(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 28 مرداد 1387 - 16 شعبان 1429 - 18 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189159
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
جمعي از صاحبنظران: شكاف طبقاتي و افزايش تورم حاصل دوران سازندگي است
در مكتب امام
توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اردبيل صورت گرفت تجليل از مدير مسئول كيهان بچه ها
فرمانده نيروي هوايي ارتش: برد هواپيماهاي جنگنده ايران بدون سوخت گيري به سه هزار كيلومتر رسيد
روز نزول قرآن
در نيمه شعبان امسال حضور يافتند3 ميليون زائر در مسجد مقدس جمكران
خبر اول دنيا...
داستان كوتاه اسرائيل



جمعي از صاحبنظران: شكاف طبقاتي و افزايش تورم حاصل دوران سازندگي است

جمعي از صاحبنظران سياسي و اقتصادي، در نقد عملكرد دولت سازندگي تصريح كردند كه شكاف طبقاتي، افزايش تورم، استقراض خارجي و دلزدگي سياسي مردم حاصل دوران سازندگي است.
به گزارش ايرنا، دكتر پرويز داوودي استاد اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي با اعلام اين كه تلخي شكاف طبقاتي، شيريني سازندگي را از بين برد، گفت: سياست تعديل اقتصادي كه پس از جنگ تحميلي اجرا شد، وارداتي، استعماري و توصيه صندوق بين المللي پول و بانك جهاني بود و مخالف فرهنگ انقلاب اسلامي است.
دكتر داوودي افزود: سياست اقتصادي پس از جنگ تحميلي به نام تعديل اقتصادي انجام شد، موفقيت چنداني نداشت، زيرا هم به درستي اجرا نشد و هم سياست هاي مكمل آن انجام نشد.
وي گفت: سياست مكمل تعديل اقتصادي، كوچك سازي دولت و واگذاري تصدي هاي دولتي به مردم بود كه در عمل نه تنها حجم دولت، كوچك نشد، بلكه بزرگتر شد و فعاليت اقتصادي مردم را هم به دست گرفت.
استاد اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي ادامه داد: اجراي سياست تعديل اقتصادي در ايران در قدم نخست منجر به تورم، در قدم بعدي منجر به تعديل نرخ ارز از 7 تومان به 175 تومان و در قدم هاي بعدي منجر به افزايش قيمت ها در هر سال از سوي شوراي اقتصادي شد.
وي گفت: شوراي اقتصاد همواره در پايان هر سال فشار وارد مي كرد كه افزايش قيمت انجام شود و با افزايش قيمت انرژي، باعث ايجاد يك رقابت در افزايش قيمت ساير كالاها و خدمات در جامعه مي شد، بدون اين كه سعي كند كوچكترين افزايش در كارايي داشته باشد.
داوودي ادامه داد :افزايش مداوم قيمت باعث از بين رفتن قابليت رقابت توليدات داخل با كالاهاي خارجي و منجر به واردات بيشتر، تورم بيشتر، گسترش فقر و توزيع ناعادلانه ثروت و درآمدها شد.
عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي گفت: وقتي شوراي اقتصاد فتوا مي داد قيمت ها افزايش پيدا كند، نمي دانست كه خود دولت يك مصرف كننده عمده در اقتصاد است، در نتيجه با كمبود نقدينگي مواجه شد كه مجبور بود براي تأمين تنخواه گردان شركت هاي زير پوشش خود به نظام بانكي متوسل شود و باعث افزايش نقدينگي و تورم مي شد.
وي گفت: بدهي شركت هاي دولتي به نظام بانكي كشور روز به روز زيادتر و شعله تورم بيشتر مي شد كه حاصل آن اين بود كه صاحبان ثروت و درآمد ثابت بيشتر ضرر كنند.
60 ميليارد دلار استقراض خارجي حاصل دولت سازندگي
عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز گفت: دولت سازندگي 60 ميليارد دلار استقراض خارجي را به دولت اصلاحات سپرد.
سيدعلي اكبر محتشمي پور با اعلام اين مطلب در جمع مردم شهرستان رشت افزود: اكنون فرصت آزمودن نيست و مردم ايران نبايد آزموده را بيازمايند.
وي تأكيد كرد: نبايد اشتباهات گذشته را تكرار كنيم چرا كه فضاي بسته در جامعه حاكم خواهد بود. محتشمي پور در ادامه گفت: ما در دولت اصلاحات هزينه هاي بسياري داده ايم.
سازندگي؛ فصل انباشت مطالبات مردم
حسين صفار هرندي نيز تأكيد كرد كه در اواخر دولت سازندگي مطالبات انباشته شده دانشجويان و مردم به حضور حماسي رأي دهندگان در دوم خرداد 76 انجاميد.
وي در نشست بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي با مثبت ارزيابي نكردن عملكرد دولت سازندگي اعلام كرد: از همان ابتدا آقاي هاشمي رفسنجاني تيم كاري خود را از پرداختن به مسايل سياسي بازداشت و تدريجاً سياست را يك حالت همگاني دهه 60 به حوزه اي تحت اختيار سياستمداران حرفه اي كشاند.
اين صاحب نظر مسائل سياسي و فرهنگي در ادامه گفت: عملكرد دولت سازندگي، سياست را به نوعي بده بستان سياسي بين حرفه اي ها تبديل كرد.
صفار هرندي با ظاهري خواندن رقابت چپ با جريان سازندگي در دوران رياست هاشمي رفسنجاني بر قوه مجريه گفت: حضور موسوي خوييني در مركز تحقيقات استراتژيك و فعاليت هاي افرادي چون حجاريان در آن مجموعه و راه اندازي تيم روزنامه همشهري با فعاليتهاي تاج زاده و مسائلي از اين دست نشان از نوعي همگرايي در عرصه سياست بين عناصر چپ و راست مدرن داشت.
صفار هرندي ادامه حضور كارگزاران را در دولت اصلاحات ادامه همان همگرايي توصيف و خاطرنشان كرد: اين قرائن نشان مي داد كه گويي قرار است قدرت در يك خانواده حزبي و سياسي و جناحي دست به دست شود.
دوران سازندگي سرآغاز ايجاد فاصله طبقاتي
فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مراسم اولين يادواره شهداي گمنام و مفقودالاثر جنگ تحميلي، دوران سازندگي را سرآغاز ظهور تفكرات در ايجاد فاصله طبقاتي ياد كرد.
دريادار مرتضي صفاري افزود: متاسفانه از اين مقطع بود كه برخي به دنبال ارتقاء جايگاه، درجه و كسب امتيازات ويژه شدند و رزمندگان اسلام را با اين تفكرات زمينگير كردند.
فشار به محرومان
درهيچ دوره اي به اندازه
دوره سازندگي نبود
نماينده مردم تهران در مجلس گفت: از آنجا كه ايران طي 26 سال اخير سياستهاي مختلف پولي و مالي زيادي را تجربه كرده است به جرأت مي توان اثبات كرد كه اختلاف طبقاتي و فشار به طبقات محروم و ضعيف جامعه در هيچ دوره اي به اندازه دوره سازندگي نبوده است.
دكتر الياس نادران در همايش بانك و دولت آينده كه توسط مجمع اسلامي كاركنان بانك ها برگزار شد، افزود: اختلاف طبقاتي در دوره سازندگي پديده بي سابقه اي بود كه آزاد سازي هاي اقتصادي و بلبشوهاي تبارگرايي در بخش هاي مهم كشور نظير نفت و گاز در اين دوره، شرايطي را بوجود آورد كه ميزان فشار بر اقشار محروم جامعه به خصوص روستائيان به شدت تشديد يافت.
دكتر نادران افزود: اكنون گفتمان عدالت به گفتمان قالب صحنه سياست تبديل شده است، لذا نبايد كساني كه اعتقاد قبلي به مباني تئوريك آن نداشته و مجوز اعمال آن را ندارد و يا رد صلاحيت آنان مورد قبول مردم نيست، وارد صحنه انتخابات شوند.

 



در مكتب امام

حرفهاي بازيگران و نادانان
يك دسته ديگر مي گفتند، بايد عالم پر از معصيت شود تا حضرت بيايد، ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف نكنيم... گناهها زياد شود كه فرج نزديك شود. يك دسته اي از اين بالاتر بودند، مي گفتند بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشريف بياورند... اين معني كه ما ديگر معصيت كنيم تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب كه تشريف مي آورند، براي چي مي آيند؟ براي اينكه گسترش بدهند عدالت را، براي اينكه حكومت را تقويت كنند، براي اينكه فساد را از بين ببرند. ما برخلاف آيات شريف قرآن، دست از نهي از منكر برداريم، دست از امر به معروف برداريم، توسعه بدهيم گناهان را براي اينكه حضرت بيايند؟! حضرت بيايند چه مي كنند؟ حضرت مي آيند همين كارها را بكنند. الان ديگر ما هيچ تكليفي نداريم؟ ديگر بشر تكليفي ندارد؟ بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد و حسب راي اين جمعيت - كه بعضي شان بازيگرند و بعضي شان نادان- اين است كه ما بايد بنشينيم، دعا كنيم به صدام، هر كس نفرين به صدام كند، خلاف كرده است؛ براي اينكه حضرت ديرمي آيند؟!
صحيفه نور- جلد 20- صفحات 196 و 197

 



توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اردبيل صورت گرفت تجليل از مدير مسئول كيهان بچه ها

اردبيل- خبرنگار كيهان:
«اميرحسين فردي» مديرمسئول كيهان بچه ها و نويسنده مشهور ادبيات كودكان و نوجوانان طي مراسمي در اردبيل مورد تجليل قرار گرفت.
به همت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، آثار اين نويسنده پيشكسوت توسط اعضاي فعال مراكز كانون هاي پرورش فكري كودكان و نوجوانان و مربيان فرهنگي اين مراكز در يك نشست با نگاه ويژه به كتاب «سياه چمن» مورد بررسي قرار گرفت.
حضور اميرحسين فردي در زادگاه خود اردبيل با استقبال دوستداران ادبيات كودكان و نوجوانان مواجه شده بود.
وي همچنين به شهرستان مشگين شهر مسافرت كرد و با مربيان و اعضاي مركز كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اين شهر نيز ديدار و گفت وگو كرد.
اميرحسين فردي متولد روستاي قره تپه از توابع شهرستان نير در غرب استان اردبيل است.
وي 27 سال است كه مديرمسئولي و سردبيري مجله «كيهان بچه ها» را بر عهده دارد و در حال حاضر پيشكسوت ترين فرد در زمينه ادبيات و نشريات كودكان و نوجوانان است.
«آشيانه مهر» مشهورترين اثر اين نويسنده 59 ساله است. توسط اين نويسنده، كتاب هايي با عناوين سياه چمن، بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي ، زندگي نامه امام، ميرزاكوچك خان جنگلي و اسماعيل به رشته نگارش درآمده است.
اميرحسين فردي همچنين در نگارش و يا ويراستاري كتاب هاي چهارده خورشيد، تختي افسانه نبود، يك سبد گل سرخ و كوه صبر همكاري داشته است.در پايان نشست بررسي آثار اميرحسين فردي از سوي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اردبيل با اهداي لوح سپاس و هديه از اين نويسنده تجليل شد.گفتني است كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان اردبيل هر سال با برپايي نشست هايي آثار نويسندگان ادبيات كودك و نوجوان را بررسي و از آنان تجليل مي كند كه در اين زمينه اولويت با نويسندگان اردبيلي است.
تاكنون آثار محمدرضا بايرامي، جعفر ابراهيمي، داود غفارزادگان، هوشنگ مرادي كرماني و مجيد مجيدي توسط اعضاي اين كانون بررسي شده است.

 



فرمانده نيروي هوايي ارتش: برد هواپيماهاي جنگنده ايران بدون سوخت گيري به سه هزار كيلومتر رسيد

فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران از افزايش برد هواپيماهاي جنگنده ايران تا سه هزار كيلومتر بدون انجام سوخت گيري خبر داد.
به گزارش ايسنا امير سرتيپ خلبان احمد ميقاني در جمع خبرنگاران افزود: نيروي هوايي به طور مستمر در حال ارتقاء توان رزمي خود است و در بعد بهينه سازي و نوسازي پيشرفت هاي بسيار خوبي داشته ايم. وي اضافه كرد: در بعد نوسازي در ساخت هواپيماهاي رادارگريز به موفقيت هاي خوبي رسيده ايم و در بحث ساخت بمب هاي دورزن و نقطه زن با برد ده ها كيلومتر موفقيت خوبي كسب كرده ايم. ميقاني با اشاره به پيشرفت هاي نيروي هوايي در بعد بهينه سازي اظهار كرد: در بحث بهينه سازي تجهيزات، هواپيماها را به توانمندي هاي خوبي ارتقا داده ايم و برد اين هواپيماها را بدون سوخت گيري به سه هزار كيلومتر رسانده ايم و توانمندي هاي ديگري نيز در آتشبارها و رادارها كسب كرده ايم. وي درباره توان دفاعي ارتش جمهوري اسلامي ايران براي پاسخ گويي به نياز كشور و جلوگيري از هرگونه تجاوز به آن تاكيد كرد: توان ارتش جمهوري اسلامي ايران در حال حاضر در بهترين وضعيت خود قرار دارد.
ميقاني با بيان اين كه «دكترين ما يك دكترين دفاعي است» تصريح كرد: ما به هيچ وجه قصد تعرض به هيچ كشوري را نداريم و كشورهاي منطقه برادران ما هستند. ما تنها در مقابل تهاجم دفاع مي كنيم و در رابطه با ارتقاء توانمندي هايمان به پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي رسيده ايم و اگر تعرضي به كشور ما صورت بگيرد، مطمئنا متعرض پشيمان خواهد شد.
نيروي دريايي ارتش
تمام حركات را كنترل مي كند
فرمانده نيروي دريايي ارتش اظهار داشت: در حال حاضر تمامي حركت هاي ساحلي در منطقه توسط اين نيرو كنترل و بررسي مي شود.
امير حبيب سياري در بازديد از پايگاه دريايي سيرجان اظهار داشت: نيروي دريايي قدرتمندتر هميشه از خليج فارس پاسداري مي كند.
وي با تاكيد بر اينكه نيروي دريايي تحت فرمان فرماندهي معظم كل قوا از مرزهاي آبي و خاكي كشور با تمام قدرت و توان محافظت خواهد كرد، افزود: قدرت ايمان، وحدت، انسجام نيروهاي مسلح و رهبري فرماندهي معظم كل قوا امروز موجب اقتدار نظام اسلامي و پيشرفت نيروهاي مسلح شده است.

 



روز نزول قرآن

روزي كه امام معصوم(ع) به دنيا مي آيد، همانند روزي است كه قرآن كريم نازل مي شود. اگر قرآن مراتبي دارد كه بخشي از آن به عالم الفاظ بر مي گردد، بخشي به عالم مفاهيم و معاني و بخشي هم به عالم تأويل و حقيقت و بخشي هم به مرحله مخزن الهي بر مي گردد؛ بخش نخستينش با متكلّم و كاتب اين كلام و كتاب رابطه دارد و در نتيجه قرآن يك حبل آويخته است نه نظير باران كه انداخته باشد، انسان كامل هم به شرح ايضاً.
مرحوم محقق طوسي در متن تجريد كه جريان امامت امام معصوم غائب و مستور را بازگو مي كند، بعد از بيان اين نكته كه امامت لطف است، و لطف حتماً از خداي سبحان صادر مي شود، يج ب عن الله است و نه يج ب علي الله، آنگاه به اين سئوال مستور پاسخ مي دهد كه اگر امامت لطف است، آنچه كه لطف است شما قائل نيستيد، آنچه را كه شما معتقديد، لطف نيست. امام غائبي كه دسترسي به او مقدور نيست، او مردم را نمي بيند، مردم او را نمي بينند، رابطه بين او و مردم قطع است، چنين چيزي عقيده شماست، و چنين چيزي لطف نيست. آنچه را كه لطف است امام حيّ حاضر ظاهر است كه مردم او را ببينند، نيازهاي خود را با او در ميان بگذارند، او تدبير و اداره امور مردم را به عهده بگيرد، به سئوال هاي علمي و عملي جامعه پاسخ بدهد ، مشكلات را برطرف كند، چنين چيزي لطف است.
چگونه امام را بشناسيم؟
وقتي كسي بخواهد مقام شامخ امامت را و امام را بشناسد، راههاي فراواني دارد كه بخشي از آن راه ها بررسي ادعيّه و زياراتي كه از خود آن امام همام رسيده است، يا ائمه ديگر (ع) درباره او ذكر كردند. شما برنامه اميرالمؤمنين را از نهج البلاغه استنباط مي كنيد. برنامه حسين بن علي(ع) را از جريان كربلا استظهار مي كنيد، برنامه امام باقر و امام صادق (ع) را از آن حوزه هاي علميّه، مناظرات علمي، مهاجّه هاي علمي استنباط مي كنيد. ولي برنامه هاي امام سجاد را از صحيفه سجاديّه استنباط مي كنيد. برنامه هاي ولي عصر را از آن ادعيّه اش استنباط مي كنيد. وقتي يك امام دعا مي كند، يعني شئون امامت را تشريح مي كند، وظيفه امام را مي گويد، رابطه امام و امّت را مي گويد، تأثير ملكي و ملكوتي امام را تشريح مي كند. اگر كسي خواست درباره وجود مبارك ولي عصر (عج) پژوهشي كند، زيارت هاي او، ادعيّه آن حضرت چه آنچه از آن ذات مقدّس رسيده است، چه آنچه ائمه (ع) درباره اونقل كردند ، چه آنچه كه ائمه (ع) وظيفه ما را در زمان غيبت تشريح كردند، همه اينها نشان مي دهد كه برنامه وجود مبارك ولي عصر چيست.
به ما گفتند يكي از وظائف شيعيان در عصر غيبت همان دعاي معروفي است كه وجود مبارك امام صادق (ع) به زراره آموخت. فرمود: در عصر غيبت اين دعا را بخوانيد: اللّهمّ عرّ فن ي نفسك فنّك ن لم تعرّ فني نفسك لم أعر ف نب يّك. اللّهمّ عرّ فن ي رسولك فنّك ن لم تعرّ فن ي رسولك لم أعر ف حجّتك. اللّهمّ عرّ فن ي حجّتك فنّك ن لم تعرّ فن ي حجّتك ضللت عن د يني(1). اين دعا براي آن است كه هرگز كسي خيال نكند مسئله امامت، مسئله رهبري در شيعه يك امر انتخابي است و از سقيفه هم ساخته است. هرگز كسي خيال نكند امام را خودش مي تواند بشناسد يا به او رأي بدهد يا با مشورت به او دسترسي پيدا كند. زيرا امامت، خلافت از طرف مقام شامخ نبوت است. تا كسي نبي را نشناسد كه مستخلف عنه است، خليفه او را نمي شناسد. امام كه وكيل الامّه نيست، خليفه النّب ي است!
ولي وقتي از خود امام زمان (ع) سئوال مي كنيم: المامه ما ه ي ؟ والمام من هو ؟ در آن دعاي ناحيه مقدّسه هم امامت را تفسير كرده، هم امام را معرفي كرده. عرض كرد: خدايا! به وسيله اهل بيت عصمت و طهارت، فب ه م ملأت سمائك و أرضك حتّي ظهر لا له لا الله(2). يعني آنچه در دعاي كميل آمده ؛ و ب اسمائ ك الّت ي ملأت اركان كلّ ش يء، مظاهر آن اسماء و مجاري آن اسماء و مرايا و مرآئي آن اسماء همين دوده طه و ياسين اند كه ب ه م ملأ الله السّموات والأرض، آنگاه وظيفه ما اين است كه امامت را بشناسيم و امام را بشناسيم، آنگاه منتظر بودن چنين كسي هم فخرآور است، هم بار مثبت دارد. اين كه عرض مي كنيم: خدايا! اللّهمّ عرّ فن ي نفسك براي اينكه هرگز به مردم سالاري غير ديني ديگر سر نخواهيم سپرد. براي اينكه دين مردم است كه سالار مردم است، نه اينكه با رأي مردم افرادي انتخاب مي شوند كه هرچه بگويند، هرچه تصويب كنند، هرچه بنگارند بشود لازم الجراء!
سرانجام روزگار و نماز حضرت
وجود مبارك امير المؤمنين (ع) از وجود مبارك رسول گرامي (ص) مكرّر سئوال كرد بالأخره پايان روزگار به دست ماست يا به دست ديگري؟ چه كسي جهان را بايد به عدل و داد هدايت كند؟ م نّا أم م ن غ ير نا؟ وجود مبارك رسول گرامي فرمود: به دست ماست، دوده طه و ياسين در آغاز جهان سهم تعيين كننده داشتند، در فرجام و انجام جهان نيز سهم تعيين كننده دارند، ب نا فتح الله و ب نا يخت م. هم در آغاز تكوين و انجام تكوين انسان كامل به اذن خدا سهم دارد، هم در آغاز و انجام تشريع. شما اين دعاي پر بركت و زيارت پر بركت ولي عصر را و نماز آن حضرت را بخوانيد، مي بينيد اين صدر و ساقه اش توحيد است. اگر اين دعاي اين كه ا كف ياني فنّكما كاف يان (3) و مانند آن آمده، اين بعد از يك نماز است. شما اين نماز وجود مبارك ولي عصر را كه مي خوانيد، مي بينيد به آن جمله توحيد، به آن واسطه الع قد و بيت الغزل اين فاتحه الك تاب كه مي رسيد، آنجا دستور دادند صد بار بگوئيد: يّاك نعبد و يّاك نستع ين. اين صد بار گفتن براي اينكه انسان موحّد ناب بشود. وقتي صدبار منحصراً توحيد را تلقّي كرد و تلقين كرد، اين يّاك را كه مفعول است بر نعبد مقدّم داشت، اين يّاك را كه مفعول است بر نستع ين مقدّم داشت، اين دو جمله هر كدام چه در بخش استعانت، چه در بخش عبادت مفيد حصر است. يعني فقط از تو كمك مي خواهيم، فقط تو را مي پرستيم. اين دو تا فقط چه در بخش عبادت، چه در بخش استعانت صد بار تكرار مي شود. وقتي صد بار در ركعت اوّل تكرار شد، مثلاً صدبار در ركعت دوّم تكرار شد، دويست بار يعني هر باري هم دو بار حصر شده است، چهارصد بار اين شخص موحّدانه تمرين توحيد كرده است، بعد از اين نماز آنگاه مي گويند: يا محمّد يا علي! ا كفيانا فنّكما كاف ياناً. اگر مي گويند: وانصراني فنّكما ناص راي أو ناص ران بعد از آن چهارصد بار توحيد است. اوّل توحيد، بعد وسيله. اوّل توحيد، بعد واسطه. هرگز به ما نگفتند: بگوئيد اينها كافي اند. أليس الله ب كاف عبده (4). حسب ي الله و عليه يتوكّل المتوكّ لون(5). آن ادب توحيدي كه چهارصد بار انسان فقط مي گويد: فقط تو را مي پرستم، فقط از تو كمك مي خواهم. بعد از چهارصد بار توحيد مثل اينكه چهارصد بار گفت: لا له لا الله، لا معبود لا الله، لا مستعان لا الله، آنگاه عرض مي كند : و أنت المستعان. اين أنت يعني خليفه آن مستعان واقعي هستي. اين كه برخي ها احتمال دادند وقتي شما حرم مشرّف مي شويد قبل از زيارت جامعه كبير هنوز به بارگاه ملكوتي آن معصوم بار نيافتيد صد بار بگوئيد: الله اكبر! الله اكبر! الله اكبر! همانطور كه نزديك حرم مي شويد اين صد بار را شروع بكنيد، تا به حرم رسيديد اين بار صدم تمام بشود، براي آن است: آن زائري كه صد بار گفت: الله اكبر، وقتي زيارت جامعه مي خواند، ب كم فتح الله، ب كم يخت م، ب كم يمس ك السّموات و الأرض، ب كم ينزّ ل الله الغ يث براي او حلّ است كه اينها وسيله اند، اينها ابزار اند، اينها مجراي فيض خالقيت اند، كار به دست ديگري است. اينها مثل شمس و قمر وسيله اند و مانند آن. زيارت وجود مبارك امام اين تأثير را دارد. نماز وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه) درس توحيد است...
¤ سخنراني آيت الله جوادي آملي(دام ظله)؛
قم، دفتر مقام معظّم رهبري - 18 مهر1382
(1) بحار الأنوار . ج52 . ص 147
(2) مفاتيح الجنان . دعاي پنجم هر روز ماه رجب » اين دعا از توقيعات شريف حضرت حجت (عج) است »
(3) مفاتيح الجنان . دعاي فرج
(4) زمر . 36
(5) زمر . 38

 



در نيمه شعبان امسال حضور يافتند3 ميليون زائر در مسجد مقدس جمكران

قم- خبرنگار كيهان:
شهر مقدس قم و مسجد مقدس جمكران نيمه شعبان امسال پذيراي 3 ميليون زائر از سراسر كشور بود.
خيابان هاي اطراف حرم حضرت معصومه(س) و مسجد مقدس بسيار شلوغ بود و جمعيت در اين مكان ها موج مي زد. شركت واحد تهران به كمك ناوگان مسافربري شهري قم آمده بود تا منتظران ظهور حضرت وليعصر(عج) را به مسجد مقدس جمكران انتقال دهند.
مراسم احياي شب نيمه شعبان با حضور جمع كثيري از مردم در مسجد جمكران و امام حسن عسكري(قم) برگزار شد و سخنرانان درباره ويژگي حكومت امام زمان(عج)، شرايط منتظران آن حضرت و بسترهاي لازم براي فرج منجي عالم بشريت سخنراني كردند و مداحان اشعاري را در خصوص امام زمان (عج) سرودند.
بر اساس همين گزارش شهر قم و مسجد مقدس با چراغهاي رنگارنگ تزئين شده بود و مردم با شيريني و شربت از زائران حضرت معصومه(س) و مسجد مقدس جمكران پذيرايي كردند. مسئولان استان قم نيز طي هفته هاي اخير تدابير ويژه اي در نظر گرفته بودند تا زائران مسجد مقدس جمكران از امكانات رفاهي مناسبي برخوردار شوند.
از جمله اين تدابير مي توان به تهيه آب آشاميدني مناسب، در نظر گرفتن هفت پارك سوار در اطراف مسجد مقدس جمكران، برپايي ايستگاههاي صلواتي، تعيين محل اسكان زائران در امامزادگان قم و اتخاذ تدابير ترافيكي براي تسهيل رفت و آمد زائران، ايستگاه خدمات پزشكي و امدادي اشاره كرد.
همچنين سومين نمايشگاه سراسري طليعه ظهور به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان با همكاري آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در شبستان نجمه خاتون برگزار شد كه با استقبال زائران مواجه شد.

 



خبر اول دنيا...

محسن حدادي
اصلا تا به حال فكرش را هم نكرده بودم؛ يك عصر جمعه، مثل همه جمعه عصرها توي تحريريه نشسته ايم و قلم روي كاغذ مي چرخانيم كه... «حضرت آقا ظهور كردند...»
و صوت دل انگيزي تمام صحن ها و تودرتوهاي ذهن و دلمان را تسخير مي كند و درك مي كنيم نوري كه در آسمان خوش رخشي مي كرد و از پنجره هاي شيشه اي تحريريه خودش را هل مي داد تو، از برق همان بيرقي بود كه از كنار كعبه برافراشته شده است...
دلم هري مي ريزد؛ مثل شب هاي قدر، مثل نماز عيد فطر و مثل همه روزهايي كه لبنان و فلسطين و عراق را ديده ام... اول همه بهت زده به يك جا خيره مي شوند، بعد مي مانيم كه لبخند بزنيم و همديگر را در آغوش بكشيم يا اينكه بريزيم توي خيابان و شادي كنيم و شيريني پخش كنيم... اصلا شايد ستاد استقبال تشكيل شود، كسي چه مي داند شايد مثل ورود حضرت امام، خيابان ها را آب و جارو كنند و شاخه شاخه مريم و نرگس روي خط ممتد خيابان ها بچينند... شايد هم بايد بچسبيم به كار كه روزنامه شايد رسانه حضرت آقا شود.
واي خداي من! حالا بايد چه كنم؟ اصلا روزنامه فردا منتشر مي شود؟ آيا كسي با اين خبر بزرگ، به فكر انتشار و بعد هم خواندن روزنامه هست؟ اگر آري... من چه كنم؟ خبر را من بايد تنظيم كنم، اگرچه بزرگترين رويداد جهاني است اما به حوزه فرهنگ و معارف مربوط است و من هم كه... كاغذهاي كاهي خبر امروز با دانه هاي اشك بچه هاي تحريريه معطر شده است، خودم دارم مي بينم كه خودكارها مي لرزند و بچه ها با شيريني يك بغض چندين ساله خبرهاشان را تنظيم مي كنند...
راستي چه كسي اولين شيريني را سفارش مي دهد و در تحريريه پخش مي كند؟ اصلا به اين فكرها مي رسيم يا اينكه داغ مي كنيم و از روزنامه مي زنيم بيرون؟ توي شوراي سردبيري چه خبر است؟ حتما تماس مي گيرند كه زودتر سوتيترها را بدهم براي صفحه يك...
واي خداي من! با چه كلمه هايي بايد ظهور حضرت را قلمي كرد؟ نرم خبر بنويسم يا سخت خبر؟ گزارش خبري باشد يا گزارش توصيفي و يا سبك خبري وال استريت ژورنال؟ با دلم بنويسم يا با واژگان هميشگي ژورناليستي؟ قلبم دارد از جا كنده مي شود، يك نفر بيايد كمك...
چه خبر است سرويس بين الملل و سرويس شهرستانها... بازتاب خبر در رسانه هاي جهاني، عرق بچه هاي بين الملل را درآورده و راه افتادن كاروان هاي تبريك به رهبري به سوي تهران هم امان بچه هاي سرويس شهرستان ها را گرفته است ولي همه با لبخند خبر مي نويسند. چه خبري است اين خبر ظهور...
راستي اولين اظهارنظرها را چه كسي روي خروجي خبرگزاري ها مي فرستد؟ اصلا كدام كارشناس جرات مي كند راجع به اين موضوع اظهارنظر كند؟ واي خداي من! كدام آژانس خبري نخستين گزارش تصويري از حضرت را منتشر مي كند؟كدام عكاس آن لبخند حيات بخش و آن هيبت ذخيره الهي را به لنز دوربين اش هديه مي دهد تا جهاني، لبخند به لب بنشانند؟
راستي اولين سخنراني حضرت در كجا ايراد مي شود؟ اولين نماز جماعت شان كجا اقامه مي شود؟ يعني مي شود حضرت، ايران را براي زندگي برگزينند، حتما آقا با حضرت آقا ديدار مي كند و بعد به رسم نايب و امام، گزارشي از ايران شيعه براي حضرت مي خواند و حضرت هم تبسمي معطر به پاداش 30سال انقلاب و ايستادگي تحويل مي دهند و بعد مردم فوج فوج مثل روزهاي ابتداي حيات مدينه النبي براي بيعت با حضرت مي آيند و...
چه چراغاني شود شهر شهر كشورمان! ديگر خبري هم از تصنعات غرب زدگي مان در شب جشن نيمه شعبان نيست؛ همه ذكر است و صلوات... آخر حلقه وصل زمين و آسمان ها از ندبه هاي باران خورده مردم به عالم ظاهر ظهور كرده است...
راستي بعد از انتشار اين خبر، خورشيد با چه رويي در آسمان مي ماند؟ مگر نه اينكه ما در انتظار رويت خورشيد بوديم؟ خورشيد تازه آن روز معنا پيدا مي كند و هواشناسي از آن به بعد ساعات آينده را خوب پيش بيني مي كند... «به گزارش خبرنگار ما آسمان تمام كره خاكي آفتابي، همراه با وزش نسيم عدل و عطر گل محمدي است...»
راستي ندبه هاي جمعه صبح ها چه مي شود؟ جمكران و عهد و جامعه كبيره چه؟ ديگر چه كسي توانايي دارد كه با حضور حضرت بر منبر خطابه بنشيند و سخن از فقاهت و سياست براند؟ چه تراز دقيقي است اين «ظهور» براي رنگ باختن ناسره از سره...
هرچه فكر مي كنم مي بينم من نمي توانم، بغض كرده ام و نمي توانم خبر ظهور را تنظيم كنم، حتي اگر سال ها باشد تيتر خبر را با خودم مرور كرده باشم؛ «خبر اول دنيا...» ... مي خواهم با خودم تنها باشم، شايد بقيه هم همينطور باشند... ديگر فرصت حساب و كتاب است؛ تمام شد روزها و شب هاي انتظار؛ حالا زمان عمل است... مي خواهم تنها باشم و بدانم چه مي شود حالا...
كلي سؤال دارد اين ذهن جوان من... مي خواهم بدانم اولين كنفرانس خبري حضرت كي و كجا برگزار مي شود؟ اصلا مي خواهم خبرنگار حوزه ظهور باشم... واي چقدر سخت است نوشتن از آن روز... چقدر سخت است... و چقدر اين يادداشت مي خواهد طولاني باشد اما نمي شود!
چشم و دل و ايمان مرا صاحب شو!
زين پس همه جان مرا صاحب شو!
دل را به شفاخانه چشمانت بر
اين روح غزل خوان مرا صاحب شو!

 



داستان كوتاه اسرائيل

در فاصله پايان جنگ 33روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان تا امروز چندين جلد كتاب مهم تحليلي از سوي شخصيت هاي صاحب نام اسرائيلي درباره سرنوشت اين رژيم نوشته شده است. بعضي از اين كتاب ها كه عمدتاً به بهانه ياد كرد«شصتمين سال تاسيس دولت يهود» و با انگيزه تحليل «آينده اسرائيل پس از جنگ با حزب الله» انتشار يافته است، عبارتند از: «چگونه دولت يهود اختراع شد- از تورات تا صهيونيسم» نوشته شلومو ساند، «پرده برداري از تورات» نوشته مشترك فينگشتاين واشر و سيلبرمن، «پاكسازي نژادي فلسطيني ها» نوشته ايلان بايي و «ديوار آهنين اسرائيل و جهان عرب» نوشته آدي شلايم.
ساند در كتاب خود اثبات كرده است كه «دولت يهود» اختراع صهيونيسم است و هيچ ربطي به آموزه هاي تورات ندارد و از اين رو نه تلاش براي تحقق آن كاري مقدس و نه اقدام براي براندازي آن اقدام عليه «آئين مقدس» به حساب مي آيد. او در عين حال اثبات مي كند كه تاسيس دولت صهيونيستي، نفرت مردم ديندار جهان را عليه يهودي ها برانگيخته و اين با اهداف دين يهود منافات دارد.
فينگشتاين و سيلبرمن نيز در كتاب خود، تورات را بازخواني كرده و براساس آن اعلام كرده اند اساس تعاليم تورات برجدايي دين از سياست قرار دارد و لذا هيچكس نمي تواند ادعا كند كه براساس يك رسالت مذهبي به تاسيس دولت يهودي مبادرت ورزيده است. اين دو تاكيد كرده اند بايد حساب پيروزي يا شكست صهيونيسم را از حساب پيروزي و شكست يهود جدا كنيم تا از تبعات شكست هاي پياپي دولت تل آويو در امان بمانيم.
«بايي» در كتاب خود با اشاره به جنايات بي وقفه رژيم صهيونيستي عليه ساكنان اصلي و صاحبان اصلي فلسطين، مبناي شكل گيري و دوام دولت تل آويو را پاكسازي سرزمين فلسطين از فلسطيني ها دانسته است. وي در عين حال مي گويد فلسطين عليرغم مواجه شدن با «پاكسازي نژادي» هويت واقعي خود را حفظ كرده است. وي با استناد به اظهارات «ناحوم برنيع» تحليل گر يديعوت آحارنوت-پرتيراژترين روزنامه رژيم صهيونيستي- مي نويسد: «اسرائيل تنها كشوري در جهان است كه موجوديتش همچنان بحث برانگيز مي باشد و اين در حالي است كه هيچكس در محق بودن كشور فلسطيني شك نمي كند.»
«شلايم» در كتاب خود نوشته است انتظار اينكه روابط اسرائيل و دولت هاي عربي «عادي سازي» شود، بيهوده است چرا كه اسرائيل يك اقليت نژادي در محاصره ملت هايي است كه اسلام و عربيت قرن هاست كه آنان را بهم پيوند داده و در مقابل رژيمي غيرعرب و غيراسلامي قرار مي دهد. وي پيش بيني كرده است كه اگر 60 سال ديگر هم بگذرد اين رژيم در محيط منطقه اي خود مورد پذيرش قرار نمي گيرد و تلاش براي پذيرش منطقه اي آن راه به جايي نمي برد.
در اين ميان روزنامه هاي متعدد رژيم صهيونيستي نظير يديعوت آحارنوت، معاريو، اورشليم پست و هاآرتص به گونه اي رقابت آميز به افشاي وضعيت رو به اضمحلال رژيم صهيونيستي مي پردازند به گونه اي كه هر روز چندين خبر و مقاله در اين رابطه در اين روزنامه ها درج مي شود. اما بعضي از نكات كليدي اين مقالات و اخبار:
1-روزنامه هاآرتص در روز سوم فروردين 78 در مقاله اي به قلم «يولي گلداشتاين» نوشت: «85درصد يهودياني كه اينك در كانادا زندگي مي كنند، روس تبارند و از اسرائيل به كانادا آمده اند.»
2-همين روزنامه در همين روز به نقل از «روفي رولين» رئيس سابق مجلس رژيم صهيونيستي و از رهبران فعلي حزب ليكود نوشت: «اسرائيلي ها به طور روزافزون درصدد دستيابي به گذرنامه هاي اروپايي اند تا در مواقع ضروري از اسرائيل فرار كنند.»
3-«افراهام تيروش» دبير دوم دولت مناخم بگين در مقاله اي كه در تاريخ 9 ارديبهشت 78 در روزنامه معاريو به چاپ رسيد، نوشت: «يكي از روشنترين مظاهر فروپاشي نظريه صهيونيسم اين است كه بنگاه يهود ديگر از راضي ساختن يهوديان در سراسر جهان براي مهاجرت به اسرائيل دست كشيده است». تيروش براساس بررسي هاي عيني خود افزود:«50درصد جوانان يهودي مي گويند اگر اسرائيل نابود شود براي آنان اصلاً مهم نيست!، 70 درصد يهوديان آمريكا هرگز از اسرائيل ديدن نكرده و حتي خواستار ديدار از اسرائيل نيز نيستند و روند سكولاريزم در پيروان دين يهود بگونه اي است كه -برخلاف آموزه يهود- اينك 50 درصد يهوديان آمريكا، همسري غيريهودي دارند» او نتيجه مي گيرد: «انديشه صهيونيسم در ميان يهوديان نيز در حال انزواست»
4- «ابراهام بورگ» رئيس اسبق مجلس رژيم صهيونيستي در سالگرد تأسيس اين رژيم در ارديبهشت 87 طي مقاله اي كه در روزنامه جروزالم پست درج شد، نوشت: «اسرائيل يك كشور استعماري و فاشيست است و گروهي فاسد قانون گريز كه به هيچ اخلاقي پايبند نيستند بر آن فرمان مي رانند.» وي در مصاحبه با «يديعوت آحارنوت» نيز گفت: «اسرائيل در خط هيتلر گام برمي دارد و تا زماني كه بر صهيونيسم پايبند باشد و بر شمشير و خشونت در وادار ساختن فلسطيني ها به اطاعت اتكا داشته باشد، سرنوشت هيتلر در انتظار آن است.»
5- پرفسور «افنون روبنشتاين» وزير اسبق اسرائيلي در تاريخ 26 فروردين 87 در مصاحبه با هاآرتص گفت: «اسرائيل به دليل دو نوع تهديد نمي تواند باقي بماند: 1- تهديد خارجي كه در شكست نسبت به بازدارندگي اعراب متبلور مي شود 2- تهديد داخلي كه در فساد گسترش يافته و از بين رفتن آنچه كه به اصطلاح منظومه ارزش هاي صهيونيسم كه كشور عبري بر اساس آن پايه گرفت، متبلور مي شود.
6- «ناحوم برنيع» تحليلگر «يديعوت آحارنوت» در تاريخ 87.1.31 در مقاله اي نوشت: «مردم اسرائيل نسبت به آينده و قدرت اين كشور براي بقا اطميناني ندارند و احساس پايان يافتن به درون بيشتر اسرائيلي ها رخنه كرده است. مردم دنبال زندگي طبيعي اند و اين را ارتش اسرائيل با همه قدرتش نمي تواند به آنها بدهد.» گلداشتاين نيز در تاريخ سوم فروردين 87 در هاآرتص نوشت: «قدرتمندتر شدن اسرائيل در ابعاد نظامي، نابودي آن را سرعت خواهد داد.»
چهارشنبه گذشته، دومين سالگرد پايان جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي عليه حزب الله بود. جنگي كه در آن اسرائيل با حمايت قاطع و همه جانبه آمريكا، انگليس، فرانسه و بسياري ديگر از دول اروپايي و كشورهاي صنعتي و نيز با حمايت جامع بعضي از دولت هاي عربي- شامل مصر، عربستان، اردن و...ـ و نيز با حمايت آشكار سازمانهاي حقوقي و سياسي جهاني نظير شوراي امنيت سازمان ملل به قصد ريشه كن كردن يك گروه چريكي كه در حداكثر 4000 كيلومتر مربع از خاك لبنان سكونت داشتند به راه افتاد و براي دستيابي به هدف از همه امكانات هوايي، دريايي و زميني بهره گرفته شد ولي در نهايت با شكست اردوگاه وسيعي كه اسرائيل را حمايت مي كردند به پايان رسيد و به يك موج دامنه دار و ويرانگر عليه اركان رژيم صهيونيستي تبديل شد. تاثير شكست اسرائيل در اين جنگ به گونه اي است كه مي توانيم دوران صهيونيسم را به پيش و پس از جنگ 33 روزه تقسيم كنيم كما اينكه روند منطقه را نيز مي توانيم به دو دوره پيش و پس از اين جنگ تقسيم نمائيم.
ترديدي وجود ندارد كه در اين صحنه، «جغرافيا» چندان ايفاگر نقش نبود چرا كه در اين صورت بايد تل آويو پيروز مي شد. اقتصاد نيز نقش آفرين نبود، نفوذ بين المللي يا انزواي بين المللي نيز تأثيرگذار نبود، ائتلاف يا شكاف بين المللي يا منطقه اي نيز كارساز نبودند چرا كه در اين صورت ها بايد شاهد شكست حزب الله و پيروزي اسرائيل مي بوديم. ارتش و ساختار نظامي و قدرت شليك نيز تعيين كننده نبودند چرا كه از هر حيث دست برتر با رژيم صهيونيستي بود. اما
آنچه در اين صحنه نقش اساسي را ايفا كرد، قدرت روحي چريكهاي حزب الله و اتصال به يك مبدأ معنوي بود. در واقع در اين صحنه عامل معنوي بر همه عوامل مادي غلبه كرد. در روز 14 يا 15 جنگ 33 روزه، اسرائيل از طريق هلي برن روي «تپه مسعود» كه در شمال غربي شهر بنت جبيل قرار دارد، تلاش كرد تا مقاومت چريكهاي حزب الله را در اين شهر 8000 نفري- كه البته آن روزها جمعيت اين شهر به كمتر از 2000 نفر تنزل يافته بود- درهم بشكند اما حدود يك ساعت پس از هلي برن، يك بالگرد اسرائيلي آمد و اجساد نظاميان اسرائيلي و مجروحان آنان را از اين تپه جمع كرد و به آن طرف مرز رفت. وقتي كانال 10 تلويزيون اسرائيل از فرمانده تيپ گولاني اسرائيل پرسيد چرا با وجود هلي برن پي درپي، بنت جبيل هنوز تسخير نشده است، گفت: «مشكل اين است كه ما با كساني مي جنگيم كه براي شهيد شدن لحظه شماري و از مرگ استقبال مي كنند. شما چگونه انتظار داريد سربازان ما كه دائماً در انديشه بازگشت هستند بر چريكهايي كه به مرگ لبخند مي زنند، پيروز گردند؟»
در واقع سران و شهروندان رژيم صهيونيستي دچار وضعيتي گيج كننده هستند. آنان به اقتدار نظامي تكيه كرده اند ولي هر قدر كه بر قدرت نظامي خود مي افزايند، هراس شهروندان آنان بيشتر مي شود. چرا كه آنان به تجربه دريافته اند كه نظامي گري اسرائيل آتش مقاومت و جنگ را در بين مسلمانان شعله ورتر مي سازد.
از اين رو حس پايان يافتگي در توده ها و اركان رژيم صهيونيستي رسوخ كرده است. در اين ميان ناحوم برنيع در روزنامه 87.1.31 آحارنوت به واقعه جالبي اشاره مي كند: «گوردولس يك نويسنده يهودي آمريكايي، پيش از پرواز به پزشك مراجعه كرده است تا از او نسخه دارو بگيرد. پزشك از او مي پرسد: كجا كار مي كني؟ گوردولس مي گويد: من نويسنده ام. پزشك مي پرسد: چه مي نويسي؟ گوردولس گفت: درباره آينده اسرائيل. پزشك خنديد و گفت: آه! حالا فهميدم تو داستانهاي كوتاه مي نويسي.»
عبدالله كشاورز

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14