(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 12 شعبان 1429 - 14 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189157
 

دافع مصيبت
ظلم و فساد، شرايط يا علائم ظهور
وظايف منتظران
فلسفه تكريم و تعظيم نيمه شعبان



دافع مصيبت

قال الامام المهدي(عج): انا خاتم الاوصياء، بي يدفع البلاء من اهلي و شيعتي.
امام مهدي(عج) فرمود: من وصي آخرين ام، به وسيله من مصيبت و بلا از خانواده و شيعيانم دفع مي شود.(1)

1- الغيبه، طوسي، ص 285

 



ظلم و فساد، شرايط يا علائم ظهور

ماموريت اساسي بزرگ منجي عالم و تحقق بخش اهداف انبيا و اوليا، برپايي قسط و عدالت در سراسر اين كره خاكي و اشاعه يكتاپرستي و برچيدن هرگونه ظلم و جور و فساد و تباهي است. روايات پرشماري بيانگر آن است كه اين انقلاب عظيم و سترگ آن گاه رخ مي دهد كه ظلم و فساد و تباهي جهان را فراگيرد و حكومت هاي دين ستيز و عدل ستيز و مستكبران، گستره زمين خاكي را تحت بيرق خود آورند.
الف) پيامبر(ص) فرمود: يملا الارض قسطاً و عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً(1): زمين پر از قسط و عدل مي شود، هم چنان كه پر از ظلم و جور شده بود.
ب) ابي جعفر(ع) فرمود: لايخرج المهدي حتي يرقي الظلمه(2): مهدي(عج) ظهور نمي كند مگر آن گاه كه ظلمت و تاريكي سراسر جهان را فراگيرد.
ج) امام باقر(ع) فرمود: لايظهر المهدي الا علي خوف شديد و زلزال و فتنه تصيب الناس(3) مهدي(عج) ظهور نمي كند مگر پس از خوف و ترس فراوان و زلزله ها و فتنه هاي زياد كه در بين مردم گسترش يابد.
برخي غيرمتخصصان و ناآشنايان با انديشه ژرف مهدويت، از اين روايات چنين برداشت كرده اند كه كثرت ظلم و فساد در جامعه، زمينه ساز ظهور و سبب تسريع در ظهور آن منجي مصلح خواهد شد. بنابراين كار ظالمان و مفسدان در زمين شايسته است، زيرا ظهور حضرت را نزديك مي كند و در مقابل، كساني كه درصدد اصلاح جامعه هستند و جلوي فساد و تباهي را مي گيرند كارشان ناشايست است، زيرا ظهور حضرت را به تاخير مي اندازد.
از نظر اينان، هر گناه و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشي و هر بليه اي، به حكم اين كه مقدمه اصلاح كلي است و انفجار را قريب الوقوع مي كند، رواست؛ پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است...
اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعي بغض و عداوت مي نگرند؛ زيرا آنان را از تاخيراندازان ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) مي شمارند؛ و از اهل فساد راضي هستند؛ چرا كه مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند و برعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه، با نوعي رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مي نگرند؛ زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي آورند(4)
البته چنين تفكري تازگي ندارد و يكي از اصول فلسفه ماركس به شمار مي آيد. ماركسيست ها مي گويند:
كورك (دمل) هر قدر فسادش زيادتر باشد، زودتر دهن باز مي كند و منفجر مي شود؛ پس در جامعه نيز براي به وجود آمدن انقلاب، بايد فساد را بيشتر كرد.(5)
اينان در فرضيه اصلاح يا انقلاب، مخالف اصلاح هستند و مي گويند: اصلاح، انقلاب را به تاخير مي اندازد، پس اصلاح بد است؛ و قايل به اخلال هستند و مي گويند نابساماني موجه است؛ چون نابساماني تضاد و كشمكش را بيشتر مي كند و وقتي كشمكش بيشتر شد، جنگ و مبارزه شديدتر شده، انقلاب سريع تر انجام مي شود.(6)
ترديدي نيست كه انتشار چنين تفكر مسمومي سبب بسترسازي هايي براي مقابله با اصلاحات و آرمان هاي اسلام ناب مي گردد و فساد و تباهي را، كه بسيار با هواي نفس سازگار است، در ميان جامعه مي گستراند و لاابالي گري ها و بي بند و باري ها و ظلم و ستم ها، رنگ و بوي ديني به خود مي گيرند و برخي با اين بهانه كه «هدف وسيله را توجيه مي كند» تمامي كارهاي خود را در راه رسيدن به آن انقلاب مقدس و متعالي، توجيه مي نمايند. برخي از پاسخ هاي اين انديشه باطل عبارت اند از:
الف) شرايط و زمينه هاي ايجاد هر پديده اي با علايم و نشانه هاي آن تفاوت دارد. عوامل و شرايط ايجاد هر پديده، لازمه آن است و از آن جدايي ندارد و تا وجود پيدا نكند آن محقق نمي شود؛ بنابراين، بين شرايط و زمينه هاي هر پديده با خود آن نسبت استلزامي و انفكاك ناپذيري برقرار است و آن شرايط در شكل گيري پديده، نقش كليدي دارند. اما نشانه ها و علايم يك پديده، تنها از وقوع يا نزديكي وقوع آن پديده خبر مي دهند و هيچ نقشي در ايجاد آن ندارند و ممكن است پديده محقق شود بدون آن كه نشانه هاي وعده داده شده براي آن محقق شده باشد. حال بايد روشن شود كه آيا گسترش فساد و ظلم در جامعه، شرط و زمينه ظهور است يا علامت و نشانه آن؟ با ژرف انديشي در روايات روشن مي گردد كه زياد شدن تباهي و فساد و ظلم از نشانه هاي ظهور به شمار مي آيد، نه زمينه و شرط و سبب ظهور؛ بنابراين، گسترش فساد و تباهي هيچ نقشي در اصل ظهور ندارد، تا آرمان تشكيل حكومت عدل گستر مهدي(عليه السلام)، با آن قوام و تحقق پيدا كند، بلكه وجود اين ظلم ها و فسادها، همگان را از نزديكي ظهور يا وقوع آن آگاه مي كند. و اين روايات، صرفاً، وضعيت زمان ظهور حضرت را توصيف مي كنند.
ب) اين گونه روايات حاكي از كثرت ظلم و فساد هستند. نه كثرت و فراواني ظالمان و فاسدان؛ چه بسا تعداد كمي ظالم و فاسد در زمين وجود داشته باشند، ولي چنان ظلم و فسادي به پا كنند كه سراسر جهان را فراگيرد؛ بنابراين در اين روايات، فراواني ظلم و فساد مورد عنايت قرار گرفته است نه پرشمار بودن ظالمان و فاسدان و اين مطلب منافاتي با تلاش انسان ها و مومنين در ايجاد حركات اصلاحي و حكومت عدل ومخالفت با فساد ندارد. شيخ صدوق (رحمه الله) روايتي از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند، مبني بر اين كه «اين امر تحقق نمي پذيرد، مگر اين كه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسند.»
پس سخن در اين است كه گروه سعدا و اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند، سخن در اين نيست كه سعيدي در كار نباشد و فقط اشقيا به منتهي درجه شقاوت برسند». (7)
ج) روايات پرشماري، تكاليف و وظايف بسياري را براي منتظران ظهور حضرت مهدي (عج) در دوران غيبت و قبل از ظهور بيان مي كنند كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
1- خودسازي و تهذيب نفس: امام صادق (ع) فرمود:
هر كس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم (عج) باشد، بايد منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد. (8)
2- آماده شدن براي از بين بردن فتنه ها. (9)
3- امام صادق (ع) فرمود: طوبي لشيعه قائمنا المنتظرين لظهور في غيبته والمطيعين له في ظهوره. اولئك اولياء الله الذين لاخوف عليهم و لا هم يحزنون؛ (10) خوشا به حال پيروان قائم ما، كساني كه در دوران غيبتش منتظر ظهور ايشان اند و در زمان ظهورش، از او اطاعت مي كنند، ايشان اولياي الهي هستند و هيچ خوف و حزني بر آنان نيست.
روشن است كه، وجود اين وظايف و تكاليف در عصر غيبت و قبل از ظهور، همگي با راضي و بي تفاوت بودن نسبت به فساد و ظلم و تباهي در جامعه منافات صريح دارند. اگر چنين باشد، بايد ملتزم شد به اين كه بسياري از تكاليف (اتيان واجبات و ترك محرمات) براي نزديك نمودن ظهور امام زمان (عج) تخصيص بخورد و در اين مقطع زماني بسياري از تكاليف از انسان ها ساقط شود. ولي لازم باطل است، به اين معنا كه هيچ دليلي بر تخصيص خوردن تكاليف در اين عصر نداريم؛ بنابراين ملزوم هم باطل مي شود.
شهيد مطهري مي گويد: اين (رها كردن تكليف) برخلاف يك اصل قطعي اسلامي است؛ يعني انتظار ظهور حضرت حجت(عليه السلام) هيچ تكليفي را از ما ساقط نمي كند، نه تكليف فردي و نه اجتماعي. شما در شيعه و اهل تسنن، يك عالم پيدا نمي كنيد كه بگويد انتظار ظهور حضرت حجت يك تكليف كوچك را از ما ساقط مي كند. (11)
و برعكس، دليل بر هميشگي بودن تكاليف داريم، امام صادق (ع) مي فرمايد:
حلال محمد حلال ابدا الي يوم القيامه و حرامه حرام ابدا الي يوم القامه.(12)
د) مهدي ياوران: هر حركت اصلاحي و هر انقلابي براي محقق شدن بايد مسير طبيعي و عادي اش را طي كند و بلكه تحقق هر پديده اي در اين عالم هستي اسباب و مقدماتي دارد. امام صادق (ع) مي فرمايد:
ابي الله ان يجري الاشياء الاباسباب (13) اراده خداوند به اين تعلق گرفته است كه هيچ چيزي جز به واسطه اسبابش محقق نشود.
و سنت الهي بر آن تحقق گرفته است كه سرنوشت انسان ها به دست خودشان رقم بخورد:
(ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم؛) (رعد11.)
و حكومت عدل محور و جهاني امام مهدي «ع» نيز از اين قاعده مستثنا نيست و براي محقق شدن، نيازمند مقدمات و وسايلي ازجمله وجود ياراني صالح و به دور از وسوسه هاي شيطاني و پاك از لوث پليدي ها و صاحب كرامات انساني و سازماندهي ايشان است.
امام صادق (ع) در وصف ايشان مي فرمايد: براي حضرت مهدي (عج) مرداني است كه استواري دل هايشان براي دين خدا، همانند آهن است... خداوند به وسيله آنها امام و پيشواي حق را ياري مي كند. (14)
اين امام بزرگوار در جاي ديگري مي فرمايد: ياران امام زمان (عليه السلام) كساني هستند كه خداوند درباره آنها فرمود: سوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه ...؛ (مائده54.) خداوند به زودي گروهي را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند. آنان در برابر مومنان فروتن و در برابر كافران با عزت و درشت خو و سخت گير هستند. (15)
حال مي توان گفت در زمان ظهور آن حضرت، دو جبهه وجود دارد: جبهه حق كه عبارت اند از ياران مخلص امام مهدي (عج) و جبهه باطل كه شامل فاسدان و ملحدان و ظالمان مي شود و ترديدي نيست كه هواپرستان و كج انديشاني كه در زمان قبل از ظهور حضرتش، خواست هاي شيطاني را در جامعه گسترش داده و يا راضي به اشاعه فساد و منكرند، از ياران امام مهدي (عج) به شمار نمي آيند؛ زيرا از ويژگي هاي مهدي ياوران برخوردار نبوده و مشمول رواياتي كه خصايص ياران حضرت را ذكر مي كنند نمي گردند؛ بنابراين با عقيده اي كه دارند در جبهه مقابل قرار داشته و با برخورد قاطع و سركوب گرانه حضرت مواجه خواهند شد؛ زيرا قيام او يك حركت اصلاحي است و هر پديده اي كه در مقابل آن باشد مردود است، پس صاحبان چنين تفكر غلطي، اگر هم به خيال خود راست گفته باشند، اولين ضربه را خود متحمل خواهند شد و طعم خواري را در مقابل مومنين خواهند چشيد.
و) امر به معروف و نهي از منكر:
شما بهترين امتي هستيد كه براي انسان ها پديدار شده است، (چه اين كه) امر به معروف و نهي از منكر مي كنيد و به خدا ايمان داريد. (آل عمران110.)
امر به معروف و نهي از منكر يكي از فروع دين و از ضروريات دين مبين اسلام به شمار مي آيد و روايات بسياري بر وجوب آن دو فريضه الهي دلالت دارند.(16)
بنابراين، بايد در مقابل هر فساد و ظلمي صف آرايي كرد و با تكيه بر قرآن و روايات، تا حد امكان، ريشه آنها را خشكاند و آيه شريفه بر عموميت خود باقي است و هيچ دليلي يافت نمي شود كه به مقطع خاصي از زمان تخصيص بخورد، بلكه اين حكم با شرايط خاص خود، تمامي زما ن ها از جمله زمان قبل از ظهور حضرت را هم دربرمي گيرد.
ز) غيبت امام به سبب طغيان شر و ظلم و فساد بوده است و اگر چنين نبود، امام (عج) غايب نمي شد؛ پس چگونه طغيان ظلم و فساد سبب ظهور امام (عليه السلام) و خروج او از پرده غيبت مي شود! (17)
ح) مفهوم واقعي انتظار؛
اين عده مفهوم واقعي انتظار را درك نكرده اند، و گمان نموده اند كه انتظار به اين معناست كه بايد مترصد بود و دست روي دست گذاشت تا آن حضرت بيابد و حركت اصلاحي خود را انجام دهد.
درحالي كه انتظار، حالت كسي است كه از وضع موجود ناراحت و براي ايجاد وضع بهتري تلاش مي كند؛ بنابراين مسئله انتظار از دو عنصر نفي (بيگانگي از وضع موجود) و عنصر اثبات (خواهان وضعيت مطلوب بودن) تركيب يافته است.
مرحوم مظفر مي گويد: از چيزهايي كه در اين زمينه بايد بدانيم اين است كه معناي انتظار ظهور آن مصلح نجات بخش اين نيست كه مسلمانان در امر دين و احياي حق از ياري او دست بردارند و جهاد در راه دين و عمل به احكام آن را ترك كنند و دست روي دست بگذارند و وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را تنها به آن حضرت واگذارند، بلكه هيچ وقت تكليف و عمل به احكام شرعي از دوش مسلمانان برداشته نمي شود و پيوسته بر آنان واجب است بكوشند حقيقت را درك كنند و راه هاي صحيح وصول به آن را به دست آورند و تا زماني كه قدرت دارند، از زير بار مسئوليت امر به معروف و نهي از منكر شانه خالي نكنند و بر هيچ مسلماني روا نيست به بهانه اين كه منتظر مهدي(عج) است و او اصلاحگر كل و راهنما و بشارت دهنده است از عمل به واجبات دست بردارد. (18)
امام صادق(ع) مي فرمايد: هر كس بخواهد از ياران قائم باشد، بايد منتظر باشد و با پرهيزكاري و خوي هاي پسنديده عمل كند و اوست منتظر؛ پس هرگاه بميرد و قائم پس از مردنش بپاخيزد، پاداش او مثل كسي است كه دوران حكومت آن حضرت را درك كرده باشد. (19)
بنابراين، انتظار، حركت و عمل و عامل مقاومت است و سكوت و رضايت و عدم حركت، معناي واقعي انتظار نيست تا گروهي با چنين انتظاري جانب اباحيگري را بگيرند و از حقيقت شريعت محمدي دور شوند.
مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه

پانوشتها:
1- محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج اول، ص .178
2- صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، (قم، انتشارات حضرت معصومه(س)، ص .540
3- همان، ص .539
4- مرتضي مطهري، قيام و انقلاب حضرت مهدي(عج)، صص 54-.55
5- موسوي همداني، پاسخ به پرسشهاي ديني، (قم: دفتر انتشارات اسلامي)، ص .44
6- مرتضي مطهري، فلسفه تاريخ، (قم، انتشارات صدرا)، ج 1، ص 89-.90
7- قيام و انقلاب امام مهدي(عج)، صص 57-.58
8- محمدتقي موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، (قم: ايران نگين)، ج 2، ص .428
9- ر.ك: نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، خطبه .150
10- شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه ، ج 2، ص 357، باب ماروي عن الصادق ح 45.
11- مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، ص .295
21- كليني، الكافي، ج 1، ص 85.
31- كليني، همان، ص183، و محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص09.
41- محمدباقر مجلسي، همان، ج 25، باب 62، صص 307-308، ح 28.
51- محمدباقر مجلسي، همان، ج 25، ص .370
61- كليني، همان، ج 5، ص 65، ح 1.
71- آيت الله صافي، همان، ص .105
81- مظفر، عقايد اماميه.
9- ر.ك: محمد تقي موسوي اصفهاني، همان، ج 2، ص .219

 



وظايف منتظران

وظايفي چند براي منتظران متصور است كه به مهمترين آنها اشاره مي كنيم:
1-معرفت و شناخت امام(ع)
از مهمترين وظايف منتظران در برابر امام زمان(عج) شناخت آن حضرت است، منظور از شناخت امام، تنها شناخت ظاهري و حسب و نسب وي نيست، چه آنكه بسياري از كساني كه به دشمني و جنگ با ائمه(ع) برخاستند به طور كامل حسب و نسب و چهره ظاهري امام را مي شناختند، بلكه مقصود از معرفت و شناخت امام(ع) شناخت مقام امام و اعتقاد به امامت او و واجب الطاعه دانستن وي و واسطه ي نزول رحمت و الطاف الهيه قرار دادن است.
چنين معرفتي ما را با رمز عبوديت خالق هستي آشنا نموده و از بندگي طاغوت ها مي رهاند. روايات متعددي بر اين مهم تأكيد و دلالت دارند كه به پاره اي از اين روايات اشاره مي كنيم:
پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه». (كمال الدين، ج 2، ص 409)
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.
آري شناختن امام عصر(عج) شناختن خط حركت تكاملي و خصوصيات آن است و نشناختن اين خط يا مستلزم ركود است و سقوط يا انحراف و حركت در جهت ضد، و اينها همه دوري و دور شدن از هدايت است و سقوط در ورطه هلاك و جاهليت.
از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است كه: «روزي امام حسين(ع) بر ياران خود وارد شدند، بعد از حمد خداوند و درود بر پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
«اي مردم! خداوند بندگان را نيافريد مگر براي اينكه او را بشناسند زماني كه او را شناختند او را پرستش كنند و هنگامي كه او را پرستش كردند با عبادت او از بندگي غير او بي نياز مي شوند. شخصي سؤال كرد: اي پسر پيامبر! پدر و مادرم فداي شما باد معرفت خداوند چيست؟ فرمود: شناخت اهل هر زماني نسبت به امامشان، امامي كه طاعت او بر آنان واجب است». (بحارالانوار، ج 5، ص 312)
معرفت و شناخت امام عصر(عج) به اندازه اي اهميت دارد كه با وجود آن درك كردن ظهور آن حضرت و درك نكردن ظهور مساوي و يكسان شمرده شده و عارف به امام ثواب كسي را خواهد داشت كه در ركاب آنحضرت باشد چنانكه امام باقر مي فرمايد:
«هر كسي بميرد و امامش را شناخته باشد تقدم و تاخير اين امر (ظهور مهدي) او را زيان ندهد، اگر كسي بميرد و امام خود را شناخته باشد مانند كسي است كه در خيمه ي امام قائم(عج) همراه او باشد». (كافي، ج 2، ص 198)
از اين رو توصيه شده كه در عصر غيبت معرفت نسبت به امام زمان(عج) را از خداي متعال بخواهيد و مرتب چنين دعا كنيد: «اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفني نبيك فانك ان لم تعرفني نبيك لم اعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني». (كمال الدين، ج 2، ص 512)
بارالها خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناساني پيغمبرت را نخواهم شناخت بارالها! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناساني حجت تو را نخواهم شناخت، بارالها حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من نشناساني از دينم گمراه مي گردم.
2-انتظار فرج
از جمله وظايف مهم مردم در زمان غيبت انتظار فرج و چشم به راه ظهور دولت حق بودن است تا آنجا كه در روايات به عنوان برترين عبادت شمرده شده، پيامبر اسلام(ص) فرموده اند:
«با فضيلت ترين عبادت ها انتظار فرج است». (ينابيع الموده، باب 94، ص 397)
در پاره اي از روايات انتظار فرج از واجبات شمرده شده است چنانكه از عبدالعظيم حسني روايت شده كه گفت: «به سرورم حضرت محمد بن علي الجواد(ع) وارد شدم خواستم كه درباره ي قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او؟ پس خود حضرت آغاز سخن كرده به من فرمود: اي ابوالقاسم به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش انتظارش كشيده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومين از فرزندان من است». (كمال الدين، ج 2، ص 377)
3-غمگين بودن در فراق حضرت
از جمله ي وظايف منتظران، در دوران غيبت گريان بودن به خاطر آن حضرت است. از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمودند:
«به خدا قسم غايب مي شود امام شما زماني از روزگار و مردم آزموده مي شوند تا آنكه گفته مي شود مرد يا كشته شد و به كدام وادي رفت و هر آينه گريان مي شود بر او چشمان مؤمنان» (همان، ص 347)
و اين سرشك غم است كه از چشمان منتظران يوسف زهرا جاري است و هر بامداد جمعه در غم دوري قبله دلشان اينگونه مي سرايند:
«آيا كسي است كه مرا ياري كند تا به همراهي او ناله و گريه را طولاني كنم؟ آيا ناله كننده و بي تابي هست كه من بازاري او را در هنگام تنهائيش ياري و همراهي كنم؟ آيا در چشمي خار رفته است كه چشم من (در ناراحتي و اشك) با او هم دردي نمايد؟! (دعاي ندبه)
علت اين حزن و اندوه مي تواند امور ذيل باشد:
الف) غايب بودن آن حضرت و نرسيدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن ديدگان به نور جمالش با اين كه او در ميان مردم است و بر زواياي اعمال آشكار و پنهان بندگان اطلاع دارد. (النجم الثاقب، ص 424)
امام رضا(ع) در اين باره مي فرمايند:
«چه بسيار زنان و مردان مؤمني كه متأسف و محزون در وقت فقدان ما، معين حضرت حجت هستند». (همان، ص424)
ب) حزن و اندوه براي مظلوميت امام و دين مبين اسلام، زيرا آن مجسمه غيرت از يك طرف ظلم و ستم و بي عدالتي هاي روي زمين را مي بيند و نيز نظاره گر تشتت امت اسلام و هجوم دسيسه هاي شياطين و مقهورشدن دين قاهره است و از طرفي ديگر به واسطه مساعد نبودن زمينه ظهور و به واسطه اعمال ناپسند بشريت در پرده غيبت بسر مي برد و دستش از اجراي احكام و صدور الهي و جلوگيري از ظلم و بيداد ظالمان كوتاه است». (همان، ص 425)
نكته حائز اهميت اين است كه امامان معصوم نيز به خاطر غيبت امام زمان(عج) مي گريستند به عنوان نمونه سدير صيرفي مي گويد:
«به خدمت مولايمان امام صادق(ع) رفتيم و امام را در حال گريه و ناله ديديم او همچون مادر فرزند از دست داده مي گريست، اندوه از گونه هاي مباركش پيدا بود و رنگ چهره اش تغيير كرده بود اشك هاي او لباسش را خيس كرده بود و در اين حالت مي گفت: مولاي من غيبت تو خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است، مولاي من غيبت تو بلا و مصيبت مرا به فاجعه اي ابدي پيوند داده است». (كمال الدين، ج 2، ص352)
دل ز شوق ديدنت سوزد چو عود
از فراغت ديده بارد همچو رود
غرقه در سيلاب اشك و دل كباب
كس غريق شعله ور كي ديده بود
4- ياد حضرت
امام زمان(عج) به عنوان ذخيره الهي و رحمت واسع حق، نام و ياد شيعيان و منتظرانش را از خاطر نمي برد و لطف و عنايت آن حضرت مدام شامل حال و چراغ راه آنان است. چنان كه خود در نامه اي به شيخ مفيد چنين مرقوم فرموده اند:
«ما از رسيدگي به حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم». (الاحتجاج، ج 2، ص 598)
از اين رو جا دارد شيفتگان و چشم انتظاران قدوم مبارك آن حضرت هميشه به ياد حضرتش باشند. (ميزان الحكمه، ج 2، ص 209)
ياد كردن آن حضرت نمودهاي مختلف دارد كه به چند نمونه اشاره مي كنيم:
الف) توجه قلبي
منتظر واقعي كسي است كه دائم قلبش به عشق مهدي(عج) مي تپد امام كاظم(ع) فرمودند:
«خودش (وجود حضرت مهدي) از ديدگان مردم پنهان مي شود ولي ياد او از دل هاي مؤمنان مخفي نمي شود». (كمال الدين، ج 2، ص 368)
ب) صدقه دادن
شخص منتظر با صدقه دادن جهت سلامتي وجود مبارك حجت(عج) مراتب ارادات خود را به حضرت نشان مي دهد. و نيز عقل حكم مي كند كه دلدادگان به آن وجود مقدس، براي حفظ سلامتي اش تا آنجا كه توان دارند تلاش نمايند؛ زيرا دين و حيات آن، و عافيت انسانها و اصول ناموس عصر، مدار دهر آرامش زمين و سير افلاك در اين عصر به وجود حضرت حجه بن الحسن(عج) بستگي دارند چه آنكه امام صادق(ع) فرمود:
«اگر زمين بدون امام باشد فرو مي رود (و نظمش از هم مي پاشد». (كافي، ج 1 ص252)
پس بر كساني كه جز آن وجود مقدس كسي را لايق هستي و سزاوار عافيت و تندرستي نمي دانند لازم و حتمي است كه در صدقه دادن حفظ و سلامتي آن وجود مقدس، مقصود و موردنظرشان باشد».
قابل يادآوري است كه صدقه و دعا براي حضرت بايد مقدم بر صدقه و دعا براي خود انسان باشد چنانكه سيدبن طاووس خطاب به فرزندش فرموده اند:
«صدقه دادن از سوي حضرت را پيش از صدقه دادن براي خودت و عزيزان قرارده، و دعا براي حضرت را بر دعا براي خودت مقدم دار، و نيز در هر كار خيري كه مايه ي وفاي به حق آن حضرت است، آن بزرگوار را مقدم بدار كه سبب مي شود به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان كند». (مكيال المكارم، ج 2، ص 301)
ج) هديه دادن
منتظري كه به ياد امام منتظر است اعمال خيري كه انجام مي دهد ثوابش را به پيشگاه آن حضرت اهداء مي نمايد و يا اينكه به نيابت آن وجود اقدس كارهاي نيك مانند حج و عمره و طواف و... بجا مي آورد البته اين نه بدان جهت است كه آن حضرت محتاج ما است. چه آنكه آن حضرت خود زنده است و اعمال خير را به نحو احسن و مقبول انجام مي دهد و او را به اعمال ما حاجتي نيست بلكه اين اهداء اعمال خير ابراز ارادتي است از منتظران به حضور آن ذخيره الهي و همانطور كه سيدبن طاووس فرمودند موجب توجه آن حضرت و احسان او نسبت به اهداءكننده مي شود.
د) زيارت
زيارت آن حضرت، يكي ديگر از نمودهاي ياد وي مي باشد، البته اين زيارت اگر با آداب و ادعيه اي كه از ناحيه ائمه معصومين رسيده- مثل زيارت آل ياسين و... - پسنديده تر است.
هـ) دعا كردن
يكي ديگر از مصاديق ياد حضرت بقيه الله الاعظم(عج)، دعا براي آن حضرت است شيعه منتظر دعا براي تعجيل فرج و براي سلامتي حضرت مهدي(عج) را به عنوان يك تكليف و وظيفه مهم در عصر غيبت نبايد فراموش كند؛ زيرا دعا براي تعجيل فرج دعاي هميشگي پيامبراكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و ملائكه آسمان ها بوده و هست.
و در روايت آمده است كه امام صادق(ع) فرمودند:
«هركس بعد از نماز صبح و ظهر بگويد: خداوندا بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن، نميرد تا قائم را دريابد». (بحارالانوار، ج 68، ص 77)
دعا براي فرج امام زمان عامل رهايي از فتنه هاي عصر غيبت است چنانكه امام حسن عسكري(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند، مهدي(عج) غيبتي خواهد داشت كه در آن تنها كساني از هلاكت نجات مي يابند كه خداوند او را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براي تعجيل فرجش موفق كرده است». (منتخب الاثر، ص 288)
حضرت ولي عصر(عج) خود در توقيعي خطاب به اسحاق بن يعقوب شيعه منتظر را به اين وظيفه متوجه ساخته و فرموده است:
«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم». (الاحتجاج، ج 2، ص 545)
براي تعجيل فرج زياد دعا كنيد كه گشايش شما در فرج است.
بنابراين، دعا براي فرج آن حضرت علاوه بر آنكه اطاعت امر اوست در واقع دعا براي گشايش در كار خودمان است.
شخص منتظر علاوه بر دعا براي تعجيل فرج، وظيفه دارد براي سلامتي آن حضرت نيز دعا نمايد البته اين نه به جهت نياز آن ذخيره الهي به دعاي ماست بلكه اولا اين دعاكردن مقتضاي محبت و مراقبت در اداي حقوق آن حضرت است چنانكه از بعضي احاديث، اين مطلب استفاده مي شود.
ثانيا بالغ بر هشتاد فائده بزرگ دنيوي و اخروي به سبب دعا براي آن حضرت و طلب ظهور او حاصل مي شود. (ر.ك. به ابواب الجنات و ميكال المكارم)
5- يكي از وظايف منتظران مودت و دوستي محمد و آل محمد(ص) است. چه آنكه اين محبت آنقدر مهم است كه اجر زحمات و پاداش رسالت پيامبراكرم(ص) قرار گرفته است.
«بگو من از شما در برابر رسالتم مزدني طلب نمي كنم به جز دوستي و مودت نسبت به اهل بيتم». (شوري -32)
دراين ميان اظهار محبت و دوستي خصوصا به بازمانده ابراهيم خليل به عنوان وظيفه منتظران در روايات جايگاه خاصي دارد. در غايه المرام از حضرت رسول اكرم(ص) روايت شده كه فرمودند:
«در شب معراج خطاب از جانب حق جل جلاله به من رسيد كه آيا مي خواهي اوصياي خودت را ببيني؟ گفتم: بله، خطاب شد: نظر كن مقابل روي خود، چون نگاه كردم اشباح دوازده وصي خود را ديدم و حجت قائم مثل ستاره اي درخشان ميان آنها مي درخشيد. پس عرض كردم: خدايا اينها كيستند؟
خطاب شد: اينها امامان برحقند و آن كسي كه ميان آنان درخشان است قائم (عج) است كه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام مي كند (يعني احكام دين را ظاهر مي كند) و انتقام از دشمنان من مي كشد. اي محمد(ص) او را دوست بدار زيرا من او و هركس كه او دوست بدارد دوست مي دارم».
و) تجديد بيعت و ميثاق
وظيفه ديگر منتظر اين است كه با تجديد عهد و ميثاق مراتب سرسپردگي خود را به امام زمانش نشان دهد و براي تجديد عهد با منجي عالم دعاي عهد، ميثاق نامه اي شيوا و زيباست كه امام صادق(ع) درباره آن فرمودند:
«هركس چهل صباح اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم خواهدبود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداي تعالي او را زنده خواهدكرد تا در ركاب آن عزيز جهاد كند.»
اگر توفيق تجديد ميثاق هر روز نبود لااقل هرهفته وفاداري خود را با بيعت مجدد با امام عصر(ع) نشان دهيم كه براي تازه كردن بيعت روز جمعه زمان بسيار مناسبي است زيرا:
اولا: در روايت داريم كه فرشتگان، هرجمعه در بيت العمور جمع مي شوند و عهد و ولايت امامان را تجديد مي نمايند.
ثانيا: روز جمعه روزي است كه خداوند بر ولايت آنان از جهانيان پيمان گرفته است.
ثالثا: روزجمعه از جهات مختلفي (ولادت با سعادت حضرت، انتقال مقام امامت او، مختص شدن لقب قائم به وي در روز جمعه بوده و نيز ظهور او و پيروانش در جمعه خواهدبود) اختصاص به حضرت صاحب الامر دارد. (مكيال المكارم، ج2،ص17)

 



فلسفه تكريم و تعظيم نيمه شعبان

درمقاله زير نويسنده درباره اهميت و ضرورت تكريم و يادكرد يوم الله نيمه شعبان بحث نموده و دلايل اين يادكرد عظيم را درپاسخ به تشكيك برخي ها بيان كرده است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
ضرورت تعظيم شعائرالله درقرآن
يكي از پرسش هايي كه همواره ذهن برخي را به خود مشغول داشته و مي دارد اين است كه چرا مي بايست روزهاي خاص را جشن گرفته و به تكريم و تعظيم آن مشغول مي شويم؟ اين گونه اعمال چه سود و فايده اي براي ما و ديگران دارد؟ و دستاورد اين گونه جشن ها و بزرگداشت ها چيست؟ آيا تكريم و تعظيمي كه براي برخي از امامان(ع) نسبت به برخي ديگر با عظمت بيشتر و روزافزون تر انجام مي گيرد در حكم اهانت به ديگر اماماني نيست كه كمتر بدان اهتمام مي شود؟
خداوند درباره فلسفه تعظيم و تكريم روزهاي خاص مطلبي را در آيات قرآن بيان كرده است. در يكي از اين دسته آيات مي توان به آموزه هايي اشاره كرد كه خداوند نسبت به تعظيم و تكريم شعايرالله و يا يادكرد ايام الله بيان داشته است. از اين آيات مي توان به فلسفه و علت و حكمت اين گونه اعمال پي برد.
خداوند در قرآن مردم را به تعظيم شعائرالله و بزرگداشت ايام الله دعوت مي كند و مي فرمايد: ذلك و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب؛ اين كه هركسي شعائر الهي را بزرگ دارد به درستي كه چنين اعمالي از تقواي قلوب است (حج آيه 32)
در آيه 5 سوره ابراهيم نيز يادكرد پيروزي بر فرعون و رهايي از ظلم و ستم او و لشكريانش را، به عنوان ايام الله معرفي كرده و از مؤمنان مي خواهد كه اين روز را گرامي داشته و آن را ياد كنند؛ زيرا بزرگداشت چنين روزهاي موفقيت و پيروزي در حقيقت، پاسخي است به محبت و فضل الهي كه ايشان را از بلا رهانيده و از بند بردگي و عبوديت بشر نجات داده و به آنان استقلال و آزادي را هديه نموده است. از اين رو يادكرد آن روز به معناي شكر و سپاس از عنايت خاص الهي است و انسان مي بايست در برابر نعمت هاي الهي به ويژه نعمت هاي خاص چون پيروزي و رهايي، شكر الهي را به جا آورد. خداوند در اين آيه مي فرمايد: «و لقد ارسلنا موسي باياتنا ان اخرج قومك من الظلمات الي النور و ذكر هم بايام الله ان في ذلك لايات لكل صبار شكور.
كساني كه ايام الهي و روزهاي بزرگ را پاس مي دارند در حقيقت دين خويش را نسبت به كساني ادا مي كنند كه دراين راه زحمت كشيده اند و راه رهايي را براي ايشان فراهم نموده اند. از اين رو بزرگداشت اين روزها و ايام الله به معناي شكر و سپاس از همه كساني است كه در اين راه گام برداشته اند و بستري است تا ديگران در حال و آينده درهمين مسير حركت كنند و ارج و ارزش كار را درك نموده بدان اهتمام ورزند.
به سخن ديگر اهتمام امروز ما به كارهاي بزرگ ديروز درسي است براي آيندگان تا دريابند كه هيچ كار بزرگي از چشم مردم و تاريخ بيرون نيست و مردم همواره قدر و بهاي كار بزرگ را مي دانند و به كساني كه در اين راه گام برداشته و حتي شهيد شده اند ارزش و احترام مي گذارند و از آنان تجليل مي نمايند.
در داستان حضرت عيسي(ع) و حواريون وي مسئله عيد و جشن خاص مطرح مي شود كه بيانگر علل تكريم و بزرگداشت برخي از ايام الهي است.
خداوند در آيه 14 سوره مائده مي فرمايد: عيسي بن مريم گفت: پروردگارا! بر ما غذايي از آسمان فرو فرست تا براي اولين و آخرين ما عيد و آيه و نشانه اي از تو باشد و آن را روزي ما گردان كه تو بهترين روزي دهندگاني.
دراين جا حضرت(ع) از خداوند روزي و غذايي آسماني و بهشتي را براي خود و حواريون مي خواهد تا نشانه اي از خود او و همچنين دليلي باشد تا مردم به سبب آن جشن بگيرند و آن روز را عيد خويش قرار دهند. اين بدان معناست كه انسان همواره در جست و جوي دو امر است: اين كه خداوند را به گونه اي ادراك كند كه نوعي اطمينان حسي نيز همراه آن باشد. همين مساله موجب شد تا حضرت ابراهيم(ع) با آن كه آگاه به ملكوت آسمان و زمين بود از خداوند بخواهد تا به شكل محسوس و اطميناني چگونگي زنده شدن و معاد موجودات را نشان دهد كه مساله پرندگان و معاد آنها مطرح و در آيات قرآني گزارش مي شود. آن حضرت در بيان علت اين درخواست مي فرمايد كه ايمان به معاد و رستاخيز دارد ولي مي خواهد به اطمينان دست يابد و دست يابي به اطمينان در انسان به شكل حسي سازي آن ممكن و شدني است.(بقره آيه 260)
امر ديگري كه در داستان حضرت عيسي(ع) و حواريون وي مطرح مي شود اين است كه آنان در جست وجوي عيدي بودند تا بدان جشن بگيرند و شادماني كنند. اين جشن مي بايست به گونه اي باشد كه آنان را به ياد خداوند اندازد. از اين رو سخن از آيه و نشانه بودن به ميان مي آيد. در حقيقت شادي و شادماني و جشن را براي ياد كرد خداوند مي خواستند. اين مساله اي است كه در همه اعياد اسلامي چون فطر و اضحي (قربان) و عيد غدير و مانند آن مطرح مي شود. در حقيقت كساني كه به جشن و شادماني در روزهاي عيد مشغول مي شوند مي كوشند تا ياد كرد خداوند را به شكل جمعي و گروهي داشته باشند.
تكريم نيمه شعبان و ايمان به غيب
يكي از كاركردها و آثار تكريم و تعظيم اعيادي چون نيمه شعبان، تاكيد مومنان به مساله غيب است. آيات نخست سوره بقره بيان مي كند كه قرآن هدايت براي متقين است. متقين كساني هستند كه از پلشتي ها به دور هستند و بر فطرت پاك الهي هم چنان باقي مانده اند ولي آنان اين استعداد و ظرفيت را دارا مي باشند كه در مسير هدايت قرآن و آموزه هاي وحياني قرار گيرند و بتوانند در مسير صراط مستقيم وحي الهي گام بردارند. از اين رو در اين آيات بيان مي شود كه آنان مي توانند به اموري چون غيب ايمان آورند. اين ظرفيتي است كه در نهاد متقين به طور فطري نهفته است.
يكي از مسايل غيب و بلكه مهم ترين مساله غيبي افزون بر قيامت و رجعت و مانند آن، غيبت امام زمان(عج) است كه در روايات نبوي و علوي و ديگر معصومان(ع) مطرح شده است. كسي كه به بزرگداشت و تعظيم شعائر نيمه شعباني مي پردازد در حقيقت باور خويش را به غيبت امام زمان(عج) به شكل علني و عيني بازگو مي كند.
در آيات قرآني براي صراط مستقيم، نشانه هايي بيان شده است كه يكي از مهم ترين آن ها، پيروي از راه پيامبر در ميدان عمل و حضوراست: (انعام آيه 153)
كسي كه بخواهد در عمل نشان دهد كه در مسير صراط مستقيم گام برمي دارد مي بايست از عمل پيامبر(ص) پيروي كند وگرنه در راه وي بودن لقلقه زباني بيش نيست. كسي كه ايمان به غيب امام زماني دارد و بر اين باور است كه آن حضرت(عج) زاده شده است و در جهان موجود است و در پرده غيبت است مي بايست در عمل نشان دهد كه بر چنين باوري استوار است.
تكريم نيمه شعبان، همان تكريم رسول الله است
بزرگداشت نيمه شعبان در حقيقت عمل و نشان دادن ايمان واقعي به آموزه هاي وحياني و نبوي درباره وجود و ظهور امام زمان و ايجاد حكومت جهاني عدالت محور اوست.
برخي در نحوه و چگونگي بزرگداشت نيمه شعبان تشكيك مي كنند كه چرا درباره آن حضرت(ع) اين گونه تجليل مي شود كه در حق پيامبر(ص) و يا ديگران معصومان(ع) نمي شود؟
در پاسخ بايد گفت كه اولا تكريم آن حضرت(عج) عين تكريم و تعظيم رسول خداوند(ص) است. پرسش اين است كه اگر خداوند فرشتگان را به سجده بر آدم امر و فرمان داده است مي توان به دليل اين كه سجده جز بر خدا جايز نيست از آن تمرد كرد و سرباز زد و گفت كه اهل توحيد مي بايست جز بر خدا بر كسي سجده نكند؟
اگر سجده بر آدم جايز نباشد به حكم توحيد بنابراين مي بايست گفت كه ابليس از فرشتگان موحدتر بوده است و مي بايست ابليس را جايزه بزرگ بر كارش داد در حالي كه خداوند او را به كفر متهم مي كند كه از دير باز بر آن بوده و اكنون آن را ظاهر نموده است؛ زيرا سجده بر آدم در حقيقت سجده بر خداي يگانه و پذيرش حكم ولايي اوست.
در اين جا تكريم از امام غايبي كه از چشم ها نهان است در حقيقت اعلان اين مطلب است كه ما بر چيزي كه نديده ايم به سبب بيان پيامبر(ص) بدان باور داشته و در عمل آن را نشان مي دهيم.
دوم اين كه هر جايي كه انسان گرفتار تشكيك و ترديد شده است مي بايست بر آن تاكيد شود تا ترديدها از ميان برود. در جايي كه حتي برخي از به ظاهر شيعيان در به دنيا آمدن او تشكيك مي كنند و يا برخي از مسلمانان اين مساله را باور ندارند تكريم و تعظيم و برپايي جشن هاي بزرگ و پرزرق و برق براي اعلان جهاني تولد وي و برگزاري جشن ميلادش مي تواند بر ايمان ما و ديگران بيافزايد.
به هر حال مي بايست بر تكريم و تعظيم اين روز بيش از پيش تلاش كرد و آن را به جشن ميلادي جهاني تبديل نمود و هر كوي و برزني را آذين بست و به ياد او ياد كرد نشانه اي بزرگ از خدا را در دل ها زنده نمود. اين جشن ها در حقيقت ياد كرد آيه عظيم خداوندي و بقيه الله في الارضين است.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14