(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 11 شهريور 1387 - 31 شعبان 1429 - اول سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189171
 

دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني
به مناسبت گراميداشت روز صنعت چاپ انقلاب ديجيتال
به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان خداوند آغوش گشوده است
فراخوان سومين جايزه شعر خبرنگاران منتشر شد
بررسي دو مجموعه شعري اقليت و گريه هاي امپراتوري سيماي عشق در آيينه عرفان
محمود حكيمي در راه نمايشگاه كتاب مسكو
اعزام 28 استاد زبان و ادبيات فارسي به دانشگاههاي خارج از كشور
حافظ شناسي بر آينه صدا



دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني

كيوان امجديان
آيت الله اشرفي به سنگرهاي خالي و ويران شده مزدوران بعثي كه مي رسيد دست ها را مشت مي كرد و فرياد مي زد: «الله اكبر! اين است قدرت خدا. اين است امداد غيبي خداوند.»
آيت الله اشرفي آنروز از تمام شهر ديدن كردند و براي رزمندگان نيز سخنراني كرده و دلداريشان دادند. ايشان در ميان ويرانه هاي شهر دست به سوي آسمان بلند كرد و گفت:
«الحمدلله كه اين شهر آزاد شد، يكي از آرزوهاي من همين بود.»
رزمندگان كه گوئي با آمدن ايشان، نيروئي مضاعف يافته بودند، به دنبال ايشان براه افتادند و به مهديه شهر، كه تنها محل سالم آنجا بود، رفتند.
در و ديوار مهديه پر از گلوله بود و از باند و سرنگهايي كه آنجا بود مي شد تشخيص داد كه عراقيها از آنجا به عنوان بيمارستان استفاده كرده بودند.
آيت الله اشرفي در مهديه وضو گرفتند و به همراه رزمندگان نماز شكر خواندند.
عراقيها حتي در آن چند دقيقه هم كه رزمندگان در مهديه بودند دست از تيراندازي برنمي داشتند و حتي دو گلوله خمپاره به نزديكيهاي مهديه اصابت كرد.
پس از پايان نماز رزمندگان به دور ايشان جمع شده بودند و از آن بزرگوار مي خواستند تا براي شهادتشان دعا كنند، آيت الله اشرفي هم براي پيروزي آنها بر دشمن و رسيدن به آرزوهايشان دعا كردند و سپس در ميان بدرقه گرم و صميمي رزمندگان، به شهر كرمانشاه، بازگشتند.
از همان اوائل انقلاب، پس از آنكه منافقين خائن، سخن ها و كارهاي آيت الله اشرفي را براي خود خطرناك ديدند و از فاش شدن هر چه بيشتر چهره كريه شان توسط آيت الله اشرفي بيم داشتند تصميم به از بين بردن ايشان گرفتند.
در سال 1359، اين گروهك فريب خورده براي دادن اخطار و ترساندن آيت الله اشرفي و منصرف كردن ايشان از ارائه روشنگريها و رسواگريهايشان در مورد منافقين، يك بمب صوتي در نزديك منزل ايشان كار گذاشتند كه منفجر شد و شيشه هاي منزل ايشان و همسايه ها شكست. اما بنابر مشيت الهي و خواست حق، آيت الله اشرفي در هنگام اين حادثه براي زيارت، در مشهد مقدس به سر مي بردند. به اين ترتيب خداوند اين نقشه منافقين را با شكست به پايان رساند.
آيت الله اشرافي پس از بازگشت از مشهد عليرغم تهديدهاي مستقيم و غيرمستقيم از ادامه فعاليتهاي خود در زمينه جنگ، حل مشكلات مردم، حل اختلافات شيعه و سني و نيز رسوا كردن منافقين لحظه اي دست بر نداشتند و همين امر منافقين را روز به روز نسبت به آيت الله اشرفي خشمگين تر مي كرد.
حدود يك سال بعد يعني در تير سال 1360 كه منافقين از آيت الله اشرفي به تنگ آمده بودند و ايشان را سد راه اهداف پليد خود مي دانستند، نقشه اي ديگر را طرح كرد.
يكي از روزهاي تيرماه آن سال و در هنگام ظهر آيه الله آماده رفتن به مسجد آيه الله بروجردي شدند. ايشان پس از انجام مقدمات و وضو گرفتن راهي مسجد شدند.
در هنگام ورود به مسجد، در آنسوي خيابان روبروي مسجد، درهاي يك پيكان زرد رنگ باز شد و سه نفر از آن پياده شدند. هر سه نفر جورابهاي زنان روي صورت كشيده و چهره شان را پوشانده بودند و شرارت از چهره شان مي باريد. يكي از آنها از توي ماشين اسلحه اي درآورد. آيه الله اشرفي اصفهاني جلوي مسجد ايستاده بود، مرد فرياد زد: «آقاي اشرفي!» آيه الله برگشت و نگاهش كرد. مرد ماشه را كشيد اما گلوله شليك نشد. اسلحه گير كرده بود. مردم تازه متوجه شدند كه اوضاع از چه قرار است. زني جيغ كشيد. فردي كه همراه آيه الله اشرفي بود ايشان را به سرعت به داخل مسجد برد.
مردم به سوي مهاجمان حمله ور شدند و آنان پا به فرار گذاشتند.
مهاجمان در هنگام فرار نارنجكي را به سوي مسجد پرتاب كردند. پس از لحظه اي صداي مهيبي آمد و دود و آتش توي آسمان پيچيد و دقايقي بعد صداي شيون و فرياد، خيابان هاي اطراف مسجد را پر كرده بود.
در گوشه اي از خيابان چادر مشكي پاره اي افتاده بود و آنسوتر جنازه خونين و تكه تكه شده يك زن روي آسفالت گرم خيابان پخش شده بود. در كنار او نيز چهار نفر با بدن هاي خونين زخمي شده بودند و دست و پا مي زدند. اما به خواست و اراده خدا به آيه الله اشرفي آسيبي نرسيد.
چند لحظه بعد، جماعت زيادي دور زخمي ها جمع شده بودند. سپس صداي آژير آمبولانس ها دركوچه پيچيد و شهيد و زخمي ها را كه سندي ديگر از جنايتكاريهاي منافقين بودند به بيمارستان منتقل كردند. منافقيني كه بار ديگر نقشه شان نقش بر آب شده بو

 



به مناسبت گراميداشت روز صنعت چاپ انقلاب ديجيتال

هامون قاپچي
روزگاران مديدي است كه انسان ها راز مانايي نسخ خطي را دريافته اند و از هر دستنوشته خود همزاد و يا بهتر بگوييم همزادهايي مي آفرينند. بشر به مثابه امري غيرممكن نمي توانست براي هر كدام از دست نوشته هايش زماني طولاني بگذارد.
مروري بر تاريخ پيدايش چاپ به ما اين مهم را نشان مي دهد كه چاپ با اتفاقات عظيمي كه از 200-300 سال پيش آغاز شده، همگام بوده است. با چاپ، نوزايي در عرصه تفكر آغاز مي شود. انديشمند از گوشه دنج و كنج تنهايي خود بيرون آمده و انديشه هايش را در غالب صدها و هزارها بيرون مي دهد. دنياي خصوصي و تفكرات فردي، عرضه عمومي به خود گرفته و از اين جاست كه چاپ همانند عكاسي كه در ابتداي ورودش بسياري مفاهيم را تغيير داد، سرنوشت جهان را گونه اي ديگر رقم زد.
چاپ و عكاسي به مثابه هم هر دو همزادي از يك چيز مي آفرينند. ديگر شكسپير را تنها چند نفر نمي خوانند بلكه همه از آن حماسه هاي ادبي در قفسه كتابخانه هايشان دارند. در آغاز قرن بيستم و هم زمان با اتفاقات شگرفت و تحولاتي كه در جهان رخ داد، چاپ نيز در عرصه انقلاب ديجيتال نقش مهمي را ايفا كرد. از 1798 تا 1960 ساليان زيادي نمي گذرد. ليتوگرافي يا همان چاپ شيميايي جاي خود را به چاپ روتاري مي دهد.
چاپ به عنوان يك صنعت نگريسته مي شود و از دل آن ايده مهمي كه همه سياست ها و شاخه هاي اقتصادي به آن وابسته است بيرون مي آيد و آن تبليغات و بيان تجسمي آن، يعني گرافيك است.
در عصر مدرن هجمه تبليغاتي همه جا را فرا مي گيرد. بسته هاي تبليغاتي وارد منازل مي شود و تا كوچكترين شي براساس تبليغات به گوش ما رسيده و به چشم آشنا مي آيد و همه اين ها مديون صنعت چاپ است.
در مفاهيم مدرن، جهان به «دهكده جهاني» تغيير نام مي دهد و مهم ترين دليل آن ارتباطات است.
روزنامه، نخستين رسانه بشري است و حال، فرض كنيد كه چاپ وجود نداشت. پس بي گمان چاپ يكي از دلايل اعظم وجود عصر مدرن مي تواند باشد. عقايد و آراي انسان ها در قالب روزنامه در تيراژ بالا به دست همگان رسيده و از آن پس است كه مدرنيته، مانند هر چيز ديگر از جرقه اي آغاز شده و با سرعتي هيولايي در سال هاي جلوتر بال و پر مي گيرد.
بدون شك رسانه نيز مانند تبليغات خود را مديون چاپ دانسته و رابطه اي لازم و ملزومي را متصور مي شود. چاپ به واسطه درگيري مستقيم با مسايل اقتصادي، فارغ از ارزش هاي هنري اش، صنعت ناميده شد. همانند سينما كه آن نيز صنعت ناميده مي شد چرا كه به اعتقاد بنده، صاحب چاپخانه و تهيه كننده موقعيتي كاملا مشابه به هم دارند. فرض كنيد كه فيلمي در گيشه موفق نباشد. نه تنها تهيه كننده سود نكرده، بلكه زيان هم ديده است، هر چند كه فيلم داراي ارزش هاي فاخر هنري نيز باشد.
از اين رو بازگشت سرمايه در اين صنعت حرف اول را مي زند. بازاريابي و اصول مديريت، بايد رعايت شده و براساس آن به ايده هاي نوين در ارائه يك اثر چاپي پرداخت. جهان امروز ما جهان ايده هاي نوين است. جهان سرعتي و جهان ارائه خدمات نوين كه اين امر نه در چاپ بلكه در تمامي رشته هاي ديگر اقتصادي لازم است. صنعت چاپ براي به روز شدن، علم خود را افزايش داده و ضريب اطمينان مشتريان خود را بالا مي برد.
در اين صنعت تنها به يك محصول و يك دستگاه و يك ايده بسنده نمي شود بلكه تكنسين ها و تئوريسين هاي چاپ درصدد به وجود آوردن امكانات بالاتري اند. آن ها خيالات بشر را كه روزي به واقع غيرممكن بود به واقعيت رسانده و مي رسانند. زمان از ساعت ها و دقايق به ثانيه ها تقليل مي يابد و تنوع رنگ ها و بافت ها، چشم را جلا مي دهد. اين است دنياي ماشيني چاپ.
شايد كمي سخن راندن درباره افست خالي از لطف نباشد: همان طور كه مي دانيم در اواخر دهه 60 چاپ روتاري اختراع شد. در اين روش سطوح تخت جاي خود را به سيلندرهاي دوار دادند. در ضمن احتياج به چاپ با سرعت بالا براي صنعت روزنامه سبب اختراع چاپ دو رو در سال 1856 گرديد. در اين چاپ هر دو طرف رول هم زمان چاپ مي گرديد. در قرن نوزدهم، چاپ لترپرس شيوه غالب و برجسته تري نسبت به ليتوگرافي بود و ليتوگرافي محدود به كارهاي هنري و چاپ پوستر و طراحي مي شد تا اين كه در اوايل سال 1900 با ايجاد پليت هاي فتومكانيكي اين چاپ را به يك شيوه رقابتي تبديل نمود.
در سال 1904 ايرا رابل كشف كرد كه با ايجاد يك پوشش لاستيكي به دور سيلندر چاپ در شيوه روتاري تصاويري بسيار تميزتر و دقيق تر ايجاد مي نمايد.
در اواسط 1930 افزايش تقاضا در بازار براي چاپ مجله با كيفيتي بالا، سبب توسعه در سيستم خشك كردن heat set مركب براي چاپي با سرعت و كيفيتي بالا شد و در سال 1940با بالا رفتن كيفيت در ساخت پليت ها استفاده از مركب هاي heat set و چاپ با سرعت بالا امكان پذير شد.
در سال 1960 چاپ روزنامه از لترپرس به افست تغيير كرد، 70 تا 80 درصد كتاب ها با روش افست چاپ شده و بيشتر بروشورها، كاتالوگ ها و مجلات نيز با اين روش چاپ مي گردند.
چاپ افست به دليل مزاياي بسياري كه نسبت به ديگر چاپ ها دارد بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد. افست رول در مقايسه با افست ورقي سرعت بسيار بالاتري داشته و باطله كمتري دارد و از كيفيت خوبي برخوردار است.
در مجموع مي توان گفت كه ما دو گونه افست داريم: افست روزنامه و افست تجاري.
همان طور كه اشاره شد به دليل سطح كيفي بالا و توان مورد توجه تجاري بخش اعظم تبليغات مانند كاتالوگ ها و بروشورها و بولتن ها به وسيله افست تجاري انجام مي شود.
در افست تجاري بروشور در ميان آگهي هاي بازرگاني در ميان روزنامه و مجلات براي تبليغات فراگير و در دسترس عموم و براي توصيف محصولات به وجود آمده است. بازار بزرگ توليد بروشور جزو چاپهاي تجاري محسوب مي گردد. از تفاوت هاي بروشور با مجله و روزنامه، كيفيت بالا و حجم پايين اين توليدات در مقابل روزنامه و مجله مي باشد. اما مجله داستاني متفاوت نسبت به روزنامه و بروشور و كتاب دارد. مجله به خاطر محتوا و عمر كوتاهش نسبت به كتاب، توليدي متفاوت با توليد كتاب دارد. مجله معمولا چند رنگ و با جلد قابل انعطاف مي باشد و از يك صحافي ساده در توليد آن استفاده مي گردد. مجله بسته به تيراژ آن با افست ورقي، افست رول يا گراوور زده مي شود. بازار مجله خيلي شبيه به روزنامه مي باشد. روش هاي سريع چاپ و افست روزنامه باعث عرضه كتاب هاي ارزان قيمت گرديد و همان گونه كه گفته شد درصد زيادي از جمعيت فرصت به دست آوردن علم و دانش، فرهنگ را كه در گذشته فقط توسط دست نوشته ها قابل دست يابي بود را پيدا كردند.
جهان و انتشار كتاب آن گونه پيش مي رود كه تعداد عناوين كتابي كه ساليانه توليد مي شود رو به افزايش است. آمار تقريبي سال 2005 مويد اين گفته ها مي باشد. چين با صد و نه هزار و 615 و انگليس با صد و يك هزار و 764 يا ديگر كشورهايي مانند آلمان، آمريكا، مجارستان و... در صدر توليدكنندگان كتاب اند.
عصر ارتباطات الكترونيك و حجم غول آساي عناوين نتوانسته است در بازار كتاب و افست روزنامه تاثيري بگذارد و به نيكي توانايي افست روزنامه را در عرصه عرضه و تقاضا نشان مي دهد.
در روزنامه بيشتر با تيراژ بر روي كاغذهاي بدون پوشش چاپ مي شود. اولين روزنامه در اوايل قرن هفدهم زده شد. اين كاغذهاي بدون پوشش قيمت هاي تمام شده روزنامه را پايين مي آورد. بازار روزنامه از يك كشور به كشور ديگر متفاوت مي باشد و بيشترين عناوين روزنامه، در ايالات متحده، چين و آلمان وجود دارد.
افست، چاپخانه ها را دچار يك تحول اقتصادي كرد. نيروي انساني را كاهش داده و به اتوماتيك شدن نزديك گرديد. اين تحول اقتصادي باعث شد تا بازار افست گرم تر از گذشته باشد.
اكنون تمامي روزنامه هاي ايران به وسيله چاپ افست توليد مي شوند و استقبال از آن بي نظير است.

 



به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان خداوند آغوش گشوده است

محمد مهدي طالقاني
خدا در ماه رمضان ملائك را آوازخوان فرستاده است تا صدا دهند هر كه حاجت دارد بيايد و براي همگان خوان رحمت گسترده اند. فصل فصل عجيبي است. از لبهاي انسان ترنم تبسم مي بارد از چشمهايش شوق پرواز صداي تپش قلب آهنگ انتظار را مي خوانند و هلال رمضان دلها را بشارت بهشت مي دهد.
چه عروج عارفانه اي دست مي دهد و چه شوقي فراگرفته است كائنات را، شبها پر از تجريد است. پس از تلاوت قرآن بنشين و بخوان با نيمه شبهاي افتتاح «اللهم اني افتتح الثنابحمدك»
خداوند آغوش گشوده است براي اشكهاي تو!
خداوند پنجره هاي سحر را گشوده است تا عارفان با يگانه معشوق عالم نجوا كنند. بقچه هاي متبرك مفاتيح را بگشايند. سجاده هاي محكم سلام را باز كنند و سبد سبد نياز و تمنا تقديم دوست كنند.
دروازه هاي بهشت را گشوده اند. درهاي آتش را بسته اند و شياطين درغل و زنجيرند. نهرهاي شيرين شهد خود را جاري كرده اند و زمان مفهوم ديگري دارد ثانيه ها با سكوت حرف مي زنند و از ملكوت مي گويند سحر پر از حس حضور است، خانه هاي تماشاي ملكوت منظر نگاه انسان مي شوند.
و رمضان اسمي از اسماء الهي ست.
پرنده
پژمان كريمي
كبوتر آرام بال خويش را بست. بازتاب نور كم سويي در چشمان مليله اي اش ديده مي شد. ميله هاي سرد، چيزي از زيبايي اش در قاب نگاهم كم نكرده بود. سرش را از ميان ميله ها جلو آورد. آسوده بر خرده نان هاي كف دستم نوكي زد. صداي سرد باز شدن درآهني، دلم را لرزاند. وقت آمار بود. فرياد زندانبان عراقي، كبوتر را ترساند و پرنده پركشيد.
نسيم
حتي گنجشكي كه بر شاخه درختي آواز مي خواند براي اثبات وجود خداوند كافي است. ويكتور هوگو. شاعر و نويسنده فرانسوي
هجا
روباه بچه اي با مادر خود گفت: «مرا حيله اي بياموز كه چون به كشاكش سگ درمانم، خود را از او برهانم.»
گفت: «آن را حيله فراوان است، اما بهترين همه آن است كه در خانه خود بنشيني، نه او ترا بيند و نه تو او را بيني».
¤ بهارستان- عبدالرحمن جامي

 



فراخوان سومين جايزه شعر خبرنگاران منتشر شد

فراخوان سومين دوره جايزه شعر خبرنگاران منتشر شد و بر اساس آن علاقه مندان تا پايان آبان فرصت دارند آثار خود را ارسال كنند.
سومين دوره جايزه شعر خبرنگاران از تمامي ناشران و شاعراني كه در سال 1386 مجموعه شعر به چاپ رسانده اند دعوت كرد تا 5 نسخه از اثر خود را جهت داوري به دبيرخانه اين جايزه ارسال كنند.
چاپ اثر در سال 1386 به زبان فارسي در داخل كشور و چاپ اول بودن آن از ضوابط ارسال آثار عنوان شده است. ضمن اين كه مجموعه شعر نبايد گزيده اشعار مجموعه هاي قبلي باشد.
مهلت ارسال اثر پايان آبان ماه سال جاري (1387) است و كه علاقه مندان مي توانند اشعار خود را به نشاني تهران، صندوق پستي
3496-16765 دبيرخانه جايزه شعر خبرنگاران ارسال كنند.
اعضاي هيأت داوري اين دوره از جايزه شعر خبرنگاران را محمدهاشم اكبرياني، اسدالله اميرايي، حسن گوهرپور، ياسين نمكچيان و رسول يونان تشكيل مي دهند.

 



بررسي دو مجموعه شعري اقليت و گريه هاي امپراتوري سيماي عشق در آيينه عرفان

فهيمه بافنده
جديداً شاهد سومين دوره چاپ دو مجموعه شعر اقليت و گريه هاي امپراتور، سروده شاعر جوان و فرهيخته كشورمان، فاضل نظري بوده ايم. فاضل نظري متولد 1358، عضو شوراي عالي شعر صداوسيما و مدرس دانشگاه مي باشد. «گريه هاي امپراتور» عنوان كتاب سال شعر جوان ايران را به خود اختصاص داده است و مجموعه شعر «اقليت» مورد تقدير كتاب سال جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است. «گريه هاي امپراتور» و «اقليت» هر كدام با شمارگان دو هزار و 500نسخه توسط مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري منتشر شده اند. «گريه هاي امپراتور» حاوي 38 غزل و در 83 صفحه و «اقليت» شامل 37 غزل و 85صفحه انتشار يافته اند. علت نامگذاري اين دو مجموعه شعر با عناوين «اقليت» و «گريه هاي امپراتور» به قلم خود شاعر در پشت جلد چنين آمده است: «در اقليت بودن، تنها بودن نيست (چه بسا گروهي اندك كه بر بسياران غلبه كردند...) و آدم خليفه تنهاي خدا- روي زمين است، امپراتوري كه گاهي بايد برگردد به آخرين سلاح اش- «... و سلاح او گريه است.»
اشعار اين شاعر در قالب غزل سروده شده است و سعي دارد كه روايت تازه اي از غزل كهن فارسي داشته باشد و همان تصور و تصوير واقعي غزل را در مفهوم واقعي ارائه دهد. البته توجه شاعر به غزليات كهن فارسي بدون سنت گرايي بيش از حد و تعصب نسبت به شيوه هاي گذشته با انعطاف پذيري هنرمندانه اي صورت پذيرفته است. در مجموعه شعري «اقليت» خيال و انديشه شاعر در خدمت مضامين و محتوايي عارفانه قرار گرفته است و نگاه او به زندگي و شعر نگاهي عميق، آزاد و عارفانه است و غزليات او صورت و سيرتي عارفانه و پارسايانه دارند. در «گريه هاي امپراتور» عشق به عنوان قبايي كه تنها برازنده جان امپراتور نظام هستي است بن مايه و موضوع غزليات اين شاعر فاضل قرار گرفته است. البته محتواي عاشقانه نتيجه برداشت مخاطب در برخورد با لايه سطحي غزليات اوست چنانچه از عشق او نيز مي توان تعريفي عارفانه داشت و عرفان را نيز در عشق او تعريف نمود و اين عشق و عرفان دو روي يك سكه است كه از يكديگر جدا و منفك نيستند بلكه در فرهنگ و ادب جامعه امروز ما اين دو مفهوم به نوعي در يكديگر ادغام شده اند. تمايل شاعر به عرفان و تصويرگري هاي عارفانه او به شعرش رقت، احساس و نازك بيني هنرمندانه اي بخشيده است و نوعي صميميت شاعرانه در شعر اين شاعر احساس مي شود. به عنوان نمونه غزليات دل تنگ، خلوت، توبه و در اقيانوس، مضمون و محتوايي عارفانه و غزلهاي خاطره، به سوي ساحلي ديگر و نگراني در اين دو مجموعه شعري رنگ و بويي عاشقانه دارند. در اشعار نظري روح ديانت و ايمان به صورتي لطيف جلوه گر است چنانچه اين شاعر ارزشها و مفاهيم بنياديني كه از رهگذر انقلاب در عرصه فرهنگ و زندگي اجتماعي تبلور يافته است را در قالب و با زبان و بياني متناسب با ذوق و قريحه شعر و ادب امروزي بيان داشته است. از اين رو در غزل «مقصد خورشيد و شام تار» از مجموعه شعري اقليت با زباني عاشقانه و با نگاهي عارفانه به توصيف و تجسم واقعه عاشورا مي پردازد. همچنين در غزل «قرارهاي بي قرار» از همان مجموعه شعري، با بياني لطيف و شاعرانه و با نگاه عميق اجتماعي مسئله انتظار و ظهور را موضوع شعر خود قرار مي دهد. تمثيل و نمادهاي تازه اي كه با الهام از فرهنگ اسلامي در ادبيات انقلاب راه پيدا نمودند نيز در غزليات اين شاعر متعهد به چشم مي خورد. در هيمن راستا تسلط شاعرانه نظري در به كارگيري مضامين و تعبيرات برگرفته از قرآن و حديث ارزش و اعتبار خاصي به غزلهايش بخشيده است كه به عنوان نمونه در غزلهاي دنيا، ناگزير، بوته زار، مسئله پاك شده و ميهماني در دو مجموعه شعري اقليت و امپراتور شاهد مضاميني برگرفته از قرآن، حديث و آموزه هاي ديني و اسلامي مي باشيم.
درك و بينش عرفاني و آگاهي و شناخت اجتماعي شاعر نسبت به مسايل و مشكلات اجتماعي موجود در زندگي و محيط پراضطراب و لرزان بيرون از جمله دنياگرايي، پوچ گرايي، مدرنيته شدن سبك زندگي و... به اشعار او روحي اجتماعي، مذهبي بخشيده است. از اين رو مي توان شعر او را شعري عرفاني توأم با انديشه هاي اجتماعي- اخلاقي معرفي نمود. به طور واقع اشعار او سرشار از حكمت و انديشه و ارزشهاي ديني و اخلاقي اصيلي است كه در مسير تعالي انساني قرار دارد. غزليات او با مضمون هايي عاشقانه و تخيل شاعرانه قرين است كه گاهاً نوعي گريز از زندگي براي پشت كردن به غم ها و رنج هاي انساني در شعر او مشاهده مي شود. از طرفي شاعر در كنار تخيلات فردي و احساسي به اجتماع و مردم روي مي آورد و غم و درد و رنج انسان قرن بيست و يك كه در حصار منيت و نفسانيات گرفتار آمده است را با زباني و بياني صميمي و دلسوزانه بر دوش قلم گذاشته، موضوع شعر خويش مي سازد و به آن مي پردازد. در اشعار نظري رگه هايي از حزن و غم، و خوف و رجا نيز احساس مي شود كه اين حالت لازمه و مقدمه تزكيه و خودسازي در رسيدن به درك و شهود عرفاني است اما عواطف و احساسات كلي حاكم بر اشعارش اين حالت را تعديل نموده و مانع از ايجاد تصور پوچ گرايي، بي معنايي و بي اصالتي شعر شاعر درنظر مخاطب مي شود.
در پايان مي توان گفت دارا بودن توأمان دو وجه عشق و عرفان در يك رويكرد فردي- اجتماعي در شعر نظري، مسأله اي با اهميت و قابل توجه است چنانچه در طول تاريخ غزل سرايي، شعراي عاشق پيشه و يا عارف مسلك كمتر با نگاهي عارفانه و بينشي اجتماعي به اجتماع و مسايل پيرامون زندگي در جامعه پرداخته اند و آن دسته كه اجتماع گرا بودند نيز بعضاً شعري فاقد غناي عاطفي و ادبي داشتند؛ اما رويكرد خاص اين شاعر فرهيخته در اين دو مجموعه شعري اش كه محصول نگاهي جامع، دقيق و لطيف به جهان بيرون و مسايل موجود در زندگي و جامعه در پرتو تركيب و تلفيق معنايي و موضوعي دو مفهوم عشق و عرفان در شعر و زندگي است اثر او را داراي ارزش و اهميت دوچنداني نموده است. اميد است كه در كتاب بعدي او با نام «پنجره جوهري» شاهد ظهور و تبلور ذوق و قريحه لطيف شاعري او در پرداختن به ديگر قابليت هاي بكر و تازه موجود در شعر و زندگي عصر حاضر باشيم.

 



محمود حكيمي در راه نمايشگاه كتاب مسكو

محمود حكيمي كه از وزارت ارشاد درجه هنري گرفته است براي شركت در نمايشگاه كتاب مسكو به روسيه سفر مي كند.
بيست و يكمين نمايشگاه
بين المللي كتاب مسكو كار خود را از چهارشنبه 13 شهريور آغاز مي كند و تا 18 شهريور نيز برپا است. اعزام برگزيدگان جوايز كتاب سال جمهوري اسلامي و يا دارندگان درجه هنري 1 و 2 به نمايشگاه هاي كتاب از جمله سياست هاي وزارت ارشاد در ماه هاي اخير بوده است.
محمد اللهياري، مشاور معاون فرهنگي وزارت ارشاد به خبرنگار فارس، گفت: مؤسسه نمايشگاه ها فرهنگي ايران در نمايشگاه كتاب مسكو 24 متر غرفه دارد كه 12 متر از آن مربوط به نمايشگاه كتاب تهران است.
سال گذشته مؤسسه نمايشگاه هاي فرهنگي ايران به نمايندگي از نمايشگاه كتاب تهران قراردادي را با نمايشگاه كتاب مسكو امضا كرده بود. بر اساس اين قرارداد دو طرف بر سر اعطاي غرفه رايگان به يكديگر در نمايشگاه ها به تفاهم رسيده بودند.
به گفته مشاور معاون فرهنگي وزارت ارشاد، ايران براي سومين سال است كه در اين نمايشگاه حضور پيدا مي كند.
اللهياري گفت: مجمع تقريب مذاهب اسلامي، انتشارات بين المللي الهدي و رايزن فرهنگي ايران در مسكو نيز با 36 متر غرفه در اين نمايشگاه حضور دارند. مؤسسه نمايشگاه ها فرهنگي ايران 200 عنوان كتاب را در حوزه هاي مختلف با خود به نمايشگاه كتاب مسكو مي برد كه از جمله آن ها كتاب هاي تكا است. سال گذشته خبرگزاري نووستي گزارش داده بود كه در بين غرفه هاي كشورهاي خارجي، حضور مؤسسات و انتشارات ايراني قابل توجه بوده است.

 



اعزام 28 استاد زبان و ادبيات فارسي به دانشگاههاي خارج از كشور

قائم مقام وزير علوم در امور بين الملل از اعزام 28 استاد زبان و ادبيات فارسي به دانشگاههاي خارج از كشور در سال جاري خبر داد.
دكتر ارسلان قرباني در گفتگو با مهر افزود: تعداد اعزام اساتيد زبان و ادبيات فارسي نسبت به سال گذشته 10 نفر افزايش يافته است و در سال جاري بيشترين تعداد اين اساتيد براي اولين بار به كشورهاي آمريكاي لاتين مانند كوبا، كلمبيا، ونزوئلا و .. اعزام مي شوند.
وي اظهار داشت: علاوه بر اين، بر تعداد اساتيد زبان و ادبيات فارسي در كشورهاي انگلستان، فرانسه و سوريه نيز اضافه مي شود.
قائم مقام وزير علوم در امور بين الملل گفت: اين اساتيد براي تدريس زبان و ادبيات فارسي و ايجاد كرسي زبان و ادبيات فارسي در كشورهاي متقاضي اعزام مي شوند.

 



حافظ شناسي بر آينه صدا

ادب و هنر: حافظ شناسي عنوان مجموعه برنامه اي راديويي است كه به موضوع «حافظ و شناخت و تفسير اشعار» اين شاعر بزرگ قرن هشتم هجري مي پردازد. «حافظ شناسي» روزهاي يكشنبه، سه شنبه، پنج شنبه و جمعه از ساعت 45:14 به مدت 10 دقيقه از شبكه راديويي تهران پخش مي شود.
نوشين رهگذر سردبير و تهيه كننده اين برنامه در گفت وگو با خبرنگار كيهان گفت: «حافظ شناسي» داراي چند بخش است. در بخش نخست غزلي از غزليات حافظ «درست خواني» مي شود. در بخش بعدي، همان غزل توسط دكتر ناصر مهدوي، بيت به بيت معني و تفسير مي شود. در بخش سوم، درباره ميزان تأثيرپذيري حافظ از شاعران پيشين خود و نيز ميزان تأثيرگذاري شعر وي بر شعراي ديگر، بحث مي شود.
در بخش چهارم نيز درباره جنبه هاي اخلاقي و عرفاني و حكمت غزليات حافظ سخن گفته مي شود. بطور مثال، «تأثير دعا و نيايش شبانه» و يا «تجلي خداوند در اشعار حافظ»، تاكنون دستمايه بررسي قرار گرفته است.
وي افزود: در نهايت هم، تصنيفي كه با كلام حافظ شكل گرفته است متناسب با حال و هواي غزل منتخب و تفسير شده، با صداي يكي از خوانندگان مشهور كشورمان پخش مي شود.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14