(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 7 مرداد 1387 - 25 رجب 1429 - 28جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189144
 

يادمان شصتمين سالگرد ميلاد شهيد دكتر محمدعلي فياض بخش اولين وزير
مشاور وسرپرست سازمان بهزيستي جمهوري اسلامي ايران همنفس با فقرا
مبادي ومباني بسط نوآوري در دانشگاه ها
دانشگاه مخاطب رهبري
دكتر مرتضي زرينه زاد ، رئيس صندوق رفاه دانشجويان كشور در گفت وگو با كيهان اعلام كرد:
تلاش مي كنيم تا سرمايه هاي فكري كشور درگير بحث معيشت نشوند



يادمان شصتمين سالگرد ميلاد شهيد دكتر محمدعلي فياض بخش اولين وزير
مشاور وسرپرست سازمان بهزيستي جمهوري اسلامي ايران همنفس با فقرا

«محمد علي فياض بخش» در سال 1327 در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان «خسروي» و تحصيلات متوسطه را در كنار دروس حوزوي شامل جامع المقدمات و ادبيات عربي فرا گرفت و خدمت سربازي اش را در تفرش و رودبار به پايان برد.
فياض بخش از دانشگاه«تهران» مدرك پزشكي گرفت و دوره تخصصي جراحي را در بيمارستان «سينا» به پايان رساند.
فياض بخش موسس انجمن امدادگران امام خميني(ره) بود.
اين شهيد آسايشگاه معلولان انقلاب را با همكاري انجمن امدادگران امام (ره) و كميته امداد، زير نظر بنياد شهيد راه اندازي كرد.
طبابت و ويزيت رايگان به مدت 4 سال. تاسيس كلينيك «سلمان فارسي» با همكاري شهيد دكتر «لواساني»، آموزش كمك هاي اوليه پزشكي براي خدمت به مجروحان و معلولان انقلاب از ديگر فعاليتهاي اين شهيد بزرگوار بود.
وي سپس به عنوان مديركل توانبخشي دروزارت بهداري مشغول به كار شد.
پيشنهاد لايحه سازمان بهزيستي كشور و پيگيري براي تاسيس چنين سازماني جدا از وزارتخانه بهداشت از اقدامات ديگر اين شهيد بود. «محمد علي فياض بخش» دركابينه شهيد «رجايي»، به عنوان وزير مشاور و سرپرست بهزيستي خدمت مي كرد.
دكتر فياض بخش، شامگاه هفتم تير 1360 در حزب جمهوي اسلامي براثر انفجار بمب به شهادت رسيد.
خاطرات
همسر شهيد:
او تك و بي همتا بود. تنها وزيري بود كه به جاي تحويل ماشين ضدگلوله جهت حفظ امنيت جاني اش، خودروي شخصي خود را به دولت داد تا راننده اي برايش تعيين كنند. بله، دكتر با خودروي شخصي خود كارهاي سازمان را انجام مي داد و راننده كه در اين مدت، عاشق منش و رفتار او شده بود، بعد از شهادت دكتر، آشناي خانوادگي ما باقي ماند و نشان او را از معاشرت با اعضاي خانواده اش مي جست.
جلسات معلم شهيد، استاد مطهري در منزل ما برگزار مي شد و شهيد فياض بخش در جلسات تفسير قرآن، ميزبان بزرگاني بوده اند كه يا شهيد شده اند يا اينكه در وزارتخانه ها به مردم خدمت مي كند.
چند جلسه كه گذشت، دكتر به من ماموريت داد تا نوار سخنراني هاي استاد مهطري را برروي كاغذ پياده كنم و از آن در جلستاتي كه خانم ها به منزل ما مي آمدند، براي ارتقاء سطح آگاهي بانوان استفاده كنم. در حقيقت من واسطه فيض شده بودم تا خانم ها نيز از آموزش هاي استاد بهره مند شوند.
بعد از شهادت دكتر مطهري، صدا و سيما به اين فكر افتاد كه سخنان استاد را پخش نمايد لذا مدتي بعد، فرزندان شهيد مطهري به منزل ما آمدند و نوارهاي استاد را با خود بردند. بعدها كتاب هاي استاد از روي نوارهاي ايشان تهيه شد.
نكته جالب اينكه در جلستان منور استاد مطهري، شهيد فياض بخش خود را موظف به ضبط كامل و ثبت صحيح سخنان استاد مي دانست. براي همين توانسته بوديم نوارهاي كامل و جامعي از سخنراني استاد مطهري تهيه كنيم.
ايشان مرا مقلد حضرت امام (ره) كرد. آقاي فياض بخش، اولين بار كه پس از عقد به منزل ما آمد به رسم معمول يك هديه نيز با خود به همراه داشت. هديه ايشان توضيح المسائل امام خميني(ره) بود كه آن زمان ناياب بود. دكتر در همان ديدار، برايم از شخصيت والاي حضرت امام(ره) گفت و اينكه اعلم مجتهدين هستند. باور كنيد حرفهاي تاثيرگذار دكتر و خواندن كتاب حضرت امام(ره) باعث شد، از همان شب مقلد حضرت امام(ره) شوم.
تمام حرفها، رفتارها و حركات دكتر، هدفمند بود. حتي در خريد هديه چه براي من و چه براي بچه هايش نيز هدفي را دنبال مي كرد. حتي اگر اسباب بازي براي فرزندانش مي خريد، اين خريد يك پيامي داشت. دكتر هر هديه اي را نمي خريد.
سياست دكتر براي پرورش بچه ها در محيطي كه از لحاظ اخلاقي مضر بود، فقط منع كردن نبود بلكه جايگزين مناسبي نيز فراهم مي كرد تا حقي ضايع نشود و فرزندان به كمال برسند. به عنوان مثال: دكتر در خانه تمام وسايل بازي بچه ها را فراهم كرده بود و اگر بستگاني نيز به منزل ما مي آمدند، بچه هاي آنها نيز مي توانستند از اين امكانات استفاده كنند.
وقتي دكتر براي شروع دوره تخصص در بيمارستان سينا پذيرفته شد، مسئول رسيدگي به پرونده ايشان گفت: براي شروع دوره بايد از يك مقام مملكتي يا ارتشي توصيه نامه بياوريد. دكتر فياض بخش شروع كرد به توضيح دادن كه به كسي در دستگاه ارادت ندارد و در آخر وقتي اصرار آنهارا براي آوردن توصيه نامه ديد، گفت: من فقط مي توانم از طرف خدا توصيه نامه بياورم.
اين حرف دكتر، باعث منقلب شدن مسئول پرونده اش شد به گونه اي كه موافقت خود را با شروع به كار دكتر اعلام كرد.
دكتر با فقرا نفس مي كشيد، با آنها مي خنديد، درد دل مي كرد و مي گريست. اين جملات همسر شهيد فياض بخش درباره دكتر است وي در ادامه مي افزايد: با آنكه منزل دكتر در شمال تهران بود، اما مطب خود را در جنوبي ترين نقطه تهران (تيردوقلو) داير كرده بود تا در هواي فقرا تنفس كند و همدم آنها باشد.
او متخصص جراحي بود اما از بيماران، در حد پزشك هاي عمومي حق ويزيت مي گرفت.
پرداخت ويزيت در مطب ايشان به اين صورت بود كه برروي يك تكه مقوا يادداشتي با خط زيباي خود آورده بودند به اين مضمون: حداكثر ويزيت 300 ريال است اما شما نسبت به توانتان مي توانيد پرداخت كنيد.
دكتر، شبانه روز خود را وقف مردم مي كرد. گاهي شب ها خستگي مفرط را در چهره اش مي ديدم و براي اينكه استراحت كند، تلفن را قطع مي كردم اما وقتي دكتر از اين ماجرا با خبر شد، به شدت گله كرد و گفت: من قسم خورده ام در خدمت اين مردم باشم و آن موقع كه قسم ياد كردم، ساعتي را براي انجام اين كار تعيين نكردم.
بعد از شهادت دكتر، صاحب داروخانه اي كه نزديك مطب ايشان بود و صاحب مرغ فروشي محله به منزل ما آمدند و هركدام مقداري پول آوردند و گفتند: اين پولها به دكتر تعلق دارد.
وقتي ماجرا را پرسيدم، متوجه شدم دكتر وقتي پي به بي بضاعتي بيماران خود مي برد، بالاي نسخه ها يك علامت به خصوص مي زد كه معنايش تحويل رايگان دارو به شخص مراجعه كننده بود.
دكتر به بعضي ها هم سفارش مي كرد كه از مغازه مرغ فروشي محله، مرغ مجاني بگيرند.
نكته جالب توجه اين بود كه دكتر قيمت داروها و مرغ ها را اول هرماه به صاحب مغازه ها پرداخت مي كرد.

 



مبادي ومباني بسط نوآوري در دانشگاه ها

محمد عبداللهي
1 - مقام معظم رهبري در بخشي از پيام نوروزي خود در سال جاري تأكيد كردند:« ... واما امسال سالي است كه ما اميدهاي زيادي به حركت و تلاش در اين سال بسته ايم... در عرصه داخلي آنچه مورد نياز است، پيدا كردن راه هاي ميان بر، همراه با تدبير و درايت و حكمت است؛ ما نمي توانيم آرام و معمولي حركت كنيم؛ بايد با شتابي حساب شده و منظم ومنضبط پيش برويم. بايد بتوانيم كارهايي را كه براي نسل هاي آينده ماندگار خواهد بود انجام بدهيم... من براي اين سال دو چيز را انتظار مي برم؛ يكي اينكه در همه بخش هايي كه گفتيم بايد «نوآوري» بوجود بيايد... هر كدام نياز دارند در كار خود و در عرصه فعاليت خود «نوآوري» كنند؛ اين نقطه اولي است كه مورد نياز ماست».1
آغاز سال 1387 با رويكرد ايجاد « خيزش عمومي» براي حركتي پرشتاب و با انتظار ايجاد «نوآوري» در همه عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور، فصل نويني از حيات ملت ايران را رقم مي زند، كه حاوي نكاتي بس حائز اهميت است . گرچه شعار «نوآوري» را بايستي نماد انتظار مقام معظم رهبري در اين سال دانست و با تمام توان براي تحقق آن همت گمارد، اما همانگونه كه ايشان نيز در سخنراني هايشان در استان فارس اشاره فرمودند، اساس انقلاب اسلامي و فصول مختلف آن ، همه در زمره نوآوري هاي قرن اخير بوده اند . مروري اجمالي بر تاريخ معاصر ايران در دوران قبل و پس از انقلاب نيز اين واقعيت را بخوبي آشكار مي سازد. و آنچه در اين نگاه تاريخي برجسته مي نمايد ، نقش ويژه «دانشگاه» و به تعبير دقيق تر «جنبش دانشجويي مسلمان و انقلابي» در مجموعه حركت هاي اعتلايي ملت ايران است.
حركت هاي انقلابي و شورانگيز دانشجويان بويژه در سال هاي پاياني حيات رژيم پهلوي و نيز حضور پرشكوه و حماسي طيف گسترده اي از جوانان دانشجو در جهاد انقلابي «دفاع مقدس» و دفاع ثابت قدمانه از آرمان هاي عدالتخواهانه ضد آمريكايي و هويت ديني انقلاب، برگهاي زرين، خونين و جاوداني از حركت هاي انقلابي «جنبش دانشجويي ايران» در پيوند با انقلاب دين مدارانه و استكبار ستيزانه انبوه توده هاي مردم ايران به رهبري روحانيت شيعه رقم زده است.2
از سويي ژرف نگري و دورانديشي بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي، همواره نقاط حساس و تأثيرگذار بر تداوم حيات انقلابي و ثبات آتي كشور و ملت را نشانه رفته است! و در اين «نگرش نوآورانه» دانشگاه جايگاه ويژه اي دارد. تا حدي كه حضرت امام (ره) آنرا «مبدأ همه تحولات كشور » قلمداد نموده اند، صراحت اين فراز مهم از فرمايشات ايشان قلم را از هر تفسير و توضيحي بي نياز مي نمايد.
اثر بخشي تاريخي جنبش دانشجويي كشور ، حساسيت فوق العاده دانشگاه و نقش آن در تحولات كشور و انتظار رهبر معظم انقلاب در سال جديد، جهت ايجاد «حركت پرشتاب و مبتكرانه» در همه عرصه ها نگارنده را برآن داشت تا علاوه بر شمارش برخي نكات آسيب شناسانه در باب مقوله «نوآوري» ، راهكارهايي را براي دستيابي به اين اصل مهم در جنبش دانشجويي ارائه نمايد.
از آنجا كه بنيان هاي نظام آموزشي ما ، مبتني برفرض بنيادين شبه مدرنيسم روشنفكرانه ايران يعني «تقليد محض از مظاهر عقلانيت مدرن غربي» ، بدون هرگونه اجتهاد در مبادي و اصول آن و يا نقادي در روح و ساختارها و وجوه مختلفش بنا گرديده بود. پرورش ظرفيت انديشه نقاد وخلاق و ابداع گري نظري و تحقيقي و برعهده گيري كاركرد مهم آفرينش تئوريك وخلاقانه و ارتقاء بينش سالم و نقاد، نسبت به ماهيت تفكر و تمدن مدرن و مظاهر آن و نيز حركت در مسير رشد معنوي و اخلاقي، تربيتي و ديني از ضروريات اين دوران است.3
2 - مقوله نوآوري را بايستي در زمره «مهارتها» و «هنرمندي هاي» بشر دانست كه بن مايه آنرا «خلاقيت» ، «شجاعت»، «تدبير» ، «ميل به پيشرفت»، «رقابت» و در يك كلام، «ميل فطري بشر بر كمال خواهي» تشكيل مي دهد. بدون ترديد فقدان هنر «نوآوري» در بشر، جهان را در همان قرون ابتدايي زندگي متوقف مي ساخت. اما در كنار آموزه ها و فوايد بي شمار اين «موهبت الهي» در بسياري از برگ هاي تاريخ حيات بشر نقاط تاريكي مشهود است كه در اثر استفاده نا مطلوب و خارج از قواعد عقلاني و انساني از «نوآوري» حاصل گرديده اند . آنگاه كه «تفوق طلبي» بجاي «ميل به پيشرفت» نشسته و «جسارت و شجاعت» جاي خود را با «ظلم» تعويض نموده است و يا در شيوهاي تحصيل اين مقوله از مدار «اعتدال» فاصله گرفته شده و «افراط و تفريط» شيوه عمل گرديده اند ، اين نقاط سياه بر فرازهاي تاريخ حيات بشر نقش بسته اند.
از آنجا كه سخن در باب «دانشگاه» ونقش آفريني «جنبش دانشجويي» در مقوله «نوآوري» است ونقش اين دو در «فرهنگ سازي» ظهور و بروز جدي دارند، لازمست به مؤلفه هاي مؤثر توليد و تثبيت فرهنگ ، توجه ويژه اي مبذول گردد . در ذيل برخي ابعاد آسيب شناسانه اين مقوله مورد بررسي اجمالي قرار گرفته است:
1 - 2 - ا ز جمله اشتباهات فاحش و خطرآفريني كه ممكن است در باب «ايجاد شيوهاي نو» صورت گيرد ، اتخاذ شيوه هايي است كه بر «اصالت محتواي فرهنگ» خدشه وارد ساخته و به تعبيري «اجتهاد در برابر نص» تلقي گردد.
معدودي از تشكل هاي دانشجويي از بدو تحقق انقلاب اسلامي تاكنون به اين خبط اساسي مبتلا گرديده و تا بدانجا پيش رفته اند كه انقلابي را «عليه محتواي انقلاب» در خود بوجود آورده اند . نگاهي اجمالي بر عملكرد دفتر تحكيم وحدت از اواخر دهه 60 تاكنون ، صحت اين مدعا را در قالب يك سير نزولي نشان مي دهد. طرح گزاره هايي نظير «ضرورت پيشرفت» و «حركت متوازن با نظام جهاني» بهانه هايي است كه در نهايت شكافي عميق را ميان سيره اين تشكل و محتواي فرهنگ انقلاب پديد آوردند. و اين بهانه ها از سوي فعالين دفتر تحكيم نوعي «خيزش نوآورانه» تلقي مي شود.
«مقوله نوآوري» بيش از آنكه به «اهداف» بازگردد مربوط به «شيوه ها و روش ها» ست. به تعبير دقيق تر، اتخاذ تاكتيك نوين و شيوه هاي «ميان بر» و «سريع» در جهت تحقق «استراتژي هاي كلان» و دست يابي به «اهداف متعالي» است.
2 - 2 - التزام به «اعتدال حركتي» و پرهيز از هرگونه «افراط و تفريط» ، از جمله ديگر مؤلفه هاي ضروري و تأثيرگذار در مسأله «نوآوري» است. از آنجا كه تركيب جريان هاي دانشجويي متشكل از جوانان بوده و «هيجان» و «سرعت» از جمله خصال بارز جواني است، چنانچه اين خصيصه هاي فردي در مدار «اعتدال» و «تدبير» قرار نگيرند، ممكن است جاي خود را به «عجله» و «افراط و تفريط» داده وآثار نامطلوبي راباعث شوند.
3 - 2 - نگاه آرمان خواهانه دانشجويان ،گرچه از جمله ضروريات فعاليت هاي دانشجويي است، اما چنانچه با «مصالح كلان اسلامي و انقلابي» پيوند نخورد و در ظرف «مصالح و مفاسد» جاي نگيرد، چه بسا آثار نه چندان مطلوبي را در پي داشته باشد . گاهي اتخاذ برخي شيوه هاي نوين، در ادبيات يا رفتارهاي اعتراضي و واكنشي تشكل هاي دانشجويي ، حاوي اشتباهات اينچنيني است.
از سوي ديگر؛ «ضعف»، «رخوت» و «فقدان حساسيت هاي انقلابي» ، كه ريشه در عواملي نظير «جهل» ، «مصلحت انديشي» و يا «عافيت خواهي» برخي از جريان هاي دانشجويي داشته و از آن به «تفريط» تعبير مي گردد نيز به همان اندازه «افراط گري» مخرب و مضر هستند . عواقبي همچون «عقبگرد انقلاب ها» و «فاصله گرفتن از آرمان هاي انقلابي نخستين» در اثر چنين تفريط هايي حاصل مي گردد.
4 - 2 - «نقايص معرفتي و نواقص بينشي»، از جمله مواردي هستند كه غالبا به «خبط هاي روشي» مي انجامند. اين مثل معروف است كه «ضعف تئوريك، خطاي استراتژيك ايجاد مي كند». از اين رو، ريشه يابي اين آسيب را بايستي در بن مايه هاي معرفتي دانشجويان جست. اين قبيل نادانسته ها تشكل هاي دانشجويي را به چند آفت مبتلا مي سازد:
1 - 4-2 - ترديد در دفاع از ارزش ها: از آنرو كه بسياري از گزاره ها و مفاهيم بنيادين انقلاب در زمره معارف و واردات ذهني دانشجويان فعال در تشكل هاي دانشجويي قرار نگرفته و يا تثبيت نگرديده اند، بعضا موضوع «دفاع در برابر هجمه ها» نيز موضوعيتي نمي يابد. البته وجود شكاف نامحسوس ، ميان نسل دوم و سوم انقلاب نيز در اين ميان بي تأثير نبوده است.
2-4-2- گزينش شيوه هاي نامطلوب دفاعي: دست يازيدن به ابزارهاي نامطلوب براي تحقق اهداف و يا دفاع از ارزش ها ، آسيب هاي نهفته بسياري در خود دارد. تباين آشكار «رفتار اسلامي» و «غير اسلامي» نيز در انتخاب «شيوه هاي عمل» براي نيل به اهداف ، نمايان مي گردد. از آنرو كه اغلب آموزه هاي فرهنگ غرب، مبتني بر ليبراليسم است، اتخاذ شيوه عمل ماكياوليستي به راحتي در آن تجويز مي گردد. اما گفتمان اسلامي، مبتني بر اصول و اقتضائات خاص خود بوده و از اين روست كه «رعايت اخلاق» از جمله ضروريات آنست.در فرهنگ اسلامي، ابزارها و روش ها به همان اندازه مهم اند كه «اهداف» و تحقق آنها، حائز اهميت هستند. حال چنانچه جريان هايي دانشجويي، «نوآوري در روش هاي دفاع از ارزش ها» را با اين ملاحظات مهم همراه نسازند، بي شك از فرهنگ اسلامي فاصله گرفته اند.
متأسفانه اوراق تاريخ دوران اصلاحات، فعاليت هاي برخي تشكل هاي دانشجويي دگرانديش و اصلاح طلب را به نمايش مي گذارد، كه درمواردي با انتخاب «رويه هاي تندروانه» موجبات «حريم شكني»از مفاهيم ارزشي و اعتقادي ملت را باعث گرديده و باب «قداست زدايي از باورها و اعتقادات» را گشودند و اين ها همه نشأت گرفته از همان خبط بينشي و درنهايت روشي بوده است.
5-2 وجود قرابت زياد دربرخي مفاهيم كليدي و حساس ادبيات دانشجويي، در بسياري از اوقات، موجبات «اشتباه در برداشت صحيح» يا «خلط مبحث» را باعث مي گردد كه در نهايت منجر به اشتباه در انتخاب شيوه عمل مناسب خواهد شد.
از آن رو كه درسال جديد انتظار از جريان ها و تشكل هاي دانشجويي، سرلوحه قراردادن «نوآوري» درسيره حركتي است. لزوم «مرزشناسي مفاهيم» اين چيني و تبيين مفهوم دقيق آنها ضرورتي بيش از پيش مي يابد.
از جمله اين مفاهيم، موضوع «نوآوري» است كه تبايني آشكار با مقوله «بدعت»دارد. از اينرو و چنانچه شاخصه هاي «نوآوري» به درستي طرح نگردند، احتمال دچار شدن جريان هاي دانشجويي به «بدعت گذاري» فزوني خواهد يافت. براستي به همان اندازه كه «نوآوري» ضروريست، «بدعت گذاري» نيز تنفر برانگيز و مخرب است و عدم تداخل اين دو مقوله، موضوعي است كه تنها با تبيين دقيق و موشكافانه اين دو مفهوم قابليت پيشگيري دارد. همچنين مفاهيمي همچون «نقد»، «آزادي»، «آرمان گرايي»، «عدالت جويي»، «شتاب درحركت»، و... در زمره مواردي هستند كه چنانچه به دقت تعريف نشده و حدود و ثغور دقيقي برايشان مشخص نگردد، ممكن است با موضوعاتي نظير «تخريب»، «هرج ومرج»، «مصلحت طلبي»،«افراط گري»، «شتاب زدگي»، و ... تداخل مفهومي يابند.
6-2«گذشته، چراغ راه آينده است»؛ اين عبارت حكيمانه مؤيد اين نكته اساسي است كه پرداختن به نوآوري ها به معناي كشيدن خط بطلان بر «روش و منش» گذشتگان نيست. درآيات و روايات نيز تأكيدهاي زيادي مبني بر ضرورت عبرت گيري ازسيره و عاقبت گذشتگان، به چشم مي خورد.
تاريخ جنبش دانشجويي ايران به چند دهه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي باز مي گردد و در فصول مختلف آن تجربه هايي ارزشمند وجود دارد كه كمترين فايده علم به آنها، «پرهيز از تكرار خطاها» و «سهولت دريافتن راه هاي ميان بر» خواهد بود.
موضوعات متعددي درباب آسيب شناسي از «نوآوري ها» وجود دارد، كه از حوصله اين مقاله خارج است. از اين رو دراين بخش پاياني به بحث حول محور «بايسته هاي گفتمان نوآوري درجنبش دانشجويي و ارائه برخي راهكارها» دراين خصوص مي پردازيم.
3- تاكيد رهبر معظم انقلاب براصل «ماندگاري» درطرح هاي پيش رو، لزوم «تدبير و آينده نگري» و «نگرش همه جانبه و چند وجهي»، درجهت دست يافتن به مقاصد با ثبات را مشخص مي سازد. بر اين اساس لازمست به موارد ذيل بعنوان پيش فرض ها و ضرورت هاي «ماندگاري و ثبات» توجهي ويژه مبذول گردد.
1-3 مقوله «نوآوري» به مثابه يك «هنر و مهارت» نيازمند پيش فرض هايي اساسي است، كه «برگزاري دوره هاي آموزشي، مطالعاتي و روش شناسي نوآورانه» در زمره اين امور است. مقوله هايي نظير؛ «آسيب شناسي نوآوري»، «روش شناسي منتهي به نوآوري»، «تدوين تاريخي نوآوري در جنبش دانشجويي»، «شيوه هاي تبديل نوآوري به يك گفتمان درجامعه»، «تفسير و تبيين مبادي نظري و مفهومي جنبش دانشجويي انقلابي و معرفي مفاهيم اصيل آن» و... درجرگه مؤلفه هاي اصل آموزش و مطالعه دراين خصوص، مي باشند.
2-3 طراحي عملياتي و روشمند يك پروسه گذار مقوله نوآوري، از «شعار» به «گفتمان» كه مقدمات آن با انجام تبليغات مناسب، ممكن مي گردد.
3-3 طرح ابداعات و نوآوري غالباً با بروز برخي «واكنش هاي انتقادي» همراه است. كه گاهاً غلظت و شدت اين واكنش ها، زمينه ساز ايجاد نوعي «ارعاب» در نهاد نوآوري مي گردد. از اين رو، نگاهي توأم با سعه صدر و ايجاد فضاي باز، نوعي «جرأت بخشي» براي ارائه طرح هاي نو و روش هاي بديع درعرصه هاي گوناگون بوده و جريان هاي دانشجويي را از ايستايي و ركود خارج مي سازد.
4-«نوآوري درعلوم» از جمله مهمترين موضوعاتي ست، كه بايستي دردستوركار جريان هاي فعال دانشجويي و دانشگاهيان قرارگيرد، چرا كه جوهره و فلسفه وجودي دانشگاه به مقوله «توليد علم» و «پيشر فت هاي علمي» مربوط است. رهنمودهاي مقام معظم رهبري از ابتداي دهه هفتاد تاكنون بسياري از ضرورت ها، پيش فرض ها و حتي آسيب هاي اين بخش از نوآوري ها را روشن مي سازد.
1-4 تأكيد خاص ايشان بر «عقب ماندگي علمي» و ضرورت يافتن «ميان بر» هايي براي خروج از چنين شرايطي به خوبي مؤيد اين تحليل است:
«ما از لحاظ علمي عقب مانده ايم و بحث ده سال و بيست سال هم نيست. اما بايد قبول كرد كه حتما راه «ميان بر» هم وجود دارد... يعني ما بايد بدانيم كه اگر بخواهيم به سطح علمي امروز دنيا برسيم، لازم نيست از همه اين مراحل (كه ديگران طي كرده اند) عبور بكنيم، بلكه مي توانيم راه هاي ميان بري را پيدا نماييم.»4
2-4- ايشان در تعريف جامعي از مقوله هايي نظير «تحجر» و «نوانديشي» فرموده اند:
«يكي از وظايف مهم دانشگاه ها عبارت است از «نوانديشي علمي». مسئله «تحجر»، فقط بلاي محيط هاي ديني و افكار ديني نيست. در همه محيط ها، تحجر، ايستايي و پايبند بودن به جزمي گرايي هايي كه بر انسان تحميل شده- بدون اينكه منطق درستي به دنبالش آمده باشد- يك بلاست. آنچه كه براي يك محيط علمي و دانشگاهي وظيفه آرماني محسوب مي شود، اين است كه در زمينه مسائل علمي، نوانديش باشد، معناي واقعي توليد علم اين است. توليد علم فقط انتقال علم نيست؛ نوآوري علمي در درجه اول اهميت است.»5
3-4- همچنين، ضرورت «اجتهاد» در حوزه هاي مختلف علوم و به «چالش كشيدن انديشه ها و معارف» وارداتي غرب و شرق نكته اساسي است كه در رهنمودهاي ايشان نمايان است.
«علوم انساني، علوم اجتماعي، علوم سياسي، علوم اقتصادي و مسايل گوناگون كه براي اداره يك جامعه و يك كشور بصورت علمي لازمست، به نوآوري و نوانديشي علمي- يعني اجتهاد- احتياج دارد. آن چيزي كه در فضاي علمي ما مشاهده مي شود- كه به نظر من يكي از عيوب بزرگ محسوب مي گردد- اين است كه ده ها سال است كه ما متون فرهنگي و خارجي را تكرار مي كنيم، مي خوانيم، حفظ مي كنيم و براساس آنها تعليم و تعلم مي كنيم، اما در خودمان قدرت سؤال و ايجاد خدشه نمي يابيم.»6
4-4- مرزشناسي ميان مفهوم «نوآوري علمي» و «آنارشيسم علمي» مقوله حياتي و ظريف ديگري است كه در تأكيدات و تذكرات مقام معظم رهبري به چشم مي خورد.
«... اشتباه نشود؛ من كسي را به آنارشيسم علمي و به مهمل گويي علمي توصيه نمي كنم. در هر زمينه اي، كساني كه از دانشي برخوردار نيستند، اگر بخواهند به خيال خودشان نوآوري كنند، به مهمل گويي مي افتند. ما در زمينه برخي از علوم انساني و معاريف ديني اين را مي بينيم. آدم هاي ناوارد بدون اينكه از ذخيره و سواد كافي برخوردار باشند، وارد ميدان مي شوند و حرف مي زنند و به خيال خودشان نوآوري مي كنند؛ كه در واقع نوآوري نيست، مهمل گويي است... مهم اين است كه روح نوآوري علمي در محيط دانشگاه زنده شود و زنده بماند...»7
5- در پايان اين نوشتار، پيشنهاداتي براي ايجاد «نوآوري» در حركت جنبش دانشجويي ارائه مي گردد:
1-5- بسترسازي براي جهش اعتلايي كشور از مرداب غرب زدگي به فراماسيون انقلابي- اسلامي.
2-5- كمك به تدوين يك منظومه فكري- انتقادي، نسبت به افكار و ارزش هاي غرب مدرن.
3-5- تربيت كادر، جهت بسط فرهنگ انقلابي به نسل هاي آتي.
4-5- اتخاذ رويكرد «تهاجمي» عليه بنيان ها و مظاهر اشاعه افكار غيرانقلابي در دانشگاه بر مبناي رهنمودهاي مقام معظم رهبري و جايگزيني آن با رويكرد منفعلانه و تدافعي.
5-5- شركت فعال در جهاد عمومي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي و فقر و فساد و تبعيض و تحقق عدالت اجتماعي.
6-5- تلاش مجدانه در جهت ايجاد جنبش انتقادي- اعتراضي دانشجويي در «گستره جهاني» و با هدف ايجاد اتحاد بر مبناي اصول مشتركي نظير عدالتخواهي و استكبار ستيزي.
7-5- ترويج مشهورات، باورها، ايده ها و مفاهيم اصيل اسلامي و انقلابي در ميان اقشار مختلف اجتماعي به ويژه دانشگاهيان.
8-5- تبليغ عادات و آداب رفتاري مذهبي برخاسته از فرهنگ اصيل تشييع و مخالف اخلاق نسبي انگار و اباحه مدار سكولاريستي در ميان جوانان.
پي نوشت ها:
1- پيام نوروزي مقام معظم رهبري در سال 1378
2- شهريار زرشناس، «مروري بر تاريخچه جنبش دانشجويي»، سايت باشگاه انديشه، 1384
3- همان
4- ديدار با اعضاي هيئت رئيسه دانشگاه تهران- 75.1.20
5- سخنان مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير- 79.12.9
6- همان
7- همان

 



دانشگاه مخاطب رهبري

ما بايستي اساتيد استخوان دار و قديمي قوي و باارزش را با اصرار در دانشگاه حفظ كنيم.
در كنار اين مؤكداً عرض مي كنم كه بايستي از اساتيد جوان و پرانگيزه هم استفاده بشود و وارد بشوند. ما نبايد در هيچ بخشي دچار كمبود استاد و خلأ استاد باشيم.

 



دكتر مرتضي زرينه زاد ، رئيس صندوق رفاه دانشجويان كشور در گفت وگو با كيهان اعلام كرد:
تلاش مي كنيم تا سرمايه هاي فكري كشور درگير بحث معيشت نشوند

 خلاصه اي از مأموريت هاي صندوق رفاه در جايگاه دانشگاهي را بفرمائيد تا وارد طرحهاي عملياتي صندوق در سال تحصيلي آينده بشيم.
- در يك جامعه دانشجويي به هر حال از نظر بضاعت مالي تفاوت هايي وجود دارد ولي آنچه كه وجه ثابت است اين است كه ما سرمايه هاي فكري جامعه مان هستيم دولت يا قانون گذار براي اينكه اين سرمايه هاي فكري به خاطر دغدغه هاي مالي از دست نروند و درگير بحث معيشت نشوند صندوقي به اسم صندوق رفاه گذاشته كه اين صندوق در قالب هاي متفاوت نيازهاي مادي دانشجويان را تأمين كند تا اينها فارغ از دغدغه هاي اوليه به سمت تحصيل و شكوفايي اي كه بايد انجام شود. صندوق رفاه در اين راستا موظف است كه وامهاي متعددي را كه در واقع احساس كند مورد نياز دانشجوست در اختيارش قرار بدهد از ابتدا از 2، 3 وام شروع شد مثل وام تحصيلي و وام مسكن و كم كم به شقوق متفاوت نياز دانشجو گسترش پيدا مي كند الان وام ازدواج داريم وام نخبگان داريم وام ضروري داريم وام اضطراري داريم و... بسته به نيازها و تنوع نيازهاي دانشجويي دوسالي است كه وامي به اسم وام شهريه اضافه شده كه كليه شهريه پردازان ما مي توانند از اين وام استفاده كنند پس به طور كلي صندوق نياز اوليه مالي دانشجو را برطرف مي كند تا بتواند فارغ از دغدغه هاي معيشتي به تحصيل بپردازد و براي جامعه فرد مفيدي باشد.
¤ براي سال تحصيلي آينده ظاهرا صندوق طرحهاي ويژه اي طراحي كرده كه در آن علاوه بر وامها مي تواند خدمات بهتري را هم ارائه دهد در اين رابطه هم توضيح بفرماييد.
- اين چيزي نيست كه مربوط به سال 87 است از زماني كه من از وارد صندوق شدم احساس كردم كه صندوق به خاطر مشغول كردن خود در امور اجرايي از امور نظارتي خودش باز مانده است. به خاطر از كارافتادن يك بال صندوق كه بال سرمايه گذاري است روز به روز اعتباراتش كه در واقع تأمين نياز دانشجو است دارد كاهش مي يابد چون صندوق در واقع نقطه تماس دودايره است از يك دايره پول صندوق بيرون مي رود 6سال بعد همين پول دوباره بر مي گردد و ارزشش كاهش پيدا مي كند. يك دايره ديگر اين است كه از اين صندوق پول بايد براي سرمايه گذاري برود بيرون و با درآمد بيشتر برگردد به صندوق كه اين دو تا چرخه همديگر را جبران مي كنند يكي ارزش را افت مي دهد ديگري اين افت را جبران مي كند اين چيزي است كه ما در صندوق داريم. متأسفانه در چند سال گذشته بخش سرمايه گذاري ما كاملا راكد بوده ما هرچه كه داشتيم به طرف مصرف بوده است مضافا اينكه مادر اين مدت آمديم چند هزينه هم به صندوق بار كرديم نمي توانستيم به ضرس قاطع بگوييم كه اين پولي كه ما به عنوان وام تحصيلي به دانشجو مي دهيم واقعا نيازمندش است. دانشجويي كه از ما شهريه مي گيرد واقعا نيازمندش است. از آن طرف هم وقتي كه از ما وام را مي گيرد يك نيازمند ديگر نمي تواند آن وام را بگيرد چون منابع ما محدود است. اينها ريشه در اين دارد كه ما نظارتمان را از دست داده بوديم. بنابراين تصميم گرفتيم يك بار ديگر بياييم مقوله رفاه را تعريف كنيم. اصلا ببينيم رفاه دانشجو يعني چه؟ بايد استانداردسازي كنيم در راهكارها تدبير كنيم ببينيم كه بيرون آنها چگونه دارند رفع نياز مي كنند و ما چگونه داريم انجام مي دهيم براساس اين 2 محور بياييم بازنگري در سياست ها بكنيم ببينيم كه ما اينها را رفاه مي دانيم مصاديقش را و اين گونه هم مي خواهيم عمل كنيم و همه اينها را راستاي يك سياست كلان و آن اينكه كنارگذاشتن امور اجرايي ثقيل و پرداختن به امور نظارتي ستادي. در اين راستا ما بحث خوابگاه ها را داريم بحث سلف سرويس ها را داريم بحث اياب و ذهاب را داريم و بحث انواع و اقسام وام ها را. براساس اين سياست كلاني كه من عرض كردم ما به دنبال اين هستيم كه خوابگاه ها را به طور كلي به بخش خصوصي واگذار كنيم. قطعا اين كار يك بازه ي زماني طولاني مي برد چون كه بسياري از خوابگاه هاي ما خوابگاه هاي ملكي است در دل دانشگاه هاي ما واگذاري اش به بخش خصوصي يك مقداري مشكل است از طرف ديگر ما دانشجويان زيادي داريم كه توي صف خوابگاه هستند پس برنامه ما براي واگذاري تصدي گري بخش خوابگاهي به بخش خصوصي اين است كه اول خوابگاه هاي خودگردان را توسعه دهيم بعد بياييم به سمت خوابگاه هاي دولتي و اينها را با يك برنامه يك ساله آرام آرام به بخش خصوصي واگذار كنيم.
در بحث سلف سرويس ها داستان همين است. در بحث سلف سرويس ها به دنبال اين هستيم كه پيمان كارهاي خوبي درگير تغذيه شده و اين بخش را كامل واگذار كنيم. در هر كدام از اين زمينه ها طرحهايي دارد اجرا مي شود تا براساس اطلاعات دقيقي بتوانيم كار واگذاري را انجام دهيم. بحث اياب و ذهاب را هم به دنبال اين هستيم كه كلا اياب و ذهاب دانشجويي را شهرداري ها تقبل كنند در اين زمينه ما تا حالا نتوانستيم تلاش زيادي انجام دهيم. با بانك ها صحبت كرديم آمدند برنامه ما را ديدند و پذيرفتند كه كليه عمليات پرداخت وام و گرفتن ديون از دانشجويان را بانك انجام دهد ان شاءالله از اول مهر وام را بانك در اختيار دانشجو مي گذارد و خودش هم دفترچه مي دهد و اقساط را گردآوري مي كند فقط ما مطلع مي شويم كه اين دانشجو وام گرفته و دارد قسط هايش را پرداخت مي كند اين موجب مي شود كه ما فراغت پيدا كنيم و برويم به اين سمت كه نظارت هايمان را اعمال كنيم و اينكه بخش درآمدمان را اصلاح كنيم.
آنچه كه واقعيت است اين است كه اعتبارات ما مثل اعتبارات همه سازمان ها تكاپوي نيازها را نمي كند خب يا بايد اول شروع مي كرديم بخش سرمايه گذاري را فعال مي كرديم يا فكر ديگري مي كرديم به يك شكلي بايد منابع ما اصلاح شود چيزي كه ما فكر كرديم اين بود كه بياييم منابع بخش خصوصي رو به اعتبار صندوق اضافه كنيم اين كار را در قالب چند تا طرح اجرا مي كنيم طرح اول طرح ليزينگ است كه در قالب ليزينگ ما داريم كالاهاي آموزشي مورد نياز دانشجويان را در مقاطع مختلف در اختيارشان مي گذاريم براي اين كار يك كميته طراحي شده اين كميته در 4گرايش عمده علوم پايه، مهندسي، علوم انساني و پزشكي و برخي رشته هاي خاص در مقاطع مختلف نيازهاي آموزش را برآورد مي كند. وقتي كه اين نياز مثلا در رشته عمران مي رسد به دوربين نقشه برداري اين نياز تبديل مي شود به يك نوع برند يك مدل كه مي گويند اين دوربين در دنيا وجود دارد و در اين برندها اين مدل ها، بهترين هاست آنها را به شركت هاي ليزينگ معرفي مي كنيم آنها اين كالا ها را با اقساط 24ماهه در اختيار دانشجو قرار مي دهند تا دانشجو از ابتدا اين ابزار در اختيارش باشد اگر خدا توفيق دهد اين بحث را از لپ تاپ كه يك نياز تخصصي عمومي و دوچرخه به عنوان يك نياز سلامتي دانشجو شروع كرديم اگر اين طرح با موفقيت انجام شود پيشنهاداتي هم در اين زمينه داريم كه برويم به سمت تأمين ديگر نيازها و مايحتاج زندگي دانشجويان مثل جهيزيه و امثالهم و چيزهايي كه در توانمان باشد و يك نوع سنخيتي هم با مقوله رفاه دانشجويي داشته باشد اين يك نوع از افزايش اعتباراتمان است با استفاده از منابع خصوصي كه داريم بحثش را انجام مي دهيم. روشهاي ديگري كه در اين داستان داريم بحث اشتغال زايي براي دانشجوست دنبال اين هستيم كه با استفاده از ارتباط با صنايع، دانشجويان سالهاي آخر رشته ها را به صنايع مربوطه شان وصل كنيم اين طرح اگر خدا توفيق دهد و اتفاق بيافتد براي صنعت ما و براي دانشجوي ما براي دوطرف مفيد است صنعت ما با بهترين ها آشنا مي شود و بعد از فراغت از تحصيل همين ها را جذب مي كند دانشجوي ما مثل دانشجوي پزشكي كه از سال سوم وارد بيمارستان مي شود مي تواند به راحتي برود در صنعت خودش با خواسته ها، نيازها و ملزومات تخصصي و تجربه اي كه در صنعت لازم است آشنا مي شود بعد آن درسهايي كه مي خواند برايش مفهوم پيدا مي كند چون دانشجويان ما دارند مجرد از واقعيت درس مي خوانند خيلي از مفاهيم دروس را نمي فهمند و درس را هم جدي نمي گيرند اما اگر بفهمد كه اين درس مثلا برنامه نويسي فلان جا كاربرد دارد ديگر با عطش مي خواند اگر اين دانشجوي ما به صنعت وصل شد صنعت دانشجو را شناسايي مي كند جذبش مي كند و مشكلاتش ارزان تر حل مي شود دانشجوي ما نيز از اين نظر درآمدي كسب مي كند ديگر براي گرفتن ماهي15000تومان به سمت صندوق حركت نمي كند اين منبع مي رود به سمت كساني كه بيشتر نياز دارند.
مسير سومي كه براي افزايش منابعمان دنبالش مي گرديم بحث شغل زايي براي دانشجوهاست پيشنهاداتي داشتيم دراين زمينه كه آمده اند و اعلام كرده اند كه ما آماده هستيم در مراكزي كه شما اعلام مي كنيد مثلاً صنايعي را ايجاد نماييم كه دانشجويان شما به صورتpart time بيايند در اين صنايع مشغول به كار شوند و حقوقي دريافت كنند اين در دست بررسي است داريم روي اين قضيه كار مي كنيم صنايع با فناوري هاي خوبي هم هستند كه پيشنهاد شده اند كه داريم رويش كار مي كنيم يا مثلاً پيشنهاد شده كه بياييم حمايت بكنيم از دانشجويان مبتكر و خلاق خودمان اگر دانشجويي ايده اي داشت اين ايده را ببريم توي انكباتور توسعه اش بدهيم و بعد منافعش را برگردانيم به دانشجو اين دانشجو اشتغال زايي مي كند و بعد از همين قبل دانشجوي ديگري را درگير خودش بكند و استفاده كند ايده هايي است كه به اين شكل وجود دارد و ما به اين شكل بتوانيم منابعمان را اضافه كنيم از طرف ديگر متأسفانه با وجود اينكه قانون گذار براي ما تكليف كرده كه بايست بياييم سرمايه گذاري كنيم اما آيين نامه مالي معاملاتي ما به ما اجازه چنين گشايشي را نمي دهد در كار. مجبوريم، داريم روي آئين نامه كار مي كنيم تا آئين نامه را اصلاحش كنيم اگر لازم بود آن تغييرات لازم را در وضع ايجاد كنيم و برويم به سمت اختياراتي كه قانون گذار به ما داده براي سرمايه گذاري استفاده كنيم و اين چرخه از كار افتاده را دوباره فعال كنيم تا مجموعه اين تدابير به ما كمك كند تا دانشجويان بيشتري را و دانشجويان شايسته و نيازمند وام را تحت پوشش قرار دهيم.
 آقاي دكتر با توجه به اين كه امسال سال نوآوري است در بحث حمايت از خلاقيت ها،به طور مشخص برنامه تعريف شده اي هست تا دانشجويان مخترع، مبتكر بتوانند از وام يا امكانات ديگري كه صندوق مي تواند در اختيارشان بگذارد استفاده بكنند؟
- اصلاً ما به دنبال همين هستيم كه با استفاده از انجمني از اين اختراعات حمايت كنيم در انكباتورهايي اينها را رشد بدهيم بفروشيم و سودش را برگردانيم به خود دانشجو اين طرح دانشجوهاي مبتكر را از آمدن به سمت منابع صندوق وامي دارد همه اينها در راستاي توسعه منابع ماست.
¤ آقاي دكتر ما با دوستان صندوق رفاه وزارت بهداشت هم صحبت داشتيم يكي از دغدغه هايي كه احساس مي شود مديران حوزه رفاهي دانشگاه در سال آينده دارند گران شدن ذرات دانه اي مثل برنج و... در سال آينده است. بخش عمده اي از الگوي مصرف غذايي ما را هم اينها تشكيل مي دهند براي مقابله با اين پديده اي كه اتفاق افتاده صندوق رفاه چه تمهيداتي داشته تا بتواند آن حداقل نيازهاي غذايي دانشجويان را تأمين بكند و با مشكل شديدي روبه رو نشود؟
- من از اين سؤال شما ممنونم. ما در اين زمينه دو تا معضل جدي داريم معضل اول ميزان سهميه اي است كه به ما واگذار مي كنند تا در اختيار دانشگاه ها بگذاريم معضل دوم بحث گراني هاي افسار گسيخته اي است كه در جامعه وجود دارد ولي با اين حال موفق نشديم سازمان مديريت را مجاب كنيم كه بيايند سهميه دانشجويان كشور را از 83 تا الان تغيير دهند.
سال 83، 000،730 دانشجو از ما پذيرفته اند الان هم دارند همان سهميه را به ما مي دهند مضافاً اين كه در حالي كه ما الان دانشجويانمان به بالاي 000،970،1 نفر رسيده يعني بيش از سه برابر شده است. در ثاني اينكه سهميه اي كه براي دانشجو قشر جوان در اين سنين اش تخصيص داده مي شود از سر جمع سرانه ملي كمتر است ما در اينجا واقعاً گلايه داريم هرچه هم كه مكاتبه مي كنيم پيگيري مي كنيم به در بسته مي خوريم حاصلش اين شده كه ما به دانشگاه فشار مي آوريم سهميه كم به دانشگاه ها مي دهيم و دانشگاه ها مجبورند بروند از اعتبارات فرهنگي شان و غيره و غيره بزنند.
اما در زمينه گراني افسار گسيخته ما شايد وظيفه مان اين نباشد ولي به دنبال سمينار معاونان دانشجويي كه بندرعباس بود معاونان دانشجويي از ما خواستند بياييم فكري بكنيم براي تهيه يك جاي اقلام مورد نياز دانشگاه ها تا هزينه ها كاهش پيدا كندكه خب ما توي اين زمينه طرف هايي پيدا كرديم حاضر شدند كه اين كار را براي ما بكنند و در مقصد ارزان تر از همه جاي كشور در اختيار دانشگاه قرار بدهند يك بخشنامه فرستاديم دانشگاه ها ازشان خواسته ايم كه تمام نيازهاي دانشگاه هايشان را براي ما اعلام بكنند تا ما اينها را گردآوري كنيم و به صورت يكجا تهيه كنيم تا هزينه ها به حد زيادي كاهش يابد.
از شركت شما در اين گفت وگو سپاسگزاريم.


 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14