(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


 یکشنبه 13 مرداد 1387 - 1 شعبان 1429 - 3 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189147
 

سناريو تهديدات رواني غرب عليه ايران ظرفيت ها و موانع
جنگ سرد دوم؛ تقابل آمريكا و ايران
اهداف آمريكا در خاورميانه



سناريو تهديدات رواني غرب عليه ايران ظرفيت ها و موانع

اقدام رسانه اي و شكل دهي عمليات رواني عميق عليه جمهوري اسلامي ايران از سوي ايالات متحده آمريكا و رژيم صهيونيستي در چند هفته گذشته فاز جديدي از روابط ايران و آمريكا و دنباله آن(رژيم صهيونيستي) را در صحنه بين المللي رقم زده است . نقطه كانوني و محور جنگ رواني پرحجم و شدت آمريكا عليه ايران القاء اين نكته به افكار عمومي دنيا و سران كشورهاي جهان به ويژه منطقه خاورميانه است كه ايران با انگيزه هاي سيطره طلبي درصدد كسب رهبري خاورميانه و برهم زدن معادلات امنيتي منطقه از طريق دستيابي به سلاح هاي اتمي است! لذا بايستي با طراحي برنامه هايي كه گستره اي از فشار ديپلماتيك، تحريم اقتصادي تا برخورد نظامي را دربرمي گيرد، مانع رسيدن ايران به اهداف خود شد. مانور نيروي هوايي اسرائيل برفراز آبهاي مديترانه تمرين جنگي 100 جنگنده اف 15 و اف16 در يونان با مسافت هايي معادل مسافت لازم براي رسيدن به تأسيسات هسته اي ايران از سوي ارتش اين رژيم به همراه لفاظي ها و عربده كشي هاي تهديدآميز برخي از مقامات و سران اين رژيم(مثل موفاز وزير حمل و نقل اسرائيل كه ايران را به حمله نظامي درصورت عدم دست كشيدن از فناوري هسته اي تهديد كرد) به همراه تأييدات ضمني مقامات آمريكايي و گاه تهديدات آشكار آنها كه همواره گزينه برخورد نظامي در مورد ايران را بر روي ميز رئيس جمهور بوش، به مثابه شمشير داموكلس بر سر ايران آويزان كرده اند، نشانه ها و قرائن اين جنگ رواني آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران بوده است. اما درخصوص اين عمليات رواني سؤالات زيادي مطرح است كه پاسخ به آنها و تأمل در اين پاسخ ها بسيار راهگشاست.
اولاً رژيم صهيونيستي و آمريكا از چه ظرفيت هايي براي تهاجم احتمالي به ايران برخوردارند؟ ثانياً ايران اسلامي كه در بهترين وضعيت خود به لحاظ ملي، منطقه اي و بين المللي قرار دارد، از چه پتانسيل ها و ظرفيت هايي را براي مقابله و سرجاي خود نشاندن مهاجم برخوردار است و اينكه واكنش ايران به يك درگيري احتمالي چگونه خواهد بود، از جمله پرسش هايي هستند كه ذهن تحليلگران نظامي و سياسي را به خود مشغول كرده اند؟ ثالثاً اگر پروژه شروع شده، جنگ رواني و تبليغاتي است با چه اهدافي در حال انجام است؟
پاسخ ها
نگاهي به طيف تهديدات و سيرجنگ رواني انجام شده در اين دوره و استفاده از تهديدات رواني 30 ساله اخير آمريكا عليه ايران نشان مي دهد كه اين بار نيز هدف اصلي از سناريوي عمليات رواني طراحي شده در اتاق هاي فكر آمريكا و صهيونيستم، جنگ رواني شديد عليه ايران اسلامي براي دست برداشتن از اهداف خود به ويژه در بحث فناوري صلح آميز هسته اي است. دولتمردان واشنگتن به ويژه وزيرخارجه آمريكا به اين باور رسيده اند كه درصورت تداوم سياست پيشين كاخ سفيد در قبال ايران نه تنها نسبت به حال منزوي تر خواهند شد بلكه تهران موفق به حفظ و تكميل بيشتر برنامه هاي هسته اي خود خواهد شد. از سوي ديگر نيز چون در صحنه هاي بين المللي در افغانستان و عراق درگير جنگ ديگري هستند و به لحاظ اقتصادي و مسائل انرژي و سوخت و تورم و گراني جهاني مواد غذايي از مشكلات عديده داخلي رنج مي برند به اعتراف سران كاخ سفيد توان وظرفيت گشايش جبهه ديگري آن هم در حد ايران اسلامي را ندارند، لذا بهترين راه حل براي آنها كه هم زود به نتيجه بنشيند و هم هزينه سنگين تهاجم نظامي سنگين را نداشته باشد، گشودن جبهه جنگ رواني در ابعاد وسيع رسانه اي، رواني و سياسي به روي ايران با هدف تضعيف مقاومت ملي و تشويق مردم به مخالفت با خواسته ملي دستيابي به انرژي هسته اي است.
علاوه بر آن موقعيت داخلي رژيم صهيونيستي و آمريكا نيز اجازه عملي كردن لفاظي هايشان را نمي دهد. زيرا رويكرد ضد جنگ در داخل اين واحدها در سه سطح تأثيرگذار نخبگان، مردم و رسانه ها جريان دارد.
بسياري از نخبگان سياسي و نظامي آمريكا معتقدند آمريكا در شرايط فعلي قابليت و توان مديريت جنگ عليه ايران را ندارد. اظهار نظرهاي اخير افراد و موسساتي چون مگنوس را نسترب عضو مركز مطالعات تهديدهاي نابرابر دانشكده دفاع ملي استكهلم ، انستيتوي واشنگتن ، گلف نيوز و .... در اين خصوص قابل استناد است. از سوي ديگر اكثريت مردم آمريكا از زياده طلبي اين كشور كه به قيمت از دست دادن جان عزيز انشان و سرمايه هاي ملي آنها تمام مي شود، نگران و خسته هستند. همچنين مخالفت آشكاري در رويكرد رسانه هاي ارتباط جمعي بي طرف آمريكايي و كشورهاي غربي عليه اعلام نظر و موضعگيري عجولانه بوش در مورد گزينه نظامي عليه ايران و پيامدهاي پنهان و خطرناك آن ديده مي شود.
هزينه گزينش راه حل نظامي در برخورد با ايران نيز در كنار هزينه هاي تحميلي ميلياردي به آمريكا به واسطه قضيه عراق و افغانستان از موانع پيش روي آمريكا محسوب مي شود. از سوي ديگر به لحاظ موقعيت خارجي نيز اقدامات جنگ طلبانه ويكجانبه گرايي اين كشور براي بسط هژموني خود، موقعيت بين المللي ايالات متحده را با سؤالات و موانع زيادي روبرو ساخته است. بحران نظامي گري آمريكا، افزايش تنفر افكارعمومي دنيا از اقدامات اين كشور ، شكست استراتژي يكجانبه گرايي ، تضعيف موقعيت جهاني و عدم آمادگي منطقه براي پذيرش جنگي ديگر از چالش هاي خارجي آمريكايي در بازگشايي جبهه جديدي عليه ايران است.
ظرفيت هاي جمهوري اسلامي ايران
بر خلاف موقعيت متزلزل داخلي و خارجي رژيم صهيونيستي و آمريكا، جمهوري اسلامي ايران به دليل مولفه هاي قدرت ملي و منطقه اي از موقعيت بي نظيري برخوردار است. مؤلف هاي قدرت ايران كه به جمهوري اسلامي ظرفيت حفاظت از منافع ملي و حفظ تماميت ارضي و مقاومت در برابر زياده طلبي استكبار را مي دهد، عبارتند از ؛ 1: قدرت باور و ايمان؛ نظام جمهوري اسلامي ايران چه به لحاظ پيدايش و چه به لحاظ تداوم راه و گسترش توانمنديهاي خود همواره از عنصر اصلي ايمان به خداوند و غيب و نصرت الهي بهره مند بود. خواهد بود قدرت ايمان، نظامي قدرتمند از جمهوري اسلامي ايران ساخته است.
2: قوت رهبري؛ رهبري اسلامي جايگاهي است كه با تقواترين و عادل ترين مجتهدان به آن دست پيدا مي كنند و به باور شيعه رهبري نظام اسلامي مؤيد به تأييدات الهي است و در عرصه بحران و خطر، قدرت مديريت رهبري معظم انقلاب و حضرت امام (ره) با رها به اثبات رسيده است.
3: همبستگي ؛ مردم مسلمان ايران از همبستگي ملي شديدي برخوردارند كه به لحاظ ايمان آنها و ضرورت زيست مسالمت آميز و حفظ مرز و خاكشان به آنها بخشيده است و در عرصه هاي مختلف بويژه در طول 30 سال انقلاب و دفاع مقدس هر كجا به حضور نياز بوده است، در ايفاي نقش خدمتگزاري به اسلام و نظام آمادگي كامل داشته اند.
4: موقعيت برتر جغرافيايي و توان مسدود كردن بزرگترين شاهراه ترانزيتي، انرژي سوخت در تنگه هرمز از مولفه هايي است كه قدرت مهمي به ايران مي دهد.
5: توانمندي بالا؛ توان ايران در ابعاد مختلف نظامي و تأثيرگذاري پنهان و آشكار منطقه اي به همراه پيشروي در صنايع برتر نظامي از جمله توليد و ساخت موشكهاي دوربرد، قايق هاي پرنده را دار گريز، هواپيماي بدون سرنشين ، تانك و.... كه از صنايع نظامي برتر منطقه اي است. از ديگر توانمنديهاي ايران براي مقابله با دشمنان است.
توانمنديهاي مختلف ايران در ابعاد گوناگون، كيفيت نيروي انساني مومن، موقعيت جغرافيايي ويژه، توانمندي تجهيزاتي و نظامي مدرن، قدرت رهبري بالا در شرايط بحراني ، قدرت الهام بخشي به جنبش هاي منطقه اي و... است كه ذهن تمام تحليلگران مسايل سياسي و نظامي را درگير واكنش آتي ايران به حمله احتمالي كرده است.
اظهارات مگنوس را نسترب، عضو مركز مطالعات تهديدهاي نابرابر دانشكده دفاع ملي استهلكم مؤيد همين مطلب است وي مي گويد:« يك چيز براي دستگاه اطلاعاتي آمريكا بسيار مهم است و آن پيش بيني واكنش ايران است... شديداً ترديد دارم كه اگر ما ( آمريكايي ها) به ايران حمله كنيم آيا مي توانيم عواقب آن را تحمل كنيم يا خير؟« به نظر مي رسد چنين دغدغه اي براي رژيم صهيونيستي بيشتر باشد. بايد منتظر و آماده ماند و حاصل تصميم گير هاي اتاق هاي فكر و جنگ اين رژيم ها راديد . اگر نياز به آزمودن مجدد ايران اسلامي است، اين گوي و اين ميدان !»
منبع : Basirat ir

 



جنگ سرد دوم؛ تقابل آمريكا و ايران

نوام چامسكي
پس از پايان دوران جنگ سرد و فروپاشي شوروي، آمريكا يكه تازي در جهان را آغاز نمود تا خود را به عنوان تنها قدرت جهان به ساير ملت ها تحميل كند. دراين راه نيز بسياري قرباني شده اند كه تاب مقابله با سلطه گري اين كشور را نداشته اند. دراين بين، تنها كشوري كه به تنهايي در برابر تمامي استكبار ايستادگي كرده، ايران است. كشوري كه در طول تاريخ دستخوش تحولات بسياري بوده و تا سال ها پيش، از هم پيمانان اصلي آمريكا به شمار مي رفت. اما با تحولات صورت گرفته، ايران به كشوري مستقل، مقتدر و استقلال طلب مبدل گشت كه در همه عرصه ها سد راه آمريكا شد و قدرت اين كشور را در هم شكست تا خود را به عنوان قدرتي جديد و با ثبات در منطقه معرفي كند و واشنگتن را به زانو درآورد. تهديدها، تحريم ها و اتهامات بي پايه و اساس كه از شيوه هاي استكباري واشنگتن بود، همگي در برابر ايران رنگ باخت و بي اعتبار گشت.
واشنگتن روزهاي پرالتهابي را پشت سرمي گذارد و تنش هاي اين كشور و تلاش مصرانه دولت آمريكا در تقابل با تهديدات احتمالي ايران، به تعبير رابين رايت كارشناس و خبرنگار «واشنگتن پست»، به سوي جنگ سرد جديدي درحال پيشروي مي باشد.
در طول جنگ سرد اول، تمام تلاش دو قدرت مطلق جهان، براي محاصره، تضعيف و به زانو درآوردن كشورهاي ديگر بود.در مقابل، ديگر كشورها هم سعي در مقابله با آنها داشتند. در طول اين مدت، قدرت هاي سلطه گر تمام توان و هدفشان اين بود كه به هر وسيله و قيمتي جهان را تحت سلطه خود درآوردند و دراين راه از هيچ تلاشي فروگذار نمي كردند. اگر ايالات متحده به پيروزي دست مي يافت، دراين صورت، فلسفه و هنجاريهاي متناقض و در تضاد باهنجاري هاي متعارف بشري پايه گذاري مي شد. برهمين اساس و با پشتيباني تبليغات گسترده ، آمريكا در كشورهاي تحت سلطه خود نظير فيليپين و هائيتي، درحال اجراي سياست هاي به اصطلاح عدالت گرايانه خود بود تا تمام بي عدالتي ها و نامردمي ها را از زواياي زندگي بشري پاك كرده و جهان را به سوي هدفي متعالي سوق دهد! درسال 1954 و در زمان رياست جمهوري آيزنهاور ارزيابي هاي نهايي و گسترده اي توسط ژنرال جيمي دو ليتل، افسر ارشد CIA، بر روي زواياي و جوانب مختلف اين سياست ها صورت گرفت.
در تقابل با دشمني بي حد و مرز سران «كرملين» در هر نقطه اي از جهان، آمريكا نيز به طور قابل توجيهي به مقاومت و حفظ ارزش هاي بشري يا نمايشي وحشيانه چون ترور، شكنجه، براندازي و خشونت پرداخت و تا آنجا كه در توان داشت، سعي در اصلاح و نهايتاً براندازي حكومت هايي مي كرد كه آشكارا هم پيمان آمريكا نمي شدند؛ چنان كه تيم وينر نيز در كتاب «خاطرات و تاريخ CIA» دكترين دولت آزنهاور را شرح داده است. پيش از اين، هري ترومن رئيس جمهور پيش از آيزنهاور هم با سخن پراكني ها و دامن زدن به جنگ رواني در مورد كشورهاي ناسازگار و اقدامات و تهديدات آنها، توانستند براي سلطه گري در دنيا، افراد مورد نظر خود را به راحتي به قدرت برسانند. پس از آن، جان اف كندي نيز همين رويه را در پيش گرفت. او همچنين به شدت به تباني و حزبي گرايي متهم شده بود. وي پس از رد پيشنهاد رهبر شوروي مبني بر توقف دوجانبه مسابقه تسليحاتي، به صورت يك طرفه، تجهيز هرچه بيشتر نظاميان و اقداماتي مشابه را در دستور كار قرار داد. برادران كندي همچنين در ترور و اعمال خشونت، از آيزنهاور نيز پيشي گرفتند و آمار عمليات پنهاني و مخفيانه CIA نيز در اين دوران با افزايش چشم گيري روبرو بوده و ركورد سالانه آيزنهاور را نيز پشت سر گذاشتند كه تبعات هولناكي را در سراسر جهان در بر داشت.
در اين بين، برخلاف چين كه دشمن بسيار سرسختي به شمار مي رفت، روسيه قابل مذاكره و برقراري ارتباط بود. بسياري از دانشمندان و صاحب نظران بر اين باور بودند كه روسيه به صورت متزلزلي بين بربريت و تمدن قرار گرفته است. علاوه بر روسيه، دشمن سرسخت ديگري به نام چين وجود داشت كه به اعتقاد نظريه پردازان حزب ليبرال دموكرات، به صورت كوركورانه و بازيچه دست سردمداران كرملين عمل مي كرد؛ اقدامات خود را بدون هيچ قيد و محدوديتي ادامه داد تا در فرصتي مناسب جهان را به زانو درآورد.
چگونگي تعديل عقايد و نظريات متعصبانه در رفتارهاي افراط گرايانه از دهه 1940 تا 1970، توسط جيم پك به صورت روشنگرانه اي مورد بررسي قرار گرفته است.
در گذشته اقدامات و كوشش هاي بسياري صورت گرفت تا دوران باشكوه جنگ سرد اول بازگردد، اما همگي با ناكامي همراه بود. اما آن قله هاي دست نيافتني ديروز، امروز دست يافتني مي نمايد؛ چرا كه دشمن سرسخت ديگري به نام ايران ظهور كرده است كه مصمم به فتح دنيا مي باشد كه مي بايست آن را مهار كرد و از پاي درآورد. به نظر مي رسد كه اين مسئله زمينه را براي بازگشت به روزهاي پرتلاطم جنگ سرد فراهم مي كند. در اين بين، قدرتي قانوني براي برخورد با ايران وجود دارد، هرچند كه در اين راه به بهانه ها و دستاويزهاي مشكوك، غيرواقعي و شرم آوري متوسل مي شود. اما نگاهي عميق تر و دقيق تر به نماي كلي و پيامدهاي جنگ سرد دوم- كه سياست گذاران آمريكا چون رايس و گيتس آن را طراحي كرده اند- مي تواند عبرت آموز و قابل تأمل باشد.
هدف از محدود كردن و محاصره ايران، ساختن سدي در برابر رشد روزافزون نفوذ اين كشور در خاورميانه مي باشد. مارك مازتي و هلن كوپر در شماره 31 جولاي «نيويورك تايمز» اذعان كردند، براي محاصره و محدود كردن نفوذ ايران، بايد اين كشور را با نيروهاي زميني ناتو و آمريكا، به همراه ناوهاي نيروي دريايي در خليج فارس و نيروي هوايي محاصره كرد. علاوه بر اين، براساس گفته هاي رايس، بايد نيروهاي به اصطلاح صلح را روانه منطقه كرد تا به همراه گروه هاي مزدور مصري و سعودي از يك سو و نظاميان اسرائيل از سوي ديگر و نيروهاي آمريكايي، بتوان نفوذ و تأثير ايران در منطقه را كاهش داد و اين كشور را محاصره كرد. در اين صورت، نبردي همه جانبه شكل خواهد گرفت.
كمك ها و حمايت هاي ايران از عراق، از طرف اكثريت جمعيت شيعه اين كشور مورد استقبال قرار گرفته است. نوري المالكي نخست وزير عراق در ديدار ماه آگوست (2007) خود از ايران، در ديدار با آيت الله خامنه اي رهبر ايران، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور و ديگر مقامات ارشد ايراني، از تلاش ها و نقش سازنده ايران در ارتقاي امنيت در عراق قدرداني كرد. اين اقدام وي با واكنش شديد بوش همراه بود و در سخناني اعتراض آميز، تهران را تهديدي براي امنيت منطقه خواند و اظهار داشت كه مقامات عراق بايد متوجه اين مسئله باشند. همچنين دقيقاً چند روز پيش از اين اتفاق، حامد كرزاي رئيس جمهور مورد علاقه واشنگتن نيز موجبات ناراحتي بوش را فراهم آورد و از ايران به عنوان كشوري دوست و حامي افغانستان ياد كرد و ايران را راه حلي براي خروج افغانستان از بحران دانست.
علاوه بر كشورهاي همسايه ايران، در كشورهاي آن سوي منطقه هم مسائل مشابهي وجود دارد. براساس نظرسنجي هاي صورت گرفته در لبنان، بيشتر مردم اين كشور، حزب الله را كه ايران اصلي ترين حامي آن است، نيرويي مشروع و قانوني براي دفاع از كشورشان در برابر اسرائيل مي دانند. در فلسطين نيز حماس در انتخاباتي آزاد پيروز شد كه اسرائيل و آمريكا در واكنش به آن و در پرده اي ديگر از نمايش ترويج دموكراسي، مردم فلسطين را به جرم راي دادن و انتخاب مسير اشتباه، مورد شديدترين تنبيهات و تحريم ها قرار دادند.
به گفته يكي از مقامات ارشد دولت آمريكا- كه نامش فاش نشد-جنگ طلبي و لشكركشي آمريكا به منطقه، به منظور مقابله با آنچه به اعتقاد همگان، قدرت نمايي ايران در منطقه است، صورت مي گيرد. «همگان» اصطلاحي است كه به واشنگتن و متحدانش اشاره دارد. تهديد ايران باعث شده است، اين كشور مورد توجه و استقبال كشورهاي منطقه قرار بگيرد و ايران نيز از فعاليت هاي ضد اشغالگري در عراق حمايت كند.
اگرچه اين مسئله كمتر مورد بحث قرار گرفته است، اما به نظر مي رسد، نگراني اصلي از نفوذ و تأثير ايران در شرق است، جايي كه در اواسط آگوست، در نشست مجمع امنيتي آسياي مركزي، چين و روسيه ميزبان محمود احمدي نژاد بودند. نشستي كه براي مقابله با نفوذ آمريكا در منطقه ترتيب داده شده بود، مجمع امنيتي همان سازمان همكاري هاي شانگ هاي (SCO) مي باشد كه در سال هاي اخير به تدريج در حال شكل گيري است. علاوه بر دو قدرت بزرگ چين و روسيه، كشورهاي آسياي مركزي با منابع سرشار انرژي همچون قرقيزستان، ازبكستان، قزاقستان و تاجيكستان نيز عضو اين سازمان هستند. حامد كرزاي از افغانستان نيز به عنوان مهمان افتخاري در اجلاس ماه آگوست حضور داشت. در اتفاق ناخوشايند ديگري براي ايالات متحده، قربان محمد اف رئيس جمهور تركمنستان با قبول دعوت در اين اجلاس شركت كرد تا در گامي ديگر، مناسبات خود را با روسيه، به ويژه در زمينه انرژي گسترش دهد و سياست كهنه انزواطلبي از روسيه را به دست فراموشي بسپارد. روسيه متعهد شد كه براي افزايش واردات گاز از تركمنستان، خط لوله جديدي احداث كند تا با در دست گرفتن منابع بيشتر، نفوذ و تسلط خود در تامين انرژي اروپا را تقويت و طرح هاي آمريكا را كه با منافع ملي اين كشور در تقابل است، در نطفه خاموش نمايد. علاوه بر ايران، سه كشور هند، پاكستان و مغولستان نيز به عنوان عضو ناظر در اين نشست شركت داشته اند. اما درخواست آمريكا براي حضور در اين اجلاس پذيرفته نشد. در سال 2005 و در نشست SCO، جدول زماني براي پايان دادن به حضور نظامي آمريكا در آسياي مركزي تنظيم شد. شركت كنندگان پس از اجلاس ماه آگوست، براي ديدن تمرين نظامي مشترك چين و روسيه به منطقه اورال در خاك روسيه رفتند. ارتباط ايران با اعضاي sco باعث افزايش روابط اين كشورها با خاورميانه شده است. جايي كه چين همكاري هاي خود را در زمينه تجارت و ديگر زمينه ها با عربستان افزايش داده است. در عربستان، جمعيت شيعه اين كشور بسيار تحت ظلم واقع شده و در شرايط سختي به سرمي برد. همچنين نسبت به نفوذ ايران بسيار حساس مي باشند و بسياري از منابع نفت عربستان را دراختيار دارند. براساس گزارش هاي موجود حدود 40% نفت خاورميانه به كشورهاي شرقي منتقل مي شود. مادامي كه اين آمار به سمت شرق در حال افزايش است. قدرت و كنترل آمريكا نسبت به اين اهرم فشار و سلطه بر جهان كاهش مي يابد. چنان كه 60سال پيش، وزارت امور خارجه آمريكا، منابع نفت عربستان را «منبع عظيمي از قدرت استراتژيك» ناميد.
در جنگ سرد اول، شوروي با ايجاد موانعي آهني و احداث ديوار برلين سعي در محدود كردن نفوذ غرب داشت. بنابر گزارش رايت، در جنگ سرد دوم، سياست گذاران سابق شوروي در حال ايجاد مانعي سبز براي مهار نفوذ ايران مي باشند. به بيان ديگر، دكترين دولت و رسانه ها اين است كه تهديد ايران در حال حاضر، مشابه تهديدات غرب در گذشته است كه شوروي سعي در مقابله با آن را داشت و هم اكنون ايالات متحده با اشتياق فراوان سعي دارد، در جنگ سردي جديد، نقش شوروي سابق را در عرصه جهاني بازي كند.
تمام اين مسائل بدون نگراني خاصي مطرح مي شود. با اين حال، فهميدن اين نكته كه دولت آمريكا سعي دارد در جنگ سرد جديد نقشي چون استالين و جانشينانش را بازي كند، دست كم باعث پديد آمدن بارقه هايي از بيم و نگراني مي شود. شايد اين تنها تحليل و توجيه سرمقاله تند واشنگتن پست باشد كه اعلام مي كند، «ايران خشونت هايش را به سمت شكل گيري جنگي حقيقي افزايش داده است.» «نيروهاي شورشي افراطي وابسته به دولت اسلامي ايران، در حمله به نيروهاي آمريكايي و كشتن سربازان اين كشور دخالت دارند.» نويسنده اين مقاله اشاره مي كند كه» در پاسخ به اين حملات، آمريكا نيز بايد پاسخ ايران را بدهد. اما اين مسئله بسيار پيچيده مي شود، هنگامي كه مقامات اروپايي هرگونه اقدام نظامي عليه ايران را رد مي كنند و متفق القول از راهكارهاي سياسي و مذاكره و همچنين فشارهاي اقتصادي حمايت مي كنند تا با وجود دشمني آشكار ايران، از اين راه اين كشور را مهار كنند.»
اگر بنا را بر اين بگذاريم كه اتهامات واشنگتن صحت دارد و ايران حقيقتا گروه هاي نظامي شيعه را با بمب هاي زميني تجهيز مي كند تا عليه نيروهاي آمريكايي به كار گيرند. همان طور كه در نيكاراگوئه و عليه نيروهاي شورشي كه به دستور رونالد ريگان تحت عنوان مبارزه با گروگان گيري، جنگي غيرقانوني را آغاز كردند. احتمال دخالت ايران و استفاده از سلاح هاي پيشرفته بر ضد اين نيروها مي رود؛ هر چند پس از آغاز اين جنگ، آمار گروگان گيري 3برابر شده است. اگر تمام اينها درست باشد، ايران تنها سهم كوچكي نسبت به شرارت هاي وسيع آمريكا داشته است؛ شرارت هايي كه فراهم كردن بمب هاي نسل جديد و مدرن براي گروه هاي تروريستي و شورشي، به منظور برهم زدن تلاش هاي شوروي براي ايجاد ثبات در افغانستان تنها نمونه اي ناچيز از آن مي باشد.دولت بوش و رسانه هاي آمريكا ايران را به دخالت در عراق متهم مي كنند. در اين صورت، احتمالا دخالت كشورهاي ديگر ناديده گرفته شده است. اسناد ومدارك ، كم و بيش تخصصي مي باشند. آيا شماري سريال حك شده روي ادوات انفجاري كشف شده در عراق، متعلق به ايران است؟ در اين صورت، آيا رهبران ايران در مورد اين جنگ افزارها و ادوات انفجاري اطلاع دارند؟
طي مذاكرات صورت گرفته، كاخ سفيد تصميم گرفت تا سپاه پاسداران ايران را به عنوان گروهي تروريستي و سازمان يافته اعلام كند. عملي بي سابقه نسبت به يك نيروي نظامي ملي كه اين اجازه را به واشنگتن مي دهد تا در سطحي گسترده، اقدامات تنبيهي را به اجرا گذارد. بسياري از كشورهاي دنيا با بي اعتمادي كامل، آمريكا را مورد سرزنش و سؤال قرار مي دهند كه با وجود حمله و اشغال كشورهاي همسايه ايران، آيا خود آمريكا شايسته اين اتهامات نيست؟ يا هم پيمانان اسرائيلي شان كه كمك هاي نظامي بي سابقه اي را دريافت مي كنند تا حضور غيرقانوني 40 ساله خود و اشغالگري شان را ادامه دهند و همچنين پنجمين حمله به لبنان كه سال گذشته رقم زدند.
در اينجا مسئله اي كه به عنوان انتقاد مطرح شده است، در واقع شك و ترديد نسبت به اتهاماتي است كه آمريكا عليه ايران مطرح كرده است كه آيا دخالت ايران در عراق صحت دارد يا تنها ادعايي بي پايه و اساس است. همخواني و هماهنگي تبليغات رسانه ها و روزنامه هاي به اصطلاح آزادي خواه و تحليل گران آنها با شوروي سابق، آلمان نازي و ديگر اشغالگران نيز جاي بسي تأمل و توجه دارد. مقايسه هاي صورت گرفته نيز ناعادلانه و غيرمنطقي مي باشد. برخلاف اشغالگران آلمان و شوروي، نيروهاي آمريكايي حاضر در عراق، اشغال اين كشور را حق خود مي دانند و آشكارا و بدون نياز به بيان كردن آن، خود را صاحب و قيم جهان مي دانند. براساس استدلالي ساده و منطقي مي توان دريافت كه آمريكا توان حمله و اشغال كشور ديگري را ندارد و تنها مي تواند كشورهايي را كه اشغال كرده حفظ نمايد و آنها را به رغم خود به آزادي و دموكراسي برساند. اين واقعيتي روشن و انكارناپذير است.
زماني است كه ما عواقب و پيامدهاي ناگوار خروج نظاميان آمريكايي را ناديده بگيريم. نظريه مورد قبول ديگري كه وجود دارد، نظريه هندوچيني است كه در سخنراني شرم آور رئيس جمهور آمريكا در آگوست 2006 بدان اشاره شد. اين نظريه مي تواند براي كساني كه فجايع آمريكا در هندوچين را فراموش كرده اند، يادآور خوبي باشد. فجايعي كه تخريب بخش وسيعي از ويتنام و بمباران هاي مرگبار در لائوس و كامبوج به هنگام ترك خرابه هاي ويتنام، بخشي از آن بود. بمباران كامبوج به دستور مستقيم كسينجر و براي نسل كشي صورت مي گرفت. وي دستور داد تا هر جنبنده اي را هدف قرار دهند. سال ها بعد مشخص شد كه بمباران كامبوج 5 بار بزرگ تر از تمامي بمباران هاي انجام شده در جنگ جهاني دوم بوده است.
پس از اعلام مأموريت رايس مبني بر محاصره ايران، رسانه ها گزارش دادند، رايس گفته است كه ايران مهم ترين كشوري است كه به تنهايي برخلاف منافع آمريكا در خاورميانه گام برمي دارد. كه اين قضاوتي منطقي و قابل قبول به شمار مي رود. دكترين قديمي واشنگتن براي اصلاح يا براندازي هر رژيمي كه آشكارا به صف متحدان آمريكا نمي پيوندد، ايران را به اتخاذ تدابيري منحصر به فرد در برابر ايالات متحده و منافع اين كشور واداشته است. طبيعتاً در اين شرايط، محدود كردن نفوذ ايران در منطقه و جهان، در اولويت برنامه هاي آمريكا خواهد بود. ايران با اينكه در هيچ يك از ترورها، خرابكاري ها و خشونت هاي صورت گرفته در سراسر جهان نقشي و دخالتي نداشته است، اما براساس مدلي آمريكايي، هميشه مورد اتهامات و محكوميت هاي تند و ناخوشايند قرار گرفته است. اين در حالي است كه شبكه خبري ABC از فعاليت هاي گروه تروريستي جندا... خبر داد كه با حمايت آمريكا در پاكستان شكل گرفته و در ايران اقدامات تروريستي و خرابكارانه انجام مي دهند.
يكي از اقدامات منحصر به فرد ايران كه آمريكا آن را تجاوز و اقدام عليه خود تلقي مي كند، اثبات حقانيت خود در مسئله جزاير سه گانه خليج فارس مي باشد. همچنين، پيشرفت هاي ايران در زمينه انرژي هسته اي و دورنماي آن كه احتمال دستيابي ايران به سلاح هسته اي مي رود، براي آمريكا بسيار نگران كننده و مشكل ساز خواهد بود. اما با اين وجود، گسترش و استفاده از انرژي هسته اي حق مسلم ايران است و هيچ كس- حتي اكثريت جمعيت ايران- نمي خواهند كشورشان سلاح هسته اي داشته باشد. براساس شواهد و دلايل مستند، پاكستان، هند و اسرائيل- كشورهاي هسته اي منطقه- كه با حمايت آمريكا داراي سلاح هسته اي هستند، بزرگ ترين تهديد براي بقاي ايران و همچنين برقراري صلح در منطقه و جهان مي باشند. ايران با وجود اينكه با سلطه آمريكا در منطقه مخالف است و با دكترين واشنگتن در خاورميانه مقابله مي كند، اما هرگز تهديدي نظامي نبوده و اقدامي در اين زمينه انجام نداده است. از سوي ديگر، اين كشور سال هاست كه قرباني قدرت هاي خارجي بوده است؛ در آخرين اقدامات، ايالات متحده با همراهي بريتانيا، در سال 1953 مجلس و دولت اين كشور را سرنگون كرد و به جاي آن يك ديكتاتور مزدور را بر سر كار آورد. در حملات وحشيانه صدام حسين به ايران، آمريكا بزرگ ترين حامي وي بود. حملاتي كه طي آن صدها هزار ايراني به خاك و خون كشيده شدند و با سلاح هاي شيميايي هدف قرار گرفتند و جامعه جهاني هم كوچك ترين واكنشي به آن نشان نداد. اين وقايع هرگز از حافظه تاريخي ملت ايران پاك نخواهد شد و آنها جامعه بين الملل را شريك جرم صدام و آمريكا مي دانند. پس از آن نيز آمريكا با تحريم هاي گوناگون اين كشور را تحت فشار قرار داده است.
اسرائيل نيز ايران را تهديدي براي خود مي خواند. اين كشور به دنبال سلطه و حكومت بي چون و چرا در منطقه است و در اين ميان، ايران و حمايت اين كشور از گروه هايي كه در مقابل خواسته هاي اسرائيل تسليم نمي شوند، مي تواند به نوعي، موازنه قدرت در منطقه باشد. اما ايران هرگز تهديدي نظامي براي اسرائيل هم نبوده است. اگر ايالات متحده نظر اكثريت مردم آمريكا و ايران را بپذيرد و اجازه دهد خاورميانه منطقه اي عاري از سلاح هاي هسته اي باشد، تمامي تهديدات موجود از بين خواهد رفت. و در پايان اين نكته به روشني مشخص است كه استفاده از گزينه نظامي عليه ايران، منطقه را به نابودي خواهد كشاند و تبعات منفي بي شماري خواهد داشت. نظرسنجي ها از كشورهاي همسايه ايران كه در آنها دولت ايران طرفدار بسياري دارد- تركيه، عربستان، پاكستان، ...- نشان مي دهد، اكثريت مردم اين كشورها يك ايران داراي سلاح اتمي را به انجام اقدام نظامي بر ضد اين كشور ترجيح مي دهند. خاورميانه توان تحمل حمله اي ديگر را نخواهد داشت و هيچ كس حاضر به تكرار تجربه هاي عراق و افغانستان نخواهد بود.

 



اهداف آمريكا در خاورميانه

محمد جعفر طالب پور
آمريكا در خاورميانه چه اهدافي را دنبال مي كند؟ حضور فيزيكي و نظامي پرهزينه و پرهياهوي آمريكا در اين منطقه، تأسيس پايگاههاي نظامي متعدد در منطقه و تلاش جهت گسترش آنها و تأسيس پايگاههاي جديد، رزمايش هاي نظامي پيچيده با مشاركت كشورهاي منطقه، دخالت صريح و مداخله جويانه در مسائل داخلي كشورها و نيز دخالت در روابط سياسي و اقتصادي منطقه، انعقاد قراردادهاي سنگين تجاري و معاهده نامه هاي سياسي- اقتصادي - امنيتي با دولتهاي همسو در منطقه، فروش انواع و اقسام تسليحات نظامي به كشورهاي منطقه و تبديل خاورميانه به انبار تسليحات آمريكايي، حداقل 3 جنگ و اقدام نظامي گسترده در منطقه و در سالهاي اخير (جنگ خليج فارس، حمله به افغانستان و جنگ عراق)، جنگ رواني و تهاجم سنگين و گسترده فرهنگي در منطقه، ترويج مؤلفه هاي فرهنگي غرب در ميان ساكنين منطقه بويژه جوانان و... براي رسيدن به كدام هدف و مقصود است؟ در حالي كه همه اين تحركات و اقدامات، علاوه بر تحميل هزينه هاي هنگفت و سرسام آور بر اقتصاد آمريكا و نيز كشورهاي منطقه، با مخالفت هاي روزافزون و آشكار مردم، گروههاي سياسي و نهادهاي فعال آمريكا و نيز مخالفت هاي جهاني مواجه بوده است، اما سياستمداران كاخ سفيد، به لحاظ اهميت و حساسيتي كه براي اهداف خود در خاورميانه قائل اند، همچنان بر راهبرد خود در منطقه خاورميانه پافشاري و اصرار دارند. حتي شكست هاي خفت بار سياستهاي آنان در اين منطقه كه خاورميانه را به باتلاقي خودساخته تبديل نموده كه آمريكا واضحاً در آن گرفتار گرديده است، نيز مانع تلاش كاخ سفيد در رسيدن به اهداف خود نگرديده است. حقيقتاً براساس كدام منطق و توجيه قابل قبول و با در نظر گرفتن چه منافع ارزشمندي مي توان رفتار آمريكا را در خاورميانه توجيه نمود؟ براساس گزارش جامع مركز نيكسون، اهداف آمريكا در خاورميانه را مي توان در سه سطح بررسي نمود كه نشانگر اولويت هاي آمريكا در خاورميانه نيز مي باشد.
الف: منافع حياتي
اين دسته از منافع از بالاترين اولويت برخوردار بوده و توجه جدي و اهتمام فوري و عاجل حاكمان و استراتژيست هاي آمريكايي را مي طلبد:
1- حفظ امنيت و ثبات اسرائيل در منطقه
قرار گرفتن موضوع اسرائيل، درصدر اهداف و منافع آمريكا در منطقه حساس خاورميانه، قابل تأمل است. البته با در نظر گرفتن اين واقعيت كه اولاً اسرائيل متحد استراتژيك آمريكاست و ثانياً به لحاظ نفوذ پرقدرت لابي صهيونيسم در ساختار حكومتي آمريكا و دخالت و تأثير آن در تعيين حاكمان و كارگزاران حكومتي آمريكا و نيز سياستگذاري و تصميم گيري و برنامه ريزي داخلي و خارجي آمريكا، توجه به ثبات و امنيت اسرائيل در اين سطح از اولويت بندي چندان هم بعيد و دور از ذهن نمي باشد.
2- تضمين امنيت منافع انرژي در مناطق نفت خيز خاورميانه
خاورميانه به لحاظ در برگرفتن قسمت عمده اي از منابع نفت و گاز جهان، همواره كانون توجه و نظر قدرتهاي جهان بوده است و هرگز نمي توان بدون توجه به موضوع حساس انرژي و نفت، مسائل خاورميانه را بررسي و تجزيه و تحليل نمود. آمريكا عليرغم برخورداري از منابع غني و سرشار نفتي، سياست خود را مبتني بر حفظ منابع زيرزميني نفتي خود، تأمين انرژي از طريق خريد نفت از كشورهاي توليد كننده و حفظ و گسترش منابع استراتژيك خود قرار داده است. لذا اقتصاد آمريكا به شدت به وضعيت نفت و انرژي حساس و وابسته است. تضمين امنيت چرخه عرضه و تقاضاي نفت و ساير حاملهاي انرژي از يك سو و از سوي ديگر دستيابي به منابع ارزان و فراوان نفت و انرژي، راهبرد اصلي آمريكا در اين خصوص است. بالطبع آمريكا همواره نسبت به منابع نفتي خاورميانه چشم طمع داشته است و تسلط بي قيد و شرط بر آنها از اهداف جدي آمريكاست و اين همان واقعيت تلخ و پشت پرده دخالت نظامي آمريكا در جنگ عراق است و دنيا امروز شاهد است چگونه شركت هاي بزرگ نفتي آمريكايي، عليرغم وضعيت نابسامان اقتصادي و نياز مردم عراق، نفت اين سرمايه ملي اين كشور را به تاراج مي برند.
3- ممانعت از دسترسي كشورهاي خاورميانه به سلاح هاي كشتار جمعي
البته بر هيچ كس پوشيده نيست كه آمريكا از سر خير خواهي و صلح طلبي و انسان دوستي بدنبال اين هدف نيست. بلكه به لحاظ اهميت تأمين و تضمين امنيت منافع آمريكا و هم پيمانانش در منطقه و صرفاً به منظور جلوگيري از دستيابي كشورهاي مخالف آمريكا به سلاحهاي كشتار جمعي و تسليحات مدرن و قوي، آمريكا دنبال اين هدف است. فراموش نكنيم كه اولاً بيشترين ميزان و حجم اينگونه سلاحها حتي از انواع ممنوعه و خطرناك آن مانند سلاحهاي هسته اي، ميكروبي و شيميايي درخود آمريكا توليد و انبار مي شود، ثانياً به گواهي اسناد و مدارك معتبر، آمريكا و متحدان غربي اش و در طول سالهاي دفاع مقدس، صدام و رژيم بعثي عراق را به انواع و اقسام تسليحات كشتار جمعي مجهز نمودند كه صدام نيز با چراغ سبز حاميان استكباري اش، به دفعات از آنها استفاده و تلفات و خسارت سنگيني بر ايران وارد نمود، ثالثاً، امروزه و در حالي كه آمريكا دم از جلوگيري از گسترش و توليد اين نوع تسليحات مي زند، بسياري از كشورهاي دنيا و حتي برخي از كشورهاي خاورميانه كه هم سو با منافع آمريكا هستند، با حمايت آمريكا و با نقض معاهدات بين المللي و مخالفت افكار عمومي، به توليد و انباشت تسليحات كشتار جمعي اقدام مي نمايند و جالب اينجاست كه اغلب، تأمين كننده اصلي فن آوري توليد آنها و گاه سرمايه گذار اصلي است. فلذا داعيه آمريكا در هدايت و رهبري جريان جهاني مبارزه با تسليحات كشتار جمعي و نوع اقدامات و موضع گيري هاي آمريكا در خاورميانه در اين موضوع، مزاحي بيش نيست.
ب: منافع فوق العاده
در اولويت دوم منافع آمريكا در خليج فارس مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- عدم ايجاد همگرايي منطقه اي براي دشمني با آمريكا در خاورميانه
البته خود سياستمداران كاخ سفيد به دفعات اعتراف نموده اند كه در نيل به چنين هدفي ناكام مانده اند و آمريكا ستيزي از واقعيت هاي جهان و نيز خاورميانه است و ميزان نفرت و انزجار از سياستهاي آمريكا در سطح جهاني واضحاً روند رو به رشدي داشته است. در خاورميانه، ايران با استراتژي انقلابي و مخالفت صريح و هميشگي اش با رفتار و خلق و خوي استكباري آمريكا و افشاگري ايران در فتنه انگيزي و سياست هاي ناصواب آمريكا در اين نفرت عمومي نقش به سزايي داشته است. وزن و جايگاه و قدرت و نفوذ ايران در معادلات منطقه اي و جهاني سبب شده است، ايران محور همگرايي منطقه اي در مخالفت با آمريكا گردد. البته كانون هاي ضد آمريكايي ديگر منطقه مانند مقاومت اسلامي حزب اله لبنان، گروه هاي مبارز و عمدتاً شيعي منطقه، حماس و... و نيز كشور اسلامي سوريه نيز در اين روند آمريكاستيزي سهيم بوده اند. رفتار نفرت انگيز آمريكا در خاورميانه مانند حمايت از حكومت هاي استبدادي و دست نشانده، غارت اموال عمومي و سرمايه هاي ملي كشورها، تهاجم به غيرنظاميان، نقض حاكميت و تماميت ارضي كشورها، كشتار انسان هاي بي گناه و بي دفاع، داستان تنفرآور زندان ابوغريب و... نيز در برانگيختن احساسات ضدآمريكايي، بي تأثير نبوده است.
2- پيگيري در به نتيجه رساندن طرح دروغين به اصطلاح صلح خاورميانه
3- تحكيم روابط استعماري آمريكا با كشورهاي منطقه
4- شناسايي مراكز پرورش تروريسم در خاورميانه
جالب اينجاست كه اسرائيل بعنوان كشوري جعلي و رژيمي غاصب در منطقه خاورميانه، خود نماد تروريسم دولتي است و به شدت مورد حمايت آمريكا قرار دارد. ضمن اين كه در كشورها و مناطق تحت كنترل و اشغال آمريكا در منطقه، نه تنها تروريسم ريشه كن نشده است بلكه شاهد موجي تازه از ترور، قتل و كشتار هستيم كه سريال تمام ناشدني ترورهاي خونبار و مرگبار در عراق، رشد و قدرت يافتن مجدد طالبان در شمال پاكستان و جنوب افغانستان، نمونه هاي بارز آن هستند. بهرحال آنچه مسلم است اين است كه تلقي آمريكا از موضوع تروريسم كه مبناي توجيهي اقدامات آمريكا در دنيا با هدف مبارزه با تروريسم است نوعي نگرش ابزارگونه است و ملاك و معيار سنجش و قضاوت گروه ها و افراد در مورد تروريست بودن آنها، صرفاً منافع برتري جويانه و استكباري آمريكاست.
ج: منافع مهم
اولويت سوم آمريكا در منطقه عبارتست از:
1- برقراري ارتباط با تمامي كشورهاي منطقه
آمريكا در اين تعاملات دنبال منافع اقتصادي و تجاري، تضمين حضور درازمدت خود در منطقه و ايجاد جبهه متحد در مقابله با تهديدهاي ضد آمريكايي در منطقه مي باشد. توافقنامه امنيتي آمريكا و عراق كه كاخ سفيد به شدت بر نهايي شدن آن اصرار دارد، جديدترين برگ از اين سناريوي خطرناك است.
2- ظهور دولت هاي معتدل تر بر مبناي نظام ليبرال دموكراسي
رفتار آمريكا در زمينه دموكراسي نيز متناقض و قابل نقد و تأمل است و شعارهاي عوامفريبانه اي مانند استقرار و صدور دموكراسي كه سياستمداران آمريكايي مدعي آن هستند، رنگ باخته است. واقعيت اين است كه دموكراسي واقعي هيچگاه مدنظر آمريكا نبوده و نيست. چرا كه اولاً به اذعان نهادها و گروه هاي سياسي آمريكايي، موارد نقض دموكراسي در اين كشور مدعي دموكراسي، كم نيستند، ثانياً، اكثر متحدان آمريكا را در دنيا حكومت هاي غير دموكراتيك تشكيل مي دهند و ثالثاً، اگرچه جنبه هاي دموكراتيك دركشورهاي مخالف آمريكا، فراوان است، ليكن كاخ سفيد، صرفاً به جهت مخالفت آنها با منافع آمريكا، همچنان با آنها عناد ورزيده و آنها را به نقض دموكراسي متهم مي نمايد.
نكته اي كه در پايان اشاره بدان لازم است آنست كه با بررسي عملكرد و رفتار سياستمداران و حاكمان آمريكايي تعهد و التزام عملي آنان به اهداف مورد اشاره، مشخص و بارز است. تحركات سياسي و ديپلماتيك، چانه زني هاي سياسي با قدرت هاي هم سنگ و هم وزن درتعاملات بين المللي، استراتژي خبري و رسانه اي و تبليغات بنگاه هاي بزرگ خبرپراكني و امپراطوري هاي گسترده و اختاپوسي خبري استكباري، استفاده از نفوذ و لابي غيرقابل انكار و غيرموجه آمريكا در نهادها و سازمان هاي بين المللي به ويژه سازمان ملل و شوراي امنيت و پيمان آتلانتيك شمالي ناتو و گروه هاي كوچكتر مانند كشورهاي صنعتي و نيز نهادهاي اقماري مانند بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، آژانس بين المللي انرژي اتمي و... همگي بگونه اي سازماندهي و جهت دهي مي شوند كه كاخ سفيد را در نيل به اهداف آمريكا در خاورميانه ياري نمايد. استراتژي تهديد نرم، تحريم اقتصادي، تهديد نظامي، راه اندازي و تحريك انقلاب هاي رنگين، حمايت از حكومت هاي دست نشانده و دولت هاي همسو، سنگ اندازي در مسير موفقيت و پيشرفت كشورهاي مخالف و حمايت از اپوزيسيون هاي داخلي در آنها، تلاش جهت روي كار آمدن گروه ها و شخصيت هاي سياسي نزديك به آمريكا در منطقه، امنيتي نمودن خاورميانه و ايجاد فضاي رعب و وحشت در منطقه و ايجاد بدبيني و بدگماني بين كشورها، دروغ پردازي و شايعه پراكني، سياه نمايي و... برخي از برنامه هاي آمريكا در تحقق اهدافش در خاورميانه است. شوي مضحك و نخ نماي مبارزه با تروريسم، دفاع از حقوق بشر، صدور و برقراري دموكراسي، مبارزه با استبداد و... نيز تلاشي جهت پوشش نهادن براهداف واقعي و خطرناك آمريكا در منطقه و نيز كسب اجماع نسبي جهاني و ايجاد بستر رواني مناسب در سطح دنيا براي توجيه و همراهي با اقدامات آمريكائيان است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14