(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


 پنجشنبه 17 مرداد 1387 - 5 شعبان 1429 - 7 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189151
 

پرويز شيخ طادي و توليد سريالي در رابطه با امام خميني(ره)
نگاهي به سريال «ترانه مادري» ساخته حسين سهيلي زاده  غلبه احساسات گرايي
مظلوميت سينماي ارزشي و هزارتوهاي مافيا
رويدادها
نقدي بر فيلم «10 رقمي» جمع تضادها
روز آنلاين : مخملباف مبدع يك سينماي ديني است !!
تحليلي بر برنامه تركيبي تصوير زندگي تصويري كه تلويزيوني نيست!
شماره جديد «صحنه» روي پيش خوان



پرويز شيخ طادي و توليد سريالي در رابطه با امام خميني(ره)

پرويز شيخ طادي، در جديدترين فعاليت هنري خود، سريالي با عنوان «سرود امروز» را در ارتباط با امام خميني(ره) توليد مي كند.
شيخ طادي با بيان اين كه محوريت اين سريال شخصيت حضرت امام است به خبرگزاري ها گفت: «سرود امروز» به طور مستقيم به زندگي امام خميني(ره) نمي پردازد، بلكه شخصيت هايي كه در ارتباط با امام(ره) بوده اند را به تصوير مي كشد. «سرود امروز» مي خواهد تصويرگر ماجراهاي انساني، اخلاقي و تربيتي باشد و قصه هاي آن متأثر از حضور پربركت حضرت امام است.
به گفته وي تمامي داستان هاي اين مجموعه تلويزيوني براساس خاطرات و منابع حقيقي مستندي كه وجود دارند نوشته شده اند و هر يك از قسمت ها داستاني مستقل درباره شخصيت امام دارد. همچنين در پس زمينه آن به رويدادهاي سال 1342 تا رحلت امام پرداخته مي شود.
مجموعه تلويزيوني «سرود امروز» براساس فيلمنامه اي از سعيد نعمت الله و به تهيه كنندگي مهدي پيروز توسط شيخ طادي كارگرداني خواهد شد. اين سريال هم اينك مرحله بازنويسي فيلمنامه را پشت سر گذاشته و در فصل پاييز جلوي دوربين خواهد رفت.
گفتني است، پرويز شيخ طادي، پيش از اين فيلم هاي «سرزمين پدر بزرگ»، «دختري از آسمان»، «روايت سه گانه»، «پشت پرده مه»، «سينه سرخ»، «سومين روز پس از مرگ» و «دايناسور» را خلق كرده بود.

 



نگاهي به سريال «ترانه مادري» ساخته حسين سهيلي زاده غلبه احساسات گرايي

محمد علي ايرانمنش
ملودرام هاي خانوادگي، هميشه پرطرفدار بوده اند. حتي ضعيف ترين آنها هم در مقايسه با ژانرهاي ديگر در حد همين سقف باز هم در جلب و جذب مخاطب جلو مي افتاده اند. كاري مانند «ترانه مادري» ساخته حسين سهيلي زاده كه چنانچه مبتني بر ارزيابي باشد، بالاتر از متوسط نمي ايستد، اما همين متوسط در حركت با يك سريال متوسط مثلا تاريخي يا حادثه اي از نظر جلب بيننده پيش خواهد افتاد. چرا؟ به اين دليل آشكار كه مردم و به طور كلي مخاطبان از هر طيف و قشر اجتماعي و گروه سني، قصه مي خواهند. داستان سرايي و قصه گويي را دوست دارند. پررنگي عناصر عاطفي و كشمكش هاي خانوادگي و مناسبات تو در توي زنانه را مي پسندند و تعقيب مي كنند. خلاصه مردم مايلند كه براساس زمينه هاي پرورشي و خصوصا به صورت سنتي، اوقات فراغت خود را با چنين مسايلي سپري كنند، مسايل و چيزهايي كه به اشكال مختلف يا خود با آنها دست به گريبان اند يا اطرافيانشان، نمونه هايي از اين قبيل قضايا را پشت سر گذاشته يا درگير آن هستند، حتي اگر اين قصه ها و نمايش ها و درام هاي پرسوز و گداز و احساساتي اغراق آميز هم باشند باز از سوي بيننده ها و شنونده ها هضم مي شوند و چه بسا نوع غلوآميز آن را بيشتر از توقف روي واقعيت ها، بپذيرند، تا شايد ازاين رهگذر مسايل خسته كننده پيراموني خود را فراموش كنند.
جالب است بدانيد كه برخلاف اين روند و روال، هميشه آثار ملودرام از سوي جريانات روشنفكري تحقير شده است. اين رويكرد به كشور ما برنمي گردد و از آنجا كه معمولا اين جريان داخلي، كعبه حركتش، جريان بيروني بوده است، در اين زمينه هم، چون جريان روشنفكري آنسوي آبها تا همين دهه هاي اخير، نسبت به ملودرام ها و آثار خانوادگي نگاهي منفي داشت و عليه آن پروپاگاندايي سنگين به راه مي انداخت، در اينجا هم، هميشه روشنفكران عليه ساخته هاي مورد پسند مردم، از جمله كارهاي خانوادگي، طغيان داشته است. جالب تر اينكه اين جريان بدون تحليل كيفيت اين آثار و به صرف اينكه نمايش در گونه خانوادگي قرار مي گيرد، چشم خود را به روي آن مي بندد، ولي مردم متقابلا راه خودشان را مي رفتند و مي روند، بدون اينكه تحت تاثير نگاه حقارت آميز روشنفكران به توليدات خانوادگي قرار گيرند، با آنها گريسته، خنديده و لذت برده اند.
اما واقعيت قضيه اين است كه نبايد در بست همه ملودرام ها را طرد كرد و يا پذيرفت، بلكه مطابق ديگرگونه ها ملودرام ها هم نيازمند نقد و تحليل وآسيب شناسي هستند تا باعث ارتقاي انواع آنها گردد. مثلا آخرين ملودرام پرمخاطب و دنباله دار سريال «نرگس» بود. اين 90 شبي به همان نسبت كه مورد توجه قرار گرفت، از سوي گروه هاي به اصطلاح نخبه، به طور كلي مردود اعلام شد. اكنون نيز «ترانه مادري» در قالب كارهاي پرتعداد به لحاظ اپيزود، توسط هسته اصلي سازندگان «نرگس» يعني نويسنده و تهيه كنندگان، مدتي است كه از شبكه سوم پخش مي شود تا طي 50 قسمت مردم شاهد قصه گويي در پايان شب و كشمكش ها و درگيري هاي چند خانواده، به اتفاق آدم هايي از سه نسل باشند. ترانه مادري هم مانند همتايان خود در گونه ملودرام هدف گيري اش در درجه اول احساسات بيننده است. شايد اگر كسي بخواهد از دريچه منطق و علت و معلولي به اتفاقات، ماجراها، كنش شخصيت ها، فراز و نشيب هاي قصه و بروز و ظهور كشمكش ها نگاه كند، پرسش هاي بسياري برايش ايجاد شود، اما از آنجا كه در احساسات گرايي، عقل عقب نشيني مي كند، بنابراين ساختار چنين آثاري از جمله ترانه مادري، پذيرفته تلقي مي شود، چرا كه اساسا مخاطبان هدف اين اثر و نشانه گيري كلي كار، سرگرمي و ايجاد جذابيت از اين طريق است. حالا در اين ميان اگر ساخته هايي در چارچوبي قوي تر ظاهر شود و ضمن به كارگيري عوامل ملودرام، از عناصر فرهنگي و بالنده تر نيز برخوردار شود، جايگاه چنين ملودرام هايي بيش از پيش تحكيم و حتي در جذب مخاطب لايه هايي از بيننده هاي جدي تر را نيز درگير خود مي كند، مثلا در سينماي جهان فيلمي مانند «بربادرفته» در مقطع خودش يك كليشه شكن بود تا حدي كه توجه بسياري از تماشاگران جدي تر سينما را به خود جلب كرد، چرا كه علاوه بر توجه به عناصر عاطفي پررنگ، از زمينه هاي اجتماعي و اتفاقات تاريخي و از جمله جنگ هم غافل نماند. بنابراين ملودرام ها مي توانند، ماندگار شوند، مشروط بر اينكه بومي گرايي را فراموش نكنند و حتي احساسات را نيز در راستاي علل اجتماعي- تاريخي آن دراماتيزه كنند.
«ترانه مادري» اما به همان دلايل عديده اي كه توانسته در جلب نظر خانواده ها توفيق داشته باشد، از غنا و ژرف انديشي غافل مانده است، چرا كه اگر به زياد خواهي، افراط و تفريط در تربيت كودكان و نوجوانان، زدوبندهاي مالي، برخوردهاي شخصي، فاصله طبقاتي، محيط دانشگاه، فرهنگ شهرنشيني، عشق و عاشقي، انحراف هاي اخلاقي و موارد ديگري پرداخته شده است، همه و جملگي در سطح است و تنها به معلول ها توجه شده است، بدون اينكه تحليل عميق اجتماعي از شرايط روز پشت آنها قرارداشته باشد. به عبارتي از همه اين مسايل در دل چند قصه اصلي و فرعي به منظور برجسته سازي سانتي مانتاليسم بهره برده شده است. مثلا اگر دوربين به فضاي دانشگاه مي رود- همه تلاش ها براي شكار لحظه هاي رمانتيك و روابط و مناسبات پويا، اديب، بهرام و دوستانشان است، حال آنكه تطبيق حركت آنها در مسير خلاف جهت فرهنگ بومي- اسلامي و آلودگي وارداتي و تزريق آن به اين جوانان، علت يابي و ترسيم نمي شود حتي اشاره تلويحي به انحراف جوانان از ورود به خانه هاي الوان توسط نورهاي پارتي و قرص هاي محرك و غيره در مرز كنايه باقي مي ماند. آيا همه توانايي دانشجويان باهوش كشور ما در لطافت طبع آنان، خوش پوشي، زيبايي ظاهر، محبت آفريني و دانش آداب عاشقي خلاصه مي شود. آيا غير از اين است كه از همين محيط دانشگاه ها بوده و هست كه عناصر پيشرفت اين جامعه در عرصه هاي مختلف اقتصادي، علمي و خصوصي حوزه هاي فلسفي و توليد و علوم اجتماعي خروجي داشته است. پس چرا بايد عناصر مثبت و منفي حاضر فقط در قالب مسايل احساساتي دراماتيزه شود؟ فضاي دانشگاه هاي ما از قديم تاكنون شاهد مثلث بي بندوباري، انحراف سياسي و جديت در مسايل اجتماعي- سياسي بالنده بوده و رقابت و درگيري اين ها را در دل خود داشته است . اين مسايل در حال حاضر نيز در دانشگاه ها عمل مي كند، چنانچه ولنگاري و بي خيالي همان قدر دانشجويان را تهديد مي كند كه كشمكش هاي سياسي آنان را سرند و آبديده و توانا وارد جامعه مي كند. اما ترانه مادري فقط يك ضلع از اين مثلث را ديده است.
علي ايحال، ترانه مادري به نسبت يك ملودرام خوش ساخت و خوش ظاهر است و سازندگان آن هوشمندانه از جذابيت هاي سه نسل جامعه ما و همچنين سه نسل از بازيگران در مجموع قدرتمند عرصه هنري كشور بهره برده اند. خصوصا حضور چند جوان خوش آتيه باعث رونق كار شده است. چنانچه همين هوشمندي خالقان ترانه مادري نسبتي نزديك تر با مسايل اجتماعي و فرهنگ غني ايراني- اسلامي داشت، بي ترديد، جايگاه آن رفيع تر مي شد.

 



مظلوميت سينماي ارزشي و هزارتوهاي مافيا

آرش فهيم
در هفته اخير دو خبر ناگوار در مورد توقف و عدم توليد دو طرح سينمايي با ارزش در رسانه ها منعكس شد. اين اولين بار نيست كه شاهد رخ دادن چنين اتفاقات تلخي در عرصه سينمايي كشورمان هستيم. چه بسيار طرح هايي اين چنين كه در يك دهه اخير به دلايل مختلف به ثمر نرسيدند. اين مسائل ، مانند درد هايي اند كه گواه بيمار بودن مناسبات سينمايي در ايران هستند.
دو طرح سينمايي « ملك سليمان » و « سربازان 27» آخرين مواردي هستند كه قرباني اين وضعيت شده اند. اولي به كارگرداني شهريار بحراني و با موضوع داستان حضرت سليمان در قرآن كريم است و دومي به كارگرداني پرويز شيخ طادي ، با محوريت شخصيت شهيد همت ، درباره حماسه آفريني هاي لشگر 27 محمد رسول ا... (ص) در دفاع مقدس است.
« ملك سليمان » علي رغم اين كه تاكنون 85 درصدش فيلمبرداري شده به خاطر مشكلات مالي فعلا ادامه توليدش نا ممكن گرديده. مجتبي فرآورده ، تهيه كننده اين كار اعلام كرد كه « دوستان وزارت ارشاد چندي پيش از مراحل ساخت فيلم بازديد كردند، اما تمام حمايت هاي آن ها معنوي است. »
همچنين فيلمنامه «سربازان 27» نيز چهار سال پيش نوشته شده بود و قرار بود كه انجمن سينماي دفاع مقدس آن را تهيه كند. ولي اين پروژه نيز به دليل عدم حمايت هاي مالي هنوز به مرحله توليد نرسيده است و كارگردان آن فعلا از ساختش صرف نظر كرده است.
همان طور كه مشخص است هر دو پروژه از موضوعات مهم و تاثير گذاري برخوردارند و چنانچه حمايت هاي مادي ، معنوي و سخت افزاري خوبي از آن ها به عمل آيد، مي توانند به جريان سازي براي نيل به سينماي فاخر و ملي كمك كنند.
فيلم اول داستاني تاريخي را بر اساس روايت قرآن دستمايه خود قرار داده و واضح است كه روايات تاريخي ، در اصل شرح حال امروز ما و چراغ راه آيندهستند. فيلم « سربازان 27» نيز در ژانر دفاع مقدس است كه به بازنمايي حماسه هاي فرزندان ايران در دفاع از اين آب و خاك در برابر اشغالگران خارجي و يكي از اسطوره هاي ملي معاصر كشورمان مي پردازد.
ايجاد موانع مالي در سر ساخت اين گونه طرح هاي سينمايي در حالي اتفاق مي افتد كه سينماي ما براي خروج از بحران محتوايي به شدت نيازمند چنين فيلم هايي است. به طور ميانگين هفته اي يك فيلم در سينماي ايران به اكران در مي آيد كه به جرئت مي توان گفت كه 90 درصد آن ها هم فاقد ارزش كيفي و هنري و هم ارزش محتوايي هستند . بر اين اساس ساخته شدن و به اكران در آمدن فيلم هايي با مضامين ارزشي در شرايط فعلي در سينماي ما يك ضرورت راهبردي است.
بدون شك مديريت فرهنگي و سينمايي دولت نيز آرماني جز حركت سينما به سوي افق هاي روشن و دور شدن از باتلاق ها و پرتگاه ها ندارد . اما نيل به اهداف متعالي نيازمند حذف عناصر بازدارنده و جايگزيني نيرو هاي آرمانگرا و داراي انگيزه هاي والاست.
حداقل انتظاري كه از معاونت محترم سينمايي وزارت ارشاد و بنياد سينمايي فارابي مي رود اين است كه به مظلوميت سينماي ارزشي و هزار تو هاي مناسبات ناسالم مافياي اقتصادي و جريان خزنده روشنفكري سكولار سينماي ايران پايان دهد.

 



رويدادها

شورجه، زني از جنس باران را مي سازد
جمال شورجه مجموعه تلويزيوني «زني از جنس باران » را به تهيه كنندگي مهدي عظيمي ميرآبادي براي شبكه يك مي سازد.
عظيمي ميرآبادي در اين باره به مهر گفت: فيلمنامه مجموعه را فرزانه شباني و مجيد فرازمند براي شبكه يك با نظارت شورجه مي نويسند و حدود 50 درصد نگارش به پايان رسيده است. شورجه پيش توليد زني از جنس باران را در 13 قسمت 45 دقيقه اي پائيز آغاز مي كند.
وي در ادامه افزود: اين مجموعه موضوعي متفاوت دارد و به زندگي يكي از شخصيت هاي زن در كشور مي پردازد كه مستند است، اما در حال حاضر نمي توانم نام اين شخصيت را بگويم. مجموعه زني از جنس باران نگاهي عميق به زن در جامعه ايران و جهاني دارد و سعي
مي كنيم بار دراماتيك زيادي داشته باشد تا مخاطب را جذب كند.
شورجه سازنده فيلم، مجموعه پرده عشق و مشاور فرج الله سلحشور در توليد مجموعه تلويزيوني يوسف پيامبر نيز بوده است.

مجيدي مشاور كارگردان مجموعه شهيد بابايي
فيلمساز مطرح سينماي ايران به عنوان مشاور كارگردان در مجموعه تلويزيوني شهيد بابايي به نويسندگي فرهاد توحيدي و كارگرداني حسين قاسمي جامي همكاري مي كند.
به گزارش مهر، قاسمي جامي با اعلام اين خبر گفت: تيم تحقيق پروژه تلويزيوني شهيد بابايي در چند سال اخير از طريق گفتگو با نزديكان اين خلبان شهيد اطلاعات درباره او را گردآوري كرد. نتيجه اين تحقيقات در اختيار توحيدي قرار گرفت و او فيلمنامه را بر مبناي اطلاعات جمع آوري شده نوشت.
قاسمي كه ساخت سريال سيمرغ درباره شهيد كشوري و شيرودي را در كارنامه دارد افزود: مجموعه «سيمرغ» را سال ها قبل ساختم. بايد از تجربه آن مجموعه استفاده كنيم و در روايت زندگي شهيد بابايي طوري حركت كنيم كه هم واقعيت زندگي اين شهيد به تصوير درآيد و هم حاصل كار براي مخاطب جذاب باشد.
تاكنون حضور الهام حميدي، كامبيز ديرباز، لاله اسكندري، پژمان بازغي و شهاب حسيني در مجموعه 13 قسمتي شهيد بابايي قطعي شده و پيش توليد به زودي شروع مي شود. جواد نوروزبيگي تهيه كننده اين پروژه است كه در موسسه فرهنگي هنري شاهد توليد مي شود. قاسمي جامي پيش بيني كرد مجموعه شهيد بابايي ماه رمضان كليد بخورد.

دوسالانه فيلم جهان اسلام درسال 88
دبير نخستين دوسالانه فيلم جهان اسلام گفت: اين دوسالانه، توسط فرهنگستان هنر در سال1388برگزار خواهد شد.
محمدعلي حسين نژاد دبير نخستين دوسالانه فيلم جهان اسلام اظهار داشت: آنچه كه مسلم است، اين است كه فرهنگستان هنر خواستار تدارك شكل اجرايي مطلوبي براي اين دوسالانه است. وي افزود: از طرفي چون اين دوسالانه با محوريت سينما صورت مي گيرد بايد برنامه ريزي دقيقي در رابطه با آن انجام شود تا در خور اين رويداد باشد.
رئيس اسبق سازمان سينمايي سوره ادامه داد: مقدمات اين برنامه، مدت زماني طولاني را در بر گرفت، چرا كه ما نمي خواهيم فقط يك برنامه اي اجرا شود، بلكه نيت ما برگزاري دوسالانه اي جريان ساز و مؤثر است كه بتواند كيفيت و تأثيرگذاري لازم را داشته باشد و به همين دليل با حساسيت و با برنامه ريزي دقيق، در پي اجرايي كردن آن هستيم.
دبير نخستين دوسالانه فيلم جهان اسلام به فارس گفت: طي اين مدت به نتايج خوبي در زمينه اجرايي و برنامه ريزي رسيده ايم كه به محض اتمام آن، آن را به اطلاع رسانه ها خواهيم رساند.
وي زمان برگزاري اين دوسالانه را در سال 88 اعلام كرد و گفت: فرآيند انجام مقدمات برگزاري اين دوسالانه، حداقل 8 تا 12 ماه زمان مي برد،چرا كه شناسايي،اطلاع رساني و دعوت فيلمسازان معتبر جهان اسلام و ايجاد انگيزه در آنها، بايد با برنامه ريزي و فكر انجام شود.

شفق روي صندلي كارگرداني
تهيه كننده فيلم هاي سينمايي حماسه مجنون، فرياد و ... به زودي با فيلم سينمايي«پاييز» به جرگه كارگردان ها مي پيوندد.
ناصر شفق با اعلام اين خبر به مهر گفت: فيلمنامه پاييز را خودم نوشته ام كه درباره سال هاي دفاع مقدس است و پيوندي نيز با قصه هاي قرآني دارد. به زودي آن را به ارشاد ارائه مي دهم و پس از آن مقدمات ساخت فيلم فراهم مي شود.
شفق كه تهيه كنندگي فيلم تلويزيوني خشاب خالي را نيز برعهده دارد، درباره اين پروژه گفت: بهرام آب پرور صداگذاري اين فيلم را تمام كرده وآرمان موسي پور موسيقي را مي سازد.
خشاب خالي كه موضوع آن درباره مواد مخدر است از شبكه اول پخش مي شود. مسعود آب پرور كارگردان و آرش قادري نويسنده اين فيلم تلويزيوني هستند و لاله اسكندري، كاوه سماك باشي، شبنم مقدمي، آرش تاج و... در آن نقش آفريني كرده اند.

انتشار «محمد رسول الله(ص) و مبارزان مسلمان
بر پرده سينما»
كتاب «محمدرسول الله(ص) و مبارزان مسلمان بر پرده سينما» نوشته ابوالحسن علوي طباطبايي توسط بنياد سينمايي فارابي منتشر شد.
اين كتاب در چهار بخش نوشته شده كه در بخش اول با عنوان «پيامبر اعظم(ص) و تاريخ اسلام» تمامي فيلم هاي ساخته شده با اين موضوعات بررسي شده و وضعيت سينماي تاريخي و مذهبي در اروپا و آمريكا تحليل شده است. در بخش دوم كتاب نيز فيلم برجسته محمد رسول الله(ص) و كارگردان اين فيلم مصطفي عقاد بررسي شده و به موضوعاتي چون مشكلات توليد اين فيلم نمايش فيلم و مخالفت ها و ديدگاه هاي مصطفي عقاد اشاره شده است. در بخش سوم كتاب نيز فيلم هاي ساخته شده در خصوص مبارزان مسلماني چون الناصر صلاح الدين، عمرمختار، شيخ بوعمامه، مالكوم ايكس، مختومقلي فراغي، عمادالدين نسيمي بررسي شده اند.
در بخش ويژه اي از اين كتاب نيز سينماي فلسطين و آثار توليد شده توسط سينماگران اين كشور معرفي و بررسي شده اند.

 



نقدي بر فيلم «10 رقمي» جمع تضادها

احمد عراقي
فيلم ده رقمي ساخته همايون اسعديان در حال حاضر بر پرده سينماهاست. داستان اين فيلم به اين مسئله توجه دارد كه انسان تمايل دارد بدون زحمت و كار و تلاش صاحب همه چيز شود و اين با فلسفه آفرينش در تضاد و تعارض است. اين كمدي و طنز در اين اثر براي مخاطب غريبه نيست و بارها در سينما به آن پرداخته شده . فيروز سيزده در اين درام بيشتر يك تيپ است تا شخصيت و اين نكته اي نيست كه بتوان از آن غافل شد چون او نقش اول و كاراكتر اصلي است.
اينكه فيروز سيزده از بدو تولد نحس است و قدم در هر جا مي گذارد مايه بدبختي ديگران مي شود از آن كمدي هايي است كه بسيار بدان اشاره شده. اين اثر يك موضوع محوري هم دارد كه بيشتر هويت ملي مدنظر كارگردان بوده.
اگر به فضاي داستان هم اشاره كنيم و آنرا بازشناسي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه با يك فضاي فانتزي و به نوعي انتزاعي و البته كاريكاتور گونه روبرو هستيم و عجيب اينكه به لحاظ ساختي تمام عناصر ذكر شده را دارد.
از نظر خط داستان با كاستي هايي روبرو است يعني كادو دادن فرشي كه عملاً ارزش خاص و قابل توجهي براي غيراهل فن ندارد يا گروگان گيري، تعقيب گريز، تصادف، خراب كاري بچه و يا تعداد زايمانهاي خواهر فيروز همه حكايت از آن دارد كه گاهي يك نوسان ذاتي در ساخت آن وجود دارد. اصولا استفاده از تيپ و محبوبيت هم براي خود صاحب و كتاب و اندازه اي دارد و تكرار اين روش باعث مي گردد كه مخاطب از ساخته بعدي فيلم ساز استقبال نكند و اين نكته اي نيست كه بتوان آنرا ناديده گرفت.
اصولا راقم اين سطور با پايان بسته و نتيجه محض فيلم ساز موافق نيست بلكه معتقد است كه بايد دريافت پيام و هدف و فلسفه وجودي فيلم به عهده مخاطب گذاشته شود تا او را به تفكر وادارد و از اين نظر او را به عنصر كيمياي هستي يعني انديشه و تفكر واداشت. چيزي كه اسعديان از آن چشم پوشي كرده است البته ساخت كلي د استان اين رويكرد را به او تحميل كرده است. در اين اثر رگه هايي از ابتذال و شعارزدگي وجود دارد كه اصلاً عجيب نيست؛ بلكه وجه تمايز آن با ديگران اين نكته است كه اصولا چرا اين پيام نمايي و اخلاق گرايي و هر آنچه بر هدف غايي اثر ارتباط دارد و بايد در پايان فيلم باشد تا مخاطب را به ياد دوران كودكي و قصه آن بياندازد و نه اينكه در بطن و متن فيلم گنجانده شود و از اين نظر يك اثر شاخص بوجود آيد. از نظر موسيقي كه كاري است از حميدرضا صدري نيز اين درام يك اثر فاخر محسوب نمي شود چون نتوانسته آن نقش خود كه همان همذات پنداري و باورپذيري و تسريع در آن را صورت دهد يعني اينكه موسيقي در اين وجود دارد چون بايدچيزي به نام موسيقي در آن وجود داشته باشد نه اينكه آنرا به يك اثر برجسته بهترين كند. اصولا اگر بخواهيم يك نگاه كلي بر اين فيلم داشته باشيم مي توانيم بگوييم اگر توجه به عنصر هويت ملي و تاريخ و تمدن ايراني را از فيلم حذف كنيم ديگر هيچ اصالت قابل دفاعي ندارد. به هر روي اگر فيلم تجاري ساخته مي شود و تمام نگاه ها به سمت گيشه است بايد پارامترهاي آن نيز مدنظر قرار گيرد نه اينكه از هر ژانر سينمايي يك تكه برداري شود و بعد مثل چيني بندزن بر يكديگر پيوند داده شود و فيلمي به نام ده رقمي تحويل مخاطب داده شود، كه سعي دارد همه چيز را از پول و فروش خوب، درس اخلاق و عشق و زندگي و هويت ملي و تاريخي و كمدي را يكجا داشته باشد چيزي كه جمع تضادها است و اين خود يك تعارض و ناهمگوني دروني ايجاد مي كند و ماحصلي جز فيلم ده رقمي ندارد. بد نيست اين مقال را با يك بيت از رند فرزانه شيراز به پايان برد:
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس
كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم

 



روز آنلاين : مخملباف مبدع يك سينماي ديني است !!

روزنامه اينترنتي روزآنلاين كه با حمايت هاي مالي دولت هاي سلطه گر غربي منتشر مي شود، طي مقاله اي در باره فيلم اخير محسن مخملباف ، از اين فيلمساز به عنوان مبدع يك سينماي ديني در ايران ياد كرد!!
اين سايت متعلق به دوم خردادي هاي تندرو و فراري ضمن پاسداشت اين كارگردان كه فيلم هايش هم در داخل و هم در خارج از ايران بي مشتري مانذه است نوشت:«محسن مخملباف اساساً يك آدم انديشه ورز است. تمامي آثار مخملباف لبريز از تم هاي عرفاني ـ فلسفي و كلامي است. او اساساً مبدع يك سينماي ديني در ايران است. »(!!)
جريانات داخل و خارج معارض با انقلاب كه همواره سعي دراستفاده ابزاري از هنر در جهت نزديك شدن به اهداف سياسي خود را داشته اند با بزرگنمايي مهره سوخته اي چون مخملباف ، تلاش دارند به ترويج انحرافات اخلاقي و سست باور نمودن جوانان كشورمان دامن زنند.

زردسالاران در روزنامه هاي زنجيره اي

روزنامه هاي زنجيره اي كه مدعي حمايت از هنر فرهيخته هستند به تازگي به تريبون جريان زرد و مبتذل سينماي ايران تبديل شده اند.
روزنامه كارگزاران چند روز پيش اقدام به چاپ مصاحبه اي با محمد حسين فرح بخش ، از تهيه كنندگان فيلم هايي چون كلاغ پر، زن ها فرشته اند ، مهمان ، شارلاتان ، عروس فراري ، كما و ... نمود كه بيشتر به يك رپورتاژ آگهي مي مانست تا يك گفت و گوي مطبوعاتي.
روزنامه اعتماد نيز مدتي است با بهره كشي از شهرت يك شبه ستاره سينمايي به چاپ يادداشت هايي از او مي پردازد.
حمايت از سينماي گيشه اي توسط روزنامه هاي
زنجيره اي در حالي اتفاق مي افتد كه اين نوع سينما در دو ماه اخير تمام سالن هاي سينمايي ايران را به خود منحصر نموده اند.

نوشداروي پس از مرگ سهراب
يك بازيگر سينماي تجاري ايران كه علي رغم بازي زير متوسط ، مبالغ كلاني را از توليد كنندگان فيلم هاي ايراني دريافت كرده است از حضور در پروژه هاي سينمايي منع شد.
خبرگزاري فارس گزارش داد: گلزار به دليل اختلاف با صاحبان يك پروژه سينمايي و تعهداتي كه بدان عمل نكرده جريمه شده است و گويا تا آخر سال 87 اين منع براي او وجود دارد.
اين ممانعت را بايد نوشداروي پس از مرگ سهراب دانست . چون اين طيف از بازيگران در دهه اخير از عوامل دامن زدن به گرايش سينماي ايران به ستاره سالاري و گيشه گرايي بوده است.
محمد اباذري

 



تحليلي بر برنامه تركيبي تصوير زندگي تصويري كه تلويزيوني نيست!

ميلاد انصاري
تصوير زندگي از جمله برنامه هاي تركيبي است كه نمونه هاي فراوان مشابه آن از سيما پخش مي شود. اين گونه برنامه ها سعي دارند براي خانواده ها نقش يك مجله خانوادگي تلويزيوني را ايفا كنند و در واقع با محور قراردادن خانواده و نيازهاي آن به ارائه بخش هاي متناسب بپردازند.
با نگاهي كلي به آيتم هاي مختلف برنامه تصوير زندگي، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين برنامه با مشكلي ريشه اي روبروست كه پيش از پرداختن به جزئيات ساختاري برنامه بايد مورد نقد قرار گيرد. البته اين نقص فقط به اين برنامه اختصاص ندارد و در بيشتر نمونه هاي مشابه قابل مشاهده است. تصوير زندگي برنامه اي براي خانواده نيست، بلكه برنامه اي براي خانم هاست؛ يا شايد با اندكي تسامح بتوان گفت خانم ها و آقايان، ولي نه يك نهاد به نام خانواده. برنامه هاي اين مجله خانوادگي، بيش از آن كه به اصل موضوع، يعني خانواده بپردازد، به موضوعاتي چون پزشكي، روان شناسي، تغذيه و سلامت خلاصه مي شوند. اگرچه پرداختن به اين موضوعات نيز در جاي خودش و به شكل درست كه به آن اشاره خواهد شد مفيد و بلكه لازم است، اما كافي نيست. اين مجموعه، نياز خانواده را كمبود اطلاعات پنداشته تا آنجا كه بايد به جاي مجله خانواده به آن مجله اطلاعات عمومي گفت: با اين حساب تعجبي ندارد اگر تقريبا همه بخش هاي آن شبيه به هم هستند.
در اين برنامه روال اين است كه يك مهمان به عنوان كارشناس دعوت مي شود و با او در مورد يك موضوع مصاحبه مي شود، يا خودش به آموزش يك موضوع مي پردازد و يا به پرسش هاي مخاطبان پاسخ مي دهد. حال اين مهمان يا آشپز است، يا هنرمند، يا پزشك، يا روان شناس يا روحاني. اما نكته اساسي اين است كه يك برنامه با عنوان مجله خانوادگي بيش از هر چيز به جز، تحليل و گزارش هاي اجتماعي و سياسي با محوريت خانواده، مقاله علمي و عميق درباره خانواده بخش ادبي، هنر و ورزشي متناسب با خانواده و مواردي از اين دست نياز دارد. يكي ديگر از اشكالات اساسي «تصوير زندگي» عدول از قالب درست رسانه اي و تلويزيوني است. به اين معني كه آيتم هاي آن بيش از آن كه تلويزيوني و يا به عبارتي بصري باشند، راديويي يا سمعي هستند. به همين دليل است كه ساعتي كه تصوير زندگي از سيما پخش مي شود، يكي از كم بيننده ترين ساعات تلويزيون است. مخاطب ترجيح مي دهد به جاي تماشاي تصوير زندگي، يك برنامه خوب راديويي از شبكه فرهنگ يا شبكه معارف را گوش كند. «تصوير زندگي» امروز تنها به يك قرص اطلاعات تبديل شده است. يعني آن دسته از تماشاگراني كه حوصله مطالعه كتاب ندارند را هدف قرار داده است. در حالي كه بسياري از آيتم هاي آن كارايي لازم در زمينه آموزش و انتقال صحيح اطلاعات را نيز ندارند.
مثلا تصوير زندگي مي خواهد خانمي را كه از نوع خاصي از بيماري رنج مي برد از مراجعه به پزشك متخصص بي نياز كند. اما آيا به راستي از طريق يك تماس تلفني كوتاه مدت و يك ويزيت تلويزيوني، مي توان به درمان يك بيمار پرداخت؟پاسخ اين است كه نه تنها به درمان درست نمي انجامد كه ممكن است در اثر اين ويزيت از راه دور، اطلاعات و روش هاي ناصحيحي نيز به بيمار انتقال يابد. آيا بيمار مي تواند به صورت تلفني و در حالي كه صدها هزار نفر ممكن است پاي آن برنامه باشند، همه علائم بيماري اش را تشريح كند؟ جواب اين است كه خير پس با اين حساب بايد به جاي انتقال اين اطلاعات پزشكي به اين سبك از روش ها و قالب هاي جذاب تري استفاده كرد.

 



شماره جديد «صحنه» روي پيش خوان


شماره جديد ماهنامه تخصصي تئاتر «صحنه» توسط حوزه هنري منتشر شد.
هماهنگي زبان صحنه، هنر و اخلاق در درام آوانگارد، پوچي وجود در پوچي كلام، گذري بر هنر پرده و شمايل خواني در ايران، تجربه اي موفق در زيباشناسي نمايشي، چگونه بازيگران از ارزش نمايش مي كاهند و... از جمله مطالب اين شماره نشريه است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14