(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 12 شعبان 1429 - 14 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189157
 

چهره هفته
المنار در مصاف با امپرياليسم رسانه اي
درباره آيين نامه بهينه سازي حضور زن در سينما بايدها و نبايدهاي اجرايي يك آيين نامه مثبت
ناراحتي بي بي سي از آيين نامه بهينه سازي حضور زن در سينما
انتظار موعود در سينما
هاليوود نگاهي از درون-1
نامه رسيده
رويدادها
جوابيه روابط عمومي معاونت امور سينمايي



چهره هفته

باشه آهنگر؛پديده جديد سينماي دفاع مقدس
رضا چاوش

فيلم « فرزند خاك » به كارگرداني محمد علي باشه آهنگر كه اين روز ها بر پرده سينماهاي كشور به نمايش در آمده است ، گوياي اين نكته است كه سينماي دفاع مقدس همچنان بهترين گونه سينمايي براي طرح مسائل روز است.
باشه آهنگر با توليد اين فيلم خود را به عنوان پديده جديد سينماي دفاع مقدس نشان داده است. « فرزند خاك» از جمله آثار تحسين شده بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر است كه توانست در آن جشنواره نامزد سيمرغ در هفت رشته شود. اين فيلم در نهايت سيمرغ هاي بهترين فيلم با نگاه ملي ، بهترين بازيگر نقش مكمل زن، بهترين فيلمنامه معنا گرا وديپلم افتخار بخش بين المذاهب را در يافت كرد. همچنين در جشن منتقدان سينماي ايران كه تير ماه امسال برگزار شد باشه آهنگر برنده جايزه بهترين كارگرداني بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر شد.
محمدعلي آهنگر متولد 1341 دزفول، فارغ التحصيل كارگرداني سينما از دانشكده سينما تئاتر است. وي فعاليت هنري اش را با نويسندگي، كارگرداني و بازيگري در تئاتر آغاز كرد و چندين فيلم كوتاه و تعدادي فيلم مستند ساخت. آهنگر نخستين بار در سال 1377 به عنوان دستيار كارگردان با حميدرضا آشتياني پور در فيلم «شعله هاي خشم» همكاري كرد و سپس با نگارش فيلمنامه مشتركي با محمدرضا گوهري به نام«پرواز بر فراز بام ها» گامي ديگر نهاد. نبات داغ و نيمه گمشده فيلم هاي قبلي اوست.
گفتني است فرزند خاك در جشنواره فجر مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت . اين روزها نيز درحال رقابتي سخت با فيلم هاي تجاري و عامه پسند است كه تا كنون با اقبال خوبي روبرو گرديده است.

 



المنار در مصاف با امپرياليسم رسانه اي

نگاهي به عملكرد شبكه المنار به مناسبت دومين سالگرد پيروزي لبنان در جنگ 33 روزه

ميثم محمدي

با توجه به اينكه امروزه جنگ نظامي هزينه هاي سنگيني را براي دولت ها رقم مي زند و نتايج سياهي در پي دارد، در دهه هاي اخير بيشتر دولت ها رو به تبليغات و گسيل داشتن جنگ رواني از طريق رسانه به سوي يكديگر آورده اند. اين مسلم است كه هر كشوري از اين قافله عقب بماند، قافيه را در جنگ باخته است. به اين بهانه نگاهي مي اندازيم به شبكه تلويزيوني المنار لبنان كه وابسته به تشكيلات حزب الله لبنان است و تا به امروز روندي صعودي را طي كرده است.
سومين شبكه برتر عرب
روزي روزگاري در حاشيه جنوب بيروت، پايتخت لبنان شبكه اي راديويي وجود داشت كه صداي آن چنان رسايي در ميان رسانه ها نداشت. مقامات حزب الله به اين مي انديشيدند كه بايد چاره اي يافت تا بتوان در برابر دسيسه ها و ترفندهاي رسانه هاي دول استعمارگر و هجمه تبليغاتي منفي كه به سوي آنها روانه شده ايستادگي كنند و در واقع وارد گود مبارزه رسانه اي با دشمن شوند. درنتيجه اين تمهيدات اعضاي حزب الله بود كه در 3 ژوئن سال 1991 ميلادي شبكه تلويزيوني المنار اعلام موجوديت كرد و نخستين برنامه آن روي صفحه تلويزيون به نمايش درآمد. شايد در آن روزهاي آغازين و نوپايي اين شبكه هيچ كس فكرش را هم نمي كرد كه برنامه هاي آن در سطح داخل سرزمين لبنان هم مورد توجه قرار گيرد. اما زماني كه از سال 2000 ميلادي پخش ماهواره اي آن در پي خارج شدن نيروهاي نظامي اسرائيل از جنوب لبنان آغاز شد، دولت هاي مخالف حزب الله پس از مدتي احساس خطر كردند و در پي نابودي اين شبكه برآمدند. چون منافعشان در خطر بود و چه سنگ ها كه پيش پاي عوامل گرداننده المنار نيانداختند، دريغ از اين كه ديگر حزب الله و شبكه المنار الهام بخش يكديگر بودند و دوشادوش با يكديگر در جنگ عليه صهيونيست ها و استبداد حركت مي كردند. كار به آن جا رسيد كه امروزه اين شبكه مورد توجه جهان عرب است و پس از الجزيره و العربيه كه با هزينه هايي بسيار فراتر از المنار به كار خود ادامه مي دهند، در جايگاه سوم در ميان شبكه هاي عربي فعاليت خود را دنبال مي كند.
تلاش غرب براي توقف المنار
اين شبكه چيزي بيش از 300 كارمند در اختيار دارد كه از كشورهاي لبنان، مصر، اردن، فلسطين، مراكش، سوريه و آمريكا اخبار وبرنامه هاي مختلف را پوشش مي دهند.
المنار تنها حدود 20 خبرنگار فعال در حوزه خارج از كشور دارد كه اخبار مختلف را در حوزه هاي گوناگون پوشش مي دهند و به تهيه و توليد و انعكاس رويدادها در سطح بين المللي مي پردازند. بايد گفت كه نيروهاي شبكه در بهترين مراكز آموزشي در كشورهاي غربي و در رسانه هاي معتبر، دوره هاي آموزشي را پشت سرگذاشته اند.
المنار برنامه هاي خود را 24 ساعته به روي آنتن مي فرستاد تا اينكه هر روز برد آن وسيع و وسيع تر شد. ديگر صداي حزب الله، سربازان و طرفداران آن به راحتي به گوش جهانيان مي رسد.
و چيزي بيش از 20 ميليون مخاطب به تماشاي گزارش ها و پيام هاي مختلف حزب ا... و همچنين نشست هاي اين حزب در زمينه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي نشستند.
ديگر زمان آن فرا رسيده بود كه خبرنگاران، گزارشگران، تصويربرداران و عكاسان شبكه هم لباس رزم بر تن كنند و در جنگ رسانه اي بر عليه دشمن و خنثي كردن جنگ رواني آنها از هيچ تلاشي فروگذار نكنند. ولي تنها يك ماه از قرارداد پخش برنامه هاي شبكه از طريق ماهواره اروپايي يوتل ست فرانسه نگذشته بود كه فشار صهيونيست ها كه وجهه پوشالين و كاذب خود را در معرض خطر مي ديدند باعث شد تا فرانسوي ها المنار را محكوم به پخش برنامه هاي تفرقه انگيز و نژادپرستانه كرده و به اين بهانه مديران شبكه را تهديد به توقف پخش برنامه هايش كنند. سرانجام شوراي عالي رسانه هاي فرانسه كه از سوي لابي هاي صهيونيست مورد فشار قرار داشت خواهان توقف پخش از طريق ماهواره يوتل ست شد، تا اينكه شوراي دولتي فرانسه دستور توقف را صادر نمود و بيننده هاي اروپايي را از تماشاي برنامه هاي شبكه المنار محروم كرد.
در مصاف با امپرياليسم
اما اين پايان كار نبود. تاثير برنامه ها روي مخاطبان چنان بود كه آنها از طريق شبكه هاي اينترنتي به دنبال وقايع و رويدادهاي به نمايش درآمده منطقه بودند. استفاده از شبكه هاي اينترنتي هم گامي بود براي اعتلاي نام اين مجراي ارتباطي حزب ا... با مخاطبانش كه كشف واقعيت ها و نمايان ساختن چيستي و ماهيت دشمنان، بخصوص آمريكا و صهيونيسم را در رأس برنامه هايش قرار داده بود. اين شبكه در شرايطي كه مهمترين رسانه هاي خبري دنيا كه منتسب به دولت هاي پيشرفته غربي بودند، مورد سانسور قرار داشتند، بدون سانسور خبري به اطلاع رساني خود ادامه داد و همين صداقت دليلي بود تا اين شبكه در ميان مخاطبانش جلب اعتماد كند و حتي با برخي از برنامه ها و انعكاس گزارش ها و سخنراني هاي سران حزب ا... با زبان هاي مختلف، كه از آن نمونه مي توان به سخنراني هايي با زيرنويس به زبان عبري اشاره كرد كه باعث شده بود حتي اين شبكه در ميان اسرائيلي ها نيز مورد اعتماد واقع شود و بيننده داشته باشد.
پخش مبارزات نيروهاي حزب ا... و فلسطين و همچنين درج آرم شبكه فلسطين در برهه اي از زمان كه دفتر اين شبكه مورد حمله قرار گرفته بود، به نمايش درآوردن فيلم ها و نماآهنگ ها و سرودهايي كه با اشعاري با درون مايه مقاومت در خانه هاي مردم لبنان طنين مي انداخت و به نمايش درآوردن سربازاني كه در راه آزادي به شهادت مي رسند، از طرفي روحيه ايستادگي را در سربازان حزب ا... زنده مي كرد و از سويي ديگر رعشه بر اندام سربازان و حتي افسران صهيونيست مي انداخت. انعكاس سخنراني هاي سيدحسن نصرا... رهبر حزب ا... لبنان كه مردم را به قيام در برابر ظلم فرامي خواند و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل سر مي دهد، خون شهامت و شهادت را در رگهاي سربازان حزب ا... به غليان مي اندازد و نفس را در سينه مستكبران حبس مي كند.
نقش المنار در تزلزل روحيه سربازان و سران صهيونيست در خلال جنگ هاي 33 روزه غيرقابل چشم پوشي است، در حالي كه اين شبكه در طول جنگ بارها مورد حمله نظامي قرار گرفت، ولي به دليل تدبير صحيح و هوشمندانه مديران شبكه و قراردادن تجهيزات و فرستنده ها در جايي مطمئن در مسير مقاومت به راه خود ادامه داد.
حال طبيعي است كه كشورهاي پشتيبان امپرياليسم خبري، مادامي كه با رشد شبكه اي رو برو مي شوند كه مستقل و با همت به جايگاه مهمي رسيده است، به اقداماتي چون جلوگيري از ورود مديران اين شبكه ها براي حضور در جلسات مختلف دست زنند و آنها را شبكه هاي تروريستي قلمداد كنند و اقدام به دستگيري و زنداني كردن خبرنگاران و گزارشگران مختلف آن كنند و دست آخر مدعي جامعه بازاطلاعاتي هم مي شوند.

 



درباره آيين نامه بهينه سازي حضور زن در سينما بايدها و نبايدهاي اجرايي يك آيين نامه مثبت

آرش فهيم

تدوين آيين نامه اي اجرايي براي نحوه به نمايش درآمدن زن در آثار سينمايي، يكي از الزامات فرهنگي كشورمان بود كه به تازگي اتفاق افتاده است. چه اين كه، اعتبار سينماي ايران ايجاب مي كند كه تصويري در شأن زنان سرزمينمان ارائه كند.
استفاده ابزاري از زن در فيلم هاي سينمايي، اقدامي غيرانساني است كه مرام رسانه اي ليبرال-سرمايه داري محسوب مي شود. اين كار از تبعات رسوخ تفكرات اصالت سود و اصالت لذت است. هرچند در سينما و تلويزيون غرب، به خصوص در تبليغات تجاري و فيلم هاي سينمايي، اين كار رايج است، اما قطعاً با مرام متعالي و انساني اسلامي در تضاد است.
اين كه عده اي سياستگذاري در زمينه سالم سازي حضور زن در سينما را محدود نمودن زنان مي دانند، تنها يك ژست روشنفكر مآبانه است. مدعيان اين سخن، در اصل در پي استثمار جنسي زن، جهت مقاصد سياسي و اقتصادي خود هستند.
آيين نامه اجرايي اصول و سياست هاي بهينه سازي حضور زن در سينما، اقدام مثبت و جديدي در اين زمينه است كه هرچند دير، اما بالاخره تصويب شد. اين آيين نامه در 3 فصل در معاونت سينمايي وزارت ارشاد تنظيم شده است. آيين نامه اي كه به استناد مصوبه فروردين ماه سال 1382 شوراي فرهنگي-اجتماعي زنان در شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اهداف كلي، اهداف تفصيلي، اصول سياست ها و سياست هاي راهبردي تهيه گرديده.
اولين نكته در مورد اين آيين نامه، تلاش براي اجرايي نمودن آن است. چه بسيار آيين نامه هايي از اين دست كه سالانه در كشورما تدوين مي شوند. اما يا به دست فراموشي سپرده مي شوند و يا در فراز و نشيب هاي كارهاي اداري گير مي كنند. همچنان كه در اين آيين نامه راهبردهاي اجرايي آن روشن نيست و معاونت سينمايي وزارت ارشاد در اولين اقدام بايد مشخص كند كه اهداف اين آيين نامه چگونه بايد عمل شوند و همچنين كارگروه هايي را براي پي گيري و نظارت بر آن ترتيب دهد.
نكته ديگر اين است كه بسياري از تعابير اين آيين نامه، بسيار كلي هستند. مثلا هدف «ترسيم وضعيت مطلوب در خصوص زنان در سينما» عبارتي بسيار كلي است. چون وضعيت مطلوب نزد هر كس به شكلي است. تمام فيلمسازان مدعي هستند كه به ترسيم وضعيت مطلوب در خصوص زنان در سينما مي پردازند. به همين دليل اين هدف بايد به طور دقيق تعريف شود.
مسئله اصلي اين آيين نامه اين است كه دستورالعملي خام است. به همين دليل گروهي از كارشناسان خبره و متعهد و دين شناس سينمايي بايد براي عملي نمودن آن، الگوهايي قابل تعريف در زمينه سينما را طراحي كنند.
به عنوان مثال يكي از بخش هاي مهم اين آيين نامه، اصول و سياست هاي ده گانه است كه اصل اول آن، استفاده صحيح و اصولي از حجاب به عنوان نماد فرهنگي ديني و ضامن مصونيت اخلاقي و رواني در جامعه است. اما معلوم نشده كه رعايت حجاب در سينما يعني چه؟ اگر بگوييم فيلم هاي سينمايي بايد همان حد و حدودي را كه شرع در زمينه پوشش بانوان تعيين كرده رعايت كنند، اگر چه درست است، اما كامل نيست. چه بسيار فيلم هايي كه در آن ها پوشش زنان كاملا رعايت شده و حتي تار مويي هم بيرون نيامده، اما تأثيري كه در نهايت بر مخاطب گذاشته بسيار منفي بوده است. سينما هنر- صنعتي تصويري و پيچيده است و به عبارت بهتر به يك جادو مي ماند. بنابراين نمي توان با احكامي كلي آن را كنترل كرد. در يك فيلم بسياري از حالات از طريق مجموعه اي از عوامل نظير حركات دوربين و نوع نماها و قاب ها، نورپردازي، صداگذاري، حركات بازيگران و... ايجاد مي شود. پس صرف حذف كردن برخي موارد نمي توان انتظار پاك شدن سينما را داشت. بلكه بايد بيش از اين كار علمي و كارشناسانه نمود.

 



ناراحتي بي بي سي از آيين نامه بهينه سازي حضور زن در سينما

سايت خبري فارسي بي بي سي، با انتشار يادداشتي درباره آيين نامه اجرايي اصول و سياست هاي بهينه سازي حضور زن در سينما، ناراحتي خود را نسبت به آن ابراز كرد.
بنگاه سخن پراكني دولت انگلستان در اين يادداشت با عنوان منفي «زنان در سينماي ايران محدود مي شوند؟» سعي كرد، تلاش براي حذف عناصر غيراخلاقي و ضدانساني از سينما را محدود شدن حضور زن در سينما تلقي كند.
بي بي سي همچنين در اين يادداشت از عملكرد دولت قبلي در زمينه افزايش ابتذال در سينما تقدير كرد.
ترويج مسائل غيراخلاقي و خشونت آميز از طريق هنر و سينما، يكي از ابزارهايي است كه دولت هاي استعماري از آن براي هرزه و سست باور نمودن جوانان و جلوگيري از خودآگاهي و بيداري مردم استفاده مي كنند.
دستگاه هاي سينمايي وابسته به دولت هاي غربي، از جمله انگلستان، همواره در فيلم هايشان از زن به عنوان كالايي تجاري استفاده ابزاري نموده و سعي نموده اند از اين طريق به اهداف شوم سياسي و اقتصادي خود دست يابند.
توهين به مقام جانبازان در يك فيلم
روزنامه جوان در نقدي با عنوان «هميشه پاي پول در ميان است» بر فيلم جديد كمال تبريزي، اين فيلم را توهيني به مقام والاي جانبازان دانست.
در اين نقد كه خطاب به شخص تبريزي نوشته شده است پرسش هايي از كارگردان «هميشه پاي يك زن در ميان است» شده به اين شرح كه: «چرا شخصيتي اين چنيني در فيلم، كه سابقه اخلاقي و مزور بودن وي مشخص است بايد خود را يك جانباز جا بزند؟ آقاي كارگردان، چرا فرد متقلب را جانباز نشان داديد، نه كارگردان و هنرمند؟ چرا كسي كه قرار است در فيلم، مشكل اخلاقي داشته باشد، بايد تحت لواي يك جانباز باشد؟» اميد است، همان گونه كه جوان به اين صراحت از كمال تبريزي پرسش نموده، تبريزي نيز شجاعانه به اين گونه پرسش ها و انتقادات پاسخ دهد.
توصيه هايي به سريال هاي ماه رمضان
روزنامه جمهوري اسلامي، طي مقاله اي درباره سريال هاي ماه مبارك رمضان كه اكنون در حال توليد هستند و از ابتداي ماه رمضان از سيما پخش خواهند شد، نوشت: در سال هاي اخير به همت مسئولان سازمان صداوسيما مردم متنوع ترين و مفرح ترين برنامه هاي تلويزيوني را در ماه مبارك رمضان به تماشا مي نشينند.
اين مقاله ضمن تاكيد بر نظارت دقيق تر، به مسئولان رسانه ملي هشدار داد: برخلاف ادعاي مسئولان صداوسيما، نظارت دقيق و جامعي به توليدات سيما، به خصوص در بخش فيلم و سريال قبل از زمان پخش از شبكه هاي تلويزيوني وجود نداشته و مسئولان اين سازمان گاه تلاش مي كنند تا مشكلات احتمالي سريال ها را متوجه كارگردانان كنند. اگر چه وجود مشكلات مستقيما به كارگردان نيز بازمي گردد، اما پرسش اينجاست كه چرا سيما مجوز پخش فيلم هايي را صادر مي كند كه پيش از پخش وظيفه نظارتي بر آن ها به درستي انجام نگرفته است؟
اين مطلب همچنين درباره سريال هايي كه به شيطان مي پردازند به مديران سيما توصيه نموده كه: خوب است مسئولان صداوسيما به اين موضوع نيز توجه داشته باشند كه براساس عرفان يهوديت و جرياني كه به شدت در سينماي هاليوود بر آن تاكيد مي شود شيطان موجودي بسيار قوي و گاه شكست ناپذير معرفي مي شود كه نتيجه آن گرويدن خيل كثيري از غربيان به آداب شيطان پرستي است.
محمد اباذري

 



انتظار موعود در سينما

اميد صدرايي

فرانسيس فوكوياما، نظريه پردازي كه به طراح ايده جنگ تمدن ها معروف است چندي پيش در كنفرانس اورشليم درباره تشيع گفته بود: «شيعه پرنده اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده اي كه دو بال دارد. يك بال سبز و يك بال سرخ. بال سبز اين پرنده «مهدويت» و عدالت خواهي است و بال سرخ آن شهادت طلبي است كه ريشه در حماسه كربلا دارد و اين دو شيعه را فناناپذير كرده اند.»
مي توان اين گفته فوكوياما را به گونه اي ديگر تعبير كرد كه شيعه راهي است كه مبدأ آن كربلاست و مقصدش رسيدن به جامعه آرماني مهدوي است. به عبارتي اين دو طرف، هويت شيعه را پديد آورده است. از همين رو است كه امروز در غرب و به خصوص در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي آمريكا، امام زمان(عج) شناسي بسيار اوج گرفته است. چون كه قصد مقابله با آن را دارند.
هراس آمريكايي ها از انتظار شيعيان و ظهور موعود آنها، در سينماي اين كشور نيز خودنمايي مي كند. آنها به نبردي پاياني بين خودشان با ما اعتقاد دارند. به همين دليل نيز در اين زمينه به صورت مداوم كار فرهنگي مي كنند. اين جريان در هاليوود به فيلم هاي آخرالزماني معروف شده. آثاري كه آمريكا در آنها به ترسيم جنگي نهايي بين خودشان به عنوان جبهه حق و دشمنانشان- كه آشكارا مسلمان و شرقي هستند- مي پردازد. «آرماگدون»، «ماتريس»، «ارباب حلقه ها» و... نمونه هاي معروف اين نوع فيلم ها هستند. از نمونه هاي اخير نيز مي توان به فيلم هايي چون «بيولوف»، «هري پاتر»، «قطب نماي طلايي»، «نارنيا»و ... اشاره كرد.
در اين فيلم ها از يك طرف باورهاي مسيحيت صهيونيسم در زمينه پايان تاريخ تبليغ مي شود و از طرف ديگر، تصويري هيولاوار و ترسناك از طرف مقابله ارائه مي گردد. اين فيلم ها گوياي اين هستند كه آمريكايي ها سينما را جز در خدمت اهداف سياسي نمي خواهند و باورهاي عقيدتي و ايدئولوژيك خود را -از جمله در مورد آخرالزمان- در فيلم هايشان بيان مي كنند. اما در اين جنگ نرم فرهنگي، كشور ما فعلاً سكوت كرده است. سكوتي كه نوعي انفعال در زمينه پرداختن به مسئله انتظار موعودو آخرالزمان را در سينما به وجود آورده است.
در حالي كه جبهه مقابل ما از تمام ابزار فرهنگي و هنري براي القاي حقانيت خودش و ارائه تصويري مخدوش از امام زمان(عج) استفاده مي كند، در سينماي ما تقريباً هيچ فيلمي به اين موضوع به شكل جدي نپرداخته است. براساس خبرهاي اعلام شده، جريان مسيحيت صهيونيسم كه امروز بر آمريكا حاكم است، بودجه اي ميلياردي براي شناسايي امام زمان(عج) شيعيان و راه هاي مقابله با آن اختصاص داده است، كه فيلم هاي اشاره شده هم بخشي از آن است. اما در كشور ما و در شرايطي كه رهبر انقلاب بارها بر مهندسي فرهنگي تأكيد كرده اند، هيچ سياستگذاري و برنامه ريزي درستي در سينما براي به تصوير كشيدن آخرالزماني مطابق باورهاي اسلامي و شيعي نشده است.
در حالي كه سينما يكي از بهترين ظرفيت ها براي به تصوير كشيدن انتظار موعود در ميان شيعيان و فرهنگسازي در اين زمينه است. حتي به اين وسيله مي توان به انتشار انديشه عدالت طلبانه و آزادي خواهانه مهدوي، در سايركشورها پرداخت و زمينه را براي پيشبرد سياست هاي كشورمان در عرصه خارجي فراهم كرد.
البته براي به تصوير كشيدن موضوع مهدويت، صرفاً لزومي به محدود شدن به مسائل ماورايي و فانتزيك نيست. بلكه مي توان در قالبي رئال و حتي درباره مسائل روز جامعه، با نگاهي آرمانگرايانه و چالشي مبحث انتظار را مطرح كرد. انتظار موعود در سينما، يعني تقابل حق و باطل. يعني رهايي و اعتلاي انسان.

 



هاليوود نگاهي از درون-1

صهيونيسم ؛ عامل فساد سينماي آمريكا

هاليوود با بيش از يك صد سال قدمت به عنوان مهمترين توليد كننده آثار سينمايي جهان با ساخت سالانه 700 فيلم، به ويژه در سال هاي اخير با نهادينه كردن فساد اخلاقي، استفاده ابزاري سياستمداران جنگ طلب آمريكا از آن و ترويج انديشه صهيونيستي جايگاه هنري خود را به شدت تنزل داده است.
اگرچه هاليوود خيلي زود توانست پله هاي شهرت را در سطح جهان يكي پس از ديگري طي كند، ولي ارزش هاي اخلاقي و معنوي روز به روز در اين عرصه كم رنگ و كم رنگ تر شد، تا جايي كه كه خود آمريكايي ها و حتي هاليوودي ها بارها به اين مسئله اذعان داشته اند.
هنرمندان هاليوود در كتاب ها و حتي فيلم هاي خود به اين مسئله اعتراف كرده اند تا آنجا كه هنري فورد، بنيان گذار كارخانه خوردو سازي فورد، هشتاد سال پيش از اين، يعني در حاليكه تنها قريب به دو دهه از تاسيس هاليوود گذشته بود، در روزنامه ديربون اينديپندنت، از جريان سازماندهي شده و نظام مندي سخن گفت كه تدريجاً با ترويج ليبراليسم اخلاقي و تساهل اعتقادي، جامعه آن روز آمريكا را به سمت فساد و تباهي سوق مي داد.
البته هنري فورد معتقد بود كه اين جريان كه در راس آن يهوديان هستند، تنها به اقتصاد محدود نشده و ساحت فرهنگ و هنر و رسانه هاي جمعي را نيز در بر مي گيرد. «فورد»، سينماي آمريكا (هاليوود) را ماهيتاً صهيونيستي مي دانست و آن را مهم ترين و مؤثرترين ابزار تبليغي يهوديان بر مي شمرد. او بر اين باور بود كه صهيونيست ها از طريق سينما سعي در تخريب و انهدام ارزش هاي اخلاقي و مباني اعتقادي جامعه آن روز آمريكا دارند.
او بارها متذكر شده بود كه اين نه يك انحطاط طلبي، بلكه يك توطئه حساب شده و ويرانگر است كه جامعه آمريكا را احاطه كرده است.
كنث انگر، نويسنده و كارگردان آوانگارد سينماي آمريكا، نيز در كتابي تحت عنوان بابيلون هاليوود، پرده از زندگي تاسف بار بسياري از مشاهير هاليوود برداشته است. او در اين كتاب به فساد اخلاقي هاليوودي ها، رواج بي حد و حصر اعتياد و قاچاق مواد مخدر و وقوع قتل و جنايت و اقدام به خودكشي برخي از چهره هاي مطرح اين صنعت سينمايي اشاره مي نمايد و كم رنگ شدن ارزش هاي اخلاقي در هاليوود را عامل تمامي اين بدبختي ها مي داند.
در فيلمي هاي چون «كوكب سياه»، «8 ميلي متري»،«جاده مالهالند»، «فساد اخلاقي: هاليوود» ساخته «ماركوس اونس» و چندين فيلم ديگر نيز به گوشه هايي از فساد در هاليوود اشاره شده است.
اين مسئله تا بدانجا پيش رفته است كه اهالي سينماي هاليوود و همچنين رسانه هاي آمريكايي نيز بارها به اين مسئله اعتراف كرده اند.
«گوئينت پالترو»،بازيگر هاليوودي، ضمن اشاره به كم رنگ شدن ارزش ها در هاليوود، به اين مسئله اعتراف مي كند كه زنان در هاليوود تنها ابزاري تجاري براي هرچه بيشتر به قدرت رسيدن روساي اين صنعت سينمايي هستند.
شبكه سي بي اس آمريكا نيز در يكي از برنامه هاي سال گذشته خود، شكست هاي مكرر گيشه هاليوود را ناشي از ابتذال جنسي رايج در اين صنعت سينمايي دانست. به گزارش فارس، فساد و رواج ضد ارزش ها در هاليوود طي دهه هشتاد تا بدانجا پيش رفت كه در اين دهه افراد براي ورود به اين صنعت سينمايي خود را هم جنس باز و يا دو جنسي نشان مي دادند، آنچنانكه براساس آماري كه توسط برخي از رسانه هاي غربي منتشر شد، تخمين زده مي شود كه 35 درصد از اعضاي جامعه سينمايي آمريكا همجنس باز باشند كه از جمله آنها مي توان به «رامون ناوارو»، يكي از بازيگران نقش «بن هور» اشاره كرد كه تمايلات هم جنس بازانه اش سرانجام منجر به قتل او شد.
البته اين خصوصيت ضد اخلاقي در سينماي هاليوود، امروزه نيز بيش از پيش نمود پيدا كرده است، تا آنجا كه همواره در جشنواره هاي مهم سينمايي اين كشور از جمله اسكار، همواره به فيلم هايي با چنين موضوعاتي توجه خاصي مي شود، در سال 2006 نيز جايزه اسكار بهترين فيلم سال به فيلم هم جنس بازانه «كوهستان بروكبك» ساخته انگ لي داده شد، اين درحالي بود كه بسياري از منتقدان سينمايي اين فيلم را فيلمي نه در خور جوايز اسكار مي دانستند.
پس از گذشت قريب به يك قرن از تولد سينماي هاليوود، اين صنعت سينمايي همچنان با الگو قرار دادن ضد ارزش ها، تيشه به ريشه ارزش ها اخلاقي و مقدسات مي زند، كه يكي از قربانيان اين وادي، بنيان مقدس خانواده است.
ستارگان هاليوود كه به تبع نقش هاي پرزرق و برق و قهرمان پرورانه اي كه در فيلم هايشان بازي مي كنند، به الگويي انكار ناپذير براي مخاطبان چند صد ميليوني خود تبديل شده اند، بيشترين آمار طلاق را به خود اختصاص داده و در برخي موارد نيز بدون آنكه حاضر شوند به زندگي خود مشروعيت و به وظايف خانوادگي خود رسميت بخشند، ساليان سال را در كنار هم زندگي مي كنند، بچه دار مي شوند و پس از مدتي به راحتي يكديگر را كنار مي گذارند، كه از جمله اين افراد مي توان به براد پيت و آنجلينا جولي، تام كروز و كتي هلمز، بازيگران مشهور هاليوود، اشاره كرد. امروزه با تسلطي كه سينماي هاليوود بر ديگر سينماهاي جهان يافته است، فساد در لايه هاي پنهان و آشكار اين صنعت سينمايي نه تنها مخاطبان آمريكايي، كه تمامي جهانيان بالاخص جوامع آسيب پذير جهان سوم را به شدت تهديد مي كند.


 



نامه رسيده

ضحاك در سيما!

در مورخه 87.5.10، در برنامه تماشاخانه سيما، فيلمي عروسكي به نام «افسانه ماردوش2» به كارگرداني مرادي زاده براي كودكان و نوجوانان به نمايش درآمد.
اين فيلم داستان ضحاك ماردوش است كه با لشگرش به ايران حمله مي كند و جمشيد (پادشاه ايران) و لشكر او را شكست مي دهد و بر ايران مسلط مي شود.
در اين فيلم دو نكته آشكار بود كه به اختصار توضيح مي دهم:
1- فضايي كه به عنوان خاستگاه شيطاني ضحاك به تصوير كشيده شده است، نخل خيز است و خود به خود مدينه صدر اسلام را به ذهن القا مي كند.
2- در هنگام حمله ضحاك، سپاهيان ايران، با هيبت لشگريان ساساني ديده مي شوند و سربازان ضحاك، دستارهاي مشكي بر سر، پوششي مشابه عبا بر تن و شمشيرهايي نظير شمشيرهايي كج عرب به دست دارند.
حال سؤال اين است كه چرا بايد چنين فيلم هايي كه حاصل تراوشات ضدمذهبي سازندگان است و موجب آشفتگي ذهن كودكان و نوجوانان مي شود، از سيما پخش شود؟ آيا هيچ داستان آموزنده ديگري وجود ندارد كه چنين قصه هاي غيرواقعي و جعلي به خورد بچه هاي ما داده مي شود؟ آن هم در روزگاري كه كفار مدرن غربي كه مصداق بارز ضحاك ماردوش هستند مسلمانان را مورد انواع تهاجمات قرارداده اند. چرا بايد چنين اتفاقات تلخي در رسانه ملي ايران اسلامي رخ دهد و به افراد مغرض فرصت خودنمايي داده شود؟
دشمنان اسلام كه از مصاف رودر رو با ما مأيوس شده اند، اينك چشم به نفوذ در مراكز حساسي چون صدا و سيما دوخته اند كه بايد راه را بر آنان بست و سنگر اسلام را محافظت نمود.
حميد اسكندري

 



رويدادها


انتخاب بازيگران آلماني مرگ در برلين

كارگردان فيلم «مرگ در برلين» با اشاره به اين كه بازيگران و عوامل آلماني اين پروژه انتخاب شده اند، اظهار داشت: به دليل عدم تكميل بودجه، ما موفق نشده ايم مرحله عقد قرارداد را تكميل كنيم و اميدوارم كه اين مشكل حل شود.
حبيب الله بهمني، با اعلام اين كه «مرگ در برلين» در مرحله پيش توليد قرار دارد، اظهار داشت: بخشي از كارهاي مربوط به پيش توليد «مرگ در برلين» كه در كشور آلمان صورت گرفت، انجام شده و هماهنگي هاي معمول صورت گرفته، اما به دليل عدم تكميل بودجه، ما موفق نشديم اين مرحله از پيش توليد را تكميل كنيم و اميدوارم كه اين مشكل حل شود.بهمني درمورد بازيگران اين فيلم گفت: بازيگران آلماني در آلمان انتخاب شده اند و با آنها صحبت شد و فقط قرارداد نبسته ايم.بهمني به فارس گفت: بخش عمده اي از كار در آلمان فيلمبرداري مي شود و حدود 70درصد در آلمان و 30درصد در ايران فيلمبرداري خواهيم داشت.

حمايت وزارت ارشاد از فيلم هاي خوب
وزير فرهنگ وارشاد اسلامي گفت: امسال شاهد حضور فيلم هاي خوبي در بيست و هفتمين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر خواهيم بود.محمدحسين صفار هرندي با بيان اينكه وزارت ارشاد با دادن يارانه از فيلم هاي خوب حمايت مي كند، افزود: فيلم هاي خوبي در حال تهيه است و ما در جشنواره فيلم فجر امسال شاهد نمايش اين فيلم هاي ارزشمند خواهيم بود.وي اظهار داشت: من فيلم هاي برخي از فيلمسازان مطرح را ديده ام و خبرهايي نيز درباره برخي از آنها شنيده ام؛ ان شاالله در جشنواره امسال ما شاهد فيلم هاي درخشاني خواهيم بود.

 



جوابيه روابط عمومي معاونت امور سينمايي

پيرو درج مطلبي درصفحه 10 روز پنج شنبه مورخ 17. 5. 1387 در صفحه تصوير روز كيهان با عنوان (( مظلوميت سينماي ارزشي و هزار توي مافيا )، روابط عمومي معاونت امور سينمايي وسمعي وبصري وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي جوابيه اي را به شرح زير منعكس نموده است:
الف - براساس توافق نامه مورخ شهريور84 منعقده في مابين بنياد سينمايي فارابي و آقاي مجتبي فرآورده مقرر مي گردد نگارش فيلمنامه، توليد و ساخت فيلم سينمايي »ملك سليمان« كه به عنوان يك اثر فاخر سينمايي شناسايي شده بود در دستور كار قرار گيرد.
ب - به استناد قرارداد 1190.1.85 مورخ 28.6.1385 في مابين بنياد ، مديريت توليد، اجرا و ساخت فيلم مذكور به ايشان به عنوان تهيه كننده واگذار و تامين هزينه هاي مالي پروژه انحصارا بعهده بنياد قرار مي گيرد و با توجه به مفاد قرارداد تهيه كننده هيچگونه تعهدي در تامين مالي پروژه نداشته و به عبارت ديگر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري و بنياد سينمايي فارابي سرمايه گذار انحصاري اين پروژه مي باشند.
ج - با حمايت و مساعدت معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از زمان انعقاد قرارداد تاكنون بصورت مستمر هزينه هاي مالي پروژه توسط بنياد سينمايي فارابي تامين شده است به نحوي كه تاكنون بالغ بر 252.299.026.33 ريال از سوي بنياد در اين پروژه عظيم هزينه شده است، لهذا مصاحبه آقاي مجتبي فرآورده با خبرگزاري مهر و ادعاي نويسنده با تكيه بر اين مصاحبه دائر بر حمايت وزارت متبوع از ساخت پروژه »صرفا بصورت معنوي است » كذب محض مي باشد.
د- پروژه عليرغم ادعاي نويسنده با توقف مواجه نشده و علت تاخيرگاه به گاه در تكميل فيلمبرداري انجام خدمات فني موازي از قبيل مونتاژ و اسكن فيلمها بصورت همزمان و بررسي هزينه هاي آتي پروژه از جمله ساخت موسيقي و پيش بيني روشهاي مناسب براي تكميل پروژه و ارتقاء سطح كمي و كيفي آن با رعايت حداقل هزينه هاي قابل پيش بيني، بيماري برخي عوامل محوري، وضعيت نامطلوب جوي در مقاطع مختلف زماني و در لوكيشن هاي پروژه مي باشد.
ذ- همچنين درخصوص طرح سينمايي »سربازان 27» باطلاع مي رساند :فيلمنامه »سربازان 27» نوشته آقاي پرويز شيخ طادي در تاريخ 20.1.1387 از طريق موسسه شهيد آويني به معاونت فرهنگي بنياد واصل و در تاريخ 27.1.1387 در شوراي فرهنگي بنيادسينمايي فارابي بررسي و با توجه به اهميت طرح نظرات شورا درخصوص بازنويسي فيلمنامه و ارتقاء سطح كيفي آن به نويسنده منتقل كه تاكنون نتيجه به بنياد منعكس نشده، لذا طرح مزبور وارد مرحله اجرايي نگرديده است.

 

(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14