(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 9 شهريور 1387 - 29 شعبان 1429 - 30 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189169
 

دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني
چگونه تيراژ اثر داستاني بالا مي رود؟ نويسندگان: عرق ريزي روح و تعامل مردمي
يك جفا!
عناصر شكوفايي و نوآوري در آينه ادب فارسي
«كتاب پوستر» در راه است
كتابت قرآن با خط نستعليق



دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني

كيوان امجديان
¤ نماز جمعه
امام خميني پس از ورود به ايران و بازگشتن اوضاع به حالت عادي براي ثبات و بقاي انقلاب شروع به انجام كارهاي زيربنايي نمودند و از جمله اين كارها، دستور به برپايي نماز سياسي عبادي جمعه كه ابتدا در تهران و پس از آن در شهرهاي ديگر بر پا گرديد.
دراولين ماههاي سال 158 آيت الله اشرفي اصفهاني طي حكمي از سوي حضرت امام به عنوان امام جمعه كرمانشاه منصوب شدند و در اين سنگر عظيم به حفظ و حراست از احكام و انقلاب اسلامي پرداختند. آيت الله اشرفي اصفهاني طي دوران اقامت در كرمانشاه چه قبل از انقلاب و چه پس از آن و منصوب شدن به عنوان امام جمعه شهر، كوچكترين تغييري در گفتار و رفتار، وضع زندگي و معيشت نداشت و همواره ساده و بي تكلف زندگي مي كرد. مردم كه به اخلاص ايشان اعتقاد داشتند و شجاعتهاي وي را در هنگام پيروزي انقلاب ديده بودند استقبال بي نظيري از نماز جمعه نمودند و اين سنگر بزرگ، به پايگاهي براي در هم شكستگي توطئه هاي منافقين و دشمنان اسلام تبديل شد.
آيت الله اشرفي در خطبه هاي نماز جمعه بيشتر درباره مسائل عقيدتي، اخلاقي توصيه به تقوي و پرهيز از گناه نيز بيشتر از اين مسائل، درباره مسئله ولايت فقيه و نقش آن در انقلاب و دفاع و پشتيباني و تائيد اين مسئله و لزوم حفظ امنيت و تمام موارد لازم براي بقاي جامعه صحبت مي كردند و نقش بسيج كننده و منسجم كننده نيروهاي خط امام را برعهده داشتند و همچنين، گاهي بوسيله اعلاميه هايي كه مشتركا با برخي ديگر از ياران صديق امام همچون شهيد دستغيب و مدني صادر مي كردند از مقام مرجعيت و ولايت امام دفاع مي كردند و افراد خائني همچون بني صدر را رسوا مي نمودند.
از ديگر موارد مورد توجه آيت الله اشرفي، تكيه بر امر وحدت بين شيعه وسني بود. جمعيت زيادي از استان كرمانشاه را مردم اهل تسنن تشكيل مي دهند و تكيه بر همدلي شيعه و سني ضروري و لازم بود.
آيت الله اشرفي در اين راه كارهاي زيادي انجام دادند از جمله مسافرت هاي متعدد به شهرهاي پاوه، جوانرود و روانسر كه اكثراً اهالي آنجا سني بودند ديدار و گفت وگو با ائمه جماعت، برگزاري سمينارهاي متعددي مركب از ائمه جمعه سني و شيعه در مركز استان، نمودند.
ايشان هم چنين هر دو ماه يكبار سميناري در جهت اتحاد بين شيعه و سني و با حضور شخصيتهايي مثل شهيد آيت الله صدوقي و آيت الله طاهري و رهبر معظم انقلاب آيت الله خامنه اي كه در آن زمان- امام جمعه تهران بودند - برگزار مي نمودند.
ايشان همچنين همواره ضمن ارشاد و هدايت مردم به كارهاي اجتماعي و مشكلات مردم مي پرداختند، به گونه اي كه بجز دفتر امام جمعه در منزل ايشان به روي مراجعين باز بود و ايشان خود شخصا در منزل را براي ميهمانان باز مي كردند.
اين صفا و سادگي آيت الله و همچنين رسواگري ها و روشنگري هاي ايشان بود كه آتش كينه و نفرت از آن بزرگوار را هر لحظه در دل منافقين كور شعله ورتر مي ساخت.

 



چگونه تيراژ اثر داستاني بالا مي رود؟ نويسندگان: عرق ريزي روح و تعامل مردمي

ادب و هنر : فروش بيش از نيم ميلياردي آثار رضا اميرخاني، در حوزه ادبيات داستاني، رخدادي كم مانند در عرصه ادبيات كشور ما به شمار مي آيد. رخدادي كه تداعي گر يك پرسش اساسي است:
در هنگامي كه آثار داستاني و در مجموع پديده كتاب در كشورمان از رونق چشمگيري برخوردار نيست عامل يا عوامل عمده در بالا رفتن تيراژ يا شمارگان آثار حوزه ادبيات داستاني چيست و كدامند؟
چاپ اثر پايان كار نويسنده نيست
فيروز زنوزي جلالي نويسنده و منتقد مهمترين عامل توفيق و اقبال عمومي يك اثر داستاني را به نوع تعامل نويسنده با عموم معرفي مي كند.
نويسنده «آينه و مرداب» مي گويد: اغلب نويسندگان به محض چاپ اثرشان، كار خود را تمام شده تلقي مي كنند درحالي كه كار يك نويسنده پس از چاپ، تازه آغاز مي شود. نويسنده بايد بكوشد اثر خود را در تعاملاتي كه با عموم از طريق رسانه برقرار مي كند معرفي سازد و در اين صورت اميدوار باشد كه اقبال عمومي نسبت به اثر وي جلب شود.
زنوزي جلالي با اشاره به خبر فروش بيش از نيم ميلياردي آثار رضا اميرخاني مي افزايد: آقاي اميرخاني به ما آموخت كه نويسنده پس از انتشار اثرش نبايد خانه نشين شود و همه چيز را به ناشر بسپارد.
نويسنده اثر «قاعده بازي» ادامه مي دهد: اگر ميزان تيراژ و فروش آثار آقاي اميرخاني صحت داشته باشد، رويدادي قابل تحسين است و مي توان نسبت به اقبال گسترده مردم به آثار داستاني اميدوار بود.
مردم ديدگاه روشنفكري را نمي پذيرند
مهمترين عامل بالا رفتن تيراژ يك كتاب داستاني، ارتباط محتوايي آن با زندگي مادي و معنوي مردم است.
«باقر رجبعلي» نويسنده و منتقد با بيان مطلب فوق مي گويد: اغلب رمان ها و داستان هاي نويسندگان ما، ديدگاهي روشنفكرانه به مسائل و دردهاي جامعه دارند و بنابر همين ويژگي، از جانب مردم پذيرفته نمي شوند.
اگر به رمان ها و داستان هاي موفق و پرتيراژ دقيق شويم، اولين نكته اي كه مي بينيم، سادگي در روش بيان و شفافيت و صداقت در ارائه موضوع است و اينكه نويسنده، مردم را گول نزده، از دور دستي بر آتش نداشته، خودش را علامه دهر فرض نكرده و از تقليد دوري كرده است.
نويسنده رمان «مي» مي افزايد: وقتي در داستان نويسي، «خودت» باشي. وقتي با دل و جان كار كني. وقتي موضوع را كه مطرح مي كني، بشناسي و با آن زندگي كني. وقتي دائم نه براي نوشتن، كه براي شناخت بهتر، تماشا كني و آنچه را كه مي بيني دروني كني، داستانت به موقع متولد مي شود و مورد استقبال قرار مي گيرد.
شايد فقط 20 درصد ماجرا، بسته به تبليغ و ترفندهاي اين چنيني باشد، بقيه اش نتيجه عرق ريزي روح و جسم نويسنده است.
رجبعلي با تأكيد بر اينكه رمان ها و داستان هاي ناموفق، با روح حقيقي زندگي مردم و خواست ها و تمايلات آنها كيلومترها فاصله دارند مي گويد: اين گونه آثار فقط براي خوشايند منتقدان و مسئولان بعضي جايزه هاي ادبي به وجود مي آيند و دست آخر هم در فراموشي مطلق، بطور مجاني به اين و آن داده مي شوند.
در واقع، نويسنده اي كه براي جايزه مي نويسد، براي مردم نمي نويسد.
نسخه قاطع نمي توان پيچيد
«جعفر ابراهيمي» (شاهد) نويسنده و شاعر كودكان و نوجوانان، با بيان اين كه درباره خوب بودن يا بد بودن كتاب هاي پرفروش و يا كتاب هايي كه فروش ندارند، نمي توان نسخه قاطع اي پيچيد، مي گويد:
تجربه نشان داده است كه «زمان» تنها قاضي ماندگاري كتاب هاي خوب است.
تجربه نشان داده است كه اين چهار مورد نسبت به كتاب ها در طول زمان اتفاق افتاده است:
يك- كتاب خوب بوده است، اما در زمان زندگي نويسنده با هيچ استقبالي روبرونشده است. ولي سال ها بعد ناگهان آن كتاب دوباره مطرح شده و زيبايي هاي پنهانش آشكار شده است.
دو- كتابي متوسط و سطحي منتشر شده است ولي با تجديد چاپ هاي متعدد روبرو شده است. ولي بعد از مدتي از يادها رفته است.
سه- كتابي خوب بوده است و فروش خوبي هم داشته است و بعد از مرگ نويسنده هم، همچنان ماندگار بوده است.
چهار- كتابي متوسط بوده است و هيچ فروش نداشته و بعدها هم فراموش شده است.
نويسنده رمان «يك سنگ، يك دوست» ادامه مي دهد:
در مورد پرفروش بودن كتاب اخير آقاي اميرخاني به درستي نمي توانم قضاوت كنم چون هنوز اين كتاب را نخوانده ام. ولي به زودي خواهم خواند و شايد يادداشتي هم بر آن بنويسم؛ اما با شناختي كه از شخصيت آقاي اميرخاني و آثار پيشين او دارم فكر مي كنم كه او شايستگي چنين موفقيتي را دارد.
ابراهيمي (شاهد)همچنين مي افزايد:
موفقيت يك كتاب به عوامل بسياري وابسته است كه مي توان به مهمترين آنها:
عنوان كتاب، طرح روي جلد كتاب، نام نويسنده، نام ناشر اشاره كرد و بعد موضوع كتاب و تازگي موضوع، به روز بودن موضوع و قدرت نويسندگي نويسنده در شخصيت پردازي ها و بيان داستان.
اين نويسنده با بيان اين كه اميرخاني كسي است كه داستان را خوب مي شناسد مي گويد: اميرخاني اگر چه جوان است اما تجربه هاي خوبي از زندگي دارد و نيز خيلي باهوش و به قول معروف آدم تيزي است و اينها صفت هاي خوبي براي موفقيت يك نويسنده است.
با اين همه نمي توان با قاطعيت نظر داد كه كدام كتاب ها در 100 سال آينده سرپا خواهند بود و كدام كتاب ها به دست فراموشي سپرده خواهند شد. اميدوارم كتاب هاي آقاي اميرخاني هميشه پرفروش بماند.
ابراهيمي(شاهد) تبليغات و معرفي به موقوع ومناسب براي كتاب به هنگام انتشار را يكي از عوامل مؤثر در موفقيت كتاب دانسته و مي افزايد:
اما يك درد بزرگ در جامعه ما وجود دارد و آن اين است كه خوانندگان كتاب هاي خوب بسيار كم اند و معمولاً آثار سطحي وداستان هاي رمانتيك خوانندگان بيشتري دارند كه اينها هم جزو خوانندگان حرفه اي به شمار نمي روند چرا كه همه مي دانيم آمار مطالعه در كشور ما بسيار پائين است. و گاهي پرفروش بودن يك كتاب ما را به اين فكر مي اندازد نكند اين كتاب هم مثل كتاب هاي فلان و بهمان نويسنده باشد ومثل تبي است و به زودي فراموش مي شود. اما به نظر بنده در اين مورد بايد استثناهايي هم قائل شد. گاهي اتفاقاتي در عالم ادبيات مي افتد كه همه معيارها را درهم مي ريزد. كتاب آقاي اميرخاني هم بايد نقد و بررسي شود و با معيارهاي فني داستان نويسي روي آن قضاوت شود.
وي در پايان تصريح مي كند: فعلاً زود است كه درباره اين نويسنده بزرگ نوظهور قضاوت بكنيم. او هنوز در حال پرواز و اوج گرفتن است و من خوشحالم كه در بين جوانان چنين نويسندگاني پس از انقلاب ظهور كرده اند و باليده اند.همين قدر كه نويسنده جواني توانسته است قشر عظيمي از مخاطبان را به سوي خود جلب كند، قابل تقدير است.

 



يك جفا!

تعريف جامع و مانع و روشن از يك «مفهوم»، موجب پديد آمدن درك مشتركي از آن، در اذهان و افواه گوناگون مي شود.
«طنز» يكي از مفاهيم ادبي است كه داراي تعريفي صريح و پذيرفته شده در نزد علماي ساحت ادب است. با اين حال و با تأسف اين مفهوم، غالباً در محاورات معمول بلكه بدتر؛ در محافل فرهنگي، نابجا و بامعنايي دگرگونه بكار مي آيد؛ عارضه اي كه در صورت ادامه و شيوع لجام گسيخته، موجب تهي شدن طنز از بار معنايي اصيل و در نتيجه از دست رفتن «گونه و ابزار ادبي» مؤثري مي شود!
«هزل»، «فكاهه»، «هجو» و «طنز» از گونه هاي «خنده برانگيزي» و «نشاط آوري» به شمار مي آيند.
در تعريف هزل آورده اند كه گونه اي شوخي و لودگي است كه به زبان بي پرده و در محدوده اي شخصي با هدف خنده ساخته و پرداخته مي شود.
«فكاهه»، هزلي است كه از عرصه خصوصي فاصله گرفته و زباني محتاط پيش آورده است.
برخلاف هزل و فكاهه اما، هجو و طنز برپايه انتقاد تمسخرآميزاند با بن مايه انتقام. اگر انتقام داراي جانبي شخصي باشد «هجو» و اگر رويكردي اجتماعي و اصلاح گرايانه را بنمايد، نام طنز مي پذيرد.(1)
با وجود چنين تعاريف روشني، اغلب اين چهارگونه بجاي يكديگر معرفي مي شوند و آميزه هايي از آن ها شكل مي يابد كه اغلب كاركرد هيچ يك از گونه ها را ندارد.
بي ترديد، پرتو «طنز» مرتبه اي متعالي از خنده برانگيزي است كه از آميزه ذهني خلاقانه و نگاهي روشنگرانه، برمي آيد و ساطع مي شود.
نشاندن نام هزل يا فكاهه بجاي طنز دورسازي اذهان از شاخص ها و ارزش هاي طنز يعني «نكته سنجي»، «نگاه انتقادي- اصلاح گرايانه» و «لطافت بيان»، جفا به اين مفهوم و گونه و ابزار مؤثر در برانگيختن ذهن و احساس مخاطب تلقي مي شود. جفايي كه با آن در بسياري از آثار رسانه هاي شنيداري و ديداري فراوان روبرو مي شويم.
كشور كهن ما- ايران- داراي سابقه اي بس طولاني در نگرش طنزگونه و بيان طنزآميز است. دست كم از دوران طاهريان تا به امروز، اغلب مشاهير حكمت و عرفان و فلسفه كه دستي در ادبيات سرزمين مان داشته اند، به جد و يا در پاره اي از آثار از روي القاء بهتر مطلب، طنز را ابزار و دستمايه قرار داده اند.
چنين است كه جفاي به ساحت طنز درخور تاريخ و ادبيات كشورمان نيست كه به گفته ي عبيد طنزپرداز شهير اهل قزوين:
«آن كس كه زشهر آشنايي است
داند كه متاع ما كجايي است»
(1) با نگاهي به كتاب خنده سازان و خنده پردازان- نشر علمي

 



عناصر شكوفايي و نوآوري در آينه ادب فارسي

علي خوشه چرخ آراني
مقدمه
واژه نوآوري كلمه اي مركب از «نو+آوري» است و در فرهنگ معين واژه ي «نو» به معناي تازه جديد و از باب دستوري صفت و معادل واژه innovation انگليسي است كه در اصطلاح عملياتي شدن و به مرحله اجرا درآمدن انديشه هاي نو است، ضمن آن كه نوآوري و شكوفايي را مترادف دقت، توجه و تعميق بيشتر و تحول در همه زمينه ها نيز دانسته اند. نوآوري پديده اي است مطابق فطرت و طبيعت انساني و فطري بودن نوآوري و تغيير به اين معنا است كه اولاً، تغيير و نوآوري در ذات و طبيعت انسان است و خود به خود اين حقيقت همواره تحقق مي يابد و ثانياً انسان به صورت فطري، نوآوري و شكوفايي را دوست دارد و به دنبال آن است. در واقع نوآوري و شكوفايي يكي از نيازهاي متعالي انسان است و فطرت انساني با نوآوري شكوفا مي گردد و گسترش مي يابد و منجر به تعالي و تكامل انسان مي شود. بايد دقت كرد كه نوآوري زماني باعث شكوفايي مي گردد كه مطابق فطرت و برخاسته از آن باشد و قطعاً نوآوري كه مطابق فطرت نباشد باعث آسيب رساندن و خاموش شدن آن مي گردد و بالتبع انسان را از تعالي باز مي دارد كه در واقع اين همان بدعت است.
براساس سخن خداوند در قرآن كريم كه مي فرمايند: «فلن تجد لسنت الله تبديلا و لن تجد لسنت الله تحويلا» (1) سنت هاي الهي و فطري به هيچ وجه تغييرپذير نيستند و كساني كه به دنبال اين تغييرات و دگرگوني ها هستند بدعت گزارند و مورد لعنت خداوند و چون با بدعت هاي خود در مقابل فطرت و برخاسته از آن باشد وقطعاً نوآوري كه مطابق فطرت و سنت الهي قرار گرفته و خداوند را فراموش كرده اند زندگي خود را باخته اند «ضاع من كان له مقصد غيرالله» (2) و نوآوراني كه در پي تجديد سنت هاي الهي و فطري هستند و هدف خدايي دارند مشمول «تلك الدار الاخره نجعلها للذين لايريدون علوا في الارض و لافساداً والعاقبه للمتقين» (3) مي باشند.
پيامبران الهي اولين نوآوران تاريخ هستند كه در مقابل بدعت هاي بشر در روي زمين ايستاده اند و به عنوان مناديان يكتاپرستي و عدالت خواهي، در مقابل خرافه ها قرار گرفتند.
اما نكته مهم اين است كه هر قوم و هر ملتي كه بخواهد ادامه حيات دهد و به زندگي بهتر و برتر دست يابد، بايد خود دست به تغيير و نوآوري بزند، زيرا نوآوري هم لازمه حيات است و هم لازمه برتري.
از ديگر سو، ادبيات گران قدر ما هم كه ملهم از تعاليم عاليه اسلام و مبتني بر آيات گران سنگ قرآن مبين و احاديث ائمه معصومين و مطابق با فطرت پاك انساني است كوشيده است در قالب ابيات منظوم و عبارت منثور، گاه به صورت آشكار و گاه به صورت مستتر، راهكارهايي را جهت زنده نگه داشتن روحيه شكوفايي و نوآوري در همگان ارائه نمايد. در اين مقال كوتاه «راهكارهاي تحقق شكوفايي و نوآوري در قالب ابيات شاعران فارسي گوي» مورد بررسي قرار مي گيرد.
(1) تلاش و كوشش مداوم
طبيعي است كه هر ملت براي نوآوري و شكوفايي نيازمند تلاش و كوشش است، زيرا رسيدن به قله هاي رفيع جهاني در سايه تلاش و همت همگاني ميسور است و پذيرفتني نيست كه ملت و جامعه اي بتوانند بدون سعي و تلاش به تكامل برسند ادبيات ما نيز كه ملهم از تعاليم عاليه اسلام است با اقتباس و يا تلميح از عبارت «ليس للانسان الا ما سعي»(4) قرآن كريم وحديث «فعليكم بالجد والاجتهاد»(5) (بر شما باد تلاش و كوشش) و سفارش شريف مولاي متقيان خطاب به امام مجتبي(ع) كه مي فرمايند: «يابني فامسح في كدحك»(6) «اي فرزندم! نهايت تلاش و كوشش خود را به جاي آر»
با ابيات
جهد كنم تا به مقامي رسم
گام نهم پيش و به كاني رسم
ديوان وحشي بافقي- صفحه 386
به آساني نيايد شادكامي
زبي رنجي نيايد شادكامي
لغت نامه دهخدا- صفحه 101- امير اسعد گرگاني
به آساني نيابي شادكامي
به بي رنجي نيابي نيك نامي
ويس و رامين- فخرالدين اسعد گرگاني- صفحه 501
كس بار مشاهدت نچيند
تا تخم مجاهدت نكارد
كليات سعدي- غزليات- صفحه 577
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فكر معقول بفرما، گل بي خار كجاست
ديوان حافظ- صفحه 51
بي مار به سر نمي برد رنج
بي خار نمي دمد گلستان
ديوان شمس- مولانا- صفحه 995
در طلب كوش و مده دامن اميد ز دست
دولتي هست يا بي سر راهي گاهي
ديوان اقبال لاهوري- صفحه 386
به هنگام سيه روزي، علم كن قد مردي را
ز خون سرخ فام خود بشوي اين رنگ زردي را
نصيب مردم دانا به جز خون جگر نبود
در آن كشور كه خلقش عادت، هرزه گردي را
ديوان ناصر خسرو- صفحه 189
بحمدالله كه گرديديم رنجي
در آخر يافتيم اين طور گنجي
به دشواري چنين گنجي توان يافت
بلي كي گنج بي رنجي توان يافت
ديوان وحشي بافقي- صفحه 482
همگان را به تلاش و كوشش با هدف دست يابي به اهداف والا فرا مي خواند.
(1) بهره وري از علم و دانش
قطعاً جوامع در پناه علم و دانش معنا و مفهوم و جايگاه مي يابند و علم و دانش جان مايه تمدن و فرهنگ است و طبيعي است كه يك ملت زماني خواهد توانست به نوآوري و ابتكار دست بزند كه روحيه علم آموزي در آن جامعه عالي و جايگاه علم و دانش در نزد همگان متعالي باشد. زيرا در سايه سار علم مي توان، توانايي ها و نيازمندي ها را شناخت و به دانش آموختگان باور و اعتماد بخشيد و نيروي عزت و اقتدار و شعار «ما مي توانيم» را در آنها نهادينه ساخت.
توجه به علم ونيروهاي خودي مي تواند باعث افزايش دست آوردها و پيشرفت ها و شكوفايي جامعه گردد، زيرا علم وعلم آموزي از بايسته ها و لوازم نوآوري است.
دعوت به بهره وري ازعلم و دانش موضوع ابيات زير شاعران است كه همان طور كه در بالا ذكر گرديد از وسايل و عناصر شكوفايي ونوآوري است.
علم از بهر چيست اي اوستاد
تا كه گيتي شود به علم آباد
علم بهر خيال بافي نيست
كار دانش بدين گزافي نيست
بايد از علم سود برخيزد
چون درختي كزو ثمر خيزد
هركه ازعلم بهره ور گردد
مايه راحت بشر گردد
ديوان ملك الشعراي بهار- صفحه 475
علم آموز آن كه ره بنمايدت
زنگ گمراهي ز دل بزدايدت
ديوان شيخ بهايي- صفحه 122
كه چون خواني از هر دري اندكي
بسي دانش افزايد از هريكي
لغت نامه دهخدا- صفحه 301
سرمايه ادراك بود جد و طلب
پيرايه اسعاد بود علم و ادب
بي جد و طلب كسي به مقصد نرسد
بي عقل و ادب بود سعادات عجب
ديوان لامع- صفحه 605
به علم كوش كه از جهل ظلمتش برهي
چو دانش است ره امتياز انساني
ديوان لامع- صفحه 566
مردم ز راه علم شود مردم
نه زين تن مصور ديداري
ديوان ناصرخسرو- صفحه 481
رهبر جانت در اين تاريك جاي
جوهر علم است و علت جان فزاي
ديوان عطار- صفحه 270
هركه با علم و دانش است قرين
در جهان نامدار مي باشد
ديوان فيض كاشاني- صفحه 180
ضمناً بايد افزود از آنجا كه روحيه نوآوري و ابتكار به طور مستقيم باجواني ارتباط دارد و از آنجا كه جوانان خلاق ترند و با داشتن شجاعت، راحت تربه نوآوري دست مي زنند، لذا بايد به علم و فكر وانديشه آنها بها داد و از انديشه هاي آنان در عرصه هاي مختلف كشور استفاده و بهره مند شد.
(3) توكل به خداوند همراه با همت والا
براي رسيدن به شكوفايي و نوآوري پاي بندي به اصول و اخلاقيات از ضروريات است و كشورها و جوامعي كه به جاي اتكال به قدرت هاي پوچ و پوشالي جهان، به خداوند به عنوان مبدأ هستي و خالق كل جهان اتكال و به الطاف وعنايات بي كران حق تعالي تمسك و توسل مي جويند، پله هاي شكوفايي را زودتر و درنهايت مباهات طي مي كنند. به عنوان مثال،در دوره اي كه ارزش هاي انساني والهي لگدكوب بدعت هاي ابرقدرت ها شده بود و تمامي جهان در سيطره قدرت هاي جهاني بود، بزرگترين نوآوري بشر درطي صدها سال توسط امام خميني(ره) انجام پذيرفت و بنيان تمام بدعت ها را با انقلاب اسلامي به چالش كشيد و با نوآوري و فرياد نو خود شرق و غرب را به سخره گرفت. فريادي كه تجديد سنت ها بود و گمشده فطرت فريادي كه آرمان هاي اصيل بشريت، يعني خداپرستي، عدالت و اتكال به ذات هستي را زنده كرد.
در ادبيات فارسي ما نيز ارزش اتكال به خداوند و همت والاي انساني در قالب ابيات زير اين سان ذكر شده است.
¤ توكل به خداوند
هر كه سوداي تو دارد چه غم از هركه جهانش
نگران تو چه انديشه ز بيم دگرانش
كليات سعدي- غزليات- صفحه 533
از دشمن چه بيم كه با دوست همدمم
وز اهرمن چه باك كه با اسم اعظمم
ديوان فروغي بسطامي- صفحه 157
غم دل با كه بگويم كه مرا ياري هست
جز تو اي روح روان، هيچ مددكاري نيست
ديوان امام خميني- صفحه 37
¤ همت والا
ذره را تا نبود همت عالي حافظ
طالب چشمه خورشيد درخشان نشود
ديوان حافظ- صفحه 163
خداي درسر او همتي نهاده بزرگ
وز آسمان و زمين مهتر و فزون تر از صد راه
ديوان رودكي- صفحه 215
(4) اغتنام فرصت و پرهيز از غفلت
براي رسيدن به هدف والا و عالي شكوفايي و نوآوري، حركت هاي عادي و توجه به فرصت هاي گذشته پاسخ گو نيست زيرا كه در دنياي امروزي، فرصت سوزي و بي توجهي به زمان ها و تغيير نكردن و بهبود نيافتن مساوي با مرگ و هدم جوامع است و براي شكوفايي و نوآوري نبايد حتي يك روز بدون تغيير سپري شود، زيرا تحول و بهبود و شكوفايي مسابقه اي بدون خط پايان است كه ديرزماني است كه شروع شده و ما نيز بايد در اين مسابقه با تمرينات و آمادگي كامل شركت كنيم و قطعاً شكوفايي ونوآوري ازطريق شانس و اقبال حاصل نمي گردد، بلكه بايد براي رسيدن به شكوفايي و نوآوري بنيادين امروزي از فرصت ها نهايت بهره ها را برد و از غفلت زدگي پرهيز نمود.
دعوت به استفاده از فرصت ها واجتناب از غفلت زدگي موضوعي است كه در ابيات زير به آنها اشاره شده است:
وقت را غنيمت دان آن قدر كه بتواني
حاصل از حيات اي دل يك دم است تا داني
ديوان حافظ- صفحه 340
نگه دار فرصت كه عالم دمي است
دمي پيش دانا به از عالمي است
وصيت همين است جان برادر
كه اوقات ضايع مكن تا تواني
امثال و حكم دهخدا- جلد 4- صفحه 1891
وقت آن است كه جوينده اسرار شويم
بگذاريم تن كار و دل كار شويم
ديوان فيض كاشاني- صفحه 246
سعديا! دي رفت و فردا همچنان موجود نيست
دل ميان اين و آن فرصت شمار امروز را
كليات سعدي- بوستان- صفحه 338
گر به قدر يك نفس غافل شوي
دور، صد فرسنگ از منزل شوي
ديوان اقبال لاهوري- صفحه 49
وقت بسيار عزيز است، گرامي دارش
به زر قلب مده يوسف كنعاني را
ديوان صائب تبريزي- صفحه 241
فرصت شمار صحبت كزين دو راه منزل
چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن
ديوان حافظ- صفحه 281
غافل مشو كه وقت شناسان نوبهار
چون لاله بر زمين ننهند جام را
ديوان صائب تبريزي- صفحه 126
گرفتي از سر غفلت كم خويش
نمي داني بهاي يك دم خويش
از اين غفلت چو فرداي گردي آگاه
پشيماني ندارد سودت آن گاه
ديوان ناصرخسرو- صفحه 85
(5) تحمل سختي ها و استواري در راه هدف
دشمنان و معاندان مسلمين، هيچ گاه دوست دار آنها نيستند و همواره در پي آن هستند كه روحيه نشاط و شادابي و نوآوري را كه در فطرت هر انساني نهفته است، مخفي نگه دارند و يا روحيه اعتماد و توانايي را پائين نگه دارند لذا اگر ملت و جوانان جامعه اي تصميم بر آن بگيرند كه ميراث عقب ماندگي هاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، تكنولوژي و فني و ... را جبران نمايند، دشمنان خواهند كوشيد كه تمامي ابزارها و راه هاي ممكن و مسهل شكوفايي و نوآوري را ببندند و يا فرهنگ و برنامه خود را نو و بديع و نوآوري هاي جوامع را بي ارزش معرفي نمايند لذا در راستاي تحقق نوآوري و شكوفايي، بايد سختي ها و مصائب را تحمل و از مشكلات و مصائب پيش رو و طراحي شده از جانب دشمنان نهراسيد و خسته نشد.
ابيات
در ره دين سخت چون الماس زي
دل به حق بر بند و بي وسواس زي
ديوان اقبال لاهوري- صفحه 345
به يك بارگي نيايد كارها راست
به بايد كرد ره را بارها راست
به يك ضربت نخيزد گوهر از سنگ
به يك دفعت نريزد شكر از سنگ
نگردد پخته هر ديگي به يك سوز
نيايد پختگي ميوه به يك روز
خسرونامه عطار- صفحه 101
قوت ايمان حيات افزايدت
ورد لاخوف عليهم بايدت
ديوان اقبال لاهوري- صفحه 56
در خصوص دعوت به تحمل سختي ها و استواري در راه هدف است.
(6) تقويت روحيه اميدواري
ايران اسلامي، يكي از جوان ترين و پوياترين كشورهاي جهان است كه مي توانند پايه گذار ايراني پيشرو و پيشرفته باشند، جوانان تحصيل كرده و انقلابي كه آغازگر جدي نهضت نرم افزاري و سخت افزاري هستند و اكنون نيز بزرگ ترين ظرفيت را براي رسيدن به ايراني آبادتر و آزادتر، دارا هستند، لذا بايد طليعه هاي روشن و اميدبخشي را در آنها زنده و پايدار نگه داشت.
دعوت به تقويت روحيه اميد و نشاط مندي در ابيات زير مورد توجه شاعران بوده است.
گفتم اي بخت نخسبيدي و خورشيد دميد
گفت با اين همه از مسابقه نوميد مشو
ديوان حافظ- صفحه 153
نشد يك ذره از گل شاه نوميد
كه عاشق زنده ز اميد است، جاويد
خسرونامه عطار- صفحه 135
نتيجه:
مقوله نوآوري را بايستي در زمره «مهارت ها» و «هنرمندي هاي» بشر دانست كه بن مايه آن را «خلاقيت، شجاعت، تدبير، ميل به پيشرفت و رقابت» و در يك واژه «ميل فطري بشر بر كمال خواهي» تشكيل مي دهد و بدون ترديد نقد هنر «نوآوري و شكوفايي» در بشر، جهان را در همان قرون ابتدايي زندگي متوقف مي ساخت لذا شاعران و نويسندگان فارسي زبان هم كه از فرهيختگان و برجستگان علمي، فرهنگي عصر خود محسوب مي شوند، تفكر ركود و بي حرمتي جامعه را امري «منسوخ» مي دانند و كوشيده اند در قالب عبارات موزون و منثور و حتي گاهي با هدف تهييج، مخاطبان خود را با موضوعاتي هم چون دعوت به علم آموزي، اغتنام فرصت و پرهيز از غفلت، تقويت روحيه اميدواري، تحمل سختي ها و استواري در راه اهداف و... به شكوفايي و نوآوري فرا مي خوانند.
پي نوشت ها:
(1) قرآن كريم- سوره فاطر- آيه 34
(2) غررالحكم و دررالكلم- صفحه 29
(3) قرآن كريم- سوره قصص- آيه 38
(4) قرآن كريم- سوره نجم- آيه 93
(5) نهج البلاغه- اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب- خطبه 230
(6) نهج البلاغه- اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب- نامه 13

 



«كتاب پوستر» در راه است

ادب و هنر :
«حميدرضا شاه آبادي»، مدير انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان پيرامون كارهايي كه درمورد جشن 30سالگي انقلاب انجام داده اند گفت:درحال حاضر چند كار متفاوت درخصوص جشن سي سالگي انقلاب درنظر داريم. نوع جديدي از كتاب باعنوان «كتاب پوستر» با پنج عنوان در دست انتشار داريم كه اين نوع كتاب قابل نصب برروي ديوارها و اماكن عمومي است.
وي به خبرنگار كيهان درمورد موضوع و طراحي كتاب پوستر گفت: موضوع اين كتاب ها درمورد خاطرات انقلاب و اشعاري درمورد انقلاب است و از ويژگي منحصر به فرد اين «كتاب پوسترها»، قابل نصب بودن آنها بر ديوارهاست. همچنين طراحي اين نوع از كتاب ايده جديدي است كه نه لوح و نه روزنامه نگاري است؛ بلكه كاري تازه مي باشد و اولين بار است كه ارائه مي شود.
نويسنده كتاب ديلماج افزود: مجموعه سه جلدي روزهاي انقلاب را در دست انتشار داريم كه تاريخ انقلاب را به صورت روزشمار به كودكان و نوجوان معرفي مي كند. همچنين كتابي در قالب «كميك استريپ» درمورد وقايع انقلاب منتشر مي كنيم كه علاوه بر اين كارها قصد داريم بعضي از كتاب ها با موضوع انقلاب را تجديد چاپ كنيم.

 



كتابت قرآن با خط نستعليق

ادب و هنر:
قرآن كريم با خط نستعليق توسط يكي از هنرمندان خطاط كشورمان در مرحله كتابت قرار دارد.
«داوود حيدري» كه هم اينك مشغول كتابت به خط نستعليق است در گفت وگو با كيهان گفت: در سال 1332، براي اولين بار استاد «حسن ميرخاني» به كتابت قرآن كريم به اولين خط ظريف ايراني يعني «نستعليق» اقدام كردند. تا آنجا كه من مي دانم پس از ايشان هنرمندي رو به چنين كتابتي نياورد و همچنان مصحف شريف به خط «ثلث» كتابت شد.
وي افزود: چند سال پيش بنده يك بار ديگر با اشتياق قرآن كريم را با خط نستعليق كتابت كردم كه اين نسخه را به آستان قدس رضوي هديه نمودم.
از ماه مبارك رمضان سال گذشته نيز كار كتابت قرآن كريم به خط نستعليق را براي دومين بار پي گرفتم كه هم اينك به سوره هود(ع) رسيده ام.
حيدري اظهار اميدواري نمود كه كار كتابت قرآن كريم به خط نستعليق را تا ماه مبارك رمضان سال 88 به پايان رساند.
وي قطع هر صفحه نسخه خوشنويسي شده قرآن كريم را 18 در 25 سانتي متر توصيف كرد و گفت: حاشيه صفحات نيز توسط يكي از تذهيب كاران خبره طراحي و اجرا خواهد شد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14