(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 7 مرداد 1387 - 25 رجب 1429 - 28جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189144
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
اين سراب ، شما را سيراب نمي كند
رئيس مجلس پيشنهاد كرد 1+5 به سمت مدل سوم حركت كند
در مكتب امام
سخنگوي جديد وزارت خارجه: تحميل نظرات، مذاكره را برهم مي زند
با حضور كارشناسان سياسي رسانه اي صورت مي گيرد بررسي ابعاد رسانه اي عمليات رضوان
رابطه با آمريكا از نگاه امام (ره)- قسمت چهارم با چشم هاي باز توطئه ها را بشكنيم
خود را نبين!



اين سراب ، شما را سيراب نمي كند

آيا ايران و آمريكا به نقطه مذاكره رسيده اند؟ و آيا قرار است از اين طريق به نتيجه اي مثبت در روابط دو كشور رسيد؟ آيا دولت احمدي نژاد در اين عرصه خط قرمزي را زيرپا نهاده؟ و نگاه استراتژيك و اصولي جمهوري اسلامي ايران نسبت به آمريكا تغيير كرده است؟ آيا نفي مذاكره و رابطه يك تظاهر و ادعا بوده و اكنون خلاف آن عمل مي شود؟ اينها پرسش هايي است كه طي سال هاي گذشته بارها به اعتبار برخي اخبار و شايعات در فضاي رسانه اي خارجي و داخلي مطرح شده و ابهاماتي را برانگيخته است. در شكل گيري اين فضاي ابهام و ترديد اگرچه برخي عملكردها هم مي توانسته موثر باشد اما دليل عمده در تمايل جريان رسانه اي خاص داخلي و خارجي براي القاي عقب نشيني جمهوري اسلامي ايران از اصول حكيمانه و راهبردي خود بوده است.
سال گذشته با انتشار خبر گفت وگوهاي 3جانبه ايران، عراق و آمريكا بر سر مسائل امنيتي عراق، ترديدآفريني هاي پيش گفته شدت گرفت و بار ديگر طي 2هفته اخير با اعلام خبر حضور ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا در مذاكرات ژنو، همان موج رسانه اي هماهنگ بازتوليد شد. در اين ميان اظهارات رئيس جمهور محترم مبني بر «آمادگي براي مذاكره در شرايط برابر و عادلانه» مستند آن جريان رسانه اي قرار گرفته است. اما واقعيت چيست؟
اگرچه قطع روابط دو جانبه به طور رسمي از سوي دولت آمريكا انجام گرفت اما اين گسيختگي روابط نتيجه طبيعي 25سال خيانت، جنايت، چپاول و حمايت آمريكا از استبداد در روزگار رژيم پهلوي بود هم چنان كه در 30ساله پس از انقلاب، آن دشمني ها به انحاي مختلف- جنگ، كودتا، تحريم، براندازي نرم و اين آخرسري، سنگ اندازي در برابر تجهيز ايران به دانش و فناوري اتمي- استمرار يافته است. طبيعي ترين اتفاق در اين روند 55ساله، تكوين انزجار و بي اعتمادي عميق در ملت ايران نسبت به آمريكاست و حتي اگر روزگاري مقامات دو طرف مستقيما و بي هيچ واسطه اي براي ماه ها به مذاكرات مستقيم و فشرده بپردازند، تا علت موجده اين گسيختگي روابط و «انزجار به حق» (خوي استكباري، استعماري و طاغوتي آمريكا) از بين نرود، هيچ اتفاق قابل توجهي رخ نخواهد داد. از اين جهت ذوق زدگي و عوام فريبي جماعتي «مامور» يا «محجور» كه هر از گاهي با شگرد «راه بينداز و جا بينداز» براي اتفاق نيفتاده هورا مي كشند، فرقي در اصل ماجرا ايجاد نمي كند.
كافي است عنايت داشته باشيم كه همان گفت وگوهاي امنيتي بغداد پس از 3دور برگزاري به بن بست رسيد و دور چهارم آن با وجود اعلام قبلي در اسفندماه سال گذشته متوقف شد و ديگر احيا نگرديد اگرچه موضوع گفت وگو نه روابط دوجانبه بلكه «يادآوري مسئوليت اشغالگران در تامين امنيت عراق و مقابله با تروريسم» بود. با اين وجود هنگام آغاز گفت وگوها، سناريوسازي تكراري از سوي رسانه هاي آمريكايي و برخي روزنامه ها و سايت هاي داخلي همسو با بيگانه در دستور كار قرار گرفت.
در ماجراي مذاكرات ژنو هم مذاكره مستقيمي با آمريكا صورت نگرفت و همان گونه كه نمايندگان آمريكا و ايران در مذاكرات دسته جمعي عراق يا افغانستان شركت مي كردند، در موضوع هسته اي نيز كه ايران با اعضاي شوراي امنيت در حال گفت وگوست، آمريكايي ها پس از مدت ها گردن كشي و نخوت مجبور شدند از غرور خود كوتاه بيايند به اميد آن كه شايد كوتاه آمدن ايران در مذاكرات ژنو- پس از تهديدهاي نظامي و اقتصادي گسترده- را به نام خود ثبت كنند اما به اذعان همان مقامات آمريكايي، ايران اساسا متعرض خواست محوري آنها (تعليق فناوري اتمي ولو به طور متوقف) نشد و پيشنهادهاي سازنده اي را درباره امنيت و ثبات جهاني به اعضاي 1+5 ارائه كرد. بازتاب هاي رسانه اي نشست هم حاكي از شكست ديپلماسي چندين ماهه آمريكا و اذعان مجدد به توفيق ديپلماسي ايران بود. در واقع ايران طي 5 سال گذشته توانست ضمن پافشاري بر حقوق اصولي و خطوط قرمز حكيمانه خود، به ميزان بسيار بالايي تهديدها و فشارها را مهار كند بي آنكه باج و امتيازي به طرف مقابل به ويژه به آمريكا بدهد.
بنابراين روشن است كه خط قرمزي از سوي مذاكره كنندگان مورد خدشه قرار نگرفته و اساسا زمينه اي براي مذاكره دوجانبه با آمريكا فراهم نشده است. طرف آمريكايي هم اعلام مي كند كه قرار نيست مجددا در چنين مذاكراتي حضور داشته باشد اگرچه ممكن است اقتدار ايران آنها را وادار به عقب نشيني هاي تازه تري كند.
آنچه واقعيت دارد گسترش روزافزون اقتدار ايران و تحميل اين اقتدار به «شيطان بزرگ» است. موضع اصولي جمهوري اسلامي از بدو پيروزي انقلاب روشن است؛ تا آمريكا آدم نشود و از خوي گرگ صفتي دست برندارد، مذاكره و رابطه اي پديد نخواهد آمد. و منطق دولت محترم مبني بر مشروط كردن مذاكره به «برقراري فضايي برابر و عادلانه» ترجماني از همان سياست اصولي است ضمن اينكه در مانور ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران، دولت آمريكا به شكل طرف منفعل در حال سپري كردن باقي مانده عمر خود «در خاك» است و اين هم ترجمان همان توصيه حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب مبني بر مهار و ستاندن شجاعانه و هنرمندانه قداره از دست انسان مست- نقل به مضمون- است كه طي چند سال گذشته با موفقيت و در كنار توسعه و تكميل فناوري هسته اي كشور انجام شده است. آمريكايي ها نام اين سياست را وقت كشي هوشمندانه ايران خوانده اند، اگرچه ايران دنبال تاسيس نظام امنيت جديد و عادلانه جهاني است كه طرفداران جدي اي هم در ميان برخي اعضاي اتحاديه اروپا يافته است.
بدين ترتيب، تلاش جريان رسانه اي بيمار براي القاي اين ادعا كه ايران در موضع ضعف و ناتواني افتاده و ناچار به مذاكره است، صرفا امدادرساني به دشمن ضعيف و زمينگير شده ملت ايران است اما قطعا از اين امدادها، براي او گشايشي حاصل نخواهد شد.
نگارنده آمد و شد عناصري نظير هوشنگ اميراحمدي و مصاحبه هاي زنجيره اي با وي در روزنامه هاي زنجيره اي و سايت هاي روز آن لاين، دويچه وله، راديو فردا، انتخاب و... در كنار برخي تحليل ها و مقاله هاي رسانه هاي مذكور- نظير يكي دو مقاله آقاي زيباكلام، شمس الواعظين و...- را در چنان فضاي تحليلي ارزيابي مي كند.
گذر زمان بهترين تيزابي است كه عيار تحليل هاي تحميلي آن مجموعه را نشان خواهد داد همچنان كه تاكنون قلب واقعيت در گذشته از سوي آنها را عيان كرده است. اما بايد از اين جماعت وارونه نما پرسيد آيا شما آمريكايي هستيد كه همواره القائات آنها را پي مي گيريد؟ يا تشنه پيوند با آنانيد، كه در اين صورت از سراب سازي سيراب نخواهيد شد. عبدالحسين معتمدي

 



رئيس مجلس پيشنهاد كرد 1+5 به سمت مدل سوم حركت كند

رئيس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به مذاكرات ژنو و بررسي بسته هاي پيشنهادي ايران و غرب به كشورهاي 1+5 توصيه كرد براي حصول به نتيجه به سمت مدل سومي كه نفع طرفين را در برداشته باشد حركت كنند.
به گزارش خبرنگار امور مجلس ما، علي لاريجاني در جلسه علني ديروز مجلس اظهار داشت: بين آنچه كه در ژنو رخ داد و متن مذاكرات و هياهوي بعدي آن پيوستگي منطقي ديده نمي شود.
وي افزود: 1+5 بسته اي را ارائه كردند و طريقي غيررسمي را براي مذاكرات پي گرفتند. جمهوري اسلامي ايران هم به بسته پيشنهادي شما پاسخ داد و مدلي هم براي مذاكرات ارائه نمود. بين اين دو مدل قرابت هاي زيادي ديده مي شود در مجال مذاكرات ژنو نيز اجمالاً اين دو رويكرد بحث شد و طبعاً فهم و هضم هر يك از آنها به بحث و گفتگوي بيشتر نياز دارد.
رئيس مجلس اظهار داشت: جنجال آفريني بعد آن نشان مي دهد هنوز هم آمريكايي ها به تئوري اغتشاش راهگشا معتقدند در اين مسير چه نفعي براي شما تا امروز حاصل شده است كه زمانه را مستعد ادامه آن تئوري يافته ايد. به نظر مي رسد با اين روشها قصد زياده خواهي گستاخانه داريد. مطمئن باشيد اين هوشياري در جمهوري اسلامي وجود دارد كه پاسخ هاي نسنجيده شما را متناسب پاسخ گويد.
لاريجاني در پيشنهادي به 1+5 توصيه كرد در بررسي اين دو مدل مذاكراتي مي توانيد به مدل سومي دست يابيد كه نفع دو طرف را همراه داشته باشد و رفتار آينده دو طرف در آن مشخص شود.
وي تصريح كرد: مجلس شوراي اسلامي از چنين سلوكي حمايت مي كند اما اگر تصور مي كنيد با شيون سرايي و فرافكني مي توانيد يك سر موضوع را به طور كلي رها كنيد و بخش ديگر آن را مقيد كنيد، بدانيد دچار اشتباه محاسباتي شده ايد و اين شما هستيد كه ميز مذاكرات را ترك گفته ايد.
رئيس مجلس در ادامه خطاب به طرف مقابل گفت: بسته پيشنهادي ايران نكات مهمي در برداشت كه بايد درهمه جانبه بودن آن توجه بيشتري مي كرديد. حل مسائل پيچيده منطقه و همراهي جمهوري اسلامي در علاج دردهاي ناشي از استراتژي هاي غلط اجرا شده در منطقه نكته مهمتري است.
چند مصوبه مجلس
به مجمع تشخيص رفت
مجلس چند مصوبه قبلي خود را براي تعيين تكليف نهايي به مجمع تشخيص مصلحت نظام فرستاد.
در بخشي از جلسه علني ديروز، مصوبه مجلس هفتم در خصوص الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل براي اعضاي شوراي نگهبان كه با ايراد شورا مواجه شده بود مورد رسيدگي قرار گرفت كه نمايندگان با اصرار بر نظر قبلي خويش، اين مصوبه را به مجمع تشخيص فرستادند.
پيش از راي گيري در خصوص اين مصوبه عزت الله يوسفيان ملا در مخالفت با آن گفت: از ابتدا قرار بر اين نبود كه عضويت در شوراي نگهبان به عنوان شغل محسوب شود، و اگر اين گونه باشد بايد عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز به عنوان شغل محسوب شود.
موسي الرضا ثروتي هم در موافقت با اين مصوبه اظهار داشت: امروز احساس نمايندگان اين است كه عضويت در شوراي نگهبان يك شغل است. اگر روزي اين احساس در مورد اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز ايجاد شد مي توانيم اعضاي مجمع را نيز اضافه كنيم.
بعد از اين اظهارات راي گيري به عمل آمد كه با 164 راي موافق و 37 راي مخالف طرح الحاقي يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل براي اعضاي شوراي نگهبان به مجمع تشخيص فرستاده شد.
همچنين نمايندگان با اصرار بر نظر قبلي خود درباره طرح اصلاح قانون بيمه اجتماعي رانندگان حمل و نقل بار و مسافر بين شهري، اين طرح را جهت تعيين تكليف نهايي به مجمع فرستادند.
نمايندگان مجلس همچنين طرح استفساريه در خصوص برقراري مستمري بازنشستگان را كه قبلا به تصويب رسانده بودند مجددا تصويب كردند كه بر اين اساس اين طرح هم به مجمع تشخيص رفت.
مجلس در اين طرح استفساريه سؤال كرده بود كه آيا عبارت «از تاريخ تصويب اين قانون هر سال، يك سال افزايش خواهد يافت» به بيمه شدگاني كه تا قبل از تاريخ تصويب اين قانون با تامين اجتماعي قرارداد داشته اند تسري دارد يا اين كه شامل كساني است كه از تاريخ تصويب اين قانون شروع به انعقاد قرارداد با سازمان تامين اجتماعي مي نمايند.
مجلس در نظر خود و در پاسخ به اين استفساريه اعلام كرده بود كه از آنجا كه حكم قانون عطف به ماسبق نمي شود لذا برقراري مستمري بازنشستگي كساني كه تا قبل از لازم الاجراء شدن اين قانون با تامين اجتماعي قرارداد داشته اند مشمول مقررات قانون زمان انعقاد قرارداد بوده و مشمول مقررات بند(3) قسمت (ب) اين قانون نمي شود.
تصويب فوريت لايحه تمديد قانون فعاليت هيات منصفه مطبوعات
نمايندگان مجلس در ساعت پاياني جلسه روز گذشته، يك فوريت لايحه تمديد قانون فعال كردن هيات منصفه مطبوعات براي جلوگيري از تعطيلي اصل 168قانون اساسي را تصويب كردند.
موسي قرباني عضو هيئت رئيسه مجلس يكي از درخواست كنندگان يك فوريت براي اين لايحه گفت: قانون هيئت منصفه مطبوعات در مجلس پنجم تصويب شد، ولي در مجلس ششم در مورد هيئت منصفه مقررات جديدي تصويب شد كه در عمل قابل اجرا نبود.
وي افزود: مقررات جديدي كه در مجلس ششم در مورد هيئت منصفه مطبوعات تصويب شد و باعث عريض و طويل شدن هيئت منصفه مطبوعات و بلاتكليفي مي شد. به همين دليل در مجلس هفتم لايحه اي آمد تا زمان اجراي كامل اين قانون موقتا اجرا شود.
قرباني تصريح كرد: اجراي اين قانون براي مدت 2 سال بود كه اكنون اين مدت پايان يافته است و ما با خلأ قانوني مواجه هستيم.
پس از اين توضيحات، مخالف و موافق به بيان نظرات خود پرداختند و در پايان يك فوريت اين لايحه با 130 راي موافق، 38 راي مخالف و 16 راي ممتنع از مجموع 241 نماينده حاضر به تصويب رسيد.
رامين: مجلس از سطحي نگري اجتناب كند
نماينده دماوند و فيروزكوه در مجلس گفت: قوه مقننه بايد به شدت از سطحي نگري و اختلافات جناحي و سياسي اجتناب نمايد.
شاهرخ رامين در نطق پيش از دستور ديروز خود افزود: مجلس همچنين بايد از افتادن به وادي چالش هاي فردي گروهي و روزمرگي پرهيز كند.
تاميني: به گيلان بيشتر
توجه شود
نماينده رشت در مجلس خواستار توجه بيشتر مسئولان به استان گيلان شد. تاميني در نطق پيش از دستورش با اشاره به توانمندي ها و ظرفيت هاي خدادادي استان گيلان گفت: گيلان با پيشينه تاريخي و طبيعي طولاني و با داشتن بيشترين ميزان باسوادي و كمترين رشد جمعيت چرا بايد با مشكلاتي نظير نرخ بالاي بيكاري، آب شرب نامناسب و ... مواجه باشد؟
پيشنهاد كواكبيان
كواكبيان عضو فراكسيون اقليت با اشاره به موضوع هسته اي گفت: از تصميم گيران استدعا داريم كه زمينه اي فراهم سازند كه هرچه سريعتر پرونده هسته اي از شوراي امنيت سازمان ملل به سازمان انرژي اتمي(!) منتقل شود.
نماينده سمنان همچنين از نمايندگان خواست با تفكيك كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي زمينه استفاده از متخصصان روابط بين المللي را در راهبردهاي عرصه سياست خارجي فراهم كنند.
خاطرنشان مي شود مسئولان كشورمان بارها گفته اند بايد موضوع هسته اي ايران از شوراي امنيت به آژانس بين المللي انرژي اتمي منتقل شود.
كامران: گزارش تحقيق وتفحص از قوه قضائيه
پيگيري شود
نماينده اصفهان در مجلس خواستار پيگيري جدي نتيجه تحقيق و تفحص از قوه قضائيه شد.
حسن كامران در نطق خود گفت: از رئيس قوه قضائيه و رئيس مجلس مي خواهم نسبت به قضيه پاليزدار در چارچوب قانون جدي برخورد شود.
وي همچنين اظهار داشت: گزارش تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه هم بايد به طور جدي پيگيري شود.

 



در مكتب امام

احكام الهي را پياده كنيد تا باطل برود
ما بايد كوشش كنيم كه مفاد اين آيه شريفه را متحقق كنيم و همه ملت هاي اسلامي بايد كوشش كنند كه حق را درجامعه خودشان پياده كنند كه مصداق «جاء الحق» متحقق بشود و اگر چنانچه حق آمد، باطل خود به خود، ذاهق خواهد شد. ما بايد كوشش كنيم كه از خودمان گرفته تا برادرهاي اسلامي و برادرهاي ديني خودمان درهمه كشورهاي اسلامي، به «حق» توجه كنيم و حق را پياده كنيم. مجرد حرف نباشد كه ما فقط يك شعاري بدهيم كه حق آمد و باطل رفت. آمدن حق شعار نيست، آمدن حق عمل است. آمدن حق نشان دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است؛ پياده كردن همه احكام الهي است و اگر چنانچه احكام الهي در يك ملت پياده بشود، باطل از آن ملت كوچ مي كند.
صحيفه نور-جلد 13- صفحه 47

 



سخنگوي جديد وزارت خارجه: تحميل نظرات، مذاكره را برهم مي زند

سخنگوي جديد وزارت امورخارجه در اولين حضور خود در جمع خبرنگاران ضمن رد هرگونه تعيين ضرب الاجل براي ايران از سوي غرب بر تداوم مذاكرات تاكيد كرد.
به گزارش مهر، حسن قشقاوي در حاشيه جلسه علني ديروز مجلس درخصوص اظهارنظر اخير رايس وزير امور خارجه آمريكا مبني بر تعيين ضرب الاجل براي پاسخ دادن ايران بيان داشت: به هيچ وجه بحث تعيين اولتيماتوم و ضرب الاجل در ميان نبود بلكه در جريان مذاكرات قرار بر اين بود كه در مدت دو هفته موضوع مورد بررسي ايران قرار بگيرد.
وي با بيان اين نكته كه ايران حضوري سازنده و جدي در مذاكرات دارد، اظهار داشت: بحث هسته اي بر پايه يك تعامل مشترك و توافق جمعي قابل حل است و ما از راهبرد تعامل با مجموعه كشورها استقبال مي كنيم، اما اگر يك طرف بخواهد در مذاكرات نظر خود را به ايران تحميل كند اين ديگر مذاكره نيست چون با اعمال تحميل همه چيز تمام شده محسوب مي شود.
وي با تاكيد بر اينكه ايران در مدت كمتر از دو هفته پاسخ نامه وزراي خارجه شش كشور را ارائه كرده افزود: ما با حضور در مذاكرات ژنو نشان داديم كه اراده سياسي ايران جدي بودن در مذاكرات است اما به اعتقاد ما مذاكره بايد سازنده، راهبردي جامع و جهت حل مشكلات به صورت اساسي و بنيادين باشد.
سخنگوي وزارت خارجه با رد بحث درباره تعليق در طول مذاكرات تاكيد كرد: از قبل و بعد از مذاكرات بحث تعليق مطرح نشد و سياست ايران در اين بازي كاملاً روشن است. وي اضافه كرد: مي توانيم بر سر نقاط مشترك صحبت كنيم و نبايد بر عناصر رسانه اي و تبليغاتي بي پايه تكيه شود.
انتصابات جديد در وزارت خارجه
به گفته يك مقام آگاه در وزارت امور خارجه قرار است به زودي علي آهني سفير ايران در فرانسه جايگزين آخوندزاده سفير ايران در آلمان شود.
اين مقام مسئول با اعلام اين مطلب به مهر گفت: آهني به علت پايان ماموريت خود در فرانسه به زودي به ايران باز مي گردد و به عنوان سفير ايران در آلمان منصوب خواهد شد.
وي يادآور شد: همچنين قرار است ميرابوطالب به عنوان سفير جديد ايران روانه پاريس شود.

 



با حضور كارشناسان سياسي رسانه اي صورت مي گيرد بررسي ابعاد رسانه اي عمليات رضوان

انيستيتو مطالعات ارتباطات و رسانه، نشست تخصصي بررسي ابعاد رسانه اي عمليات رضوان را برگزار مي كند.
به گزارش روابط عمومي انيستيتو مطالعات ارتباطات و رسانه، اين نشست، ساعت 14، روز سه شنبه هشتم مرداد ماه و با حضور حسن عابديني مديركل اخبار شبكه العالم و سعدا... زارعي، كارشناس مسائل بين المللي، در سالن شهداي دانشجوي دانشكده خبر برگزار مي شود.
رئيس انيستيتو مطالعات ارتباطات و رسانه، هدف از برگزاري اين نشست را بررسي جهت گيريهاي رسانه هاي داخلي و خارجي در پوشش خبري عمليات غرورآفرين رضوان در لبنان بيان كرد.
فريد صادقي افزود: رصد جهت گيري هاي رسانه ها و توليد محتواي غني در مقابله با جنگ رسانه اي دشمنان، در دستور كار انيستيتو مطالعات ارتباطات و رسانه قرار دارد.
علاقمندان جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 88409701 روابط عمومي انيستيتو مطالعات ارتباطات و رسانه، تماس حاصل فرمايند.
خاطرنشان مي شود در جريان عمليات غرورآفرين رضوان پنج تن از اسراي لبنان از جمله سمير قنطار (آزاده اي كه 30 سال در بند رژيم صهيونيستي بود) آزاد شدند و پيكر 200 شهيد حزب الله لبنان با جسد 2 نظامي ارتش رژيم صهيونيستي مبادله شد. رئيس رژيم صهيونيستي در روز آزادي اسراي لبناني گفت: اسرائيل در اين روز خون گريه مي كند.

 



رابطه با آمريكا از نگاه امام (ره)- قسمت چهارم با چشم هاي باز توطئه ها را بشكنيم

ابراهيم حاجي محمدزاده
از ديدگاه سياسي- الهي امام خميني استكبار جهاني و صهيونيزم بين الملل در تمامي زمينه هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، نظامي با كمك تئوري پردازان و سازمان هاي بين المللي و كارگزاران مزدور خود در ابعاد مختلف، محرومان و مستضعفان را در بند كشيده اند. معمار انقلاب اسلامي مهم ترين وظيفه علما و روحانيت متعهد به اسلام ناب محمدي را شناخت راه هاي پيچيده استثمار ملت ها توسط جهانخواران و ارائه راه هاي مقابله با آن را به ملت هاي محروم مي دانند:
«و يكي از مسائل مهمي كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدي با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادي شرق و غرب و مبارزه با سياست هاي اقتصادي سرمايه داري و اشتراكي در جامعه است. هرچند كه اين بليه دامنگير همه ملت هاي جهان گرديده است و عملاً بردگي جديدي بر همه ملت ها تحميل شده و اكثريت جوامع بشري در زندگي روزمره خود به اربابان زر و زور پيوند خورده اند و حق تصميم گيري در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علي رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمين هاي حاصلخيز جهان و آبها و درياها و جنگل ها و ذخاير، به فقر و درماندگي گرفتار آمده اند و كمونيست ها و زراندوزان و سرمايه داران با ايجاد روابط گرم با جهان خواران، حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كرده اند و با ايجاد مراكز انحصاري و چند مليتي، عملاً نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه هاي صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتي نرخ گذاري و بانكداري را به خود منتهي نموده اند و با القاي تفكرات و تحقيقات خود ساخته، به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده والا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقي نمانده است و اين مقتضاي خلقت و جامعه انساني است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهي اندك هم از پرخوري و اسراف و تعيش ها جانشان به لب آيد. به هر حال اين مصيبتي است كه جهانخواران بر بشريت تحميل كرده اند...»(1)
و بر همين مبنا تمامي سازمان هاي عريض و طويلي كه به نام دموكراسي، حقوق بشر و... به راه انداخته اند، در راستاي منافع و تحقيقات خود ساخته ابرقدرت ها ديده و بارها هشدار مي دهند:
«... اصلاً انسان مطرح نيست پيش آنها -حق و حقوق انسان- اصلاً مطرح نيست در اين جوامعي كه طرفدار حقوق بشرند. ابداً حقوق بشر مطرح نيست، حقوق ابرقدرت ها مطرح است آنها براي ابرقدرت ها حق قائلند. حقشان هم اين است كه همه ممالك را بچاپند...»(2)
زماني كه آقاي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا از موضع قدرت براي آزادي گروگان ها نمايندگاني را اعزام مي كند، امام با رد مذاكره با آنان، براي مردم بطور ملموس مواضع استكباري آمريكا را اينگونه برمي شمارند:
«... ما با كي ملاقات كنيم؟ با چه جمعيتي ملاقات كنيم؟ با آنهايي كه اسم خودشان را بشردوست گذاشتند، لكن دوايي اگر چنانچه ببينند كه بخواهند تجربه كنند كه آيا ضرر دارد يا ندارد مي فرستند در طرف هايي، همان طوري كه شما، دكترهاي شما وقتي كه بخواهند امتحان كنند يك دوايي را به خرگوش مي زنند يا به موش مي زنند، اينها به دنياي سوم مي فرستند. ما با اينها مي توانيم بنشينيم صحبت كنيم؟ ما با اينها مي توانيم كه مملكتي را كه آنها اين طور ما را حساب مي كنند، مثل خرگوش ما را حساب مي كنند يا بدتر، امتحان دواهاشان را روي جوان هاي ما مي كنند، ما با اينها چه صحبت كنيم؟ آنكه شبكه هاي جاسوسي در اين جا درست كردند، توطئه درست كردند، كردستان و امثال اينها را، اينها نقشه مي كشند و راه مي دهند. ما با اينها بنشينيم صحبت بكنيم! چي چي صحبت بكنيم... چه مي گوييد شما؟ مي خواهيد بياييد بگوئيد كه (محمدرضا) باشه آنجا؟ يا مي خواهيد بياييد بگوييد كه نه، شما ديگر حالا ببخشيد ايشان را؟ چه چيز مي خواهيد به ما بگوييد؟ مي خواهيد تحويل بدهيد، خوب تحويل بدهيد، ديگر گفت وگو ندارد، حرف ندارد اين، خوب تحويل بدهيد، لانه جاسوسي هم از اين جا برداريد. بنشينيم آنوقت دولت ما صحبت بكنند راجع به مسائل ارتباطي، كه معلوم نيست يك ارتباط صحيح هم باشد، لكن با همه ملت ها، ما با هيچ ملتي بد نيستيم، اسلام آمده بود براي تمام ملل برناس، يا ايهاالناس، اسلام براي همه است. دلسوز بشر است، ما هم تابع اسلاميم، ما هم دلسوزيم براي بشر. ما با هركسي كه با ما به طور انساني رفتار كند ما با او دوستيم؛ اما ما را حساب كنند. ما را از موش بدتر نكنند كه دواهاي خودشان را روي ما حساب كنند، روي ما امتحان كنند، ما را هم آدم حساب كنند. آنهايي كه دم مي زنند از اين طرف و از آن طرف، نمي فهمند اين را كه آنها با شما چه نظري دارند، آنها شما را چه مي دانند اين حبسيها، اين شلاق ها، حيثيت ها را، آقا! آنها براي ما چيزي قائل نيستند، آنها شما را موش مي دانند، بدتر از موش مي دانند. آنها از حيوانات مي گويند حمايت مي كنيم، اما ما را آن طوري حساب مي كنند. شما چه حيثيتي داريد، ما چه حيثيتي پيش اينها داريم؟ ما چه صحبتي با اينها داريم چه چيز با اينها بنشينيم با اينها بگوييم...»(3)
امام خميني يادآور مي شوند كه مذاكره با استكبار جهاني و مزدورانش در حالي كه در عمل مي خواهند سياست ها و مطامع خودشان را دنبال نمايند، به ضرر ملت ماست:
«... در زمان محمدرضا- آن اوايل نهضت- دست و پا مي كردند كه يك تفاهمي بشود. يك دفعه كه آمدند پيش ما كه مي خواهيم كه مثلاً ملاقاتي، چيزي طرح بشود. من به ايشان گفتم كه «علم»(4) هستش، ما وارد مذاكره نمي شويم شما اول «علم» را كنار بگذاريد، بعد وارد مذاكره بشويم. ببينيم چه بگوييم، حالا هم تا اين مركز جاسوسي در اينجا بپاست، و تا آن خائن را كه آنجا برديد (محمدرضا) و آنجا هم يك مركز جاسوسي ديگر مي خواهيد درست بكنند و يك مركز توطئه ديگر مي خواهند درست بكنند. تا آن آنجاست و اين اينجاست، جاي صحبت نيست، نه من صحبت مي كنم نه كس ديگر، وقتي اين دو تا از بين رفت، آن وقت بنشينيم ببينيم بايد چه بگوييم، ببينيم كه آيا رابطه ما، رابطه يك مظلوم با يك ظالم، يا يك قلدر با يك مستضعف است. نه، ما ديگر رابطه اي نداريم، و اگر رابطه انساني است، روابط انساني با هيچ جا مانعي ندارد، ما با ملت ها خوب هستيم.... بايد همه شما و همه ما با چشم هاي باز، دل هاي روشن به اين توطئه ها نظر بكنيم و اين توطئه ها را بشكنيم...»(5)
امام(ره) در اواخر عمر مباركشان قبل از اينكه آمريكا و متحدانش در باتلاق خاورميانه، افغانستان، عراق، لبنان و... به دام بيفتند، خطاب به آنان هشدارهايي دادند كه اگر گوش شنوايي بود به نفع تمامي ملت ها از جمله غربي ها تمام مي شد:
«... دنيا حالا اين نيست كه شما هرچه آنجا نشستيد و گفتيد، اين عمل بشود. شما نهايت امر بتوانيد كلاه خودتان را نگه داريد، دنبال اين نباشيد كه كلاه مردم را برداريد. اگر نفهميديد تا حالا كه دنيا چه خبر است، بايد گفت كه شما در رأس نفهم ها واقع هستيد و اگر مي فهميد و خيال مي كنيد مردم ديگر نمي فهمند، اين باز يك اشتباه بزرگ است كه شما خيال مي كنيد مردم حالا، مردم زمان صد سال پيش از اين اند، مردم پنجاه سال پيش از اين اند. اين طوري نيست تغيير كرده است، تحول حاصل شده است، دنيا بهم خورده است، انقلاب پيدا شده است در دنيا و شما سرتان را زير برف كرده ايد و همان حرف هاي سابق را مي زنيد: اگر خليج فارس چه بشود، تنگه هرمز چه باشد، ما چه مي كنيم، شما خيال مي كنيد كه حالا هم مثل سابق است كه در خليج فارس و در همه جا يك كلمه مي گفتند، تمام شد قضيه. حالا نيست مسئله اين طور، بفرمائيد در خليج ببينيد چه خبر است! و لهذا يك روز مي گويند ما چه مي كنيم، يك روز برمي گردند، يك روز مي گويد نگفتيم اين طور. در كاخ سفيد مسائل مسائلي است كه يكي شان مي گويد كه ما دخالت نظامي مي كنيم، يكي شان مي گويد ابداً همچو چيزي نبوده، اصلاً سردرگم اند، نمي فهمند چه مي كنند و باز هم نشناخته اند مردم را، نشناخته اند دنيا را، دنيا عوض شده است، شما هم بايد خودتان را عوض كنيد، نمي شود حالا مثل سابق با ديكتاتوري يا با تبليغ به هم زد اوضاع را، يك كلمه شما بگوييد، خيال مي كنيد همه بايد بگويند چشم، نمي گويند ديگر، مردم نيستند اين طور حالا و بايد شما خودتان را عوض كنيد و با مردم راه بر ويد. خيال نكنيد كه همه مردم بايد دست به سينه در مقابل هيچ حرفي نزنند...»(6)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيفه امام ج20 ص339
(2) صحيفه امام ج8 ص335
(3) صحيفه امام ج11 ص15
(4) اسدالله علم، كه براي يك دوره نخست وزير، و سال ها وزير دربار محمدرضا بود
(5) صحيفه امام ج11 ص17
(6) صحيفه امام ج20 ص242

 



خود را نبين!

اين خاندان اهل بيت(ع) همانطوري كه به ما فرمودند علم غذاي جان است؛ فلينظر النسان لي طعام ه (1)، يعني ع لم ه ؛ معلّم اين علم را هم به ما آموختند. كار اينها آن است كه اصل را القاء كنند و تفريع به عهده صاحب نظران است. آيات فراواني در سوره مباركه عبس هست؛ امام ششم رخي از اين پرده برداشت. فرمود: فلينظر النسان لي طعام ه ا ي ع لم ه (2).
آنگاه روشن مي شود معناي اينكه انزل م ن السّماء مآءً (3) يا انزلنا م ن السّماء مآءً (4) و صببنا م ن المآء صبّاً و شققنا م ن الأرض شقّاً (5)، آنها را هم بفهميد. اگر منظور از اين طعام، علم شد؛ آن زمين هم مي شود زمينه، آن مطر هم مي شود افاضه؛ يعني سراسر آيه با يك جرقّه روشن مي شود. اگر منظور طعام راستين، علم است؛ اين طعام در بازار كدام طعام فروش به مصرف مي رسد؟ آن را هم اين خاندان بايد بيان كنند.
امام هفتم، موساي كاظم (ع) فرموده است: مي داني چرا علي را امير مؤمنين مي گفتند؟! نه تنها براي اينكه امر مي كند، بلكه ميره مي دهد. المير ه هو الطّعام. ل أنّه يميرهم الع لم (6)؛ فرمود: ل أنّه يميرهم الع لم كما قال سبحانه و تعالي ( نمير اهلنا ) (7). حالا معلوم شد همه دانشمندان، قحطي زدگان مصرند كه بايد به سراغ يوسف مصر بروند و اين خاندان يوسفان عزيز مصري اند كه ما بايد بگوئيم: يا يوسف مسّنا و اهلنا الضّر (8)!
حالا بايد ديد راه اين تغذيه فكري چيست. امام هفتم (ع) فرمود در چند روايت كه از قرآن تجاوز نكنيد. لا تعدوا، لا تتجاوز؛ اين تعبيرات از امام هفتم آمده است. تعدّي نكنيد، تجاوز نكنيد، از قرآن بيرون نرويد؛ گاهي در حضور، گاهي در جواب نامه مي فرمود: در مسائل توحيد از قرآن تعدّي نكنيد.
اين نه براي آن است كه بالاتر از قرآن راهي هست، منتها منع كرده اند؛ نخير، راه نيست! شما در صدر و ساقه سخنان امام هفتم مي بينيد بيانات فراواني براي اثبات صفات ثبوتيّه و سلب صفات سلبيه آمده است. امّا آن مبدأ المبادي همه اين براهين ثبوتي و سلبي يك شيء است و آن اطلاق ذاتي حق است. كه ذات أقدس له هستي محض است؛ آنگاه هستي محض همه كمالات را داراست. آن كمالاتي كه نامحدود است، عين اوست. آن كمالي كه محدود است، فعل اوست. و از همه نقص ها منزّه است؛ چه در مقام ذات، چه در مقام كار. اين را از كجا استفاده مي كند امام هفتم؟ همه براهيني كه امام هفتم اقامه مي كند، از كجاي آيه مدد مي گيرد؟
بعد از اينكه بسياري از اوصاف را ذكر مي كند، مي فرمايد: ذات أقدس له در قرآن كريم اينچنين فرمود: ما م ن نجوي ثلاثه لا هو راب عهم و لا خمسه لا هو ساد سهم و لا ادني م ن ذل ك و لا اكثر لا هو معه (9) . بعد حضرت اضافه كرد : فقد ا حتجب ب غ ير ح جاب محجوب و استتر ب غ ير ستر مستور لا له لا هو الكبير المتعال (10). خب از كجاي اين آيه مي توان استفاده كرد كه حق نامحدود است؟
فرمود: گذشت آن تفكّر تثليث مسيحي كه بگويند خدا ثالث ثلاث ه است. خدا ثالث ثلاث ه نيست، خدا رابع ثلاث ه است ! آن ثالث ثلاث ه كفر است و اين رابع ثلاث ه توحيد ناب. لقد كفر الّذين قالوا نّ الله ثال ث ثلاثه (11)، اين كفر است. امّا ما م ن نجوي ثلاثه لا هو راب عهم توحيد ناب است، و لا خمسه لا هو ساد سهم توحيد ناب است، و لا ادني م ن ذل ك و لا اكثر لا هو معهم، اين توحيد ناب است.
چه فرق است بين ثالث ثلاث ه كه كفر است و گوينده اش تثليثي است؛ و بين رابع ثلاث ه كه توحيد ناب است و معتقدش موحّد؟! فرمود: ثالث ثلاث ه يعني واحد عددي كه در رديف اوّل و دوّم مي نشيند، در كنار آنها مي آرمد، از آنها جداست، آنها از وي جدايند؛ آنها با آمدن وي مي شوند سه، بدون او مي شوند دو. او ثالث اين سه تاست. از هر جا شروع بكنيم، اوّل و دوّم و سوّم است، در رديف آنهاست؛ اين مي شود تثليث. بازده تفكّر تثليثي اين مي شود: نحن ابناء الله (12). بازده منحوس اش مي شود: قالوا اتّخذ الله ولداً (13).
امّا ما م ن نجوي ثلاثه لا راب عهم، يعني ذات أقدس له در رديف چيزي نيست، كسي هم با او هم رديف نيست. او به رقم و نجوم نمي آيد كه اگر سه نفر كنار هم نشستند، با خدا، به علاوه خدا بشود چهار نفر ! سه نفر، سه نفر اند؛ خدا با همه است و چهارمي سه نفر است، نه چهارمي چهار نفر! رازش اين است كه ثالث ثلاث ه با اوّلي نيست، با دوّمي نيست، بين اوّل و دوّم نيست، درون اوّل و دوّم نيست، جداي از اوّل و دوّم در كنار آنها آرميده است.
امّا رابع ثلاث ه اين است: با اوّلي هست، درون اوّلي هست، بيرون اوّلي هست، بين اوّل و دوّم هست، درون و بيرون دوّم هست، در سوّمي هست، بين اوّل و سوّم هست، بين اوّل و دوّم هست، بين دوّم و سوّم هست، و هيچ جا نيست! اين مي شود رابع ثلاث ه؛ شما اگر بخواهي بشمري، بايد اشاره كني. وقتي اشاره مي كني؛ مشيرت، اشاره ات زير پوشش اوست. به كجا اشاره مي كني؟! لذا او به عدد در نمي آيد. حالا آنگاه بعدها شده واحد لا بعدد.
اگر علي كه امير مؤمنان است، به مؤمنين ميره مي دهد؛ اين طعام را از قرآن گرفته است. اگر فرمود: واح أ لا ب عدد (14)، براي اينكه قرآن فرمود: ذات أقدس له رابع ثلاث ه است. اين آياتي است كه در سوره مباركه مجادله، ما آناء اللّ يل و اطراف النّهار مي خوانيم.
آنگاه وقتي ما م ن نجوي ثلاثه لا هو راب عهم خود را نشان داد؛ نحن ابناء الله رخت بر مي بندد، قال اتّخذ الله ولداً رخت بر مي بندد؛ لم يل د و لم يولد ظهور مي كند، لم يتّخ ذ صاح بهً و لا ولداً (15)جلوه مي كند. آنها محصول ما م ن نجوي ثلاثه لا هو راب عهم خواهد بود. اين مي شود اطلاق ذاتي. اگر در جائي ما يكون م ن نجوي ثلاثه لا هو راب عهم، اگر در جائي ذات أقدس له محصور نيست، و نامحدود است؛ نه تنها برهان توحيد تتميم مي شود ، نه تنها جا براي واجب ديگر نيست، چيزي ديگر هم روشن مي شود.
لذا امام هفتم فرمود: جلوتر نرو كه غرق مي شوي! فرمود: اگر خواستي اين معنا را بفهمي؛ اين معنا، معنائي نيست كه در مدرسه پيدا بشود. معنائي نيست كه در مسجد پيدا بشود؛ ما عمري را در مسجد و مدرسه گذرانديم. خب ما اگر خواستيم اين معنا را بفهميم؛ او كه با ماست، در درون ماست، در بيرون ماست بدون امتزاج. چه كنيم ؟
امام هفتم راه نشان داد؛ فرمود در ذيل همين جمله، بعد از اينكه فرمود: ما يكون م ن نجوي ثلاث لا هو راب عهم، بعد راه نشان داد. فرمود: فقد ا حتجب ب غ ير ح جاب محجوب و استتر ب غ ير ستر مستور ليس ب ينه تعالي و ب ين خلق ه ح جاأ غير خلق ه فقد ا حتجب ب غ ير ح جاب محجوب و استتر ب غ ير ستر مستور لا له لا هو الكبير المتعال. فرمود: اگر خواستي آني كه با توست، درون توست. قبل از اينكه تو چيزي را بفهمي، او مي فهمد كه چه مي فهمي. اگر خواستي او را ببيني، خود را نبين. بين او و بين تو، تو فاصله اي!
 سخنراني آيت الله جوادي آملي (دام ظلّه العالي) در كنگره جهاني حضرت امام موسي كاظم (ع) سال 1368
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) عبس . 24 (2) الكافي . ج1 . ص50
(3) بقره . 22 (4) حجر . 22
(5) عبس . آيات 25 و 26 (6) بحار الأنوار . ج37 . ص293
(7) يوسف . 65 (8) يوسف . 88
(9) مجادله . 7 (10) الكافي . ج1 . ص105
(11) مائده . 73 (12) مائده . 18
(13) بقره . 116 (14) نهج البلاغه . خطبه 185
(15) الكافي . ج1 . ص88

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14