(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 11 شهريور 1387 - 31 شعبان 1429 - اول سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189171
 

پژوهشي درباره افول اقتصادي آمريكا-1 آمريكا در سراشيبي فروپاشي مالي
پلي به سوي نور پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 35

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




پژوهشي درباره افول اقتصادي آمريكا-1 آمريكا در سراشيبي فروپاشي مالي

اشاره :
رشد توليدات صنعتي در 12 ماه گذشته درچين 16 درصد، كره جنوبي 5.10 درصد، تايوان 3.5 درصد و آلمان 8.4 درصد اما در آمريكا منفي نيم درصد بوده است. پنج سال متوالي است كه اختلاف رشد توليدات صنعتي آمريكا با كشورهاي ديگري كه درصدر كشورهاي صادركننده كالا در دنيا هستند درهمين سطح قرار دارد، اگر اين اختلاف پنح سال ديگر تداوم يابد آمريكا از حالت يك كشور درجه اول اقتصادي به يك كشور درجه دوم اقتصادي درعرصه بين الملل تبديل مي شود تحريك رشد توليدات صنعتي در آمريكا فقط با اصلاحات ساختاري گسترده امكان پذير است اما مشكلات ساختاري در آمريكا نه يك دفعه به وجودآمده و نه يك دفعه از ميان خواهد رفت مشكلات ساختاري از حدود سي سال قبل به مرور ايجاد شد و اكنون به پيك خود رسيده و حل آن به زمان هاي ميان مدت و درازمدت احتياج دارد، لذا حل بسياري از آنها در كوتاه مدت ممكن نيست.
اين پژوهش نويسنده تلاش مي كند نشان دهد كه حل مشكلات ساختاري آمريكا به مقاومت هاي ساختاري گسترده و فلج كننده در داخل جامعه آمريكا منجرشده است و جامعه آمريكا اين تغييرات را برنخواهدتابيد و لذا آمريكا طي پنج سال آينده با عدم توانايي در حل اين مشكلات به كشوري درجه دوم در حوزه اقتصاد تبديل مي شود.
1- به گفته وزير خزانه داري آمريكا طي ده سال آينده در اين كشور 80 ميليون نفر بازنشسته مي شوند مفهوم ديگر اين كلام اين است كه بقيه آمريكاييان با كار و تلاش خود بايد زندگي 80 ميليون نفر را تامين كنند.
2- بلافاصله اولين مشكل آمريكا طي ده سال آينده تامين زندگي 80 ميليون بازنشسته جديد است.
3- صندوق هاي بازنشستگي آمريكا 41000 ميليارد دلار تعهد و بدهي دارند و دارايي بالفعل آنها 3500 ميليارد دلار است.
4- بدهي داخلي دولت آمريكا در وضع حاضر 9130 ميليارد دلار است كه دقيقه اي يك ميليون دلار افزايش مي يابد.
5- بدهي خارجي آمريكا 10400 ميليارد دلار است و چون واردات آمريكا سالانه 800 ميليارد دلار بيشتر از صادرات اين كشور است سالانه 800 ميليارد دلار افزايش مي يابد.
6- براساس آمار خزانه داري آمريكا خارجيان در آمريكا 12500 ميليارد دلار سرمايه گذاري كرده اند براي غلبه بر مشكلات جمعيت 80 ميليوني، اين كشور بايد بكوشد سرمايه خارجي بيشتري جذب كند اما سقوط ارزش دلار در مقابل يورو به ميزان 73 درصد از سال 99 ميلادي تاكنون باعث شده تا آمريكا جذابيت خود را براي سرمايه گذاران خارجي از دست بدهد، كساني كه طي ده سال گذشته در آمريكا سرمايه گذاري كرده باشند هرچه كه بدست آورده باشند با سقوط 73 درصدي دلار آن را از دست داده اند قيمت مسكن از سال 99 تاكنون در آمريكا 115 درصد افزايش يافته است اما 73 درصد آن با كاهش ارزش يورو از دست رفته است شاخص سهام داوجونز در سال 90 ميلادي 3000 بوده و اكنون حدود 12500 است اگر كاهش 73 درصدي را لحاظ كنيم شاخص داوجونز اكنون 3375 است و نه .12500
7- قاعدتا آمريكا خود را براي مقابله با جمعيت 80 ميليوني بايد با كاهش بدهي ها آماده مي كرد اما اوج گرفتن بدهيها به صورت نجومي ظاهرا نشان مي دهد راهبرد اصلي در آمريكا پرداخت بدهي ها به وسيله نسل بعد است همان نسلي كه قرار است هزينه زندگي 80 ميليون نفر فوق را با كار و تلاش خود بپردازد.
8- آيا اقتصاد آمريكا با رسيدن بحران بدهي ها و رسيدن لشكر 80 ميليوني به بازنشستگي سقوط خواهد كرد؟ اين مجموعه پاسخي است به اين سوال با استفاده از آمارهاي منابع رسمي بين المللي. همه آمارهاي مورد استفاده از سازمان هاي بين المللي مرجع انتخاب شده است.
تبديل شدن آمريكا به قدرت درجه دوم اقتصادي
1- رشد توليدات صنعتي در چين در سال 2006، 17.6 درصد، جمهوري چك 15.4 درصد، اندونزي 23.1 درصد، لهستان 12.9درصد، مجارستان 10.7 درصد، اتريش 8.50 درصد، آلمان 7.6 درصد، هلند 6.1 درصد، روسيه 7.9 درصد، سوئد 9.8 درصد، سوئيس 8.9 درصد و آمريكا تنها 2.7 درصد بوده است.
مقايسه آمار فوق نشان مي دهد، نظر به پايين تر بودن رشد توليد صنعتي در آمريكا نسبت به بقيه دنيا و بالاخص نسبت به دو رقيب اصلي يعني چين و آلمان سهم آمريكا در مبادلات دنيا رو به كاهش است. مقايسه رشد توليدات صنعتي چين 6.17 درصد و آلمان 7.6 درصد با آمريكا تامل برانگيز است، لذا اين فرايند اگر پنج سال ديگر ادامه يابد آمريكا از حالت يك قدرت اقتصادي درجه اول به يك قدرت اقتصادي درجه دو تبديل شود.
2- رشد اقتصادي آمريكا در سال 2006، 1.5 درصد و رشد جهاني بالاي 5 درصد، گواه آن است كه روند نزولي آمريكا آغاز شده است.
3- در 12 ماه منتهي به مي 2008 رشد توليدات صنعتي چين 12.6 درصد، آلمان 7 درصد، كره جنوبي 11.8 درصد، تايوان 12.3 درصد و آمريكا تنها يك درصد بوده است، مقايسه سال 2008 با 2006 نشان مي دهد فرايند تبديل آمريكا به قدرت درجه دوم اقتصادي در صورت تداوم روند فوق قطعي است.
4- آيا كاهش سهم آمريكا در اقتصاد جهان همچنان ادامه دارد؟
افزايش قيمت سهام و مسكن در آمريكا
در دهه 80 ميلادي نرخ سود سپرده در آمريكا نجومي بود. سود سپرده به 20 تا 21 درصد نيز رسيد. صاحبان سرمايه و ثروت در دهه 80 از اقصي نقاط عالم، ثروت و سرمايه خود را به آمريكا مي بردند و اوراق قرضه دولت فدرال با بهره 20 درصدي خريداري مي كردند و يا به سپرده گذاري در بانكهاي آمريكايي مي پرداختند. براي يك دهه نرخ بالاي سود سپرده در آمريكا، سرمايه ها را در همه جهان به سوي آمريكا كشاند.
در سال 91 ميلادي، نرخ بهره به شدت كاهش يافت. كاهش نرخ بهره مي طلبيد تا سرمايه هايي كه براي يك دهه وارد آمريكا شده بود از اين كشور خارج شود، اما از اوايل دهه 90 ميلادي سهام در بورس آمريكا رو به افزايش گذاشت. ارزش سهام طي يك دهه 3 برابر شد. شاخص سهام از 3000 در سال 90 به 10000 در سال 2001 رسيد. در دهه 90 همه صاحبان سرمايه و ثروت در دنيا، سرمايه خود را به آمريكا مي برند و سهام خريداري مي كنند. سود 300 درصدي طي ده سال اغوا كننده بود.
در سال 2001 بورس آمريكا به شدت سقوط كرد و تنها خانواده هاي آمريكايي 7000 ميليارد دلار زيان كردند با سقوط بورس آمريكا مي طلبيد سرمايه هايي كه طي 20 سال وارد آمريكا شده بود از اين كشور خارج شود، اما از سال 2001 قيمت مسكن در آمريكا ماهيانه افزايش يافت، سرمايه هايي كه در دهه 90، وارد بورس شده و آماده خروج از آمريكا بود، وارد بازار مسكن شد قيمت مسكن از سال 2001 تا 2005 حدود 130 درصد افزايش يافت. افزايش قيمت مسكن باعث شد تا سرمايه هايي كه وارد آمريكا شده بود از اين كشور خارج نشود و علاوه بر آن همچنان براي دهه سوم صاحبان سرمايه و ثروت در دنيا براي كسب سود بيشتر راهي آمريكا شدند تا با خريد مسكن در افزايش ماهيانه قيمت مسكن شريك و سهيم شوند.
در سال 2006 ميلادي بحران در بخش مسكن آغاز شد از سال 2006 تاامروز قيمت مسكن در آمريكا حدود 15 درصد بطور متوسط سقوط كرده است.
30 سال است كه سرمايه از همه سياره زمين به سمت آمريكا روان است. يك دهه به سبب بالا بودن نرخ بهره، يك دهه به سبب افزايش ارزش سهام و يك دهه به سبب افزايش قيمت مسكن، و طي 2 سال اخير به طرز عجيبي آمريكا هيچ برگ جديدي روي ميز قرار نداده است.
اگر آمريكا حوزه جديدي براي جذب سرمايه خارجي طي يك سال آينده ايجاد نكند، سرمايه هايي كه طي 30سال وارد آمريكا شده و در هر دهه پس از پايان سودآوري آن بخش وارد بخش جديدي شده است، انديشه خروج از آمريكا را در دستور كار خود قرار مي دهند اين امر به سقوط شديد دلار منجر خواهد شد.
دلار در مقابل يورو در سال 2006 حدود 11درصد و در 12ماهه گذشته 19درصد در مقابل يورو كاهش ارزش داشته است سقوط ارزش دلار گواه آن است كه سرمايه هايي كه در طي 30سال گذشته وارد آمريكا شده درحال خروج از آمريكاست و اين كشور نتوانسته سوژه جذاب ديگري جايگزين فرآيند قبل كند.
آمريكا در نشان دادن سوژه جديدي به جاي سوژه هاي قبل براي جذب سرمايه خارجي مظاهر عميقي از ناتواني نشان داده است.
بخش مسكن
مسكن در آمريكا از سال 2000 ميلادي تا سال 2005 حدود 130درصد افزايش يافته است و از سال 2006 تا امروز 15درصد سقوط كرده است.
دلار در مقابل يورو از سال 1999 تاكنون 73درصد ارزش خود را از دست داده است.
با لحاظ كردن كاهش 15درصدي، نسبت به سال 2001، قيمت مسكن 115درصد افزايش يافته است اما به سبب سقوط 73درصدي قيمت دلار در مقابل يورو، 73درصد اين افزايش في الواقع با سقوط ارزش دلار خنثي شده است و طي اين مدت 30درصد نيز خريداران مسكن به بانك بهره پرداخت كرده اند در واقع 103 درصد از 115درصد افزايش قيمت مسكن به اين طريق خنثي شده است. كساني كه وارد بازار مسكن آمريكا شده اند فقط 12درصد از سال 2001 تاكنون سود برده اند افزايش قيمت مسكن در آمريكا كه سرمايه ها را از همه دنيا به اين كشور كشاند، يك سراب بود.
ارزش سهام از 3000 در سال 90 ميلادي اكنون به حدود 12500 رسيده است اما با كاهش 73 درصدي ارزش دلار در مقابل يورو، اگر اين كاهش ارزش را لحاظ كنيم شاخص بورس از 3000 به 3375 رسيده است در واقع بورس آمريكا كه سرمايه هاي خارجي بسياري را به سمت خود كشاند يك سراب بوده است.
نرخ سود سپرده نيز اكنون در آمريكا 2.25درصد است و نرخ سود سپرده در اروپا كمي كمتر از دو برابر آمريكا است. آشكارا نرخ سود سپرده در وضع موجود نيز براي سرمايه خارجي جذاب نيست.
كساني كه طي 30سال گذشته وارد سه حوزه فوق در آمريكا شده اند اكنون احساس غبن و زيان مي كنند آمريكا معمولاً در هر دهه سوژه جديدي را جايگزين سوژه قبلي مي كرد و همچنان سرمايه هاي جهاني را به سمت آمريكا مي كشاند. 2 سال است كه بخش هاي جذاب قبلي دچار زيان دهي شده و سوژه جديدي مطرح نشده است اگر طي يك سال آينده در آمريكا سوژه بسيار جذابي براي كسب سود به ميدان نيايد، خارجياني كه سرمايه خود را طي 30سال وارد آمريكا كرده اند و حتي خود آمريكائيان، خروج سرمايه را از آمريكا آغاز مي كنند. در چنين صورتي سقوط شديد دلار در پيش است.
براي پيش بيني رفتار سرمايه در جهان بايد ايجاد فرصت جديد در اقتصاد آمريكا را رصد كرد.
ارزش سهام در چين طي دو سال اخير 6 برابر شده است قيمت طلا 60درصد و نفت بيش از 50درصد گران شده است. سرمايه هاي سرگردان جهاني اكنون سهام در چين، طلا و حواله هاي نفت را بر ورود به بازار آمريكا ترجيح مي دهند.
پايان عصر دلار به عنوان پول واسطه
1- واردات آمريكا، دو برابر صادرات آن است. آمريكا ساليانه حدود 800ميليارد دلار كالا از جهان وارد مي كند و در ازاي آن به دنيا كالا نمي دهد بلكه كاغذي مي دهد كه نام آن دلار است.
2- در آمريكا كارخانه اي وجود دارد به نام كارخانه اسكناس سازي كه دلار چاپ مي كند. آمريكا ساليانه حدود 800ميليارد دلار از دنيا كالا وارد مي كند و براي پرداخت هزينه آن به كارخانه اسكناس سازي خود دستور چاپ اسكناس مي دهد.
3- وقتي كشوري 2برابر آنچه كه به دنيا كالا صادر مي كند از دنيا كالا وارد كند، سطح رفاه در آن كشور به شدت بالا مي رود. آمريكائيان در رفاهي زندگي مي كنند كه با كار و توليد ديگران حاصل شده است.
4- مازاد بودن واردات بر صادرات از سال 1971 به بعد همواره وجود داشته و ساليانه نيز افزايش يافته است، در واقع بخشي عمده از رفاه مردم آمريكا ناشي از كالاهاي وارداتي است كه در واقع بابت آن در عمل چيزي جز مشتي كاغذ پرداخت نمي شود.

 



پلي به سوي نور پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 35

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:در شماره قبل خوانديم كه بهزاد به همراه خانواده مرجان راهي مسجد شدند تا او در آنجا و در حضور يك عالم روحاني تشرف خود به اسلام را اعلام كند. روحاني پرسيد كه آيا واقعاً به ماهيت بهائيت پي برده اي و مي خواهي مسلمان شوي يا اسلام آوردنت به خاطر ازدواج با مرجان است؟ بهزاد استدلال هايي آورد كه نشان مي داد او راه خود را با عقل و منطق انتخاب كرده است. ادامه ماجرا:
حاج آقا با شنيدن اين حرف ها لبخندي زد و گفت:
«پس اگر نماز را مي تواني بجا بياوري، هم اكنون موقع اذان مغرب است پس شما هم با ما نماز را بخوان، بعد از اتمام نماز و رفتن نمازگزاران مختصري با شما صحبت دارم و آنگاه شما در حضور اين عزيزان ايمان آوردن خود را اعلام فرماييد. »
قبول كردم. مردم يواش يواش به مسجد مي آمدند و خود را آمادأ نماز مي كردند. به اتفاق همراهان خود به وضوخانه رفته، وضو گرفتيم و در صف نماز ايستادم. هنگام اداي نماز احساس مي كردم كسي در كنارم نيست و فقط من با معبودم به تنهايي رازونياز مي كنم. بي نهايت سبك شده بودم از فكر اينكه از اين به بعد مي توانم با جان و دل به يگانه آفريدگار خود خالصانه اظهار بندگي نمايم به خود مي باليدم. به هر حال نماز مغرب و بعد از آن نماز عشا را خوانديم و بعد از دقايقي مردم كم كم از مسجد بيرون رفتند چندي بعد من به اتفاق حاج آقا و افرادي كه همراه خانواده مرجان آمده بودند در يك جا جمع شديم. يك يك افراد همراه خود را به حاجي معرفي كردم و ايشان هم به آنان خوشامد گفت و با تلاوت آياتي از قرآن مجيد صحبت خود را اينگونه آغاز كرد:
«از اينكه در اين امر خير يعني مسلمان شدن يكي از بندگان خدا سهيم شده ام، بي نهايت مسرورم، اميدوارم كه بتوانم اين امر مهم را به نحو احسن انجام داده و در ثواب آن و خشنودي ائمه اطهار(ع) ما هم سهيم باشيم. قبل از هر چيز مي خواهم مطالبي هر چند كوتاه و مختصر اما مهم و اساسي را خدمت آقافرهاد بگويم؛ اول اينكه با خواسته و ميل خود اقدام به چنين امري نموده اي و اميدوارم بتواني در اين امر پايدار و مقاوم باشي. دوم اين را بگويم كه به خاطر كسي اين كار را انجام نمي دهي و فقط و فقط لطف و رحمت خداوند را پيش رو داشته باش و از او كمك بخواه نه از بندأ خدا. موضوع مهمتر اينكه جهت كسب بيشتر معلومات وايمان بيشتر به دين مبين اسلام از خدا و سيره و روش ائمه(ع) مدد بگير كه منابع آن در قرآن كريم و نهج البلاغه و ساير كتب اسلامي وجود دارد و نبايد شيوه و رفتار بندگان خدا را ملاك بداني؛ چون كسي كه به اين شيوه بخواهد كسب ايمان كند شايد افرادي باشند كه اسم مسلماني را بر خود نهاده باشند، اما طوري رفتار كنند كه مطابق قرآن و سيره ائمه(ع) نباشد، آن موقع شما در اعتقاد خود متزلزل خواهيد شد، پس افراد را ملاك ايمان كامل يك مسلمان قرار نده. حرف آخر اينكه در اين مكان شما به صورت غيرعلني مسلمان شدن خود را اعلام مي كني، اما بهتر است كه در صورت فراهم شدن موقعيت، در روزنامه هاي كثيرالانتشار اعلام برائت و نفرت از اين فرقه بكني، ضمن آنكه تشرف شما به دين مبين اسلام بايد در حضور نماينده ولي فقيه باشد، اما چون كار شما با خانواده ات گره مي خورد، بهتر است مدتي را تقيه كني. تا شرايط مهيا شود. حالا من هر چه مي گويم، شما تكرار كن: »
سپس اين كلمات روحاني در فضا جاري شد:
«اشهد ان لااله الاالله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علياً ولي الله. . . »
و من هم اين كلمات آسماني را تكرار كردم و با تمام وجود پذيراي اسلام شدم.
حاج آقا بعد از مراسم براي ما آرزوي خوشبختي كرد و ما از حضورش مرخص شديم. در پايان ديدار باز هم تأكيد كرد:
«آقافرهاد فراموش نكن كه شما بايد در حضور نمايندأ ولي فقيه شهادتين را بر زبان جاري سازي و از امروز شما مسلماني هستي كه فقط چند نفر از تشرف شما خبر دارند. »
صورت حاج آقا را بوسيدم و گفتم:
«حاج آقا شما مرا به زندگي بازگردانديد، باور كنيد كه من اسلام را از روي هوا و هوس نمي خواهم. اسلام براي من پلي است به سوي نور. . . »
در اين هنگام همه صلوات فرستادند و دايي مرجان خانم يك جعبه شيريني را جلوي جمع گرفت و گفت:
«خب حالا دهانتان را شيرين كنيد. »
و بعد به اصرار آنها يك راست به سمت منزل سرهنگ رفتيم و بعد از وارد شدن به منزل، سرهنگ با رويي گشاده از ما استقبال كرد و بعد از نشستن من گفت:
«فرهاد! درست است كه غيرعلني مسلمان شده اي اما اين را بدان كه مسئوليت تو زيادتر از قبل شده و احتمال اينكه خانواده ات بفهمند و بخواهند مشكلاتي سر راه تو به وجود بياورند، زياد است پس مي خواهم محكم و استوار باشي و اگر زماني احتياج به كمك داشتي، روي من و اين افراد حساب كن، مطمئن باش كه تنهايت نمي گذاريم و تا جايي كه در توان ما هست كمكت خواهيم كرد. »
به اصرار مرجان و خانواده اش، شام را مهمان آنها شدم. خيلي با هم صحبت كرديم مثل اينكه من هم يكي از افراد خانواده آنها هستم، هيچ فرقي بين من و مهماناني كه همه از نزديكان آنها بودند وجود نداشت. بعد از صرف شام من موقعيت را مناسب ديدم و به مادر مرجان تقاضاي خود را گفتم تا به سرهنگ بگويد كه ايشان چه تصميمي نسبت به تقاضاي من مي گيرند. مادر مرجان گفت:
«جناب سرهنگ حالا كه آقافرهاد مسلمان شده و مشكل اصلي او حل شده، مي خواهد بداند آيا مي تواند با خانواده و دختر ما وصلت كند؟»
سرهنگ هم در جواب گفت:
«من خودم هم به اين موضوع رسيده بودم كه آقافرهاد چنين تقاضايي را از من خواهد كرد بايد بگويم حالا كه او مسلمان شده اگر خود مرجان و شما كه مادر و اعضاي نزديك خانواده و بستگان نزديكش هستند با اين تقاضا موافقت مي نماييد، فردا يك صيغه محرميت بين آن دو خوانده شود. آن وقت هر موقع كه آقافرهاد از زندگي آينده خود مطمئن شد مي تواند مرجان را عقد رسمي كرده و با يك جشن كوچك به سر زندگي خود برود. حالا اگر موافق حرف هاي من هستيد خودتان اعلام كنيد. اول از همه از مرجان مي خواهم كه نظر خود را بار ديگر بگويد. »

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14