(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 19 شعبان 1429 - 21 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189162
 

ميرعلايي : استقبال خوب مردم از « فرزند خاك » نشانه قضاوت درست آنان است
راهبرد فرهنگ مهدويت درعرصه هنر
روابط ايران و انگلستان در سريال عقرب
پرستويي با دو مستند در جشنواره سينماحقيقت
«ملك سليمان» به جشنواره فجر مي رسد
كلاس هاي رايگان فيلم سازي
توليد فيلم 50 سال روضه خواني
گزارشي از نشست سينماگران با نيروي انتظامي ,نابودي سينماي ايران از اهداف ناتوي فرهنگي است
هاليوود نگاهي از درون-2,سينماي آمريكا در خدمت جنگ و سركوب
سينماي ملي و «ممنوع الكار» ها



ميرعلايي : استقبال خوب مردم از « فرزند خاك » نشانه قضاوت درست آنان است

رضا چاوش
سيد احمد مير علايي از جمله تهيه كنندگان سينماي ايران است كه اين روز ها فيلم «فرزند خاك » به تهيه كنندگي او روي پرده سينما هاست . توجه به سينماي انقلاب و دفاع مقدس يكي از شاخصه هاي اصلي كار اين تهي كننده است.
ميرعلائي در گفت وگويي با پايگاه هيئت اسلامي هنرمندن ( هنرنيوز) درباره فيلم اخيرش گفت: اينكه در اين مدت كوتاه اين فيلم با استقبال خوب مردم روبرو شده است، نشانه قضاوت درست و شعور بالاي مردم است.
وي با بيان اينكه اين فيلم با توجه به ساختار و محتواي جذاب خود توانست تأييد همه سليقه ها و ديدگاه ها را بدست آورد، اضافه كرد: متأسفانه امسال فيلم هاي خوب در جمع فيلم هاي توليد شده به تعداد انگشتان دست هم نيست كه اين زنگ خطري براي جامعه است.تهيه كننده فيلم فرزند خاك با بيان اينكه اين فيلم توانسته است چند جايزه از جشنواره منتقدان و همچنين جشنواره بين المللي فجر بدست آورد گفت: از اين فيلم براي شركت در چند جشنواره بين المللي نيز دعوت شده است.
ميرعلائي با انتقاد از تبليغات زياد فيلم هاي بدنه كه مبلغ بعضي از ناهنجاريهاي اجتماعي هستند افزود: اين نوع فيلم ها متأسفانه با تنزل ذائقه مخاطب و از سويي امكان تبليغات گسترده خوب فروش مي كنند.
سيداحمد ميرعلايي ، فعاليت هنري خود را با بازيگري، نويسندگي و كارگرداني تئاتر و فعاليت سينمايي خود با بازي در فيلم پرچمدار آغاز نمود و از ديگر فعاليت هاي او در زمينه فيلمسازي، منشي گري صحنه، گويندگي فيلم، دستياري كارگردان و مديريت توليد نيز مي باشد.
او همچنين تا كنون دستيار كارگردان فيلم گذرگاه ، منشي صحنه فيلم حماسه دره شيلر ، بازيگري در فيلم هاي هراس ،حماسه دره شيلر و زندان دوله تو، تهيه كنندگي فيلم هايي چون مرثيه برف ، وعده ديدار وسرعت و فعاليت هاي ديگري نظير مجري گري طرح ، مدير توليد ، جانشين مدير توليد، تدوين و... را نيز در كارنامه كاري خود دارد.

 



راهبرد فرهنگ مهدويت درعرصه هنر

علي اكبر باقري ارومي
مهدويت يك آرمان و آرزوي اساسي و ريشه داري است كه گوشه اي اساسي از مليت ما را تشكيل داده و در دل خود خرده فرهنگ هايي را هم به وجود آورده كه در اصل و اساس آن پويايي نهفته است. تا آنجا كه حتي انقلاب اسلامي و دوران درخشان آن در سي ساله اخير (از ابتدا تاكنون) نيز تجلي گوشه اي از اين فرهنگ پويا است. شاكله و ساختار اساسي انقلاب ما از فطرت اصيل اين فرهنگ ناشي مي شود و پويايي و دوام آن نيز مشروط به اين فرهنگ است. در واقع نكته اي فراتر از خطي مشي، نقشه و استراتـژي كه ما براي حفظ انقلاب در طي دوران مختلف و تثبيت، دفاع، بازسازي و عدالت طلبي كه قائل هستيم در نگرش آتي انقلاب اسلامي ترسيم مي نمايد. آن همانا دكترين يا نگرش جامع و ريشه اي به شاخه هاي مختلف انقلاب اسلامي مي باشد. اين نگرش جامع در دو بعد حاكميت و فرهنگ براساس عدالت محوري استوار است. شايد بتوان يكي از ويژگي هاي خاص دولت نهم را به عمل در راستاي اين دكترين نظام دانست .
فرهنگ مهدويت درعرصه اجرايي با چند شاخصه به بروز و ظهور مي رسد كه عبارت از: 1- پيراستگي و آراستگي شخصيت مسلمانان با اعتقاد راستين، موثر ، عملي و تاثيرگذار درامور مسلمين 2- صداقت پيشگي و دوري از مكر و حيله و كيد 3- توجه به فطرت راستين انسانها و اصالت فرهنگ سازي حول محور اين معنا 4-قاطعيت و برائت از مصلحت سازشكارانه و تمايل به مصلحت عزتمندانه 5-توجه به ابداع و نوآفريني و خلاقيت برآمده از فطرت و پيمودن راههاي هدايت بر مبناي فرهنگ غني توحيدي دين اسلام!
6- عمل به وظيفه شجاعانه و عدم رويكرد محافظه كارانه در بدست آوردن نتايج فرهنگي. اينها را شايد بتوان اركان فرهنگ مهدويت ناميد. درنظريه فرهنگ مهدويت ما با برآورد عملكرد اجرايي مسئولان نظام اين موارد را مي توانيم به عنوان شاخصه هاي اصلي بروز و ظهور آن ارزيابي نماييم. البته اينها نه به اين معناست كه در همه موارد شامل حركت صعودي در نيل به آن بوده ايم، بلكه اين ها معيار و محك ارزيابي ما در اين حوزه مي باشد كه مي توانيم با آن ارزيابي نسبي از وضعيت فرهنگ مهدويت خصوصا درعرصه هنر بدست آوريم.
واقعيت آن است كه هنرعرصه اي است كه مديريت مهدوي جهت تعميق آن فرهنگ مي تواند و بايد كه با سلاح شجاعت و قاطعيت و نوآوري وارد آن عرصه گردد. اينها شعار آرمان هاي ايده آليستي نيست. بلكه واقعيتي است كه مديريت اجرايي دولت نهم عملا آنرا به اثبات رسانيده است. و ترجمان و معناي دگري از مفهوم يك دولت ايدئولوژيك به تمام معنا، روي ديگر نظام محوري است و اين وجه ايدئولوژيك اعتبار تمام عيار نظام ما در بروز هويت جهاني آن مي باشد. ولي چرا ما درعرصه هنر دراين زمينه دست و پابسته عمل مي نماييم. اين مساله بي بديل است كه تا هنر ما بهره مند از فرهنگ مهدويت نگردد و اسير تعارفات و اسم ها و رسم ها و بده و بستان هاي معمول باشد، به هيچ وجه اعتبار و شان لازم و جايگاه اصلي خويش را پيدا نخواهد كرد، تمايل به فرهنگ مهدويت يعني اينكه هنر ما ذات و سرشت ايدئولوژيك خود را بيابد و وجه اعتباري خويش را از آن صبغه اصيل بدست آورد.
البته ممكن است بعضي ها گله كنند كه خوب اين هنر ايدئولوژيك كه شما از آن به عنوان يك حسن نام مي بريد يعني دگماتيسم؟! يعني فقط يك راه و آن هم يعني تبليغ اسلام و لاغير؟! يعني يك هنر سفارشي؟!
خير اين فرضيه مردود است وقتي ما از هنر ايدئولوژيك آن هم با وجهه اسلامي سخن مي گوئيم يعني هنري كه برخاسته از فطرت است و اين يعني يك مبناي تحولي براي نگرش نسبت به آن .يعني يك عرفان و معرفت جديد براي هنر. اما چگونه؟! چون تا به حال و در زمان معاصر بيشتر هنر را ناشي از غرايز و تمايلات نفساني مي دانستند در حالي كه از نظر ما غرايز تابعي از فطرت خداجوي انساني مي باشد كه وسيله اي براي تصرف وي در طبيعت است. نه يك اصل بديهي خلاق!! آنچه بديهي است و آنچه خلاقيت دروني انسان را شكل مي دهد و شكل بروني آن را به زيباترين وجه جلوه مي بخشد فطرت است و اين تنها يك بعد معرفتي از اين عرفان نظري درباب هنر است. بنابر اين ادعاي دگماتيسم در اين عرصه محلي از اعراب نخواهد داشت .چون عرفان ما زائيده فلسفه اي پويا و تحول آفرين در دل خود است. استنتاجات فلسفي اسلام ما را تا حكمت متعاليه پيش برده و حكمت متعاليه يك طرح فلسفي بر مبناي توحيد كلمه است و راه فيلسوفان موحد را هموار كرده و صدراي بزرگ فلسفه ما مبناي اين حكمت ماندگار خود و ميزان و معيار آنرا عرفان دين توحيدي اسلام ناب محمدي قرار داده است. تا زماني كه فيلسوفان شهير اسلام بر اين مبنا حركت خود را تنظيم و تعيين نمايند مسلم است كه بر دامنه و اعتبار حكمت متعاليه خواهند افزود. حكمت متعاليه در واقع چرايي پوئيدن راه فطرت بر انسان ها را نمودار مي سازد و چگونگي آن را معين مي سازد. بنابر اين چشمه اي است كه از دريا سرچشمه مي گيرد و ارجاع آن به منبع لايزال هستي ست. بنابر اين تبليغ راه نيست بلكه دسترسي به راه است و تشكيك اينكه اگر هنر اسلامي و ايدئولوژيك بودن آن طرح شود يعني مقابله منفي با ساير ادعاها در اين زمينه! اين درست نيست. اتفاقاً اختلاف نظر ما در همين جاست كه ما انتقادمان اين است كه چرا آنگونه كه فضاي هنري براي ساير تفكرات باز و تعامل آميز است فضايي براي هنر فطري و ايدئولوژيك اسلامي مسلمانان باز نمي شود؟! سؤال اين است كه چرا عده اي اين قدر از هنر ايدئولوژيك وحشت مي كنند؟! چرا اين قدر به اين لفظ كه مي رسند محتاط مي شوند؟! چرا از نقد مصلح شخص با وجه ايدئولوژي اسلامي مي هراسند؟! چرا از اينكه هنر كشوري مسلمان مانند ايران با آن همه اعتبار غيبي و شهودي ملموس در خط خدا و دين مبين او ظهور كند در هراسند؟! اتفاقاً مدافعان اين نظر از آن جهت كه خود هنر را فاقد وجه ايدئولوژيك مي دانند و در عين حال اصرار و ابرام بر خالي بودن محتواي هنر از هر مضمون متعالي داشته و در عين حال از هر تعهدي آن را خالي مي دارند، خود عين دگماتيسم و در عين حال طرفدار دگماتيسم و وسيله شدن بيش از پيش هنر مي باشند. هنر نئوليبراليستي همان گونه كه هنر كمونيستي نتوانست در تعريف خلقي از هنر موفق باشد، به واسطه فردي كردن هنر موفق نبوده و نخواهد بود. چرا كه هنر فطري و تعريف خالص عرفان ديني از آن است كه مي تواند پركننده خلا عطش انسان ها نسبت به تجليات خلاقيت هاي درست و دروني خود باشد.
ما به عنوان يك هنرمند مسلمان بايد مدافع اعتبار هنري دين خويش باشيم. اگر بگوئيم اسلام و ايدئولوژي جامع آن راجع به هنر هيچ نظري ندارد و هنر را رها و بي تعهد نسبت به همه چيز و همه كس احساس كنيم آنگاه هم در حق هنر جفا نموده ايم و هم در حق ديني كه نسبت به تكميل و كامل بودن در عرصه نظر و عمل گفتار وحي را بر صداق آن گواه داريم. «اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و لكم الاسلام دينا»
بنابراين بر ماست كه بي هيچ ترسي بايستيم و در عرصه فكر هنر را پشتيباني نماييم، پيوند هنر با فلسفه اسلامي و مهدويت را تعميق بخشيم. پيوند هنر را با دين رسمي تر نماييم، تعاملات با حوزه علميه را غني تر نماييم و تعاريف مشخص و معين را پيشنهاد نماييم و كرسي هاي نظريه پردازي را در حوزه فطرت و هنر، هنر و مفاهيم ديني، مصاف نقد و نقادي و ايدئولوژي ديني، ساختارهاي هنر نئوليبراليستي و تشكيك نظريه فطرت بر آن و... را فعال نموده و بي تعارف تر وارد اين حوزه ها شويم. از طرفي با توجه به آنكه بنيادهاي موجود هنري براساس همان تفكرات خودمحورانه و نهايتا خودجوش پيكره واحدي از تفكرات و عرصه و عرضه را متبادر به ذهن زيباجوي فطري ما نمي نمايد. بايد شجاعانه نسبت به ايجاد و تاسيس بنيادهاي جديد برآمده از ذهن و فكر و نظر تا شاكله و جلوه آن ها عمل كرد.
هنر سينما و تئاتر امروز بيش از هر زمان و هر هنري به اين اصلاحات نيازمند هستند. ما اگر رئيس جمهور عدالتخواه خويش را مبدع ايدئولوژي نو و متكي بر فرهنگ مهدويت در عرصه سياست و اقتصاد و مديريت جامعه مي دانيم كه به تعاريف مرسوم تن نداد، بلكه تعاريف مبنايي جديد متكي بر آن فرهنگ را دارد ما هم هنر را بايد جلوه گر آن فرهنگ ناب روحاني بدانيم و اين گونه است كه مي توان خيلي راحت مردم كشورمان را جذب اين دو هنر نمود.
آنگاه خيلي راحت مي توان انگشت روي حساسيت هاي فطري مردم گذارد و با مردم از خودشان و نقطه ضعف هايشان و برعكس نقاط قوت شان و نقاط تعالي و تكاملشان داد سخن داد و تئاتر و سينما را به عنوان يك فلسفه و تفكر جديد در بين مردم جاي داد.
آنچه كه بعضي از دوستان ما از آن احتياط مي كنند چيزي جز پويايي و تطور و تكامل فطري آدم ها را طلب نمي كند!! بديهي است كه ما مسلمانان مجهز به ايدئولوژي اي هستيم كه در تمامي موارد اعم از اقتصاد و سياست و مديريت و فرهنگ و هنر اگر به سراغ آن برويم نتايج ملموس شگفت انگيزي به دست خواهيم آورد.

 



روابط ايران و انگلستان در سريال عقرب

اوايل شهريور ماه فيلم سينمايي« عقرب» براي شبكه جهاني سحر جلوي دوربين مي رود.
به گزارش روابط عمومي شبكه جهاني سحر، پس از مصدوميت امير قويدل در جريان تصادف رانندگي، مجيد جوانمرد فيلمنامه نويس و كارگردان نام آشناي سينماي ايران، جايگزين اين كارگردان با سابقه سينما و تلويزيون ايران شده و قرارداد ساخت فيلم سينمايي جديد شبكه بين المللي سحر با وي منعقد گرديد.
فيلمنامه« عقرب» را فتانه يعقوبي به نگارش در آورده است و گروه توليد و برنامه ريزي فيلم، هم اكنون، آخرين روزهاي پيش توليد بخش داخل و خارج از كشور آن را سپري مي كنند.
ماجراي عقرب از اين قرار است كه« سهراب» و « علي آزاد» دو پژوهشگر برجسته ايراني براي شركت در يك كنفرانس علمي راهي ارمنستان مي شوند، اختتاميه اين كنفرانس آغاز آشنايي « سهراب» با «ورونيكا»ست، دختري كه خود را يك دورگه ايراني - انگليسي معرفي مي كند. اين ماجرا آغاز حوادثي است كه زندگي سهراب، برادرش علي و خانواده شان را دستخوش تحولاتي جدي مي كند ...

 



پرستويي با دو مستند در جشنواره سينماحقيقت

پرويز پرستويي هنرپيشه نامدار سينماي ايران با دو فيلم، در دومين جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران؛ سينما حقيقت، حضور خواهد يافت.
پرويز پرستويي در مقام گوينده گفتار متن فيلم هاي مستند«شير ايراني» ساخته ماني ميرصادقي و «ما 13 نفر بوديم» به كارگرداني مجيد كريمي، در اين جشنواره حضور خواهديافت. براساس اين گزارش،دومين جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت، طي روزهاي 23 تا 28 مهرماه 1387، در تهران برگزار خواهد شد.

 



«ملك سليمان» به جشنواره فجر مي رسد

با فيلمبرداري 90درصد از صحنه هاي «ملك سليمان» به كارگرداني شهريار بحراني و تدوين نيمي از آن توسط محمدرضا مويني، اين فيلم براي حضور در جشنواره ي فيلم فجر آماده مي شود.
به گزارش ايسنا، شهريار بحراني كارگردان اين فيلم توضيح داد: دراين فيلم به هر آنچه درقرآن درباره ي حضرت سليمان آمده و نبوغ مديريتي كه ايشان داشته اند مي پردازيم و در فيلم اول مبارزه با كائنات و نوع برخورد حضرت سليمان با آنها را مي بينيم كه در سه شهر اورشليم، اريها و زبولون روايت مي شود.
او بيان كرد: ما تلاش كرديم برتفكر مثبتي كه قرآن ترويج مي كند تاكيد كنيم و آگر آن روشن شود جدال بين مذاهبي كه بعضي ها به آن دامن مي زنند حل خواهد شد.
بحراني درباره ي ساخت اين فيلم گفت: حدود 4 سال پيش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصميم گرفت كه فيلمي فاخر از داستان هاي قرآني ساخته شود كه با دعوتي كه صورت گرفت براي ساخت فيلم به توافق رسيديم و باتوجه به گسترده بودن داستان و حجم مطالب، قرار شد كار در دو فيلم مستقل ساخته شود.
وي افزود: اين دوفيلم هركدام داستان مجزا و كاملي دارند و تلاش مي كنيم فيلم اول را با كيفيت خوب به جشنواره فيلم فجر برسانيم و بعد به فكر فيلم دوم باشيم. وي اظهار اميدواري كرد: ملك سليمان همانطور كه مجموعه ي حضرت مريم در دنياي اسلام و مسيحيت بازتاب مثبتي داشت، انعكاس خوبي در بين اديان داشته باشد.

 



كلاس هاي رايگان فيلم سازي

كلاس هاي رايگان آموزش فيلمسازي بخش مسابقه ي فيلم محله اين جشنواره در سه رشته ي كارگرداني، فيلمنامه نويسي و تصويربرداري از 28 مردادماه در مناطق 22 گانه و محلات مختلف تهران آغاز شد.
مدت برگزاري اين كلاس ها يك ماه است و شركت كنندگان پس از پايان دوره هاي مزبور دو ماه نيز فرصت دارند تا آثار خود را آماده و براي شركت در مسابقه به دبيرخانه ي جشنواره ارسال كنند.
ستاد برگزاري جشنواره علاوه بر كلاس هاي مذكور، شرايط توليد و ساخت آثار را براي دانش آموختگان اين دوره آموزشي به صورت رايگان فراهم مي كند.

 



توليد فيلم 50 سال روضه خواني

فيلم مستند «يك حسينيه در يزد» با محوريت 50 سال روضه خواني مستمر در اين مكان به كارگرداني مجيد انتظام زاده ساخته شد.
انتظام زاده در گفت وگو با ايرنا،گفت : اين مستند 17 دقيقه اي روايتي از يك حسينيه ايران است كه در طول سال، 8 ماه در آن هر روز صبح مراسم روضه خواني برپاست. وي توضيح داد: اين مراسم 50 سال به طور مستمر و با انگيزه توسط دست اندركاران اين مكان ، اجرا مي شود. انتظام زاده گفت: در اين مستند مخاطب با حاج علي كاظمي متولي اين حسينيه و از بانيان اين مراسم روضه خواني نيز آشنا مي شود. او ادامه داد: مستند يك حسينيه در يزد در حال صداگذاري است و پس از آماده شده به يكي از جشنواره هاي معتبر داخلي ارايه مي شود.

 



گزارشي از نشست سينماگران با نيروي انتظامي,نابودي سينماي ايران از اهداف ناتوي فرهنگي است

فرمانده انتظامي تهران بزرگ، نابودي سينماي ايران را از اهداف ناتوي فرهنگي برشمرد.
سردار احمد رضا رادان در نشست همكاري و هماهنگي اعضاي شوراي عالي تهيه كنندگان سينما با ستاد هماهنگي مبارزه با محصولات غيرمجاز سمعي و بصري، افزود: اين ستاد مفتخر است كه در اين مدت با تلاش خود جلوي نابودي سينما را گرفته است.
رادان با اشاره به تجميع تشكل تهيه كنندگان فيلم در قالب شوراي عالي ، گفت: اين شورا ، تبلور اهداف هماهنگ همه تشكل هاي تهيه كنندگي در سينماست و حركت رو به جلويي است .
فرمانده انتظامي تهران بزرگ با تقدير از فعاليت اعضاي اتحاديه تهيه كنندگان در ستاد مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سمعي و بصري، افزود: حركت سختي شروع شد و مي دانيد كه فعاليت يك ستاد تا عملياتي شود، اگر همت كنارش نباشد، مطلوب نمي شود و اتحاديه تهيه كنندگان از نظر عملياتي، حركت قابل تحسيني در اين زمينه داشت و ما به جايي رسيديم كه به اذعان متخصصان ، توانستيم سينماي ايران را نجات دهيم.
او افزود: در اين ستاد، از نيروهاي انتظامي و قوه قضاييه تا اهل فن و متخصصان سينما، ثابت كردند كه كار جمعي مي تواند، كار موفقي باشد.
رادان يادآورشد: يك جريان قصد داشت سينماي ايران، فيلمساز و تهيه كننده اين سينما را نابود كند تا سيل مشتاقان به سينما، نيازشان را ازجاي ديگري تامين كنند و آن جاي ديگر، به دنبال اين است تا با دامن زدن به اين تضاد، شكافي را بين سينماي ايران و مخاطبانش ايجاد كند كه ما بخشي از طرح امنيت اجتماعي را مبارزه با اين قضيه قرار داديم، چون اعتقاد داشتيم كه سينماي ايران نبايد از اين طريق مورد هجمه قرار بگيرد.
وي ادامه داد: وقتي فيلم ايراني همراه با فرهنگ ايراني نباشد، مردم ما چون نياز به فيلم ديدن دارند به سراغ ديدن فيلم هاي خارجي مي روند كه فاصله زيادي با فرهنگ ما دارد. نبايد گمان كنيم كه ناتوي فرهنگي، فقط يك جلوه دارد بلكه جلوه هاي مختلفي دارد و يكي از جلوه ها و رويكردها، نابودي سينماي ايران است.
فرمانده انتظامي تهران ،گفت: رويكرد ستاد مبارزه با عرضه محصولات غيرمجاز فرهنگي اين بود كه جلوي اين هجمه را كه يك بخشي از آن مبارزه با سينماي ايران بود، بگيرد و ستاد مفتخر است كه بگويد، با اين تلاش ها، جلوي نابودي سينما گرفته شده است.
رادان تصريح كرد: امروز نه تنها انگيزه ما در زمينه مبارزه با سرقت فيلم هاي ايراني، كم نشده بلكه بيشتر هم شده است.
به گزارش ايرنا، سرهنگ اميراحمدي مشاور فرهنگي نيروي انتظامي نيز گفت: سخت است كه نسبت به تهيه كننده سينماي ايران به همذات پنداري دست يابيم، چرا كه با مشكلات بسياري روبه رو هستند.
وي ادامه داد: بايد باور داشت كه در سينماي ايران، فيلم هرچه ارزشي تر باشد، تلاش براي قاچاق زيرزميني آن بيشتر مي شود و هرچه خوش ساخت تر باشد، قاچاقچي ها بيشتر به دنبالش مي روند.
امين تارخ دبير دوازدهمين جشن سينماي ايران همچنين، گفت: دراثر فعاليت هاي نيروي انتظامي، امنيت چشمگيري نصيب بدنه حرفه اي سينماي ايران شد ، به عنوان يك عضو كوچك از بدنه سينما وظيفه خودم مي دانم با تقدير از زحمات سردار رادان و اعضاي ستاد فرماندهي نيروي انتظامي تهران بزرگ در مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات فرهنگي، به عنوان دبير جشن دوازدهم سينماي ايران، از همراهان ديگر هم قدرداني كنم.
سيدضيا هاشمي از اعضاي شوراي عالي تهيه كنندگان نيز با تقدير از تلاش هاي دبير ستاد مبارزه با محصولات غيرمجاز سمعي وبصري،گفت: در اين مسير، زحمات بسياري كشيده شده است و آنقدر اين كارها گسترده بوده كه خيلي به حضور ما در اين زمينه احتياج نيست.
هاشمي ادامه داد: زماني ما بايد تلاش مي كرديم تا به مسؤولان سينمايي بگوييم كه مشكل سينماي ايران چه هست اما امروز، مشكلات توسط مديران ريشه يابي و برطرف مي شود ، جادارد از كسانيكه شبانه روز زحمت كشيدند، قدرداني شود.
اين تهيه كننده همچنين با تقدير از افزايش خريد حق رايت ويديويي آثار سينمايي، گفت : اين روند فرصت طلايي براي سينماي ايران است .
هاشمي در پايان با تقدير از تلاش نيروي انتظامي و ستاد مبارزه با محصولات غيرمجاز سينمايي ، محصول حركت آغاز شده را در سينماي ايران مثبت و عاملي براي جذب مخاطب برشمرد.

 



هاليوود نگاهي از درون-2,سينماي آمريكا در خدمت جنگ و سركوب

هاليوود اگر چه در جهان به عنوان يك صنعت سينمايي با توليد سالانه حدود 700 فيلم شناخته شده است، ولي عملكرد آن اثبات كرده كه اين صنعت بيش از آنكه در خدمت هنر باشد در خدمت سياستمداران آمريكايي و صهيونيسم و اهداف جنگ طلبانه آنهاست.
اگر نخواهيم در اين رابطه به خيلي قبل بازگرديم مي توانيم نگاهي به 11 نوامبر سال 2001 بياندازيم، دقيقا دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر، در اين روز جلسه اي مخفي در هتل پنينسولاي بورلي هيلز واقع در غرب لس آنجلس با حضور نمايندگاني از كاخ سفيد و بيش از 40 نفر از قدرتمندترين دست اندركاران هاليوود بالاخص يهودي هاي اين صنعت سينمايي برگزار شد.
در اين جلسه كه به بهانه كمك گرفتن دولت از سينماگران براي غلبه بر تروريسم برگزار شده بود، علنا از سينماگران خواسته شد تا فيلم هايشان را هر چه بيشتر با سياست هاي دولت همراه و هم سو كنند و بدين منظور نيز شخصي براي نظارت بر عملكرد هاليوود معرفي شد. البته اين مسئله طي سال ها ي بعد نيز بارها با پنتاگون، سازمان سيا و اف بي اي تكرار شد و اگرچه همگي اين جلسات به طور سري برگزار شدند ولي نتوانستند از ديد تيزبين رسانه ها مخفي نگاه داشته شوند.
تاريخچه سيطره سياستمدارن آمريكايي
بر سينماي هاليوود
دولت آمريكا از همان سال هاي آغازين تاسيس هاليوود، از اين صنعت سينمايي انتظار داشت تا همواره كوركورانه و به دور از هرگونه شعور سياسي، دنباله رو و حامي سياست هاي جنگ طلبانه اش در داخل و خارج از آمريكا باشد.
پنتاگون در سال 1915، تنها 5 سال پس از تاسيس هاليوود، طي حكمي كه از سوي دادستاني كل ايالات متحده، عملا حق آزادي بيان را از هاليوود گرفت، و علي رغم تمام نارضايتي ها، اين ممنوعيت همچنان تا سال 1948 ادامه يافت.
در سال1921 نيز صاحبان كمپاني هاي سينمايي كه در راس آنها كمپاني هاي يهودي چون دريم وركز و برادران وارنر بودند، ضمن تصويب بيانيه اي جديد، ارائه تصويري كمدي و انتقاد آميز از قانون گذاران، ارتش آمريكا، نيروي دريايي يا ساير مقامات دولتي را ممنوع كردند كه در اين ميان تعدادي فيلم از جمله فيلم چرخ و فلك ساخته جيمز كروز در سال 1932 مورد سانسور قرار گرفت.
در سال 1941 در پي وقوع درگيري آمريكا با كشورهاي ژاپن و آلمان، كاخ سفيد براي آنكه بتواند مردم آمريكا را از حالت انزوا درآورد و به چنين جنگي ترغيب كند، نسبت به هاليوود احساس نياز كرد، به همين منظور ديوان عالي كشور، قانوني كه به موجب آن استوديوها از داشتن سينماهاي زنجيره اي محروم مي شدند، را منحل كرد و هاليوود نيز در مدت زماني كوتاه حدود 40 فيلم در اين زمينه ساخت.
در سال 1950 كاخ سفيد پس از آنكه احساس كرد، مدتي است كه هاليوود آن چنانكه كه بايد و شايد در خدمت سياست هاي دولت نيست، بار ديگر استوديوها را از داشتن سينماهاي زنجيره ايشان محروم كرد و لحن آرام خود را به لحني دستوري و تهديد آميز تغيير داد تا اينبار با تشكيل ليست سياه در هاليوود، بيش از 500 نويسنده، بازيگر، تهيه كننده، آهنگساز و كارگردان از جمله هربرت بيبرمن، كارگردان و فيلمنامه نويس، لستر كوله، فيلمنامه نويس، ادوارد دميتريك، كارگردان و آدرين اسكات، تهيه كننده و فيلمنامه نويس، را به بهانه داشتن فعاليت هاي كمونيستي ضد آمريكايي از كار بيكار نمايد و آنها را به ميز محاكمه بكشاند.
اگرچه همواره اين ليست به ليست ضد كمونيستي معروف بود ولي در اين ميان بسياري از سينماگراني كه به نوعي با سياست هاي جنگ طلبانه آمريكا مخالف بودند، نيز با برچسب كمونيست، دستشان از هاليوود كوتاه شد.
در كنار ليست سياه كه اولين بار در سال 1947 به اجرا درآمد، ليست كانال هاي قرمز مصوب 22 ژوئن سال 1950 نيز از ديگر ليست هايي است كه براساس آن برخي افراد به دليل عقايد سياسي و اجتماعي خود حق كار در راديو و تلويزيون آمريكا را نداشتند، البته اين ليست نيز همچون ليست سياه با اهداف ضد كمونيستي تهيه شد ولي در اين ميان 151 بازيگر، نويسنده، ژورناليست، آهنگساز و ... كه برخي از آنها هيچگاه كمونيست بودنشان به اثبات نرسيد، از سيستم راديو و تلويزيون آمريكا كنار گذاشته شدند.
اگرچه امروزه ديگر ليست هاي قرمز و سياه به صورت دهه هاي پيش در هاليوود وجود ندارد ولي همچنان افراد به طور پنهان و آشكار به خاطر عقايد سياسي خود مورد بازجويي و تحريم حرفه اي قرار مي گيرند، آنچنانكه دو سال پيش «مل گيبسون»، كارگردان و بازيگر مشهور هاليوود پس از آنكه يهوديان را عامل بسياري از جنگ ها و بدبختي هاي بوجود آمده در سراسر جهان معرفي كرد، از سوي بسياري از تهيه كنندگان و استوديوهاي هاليوود كه اكثر آنها خود يهودي بودند، تحريم شد.
به گزارش فارس، جالب آن است كه امروزه به راحتي در فيلم هاي آمريكايي به مسلمانان و اعتقاداتشان توهين مي شود و مدعيان حقوق بشر با شعار آزادي بيان، در برابر چنين توهين هاي سكوت مي كنند.
اگرچه روز به روز بر تعداد هاليوودي هاي مخالف با سياست هاي جنگ طلبانه دولت آمريكا، افزوده مي شود، ولي كاخ سفيد همواره با دادن تسهيلاتي ويژه به سينماگران، توانسته تعداد خدمتگزاران خود را در اين صنعت سينمايي در حد قابل توجهي نگه دارد، از جمله اين تسهيلات مي توان به دسترسي آسان و مجاني برخي از تهيه كنندگان و فيلمسازان به ابزار آلات نظامي همچون هلي كوپتر، تانك و انواع سلاح هاي پيشرفته اشاره كرد.
آنچنانكه نيك ترس روزنامه نگار آمريكايي، در اين باره مي گويد: هاليوود، برخلاف انتقادات ظاهري از دولت آمريكا، همواره در خدمت مطامع نظامي و سياسي بوده است.
ترس مي افزايد:امروزه به هر كجاي صنعت فيلم سازي آمريكا نگاه كنيد مي توانيد رد پاي پنتاگون را به وضوح ببينيد. در حقيقت بيشتر شركت ها، از سازندگان كامپيوترهاي شما گرفته تا توليد كنندگان نوشيدني هاي غير الكلي به نحوي مقاطعه كاران وزارت دفاع آمريكا هستند.
اليور استون، كارگردان ضد جنگ آمريكايي كه همواره از سياست هاي بوش انتقاد كرده است، نيز در اين باره مي گويد: هرگز نتوانسته ام از كمك هاي نظامي بهره بگيرم.
استون مي افزايد: مي خواهند از ما موجودات هرجايي بسازند، نمي خواهند به جنبه هاي منفي جنگ پرداخته شود. آنها به فيلم هايي كه در تلاشند تا حقيقت را بگويند، كمك نمي كنند؛ بنا براين اكثر فيلم هاي جنگي در واقع پوسترهايي تبليغاتي براي جلب داوطلباني جديد براي ارتش هستند.
همچنين در يكي از محدود برنامه هاي تلويزيوني كه تاكنون پخش شده است، شبكه اس بي اس استراليا در يك برنامه چند قسمتي با نام عمليات هاليوود با حضور اميليو پاكال، فيلمساز به عنوان مجري و اشخاصي چون ديو راب، روزنامه نگار و كارشناس سينمايي،فيل استراب از وزارت دفاع آمريكا، لارنس سوييد، مورخ، و جوترنتو، نويسنده و رئيس مركز آموزش عمومي ضد جنگ به عنوان كارشناسان برنامه، به نقد و بررسي كمك هايي كه از جانب پنتاگون به تهيه كنندگان و فيلمسازان هاليوودي مي شود، پرداختند.
در اين برنامه تلويزيوني به جزئيات دقيق تغييرات صورت گرفته در فيلم نامه ها پرداخته شده و اسامي تعدادي از فيلم ها و تهيه كنندگاني كه با پنتاگون همكاري كرده اند، منتشر شد،اين برنامه نشان مي داد كه ويراستاران وزارت دفاع چگونه فيلم نامه ها را تغيير مي دهند. ديو راب در اين برنامه به اين مطلب اشاره مي كند كه بسياري از فيلم سازان هاليوود از قبيل جري براك هايمر، تام گلدنبرگ، جان وو با كمال رغبت خود را با سياست هاي پنتاگون هماهنگ كرده اند، او اين فرآيند را راز كثيف هاليوود مي نامد.

 



سينماي ملي و «ممنوع الكار» ها

آرش فهيم
1- سوپر استار سينماي ايران «ممنوع الكار» شد. اين عبارتي است كه در روزهاي اخير درباره اتفاقي كه براي محمدرضا گلزار افتاد بارها در جريده هاي ايراني - چه از نوع زرد و چه روشنفكرانه اش- تكرار شد. اما اين مسئله چه ربطي به سينماي ملي دارد؟
2-نخست اشاره به يك موضوع دراين باره لازم است؛ خيلي از مشكلات فرهنگي، درهمين عبارت «ممنوع الكار» كه تيتر مقالات منتقدان سينمايي برخي از روزنامه ها قرارگرفت نهفته است. چرا؟ با كمي دقت درمي يابيم كه در اصل اصطلاحي به نام «ممنوع الكار» وجود ندارد. اين يك تعبير اشتباه و من در آوردي است. چون از نظر دستوري اضافه نمودن «ال» عربي به يك كلمه اصيل پارسي به نام «كار» يك غلط محسوب مي شود. به همين دليل مخلوط كلمات «ممنوع»، «ال» و «كار» يك معجون در هم و بر هم را به وجود آورده كه يك خدشه به زبان شيرين پارسي -بخوانيد روح فرهنگ ايراني -وارد نموده است. بهتر است به جاي اين تعبير اشتباه از عباراتي چون ممنوع التصوير يا ممنوع از كار استفاده كرد.
3- اما غرض از طرح اين مسئله، بيان مشكلات زباني و ادبي نيست. اين حكايت سينماي امروز ايران است. سينمايي كه بسياري از اجزايش به هم نمي خورند. سينمايي كه هم دنبال تجارت است، و هم دك و پز روشنفكرانه دارد و هم وسط انواع و اقسام صحنه هاي پررنگ و لعاب اشرافي و «غريزه گرايانه» شعار اخلاقي و معناگرايانه مي دهد. يك معجون كه درست مثل «ممنوع الكار» نوشتن منتقدان و روزنامه هاي ماست. هر دو از يك جا آب مي خورند و نتيجه يك فرايند هستند.
همين سينما هم هست كه امثال گلزارها را به وجود مي آورد. اشتباه نكنيد! ايراد از شخص گلزار نيست. بلكه او و امثالش برآيند يك دوران و شرايط خاص هستند. مي توان به حال و هواي يك طيف از يك جامعه از طريق اسطوره هايش پي برد. سينماي ما را چه شده كه اسطوره هايش گلزارها شده اند؟ چه شده كه تهيه كننده سينماي ما اين گونه به او و نظايرش وابسته شده و مي گويد كه نبود گلزار به سينماي ما آسيب وارد مي كند؟
4- يكي از عوامل روي دادن اين اتفاق در سينماي ايران -ممنوع التصوير شدن گلزار -ستاره سالاري است. ستاره سالاري هم معلول گرايش سينما به گيشه سالاري است وهم به علت سطحي شدن و غريزه گرايي آن است. ستاره سالاري سم مهلك سينماي ملي است. اين زمينه باعث مي شود كه سينماي فاقد محتوا رشد كند. مردم ديگر به خاطر تعامل فرهنگي و دريافت يك انديشه يا هنرناب به سينما نمي روند. بلكه دنبال اين مي روند كه در كدام فيلم فلان بازيگر حضور دارد. البته وجود بازيگران توانمند و برجسته ربطي به ستاره سالاري ندارد. امثال پرويز پرستويي، عزت الله انتظامي، مرحوم خسرو شكيبايي و ساير بزرگان اين عرصه به خاطر توانمندي در ارائه نقش هاي بديع و خلق شخصيت هاي ماندگار، مي درخشند. مثلاً پرستويي با خلق شخصيت «حاج كاظم» در فيلم آژانس شيشه اي، در نقش ها مانده است. اما گلزار را با كدام نقشش به خاطر سپرده ايم؟
5- لمپنيسم و انتلكتوئليسم، دوروي يك سكه هستند. هر دو زاييده يك وضعيت و شرايط مي باشند. هر جا لمپنيسم جولان دهد، لزوما انتلكتوئليسم نيز خودنمايي مي كند. چون هر دو ناشي از بي هويتي هستند. به همين دليل هم است كه هر دو جريان در مقابل وقايعي چون ممنوع التصوير شدن يك بازيگر، يك نوع واكنش نشان مي دهند. هم روزنامه هاي منسوب به انتلكتوئليسم و هم نشريات زرد كه مبلغ لمپنيسم هستند از اين موضوع عزا دارند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14