(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 12 شهريور 1387 - اول رمضان 1429 - 2 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189172
 

نگاهي به نحوه پذيرش حسابداران رسمي
گزارشي از وضعيت اعتياد در مكان هاي عمومي كاهش بوي معتاد در لابلاي درختان
شهر خسته از پيام هاي بيگانه ديوارها و تابلوها آنچنان ايراني نيستند
بدحجابي چگونه گسترش يافت حاشيه نشيني فرهنگ ديني در جامعه اقتصادزده



نگاهي به نحوه پذيرش حسابداران رسمي

در آغاز تشكيل جامعه حسابداران رسمي كشور، مقامات دستگاه هاي اقتصادي دولتي و حسابرسان سازمان حسابرسي، بدون آزمون از سوي هيئت منتخب وزارت امور اقتصادي و دارايي به عنوان حسابداران رسمي شناخته شده اند و پس از آن هر از گاهي تعدادي با شرايط خاص، مجاز به شركت در آزمون ورودي شده و از جمع آنها تعداد معدودي به عنوان حسابداران رسمي پذيرفته شده اند.
با عنايت به مجوزهاي صادره براي گروهي بدون آزمون و در نقطه مقابل آنها، ايجاد محدوديت جهت شركت در آزمون- مانند داشتن 3 سال سابقه بيمه در مؤسسات حسابرسي- تعداد كثيري از متخصصين موضوعي كه عضو هيئت علمي دانشگاه ها يا مديران مالي با سابقه خدمات مالي موثر هستند به علت نداشتن شرط مذكور از شركت در آزمون محروم شده كه اين جاي بسي تامل است!
از طرفي انتخاب تعداد محدودي به عنوان حسابداران رسمي به شرح ياد شده، ضمن ايجاد مانع در مسير دست يابي به خدمات تخصصي صادقانه در كسوت حسابداران رسمي، موجبات مشكلات عديده اي در بهره برداري از دانش آنها توسط بنگاه هاي اقتصادي كه الزام به بكارگيري آنها دارند و همچنين براي وزارت امور اقتصادي و دارايي به عنوان متولي وصول ماليات كشور بوجود آمده كه كاهش چانه زني در پرداخت حق الزحمه به آنها توسط واحدهاي اقتصادي و در نتيجه افزايش هزينه هاي موضوعي و... از جمله معايب انحصاري بودن آنهاست. حذف محدوديت هاي غيرضروري براي شركت كنندگان در آزمون ورودي و استفاده بيشتر از توانمندي ها و تجارب حسابداران يا مديران مالي و همچنين اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها كه داراي سوابق اجرايي مالي درخشان هستند به طور يقين مي توانند در امر رسالت مهم وصول ماليات بازوي فعال و مورد وثوقي براي سازمان امور مالياتي كشور باشند.
شكي نيست كه برقراري آزمون هاي تخصصي استاندارد براي هر انتخاب علمي از ضروريات به شمار مي آيد اما ايجاد محدوديت در شركت در آزمون و پذيرش تعداد معدودي از ميان كثرت شركت كنندگان نمي تواند عامل موثر و مفيد و يا به بيان ديگر شرط لازم و كافي در بكارگيري از دانش آنها در جهت انتخاب كارشناسان متخصص و متعهد باشد به طور مثال در برنامه ريزي موفق قوه محترم قضائيه در موضوع انتخاب كارشناسان رسمي قوه قضائيه و افزايش تعداد كارشناسان از طريق آزمون هاي علمي، مطابق استانداردهاي پذيرفته شده شرايط مناسبي را فراهم نموده كه قضات محترم دادگستري ها به علت وجود تعدد كارشناسان، انتخاب بهينه را انجام داده و از سوي ديگر اصحاب دعوي در اين عرضه و تقاضاي متعادل كارشناسان، حق الزحمه كمتري مي پردازند و نتيجه مثبت ديگر اينكه كاهش زمان رسيدگي به پرونده را در پي داشته است. نتيجتاً چنين عملكرد موفق مي تواند تجربه خوبي در انتخاب تعداد بيشتر حسابداران رسمي از طريق آزمون هاي علمي مناسب باشد. نتيجه پاياني اينكه بسياري از متخصصين مالي از جمله اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها كه سابقه كار اجرايي مفيد دارند فاقد سابقه بيمه اي در مؤسسات حسابرسي هستند كه اين دليل بر عدم توانايي آنها در اجراي وظيفه خطير حسابداران رسمي كه مسئوليت كنترل و تأييد صورت هاي مالي بنگاه هاي اقتصادي را دارند نيست. در مقابل اين دسته، داراي امتيازات علمي و عملي قابل توجهي هستند كه پذيرش بيشتر آنها از طريق آزمون هاي مربوطه مي توانند بازوي خوبي براي سازمان امور مالياتي كشور در وصول ماليات بحقه از مؤسسات اقتصادي به شمار آيند كه اين نياز در شهرستانها بيشتر مشاهده مي شود.
مسعود سعيديان
عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد بابل

 



گزارشي از وضعيت اعتياد در مكان هاي عمومي كاهش بوي معتاد در لابلاي درختان

ناهيد جعفرپور كامي
كشور ما، پايتخت ما، جوانان بسيار زيادي دارد كه به افق هاي پيش رو چشم دوخته اند، كساني كه اميدوارند و فردايي روشن را انتظار مي كشند. با اين حال، عفريت اعتياد همواره در مسير راهشان كمين كرده است و سايه سنگين خود را به اميد و آرزو آنها تحميل مي كند. از سوي ديگر، شهر ما با وجود پارك هاي جنگلي با بافت هاي سنتي و قديمي دركنار نماي مدرن شهري، آميزه اي از خرده فرهنگ ها و حتي انتظارات است. بدين ترتيب شرايط براي رشد و نمو آفتي به نام اعتياد مي تواند همچون بسياري از نقاط شهر مهيا و آماده باشد. اين هفته سراغ نقاط آسيب پذير رفتيم تا از چند و چون حضور اين بلاي خانمانسوز در جاي جاي شهرمان آگاه شويم. اين در حالي است كه با اقدامات فرهنگي شهرداري و قاطعيت نيروي انتظامي مي توان به آينده اي روشن و عاري از اعتياد به شدت اميدوار بود.
«حاج مراد» يكي از باغبان هاي مهربان شهرمان است. چهره بشاش اما آفتاب سوخته اي دارد. او درباره اعتياد مي گويد: «يك وقتي در بعضي از جاها معتاد زياد بود، داخل پارك ها گروه گروه مي نشستند و ترياك و حشيش مي كشيدند، نيروي انتظامي خوب جمع شان كرد. البته هنوز هم هستند، اما خيلي كم. چند روز پيش، خودم يكي از آنها را از پارك بيرون كرده ام.
يكي از كسبه كه مايل به ذكر نام خود نيست نيز مي گويد: «از شهريور پارسال برخورد شديدي با معتادان صورت گرفت كه باعث كوچ آنها شد. اما متأسفانه مواد فروش ها يك مدت بعد از دستگيري آزاد مي شوند. الان مواد خيلي زياد شده است، معتادان هم خيلي وقت ها جوان هايي هستند كه با ماشين هاي آخرين مدل مي آيند و مواد مي گيرند و مي روند.»
يك سؤال جدي
يك سؤال جدي در جامعه ما اين است كه چرا با وجود آنكه نيروي انساني و منابع مادي فراواني صرف مبارزه با موادمخدر مي شود و مجازات قاچاق موادمخدر، شديد است و ميزان كشفيات موادمخدر هم بالاست، همچنان معضل اعتياد در ايران جدي است؟
محمد اسدي 20 ساله، يكي از سه جواني است كه به پرايد تكيه داده اند و مشغول صحبت اند. او مي گويد: «تعداد معتادها خيلي زياد است. شب ها بخصوص در پارك، نونهالان حشيش و سيگار بازي مي كنند.»
محمد عبداللهي نايب دبير شوراياري هم اين موضوع را تاييد مي كند و مي افزايد: «مردم ديگر به وجود معتادان عادت كرده اند، تعداد آنها از آن حد گذشته كه مردم بخواهند آنها را با امر به معروف و نهي از منكر از كارشان بازدارند. موادفروش ها قبلا در يك خانه مستقر بودند كه با شكايت صاحبخانه در يك هماهنگي نيروي انتظامي با آنها برخورد شد ولي آنها جايشان را عوض كرده اند و باز هم مشغول پخش موادند.»
اين عضو شوراياري ادامه مي دهد: «نيروي انتظامي و كلانتري تا به حال زحمات زيادي براي رفع و كاهش اين معضل كشيده اما به نظر من بهترين كار استقرار حداقل يكي-دو كيوسك نيروي انتظامي در هر منطقه از شهرمان است كه قطعا باعث كاهش تعداد موادفروش ها و معتادها شود. مدتي است در بعضي از مناطق كيوسك نيروي انتظامي نصب شده و همين امر باعث كاهش چشمگير اين معضل اجتماعي شده است.»
كاهش چشمگير معتادان
گزار ش هاي برخي روزنامه ها و مقالات انتقادي همواره بر اين امر تأكيد مي كنند كه اعتياد در جامعه رشد نگران كننده اي دارد و چنين نتيجه گيري مي كنند كه امر «مبارزه با موادمخدر» شكست خورده است. اين جمله حتي توسط بسياري از مسئولان مربوط نيز به كار مي رود و آنها از بي نتيجه بودن اقدامات گذشته سخن مي گويند. اين مسئله به نگهبانان و مسئولان پارك ها هم سرايت كرده است با اين حال آنها به وظيفه خود واقفند.
يكي از مسئولان حراست پارك مي گويد: «ما از ورود معتادان مشخص به محوطه جلوگيري مي كنيم، اما به هر حال، معتاد وجود دارد. بعضي جاها مرتب 3-4 مأمور حراست و 5-6 مأمور نيروي انتظامي مشغول انجام وظيفه اند و با گشت زدن در لابه لاي درختان، شبانه روزي از مصرف موادمخدر جلوگيري مي كنند. در صورت مشاهده هم با آنها برخورد مي كنند و آنها را تحويل مراجع ذيربط مي دهند.»
حسين 24 ساله هفته اي دو بار به پارك اطراف منزل شان مي رود. او مي گويد: «من گاهي در بعضي از قسمت هاي پارك، سرنگ هاي تزريق معتادان را مي بينم كه لابه لاي درختان روي خاك افتاده، همين چند روز پيش بود كه ديدم چند جوان دور هم نشسته اند و مواد مصرف مي كنند ولي نسبت به قبل تعدادشان خيلي كم شده و از ترس مأموران، ديگر كمتر به پارك ها مي آيند.
يكي از مأموران كيوسك نيروي انتظامي ورودي يكي از پارك ها نيز مي گويد: «ما شبانه روزي با موتور در تمام قسمت هاي پارك، بخصوص بخش هاي خلوت و دنج تردد مي كنيم و در صورت مشاهده معتادان، آنها را دستگير مي كنيم و همين باعث شد كه معتادان بترسند و كمتر به پارك ها بيايند.»
پسر كوچكي كه در حال فروختن برگه هاي فال حافظ است نيز مي گويد: «قبلا معتاد خيلي زيادتر بود، در حال حاضر تعدادشان خيلي كمتر شده و شايد جاي بهتري از پارك پيدا كرده اند.» يك معتاد با موهاي جوگندمي روي لبه باغچه، كنار عده اي جوان پرسروصدا، گوشه پارك نشسته و دارد چرت مي زند. كمي آن طرف تر، يك جوان با چشماني قرمز كنار هم نشسته اند و سيگار دود مي كنند. كمي آن طرف تر، مسئول سرويس بهداشتي را مي بينم كه مي گويد: «اينجا معتاد خيلي زياد رفت و آمد دارد، خيلي از آنها دستشويي مي روند و از مخدرهاي كم بو استفاده مي كنند.»
وي با اشاره به جواني كه روبه روي آينه در حال درست كردن موهاي خود است، مي گويد: «معتادان توقف طولاني در دستشويي دارند و گاهي بعد از يك ساعت با حالتي متفاوت از آنجا خارج مي شوند.»
برخورد انتظامي و كار فرهنگي
يكي از مسئولان پارك هم مي گويد: «شكايت هاي متعددي از مردم درباره مصرف مواد مخدر در بعضي از پارك ها داشته ايم، اما ما نمي توانيم با معتادان برخورد كنيم. چون ما فقط مسئول فضاي سبز پارك هستيم.»
اين مسئول كه علاقه اي به ذكر نامش ندارد، كيوسك نيروي انتظامي را براي پارك، ضروري مي داند و مي افزايد: «در پارك ها خانواده هاي زيادي رفت و آمد مي كنند ولي متأسفانه وجود معتادان باعث آزار و اذيت خانواده هاست، اگر يك مأمور، دائم در پارك ها باشد قطعا محوطه، آرامش و امنيت بيشتري خواهد داشت.
عبداللهي عضو شورا ياري، ضمن انتقاد از وضعيت قليان سراها مي گويد: «برخورد انتظامي با مواد مخدر، هر چند لازم است، فقط در كوتاه مدت مي تواند موثر باشد. بايد در مورد موادمخدر از سياست پيشگيرانه استفاده كرد و به كار فرهنگي اهميت داد.»
وي با توجه به تجربه اقامت 30 ساله خود در يكي از كشورهاي پيشرفته صنعتي مي گويد: «آنجا از كودكان براي انجام اين كار استفاده مي كنند. در كتاب هاي درسي مدارس از آنها مي خواهند كه در صورت استفاده اطرافيانشان از موادمخدر و حتي سيگار از آنها بخواهند كه ديگر اين كار را نكنند. اين روش آنها خيلي موثر واقع شده، آنجا در هزينه مالياتي دريافتي از هر شخص درصدي هم به صورت مشخص به عنوان مبارزه با موادمخدر دريافت مي شود. در ايران هم اين كار مي تواند صورت بگيرد به شرطي كه صورت مالي آن كاملا مشخص باشد.»

 



شهر خسته از پيام هاي بيگانه ديوارها و تابلوها آنچنان ايراني نيستند

مدت زماني است كه با پديده اي نوظهور در جوامع صنعتي مواجه شده ايم كه همانند ديگر نوآوري ها سهم خود را در اثرگذاري بر روي مسائل اجتماعي شدت مي بخشد اگر چه هرچه اين نوآوريها جذابتر باشد ميزان تاثيرگذاري و سرعت آن نيز به همان ميزان افزايش مي يابد. آري منظور از اين نوآوري جديد پديده اي بنام «بلوتوث» است كه اخيراً نحوه استفاده از آن موجب صدور هشدارهاي امنيتي، انتظامي و قضائي از سوي متصديان امر گشته است و به انحاء مختلف در جرايد و اخبار و... راجع به آن مطالب زيادي گفته و شنيده ايم اما آنچه اين نوشتار قصد بيان آن را دارد تكرار مكررات نيست بلكه نگرش به اين موضوع از زاويه اي ديگر است و علت آنهم دو خاطره است كه چند روز پيش هنگامي كه سوار مترو بودم برايم تداعي شد.
و اما خاطره اول اينكه به ياد دارم پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي اتوبوسهاي جديدي در شركت واحد بكارگيري شده بود كه به تازگي از كشور آلمان وارد گرديده بودند و در قسمت جلوي اتوبوس نزديك بالاي سر راننده تابلوي كوچكي بود كه وقتي مسافران اتوبوس شادي زنگ را براي توقف فشار مي دادند كلمه Stop روي تابلو روشن مي شد اما برخي از شهروندان انقلابي، همين كلمه فرنگي را هم برنتافتند و گفتند از همين تابلوي كوچك بايد براي تبيين و تثبيت شعارهاي انقلاب بهره گرفت فلذا با همه كمي امكانات كه ذوق و شوق انقلابي جاي همه نبودها را پر مي كرد دست بكار شدند و نوشته آن را به مرگ بر آمريكا تغيير دادند و تا ساليان سال زينت بخش اتوبوس هايي بود كه وقتي صداي زنگ داخل اتوبوس شنيده مي شد اين شعار راهبردي در آن تابلو به طور همزمان به نمايش درمي آمد.
و اما خاطره دوم اينكه، در همان زمان دانش آموزي بودم كه مقطع راهنمايي را مي گذراندم و وقتي سوار بر اتوبوس، مناظر شهرم را تماشا مي كردم چشمم به ديوارهاي منازل و مغازه هايي مي افتاد كه با خط خوشي جملات قصاري از معصومين عليهم السلام و امام امت(ره) را در خود جاي داده بودند مانند كسي كه به دنبال كسب علم مي رود در كنف عنايت خداوند است يا هر كه در راه تحصيل علم قدم بردارد و در اين راه بميرد شهيد است يا از قول امام (ره) نوشته بودند اگر كسي در مدرسه درس نخواند، حرام است در مدرسه بماند.
و جملات زيبا و زيادي كه محيطي فراهم آورده بود تا ما در دوران بلوغ و جواني با اين فضاي فرهنگي بزرگ و بالنده شديم و امروز كه نگاه مي كنم اثرات تك تك آن جملات و بيانات را در همسن و سالانم مي بينم كه خدا را شكر، منشأ اثرات خوبي نيز در خدمت به نظام و مردمند.
آري آن روز در مترو جواناني را ديدم كه با اين پديده نوظهور در حد افراط سرگرمند و متأسفانه كه در بهره گيري از اين فن آوري چه استفاده هاي ناحق كه نمي شود. ولي جاي اين سؤال بصورت جدي وجود دارد كه هر چه به داخل مترو نگاه كردم اثري از تابلويي، نوشته اي نديدم كه جوان امروز را مانند دوران ما در تحكيم و تثبيت مباني ارزشي و اخلاقي ياري دهد ولي آنچه ديدم همه تبليغ و ترويج مصرف كالاها و اجناسي بود كه آنهم بماند. آيا در آن زمان كه هنوز دستگاه هاي هنري و ارشادي سازماندهي نشده بودند و بودجه خاصي هم براي اين منظور ديده نمي شد جوانان غيور و عزتمند ميهنمان در دو جبهه مبارزه با تهاجم نظامي و تهاجم فرهنگي موفق تر عمل نكردند؟! آيا امروز كه دستگاه هاي مختلفي بدين منظور پيش بيني شده و بودجه هاي خاص هم براي آنان در نظر گرفته مي شود، نبايد با حضوري جدي تر و برگرفته از اين همه ذوق و استعداد جواناني متعهد و متخصص كه در سايه سار اين نظام به بالندگي رسيده و تربيت يافته اند خلأ فرهنگي موجود در شهرها و كشورمان پر شود آيا جاي جملاتي موجز و گويا از قرآن كريم مانند الم يعلم بان الله يري خالي نيست.
يا اين جمله از حضرت امام كه فرمود: «عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد». يا حتي جملاتي از هنرمندان ولو از كشورهاي ديگر مانند آن جمله از چارلي چاپلين در نامه به دخترش كه نوشته بود: «دخترم برهنگي، بيماري عصر ماست و هيچ كس و هيچ چيز در اين دنيا ارزش آن را ندارد تا تو حتي ناخن انگشت كوچك پاي خود را براي آن عريان كني.» و هزاران هزار جملات زيبا و جذاب كه با منطق جوانان و نوجوانان پاك و بي آلايش ما همگرايي دارد.
در ايستگاه هاي مترو و تابلوهاي نصب شده شهرمان كمتر جمله اي يافت مي شود كه به ما بگويد اگر لحظه اي عنايات خداوندي از انسان قطع گردد او به مرز بي هويتي و بي هدفي و خودفروشي و خودكشي مي رسد. اما مي توان مردم را ياري داد با جملاتي از امثال شهيد آويني. او كه مي گفت: «كره زمين خسته است. بشر بعد از قرنها زمين گرايي و خودپرستي احساس مي كند كه نيازمند عالم معناست او اين عالم را درون خويش بازخواهد يافت و به آن بازخواهد گشت اما نه بي رنج بلكه با رنجي بسيار. اين دوران رنج اكنون به سر رسيده است.» آيا هنوز بايد با همه خسارتها و زيانهايي كه ديده ايم دنباله رو اقتصاد كشورهاي غربي باشيم كه همه چيز را با ديد هزينه و فايده نگاه مي كنند فلذا اگر كسي بخواهد نسبت به تبليغ و ترويج مباني ارزشي اقدام كند بايد روزانه هزينه گراني را بابت اجاره بهاي محل هاي فرهنگي بدهد.
متأسفانه برخي، آنقدر در تفكرات اقتصادي غرق شدند كه آموزش و پرورش را نيز مركز هزينه ناميده و از آن غفلت كردند غافل از آنكه همان كشورهاي غربي آموزش و پرورش را مركز سرمايه گذاري مي دانند زيرا با تحكيم و تعميق تعليم و تربيت در مراكز آموزشي، هزينه هاي مراكز انتظامي، قضايي، درماني و... كاهش مي يابد و اعتلاي فرهنگي را بدنبال دارد.
حميد فني پور

 



بدحجابي چگونه گسترش يافت حاشيه نشيني فرهنگ ديني در جامعه اقتصادزده

مهدي جمشيدي
اشاره:
ماه مبارك رمضان آغاز شده است و مومنان در ضيافت الهي شركت كرده اند. همواره شنيده ايم كه روزه گرفتن تنها گرسنگي كشيدن و تشنگي را تحمل كردن نيست بلكه رعايت همه اوامر الهي است. البته عمل به دستورات دين مبين در همه روزها و ساعت ها واجب است اما مردم در ايامي چون ماه مبارك رمضان، بيشتر اين مسائل را رعايت مي كنند.
يكي از مواردي كه در ماه رمضان بيشتر رعايت مي شود، حجاب است. هرچند چند سالي است كه غليظ تر از گذشته هاي نه چندان دور شاهد بدحجابي در ماه رمضان هستيم. چه خوب است اكنون كه درهاي رحمت الهي به روي همگان باز است با انجام اعمال مخالف دستورات دين مبين، اين فرصت گرانقدر را از دست ندهيم. در اين نوشتار به بررسي زمينه هاي گسترش بدحجابي مي پردازيم.
نهاد خانواده در زمينه هدايت فرزندان و نظارت بر رفتار آن ها نه تنها، دچار ضعف هاي بنياديني است، بلكه گاه خود به مانعي در مسير رشد اخلاقي فرزندان تبديل مي شود و سرمشقي ناصواب در مقابل آن ها قرار مي دهد. نهاد خانواده، با اصول تعليم و تربيت آشنا نيست؛ از آموزه هاي ديني، بسيار كم بهره است و به حضور موقعيت هاي رسانه اي در جمع خود رضايت مي دهد كه از مهم ترين عوامل تحريك جنسي و بدآموزي اخلاقي هستند؛ رسالت تربيت فرزندان را به نظام آموزشي سپرده و در اين باره، دغدغه اي جدي احساس نمي كند و...
اين يك واقعيت آشكار اجتماعي است كه نهاد خانواده در انتقال باورها و ارزش هاي ديني به نسل جوان آنچنان موفق نبوده؛ چرا كه خود در مقام عمل، متفاوت با هنجارها و ارزش ها رفتار كرده است و اين تناقض، جوان را در موضع مقاومت و انكار و اعراض قرار مي دهد.
ميزان تناسب نظام آموزشي با مباني ديني
بي شك، نظام آموزشي كشور ما تناسب چنداني با نظام تربيتي مورد نظر اسلام نداشته و ندارد. به همين دليل است كه مدت هاست احساس نياز مبرم نسبت به تحول ساختاري و محتوايي در نظام آموزشي كشور در اذهان بسياري شكل گرفته است.
نظام آموزشي ما اگرچه ظاهر و نمودي ديني دارد، اما اولا مبتني بر پوزيتيويسم و توسعه غربي است، ثانياً پرورش ديني در آن منزلتي ندارد. بدين ترتيب، خروجي نظام آموزشي كشور، آنچه نيست كه بايد باشد. نظام آموزشي كشور ما به دنبال تربيت متخصصاني تكنوكرات يا بوروكرات براي رسيدن به آرمان توسعه يافتگي است، نه انسان متعهد و دردمند.
بدين ترتيب، نمي توان سهمي درخور در زمينه انتقال باورها و ارزش هاي ديني به نسل نوجوان و جوان كشور، براي نظام تعليم و تربيت كشور قايل شد؛ چرا كه اساساً سمت و سوي ديگري دارد.
در ابتداي انقلاب اسلامي، شهيد رجايي و شهيد باهنر، ضرورت وارد كردن رسالت تربيت ديني نسل جوان در حوزه وظايف اصلي آموزش و پرورش را درك كردند و به تاسيس معاونت پرورشي همت گماردند، اما متاسفانه پس از آن ها، اين ساختار به صورت مجموعه اي تشريفاتي، ضعيف و نابسامان درآمد تا آن هنگام كه در دوران اصلاحات، كلاً از نظام آموزشي حذف شد. اين سرنوشت غم انگيز، ما را برآن مي دارد كه دراين باره تامل كنيم كه چرا پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي انقلاب، همچنان بايد از كاستي ها و سستي هاي نظام آموزشي كشور ناخرسند و نگران باشيم. با اينكه معاونت پرورشي دوباره احيا شده است.
مراكزي از قبيل حوزه هاي علميه، مساجد، هيات هاي مذهبي و... از نيازهاي فعلي جامعه فاصله گرفته اند و به دلمشغولي هاي خود بسنده كرده اند. تحليل محتواي برنامه هاي فرهنگي مساجد و هيات هاي مذهبي و سخنرانان اين محافل نشان مي دهد كه جهت گيري آن ها معطوف به مسايل اخلاق فردي، محبت و ارادت ورزي نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) بدون معرفت يابي به آن ها، تهييج شور و عطش ديني، غفلت از چالش هاي اجتماعي و معضلات فرهنگ عمومي و... است. بنابراين، نهادهاي ديني نتوانسته اند آن گونه كه شايسته است در مهندسي فرهنگي جامعه نقش آفرين باشند. براي مثال، چه ميزان از توان معرفتي و تبليغاتي اين مراكز صرف فعاليت فرهنگي پيرامون حجاب اسلامي و آسيب شناسي وضعيت جامعه از اين منظر و همچنين ارايه راهكار شده است؟!
امر به معروف يا نهي ضدديني؟!
از نظر اسلام، امر به معروف و نهي از منكر يك واجب شرعي است و يكا يك مسلمين نسبت به انجام آن مكلف هستند، اما با اين حال، اين عمل در جامعه ما، فضولي و دخالت در حريم خصوصي ديگران تلقي مي شود. از اين رو، نوعي بي تفاوتي و تساهل اجتماعي رواج يافته است، به طوري كه افراد نسبت يكديگر احساس مسئوليت نمي كنند.
از اين رو، رفتارهاي ضدارزشي و نابهنجار، فرصت و بستر مناسبي براي ظهور و گسترش يافتند. يكي از علل رشد پديده اجتماعي، همين مهجوريت فرهنگ امر به معروف و نهي از منكر است.
در روايتي مي خوانيم:
«خداوند، خوبان را به سبب گناه اكثر مردم عذاب نمي كند، مگر اين كه گناه و كارهاي زشت بين مردم رواج يابد و خوبان در حالي كه مي توانند جلوگيري كنند، اقدامي نكنند. در اين هنگام است كه خداوند، خوبان را هم به سبب گناه گناهكاران، عذاب مي كند!»(14)
حجاب، مسأله اي اجتماعي است، بنابراين، نيازمند نظارت اجتماعي مي باشد. مردم در جامعه اسلامي موظف اند از طريق ارشاد و تذكر، نسبت به رفتار و پوشش ديگران، از خود حساسيت نشان بدهند.(15)
جامعه ما تجربه برخوردهاي خشن، شخصي و صرفاً سلبي را در زمينه مبارزه با بدحجابي در خاطر دارد. بارها شاهد آن بوده ايم كه با روش هاي نادرست و غير شرعي، از ارزش هاي ديني همچون حجاب دفاع شده است، در حالي كه اين گونه برخوردهاي قلدرمآبانه و توهين آميز، تأثيرات منفي پردامنه و بلندمدتي را به همراه داشته است.
بي گمان، امر به معروف و نهي از منكر، نيازمند آشنايي با شرايط و مقتضيات فردي و اجتماعي و كنشي پله اي و مرحله اي است، اما برخي افراد متعصب و ناآشنا با فرهنگ اسلامي، تمامي مقدمات و زمينه ها را ناديده مي گيرند و تصويري قهرآميز و منطق ستيز از دين و متدينين ارايه مي كنند.
مسئوليت نهادهاي فرهنگي
صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگ عمومي و... از جمله نهادهايي اند كه بر طبق قانون، بايد در قبال وضعيت فرهنگي حاكم بر جامعه، پاسخ گو و مسئوليت پذير باشند. اما از چند جهت، انتقاداتي متوجه اين نهادها است:
الف. تعريف هاي نادرست و يا ناقص از فرهنگ، فعاليت فرهنگي، تهاجم فرهنگي، دفاع فرهنگي و...
ب. موازي كاري و تداخل بي فايده حوزه هاي وظايف كاري.
ج. تضاد و تناقض سياست گذاري ها و عملكردها ميان آن ها.
د. مشغول شدن شوراي عالي انقلاب فرهنگي به مقولات جزئي و روزمره و غفلت از تدبير كلان فرهنگي كشور در طول سال هاي اخير.
هـ. فقدان ضمانت اجرايي براي برخي مصوبات سازنده شوراي عالي انقلاب فرهنگي،
و. فقدان ساز و كار اثربخش نظارتي براي ارزيابي كيفيت فعاليت اين نهادهاي فرهنگي و طبقه بندي آن ها از اين منظر.
ز. وجود نيروي انساني ناآگاه، بي دغدغه و ناكارآمد در سطوح بالاي برخي از نهادها و همچنين سطوح مياني آن ها.
ح. تشريفاتي، فرعي و بي اثر دانستن مقوله فرهنگ و فعاليت فرهنگي (به دليل سيطره تفكر تكنوكراتيسم در برخي از مديران عالي و مياني) از سوي برخي نهادها.
ط. عملياتي نكردن يافته هاي پژوهش هاي علمي معطوف به عمل براي اصلاح فرهنگي.
ي. بسنده كردن به برنامه ها و فعاليت هاي كليشه اي و عدم نوآوري و خلاقيت فرهنگي.
ك. بي توجهي به نياز سنجي فرهنگي و پيوند دادن فعاليت هاي فرهنگي به نيازها و مشكلات فرهنگي فعلي جامعه.
چنانچه نهادهاي فرهنگي كشور در طول دهه هاي گذشته، داراي چنين ضعف ها و نقايص تعيين كننده اي نبودند، ناهنجاري هاي اجتماعي و حريم شكني هاي فرهنگي، مجال رشد و گسترش نمي يافتند و موارد كمياب ضدفرهنگي چند دهه پيش به پديده هاي آشكار و بحراني كنوني تبديل نمي شدند.
شايسته است تمامي نهادهاي فرهنگي، گزارش هايي از نوع و كيفيت تلاش ها و برنامه ريزي هاي فرهنگي خود در قبال گسترش فرهنگ حجاب اسلامي و مقابله با شيوع بدحجابي ارايه كنند تا مشخص گردد بازدهي عيني اجتماعي چنين نهادهاي عريض و طويلي چه اندازه است.
نقش دولت ها در ضعف فرهنگي جامعه
اين معضل به خصوص در مورد دولت ها- كه مديريت اجرايي كشور را به عهده دارند- صادق است. از سال 68 تا سال 76، گفتمان سازندگي و توسعه اقتصادي در دستور كار قرار گرفت كه مبتني بر مؤلفه هاي ذيل بود:
الف. تعريفي غربي و غيربومي از توسعه.
ب. اصالت اقتصاد در مقابل مقوله فرهنگ.
ج. اسراف و تبذير و ولنگاري اقتصادي در عين پركاري.
د. به حاشيه رفتن آرمان ها و ارزش هاي نخستين انقلاب به دليل فراگير شدن مناسبات بازاري و محاسبات اقتصادي ميان مسئولان و افراد جامعه.
هـ. پيدايش تدريجي شكاف طبقاتي و فقر ناشي از سياست تعديل اقتصادي و اقتصاد بازار آزاد.
و. متقدم دانستن توسعه و رشد اقتصادي بر عدالت اجتماعي.
ز. رفاه طلبي و دنياگرايي برخي از مسئولان كشور، احياناً از طريق دست اندازي به بيت المال.
ح. تبارسالاري به جاي شايسته سالاري.
ط. انتصاب مديران تكنوكرات و غرب باور و فاقد هويت ديني و ارزشي
ي. دامن زدن به مصرف گرايي و سودطلبي شخصي.
از اين رو، نسل جوان كشور به تدريج احساس كرد كه ميان ارزش هاي نخستين انقلاب و ايثارها و فداكاري ها و ايمان خالصانه دهه شصت از يك سو، و راهبرد و رويكرد حاكم بر كشور، شكاف عميقي شكل گرفته است. بدين سان، نوعي تمايل به گريز از ارزش ها و عدم تعصب و پاي بندي قاطعانه نسبت به آن ها در نسل جوان كشور رشد يافت.
در قبال راهبرد سازندگي و در واكنش به پيامدهاي منفي آن، گفتمان اصلاحات از سال 76 تا سال 84 قدرت سياسي را به دست گرفت كه اصالت را به توسعه سياسي داد. افزون بر موارد پيش گفته درباره گفتمان سازندگي، اين گفتمان پيامدهاي منفي ديگري را نيز نصيب جامعه ساخت، به طوري كه حركت در عرصه اقتصادي كند شد و بي توجهي دولت سازندگي به فرهنگ، به برنامه هاي ليبراليستي دولت اصلاحات در اين پهنه تبديل شد. در اين دوره، به شدت بر روي مفاهيمي از قبيل پلوراليسم، آزادي، تساهل و تسامح، شخصي شمردن دين، نفي غيرت ديني و... تاكيد شد. طبيعي است كه اين مقولات، به گسترش يافتن فرهنگ و ارزش هاي ديني كمكي نمي كنند، بلكه بي بند و باري و ولنگاري اخلاقي و اباحي گري را شيوع مي دهند و باورهاي ديني را در مردم تضعيف مي كنند.
بسياري از كارشناسان ديني و اجتماعي معتقدند كه در طول اين شانزده سال، تاثير حاكميت بر دين داري مردم، تاثيري منفي بوده و سياست ها و عملكرد آن ها، باورها و ارزش هاي ديني را در نسل جوان كم رنگ و غيرفعال كرد. به مطالب بالا، بايد دو مورد ديگر را نيز اضافه نمود:
اول. عدم نظارت بر فرهنگ ديني و نمودهاي آن همچون پوشش و در نتيجه، رسميت يافتن بدحجابي از سوي نظام.
دوم. پرهيز از حركت در جهت مخالف با ذايقه عمومي به دليل ترس از عدم اقبال عمومي و كم شدن ميزان آراء.
متأسفانه اكنون بروز واقعيت هاي اجتماعي مغاير با اهداف و آرمان هاي حكومت ديني، سبب پيدايش نارضايتي جمعي نسبت به حاكميت شده است. يكي از شواهدي كه مي توان براي اين گفته اقامه كرد، كم يا بي اثر شدن تبليغات دولتي است.
چاره كار چيست؟
عواملي كه در اين مقاله برشمرديم، تمام عوامل موثر بر پديده بدحجابي نيستند، اما قطعاً از جمله مهم ترين متغيرهاي دخيل محسوب مي شوند. نكته برجسته در تحليل و راهكاريابي براي مسئله مذكور اين است كه نبايد از يكسو، پديده بدحجابي را به يك يا چند دليل خاص ارجاع داد و از سوي ديگر، راه حل اين مسئله را در برطرف ساختن چند عامل خاص جستجو كرد. اين مسئله پيچيده اجتماعي، معلول متغيرهاي فردي و اجتماعي و كوتاه مدت و بلندمدت مختلفي است. نبايد تصور كرد كه تنها آموزش فلسفه حجاب اسلامي و حدود و شرايط آن براي مقابله با پديده بدحجابي كافي است و يا اگر با بدحجا ب ها در سطح جامعه، برخورد ارشادي يا حقوقي بشود، جامعه اصلاح خواهد شد. راه حل اين معضل اجتماعي تركيبي از رويكردها و راهكارهاي مختلف است.
مطلب ديگر اين كه تأخير در چاره انديشي و اصلاح، نه وضع موجود را بهبود مي بخشد و نه در اين سطح، متوقف مي سازد، بلكه تنها به فراگيري روزافزون آن كمك مي كند. بنابراين ، نبايد در انتظار آينده نشست، چرا كه اكنون نيز بسيار دير است! نهادهاي مختلف بايد متناسب با حوزه وظايف و مسئوليت هاي خود، هر چه سريع تر در اين باره به تأمل بنشينند و هوشيارانه وارد ميدان بشوند.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14