(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 12 شهريور 1387 - اول رمضان 1429 - 2 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189172
 

دلار ويژگي يك «ارز واسطه» را ندارد
بالاخره به عقد هم درآمديم! پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 36

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




دلار ويژگي يك «ارز واسطه» را ندارد

نياز دنيا به دلار
1- اما دنيا به اين كاغذهايي كه آمريكا چاپ مي كند، احتياج دارد. تا قبل از سال 1931 پول واسطه در دنيا پول ملي انگليس بود و بعد از سال 1931 ميلادي دلار جايگزين پول ملي انگليس به عنوان پول واسطه در اقتصاد بين الملل شد.
2- تجارت بين الملل چرا به يك ارز واسطه احتياج دارد؟ كشورها با يكديگر داد و ستد دارند و هر كشور نمي تواند در صادرات و واردات از پول ملي خود استفاده كند. نياز به يك ارز واسطه اجتناب ناپذير است. از سال 1931 به بعد، دلار ارز واسطه است.
3- صادرات دنيا در دهه 90 ساليانه 8 درصد و از سال 2001 ميلادي به بعد ساليانه 15درصد افزايش مي يابد لذا به نسبت افزايش صادرات نياز به ارز واسطه نيز به همين نسبت افزايش مي يابد اگر موجودي دلار به عنوان ارز واسطه در بيرون از آمريكا از سال 2001 به بعد، ساليانه 15درصد افزايش نيابد، جهان براي تجارت با كمبود نقدينگي و دلار روبرو مي شود. لذا پول واسطه بايد متناسب با رشد صادرات دنيا در سال افزايش يابد.
4- اما افزايش دلار در خارج از آمريكا چگونه حاصل مي شود؟ به نسبتي كه واردات آمريكا بيشتر از صادرات اين كشور باشد، دلار از آمريكا خارج مي شود و به اين طريق ارز واسطه در اقتصاد بين الملل افزايش مي يابد.
5- افزايش دلار در خارج از آمريكا هم به سود آمريكا و هم به سود جهان است به سود آمريكاست چون مساوي با افزايش دلار در خارج از آمريكا، كالا وارد آمريكا شده و آمريكائي بيشتر مصرف مي كند بدون اينكه توليد كند و به سود توسعه صادرات دنياست چون ارز لازم براي رشد صادرات و تسويه حساب هاي بين المللي را فراهم مي كند.
6- اما ارز واسطه بايد دو ويژگي شاخص داشته باشد:
الف- ارز واسطه بايد به ميزان موردنياز در سال رشد كند نه كمتر و نه بيشتر، اگر كمتر از حد نياز تجارت بين الملل رشد كند جهان با كمبود ارز واسطه روبرو مي شود و اگر بيشتر از نياز باشد ارز واسطه به ميزان مازاد بودن، ساليانه كاهش ارزش مي يابد.
ب- ارزش ارز واسطه بايد حتي المقدور ثابت باشد و يا حداقل ساليانه و بطور مستمر و طي دوره هاي طولاني كاهش ارزش پيدا نكند. دلار از سال 1931 به عنوان ارز واسطه جايگزين پول ملي انگليس شد و تا سال 1971 ارزش آن در مقابل طلا ثابت بود. از سال 1931 تا 1971 يك اونس طلا معادل 31 دلار بود طي 40سال مردم دنيا اطمينان داشتند، كه اين ارز واسطه، معادل طلاست و ارزش آن ثابت است. اما دلار از سال 1999 تا حال 73درصد در مقابل يورو كاهش ارزش داشته است. دلار فقط طي يك سال گذشته 19درصد كاهش ارزش داشته است.
7- كاهش ارزش دلار به عنوان پول واسطه، ارزش دلار را به عنوان پول واسطه زير سؤال مي برد. در وضع حاضر چين 1500ميليارد دلار ذخائر ارزي دارد كه 63درصد آن دلار است. ارزش واقعي و نه اسمي ذخائر دلاري چين فقط طي يك سال گذشته 19درصد كاهش يافته است. چين هر سال مقداري مازاد تجاري دارد. با روند كاهش ارزش دلار مقابل يورو، و ارزهاي ديگر، قسمت عمده مازاد تجاري چين با سقوط ارزش دلار از دست مي رود. با سقوط ارزش دلار همه دستاوردهاي مازاد تجارت خارجي چين خنثي مي شود. چين با سقوط ارزش دلار و حفظ ذخائر ارزي به دلار دارد روي يك نقطه مي دود. تا چه زماني چين حاضر است ذخائر ارزي خود را به دلار نگهداري كند؟ يعني آنچه را كه با مازاد تجارت خارجي بدست مي آورد با سقوط ارزش دلار از دست بدهد سقوط ارزش دلار به مفهوم دويدن چين روي يك نقطه است.
8- اشكال اساسي اين است كه در وضع حاضر دلار بيشتر از نياز توسعه صادرات دنيا در سال افزايش مي يابد. در واقع دنيا با مازاد دلار روبروست. براي توسعه صادرات به ميزان ساليانه 15درصد، دنيا به اين همه دلار احتياج ندارد. در واقع آمريكا دارد از اين مسئله سوءاستفاده مي كند.
9- تزريق دلار از آمريكا براي رشد صادرات دنيا يك مطلب است و سوءاستفاده كردن اين كشور از اين نكته، مسئله اي ديگر. اينكه آمريكا از دنيا كالا وارد كند و در كارخانه اسكناس سازي، دلار چاپ كند و در مقابل واردات كالا به دنيا بدهد يك مسئله است و تزريق دلار متناسب با نياز جهاني مسئله اي ديگر.
10- آمريكا چه ميزان دلار اضافي و مازاد بر نياز به دنيا تزريق مي كند؟ در واقع آمريكا چه ميزان كالا در سال وارد مي كند و در ازاي آن دلاري به بازار تزريق مي كند كه دنيا به آن احتياج ندارد؟ آيا مي شود ادعا كرد به ميزاني كه ارزش دلار از سال 1999 تاكنون سقوط كرده است، دلار مازاد به اقتصاد دنيا تزريق شده است؟ دلار از سال 99 تاكنون 73درصد در مقابل يورو سقوط كرده است آيا مي شود گفت 73درصد دلاري كه به دنيا از سال 99تاكنون تزريق شده مازاد بوده است؟ آيا سقوط 11درصدي دلار در سال 2006 به معناي آن است كه 11درصد دلار از كل دلار تزريقي، مازاد بوده است؟ پاسخ به اين سؤال به بررسي هاي عميق تر احتياج دارد اما قطعاً بخشي قابل ملاحظه از سقوط 73درصدي دلار از سال 99 تاكنون به سبب تزريق دلار مازاد به اقتصاد بين الملل و سوءاستفاده آمريكا از مسئله نياز دنيا به ارز واسطه بوده است.
11- سقوط 73درصدي دلار، به كشورها و كساني كه ذخيره دلاري دارند و يا دارائي هاي دلاري دارند تأكيد مي كند كه نگهداري دلار و داشتن دارائي دلاري پس انداز خوبي نيست.
12- اگر واردات آمريكا نصف شود و در واقع تزريق دلار به خارج از آمريكا متوقف شود دلار مازاد ظرف چند سال جذب خواهد شد؟ در واقع سؤال اصلي اين است كه اگر صادرات دنيا ساليانه 15درصد افزايش يابد تا چند سال ديگر ارز مازاد به عنوان ارز واسطه در تجارت بين الملل كفايت مي كند؟
13- شايد پاسخ سؤال فوق دشوار باشد اما يك چيز مسجل است تا زماني كه دلار مازاد بر احتياج، بيرون از آمريكا وجود دارد، ارزش دلار كاهش مي يابد. در واقع به ميزاني كه دلار مازاد بيرون از آمريكا وجود دارد ارزش دلار بايد در مقابل ارزهاي ديگر كاهش يابد و اين اجتناب ناپذير است.
14- چگونه دلار كمترين كاهش ارزش را خواهد داشت؟ زماني كه تزريق دلار مازاد به بازار جهاني به وسيله آمريكا قطع مي شود. يعني صادرات و واردات آمريكا مساوي شود. اما نظر به اينكه واردات آمريكا دو برابر صادرات اين كشور است و آمريكا هيچ راهبردي براي كاهش قابل ملاحظه اين كسري ندارد، لذا سقوط بيشتر ارزش دلار اجتناب ناپذير است در واقع اصرار آمريكا براي تداوم كسري با وجود سيلاب دلار مازاد بيرون از آمريكا، به سقوط ارزش دلار شتاب بيشتري خواهد داد.
نتيجه گيري
1-برگرفته از مطالب فوق، سقوط ارزش دلار، نقش دلار را به عنوان پول واسطه زير سؤال برده است.
2-ارزي مي تواند پول واسطه باشد كه كشور مالك ارز واسطه از اين مسئله سوءاستفاده نكند.
3-ارزي مي تواند پول واسطه باشد كه ارزش آن ثبات نسبي داشته باشد دلار كه تنها در كمتر از 10 سال ارزش آن 73 درصد سقوط كرده است به وسيله مردم و دولت ها به عنوان پول واسطه مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.
4-به ميزاني كه دلار در سال سقوط مي كند همه دارندگان اين ارز واسطه و يا كساني كه دارائي دلاري دارند در واقع به آمريكا ماليات مي دهند. سقوط7.18 درصدي دلار در سال 1386 به مفهوم آن است كه همه كساني كه در سال 1386 در خارج از آمريكا زندگي مي كردند و موجودي دلاري داشته اند،
7.18 درصد به دولت آمريكا ماليات داده اند و يا به زبان صريح تر همه كساني كه از سال 99 تاكنون در خارج ازآمريكا موجودي دلاري داشته اند 73 درصد موجودي خود را طي اين مدت به دولت آمريكا ماليات داده اند.
5-بزرگترين عاملي كه در وضع موجود باعث شده تا دلار به ميزان بيشتري سقوط نكند، دولت چين است. چين اكنون 1500 ميليارد دلار ذخائر ارزي دارد كه 63 درصد آن به دلار است. بزرگترين زيان كننده از سقوط ارزش دلار، چين است كه ارزش واقعي ذخائر ارزي آن با سقوط دلار به شدت كاهش مي يابد، و چين با ذخائر صدها ميليارد دلاري خود مانع سقوط بيشتر دلار است. اما چين تا چه زماني به اين پشتيباني ادامه مي دهد؟ چين اگر روزگاري تصميم به قطع اين حمايت بگيرد سقوط قابل ملاحظه دلار اجتناب ناپذير است. البته اين بحث تنها شامل چين نمي شود، اين بحث شامل همه كساني مي شود كه در خارج ازآمريكا هستند و مالك 3700 ميليارد دلاري هستند كه در بيرون آمريكا وجود دارد.
6-آيا اگر آمريكا سريعاً طي يك سال آينده، به روند تزريق دلار به بازار جهاني خاتمه ندهد، يعني صادرات آن مساوي با واردات آن نشود، عمر دلار به عنوان پول واسطه را بايد در دنيا تمام شده تلقي كرد؟ آيا دارندگان دارائي هاي دلاري بيش از يك سال ديگر با مشاهده سقوط دلار بر حفظ دارائي دلاري خود پابر جا خواهند ماند؟
7-در پايان يك سال، عمده مالكين 3700 ميليارد دلار خارج از آمريكا براي از دست ندادن قدرت خريد خود، درصدد تبديل دلار به غير دلار خواهند بود و در اين مرحله، چين وكشورهاي ديگري كه عمدتا دلار مازاد دارند، قادر به كنترل سقوط بيشتر دلار نخواهند بود. به اعتقاد نگارنده مقاومت چين در مقابل سقوط بيشتر دلار نمي تواند ميان مدت و يا درازمدت باشد و حداكثر كوتاه مدت خواهد بود. در سال 2003 ميلادي دولت ژاپن در موضعي مشابه براي جلوگيري از سقوط دلار 200 ميليارد دلار از بازار خريداري كرد معذالك دلار سقوط كرد و دولت ژاپن نيز عمده توان مالي خود را از دست داد.
8-در صورت سقوط 40 درصدي دلار طي سه سال آينده، چين بزرگترين بازنده خواهد بود. چين همه دستاوردي مازاد تجاري خود طي 10 سال گذشته را با اين سقوط از دست مي دهد.
9-اگر آمريكا طي سه سال آينده، همان طور اداره شود كه طي سه سال گذشته، و يا به زبان ديگر، آمريكا اقدامي چشم گير و تعيين كننده براي ثبات دلار ايجاد نكند، آيا در ميان مدت، دلار به عنوان پول واسطه همچنان مي تواند به موجوديت خود ادامه دهد؟
10-رئيس جمهور آينده آمريكا كسي است كه پاسخ اين سؤال را با عملكرد خود، خواهد داد.
مصرف انرژي، پاشنه آشيل آمريكا
بالا بودن مصرف
1-يك اتومبيل آمريكائي به طور متوسط هر روز 7 ليتر مصرف بنزين دارد و يك اتومبيل آلماني دو ليتر.
2-بالا بودن مصرف بنزين آمريكا به چيدمان آمريكا مربوط مي شود و در كوتاه مدت و ميان مدت قابل تغيير نيست. مسئله آمريكا در 90 درصد موارد (به استثناي مناطق بسيار محدودي) اين است كه فاصله بين محل زندگي تا محل كار بسيار طولاني است و آمريكا فاقد وسائل حمل و نقل عمومي مثل مترو و اتوبوس براي طي كردن اين فاصله است.
3-مصرف 7 ليتر بنزين براي هر خودرو، به سادگي نشان مي دهد اكثر آمريكائيان با وسائل نقليه شخصي به محل كار مي روند و اين فاصله بسيار طولاني است. بسياري از آمريكائيان در روز براي رفتن به محل كار و بازگشت 150 كيلومتر رانندگي مي كنند.
4-اشكال آمريكا اين است كه 6 ميليون كيلومتر راه آسفالته دارد، و در كنار 6 ميليون كيلومتر راه آسفالته و در فاصله اي طولاني از يكديگر كارخانجات، واحدهاي مسكوني و محل كار قرار دارد. آمريكا به شدت پراكنده است و فاصله بين محل كار تا محل زندگي بيش از حد طولاني است و فاقد سيستم حمل و نقل عمومي در 90 درصد موارد براي طي كردن اين فاصله است.

 



بالاخره به عقد هم درآمديم! پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 36

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
پيشتر خوانديم كه بهزاد به همراه خانواده مرجان به مسجد رفت و در حضور يك عالم روحاني اسلام آورد. جناب سرهنگ به بهزاد (روايتگر ما و فرهاد داستان) گفت كه در صورت بروز هر گونه مشكل و آزار و اذيت محفل مي تواند روي او حساب كند. بهزاد از مرجان خواستگاري كرد و جناب سرهنگ ضمن موافقت، نظر مرجان را جويا شد.
مرجان در حالي كه از خجالت صورتش سرخ شده و سرش را پايين انداخته بود با حجب و حياي خاصي موافقت خود را اعلام كرد. ديگر كسي حرفي نزد و همه دست زدند و تبريك گفتند و بعد از چند لحظه با يك صلوات بلند رضايت خود را ابراز داشتند. بعد از چند ساعت گفت وگو و گپ دوستانه با سرهنگ، آقاكريم و دايي مرجان، از آنها خداحافظي كردم و با قلبي مالامال از شادي و سرور به سوي خانه رفتم، آرزو داشتم زمان متوقف شود. فكرم اين بود كه سريع تر كارهاي خود را انجام دهم و مستقل شوم تا بتوانم با خيالي آسوده و مطمئن نظر خود را به خانواده ام بگويم و در آينده در كنار مرجان و خانواده اش و ديگر مسلمانان از باقيمانده عمر خود به نحو احسن استفاده كنم؛ چون در حالي كه سراسر وجود مرا شوق و شور قرار گرفته بود، وقتي به خانه رسيدم، بازخواست و موج پرسش ها شروع شد، كجا بودي؟! همه جا تلفن زديم، مغازه هم نبودي؟! و. . . من هم براي رها شدن از اين كنجكاوي گفتم:
«هيچي بابا، مگه من بچه دو ساله ام كه گم بشم، رفته بودم براي خريد شيشه نتراشيده، موقعيت بسيار خوبي بود، من هم بدون تأمل رفتم. »
مادرم كه هنوز به من مشكوك بود، گفت:
«حالا برو شامت را بخور، غذا سرد است، اول گرم كن. »
و من با سرخوشي گفتم:
«مادر يك چيزي بيرون خورده ام، فقط خسته هستم و مي خواهم بخوابم. . . »
وقتي وارد اتاق شدم افتادم روي تخت و به خواب عميقي فرو رفتم. فردا صبح زود از خانه بيرون زدم، مي دانستم همكارم محمد، براي ديدن من لحظه شماري مي كند. تا او را ديدم گفتم:
«كار را تمام كردم. »
و او ناباورانه گفت:
«جون من؟ يعني تو حالا يك مسلمان هستي. . . »
گفتم:
«بله دوست من، من هم يكي مثل تو هستم، يك مسلمان شيعه دوازدهم امامي، باور كن احساس مي كنم امروز تازه از مادر زاده شده ام. »
گفت:
«خب حالا وقت شيريني دادنه. »
بعد با شور و شوق به بيرون كارگاه رفت و خيلي زود با يك جعبه شيريني درجه يك برگشت و بعد به بهانه اي بين كارگرها شيريني پخش كرد.
بي تابانه به ساعت نگاه مي كردم، وقتي هنوز ساعت به 11 نرسيده بود، به منزل مرجان زنگ زدم، مادرش گوشي را برداشت. سلام كردم و پاسخ شنيدم:
«سلام پسرم، ما ساعت چهار بعدازظهر از يكي از روحانيون وقت گرفته ايم براي جاري كردن صيغه محرميت، موقع آمدن يك انگشتر ساده و يك جعبه شيريني بگير و بيا. يادت نره ساعت سه ونيم اينجا باش تا ساعت چهار بدقول نشويم. »
بعد از خداحافظي به مغازه برگشتم و مقداري پول برداشتم و به سمت بازار زرگرها به راه افتادم، دلم مي خواست بهترين هديه ها را به پاس عاطفه و اعتمادي كه مرجان و خانواده اش به من داشتند، مي خريدم، اما پولي كه همراهم بود چندان زياد نبود، به همين خاطر يك انگشتري نه چندان گرانقيمت خريداري كردم؛ چون مي دانستم اگر بيشتر از اين طلب پول مي كردم، بلافاصله به من شك مي كردند. به خاطر اينكه همچنان جاسوسان محفل در جريان كارم قرار نگيرند. از همان جا با شيريني به خانه مرجان رفتم. آنها را تحويل دادم و به خواهرش گفتم نمي خواستم كار خيلي تابلو بشود، اينها را بگير تا من رأس ساعت سه ونيم خودم بيايم. خداحافظي كردم، بعد به ياد آوردم كه شايد چيزهاي ديگري هم لازم باشد، گفتم:
«راستي مريم خانم، بدون رودربايستي اگر چيز ديگري لازم داريد بفرماييد تا من شرمنده خانواده شما نشوم. »
مريم با مناعت طبع گفت:
«نگران نباشيد، مادرم يك چادر سفيد براي مرجان دوخته و آماده كرده، چيز ديگري هم لازم نيست. انشاءالله براي جشن اصلي سنگ تمام بگذاريد. »
به محمد تلفن زدم و گفتم:
«محمدجان! جان تو و جان مغازه، يك امروز جور ما رو بكش، اگر هم از خانه تلفن زدند، بگو رفته غذا بخوره، جنس بگيره، رفته بانك و. . . »
محمد هم گفت:
«برو خيالت راحت راحت باشه. »
آن وقت گوشي را گذاشتم و توي خيابان ها به راه افتادم به ساعت هر مغازه اي نگاه مي كردم، مي ديدم مدتي به قرار ملاقات مانده است. بدون آنكه قصد خريد داشته باشم، پشت ويترين مغازه ها مي ايستادم و با دقت داخل آنها را نگاه مي كردم. در كنار يك مغازأ فروش و كرايه لباس عروس مدت ها ايستادم و به مراسم جشن فكر كردم.
رأس ساعت سه وسي دقيقه زنگ در خانه جناب سرهنگ را به صدا درآوردم و لحظه اي بعد به اتفاق مادر و خواهر مرجان و چند نفر از بستگان به دفتر عقد و ازدواج خيابان شريعتي همدان رفتيم، اما سردفتر هنوز نيامده بود و من نگران اين بودم كه يكي از جاسوسان بهايي مرا در محضر ببيند. به خودم گفتم:
«مرگ يك بار، شيون هم يك بار. تازه تو داري متولد مي شوي پس چرا ناراحت هستي؟!»
بالأخره پس از مدتي تأخير سردفتر آمد و من و مرجان را به لحاظ شرعي به هم محرم ساخت.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14