموسي نشان داده شده بود- رسماً از ايران شكايت كرد.
به دنبال اين اقدام و طرح شكايت واهي از سوي اماراتي ها، شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس تحت تأثير احساسات ناسيوناليستي عربي و تحريك برخي قدرت هاي غربي در نشست اخير خود كه دو روز پيش آغاز شده است موضوع جزاير سه گانه ايراني را به عنوان يكي از محوري ترين مسائل در دستور كار قرار داد و در پايان بيانيه اي صادر كرد كه ديروز وزارت امور خارجه كشورمان به شدت عليه آن واكنش نشان داد و بيانيه مزبور را مردود خواند.
از همين روي، هرچند ادعاي بي پايه و اساس امارات به علت فقد پشتوانه منطقي و حقوقي از عداد دلايل قضائي خارج است و دامن زدن به اين ادعا از سوي شوراي همكاري خليج فارس و يا اتحاديه عرب نيز به طريق اولي غيرقانوني و خلاف موازين بين المللي و ديپلماتيك است اما به هرحال ذكر نكاتي درباره آن خالي از لطف نيست؛
1- بنابر اسناد متعدد و معتبر تاريخي كه علاوه بر زبان فارسي به زبان هاي انگليسي و عربي نيز موجود است- و در زمره اسناد بين المللي محسوب مي شود- بي ترديد جزاير سه گانه ايراني ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك هميشه در طول تاريخ متعلق به حاكميت و دولت ايران بوده است. در همين زمينه كافي است گريزي به تاريخ و پاره اي از اين اسناد زده شود تا بي اعتباري ادعاي مالكيت امارات بر جزاير سه گانه و قطعيت مالكيت مطلق ايران بر آنها اثبات شود. با مراجعه به اسناد به وضوح مي توان دريافت كه از سده ها قبل از ميلاد تا دوره اسلامي و پس از آن تا دوره معاصر همه اسناد- چه داخلي و چه خارجي- دلالت دارد بر اينكه جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك در ملكيت ايراني ها و جزء لاينفك سرزمين پهناور ايران بوده است.
البته موقعيت استراتژيك اين جزاير ايراني باعث گرديده است همواره مورد طمع استثمارگران و استعمارگران زياده خواه قرار بگيرد و در دوره هايي به اشغال قدرت هاي چپاولگر دربيايد اما به گواهي تاريخ پس از مدتي به تصرف مجدد ايران بازگشته است.
به عنوان نمونه با ورود دولت استعمارگر پرتغال به خليج فارس اين جزاير براي مدتي به اشغال پرتغالي ها درآمد اما در زمان شاه عباس صفوي توسط نيروهاي ايراني جزاير سه گانه بازپس گرفته شد و حتي حضور وسيع استعمار انگلستان طي قرن هاي 15 و16 ميلادي در اين منطقه نيز نتوانست در اصل مالكيت اين جزاير توسط ايران خللي ايجاد كند. به گونه اي كه مي توان گفت در طول تاريخ هيچ ترديدي در حاكميت ايران بر جزاير سه گانه وجود نداشته است و برخي مباحث از جانب اعراب حاشيه جنوبي خليج فارس، مباحثي كه كاملا جديد است كه به جاي استدلال هايي تاريخي و حقوقي از آبشخور عوام زدگي و تحريك خارجي سيراب مي شود. حتي جالب است به ياد بياوريم از اوايل قرن بيستم (1903م) تا اواسط نيمه دوم آن (1971م) به مدت 68سال جزيره ابوموسي به اشغال دولت بريتانيا درآمد اما بالاخره در سال 1971نيروهاي ايراني موفق به بازپس گيري آن شدند و در آنجا استقرار يافتند.
آنچه در اين ميان اهميت دارد اين است كه در همان 68 سال اشغال جزيره ابوموسي، تمام دولت ها در آن دوران در مكاتباتشان تصريح داشته اند كه اين جزيره متعلق به ايران است و بايد به آن بازگردانده شود.
انبوه اسناد معتبر و غيرقابل انكار در خصوص مالكيت ايران بر جزاير سه گانه را بايد علاوه كرد به تعداد قابل توجهي از نقشه هاي جغرافيايي- كه عموما هم خارجي هستند- و مؤيد و ثابت كننده مالكيت ايران به حساب مي آيند.
از جمله اين نقشه هاي مشهور و معروف نقشه رسمي وزارت جنگ بريتانيا است- به ابعاد 16متر- كه در سال 1886 در دوران ملكه ويكتوريا و توسط وزير مختار وقت انگليس در سال 1888 به ناصرالدين شاه هديه داده مي شود.
هرچند قصد انگليسي هاي زيرك يك هديه به شاه ايران بوده است اما در اين نقشه مالكيت ايران بر جزاير سه گانه آنهم با رنگ مشخصي نشان داده شده است.
حال كشور امارات كه سابقه و قدمت تاريخي آن به يك سده هم نمي رسد معلوم نيست بر چه اساسي و با چه مبناي حقوقي و قانوني شكوائيه و عرض حال به سازمان ملل تقديم مي كند و در عين شگفتي هزاران متون تاريخي و اسناد بين المللي و نقشه هاي جغرافيايي را ناديده مي گيرد؟!
2- با توجه به اسناد و نقشه هاي موجود كه نه تنها در آرشيوهاي ايران بلكه در آرشيوهاي معتبر خارجي نيز دسترسي به آنها به آساني امكان پذير است در اثبات مالكيت ايران بر جزاير سه گانه ذره اي شك و ترديد وجود ندارد. مقارن با اين شواهد و قرائن متقن تاريخي و بين المللي اگر از زاويه حقوقي به ادعاي اماراتي ها پرداخته شود آن وقت بطور مضاعف سستي و بي پايگي اين ادعا عيان مي شود. چرا كه اماراتي ها در حالي ادعاي مالكيت بر جزاير ايراني را دارند كه اين كشور شيخ نشين عربي در زماني كه پاره اي مناقشات بر سر جزاير ايراني، ميان ايران و برخي دول استعماري مثل انگلستان مطرح بوده، وجود خارجي نداشته است و بديهي است كه امارات هيچ گاه نمي تواند طرف دعوي با ايران قرار بگيرد، چه برسد به آنكه بخواهد ادعاي مالكيت داشته باشد. مگر اينكه اماراتي ها قادر باشند اثبات نمايند ايران از مالكيت قطعي و مسجل خودش بر جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك اعراض كرده است و شيوخ اماراتي سرزمين هايي بدون صاحب را تملك كرده اند! كه چنين فرضي هم به هيچ عنوان محلي از اعراب ندارد؛ چون به گواهي اسناد و شواهد غيرقبال انكار اين جزاير هميشه تحت حاكميت ايران بوده است و ايران هيچ گاه مالكيت خود بر آنها را اعراض- اسقاط حق مالكيت- نكرده است.
البته مقامات اماراتي بر روي يادداشت تفاهم 1971 لندن مانور مي دهند و مدعي هستند براساس اين تفاهم نامه «ابوموسي» به امارات منتقل شده است. اين در حالي است كه در يادداشت تفاهم 1971 چنين مسئله اي مطرح نشده است و بلكه در آن تفاهم نامه مقرر مي شود پس از خروج نيروهاي انگليسي از جزيره ابوموسي، جزيره به كشوري سپرده شود كه سابقاً در تصرف آن بوده است و بدين ترتيب «ابوموسي» به متصرف قانوني آن- ايران- برمي گردد و در طي همه اين سالها در تصرف ايران بوده است كه خود دليلي بر مالكيت ايران است.
3- و نكته نهايي درباره ادعاي واهي اماراتي ها در خصوص مالكيت بر جزاير سه گانه! اين است كه منشأ و خاستگاه اين ادعا را بايد در پاره اي مسايل سياسي و غير حقوقي جستجو و كنكاش كرد. چرا كه به رغم قطعيت مالكيت ايران بر جزاير سه گانه ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك، جمهوري اسلامي ايران براي زدودن هرگونه شائبه و سوء تفاهمي بارها آمادگي خود را براي مذاكره با اماراتي ها اعلام داشته است- همچنانكه چند روز پيش نيز سخنگوي وزارت امور خارجه ايران بر حل اين مسئله از طريق مذاكره تأكيد كرد- اما اماراتي ها گويي عادت كرده اند هر از گاهي ادعاي بي اساس خود را در سطح منطقه رسانه اي كنند و اين اقدام اين شائبه را پررنگ مي نمايد كه تأكيد بر ادعايي كه فاقد مستندات حقوقي است چيزي جز تأمين منافع قدرت هاي غربي و بيگانه در منطقه نيست و در اين مسير متاسفانه شوراي همكاري خليج فارس و اتحاديه عرب با صدور بيانيه هايي به فضاي تنش كمك مي كنند و عملاً خواسته هاي قدرت هاي زورگو مبني بر انحراف افكار عمومي از مسايل مهم منطقه و غافل شدن از جنايات رژيم صهيونيستي را به منصه ظهور مي رسانند.
اماراتي ها بايد بدانند كه ادعاي بي اساس آنها درباره مالكيت بر جزاير سه گانه ايراني همچون چك بي محلي است كه هيچ پشتوانه اي ندارد. پس بهتر است با عقلانيت و در مذاكره اي دو جانبه آنچه كه حق و واقعيت قضيه است بپذيرند.
حسام الدين برومند

 



خواب(گفت و شنود)

گفت: سركرده گروهك نهضت آزادي گفته است كانديداي رياست جمهوري آينده بايد كسي باشد كه به احكام حكومتي توجهي نكند!
گفتم: همين آقا سال گذشته گفته بود بايد ناظران بين المللي بر انتخابات در ايران نظارت كنند!
گفت: نهضت آزادي در سال هاي دفاع مقدس هم پيشنهاد مي كرد كه آمريكا شير است و از مقابل اين شير بايد مثل آهو فرار كرد!
گفتم: برخي از اعضاي نهضت آزادي هم نقش ستون پنجم ارتش عراق را در ايران برعهده داشتند.
گفت: اين گروهك فسقلي تا حالا هرچي خواب به نفع آمريكا ديده برعكس تعبير شده است.
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو خواب ديد كه داره ماكاروني ميخوره، وقتي بيدار شد ديد كش شلوارش نيست!


 



احمدي نژاد و مورالس، افطار با يتيمان

رئيس جمهور و همتاي بوليويايي خود ديروز در اولين روز از ماه مبارك رمضان ميهماندار جمعي از ايتام تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي در نهاد رياست جمهوري بودند.
به گزارش خبرگزاري ها احمدي نژاد هنگام افطار در حالي كه يك طرفش «اوو مورالس» رئيس جمهور بوليوي و در طرف ديگرش كودكان تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي نشسته بودند با اين كودكان صحبت كرد و به درد دل هاي آن ها گوش فرا داد. از جمله حاشيه هايي كه بيش از همه براي ايتام جالب توجه بود حضور رئيس جمهور بوليوي بر سفره اي بوده كه آنها نشسته بودند. مورالس در حالي كه با سعيد لو معاون اجرايي رئيس جمهور كشورمان درباره لذيذ بودن غذاهاي ايراني گفت وگو مي كرد جمعي از ايتام تلاش مي كردند تا با وي و احمد نژاد عكس انفرادي و دستجمعي بگيرند.
بنابر اين گزارش پس از افطار هم گروه سرود پيروان ولايت از كميته امداد امام خميني(ره) متشكل از تعدادي از دختران، سرودي درباره حضرت مهدي(عج) و انتظار خواند كه مترجم همراه مورالس نيز مضمون آن را براي وي ترجمه كرد و مورالس نيز با بالا بردن مشت خود نسبت به آنها ابراز احساسات مي كرد.
هم چنين گروه سرود بهشت امام جواد(ع) از بهزيستي استان تهران متشكل از تعدادي از دانش آموزان پسر سرود خواند. در ادامه مراسم از طرف جمعي از ايتام تابلوي نقاشي عصر عاشورا كه توسط دو كودك معلول طراحي شده بود به رئيس جمهور اهدا شد. همچنين تعدادي ديگر از كودكان تحت پوشش بهزيستي تابلويي را كه بر آن با خط نستعليق «و ان يكاد» نوشته شده بود به رئيس جمهور هديه دادند. مجري برنامه نيز هنگام اهداي اين تابلو به احمدي نژاد گفت: آقاي رئيس جمهور مسئول اين بچه ها به من گفت: بچه ها به خاطر عشق و علاقه به رئيس جمهورشان، پول هاي توجيبي خود را جمع كردند تا اين تابلوها را براي رئيس جمهوري تهيه كردند تا در اين مراسم به او اهدا كنند.
بنابر اين گزارش در اين مراسم كه تعدادي از وزرا از جمله وزير صنايع، وزير علوم، وزير آموزش و پرورش، وزير رفاه، سعيدلو معاون اجرايي رئيس جمهور و همچنين جمعي از مسئولان كميته امداد و بهزيستي از جمله انواري رئيس اين كميته و فقيه رئيس سازمان بهزيستي حضور داشتند، انواري رئيس كميته امداد به ارائه گزارشي از فعاليت هاي اين كميته پرداخت و گفت: ما نزديك به 090 هزار دانش آموز و دانشجو را تحت پوشش قرار داده ايم و در واقع رويكردمان رويكرد توانمندسازي است تا بتوانيم براي اين عزيزان اشتغال هاي كوچك ايجاد كنيم.
وي هم چنين از رئيس جمهور خواست در جشن رمضان كه به مدت 03 شب برگزار مي شود، حضور پيدا كند. رئيس جمهور نيز در پايان اين مراسم در كنار در مسجد سلمان نهاد رياست جمهوري ايستاد و با تك تك مهمانان كوچك گفت وگو كرد و هدايايي به عنوان يادگاري به آنها داد.

 



جبهه اصلاحات سرگردان در دوقطبي «كروبي- خاتمي»
اعتماد ملي: كروبي كانديداي اصلح است؛ مشاركت: فقط خاتمي!

سرويس سياسي-
با دو قطبي «كروبي- خاتمي»، جبهه از هم پاشيده اصلاح طلبان، فروپاشي ديگري را در درون خود تجربه مي كند.
اصرار حزب اعتماد ملي و گروه هاي اقماري اش بر كانديداتوري كروبي از يك سو و پافشاري دوقلوهاي «مجاهدين انقلاب» و «مشاركت» بر كانديداتوري خاتمي، اجازه نخواهد داد تا در آستانه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، تصويري واحد بر پازل اصلاحات نقش بندد. مصاحبه هاي مكرر حاميان كروبي و طرفداران خاتمي كلاف سردرگم «اصلاحات» را آنچنان پيچيده ساخته كه برون رفت از اين بن بست، به سهولت به تصور نمي نشيند. اجازه دهيد با هم اين خط خبري را مرور كنيم:
اعتماد ملي: كروبي كانديداي اصلح است
ارگان حزب اعتماد ملي روز گذشته با انتشار يادداشتي، مهدي كروبي را كانديداي اصلح اصلاح طلبان دانست. در اين يادداشت آمده است: در حالي كه شوراي مركزي حزب اعتماد ملي به اتفاق آرا، مهدي كروبي را به عنوان كانديداي اصلح خود برگزيده است، انتظار دارد ايشان هر چه سريع تر پاسخ مناسب و موافقت رسمي خود را با اين خواست عمومي و مشترك حزبي اعلام نمايد.
حزب اعتماد ملي سپس افزود: لازم است جناب كروبي بيش از اين دفع الوقت نكرده، به تصميم جمعي احترام گذارده و ترديدهاي خود را كنار نهند. حزب اعتماد ملي بر اين باور است كه با توجه به ساختار سياسي موجود، واقعيت هاي عرصه داخلي، شرايط خاص بين المللي و امكان رأي آوري، معرفي مهدي كروبي براي كانديداتوري رياست جمهوري يك عمل حرفه اي، صادقانه و درست است. اما در اين مرحله ترديد كافي است و ايشان براي عبور از شرايط بغرنج موجود در كشور بايد فداكاري نموده و پا به عرصه نهند.
اعتماد ملي در انتها با انتقاد از عملكرد گروه هاي مدعي اصلاحات اعلام كرد: تجربه انتخابات نهم رياست جمهوري نشان داد، نمي توان چشم بسته و بدون تضمين هاي لازم، تخم مرغ هاي خود را در سبد مشترك گروه هايي قرار داد كه يا در اهداف و يا در تاكتيك چندان اشتراكي با هم ندارند. تأسيس حزب اعتماد ملي پاسخ به يك راهبرد غلط بود كه نمي توان تحت لواي عمومي جبهه و يا فراكسيون دست به اقدامات سياسي زد. خاصه زماني كه معلوم شود، انطباق جدي و بنياني ميان خواسته ها، رهبري و عناصر و اقدام جمعي ميان عمل كنندگان سياسي چندان به رسميت شناخته نمي شود.
نبايد اين واقعيت را فراموش كرد كه تعدادي از رجال سياسي و يا گروه هاي سياسي با عنايت به وزن و اعتبار محدود خويش، براي خود نقش ژنرال هاي مقتدر را قائل بودند.
بهزاد نبوي: فقط خاتمي مي تواند رقابت كند
از سوي ديگر يك عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب گفته است: سازمان و مشاركت تا به حال آقاي خاتمي را نه تنها مناسب ترين بلكه تنها كانديدايي دانسته اند كه در شرايط فعلي توان رقابت با احمدي نژاد را دارد.
به گزارش سايت ياري بهزاد نبوي كه در مراسم سالگرد شهادت شهيد رجايي سخن مي گفت، افزود: اگر تصور شود كه آقاي خاتمي در مقابل احمدي نژاد ممكن است راي نياورد، به طريق اولي هيچ فردي در اين كشور با حداقل شعور سياسي وجود ندارد كه تصور كند در بين اصلاح طلب ها و غيراصلاح طلب ها فرد ديگري مي توانيم بيابيم كه در مقابل احمدي نژاد راي بياورد.
عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب با اشاره به كانديداتوري كروبي خاطرنشان كرد: اگر فرض كنيم كه آقاي خاتمي در مقابل احمدي نژاد شكست بخورد، در آن شرايط بعيد است ايشان راي آور باشد.
سعيد حجاريان: براي خاتمي فداكاري مي كنيم
در همين حال سعيد حجاريان در ديدار با تعدادي از اعضاي «كمپين دعوت از خاتمي» گفت: اگر خاتمي بيايد به حمايت ساده از او اكتفا نمي كنيم و براي او و اهداف اصلاحي اش فداكاري و ايثار خواهيم كرد.
وي افزود: خاتمي مناسب ترين نامزد اصلاح طلبان است و خوب است بيايد، اما بايد خود به اين نتيجه برسد، زيرا در اين صورت انگيزه و توان بيشتري براي پيگيري اهداف تعيين شده خواهد داشت و براي پيشبرد اصلاحات پس از پيروزي در انتخابات پايمردي بيشتري خواهد كرد.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت افزود: اگر خاتمي بيايد، با تمام توان به كمك او خواهيم آمد و نمي گذاريم كه در اين ميدان تنها بماند. حجاريان با بيان اينكه «خاتمي بهتر است به عنوان نماينده دموكراسي خواهان ايراني وارد عرصه انتخابات شود» گفت: اين نيز بدان معناست كه بايد بكوشد به سوگند خود براي اجراي قانون اساسي در حد توان پايبند باشد.
رسول مهرپرور: مگر ما خاتمي را تخريب كرديم؟!
رسول مهرپرور گفت: مگر حزب اعتماد ملي با آن گروههايي كه قبل از دعوت ما از كروبي، از خاتمي دعوت به كانديداتوري كردند، مخالفت كرد و دست به تخريب آنها زد كه اينها با حزب اعتماد ملي مكرر مخالفت مي كنند و بر عليه ما مدام جوسازي مي كنند.
عضو ارشد حزب اعتماد ملي ادامه داد: به نظر مي آيد انتقادات اين آقايان از حزب اعتماد ملي و كروبي از همان دسته كارهاي قبلي اين آقايان كه نبايد مي كردند و باعث شكست شدند.
وي در ادامه با بيان اينكه گويا بر مبناي تصميم و مصوبه اي هيچ كس و هيچ حزبي حق ندارد بدون اجازه برخي افراد در جبهه اصلاحات در مورد هر موضوعي اعلام موضع كند گفت: وقايع اخير عملا نشان مي دهند هيچ گروهي حق اعلام موضع ندارد و اين با استقلال گروهها منافات كامل دارد.
وي، خاطرنشان كرد: كساني كه از دموكراسي و آزادي حرف مي زنند حق ندارند به ساير گروهها بگويند چه بكنند و چه نكنند.

 



كيهان و خوانندگان

¤ يادداشت روز اخيرمدير مسئول كيهان يادآور اين ضرب المثل است كه اول بايد برادري اثبات شود و سپس ارث و ميراث. آقاي خاتمي بايد اول تكليف خود درباره مسائلي چون دست دادن با زنان ايتاليايي، پذيرش هولوكاست و... را روشن كنند و سپس اعلام نامزدي براي رياست جمهوري نمايند.
حبيبيان از قم
¤ به آقاي بهزاد نبوي بفرمائيد كه لازم نيست نگران اين انقلاب باشد. چون خداوند، همان طور كه در سه دهه گذشته حافظ اين انقلاب بوده، در آينده نيز خواهد بود.
يك هموطن
¤ خطاب به برادران عزيز كيهاني پيشنهاد مي كنم از درج بيش از معمول اخبار در خصوص افراد معلوم الحال مثل شيرين عبادي جداً خودداري كنيد چون با اين كار اين افراد كه فقط با مخالف خواني و پيروي از دستورات ديكته شده بيگانگان دنبال شهرت و كسب نام هستند حداكثر استفاده را مي برند.
بهرام شهور
¤ چرا رئيس جمهور محترم حرف دوستداران خود در زمينه برخورد با مشايي را ناديده مي گيرد؟ اميدوارم نمايندگان مجلس هم از پي گيري اعتراض خود نسبت به اظهارات آقاي مشايي كوتاهي نكنند.
احمدي از تهران
¤ آنچه اين روزها اظهاراتي تحت عنوان تغيير توافقنامه بغداد-واشنگتن عنوان مي شود، دروغ است. چون اين تغيير فقط در لحن بوده و محتواي آن فرقي نكرده است. ما هرگز نبايد فريب اين گونه مسائل را بخوريم و حواسمان هميشه بايد جمع باشد. عراق مهم ترين همسايه ايران است. هرگاه در مقابل پيشروي غربي ها در عراق كوتاه آمديم ضربه خورديم.
ايراني
¤ لطفاً بنويسيد طلب ما بازنشستگان كه در دولت قبلي مطرح و به تصويب نمايندگان وقت مجلس شوراي اسلامي نيز رسيد هنوز به دستمان نرسيده است آيا همچنان چشم اميد به پرداخت اين طلب خود توسط دولت را داشته باشيم يا خير.
نصيري
¤ يك شهروند پزشك از اصفهان هستم. راستش را بخواهيد از اين كه در صفحه 14 روزنامه امروز 87.6.12 در رابطه با موضوع تغيير ساعت عبارت «مخالفت هيئت رئيسه مجلس با پيشنهاد مراجع» را تيتر كرده ايد خوشم نيامد و ناراحت شدم. مي توانستيد تيتر كنيد كه هيئت رئيسه مجلس با پيشنهاد مراجع موافقت نكرد و بدين ترتيب احترام مراجع نيز حفظ مي شد.
امضاء محفوظ
كيهان: از تذكر بجاي اين خواننده محترم تشكر مي كنيم.
¤ شهردار تهران در مصاحبه تلويزيوني چند شب پيش دليل جلوگيري از توزيع مواد غذايي با قيمت مناسب از طريق عوامل وزارت بازرگاني در خيابان هاي تهران را خدشه دار شدن كرامت انساني شهروندان ذكر كرد! مي خواستم بدانم چرا اگر اين كار از طريق اجاره غرفه ميادين و پرداخت پول اضافه به شهرداري صورت بگيرد كرامت انساني خدشه دار نمي شود؟
اسعدي
¤ هزينه هاي اتوبوس هاي دوكابين جديد خط تندرو اتوبوسراني را دولت پرداخت كرده ولي شهردار تهران به فكر چگونگي استفاده سياسي و تبليغاتي از تسهيلات واگذار شده است. بنده سؤال مي كنم آيا تا به حال سابقه داشته كه روي بدنه اتوبوس هاي شركت واحد آرم شهرداري نصب بشود.
صباغيان
¤ صدا و سيما به جاي ترويج معنويت در ماه مبارك رمضان، بيشتر وقت خود را به طنز پرداخته است. اين كار قابل انتقاد است.
يك هموطن
¤ از رئيس جمهور محترم خواهشمندم كه به ديون پرداخت نشده بازنشستگان در سال 79 رسيدگي نمايند.
محمود عطاء الهي
پاسخ روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
عطف به مطلب مندرج در تاريخ 87.5.13 درخصوص پاداش بازنشستگي به اطلاع مي رساند: نيمي از پاداش پايان خدمت بازنشستگان محترم پرداخت شده و باقيمانده آن به زودي پرداخت خواهد شد.
پاسخ روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
عطف به مطلب مندرج در تاريخ 87.5.30 درخصوص پرداخت پاداش روستايي به اطلاع مي رساند: ان شاءا... با تلاش مسئولين وزارت پاداش روستايي، با تامين اعتبار به زودي پرداخت مي شود.

 



پاسخ سفارت عربستان و توضيح كيهان

درپي درج خبري با عنوان «اگر صحت دارد چرا صهيونيست ها فاش كرده اند» در ستون اخبار ويژه كيهان 87.5.19، سفارت پادشاهي عربستان كه ظاهراً متوجه اصل خبر نشده است جوابيه زير را ارسال داشته است كه متن جوابيه سفارت و توضيح كيهان درپي مي آيد:
رئيس تحرير محترم روزنامه كيهان
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته...
پيرو آنچه كه در روزنامه شما در مورد اينكه سفارت پادشاهي عربستان سعودي در تهران اقدام به تحركات مشكوك جهت جمع آوري اطلاعات در مورد ايران براي آمريكا و اسرائيل و خبرنگار شبكه العربيه در تهران به عنوان رابط بين سفارت سعودي و شخصيت هاي مستهدف در ايران، مي باشد.
سفارت پادشاهي عربستان سعودي در جمهوري اسلامي ايران مراتب تأسف خود را ابراز مي نمايد و متأسف از اينكه روزنامه شما اقدام به نشر خبرهاي غلط و جعلي نموده است كه با كار سفارت كه همواره سعي بر پيشبرد مناسبات دوجانبه بين دو كشور و سعي بر تحكيم و تعميق آن و خدمت براي مصالح مشترك دو كشور در دو سطح رسمي و ملتي، كاملاً منافات دارد.
همچنين اين سفارت مايل است توضيح و تأكيد نمايد كه مهمترين اصل سياست خارجي پادشاهي عربستان سعودي مبني بر عدم دخالت در امور داخلي كشورهاي ديگر و عدم اجازه به ديگران براي دخالت در امور متعلق به خود مي باشد، تأكيد مي نمايد.
خواهشمند است شايسته درودها را پذيرا باشيد.
سفارت پادشاهي عربستان سعودي
تهران
كيهان: نكته درخور توجه كه متأسفانه سفارت عربستان به آن توجه نكرده است اين كه در خبر ويژه كيهان به خبري از سايت صهيونيستي «فيلكا» اشاره شده بود كه در آن از جاسوسي سفارت عربستان در ايران براي آمريكا و اسرائيل، خبر داده بود و كيهان، نقل اين خبر يعني «جاسوسي اعضاي سفارت عربستان» را ترفند رژيم صهيونيستي دانسته و انتشار اينگونه خبرها را در راستاي تفرقه افكني رژيم صهيونيستي ارزيابي كرده بود و دقيقاً به همين علت تيتر «اگر صحت دارد چرا صهيونيست ها فاش كرده اند»؟! براي خبر مزبور انتخاب شده بود كه اميدواريم سفارت عربستان در خبر كيهان توجه بيشتري كنند تا از سوءتفاهم پيشگيري شود.

 



تصحيح

در يادداشت روز ديروز ترجمه حديث امام محمد باقر عليه السلام چنين است: «... فرشتگان، روزه داران را هر شب هنگام افطار ندا مي دهند: بشارت باد بر شما اي بندگان خدا! گرسنگي را اندكي چشيديد و به زودي، بسيار سير خواهيد شد. مبارك باشيد و مبارك باشد ماه رمضان در ميان شما.»
همچنين در شعر مولوي «مي نالد چون سرنا»، «نالد چون سرنا» چاپ شده بود كه تصحيح مي شود.

 



اصلاح طلبان موجوديت ما جوانان را فروختند(خبر ويژه)

كاريكاتوريست سابق روزنامه همشهري در زمان مديريت كارگزاران اذعان كرد اين روزنامه به صورتي كاملا جانبدارانه، خاتمي را در سال 76 تبليغ مي كرد.
نيك آهنگ كوثر همكار نشريات زنجيره اي توقيف شده كه اكنون در خارج از كشور اقامت دارد، با مرور خاطرات خود مي نويسد: معتقدم كه خاتمي و اصلاح طلبان نه تنها راي مرا، كه موجوديت من نوعي را فروخته اند. من از سال 74 (مجلس پنجم) تا 81، با اميد راي دادم. اميدوار بودم. اما ديدن گروه هاي مختلف اصلاح طلب از نزديك و كار كردن با آنها مرا به اين نتيجه رساند كه سر و پا يك كرباسچي هستند!
وي مي افزايد: آغاز به كار من در مطبوعات به 6 سال پيش از دوم خرداد بر مي گردد. كار در گل آقا و همشهري و خيلي ديگر از نشريات ريز و درشت را تجربه كرده بودم. اما هيچ دوره اي به اندازه چند ماه مانده به دوم خرداد برايم هيجاني و باارزش نبود. انگار پايان دنياست و تنها چند ماه فرصت داري همه هنرت را به خرج دهي كه با دل راحت بميري. الان كه فكر مي كنم، مي بينم كه آنقدر جانبدارانه تبليغ كرديم كه اصلا جاي دفاع ندارد. روزنامه نگاري ما هم جذابيت هاي خودش را دارد. البته شايد من كمتر دلم بسوزد، چون از كساني كه معتقد بودم آفت دموكراسي بودند انتقاد مي كردم، اما آيا بعد از دوم خرداد و شناختن آرام آرام بي عملي ها و دروغ ها، امكان انتقاد منصفانه وجود داشت؟
وي با اشاره به كشيدن كاريكاتور كساني چون لاريجاني در هفته نامه مهر مي نويسد: اما روزنامه هاي دوم خردادي چطور بودند؟ شده بوديم توپخانه. براي چه؟ براي ضعيف تر كردن رقباي اصلاح طلبان، بدون آنكه درست و حسابي به خود اينان نگاهي بياندازيم و نقدشان كنيم. انگار نقد اصلاح طلبان گناه كبيره بود.
وي با اشاره به حزب بازي هاي مدعيان اصلاحات مي نويسد: حالا همان جماعت كه به خاطر عدم علاقه به تقسيم قدرت و توزيع آن، اصلاحات را از پا انداختند، امروز باز هم فريادشان بلند است. لطفا به ما كه برنامه اي نداريم و توان جلب مشاركت نداشته ايم و پشتوانه سابق هم وجود خارجي ندارد و عزت قبلي را هم از دست داده ايم، راي دهيد.
در كمال ناباوري مي گويم كه آيا حاضريد مسئوليت تمامي فرصت سوزي ها و اشتباه ها را بپذيريد؟ آيا توان جبران خطاهاي آن سال ها را داريد؟ آيا برنامه اي براي بهتر شدن داريد؟ آيا مي توانيد به من ثابت كنيد كه قدر راي مرا مي دانيد.

 



اصلاح طلبان موجوديت ما جوانان را فروختند(خبر ويژه)

كاريكاتوريست سابق روزنامه همشهري در زمان مديريت كارگزاران اذعان كرد اين روزنامه به صورتي كاملا جانبدارانه، خاتمي را در سال 76 تبليغ مي كرد.
نيك آهنگ كوثر همكار نشريات زنجيره اي توقيف شده كه اكنون در خارج از كشور اقامت دارد، با مرور خاطرات خود مي نويسد: معتقدم كه خاتمي و اصلاح طلبان نه تنها راي مرا، كه موجوديت من نوعي را فروخته اند. من از سال 74 (مجلس پنجم) تا 81، با اميد راي دادم. اميدوار بودم. اما ديدن گروه هاي مختلف اصلاح طلب از نزديك و كار كردن با آنها مرا به اين نتيجه رساند كه سر و پا يك كرباسچي هستند!
وي مي افزايد: آغاز به كار من در مطبوعات به 6 سال پيش از دوم خرداد بر مي گردد. كار در گل آقا و همشهري و خيلي ديگر از نشريات ريز و درشت را تجربه كرده بودم. اما هيچ دوره اي به اندازه چند ماه مانده به دوم خرداد برايم هيجاني و باارزش نبود. انگار پايان دنياست و تنها چند ماه فرصت داري همه هنرت را به خرج دهي كه با دل راحت بميري. الان كه فكر مي كنم، مي بينم كه آنقدر جانبدارانه تبليغ كرديم كه اصلا جاي دفاع ندارد. روزنامه نگاري ما هم جذابيت هاي خودش را دارد. البته شايد من كمتر دلم بسوزد، چون از كساني كه معتقد بودم آفت دموكراسي بودند انتقاد مي كردم، اما آيا بعد از دوم خرداد و شناختن آرام آرام بي عملي ها و دروغ ها، امكان انتقاد منصفانه وجود داشت؟
وي با اشاره به كشيدن كاريكاتور كساني چون لاريجاني در هفته نامه مهر مي نويسد: اما روزنامه هاي دوم خردادي چطور بودند؟ شده بوديم توپخانه. براي چه؟ براي ضعيف تر كردن رقباي اصلاح طلبان، بدون آنكه درست و حسابي به خود اينان نگاهي بياندازيم و نقدشان كنيم. انگار نقد اصلاح طلبان گناه كبيره بود.
وي با اشاره به حزب بازي هاي مدعيان اصلاحات مي نويسد: حالا همان جماعت كه به خاطر عدم علاقه به تقسيم قدرت و توزيع آن، اصلاحات را از پا انداختند، امروز باز هم فريادشان بلند است. لطفا به ما كه برنامه اي نداريم و توان جلب مشاركت نداشته ايم و پشتوانه سابق هم وجود خارجي ندارد و عزت قبلي را هم از دست داده ايم، راي دهيد.
در كمال ناباوري مي گويم كه آيا حاضريد مسئوليت تمامي فرصت سوزي ها و اشتباه ها را بپذيريد؟ آيا توان جبران خطاهاي آن سال ها را داريد؟ آيا برنامه اي براي بهتر شدن داريد؟ آيا مي توانيد به من ثابت كنيد كه قدر راي مرا مي دانيد.

 



تلخي آخر خط!(خبر ويژه)

شيرين عبادي، مهره عزيزكرده آمريكايي ها، براي فرار از اداي توضيح «خوش خدمتي هايش به نظام شاهنشاهي، اوباش خواندن ملت ايران در آن زمان به خاطر انقلاب عليه شاه، مورد تقدير قرار گرفتن از سوي سران بهائيت و همچنين راه اندازي گروهك شوراي ملي صلح تحت حمايت هادلي مشاور بوش» مدعي شد كيهان و ساير منتقدان مقدمات ترور وي را فراهم مي كنند.
وي اين ادعا را در گفت وگو با سايت ضد انقلابي روزآن لاين عنوان كرد و مدعي شد از حقوق بشر حمايت مي كند.
وي گفت: كساني كه با افكار و عملكرد من مخالفند از هرشيوه اي براي ترور شخصيت من استفاده مي كنند و فضا را براي ترور فيزيكي من مهيا مي كنند. تبصره 2 ماده 295قانون مجازات اسلامي چنين مي گويد كه ديگري را با اعتقاد به مهدورالدم بودن به قتل برسانيد. مي خواهند با شايعات بهانه اي به دست طرفداران براي ترور فيزيكي من بپردازند.
اگرچه اظهارات عبادي، فرار صريح از پاسخگويي و نگراني وي از بي اثر شدن پوشش هايي نظير وكالت و دفاع از حقوق بشر به خاطر عملكرد سؤال برانگيزش ارزيابي مي شود اما نبايد از نظر دور داشت كه معمولا دستگاه هاي جاسوسي آمريكايي و اسرائيلي پس از استفاده كافي از افراد و گذشتن تاريخ مصرفشان، آنها را قرباني مي كنند تا استفاده تازه تري هم بكنند و از اين نظر خانم عبادي بايد نگران اين طيف از حاميان و مشوقان خود باشند.

 



راه اندازي ستادهاي انتخاباتي عارف(خبر ويژه)

خبرهاي متعدد از فعال شدن ستادهاي انتخاباتي محمدرضا عارف حكايت مي كنند.
دراين باره آقايي عضو مركزيت كارگزاران با تاييد خبر مذكور گفت: جلسات عارف براي آماده سازي نامزدي اش در انتخابات پيش رو آغازشده اما اين جلسات به معناي حضور قطعي وي نيست. وي در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران جوان اظهارداشت: نامزدي عارف به صورت انفرادي بوده و هنوز هيچ حزبي از وي اعلام حمايت رسمي نكرده است.
وي با تكذيب اين كه شاخه جوانان حزب كارگزاران درتهران بدنبال جمع آوري امضا براي دعوت از خاتمي در انتخابات پيش رو است، تصريح كرد: درجلسه شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي چنين موضوعي نه شنيده شده و نه مطرح شده اما در كل قضيه ما معتقديم شاخه جوانان حزب نيز مي تواند دركنار شوراي مركزي براي انتخابات پيش رو فعاليت هاي محدودي داشته باشد.
ازسوي ديگر الياس حضرتي هم اعلام كرد عارف ستاد انتخاباتي خود را فعال كرده است. اين عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: افراد مختلفي در جبهه دوم خرداد براي كانديداتوري فعال شده اند كه نمونه آن آقاي عارف است كه هم اكنون ستاد تشكيل داده به شهرستان مي روند و سخنراني مي كنند و مشغول فعاليت هستند.
خبرهاي ديگر از فعال شدن ستادهاي حسن روحاني براي انتخابات آينده رياست جمهوري حكايت مي كند.

 



فرق كروبي و خاتمي از نگاه يك سايت ضد انقلاب(خبر ويژه)

داريوش سجادي طي مقاله اي در سايت گويا نيوز به بررسي تفاوت هاي مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي به عنوان دو نامزد اصلاح طلب پرداخت.
سجادي مي نويسد: نامزدي كروبي اردوي اصلاح طلبان را تبديل به دوگانه كروبي - خاتمي كرد. دوگانه اي كه در حافظه تاريخي ايرانيان به اعتبار سابقه پايمردي كروبي در مشي و سلوك سياسي اش و مماشات هاي بخاطر مانده از دوران رياست جمهوري خاتمي، تداعي كننده طعنه معروف سيد حسن مدرس در تبيين شخصيت وزير الوزرائي كابينه پنجم مستوفي الممالك خواهد بود كه «مستوفي شمشير مرصعي است كه مناسب مراسم بزم و سلام است حال آنكه مملكت محتاج شمشير برنده و فولادي است». ليكن علي رغم همه تفاوت ها و تمايزات كروبي با خاتمي، دل چركيني اصلاح طلبان مايل به نامزدي خاتمي از معرفي كروبي به آن اندازه بود تا ايشان بتوانند صراحتاً حكم انعزال كروبي از اردوي اصلاح طلبان را نيز صادر كنند و ماشاالله شمس الواعظين بگويد: كروبي ديگر شيخ اصلاحات نيست. وي مي افزايد خلع مقام شيخوخيت كروبي از اردوي آن دسته از اصلاح طلباني كه كماكان فانوس به دست و ديوژن وار در دهليزهاي سياست در جستجوي خاتمي اند در حالي صورت مي گيرد كه كروبي خيلي پيشتر از اين و از فرداي جدائي از مجمع روحانيون، خرج خود را با اين دسته از اصلاح طلبان جدا كرد.
سجادي نوشت: كروبي در انتخابات دور نهم رياست جمهوري با فاصله گرفتن از اصلاح طلبان تندرو و اتخاذ مواضع سياسي- اقتصادي تنزه طلبانه و معيشت انديشانه عملاً نشان داد آراي خود را برخلاف اصلاح طلبان مزبور از بطن توده هاي درگير در مشكلات اقتصادي مطالبه مي كند. اما اصلاح طلباني كه مايلند با تابلوي خاتمي وارد انتخابات رياست جمهوري شوند چاره اي ندارند تا ضمن فراموش كردن آراء بدنه شهروندي متوسط رو به پائين، اقبال خود و كانديداي خود را نزد توده هائي جستجو كنند كه در ترمينولوژي سياسي ايران از ايشان تحت عنوان «بدنه خاموش» نام برده مي شود و مطالباتشان قبل از آن كه سياسي يا اقتصادي باشد، تفرج طلبانه است.
وي مي افزايد: هر چند محمد خاتمي بارها و به درست تأكيد كرده كه مراد وي از آزادي، ولنگاري نيست اما تلخ يا شيرين، طبقه خاموشي كه اصلاح طلبان درصدد جذب آراي ايشان از طريق ارائه تصوير اميدبخش از خود به ايشانند قبل از آزادي به مفهومي ارزشي، همان ولنگاري را مراد و مطالبه مي كنند و اين مطالبه را در قالب مفاهيمي چون حريم خصوصي و حق انتخاب آزادانه، رفتار اجتماعي و حق شهروندي و رعايت حقوق بشر، گريم مي كنند. آنها آزادي را در چهارچوب تنگ تفرج طلبي بوالهوسانه از جنس پارتي هاي شبانه نزد اقشار مرفه ايراني معنا مي كنند.

 



خالي شدن 1.4 مغز اسرائيلي ها در 2 سال!(خبر ويژه)

استاد اقتصاد دانشگاه تل آويو با اشاره به اينكه ديگركسي در اسرائيل به استناد عقايد صهيونيستي حاضر به زندگي نيست گفت: در سال 2003 و 2004 حدود يك چهارم دانشگاهيان اسرائيلي به آمريكا كوچ كرده و هرگز باز نگشته اند.
به گزارش خبرگزاري قدس به نقل از روزنامه فلسطيني القدس پروفسور ديويد بن مي گويد: طي 2 سال، 25 درصد دانشگاهيان ما به آمريكا رفته اند. «اوديد گيلور» استاد اقتصاد دانشگاه براون در آمريكا هم معتقد است كه دانشگاه هاي اسرائيلي بهترين استعدادهاي خود را از دست مي دهد و همين امر باعث ركود سطح آموزشي اسرائيل خواهد شد.
پروفسور ديويد بن نسبت به خطر اين پديده برآينده علمي و تكنولوژيك اسرائيل هشدار مي دهد و مي گويد: فعلا بقاي ما در اسرائيل مرهون علم است و به عنوان مثال پيشرفت در زمينه هاي نظامي وساخت سلاح و فناوري دفاعي مي تواند امنيت ما را تامين كند و مهاجرت اساتيد و دانشمندان نه تنها باعث ركود علمي بلكه باعث ايجاد تهديدات اقتصادي و امنيتي نيز مي شود.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14