(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 4 شهريور 1387 - 24 شعبان 1429 - 25 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189165
 

دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني
شعر نو و نوآوري در شعر امروز
كتاب هاي برتر در فهرست خريد وزارت ارشاد قرار مي گيرند
عليرغم اعتراض گسترده مسلمانان كتاب ضداسلامي «جواهر مدينه» منتشر مي شود
مجموعه شعر «تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود»
عضويت در كتابخانه هاي همدان رايگان شد
مترجم آثار محمود درويش جايزه گرفت



دعاي ماهي ها داستان زندگي پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني

كيوان امجديان
آن روز آيه الله اشرفي از حوزه به سمت منزل كه نزديك آنجا بود به راه افتاد... مي خواست تا خانه قدم بزند و بامردم شهر سلام و عليكي بكند... اما هنوز چند متر بيشتر از مدرسه فاصله نگرفته بود كه يك ماشين مشكي جلوي پايش طوري ترمز كرد كه صداي كشيده شدن لاستيك ها روي آسفالت خيابان همه را متوجه كرد. تا مردم آمدند بجنبند و به خودشان بيايند سه مرد قوي با كت و شلوار و كرواتهاي پهن از ماشين پياده شدند و دست هاي آيه الله را گرفتند و او را سوار ماشين كردند و تا مردم خواستند داد بزنند كه «آقاي اشرفي را بردند» ماشين به سرعت از آنجا دور شد.
مقصد ماشين اداره مركزي ساواك بود. با آنكه چشم هاي آيه الله اشرفي بسته بود اما خوب مي دانست چه كساني او را به زور با خود بردند و مقصدشان كجاست.
وقتي او را توي يكي از اتاق ها بردند و تيمسار آمد مقابل وي ايستاد، هنوز چشم بند را از روي چشمان آيه الله برنداشته بودند اما او كه انگار همه چيز را به خوبي مي ديد، گفت:
«تيمسار اين كارها آخر و عاقبت خوبي ندارد... شما با اين كارها فقط بيشتر و بيشتر مورد خشم و نفرت مردم قرار مي گيريد...»
تيمسار كه كم مانده بود از تعجب شاخ درآورد، با عصبانيت چشم بند را برداشت و گفت: «تو از كجا فهميدي كه كجا هستي و چه كسي جلوي تو ايتساده؟ حتماً باز آن احمق ها زبانشان نايستاده و دلشان براي شما به رحم آمده...»
آيه الله اشرفي حرف تيمسار را قطع كرد: «چه مي گويي تيمسار... اين ديگر مثل روز روشن است كه اين قبيل كارها فقط كار شما مي تواند باشد. ساواك است كه توي روز روشن آدم ها را مي دزدد و مي كشد و...»
تيمسار درحالي كه سعي مي كرد خونسرد باشد، روي صندلي كه روبه روي آيت الله اشرفي بود نشست و گفت: «بس كن ديگر... داري تند مي روي... نگفتم تو را به اينجا بياورند كه برايم تأسف بخوري و نفرين و لعنتم كني!»
آيت الله اشرفي دستي به محاسنش كه حالا ديگر تقريبا سفيد شده بودند، كشيد وگفت:
«اين را هم مي دانم... شما هر كس را به اين اتاق بياوريد يا قصد جانش را كرده ايد يا طمع به آبرويش داريد...»
تيمسار كه ديگر داشت كلافه مي شد، دندان هايش را محكم روي هم فشار داد و گفت: «ببين آقاي اشرفي، من نه وقت اين حرف ها را دارم و نه حوصله اش را... اما تو را هم به اينجا آورده ام كه شخصا و مستقيما هشدار بدهم اگر يك بار ديگر كارهايت را تكرار كني، خودم با دست هاي خودم ماشه تفنگ را مي كشم و يك خشاب توي سرت خالي مي كنم...»
آيت الله اشرفي كه انگار حرف هاي تيمسار راجدي نگرفته بود، گفت:
«اگر من كدام كارها را تكرار كنم مي خواهي يك خشاب توي سرم خالي كني؟»
تيمسار از جايش بلند شد و با انگشتانش شروع كرد به شمردن
1- دعوت از واعظان سابقه دار و فراري
2- تحريك مردم براي اغتشاش و خرابكاري
3- مطرح كردن نام آقاي خميني در سخنراني ها
4- فرستادن وجوه براي آقاي خميني
5- دعا نكردن به جان شاه و شاه بانو
6- و...
آيت الله اشرفي لبخندي زد و گفت: «پس همين حالا برو آن خشابت را كه مي گفتي بياور، چون مي ترسم ديگر چنين فرصتي پيدا نشود.»
تيمسار حسابي عصباني شده بود. او نه تنها به نتيجه اي نرسيده بود بلكه توسط آقاي اشرفي به مسخره گرفته شده بود... آنقدر خشمگين بود كه تصميم گرفت همانجا كار آيت الله را يكسره كند، اما او زرنگ تر از آن بود كه از احساسش شكست بخورد. تيمسار خوب مي دانست كه توي آن شرايط كشتن ياحتي زنداني كردن آقاي اشرفي كه از خوشنام ترين مردم شهر بود مي توانست جرقه يك شورش و ناآرامي بزرگ باشد و عاملي باشد براي اينكه مردم توي شهر به خيابان ها بريزند و بلوا راه بيندازند. اين بود كه خودش را كنترل كرد و خشمش را خورد...
تيمسار مجبور شد او را همان طور كه آورده بود برگرداند. آشكار بود كه رژيم از قدرتي بنام مردم هراس دارد. آنقدر، كه حتي توان زنداني كردن آيت الله اشرفي را ندارند.
همه چيز همان طور ادامه داشت تا آنكه جرقه يك قيام جدي و بزرگ توي يكي از روزهاي سرد زمستان زده شد. روز هفدهم دي ماه 6531 صبح زود، خادم مسجد روزنامه به دست و سراسيمه آمد كنار آيت الله اشرفي كه به ديوار تكيه داده و به فكر فرو رفته بود. آيت الله اشرفي چهره هراسان خادم را كه ديد فهميد كه بايد اتفاقي افتاده باشد.
پرسيد:
«چه شده كربلائي... چرا هراساني...»
كربلائي انگار زبانش بند آمده بود. لام تا كام حرف نمي زد. كنار آيت الله نشست روزنامه را روي فرش مسجد پهن كرد و ورق زد تا رسيد به مقاله اي كه در صفحات مياني روزنامه چاپ شده بود. آن را به آقاي اشرفي نشان داد و درحالي كه سرش را پايين انداخته بود گفت: «شرم آور است آقا... بخوانيد...»
رنگ آيت الله سرخ شده بود. وقتي مقاله را خواند، از شدت عصبانيت نمي دانست چه كند. روزنامه را تكه تكه كرد و دور انداخت. بعد به سرعت به طرف منزل رفت... آن روز آيت الله حتي فرصت براي مطالعه پيدا نكرد. مدام در آمد و شد بود.
از اين خانه به آن خانه، از بازار به حوزه و مسجد و...
و بالاخره از اين آمد و رفت ها نتيجه گرفت. مردم توي ميدان اصلي جمع شده بودند و روزنامه هايي را كه خريده بودند پاره مي كردند و مي سوزاندند و از آن به بعد مجالس شروع شد. مجالس بزرگداشت شهداي تبريز، قم و يزد كه همراه بود با شعارهاي «درود بر خميني و مرگ بر شاه.»
دستگاه طاغوت روز به روز ضعيف تر و شكننده تر مي شد و شور و شوق و اميد مردم هم بيشتر و بيشتر مي شد. حالا ديگر آيت الله اشرفي شده بود مركز و محور تمام تظاهرات و قيام هاي كرمانشاه. و منزل ايشان اتاق فرماندهي بود... روز يازدهم مهر سال 75 طبق برنامه ريزي آيت الله اشرفي با همكاري محمد، پسرش كه حالا مردي شده بود و او هم مثل پدر از طلبه هاي نمونه حوزه علميه، تظاهرات در ميدان اصلي شهر برپا شد.
مردم، سر راه خود به مشروب فروشي ها حمله كردند و شيشه هاي مشروب را توي جوي هاي آب شكستند... شيشه هاي مشروبي كه باعث تباهي هزاران جوان شده بود.جوان هايي كه مي توانستند شهر را آباد كنند و به داد همشهريانشان برسند.
شيشه هاي مشروب فروشي ها، كاباره ها و خانه هاي فساد يكي پس از ديگري پائين ريخت و صاحبان آنجا فرار را بر قرار ترجيح مي دادند. آيت الله اشرفي مثل هميشه جلوي تظاهركنندگان حركت مي كرد و مشت ها را هوا مي برد تا صداي «مرگ بر شاه» و «درود بر خميني» را تيمسار هم بشنود.
تيمساري حالا ديگر كاسه صبرش لبريز شده بود و به نظاميان دستور داده بود پيش ازهمه آيت الله اشرفي را غرق خون كنند.
سلاح ها به سوي مردم نشانه رفت و گلوله ها شليك شد... عده اي از مردم شهيد شده بودند و بعضي ديگر تير به دست و پايشان خورده بود و مجروح شده بودند... و يكي از آنها آيت الله اشرفي اصفهاني بود.

 



شعر نو و نوآوري در شعر امروز

فهيمه بافنده
بعد از ماجراي بازگشت ادبي كه تدبيري نامناسب براي دميدن روح تازه در پيكر شعر فارسي كهن بود، در اواخر دوره قاجار شعر فارسي به مرحله اي رسيد كه به شدت نيازمند هدايت در قلمرو جديدي بود تا در مسيري متناسب با ظرف زمان، به حيات خود ادامه دهد. به نظر مي رسيد شعر كلاسيك با همه زيبايي هاي دلكشش، با پهلواني ها و پهلوانان جوانمردش، با معشوقكان زيبا و دوست داشتني و در عين حال دست نيافتني اش، با دنياهاي خيالي و لبريز از صلح و صفايش و با تجربه هاي نوراني اشراقيش اكنون بايد وارد قلمرو ديگري مي شد تا قابليت خود را در حوزه اي جديد هم نشان دهد. اينك شاعري «دوران ساز» و تيزبين لازم بود تا قلمروي نوين براي شعر فارسي بيابد و اين قرعه به نام «نيما يوشيج»- شاعري از ديار مازندران- خورد. اما در اين تغيير سبك مجموعه اي از معيارهاي ادبي و غيرادبي نيز دخيل بودند. از جمله اين معيارها و شاخصه هاي فكري- فرهنگي و اجتماعي كه در اين مسير مي توان اشاره كرد عبارتند از:
الف- سنت شكني؛ با يك بررسي اجمالي در شرايط اجتماعي- فرهنگي مي توان دريافت كه سنت شكني يكي از ويژگي هاي اصلي فرهنگ معاصر ماست و اين پديده در تمام لايه ها و سطوح جامعه و فرهنگ خودش را نشان مي دهد. نمودي از اين سنت شكني را در رفتارهاي جمعي و آداب و رسوم هم مي توان ديد. در دوران معاصر نيز، سنت شعر كلاسيك در دو بخش شكل و محتوايي شكسته شد. «نيما» نه تنها شكل بيروني شعر كلاسيك را در معرض سنت شكني قرار داد بلكه شكل دروني، كيفيت تصويرگري، شيوه معناپردازي و نحوه استفاده از زبان را هم ديگرگون كرد علاوه بر اين در اين شعر نو موضوعات و مضاميني مطرح شد كه در كل هزارأ قبل نظير نداشت. مضاميني همچون وطن خواهي، وطن پرستي، حقوق مردم بر حكومت، آزادي به معناي سياسي، تعليم و تربيت و...
ب- شتاب؛ ويژگي ديگر فرهنگ معاصر ما شتاب است كه نتيجه و زاييدأ ماشيني شدن است. تغييرات سبكي كه در طول هزار سال شعر فارسي اتفاق افتاد، كمتر از تغييراتي است كه در طول پنجاه سال اخير، در شعر فارسي روي داده است. رويكرد خوانندگان، نويسندگان و شاعران به قالب هاي ادبي كوتاه كه خواندن آن وقت و حوصله زيادي نمي خواهد از نشاني هاي اين ويژگي است. امروزه ديگر كسي حوصله سرودن شش دفتر مثنوي يا شصت هزار بيت شاهنامه را ندارد همين است كه شعرها و داستان هاي كوتاه اصلي ترين قالبهاي ادبي شده اند. يكي از اركان شعر اعم از نيمايي يا منثور نيز ايجاز است كه براساس آن بيشترين معني با كمترين كلمات بيان مي شود و اين هم بدان جهت است كه روحيه اهل فرهنگ سخت شتابزده شده است.
پ- تغيير جهان بيني؛ اصولا در دوران مدرن، تعريف و جايگاه انسان در هستي تغيير كرده است؛ چنانچه در شعر شعراي كلاسيك با انساني عاشق و موجودي ناطق روبرو بوديم اما امروزه انسان موجودي سياسي است. سياست و قدرت سياسي در مركز همه معادلات انسان مدرن قرار دارد و در شعر نو نيز جلوه گري مي نمايد. به همين علت مضمون غالب در شعر معاصر، سياست و اقتصاد است از اين رو مفهوم عشق در ادبيات جديد تعريفي متفاوت با دوره كلاسيك و خاص زمان خود را دارد. معشوق امروز مفاهيمي همچون عدالت و انسانيت است نه آن معشوق آسماني دست نايافتني و عشق نيز برخلاف ادبيات كلاسيك از آسمانها و افلاك به زمين آمده و رنگ اقليم زمين را به خود گرفته و همه اينها در ادبيات معاصر متجلي است.
- مشغله هاي زياد، وقت كم و سرگرمي فراوان، اين نيز از خصلت هاي فرهنگي معاصر است كه با تغيير زندگي از حالت كشاورزي به ماشيني- صنعتي، پديدار شده است. در گذشته كه اجداد ما شبهاي طولاني و دراز زمستان را به خواندن شاهنامه و ساير انواع ادبي اختصاص مي داده اند- به خاطر مشغله كم و سرگرمي محدود و فراغ بالي بوده است كه در زندگي شهري و صنعتي كمتر ديده مي شود و همين مساله بر رويكرد يا عدم رويكرد و استقبال جامعه به آثار ادبي و حتي گسترش و انواع خاص ادبي تاثير دارد.
همان طور كه اشاره شد يكي از شاخصه هاي شعراي معاصر ويژگي سنت شكني آنهاست. چنانچه در كاربرد واژگان در زبان نيز تحولي بزرگ ايجاد نمودند و زبان محاوره را با رويكردي آزادانه و آگاهانه كه به زبان زنده جاري در متن جامعه داشت تبديل به زبان شعر نمودند. زبان شعر معاصر در جريان مردمي شدن و رهايي از استبداد زباني چند مرحله را از سرگذراند كه عبارتند از:
1-مرحله اول؛ بازنگري در واژگان شعري و وارد كردن تدريجي لغات جديد اما با غلبه لغات ادبي كلاسيك شاعران نوگراي دوره مشروطه مثل بهار، فرخي و ايرج بود.
2-مرحله دوم؛ استفاده از لغات غيرادبي و به اصطلاح غيرشاعرانه و توجه به الگوهاي زبان شناسي نو «افسانه نيما» و ديگر اشعار نيمه سنتي او مثل «اي شب» كه نقطه عطف اين مرحله بود.
3- مرحله سوم؛ ظهور جدي و پر حجم شعر رمانتيك، البته زبان شعري اين شاعران رمانتيك به گونه اي بود كه قابليت هاي فراوان مرحله دوم يعني زبان زنده جاري در متن جامعه را كشف نكرده بودند و فقط گوشه ابرويي از آن را ديده بودند مثل كسي كه چشمه را يافته باشد اما نداند آب چشمه را به چه جايي مي خواهد برساند. كه در مسير تاريخي اين مرحله به شاعراني همچون «توللي»، «حميدي»، «نسيم شمال» بر مي خوريم.
4-مرحله چهارم؛ كه در شعر شاعراني مثل «نصرت رحماني»، «احمد شاملو»، «آتشي» و «فرخزاد» اتفاق افتاد. اهميت كار اين گروه در دو چيز است: اولا، قابليت هاي فراوان زنده جاري در متن جامعه را كشف كردند و ثانيا، دريافتند كه چگونه مي توان جامه شاعرانه برتن آن كرد. در بينش قدما، فقط تعداد معيني از واژگان حق ورود به شعر را داشتند كه شاعران معاصر و بخصوص اين گروه چهارم در برابر اين استبداد زباني قدعلم كردند و شعرهاي آنها نيز ثابت كرد كه حق با آنهاست و محدود كردن دايره واژگاني به زيان شاعر است. زبان در شعر اين گروه رسما زندگي مردمي و اجتماعي خود را آغاز كرد.
جهان بيني ايرانيان معاصر نيز با دوره كلاسيك تفاوت ماهوي دارد. انديشه مدرن، زبان مدرن مي خواهد از اين رو دايره واژگاني و دستگاه نحوي كلام بزرگان ادب كلاسيك نمي تواند در خدمت دستگاه فكري و حالت روحي عاطفي شاعر امروز قرار گيرد، به علاوه امروز زبان شعر غير از كاركرد خبررساني و ابلاغي بايد قادر باشد انديشه و حالات عاطفي انسان مدرن را نشان دهد نه اينكه صرفا بيان كند. ديگر اينكه قابليت هاي زبان ادبي كلاسيك توسط خداوندان سخن- «فردوسي»، «سعدي»، «مولانا»، «حافظ» و... - به اشباع رسيده بود و مشكل بتوان قابليتي را در آن يافت، كشف كرد كه از چشم اين بزرگان دورمانده باشد.
بنابراين نياز به كشف حوزه زباني جديدي بود كه امكان نوآوري و خلاقيت داشته باشد، در اين راستا «نيما» به زباني انديشيد كه اين دو ويژگي را داشته باشد «زبان نزديك به طبيعت نثر» كه هم مناسب مسايل امروزي بشر است و هم قابليت هاي كشف نشده زيادي دارد. اين زبان الگوهاي بسيار متنوعي دارد كه به راحتي مي توان تصويرگري و عاطفه شعر را در قالب آنها قرار داد بنابراين نيما از اين جهت خدمت بزرگي به زبان شعر مدرن كرد. چنانچه مشهور است پنج شاعر برجسته و صاحب كتاب و سبك در شعر نو معاصر عبارتند از «نيما»، «اخوان ثالث»، «سپهري»، كه شعر هر كدام وجه ادبي شاخص خود را دارا است.
كه مختصراً به دو وجه شاخص در شعر «نيما» و «سهراب سپهري» مي پردازيم، «نيما»: يكي از شاخصه هاي شعر نيما؛ نگرش خاص و متفاوت او به انسان و هستي است. به نظر او هستي، برخلاف تضاد ظاهري كه در اجزاي آن مشاهده مي شود، مبتني بر يك وحدت ارگانيك دروني است. هستي در مقابل انسان نيست كه بخواهد او را كوركورانه به تقليد و تسليم در برابر فلك يا هر نيروي ديگري وادارد، همچنين فلك، قدرت بلامنازعي نيست كه انسان را پيوسته مقهور خود كند بلكه رابطه انسان و هستي مبتني بر تعاملي دوسويه و متوازن است، بنابراين عالم نه در برابر انسان كه در كنار او قرار دارد. انسان نيز در قبال عالم نه تنها موجودي كاملا محو و تسليم نيست بلكه موجودي است با ابعادي بسيار گسترده، عميق و مسئولانه، در انگاره نيما طبيعت به عنوان ركني از اركان هستي نيز مثل انسان است و انسان مثل طبيعت. «نيما» به طبيعت هم اجتماعي نگاه مي كند و آنچه برايش مهم است انساني شدن طبيعت است. از نظر او انسان موجودي است خاكستري كه ارزش وجوديش به همه ابعاد اوست نه تعطيلي بخشي از وجود و غلبه بخشي ديگر. انسان شعر نيما، تك ساحتي و متناقض الطرفين نيست بلكه «نيما» در اين مورد هم از پشت عينكي وحدت گرا، به رابطه انسان با خودش مي نگرد. به نظر او در ژرف ساخت وجود متناقض آدمي، وحدتي هست كه كشف آن وحدت و نشان دادن آن به ديگران، آن هم از منظري هنرمندانه، مسئوليتي است كه برعهده هنرمند است. همچنين از جمله شاخصه هاي شعري «سهراب» نيز تصويرگري در شعر اوست كه بخش هاي مختلف شعر او را مانند تابلوهاي زيبا و دلكشي كه در يك اتاق كنار يكديگر چيده شده است به نمايش مي گذارد. طبيعت در شعر «سهراب» نيز فوق العاده زلال و ديدني است. او بر سر سفره طبيعت نشسته است و بر آن است كه منويات، دغدغه ها، وسوسه ها و آرمان هاي خود را در آينه طبيعت ببيند، و به ديگران بنماياند و از همان آغاز سعي دارد خود را در جلوه هاي طبيعت كه تجلي جمال حق است محو و فاني كند. همين فناي در جلوه هاي جمال موجود در طبيعت وجه شاخص و مميز شعر سهراب از ديگر شاعران طبيعت گرا است كه در اطراف او مي بينيم.
در حقيقت شعر نو در پرتو تحولات سياسي- اجتماعي زيادي بوده است، از اين رو رگه هاي فكري زيادي در آن وجود دارد كه ممكن است همه آنها با آموزه هاي اشعار كلاسيك بويژه آموزه هاي اسلامي همخواني و تطابق نداشته باشد همچون توجه بيش از حد به انديشه هاي غربي و ظهور اين رگه هاي فكري در موضوعات و مضامين شعري كه بعضاً منجر به تفكرات الحادي و اومانيستي مي شد، تفكراتي كه سعي دارد در ذهنيت مخاطبان اصالت را به انسان بدهد و نقش خدا و دين را در زندگي كم رنگ جلوه داده و نقش انسان را برجسته سازد همچنين تفكرات فمنيستي كه باعث ايجاد چالش هاي فكري و عقيدتي در ميان مردم گرديد و در پس اين انديشه ها روي آوردن به سبك ادبي رمانتيك سياه را در دوره اي شاهد بوديم كه شعرا در اين دوره به سرودن اشعاري با مضامين غيراخلاقي و يأس آلود و فاقد ارزش هاي اجتماعي روي آوردند اما اين جريان نسبتاً گل آلود شعر معاصر با سرعتي متغير مسير خود را طي نمود و كم كم رو به پاكي و نابي و زلالي نهاد، اما در دوره تكامل و بالندگي شعر نو جنبه هاي مثبت و قابل توجه و تامل زيادي نيز در خور بررسي است از جمله: 1-صورت مردمي بودن شعر نو 2-استفاده از مضاميني همچون عدالت و سياست 3-گسترش شعر به مسايل خارج از مرزهاي ايران و رواج مضمون هاي استاني همچون انعكاس جنگ ها، تبعيض نژادي و همدردي با يكديگر 4-استفاده از الگوهاي زباني غيرمتعارف كه زبان شعر را از حالت خبررساني خارج كرده و موجب برجسته سازي و آشنايي زدايي مي شود.
5-از نظر دستور زبان و واژگان فارسي نيز تحول بينا ديني در دستگاه زباني ايجاد شد كه منجر به بازآفريني و نوآوري در مضامين شعر و ادب فارسي گرديد و دايره زباني در شعر نو گسترش يافت كه در نتيجه آن مضامين و انديشه هاي جديد و عميق تري مورد توجه شاعران و اديبان معاصر قرار گرفت.
از جمله اشعار انقلابي و سرودهاي مردمي كه در جريان دفاع مقدس و بعد از آن باعث بازآفريني مفاهيم عميقي از انديشه هاي اسلامي شد و مضامين اصيلي از آموزه هاي اسلامي همچون ايثار، فداكاري، شهادت، جانبازي و... را در خود جاي داد و ادبيات جديدي به عنوان ادبيات انقلاب اسلامي و دفاع مقدس وارد عرصه ادب و هنر شد. از آنجا كه اين ادبيات در بطن خود مضامين عاشورايي، علوي، نبوي و فاطمي را نيز بهمراه داشت، مي توان گفت كه در اين دوران به گونه قابل توجه اي بر غناي ادبيات مذهبي افزوده شد كه اين مسأله فضاي مطلوبي را جهت گسترش فرهنگ و ادب اسلامي فراهم نمود.

 



كتاب هاي برتر در فهرست خريد وزارت ارشاد قرار مي گيرند

دبير سومين جشنواره كتاب برتر گفت: مسوولان معاونت فرهنگي ارشاد با توجه به فعاليت هاي مطلوب جشنواره كتاب برتر، كتاب هاي برگزيده اين جشنواره را در فهرست خريد قرار خواهند داد.
محمدرضا توكل صديق در نشست مطبوعاتي سومين جشنواره كتاب برتر افزود: با وجود برگزاري جشنواره هايي همچون كتاب سال كودك و نوجوان،«رشد» و «سلام بچه ها» در حوزه كودك و نوجوانان،كم توجهي به نقش ناشران در اين جشنواره ها سبب شكل گيري جشنواره «كتاب برتر» شد. برگزاري چنين جشنواره هاي در بخش غيردولتي سبب اعتبار بيشتر صنعت نشر كشور مي شود.
توكل صديق با اشاره به برگزاري نمايشگاه هاي بزرگي همچون فرانكفورت توسط اتحاديه ناشران آلمان بر نقش بخش خصوصي در صنعت نشر كشورهاي پيشرفته تاكيد كرد و گفت: در برگزاري جشنواره كتاب برتر تصميم بر فعاليت موازي با ديگر جشنواره ها نداشته ايم و قطعا برگزاري اين گونه جشنواره ها به رونق صنعت كتاب در كشور كمك مي كند.
وي با بيان اينكه براي نخستين بار، امسال آيين نامه اجرايي و داوري هاي جشنواره تدوين شده است،گفت: كار تدوين آيين نامه داوري هاي جشنواره از اوايل خرداد ماه توسط آقايان كاشفي خوانساري، همتي و طلايي آغاز و نحوه داوري ها به صورت جزئي تدوين شد.
وي در ادامه تصريح كرد: دوره هاي اول و دوم جشنواره كتاب برتر بيشتر به بحث هدف گذاري و ارزيابي هاي مقدماتي از نحوه برگزاري جشنواره اختصاص داشت اما دوره سوم با پشتوانه كارشناسي متخصصان كتاب كودك شكل جديدي به خود گرفته است.
دبير سومين جشنواره كتاب برتر تصريح كرد: با اين وجود الگوهاي برگزاري جشنواره در مقايسه با سالهاي قبل تغييري نكرده و اصلي ترين هدف جشنواره پرداختن به نقس مديريت و تهيه كتاب كودك توسط ناشران است.
توكل صديق افزود: امسال در داوري هاي جشنواره سعي شده است تا حد امكان از داوري هاي كلي جلوگيري و به صورت جزئي و مستند به كتاب ها امتياز داده شود.
به گفته دبير سومين جشنواره كتاب برتر در مرحله داوري هاي اين جشنواره 201 كتاب از مجموع 386 عنوان كتاب ارسال شده به جشنواره انتخاب شد و نهايتا 50 اثر در بخش علمي آموزي و 151 عنوان كتاب در بخش داستاني مورد بازبيني قرا گرفت كه در مجموع 47 اثر انتخاب شده امروز به گروه نهايي داوري در بخش مديريت نشر سپرده مي شود تا فردا شب جمع بندي نهايي مشخص شود.
او با اشاره به اينكه معيار انتخاب كتاب هاي برتر اين جشنواره، كسب بالاترين امتياز از سوي داوران است، افزود: ممكن است چندين كتاب به عنوان كتاب برتر جشنواره انتخاب شوند و ممكن است كتابي انتخاب نشود و اين تنها به ميزان امتيازي كه كتاب ها در چهار مرحله داورري دريافت مي كنند، بستگي دارد. آثار سومين جشنواره كتاب برتر در چهار گروه داوري متن، تصوير و مديريت نشر بازبيني و كتاب ها نيز به دو بخش علمي-آموزشي و ادبي تقسيم مي شوند.
توكل صديق در پاسخ به اين سوال «ايبنا» مبني بر اينكه «آيا سال آينده اين جشنواره به صورت فراگير و با حضور همه ناشران كودك و نوجوان برگزار مي شود يا خير» گفت: چنين قصدي داريم اما تا زماني كه به استانداردهاي مطلوب دست نيابيم جشنواره به صورت داخلي برگزار مي شود.
او افزود: صحبت ديگري نيز در هيات مديره انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك ونوجوان مطرح است كه جشنواره به صورت دوسال يكبار و با حضور تمام ناشران كودك ونوجوان برگزار شود،اما هنوز به جمع بندي نهايي نرسيده ايم.
دبير سومين جشنواره كتاب برتر با بيان اينكه در طول دو سال گذشته جشواره هيچ كتاب برتري را معرفي نكرده است اين را زنگ خطري براي ناشران و نويسندگان حوزه كودك و نوجوان دانست و گفت: يك ناشر خوب و حرفه اي بايد از دو بعد نيازسنجي و شناخت نويسندگان آثار خود را بازبيني و با شناخت مخاطبان بازار نشر را اداره كند.
توكل صديق در پايان نشست در پاسخ به خبرنگار «ايبنا» درباره هزينه برگزاري سومين جشنواره كتاب برتر گفت: اين جشنواره نسبت به بسياري از جشنواره ها مشابه هزينه هاي كمتري دارد و امسال حدود 10 ميليون تومان هزينه اين جشنواره برآورد شده است.
سومين جشنواره كتاب برتر از سوي انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك ونوجوان ويژه ناشران عضو اين انجمن برگزار مي شود.60 ناشر كودك و نوجوان عضو اين انجمن هستند.
مراسم پاياني جشنواره كتاب برتر 6 شهريور با حضور علي اكبر اشعري رييس كتابخانه ملي و مشاور فرهنگي رييس جمهوري و دكتر محسن پرويز معاون فرهنگي وزير ارشاد در محل كتابخانه ملي برگزار مي شود.

 



عليرغم اعتراض گسترده مسلمانان كتاب ضداسلامي «جواهر مدينه» منتشر مي شود

انتشارات «تريكه سلستاكن» در ادامه هتاكي هاي اروپاييان به اسلام و با ادعاي گسترش آزادي بيان كتاب «جواهر مدينه» را منتشر خواهد كرد.
به گزارش كپنهاگن پست، پس از اينكه انتشارات معتبر رندوم هاوس امريكا از انتشار اين كتاب خودداري كرد و سپس نسخه هاي آن توسط تنها ناشري كه كتاب را در جهان چاپ كرده بود در صربستان جمع آوري شد ناتاشا كرن مدير برنامه هاي شري جونز نتوانسته بود هيچ ناشري را براي كتاب او بيابد. تمامي ناشران با توجيه هراس از واكنش منفي جامعه مسلمانان ترجيح دادند اين كتاب را چاپ نكنند.
اولين بار اظهار نظر دنيس اسپلمن، پروفسور و صاحب كرسي استادي تاريخ اسلام در دانشگاه تگزاس كه انتشار اين كتاب را مناقشه برانگيزتر از چاپ كاريكاتورهاي پيامبر اسلام خوانده بود توجه عمومي را در محافل به اثر جديد شري جونز برانگيخت. اسپلمن كه كتاب را پيش از انتشار براي تصحيح نكات تاريخي آن خوانده بود در اظهارنظري كه در وال استريت جورنال درج شد، اعلام كرد كه هرگونه تلاشي براي انتشار اين كتاب اعلان جنگ عليه مسلمانان تلقي خواهد شد. اما انتشارات «تريكه سلستاكن» با وجود تمامي اين ملاحظات در خبري كه ديروز منتشر شد اعلام كرد كه اين كتاب بايد منتشر شود.
به نوشته «كپنهاگن پست» هنوز سازمان ايمان اسلامي در كپنهاگ موضعي رسمي در قبال اين خبر اتخاذ نكرده است.
چندي پيش انتشارات «بيوبوك» صربستان سه روز پس از توزيع كتاب «جواهر مدينه» با واكنشهاي علماي مسلمان اين كشور مواجه شد كه اعلام كردند در صورت عدم جمع آوري اين كتاب اعتراض و اعتصاب كرده و در خيابانها تظاهرات مي كنند. اين مسئله با عذرخواهي رئيس انتشارات »بيوبوك« و جمع كردن تمام نسخه هاي اين كتاب از كتاب فروشيها خاتمه يافت.
انتشارات رندم هاوس نيز چندي پيش اين كتاب را از ليست انتشار بيرون كشيد و اعلام كرد كه با انتشار اين اثر ممكن است به جامعه مسلمان اهانت تلقي شود، از اين رو انتشار اين كتاب توسط رندم هاوس به تعويق افتاد.
سپتامبر سال 2005 روزنامه يولند پستن 12 كاريكاتور موهن درباره حضرت محمد(ص) منتشر كرد درحالي كه تصويرنگاري از پيامبر در اسلام بسيار اهانت آميز تلقي مي شود، بسياري از روزنامه هاي اروپايي به پيروي از اين اهانت اقدام به انتشار مجدد اين كاريكاتورهاي موهن كردند. اين اقدام درحالي كه با دستاويز حمايت از آزادي بيان و آزادي رسانه در غرب مورد حمايت قرار گرفت خشم مسلمانان جهان را در برداشت و به تيره روابط اسلام و غرب كمك كرد.

 



مجموعه شعر «تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود»

«تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود»، مجموعه شعري از آرش شفاعي، شاعر خراساني و توليد مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري است كه توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر شعرهاي اين مجموعه در قالب هاي غزل، سپيد، نيمايي، رباعي و دوبيتي هستند و مضامين عاشقانه، اجتماعي و مذهبي را در برمي گيرند.
«اتوبوس» و «پنجره»، «بندر»، «زنگ مي زنم...» و «بدن خسته يك مرد» از اشعار اجتماعي كتاب هستند. «صبح»، «باران نمي گيرد؟»، «صداي مهربان مرگ»، «كلاف بغض» از اشعار اجتماعي و «شكوفه»، «زن اسطوره اي»، «آن صبح سرد»، «اشك» و «كي مي شود...» داراي مضمون عاشقانه هستند.
اين مجموعه داراي 50 قطعه شعر است و شعرهاي آن از زباني محكم و فخيم برخوردارند و از اشعار آن مي توان به درخت، اي فرصت فشرده...، لهيب عشق، پشيمان هستم، اين دقيقه كجاست و آن ماهي مليح اشاره كرد.
مجموعه شعر «تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود» در 72 صفحه قطع رقعي منتشر شده است.

 



عضويت در كتابخانه هاي همدان رايگان شد

مدير كل امور كتابخانه هاي استان همدان گفت: همزمان با برگزاري نمايشگاه سراسري كتاب همدان عضويت در كتابخانه هاي همدان رايگان است.
فاضل عبادي درگفتگو با مهر در همدان، با بيان اينكه يكي از مهمترين اهداف كتابخانه ها ي عمومي افزايش اعضاي كتابخانه هاست، اظهار داشت: نمايشگاه كتاب فرصت مناسبي براي توسعه فرهنگ كتاب و كتابخواني است.
وي به افتتاح كتابخانه مركزي همدان تاپايان سال جاري اشاره كرد و گفت: با افتتاح اين مركز فضاي كتابخانه اي براي هر صد نفر در استان همدان از 3.1 مترمربع به 8.1مترمربع افزايش مي يابد كه اين فضا تا پايان سال 88 به دومتر افزابش خواهد يافت.
وي عنوان كرد: بر اساس سياست هاي نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور و اجراي برنامه هاي ميان دولت در راستاي توسعه و تجهيز كتابخانه ها و وضعيت مطلوبي ايجاد شده است.
عبادي زمان افتتاح كتابخانه مركزي استان همدان را هفته كتاب ذكر و گفت: در حال حاضر استان همدان داراي 56 كتابخانه عمومي است و 14 كتابخانه نيز در حال احداث است

 



مترجم آثار محمود درويش جايزه گرفت

«فادي جودا» مترجم فلسطيني آثار محمود درويش كه آنها را به زبان انگليسي ترجمه مي كرد برنده جايزه موسوم به «سيف قباش - بانيپال» شد.
به گزارش گاردين، جودا به خاطر ترجمه اشعار محمود درويش به انگليسي از سوي مجله بانيپال مورد تقدير قرار گرفته و برنده اين جايزه شده و به زودي آن را دريافت خواهد كرد.
جايزه 2000 دلاري »سيف قباش - بانيپال« در 29 سپتامبر سال جاري (8 مهر ماه) در مراسم ويژه اي در يادبودي كه براي محمود درويش در دفتر اين مجله برپا مي شود، به «جودا» اهدا خواهد شد.
جودا پيشتر از اين دفتر شعر «وزن پروانه» را از عربي به انگليسي برگردانده و آن را به صورت يك كتاب دوزبانه منتشر كرده بود.
جايزه «سيف قباش-بانيپال» به همت مجله ادبي انگليسي-عربي «بانيپال» از سال 2005 بنيان گذاشته شده و همه ساله به ترجمه هاي برتر آثار ادبي عربي كه به انگليسي برگردان شده اند تعلق مي گيرد.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14